فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۷٬۲۳۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مفهوم، ارکان و شاخصه های پیشرفت اقتصادی از منظر قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت اقتصادی جامعه از منظر آیات و روایات دستاورد برنامه های اسلام در اجرای احکام الهی است. دین اسلام ثروتمندی جامعه را از جمله نعمت های خداوند بر انسانها معرفی کرده و مردم را برمی انگیزد که این نعمت را پاس دارند و از ایشان می خواهد که ثروت را در مسیری که به تکامل ایشان بینجامد به کار گیرند. لکن باید توجه داشت که در منطق اسلام، پیشرفت اقتصادی هدف برتر نیست، بلکه هدف آن است که کلیه استعدادهای انسانی شکوفا گردد و از این رهگذر به سعادت ابدی دست یابد. پیشرفت اقتصادی تنها یکی از مقدمات دستیابی به این هدف والا است. آنچه از تدبر در آیات و تتبع در روایات به دست می آید آن است که اسلام در رشد اقتصادی مطلوب خود از ارکان عمومی پیشرفت غافل نبوده است. در این مقاله سعی شده با بهره گیری از روش شناسی تفسیر آیات و فقه الحدیث، آموزه های قرآن و حدیث در باب پیشرفت اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
پژوهشى در معناى شیطان در قرآن کریم براساس فرهنگ عرب عصر نزول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراجعه به فرهنگ عربى براى تفسیر قرآن امرى لازم است و عدم مراجعه به آن سبب مى شود مفسر از درک و دریافت معناى دقیق و صحیح واژه ها و آیات قرآن بازماند. مقاله حاضر سعى دارد با رویکرد تحلیلى تاریخى، معناى واژه «شیطان» را در سیاق آیات متعدد قرآن با مراجعه به فرهنگ عرب عصر نزول بررسى نماید. حسى ترین معنا براى ماده شیطان در فرهنگ عربى طناب بلندى بوده است که با آن از چاه هاى عمیق آب مى کشیدند، سپس به معناى هر موجود سرکش ویرانگر و ضرررسانى، از انسان، جن یا سایر حیوانات تعمیم یافته است. معانى اى که از رهگذر این بررسى براى واژه شیطان در قرآن شناسایى شد عبارتند از: ابلیس و سپاهیانش، جنیان سرکش آزازرسان، انسان هاى وسوسه گر، شایعه پراکنان، سران منافقان، مارهاى زشت منظر و وحشتناک، و میکروب.
نقد و بررسی ادعای دلالت آیه «یدبر الامر» بر پایان دین اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از آیات الهی کتب مقدس، از مهم ترین شگرد های فرقه های انحرافی است. این بهره گیری به جهت موجه جلوه دادن عقاید فرقه ای، با سوء استفاده از جایگاه آیات الهی نزد معتقدین است که اغلب با تفسیر به رأی و تأویل بدون دلیل آیات الهی همراه است. بهائیت آیه ۵ سوره سجده را در جهت اهداف فرقه ای، دال بر پایان دین اسلام و دلیلی بر تثبیت ادعای علی محمد شیرازی و بشارتی بر ظهور وی دانسته است. مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی این ادعای بهائیت را مورد بررسی قرار داده است. یافته های تحقیق بر آن است که تأویلات بهائیت بر آیه مذکور با ظاهر الفاظ آیه، هیچ تناسبی نداشته و هیچ قرینه ای نیز بر آن وجود ندارد و از آنجا که این توجیه به جهت مستندسازی فرقه ای انجام پذیرفته، «تفسیر به رأی» است و اشکال های متعدد دیگری مانند تناقض گویی، کپی برداری و استنادات غیر علمی بر این مدعا وارد است.
