دیری است که متکلمان مسلمان درباره صحت اطلاق مخلوق بر افعال انسان به منازعه بر خاسته اند. این نزاع در کاوشهای تفسیری نیز به ظهور رسیده است. در این راستا، رویکرد سه مکتب معتزلی، اشعری و شیعی در نگاه سه مفسر «زمخشری»، «فخر رازی» و «طبرسی» نسبت به موضوع یاد شده تأمل برانگیز است. زمخشری افعال انسان را مخلوق خدا نمی داند و مخلوق بودن اعمال انسان را با عدالت خداوندی و اختیار انسان ناسازگار می بیند؛ طبرسی نیز رأیی مشابه زمخشری دارد. در این مقاله بررسی خواهد شد که این دو مفسر در مقام ابطال نظریه مخالفت با جبر گرایی اشاعره، خود به چالش بیرون انگاری افعال انسان از جرگه مخلوقات الهی گرفتار آمده اند.
اما در تفسیر فخر رازی گر چه از خداوند به عنوان خالق همه کائنات و از آن جمله افعال خیر و شر بندگان یاد می شود اما دیدگاه او نیز از پس حل مشکلاتی چون عدالت خداوندی و آزادی انسان بر نمی آید.
در یک نگاه کلّی به الفاظی نظیر عمل، فعل و... چنین به نظر می رسد که اختلاف معنایی چندانی بین این الفاظ وجود ندارد. اغلب برخی این الفاظ را به جای یکدیگر استعمال کرده اند و آن گونه که پیداست تفاوتی میان آن ها قائل نشده اند. از طرفی، برخی واژه شناسان و مفسران برای الفاظ مذکور تعاریفی ذکر کرده اند که بر اختلاف معنایی میان آن ها دلالت دارد. در این میان علامه طباطبایی مفسر و حکیم برجسته معاصر، بیشترین توجه را به کشف حقیقت معنایی عمل مبذول داشته اند. ایشان با استناد به آیات قرآن و روایاتِ دالّ بر گستره معنایی عمل، حقیقت این واژه را به نحو دقیقی تبیین کرده اند. از دیدگاه علامه، عمل هیئتی ملکوتی است که بر نفس مجرد نقش می بندد.
روش شناسى تفسیر امام باقر (ع) وقتى ضرورت و اهمیت دارد که بدانیم عصر این بزرگوار دوران فرازها و فرودهاى فرقه هاى مذهبى و غیر مذهبى است. تلاشهاى فکرى و فرهنگى معتزله، مرجئه، اهل قیاس، غلات، همراه خوارج و اهل کتاب، از ویژگیهاى عصر امام باقر (ع) است که به کارگیرى روشهاى مختلف تفسیر قرآن از سوى امام گویاى حضور فرهنگى و فکرى فرقه هاى مذکور است.
مقاله حاضر با روش توصیفى ـ اسنادى، با تتبّع در روایات تفسیرى این امام همام در مصادر روایى فریقین ـ به ویژه اهل سنّت ـ به دنبال شناخت روش ایشان در تفسیر قرآن است و بیان مى دارد که امام، زمانى قرآن را به نطق درآورده، از آن براى تفسیر کلام الهى استفاده نموده اند و گاهى در حوزه معناشناسى به تبیین واژگان آیات الهى پرداخته اند، جرى و تطبیق، استفاده از عقل و برهان، بهره گیرى از اسباب نزول و ... از دیگر روشهاى تفسیرى امام است که مطرح مى شود.
