نقش حکیمان مسلمان در شکوفایی تمدّن اسلامی انکارناپذیر است و نیز نقش قرآن در شکل گیری تفکّر عقلانی و فلسفی مسلمانان از مهم ترین پرسش ها و مسائل پیش روست. به نظر می رسد که جامعیّت قرآن در ارائة آموزه های جهان شمول برای بسترسازی تحقّق سعادت حقیقی بشر باعث گردیده تا در این کتاب الهی، در زمینه های حکمی و عقلانی چون خداشناسی، جهان شناسی، انسان شناسی، اخلاق، سیاست و اجتماع برخی آموزه های لازم و جهت دهندة اندیشة متفکّران مسلمان، اعمّ از متکلّمان و فلاسفه بیان شده باشد. از این رو، ملاحظة نظام عقلانی اوّلین فیلسوفان مسلمان چون فارابی و ابن سینا موارد گوناگونی از تأثیرپذیری نظام فلسفی آنان را از قرآن نشان می دهد که محوریّت هستی شناسی توحیدی و تبیین خاصّ از معرفت شناسی وحیانی از مهم ترین آنهاست. در این تحقیق، تلاش می شود با توجّه به اوصاف کلّی قرآن و با ذکر برخی آموزه های حکمی، عقلانی و فلسفی آن، نحوة تأثیرپذیری فیلسوفان اسلامی چون فارابی و ابن سینا از آن در ابعاد گوناگون فلسفة خود بیان شود تا نشان داده شود که فلسفة اسلامی، علی رغم منابع غیراسلامی، تنها در پرتو تعالیم عقلانی و فلسفی قرآن بود که ویژگی «اسلامی» را به خود گرفت.
وصایت، امری الاهی است که در کنار نبوت و به منظور تکمیل رسالت مطرح می شود. وجود اوصیای بزرگ برای انبیای اولوالعزم، امری است که در تمام ادیان ابراهیمی، اعم از یهودیت، مسیحیت و اسلام مطرح شده است. هم کتاب مقدس و هم قرآن، وصایت را قبول داشته، آن را منصبی الاهی و نیازی ضروری برای تکمیل دین خدا می دانند. این مقاله با استناد به کتاب مقدس، قرآن و منابع اسلامی، ابتدا به بحثِ وصایت انبیای اولوالعزم می پردازد و سپس بحث وصایت در اسلام و جانشینی نبی اکرم(ص) را بررسی می کند و آن را در امتداد سلسله اوصیا که در کنار سلسله انبیا قرار دارد، مطرح می کند. در پایان، این نکته بیان میشود که کامل ترین دین، کامل ترین وصی را می طلبد؛ از اینرو پیامبر(ص) به امر خدا امام علی(ع) را به جانشینی برگزید.
این مقاله با روش توصیفى تحلیلى و از رهگذر شناسایى آثار قرآنى زیدبن على، جایگاه وى را در علوم قرآن و تفسیر بازگشوده است. کاربرد «حلیف القرآن» درباره وى نشانگر پیوند استوار او با قرآن است. زید داراى قرائتى مشهور بوده که برخى آن را در کتابى مستقل جمع آورده اند. «مدخل الى القرآن و تفسیر لمواضع مختارة منه» زید، علاوه بر مباحث مقدماتى لازم براى تفسیر، مشتمل بر تفسیر برخى آیات مى باشد. احتمالاً «تفسیر سورة الفاتحة و بعض آیات القرآن» منسوب به وى، درس گفتارهاى او در مدت پنج ماه زندانى بودنش در کوفه مى باشد. همچنین احتمالاً «الرد على القدریة من القرآن» منسوب به وى، همان «الرد على المجبرة» است که در ضمن مجموعه کتاب ها و رسائل زید منتشر شده است. زید «الصفوة» را به منظور اثبات برترى اهل بیت علیهم السلام با تکیه بر آیات قرآن نگاشت و در «کتاب القلة و الکثرة» که نگاشته خود زید یا به املاى اوست، ملاک حقانیت نبودن اکثریت را از منظر قرآن اثبات کرد. «تفسیر غریب القرآن» در صورت صحت انتسابش به زید، نخستین تألیف در غریب القرآن خواهد بود.