قاعده «تصویرپردازی هنری سیّد قطب»، به تفکیک سوره های مکّی و مدنی، با محوریت سوره های مدّثّر و منافقون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشمندان علم بلاغت از دیرباز به جنبه های هنری و آفرینش های خاص و بدیع قرآن توجه داشته و در قالب اشکال گوناگون آن را بیان نموده اند. امروز شاید بتوان واژه «تصویر» را جایگزین این جنبه ها کرد، به طوری که با درک تصاویر قرآنی و بدون استفاده از اصطلاحات پیچیده بلاغی می توان راز جاودانگی قرآن و نفوذ آن در اعماق قلب مخاطب را دریافت. تطبیق قاعده تصویر بر سوره های مکی و مدنی به طور جداگانه (در اینجا دو سوره مدثر و منافقون) نتایج درخورِ توجهی به دست می دهد که پیامد آن توجه دقیق و ژرف آیات قرآن به گونه شناسی مخاطب، شرایط مکان و زمان و در نهایت، اثبات معجزه بودنِ آن است. آیات مکی در پی استوارسازی اندیشه و رسوخ یک عقیده در دل هستند پس باید با تصاویری بدیع و مؤثر و همراه با لحنی کوبنده و تند و صریح باشند. در مقابل، هدفِ آیات مدنی تطبیق این اندیشه ها در عمل است و برای این منظور باید تصاویری را در بر گیرند که درازدامن و آرامش بخش باشند.
تجلی قرآنی بایسته های اخلاق اجتماعی در صحیفه سجادیه(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
اندیشه های قرآنی امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه در تمام زمینه های معرفتی ازجمله در حوزه اخلاق اجتماعی تحت تاثیر قرآن و در این مجموعه به شکل دعا تجلی یافته است.در این آموزه معرفتی و دینی (اخلاق اجتماعی)، حضرت با بهره گیری از معارف قرآنی در این زمینه و تأثیر پذیرفتن از کلام وحیانی با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمانه خود به صورت مستقیم و غیرمستقیم به بیان این معارف و آیات قرآنی اهتمام ورزیده اند. ازاین رو محور اصلی این پژوهش ذکر انواعِ اثرپذیری کلام امام از قرآن در بیان بایسته های اخلاق اجتماعی است که امام سجّادعلیه السلام برای بیان این آموزه های اخلاقی در کلام خود از آن ها بهره گرفته و اندیشه حضرت در القای این معارف الهی از آن ها تأثیر پذیرفته است. برای نیل به این مهم با استفاده از روش کتابخانه ای از تفاسیر قرآن و شروح موجود از صحیفه و دیگر منابع تاریخی و اخلاقی بهره گرفته شده است.
عوامل گرایشى سازگارى همسران از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکى از مهم ترین عرصه هاى گوناگون زندگى بشر، که سهم عمده اى از روابط اجتماعى را به خود اختصاص مى دهد، زندگى خانوادگى و ارتباط با همسر است. یکى از مهم ترین ایده ها در روابط همسران، همنوایى، همدلى و دورى از تنش است که از آن به سازگارى تعبیر مى شود. همسرانى که در خانواده اى سازگار زندگى مى کنند از احساس رضایت و امنیت بالایى برخوردارند و کمتر دچار اضطراب و مشکلات روانى مى شوند. در چنین خانواده هایى نیازهاى عاطفى و روحى فرزندان به خوبى تأمین مى شود و مهارت هاى زندگى اجتماعى به خوبى در آنها شکل خواهد گرفت. این، خود نقش بى بدیل استحکام خانواده را در اجتماع نمایان مى سازد. چنین خانواده هایى در واقع نیروهاى فعال، اثرگذار و ایده آلى را براى جامعه تربیت مى کنند. داشتن زندگى سازگارانه با همسر، به رعایت قواعدى در زندگى مشروط است. در این تحقیق، در پى کشف نظر قرآن در این زمینه هستیم. قرآن کریم با توجه به اهمیت فراوانى که براى خانواده و سازگارى همسران قایل است، به زن و شوهر براى ساختن زندگى اى آرام و صمیمى و به دور از هرگونه تنش توصیه هایى دارد. در این تحقیق از میان این توصیه ها، عوامل گرایشى را مورد بحث قرار مى دهیم. این مقاله با روش تحلیلى توصیفى، عوامل گرایشى سازگارى از دیدگاه قرآن کریم بررسى، و از روایات تفسیرى نیز بهره گرفته شده است.
