واژه کلمه در قرآن کریم و عهد جدید دارای مفاهیم گوناگونی است که مهم ترین مفهوم آن توصیف چگونگی ولادت عیسی(ع) است. آفرینش عیسی(ع) در قرآن کریم به صورت یک معجزه منحصر به فرد بیان گردیده، و خلقت وی در انجیل یوحنا نیز جنبه الوهی به خود می گیرد. بدین لحاظ، معنی و مفهوم این واژه همواره توسط مفسران اسلامی مورد پژوهش قرار گرفته، و آباء نخستین کلیسا نیز درباره آن با چالش های فراوانی مواجهه بودند. به طوری که مسلمانان، عیسی(ع) را هم چنان پیامبر الهی دارای رسالت می دانند، درحالی که مسیحیان وی را تجسد خداوند بر روی زمین می پندارند. این گفتار کوشش بر این دارد با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و مطالعه آثار، آراء و افکار این اندیشمندان به بررسی این دو نگاه کاملاً متفاوت بپردازد. هرچند نمی توان میان این دو دیدگاه به تطابق و سازگاری چندانی دست یافت، باوجود این می توان با مطالعه دقیق و محققانه این دو کتاب آسمانی به دور از هر گونه تعصب و جدل، به یک نگاه همدلانه در راستای همزیستی مسالمت آمیز میان پیروان این ادیان دست یازید.
نگارنده، عدل الهی را بر اساس لغت و حدیث معنا می کند، راه شناخت جایگاه اشیاء را بر اساس روایات نشان می دهد، آنگاه امتحان و تکلیف و استدراج را به عنوان سه عامل مهم اختلاف اشیاء بر می شمارد، بر امتحان و تکلیف پیشین و عرضه ولایت به عنوان عامل اختلاف در دنیا تأکید می ورزد؛ آنگاه ""ماء"" را به عنوان جوهر اصل همه مخلوقات می شناساند و مهمترین عامل تعیین کننده تفاوتها را مشیت و تقدیر الهی می داند.
"تأثیر مذهب تشیّع و آموزههای آن بر الگوی خانواده در ایران معاصر، از چند جنبه قابل بررسی است. از مهمترین این جنبهها، میتوان به رواج الگوی خانواده «هستهای» به موازات تثبیت نسبی جایگاه خویشاوندی، فراهمسازی بستر مناسب برای انطباق یافتن قانون کشور با تغییرات معطوف به افزایش اختیارات زنان و کاهش اقتدار مردان، پذیرش عمومی سیاستهای کنترل موالید به استناد اصل فقهی «ضرورت»، پایین بودن میزان فرزندان نامشروع، رواج نسبی فرزندخواندگی بدون اِعمال آثار حقوقی آن و قبح عمومی «طلاق» اشاره کرد.
"
چکیده : نویسنده براى تبیین ولایت تشریعى پیامبر 9، به معناى ولایت مى پردازد، ولایت حقیقى را از آنِ خدا مى داند، تبیین میرزا مهدى اصفهانى از مولویت را مى آورد، ولایت تکوینى و تشریعى و تفویض این حقّ را از سوى خدا به دیگران به ویژه رسول خدا 9 مى آورد که با توجّه به ادله وجوب اطاعت از پیامبر و روایات دالّ بر تفویض امر و نهى به حضرتش، روشن مى شود. محدوده این ولایت و مثالهاى آن به ویژه روزه و حرمت خمر، در پى آمده است.
«پدیدارشناسی دین» یکی از مطرح ترین و پرکاربردترین رویکردها در مطالعات دین است. بنابراین، شناخت ویژگی ها و مؤلفه های جوهری این رویکرد برای دین پژوهان اهمیت زیادی دارد. ممکن است تصور بر این باشد که پدیدارشناسی دین چیزی جز کاربستِ رویکرد پدیدارشناسی فلسفی در فهم دین نیست. اما آیا این رویکرد در تمام ویژگی ها و در ذاتِ خود، عیناً با پدیدارشناسی در مفهوم فلسفی مشارک است؟ یا در آن باید به جست وجوی ویژگی ها و جوهری متفاوت بود؟ و آیا هر عیب و هنری که برای پدیدارشناسی فلسفی صادق باشد بر پدیدارشناسی دین نیز صدق می کند؟ این نوشتار پس از توصیف و تبیین ویژگی های پدیدارشناسی، کوشیده است مؤلفه ها و ویژگی های رویکرد پدیدارشناسی دین را شناسایی کند تا از آن میان، جوهری ترین مؤلفة این رویکرد را استنباط کند و نسبت آن را با رویکرد پدیدارشناسی فلسفی معلوم سازد. حاصل این جستار بجز آشکار کردن نسبت این دو، شناخت و تبیین برخی از مؤلفه ها و ویژگی های اختصاصی و متمایز پدیدارشناسی دین است که خود می تواند به استفادة درست از رویکردی که چاره ای از به کارگیری آن در بسیاری از پژوهش های دینی نیست، مدد رساند.
رازی با تحلیل واژگان مرتبط با مفهوم معرفت از جمله شعور، ادراک، فقه، فهم و ... که از متون دینی استخراج کرده است، نتایجی معرفت شناختی را در اختیار ما قرار می دهد. از جمله نتایج به دست آمده آن بوده که کسب معرفت برای انسان امری ممکن است و در عین حال انسان محدودیت های معرفتی دارد؛ معرفت امری مشکک است؛ افراد بر اساس استعداد خویش در یکی از مراتب معرفت قرار می گیرند و این گونه نیست که تمام باورهای انسان موجه باشند؛ همچنین اینکه معارفی مانند علم لدنی، علم حدسی و فراست را نمی توان توجیه عقلانی کرد. تحلیل فخر از واژگان مرتبط با معرفت نشان می دهد که معرفت با سایر ابعاد وجودی انسان دارای تأثیر متقابل است. همچنین تحلیل وی زمینه ساز استخراج نکاتی بود که امکان تعریفی دینی از معرفت را در اختیار ما قرار می دهد. در این تعریف، علاوه بر مؤلفه های باور و صدق، به تنوع کمّی و کیفی قوای معرفتی انسان ها و نقش اعتماد به دیگران (به ویژه پیامبران) نیز توجه شده است. این تعریف، برون گرایانه است و نشان می دهد که اموری چون رفتار و عوامل ماورایی بر معرفت با محوریت باور مدخلیت دارند. بنابراین تفاوت نحوه ارتباط انسان ها با ماوراء سبب تشکیک در معرفت است. بر این اساس هدف این مقاله ارائه تعریف جدیدی از معرفت در فضای مباحث معرفت شناختی با استفاده از مطالب ارائه شده توسط فخر رازی است و برای این هدف از روش توصیفی - تحلیلی بهره برده ایم.