تفسیر مراغی از تفاسیر مهم معاصر است. مؤلّف آن احمد مصطفی المراغی رئیس أسبق دانشگاه الازهر و از شاگردان مکتب تفسیری المنار است. مفسّر با تکیه بر مبانی و روش هایی به تفسیر آیات قرآن پرداخته است. حجیّت ظواهر کتاب، عدم حجیّت اخبار آحاد در تفسیر، عدم تحریف قرآن، ممنوعیت تفسیر به رأی و اعتقاد به تناسب آیات، از مبانی تفسیری وی به شمار می رود. وی در مواردی مانند تفسیر آیه 3 و 4 فیل و آیه 65 و243 و 259 بقره به مبانی تفسیری خود ملتزم نبوده است و در مواردی مانند تفسیر آیه 55 آل عمران، اخبار متواتر و یا اخبار محفوف به قراین صدق نزد اهل سنت را نادیده گرفته و آیات را بر خلاف ظاهر و بر خلاف آن روایات تفسیر نموده است. ایشان در روش تفسیری خود از روش های مختلف تفسیری بهره برده است. در این مقاله برخی از برداشت های تفسیری وی، که متاثر از اندیشه های وهابیت یا ناشی از تحلیل مادی آیات است، نقد شده است.
فقه اللغة واژگان قرآن بر خلاف برخی از شاخه های علوم قرآنی در همان پارادایم سنتی خود تنفس می کند. حتا واژگان دخیل آرتور جفری نیز نتوانست واکنشی که تاریخ قرآن نولدکه یا مذاهب تفسیری گلدزیهر ایجاد کردند، در پی داشته باشد. روشن است که مواجهه علمی (نه ایدئولوژکی) با این نوع پژوهش های غربیان، نیازمند برخی پیش نیازهاست که در حال حاضر زیرساخت های آن در رشته های علوم قرآنی فراهم نیست. در این مقاله سعی شده به برخی از ابعاد این موضوع پرتو افکنده شود و ضرورت آن با ارائه نمونه هایی تبیین گردد. بخش نخست مقاله به بایسته های ریشه شناسی مفردات قرآن در دوره معاصر می پردازد که متضمن چهار پیشنهاد می باشد و ایجاد رشته زبانهای سامی در دانشکده های علوم قرآنی از مهم ترین آنهاست. بخش دوم بر محور آسیب شناسی متون لغوی (متقدم و معاصر) است که چهار مشکل اولیه را رصد کردیم. طبیعی است که این تعداد بر حسب حصر عقلی یا منطقی نیست، بلکه می توان با تأمل بیشتر موارد دیگری به هر دو بخش افزود
آیة مبارکة نور از جمله آیاتی است که اندیشمندان مختلف، از جمله ابن سینا و ملاصدرا، دست به تفسیر و تأویل آن زده اند. ابن سینا در تفسیر خود، با نگاه فلسفی صرف، تمثیل های موجود در آیة نور را به مراتب عقل نظری تأویل می برد. در مقابل، ملاصدرا با بهره گیری از مبنای اصالت وجود و تشکیک وجود سعی در تبیین نظامی برای نزول فیض و رحمت الهی دارد و تمثیل های آیة نور را با این نظام تطبیق می دهد. آنچه در تفسیر ملاصدرا از آیة نور اهمیت دارد آن است که در عین وجود صورتبندی های مشائی در براهین منطقی صدرا برای اثبات وجود خدا به مثابة نور، باز هم جنبة فلسفی عرفانی وجه غالب و بارز تفسیر او بر آیة نور است. دغدغة فکری و تفاوت رویکرد ابن سینا و ملاصدرا، تفاوت روش شناختی تفسیری ابن سینا و ملاصدرا و توجه ملاصدرا به ظاهر و عبور از ظاهر به باطن از جمله عوامل مبنایی تفاوت تأویلی ابن سینا و ملاصدرا از آیة شریفة نور است.
کتاب "" بیان معانی الفاظ القرآن "" تصنیف علی ابن عبدالله بن عباس ( فو : 118 ه.ق)- که در ضمن مجموعه ای مخلوط از رسائل قرآنی است – در اصطلاح قرآن پژوهان ، در فن وجوه و نظائر قرآن کریم است . این کتاب ، اثری مستقل و ارزشمند در این زمینه به شمارمی آید و در آن ، وجوه معنایی 72 واژه از قرآن آمده است . دانشمندان ، کهن ترین اثر در این فن کتاب را "" الاشباه و النظائر "" مقاتل ابن سلیمان بلخی (فو : 150 ه.ق.) میدانند و در این نظر ، همداستانند . اگر صحت انتساب رساله مذکور به علی بن عبدالله بن عباس ، ثابت شود باید آن را کهن ترین نگاشته در این زمینه به حساب آورد که به نوبه خود ، ارزشی ویژه خواهد داشت . هیچ کدام از پنج نفری که در مصادر تراجم و رجال به این نام و نام پدر و جد ، نامبرده اند ، صاحب تالیف ، شمرده نشده اند ، با این وصف می توان قراین متعدد درون متنی و برون متنی برای صحت انتساب این رساله به علی بن عبدالله بن عباس ، اقامه کرد .