رهیافتی زبان شناسانه به موضوع «مسّ شیطانی» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر کوششی در جهت دریافت مفهوم مسّ شیطان در قرآن کریم است. برای تبیین مفهوم تماس در قرآن کریم، واژگان گوناگونی مانند «همزات، ازیز، نقیض، وسوسة، استحواذ» و... به کار رفته است. اگرچه این واژگان همه برای این مفهومِ ارتباط شیطان با انسان به کار رفته است، هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می باشد. در قرآن کریم، مسّ شیطان در ارتباط با سه واژه «خبط، نصب، طائف» به کار رفته است. آرای متکلمان اشعری، معتزلی و شیعی درباره امکان یا عدم امکان مسّ انسان توسط شیطان در کتاب های تفسیری و کلامی تبدیل به موضوعی دامنه دار شده است و هر کدام برای اثبات دیدگاه خود به دلایل مختلفی استناد جسته اند. برخی حتی به وقوع خطا در قرآن تحت تأثیر فرهنگ جاهلی به خاطر این آیات نظر داده اند. ریشه شناسی واژگان خبط و نصب می تواند بدون برخورد به استدلالات کلامی، شبهه تسلط شیطان بر عقل رباخوار و بر جسم پیامبران را رد نماید و مفهوم جدیدی را از این دو واژه ارائه نماید که با سیاق آیات، ساختار سوره و دانش ریشه شناسی و روایات تفسیری ائمه انطباق بیشتری دارد.
واکاوی مفهوم «تعلیم اسماء» در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم از جمله در آیات ۳۰ تا ۳۳ بقره، از تعلیم «اسماء» به حضرت آدم(ع)، به مثابه خلیفه برگزیده الهی در زمین، یاد شده است اما با توجه به بیان سربستة قرآن و عدم انسجام و همگونی لازم در روایات تفسیری، آراء مفسران نیز در تحلیل آن مختلف است. در مقالة حاضر سه دیدگاه متمایز دراین باره مطرح شده است: دیدگاه اول به معنای ظاهری تعلیم اسماء و حمل آن بر آموزش نام های اشیاء نظر دارد؛ دومین دیدگاه افزون بر نام های اشیاء، خصوصیات و معانی دقیق و گستردة اشیاء را نیز در این تعلیم مطرح می کند؛ در سومین دیدگاه از اسماء، تحلیلی فلسفی عرفانی ارائه شده است و آن را به حقایق نورانی فراتر از عالم طبیعت تفسیر کرده است. دو دیدگاه نخست با نقد جدی همراه است و دیدگاه سوم قابل دفاع است. در عین حال بر اساس برخی شواهد روایی از وجه دیگری نیز می توان در تحلیل علم الاسماء و نسبت تعلیم اسماء با جریان جعل خلافت سخن گفت که با ساختار آیات نیز همگون تر است. بر پایة این وجه، اسماء به همان نام و نشان های متعارف افراد خاصی از اولیاء و حجت های الهی قابل تفسیر است.
نقد کتاب مقدس: خاستگاه تاریخی معرفتی و تأثیر آن بر مطالعات قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهیافت انتقادی به کتاب مقدس، پدیده ای نوظهور و از نتایج عصر روشنگری بود. کتاب مقدس، که تا آن زمان به عنوان منبع قدسی دین تلقی می شد، همچون سایر متون کهن با تکیه بر ابزارهای علمی مورد قضاوت و استنطاق واقع شد. مهم ترین پیامد این رویکرد، مناقشه و اختلاف در مورد اعتبار کتاب مقدس است. تعمیم کاربست شیوه های مختلف نقد کتاب مقدس به قرآن، چالش هایی را در حوزة مطالعات قرآنی ایجاد کرده است که باید پیش از استفاده از این روش ها، کارآمدی یا عدم کارآمدی آنها دربارة قرآن بررسی و تحلیل شود. در این مقاله، ابتدا عوامل و زمینه های نقادی کتاب مقدس به تصویر کشیده شده، سپس کاربست برخی روش های انتقادی برگرفته از کتاب مقدس در مورد قرآن، معرفی و تحلیل شده اند. بررسی ها نشان می دهد، متن قرآن کریم، بر خلاف کتاب مقدس، به نحو متواتر و از طریق قرائت و حفظ نسل ها نقل شده و متن آن، بی کم و کاست حفظ گردیده است. لذا نمی توان متن قرآن را همانند متن کتاب مقدس، به نقد کشید و دربارة متن آن، زیادت و نقصان ادعا کرد.