شیوه قصه گویى را مى توان یکى از رایج ترین شیوه هاى قرآن کریم دانست. کثرت کاربرد این شیوه، ناشى از ویژگى هایى همچون ملموس بودن، القاى غیرمستقیم ارزش ها و نیز ایجاد ارتباط عمیق این شیوه با مخاطب مى باشد که باعث افزایش میزان تأثیر این شیوه در مخاطب مى شود. قصه هاى قرآن داراى ویژگى ها و اهداف مشخصى هستند که در پژوهش حاضر مورد بررسى قرار گرفته است. از محورهاى مهمى که در قصص قرآنى مورد توجه قرار گرفته، بینش بخشى به ارزش هاست. این نوشتار درصدد بررسى «چگونگى بهره گیرى قرآن از این شیوه، در جهت بینش دهى به ارزش ها» مى باشد؛ یعنى قرآن براى ایجاد آگاهى روشن نسبت به مطلوبیت امرى و جلب توجه افراد نسبت به ارزشمندى آن، چگونه از قصه بهره برده است؟
در آیاتی از قرآن کریم دربارة رویدادهای گذشته، سرنوشت پیامبران، اقوام و شخصیت های پیشین و دیگر امور تاریخی سخن گفته شده است. برخی خاور شناسان بر تعارض اخبار تاریخی قرآن با گزاره های تاریخی کتب دیگر، از جمله کتاب مقدس تأکید می ورزند. یکی از این موارد، ادعای خطای تاریخی دربارة اصحاب ایکه، اهل مدین و پیامبر آنان حضرت شعیب علیه السلام است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، ادعای خاور شناسان را در این باره نقد و بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که ادعای خطای قرآن به ادلة متقن مردود است و قصة قرآنی مدین با کتاب مقدس همخوانی دارد. ادله و شواهد، از تعدد مکانی مدین و ایکه حکایت دارند و حضرت شعیب از اهالی مدین بوده، ولی در هر دوجا به نبوت مبعوث شده است. مدین و ایکه در جهت شمال غربی جزیرةالعرب در کنار بزرگ راه حجاز به شام بوده اند.
در این جستار، شباهت هایحضرت عیسی(ع) با حضرت علی(ع) در سه حوزه قرآن و سنت(حدیث)، کلام و عرفان با تأکید بر منابع اصیل و رویکردی مقایسه ای مورد بررسی قرارگرفته است، نقطه اوج این شباهت ها را می توان در دو حوزه عرفان و تشیّع ملاحظه کرد. از لحاظ خاستگاه، قرآن و سنت نخستین منابعی هستند که القا کننده چنین مفهومی به حساب می آیند. در قرآن، به عنوان مثال در تفسیر سوره های زخرف و نساء، با آیاتی مواجه می شویم که به تشابه این دو بزرگوار اشاره شده است. بازتاب تشابه بینحضرت عیسی(ع) و حضرت علی(ع) را در احادیث پیرامون موضوعاتی از قبیلِ زهد، رجعت، فتوت و خوارق عادات می توانیافت. پس از قرآن و سنت، شیعه نصیریه، به ویژه در اعتقادشان به تثلیث، گزارشگر این همانندی ها است. در ادامه، با ظهور مکتب ابن عربی و مطرح ساختن نظریه ختم ولایت برایحضرت عیسی(ع) و حضرت علی(ع)، و اشتراک هر دو در مفهوم نبوت عامه، می توان چنین برداشت نمود که علت این همانندی ها، مفهوم ولایت است؛ تفکری که انعکاس آن را در طریقت بکتاشی می توان دید.
تفسیر ترجمه الخواص از تفاسیر ارزشمند قرآنی است که به زبان فارسی و توسط ابوالحسن علی بن الحسن زواره ای در سال 946 نگاشته شده است. این تفسیر مطابق مذهب حقّه امامیه و به روش روایی تألیف یافته است. نگارنده در این رساله پس از ایراد مقدمه ای مبسوط در معرفی نویسنده و تفسیر ترجمه الخواص به تصحیح انتقادی متن آن پرداخته است. اصل کتاب ترجمه الخواص، به شرح سوره های فاتحه و بقره پرداخته است از اینرو استعاذه و فوائد آن ، ترجمه سوره حمد و تفسیر آیات آن و بیان مناسبت میان فاتحه الکتاب و اعمال نماز و نیز تفسیر مضامین سوره بقره از موضوعات این رساله می باشد.