آسیب شناسی و آسیب زدایی «مراء» از منظر قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفهوم شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن حکومت وسیاست در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام فلسفه سیاسی
از شیوه های تبیین معارف دینی در مکتب اهل بیت، در مواجه با اندیشه های مخالفان اسلام، مناظره و احتجاج هایی بوده است که ائمّه معصومین یا تربیت یافتگان آنها در طول تاریخ انجام دادند. «مناظره» صرفاً برای ساکت نمودن طرف مقابل صورت نمی گیرد و نیز برای الزام دیگر مسلمانان به تمکین و قبول استدلال دینی و فرهنگی بین مذاهب اسلامی نمی باشد، بلکه مناظره زیربنای وحدت اسلامی و مقدّمه ای برای رسیدن به اصول مشترک و حقیقت است. این پژوهش که به شیوة توصیفی تحلیلی به رشتة تحریر درآمده، با نگاه مدبّرانه به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که عوامل بروز آسیب «مراء»، پیامدها و عوامل رهایی از آن کدام است؟ بر اساس پژوهش به عمل آمده، از مهم ترین عوامل بروز آسیب آن، خودخواهی تعصّبات قومی، غرور، جهالت و... می باشد و مهم ترین پیامدهای آن نیز نفاق و دورویی، دوری از شفاعت از شفعیان و... است. این اصول کاربردی، می تواند الگویی برای تدوین سند چگونگی یک مناظرة صحیح و دور شدن آن از آسیب مِراء باشد.
سطوح معانی ظاهری واژگان قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر زبانی قبل از هر چیز از واژگان تشکیل شده اند و واژگان از مهم ترین عناصر انتقال معنا می باشند و در انتقال این معنا نیز از تنوع و سطوح مختلفی برخوردارند. واژگان قرآنی نیز از این امر مستثنا نیستند، لذا کشف و آشنایی با سطوح مختلف انتقال معنا (ظاهری و باطنی) توسط واژگان، می توانند خواننده قرآن را هر چه بیشتر به مقصود و مراد به کارگیرنده آنها واقف کند. در این مقاله تلاش می شود، بر اساس مطالعه کتابخانه ای و نقد و تحلیل داده ها و جمع بندی آنها، تا حد امکان به پرسشهای بالا در حوزه معانی ظاهری قرآن، پاسخ مناسب داده شود که در نتیجه آن آشکار می گردد که معانی ظاهری واژگان قرآنی، به خصوص، از سطوح متنوعی بلکه بعضاً خاص قرآن، برخوردارست که عبارتند از: معنای اشتقاقی، کاربردی، سیاقی و اصطلاح اسلامی (شرعی و قرآنی).
ریشه شناسی تاریخی واژگان و اثر آن بر فهم مفردات قرآن کریم؛ مطالعه موردی ریشه «قسط»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث نظری شایان توجه در واژه پژوهی، التفات و اعتنا به مقوله «اشتراک لفظی» است. جستاری در میراث زبانی مسلمانان نشان می دهد بسیاری از لغت شناسان، به این مسأله توجه داشته و مباحث نظری آن را پیش برده اند. با این وجود گاه در مقام عمل، اشتراک لفظی نادیده انگاشته شده و برخی لغویان در تحلیلِ چندمعناییِ دو واژه بدون تبار مشترک، به سمت برقراری ارتباط میان تمامی معانی آن کلمات رفته اند و یا، آن واژگان را در شمار «اضداد» جای داده اند؛ رویکردی که لغزش های بسیاری در پی داشته، و به تکلف های فراوانی انجامیده است. نمونه ای از این دست، ریشه پرکاربرد «قسط» است که به دو صورت باب افعال «أقسط» و مصدر «القسط»، و نیز صورت اسمی «القاسط»، با دو معنای متفاوت در قرآن بازتاب یافته است. گاه واژه «قِسطاس» نیز از همین ریشه انگاشته می شود و مجموعِ بسامد هر سه در قرآن کریم، 29 مرتبه است. بسیاری از لغت شناسان با این پندار که واژگان فوق از بناء واحدی ساخت یافته اند، نوعی از ارتباط میانشان جسته اند. این نوشتار می کوشد با بهره گیری از روش «ریشه شناسی» و «معناشناسی دَرزمانی» در علم زبان شناسی تاریخی، ابتدا وام واژگی «قسطاس» و «القسط» که مبتنی بر یک الگوی تعریب شناخته شده است را نمایان سازد؛ آنگاه با مطالعه تطبیقی واژه «القاسط» و نظایر آن در دیگر زبان های سامی، معنای دقیق تری برای این واژه فرا روی نهد. در پایان، به این نتیجه دست یافتیم که واژگان فوق، سه تبار مختلف دارند و تلاقی این سه، نوعی اشتراک لفظی است.
فواید پیوستگی آیات از منظر موافقان و مخالفان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مفسران و قرآن پژوهان بسیاری از گذشته تاکنون ارتباط آیات را مسلم انگاشته و کوششی فراوان در برقراری ارتباط میان آیات قرآن دارند. این گروه هرچند به صراحت از فواید پیوستگی آیات سخن نمی گویند و فواید ارتباط را برنمی شمارند، اما پرواضح است که از طرح بحث پیوستگی و برقراری ارتباط میان آیات، فواید خاصی را دنبال می کنند که برخی از آن فواید عبارت اند از سنجش نظریات تفسیری، ادبیات آیات، انکار تحریف قرآن، کشف باورها و اعتقادات، شبهه زدایی از ساحت قرآن، چینش منطقی آیات، فهم مفاهیم کلامی و... . در برابر این گروه، شماری اصل پیوستگی را باور نداشته و فایده مندی ارتباط میان آیات را برنمی تابند. بر این اساس در این نوشتار، فوایدی که گروه نخست می توانند برای بحث پیوستگی مطرح کنند، شمارش می شود و آن گاه تأملاتی که گروه دوم می توانند نسبت به آن فواید داشته باشند، بیان می گردد.
شرور و عدل الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که مرتبط با بحث عدل می باشد، گفتگو از شرور و بلایایی است که در حیات آدمی به چشم می آید. چگونگی ارتباط این دو با هم پهنه ای از آراء و نظرات گوناگون را پیش روی هر محققی می نهد. در این مکتوب ابتدا رایج ترین نظرات در این رابطه که غالباً از سوی فلاسفه و عرفا اظهار شده اند بیان و سپس به بررسی و نقد آنها پرداخته شده است. نگارنده بر آن است که به دور از توجیهات ارائه شده در اینگونه نظریات و برگشت به پله نخستین فهم که حجت بر بندگان است و همچنین رعایت معانی واژه ها، می توان به بیان رابطه ای موجّه از عدل الهی و شرور و بلایای موجود در عالم هستی دست یازید. در این راستا آیات و روایات نیز توضیح داده می شود.
واکاوی معنای انواع «فاء» در قرآن کریم و ارزیابی برگردان فارسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشمندان ادبیات عربی در تقسیم بندی انواع فاء و تحلیل معنایی آن با یکدیگر اختلاف دارند، این اختلاف در کنار محدودیت های زبانی، مترجمان قرآن را در برگردان و انتخاب معادل مناسب برای انواع فاء، با دشواری هایی مواجه ساخته است. این جستار بر آن است با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، گونه های استعمال حرف فاء را در قرآن کریم مورد واکاوی قرارداده و برگردان فارسی هریک از آن ها را ارزیابی نماید. از مهمترین نتایج این تحقیق، آن است که دوگونه حرف فاء عاطفه و فاء رابطه در قرآن کریم مورد استعمال قرار گرفته است که فاء عاطفه از حیث معنایی به انواع ترتیب (معنوی و ذکری)، تعقیب، سببیت، تفریع و تعلیل و فاء رابطه به انواع جزا و شبه جزا و سببیت تقسیم می شوند. نیز بدست آمد که برگردان فارسی فاء فصیحه، تعلیلیه و سببیه (اگر در جواب نهی باشد)، به نسبت انواع دیگر فاء، با اشکال بیشتری مواجه و برگردان فاء ترتیب و تعقیب، در زبان فارسی با مشکل کمتری روبرو است.
قرآن شناخت اخباریان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«اخباریان» نحله اى از محدثان شیعى در دوران متأخرند که اخبار اهل بیت علیهم السلام را مهم ترین مأخذ در عقاید، اخلاقیات و احکام شرعى مى دانند و به سایر مدارک، فقط در صورتى که با احادیث ائمه اطهار علیهم السلامتأیید شده باشد، استناد مى کنند و به روش هاى اجتهادى و رجالى متأخران، به ویژه آنچه مبنایى جز عقل نداشته باشد، به دیده انتقاد مى نگرند. با بررسى دیدگاه اخباریان در تألیفاتشان، مى توان گفت: گرچه اخباریان همانند دیگر عالمان اسلامى، قرآن کریم را یک کتاب آسمانى و معجزه جاودان پیامبر اسلام مى دانند، ولى طیف افراطى آنها معتقدند: آیات قرآن، تنها براى مخاطبانش، یعنى معصومان علیهم السلام، قابل فهم و تفسیر است. ازاین رو، مى گویند: علم قرآن منحصر در آنان است و عقل انسان هاى غیرمعصوم راهى به درک و فهم معارف قرآن ندارد و تنها راه فهم قرآن را توسط غیرمعصوم، مراجعه به روایات اهل بیت علیهم السلام مى دانند و جامعیت قرآن را به معناى وجود همه علوم، اعم از مادى و معنوى در قرآن مى دانند. این مقاله با رویکرد توصیفى و تحلیلى به شناخت قرآن از منظر اخباریان مى پردازد.
Analysis of the Substantive Distinction between Medina (City) and Gharieh (Village) in the Quranic Literature (واکاوی تمایز ماهوی مدینه (شهر) و قریه (روستا) در ادبیات قرآنی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به عنوان مهم ترین متن دینی مسلمانان در حوزه های مختلف دانش بشری دارای ظرفیت های قابل توجهی است که اغلب مورد غفلت قرار گرفته است. از جمله موضوعات طرح شده در این کتاب آسمانی، شهر و مؤلفه های آن است که بر این اساس، تاکنون پژوهش های مختلفی پیرامون شهر اسلامی انجام شده است. در همین راستا، طی این مقاله به بررسی این مسئله پرداخته شده است که آیا قرآن کریم، تمایزات عرفیِ میان شهر و روستا را به رسمیت می شناسد یا خیر؟ به بیان دیگر، در ادبیات قرآنی، شهر چه مؤلفه یا مؤلفه هایی دارد که آن را از قریه (آبادی یا روستا) متمایز می سازد؟ برای این منظور در این مقاله، دو کلیدواژه مدینه (شهر) و قریه (روستا) در قرآن کریم با استفاده از روشی ترکیبی (مرکّب از تحلیل محتوای کیفی و استدلال منطقی) مورد ژرفکاوی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق بیانگر آن است که قرآن کریم برخلاف نظریات رایج در حوزه شهرسازی، مؤلفه اصلی در تمایز ماهوی شهر و روستا را ناشی از تفاوت های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و حتی جمعیتی نمی داند بلکه در ادبیات قرآنی، مؤلفه اصلی در تمایز ماهوی شهر و روستا عبارت است از ایمان به خدای متعال و الزامات حاصل از آن و لذا یک زیستگاه انسانی، هر چقدر هم که به لحاظ جمعیتی و کالبدی بزرگ باشد، چنانچه فاقد این مؤلفه باشد از منظر قرآن فاقد استحقاق لازم برای اطلاق واژه مدینه (شهر) است. این ادّعا در بدنه پژوهش، با تطبیق آیات مختلفِ حاوی واژه های مدینه و قریه پیگیری و اثبات شده است.
نقش پیش فهم هاى مفسر در نیل به مراد واقعى خداونداز منظر علامه طباطبائى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر مبناى اصول هرمنوتیک فلسفى، «فهم» به عنوان یک وصف وجودى به نحو عام، و فهم مفسر از متن از جمله متن دینى به شکل خاص، در چارچوب انتظارات، پرسش ها و دانسته هاى قبلى وى صورت مى گیرد و نه فقط عمیقا از آنها تأثیر مى پذیرد، بلکه خارج از آنها اساسا امکان پذیر نیست. علامه طباطبائى در تفسیر المیزان، از مبانى و مقبولات متعددى در مقام تفسیر قرآن سود جسته است که مى توان آنها را در شمار پیش فهم هاى ایشان به شمار آورد. مسئله این است که آیا مى توان در چارچوب همین پیش فهم ها، به تفسیرى عینى و مطابق واقع از متن قرآن نایل آمد؟ این نوشتار با روش توصیفى تحلیلى به بررسى نقش پیش فهم هاى علامه در تفسیر ایشان از این منظر پرداخته است. نتیجه اینکه ایشان دخالت نارواى پیش فهم ها در تفسیر و تحمیل آنها بر قرآن را برنمى تابد و پیش فهم هاى مقبول ایشان به مثابه اصول و قواعدى براى فهم عینى مراد خداوند است و مى توان دیدگاه تفسیرى ایشان را منطبق با هرمنوتیک عینى گرایانه و در تقابل با نسبى گرایى هرمنوتیک فلسفى دانست.