لوگوس(λογος) یکی از مفاهیم مهم در اکثر مکاتب فلسفی و دینی است. این مفهوم در فلسفه ی یونان باستان، عهدعتیق، در نزد فیلون یهودی و مسیحیت به چشم می خورد. در مسیحیت عیسی _علیه السلام_ با لوگوس یکی گرفته شده است؛ از طرفی در قرآن هم وی «کلمه ی»(لوگوس) خداوند نامیده شده است. با توجه به این نکته خواه ناخواه در وهله ی اول بین دو دین مسیحیت و اسلام در زمینه ی لوگوس/کلمه تشابهی به چشم می خورد. اما مفسران مسلمان در آیاتی که از عیسی _علیه السلام_ با عنوان«کلمه» نام برده شده، آن را به معنای«کن» تفسیر و هر گونه صفت الوهی و ازلی را از وی سلب کرده اند. درحالی که در مسیحیت«لوگوس» همواره ازلی و الوهی پنداشته شده است و این یکی از تفاوت های اصلی و بنیادی در مسیحیت و اسلام درباب«لوگوس/کلمه» به حساب می آید.
طبق متون مقدس متعلق به ادیان الهی، خداوند متعال ارتباط خاصی را به نام "ارتباط وحیانی" با بشر برقرار کرده و از این طریق با بشر، به گونههای مختلف سخن گفته است. سؤال اصلی که در مورد ارتباط وحیانی خدا و پیامبر طرح میشود، این است که: "چگونه ارتباط وحیانی خدا و پیامبر تحقق میپذیرد و ماهیت این ارتباط چیست." در حقیقت منشأ سؤال مذکور، به این سؤال برمیگردد که ارتباط میان دو امر تکوینی - یعنی، وحی و روح پیامبر - با یکدیگر چگونه محقق میشود؟ این پژوهش در صدد ارایه یک راه حل مناسب، برای تبیین ارتباط وحیانی خدا و پیامبر بر اساس مبانی فلسفی - عرفانی است.برای تبیین ارتباط وحیانی خدا و پیامبر، تمسک به ظاهر متون ادیان الهی، هر چند لازم است، ولی کافی نیست؛ چرا که متون مذکور، نیاز به تحلیل فلسفی و عرفان نظری دارند و تنها با تحلیلهای فلسفی و عرفانی این گونه متون، میتوان جواب کافی را تهیه نمود. راهی که ما، برای تحلیل فلسفی و عرفانی این گونه متون و یافتن پاسخ برای سؤالهای مربوط برگزیدهایم، متکی بر قاعده "قوس نزولی وحی و قوس صعودی پیامبر" میباشد. این قاعده، مستنبط و مکتشف از قاعده فلسفی و عرفانی "قوس نزولی و صعودی وجود و چهار اصل فلسفی - عرفانی و نیز آیات قرآن و روایات اسلامی" میباشد و یافته اصلی پژوهش، نیز پرکردن یک خلأ علمی و ارایه یک راه حل مناسب برای تبیین ارتباط وحیانی خدا و پیامبر، بر اساس مبانی فلسفی - عرفانی چنین ارتباطی است.
«پلورالیسم»در لغت به معنای کثرت گرایی و مقصود از آن در فلسفة دین، پذیرش حقّانیّت ادیان مختلف است. طرفداران پلورالیسم برای مشروعیّت دینی بخشیدن به مدّعای خود، ظواهر برخی از آیات قرآن مجید را مورد استناد قرار داده اند تا بدین سان نظریّة خود را همخوان با آن جلوه دهند. این مقاله در سه محور حرکت نموده است. محور اوّل، بر محور مفهوم شناسی و اشارة اجمالی به پیشینة تحقیق شده است. در محور دوم، که هدف اصلی این مقاله است، به نُه دسته از مدّعیات کثرت گرایان از آیات قرآنی، و در ذیل آیات به نقد آنها پرداخته شده است. عناوین کلّی این دسته به این قرار است: آیات اسلام، آیات سورة کافرون، آزادی در انتخاب دین، نداشتن اکراه در پذیرش دین، تعلّق ارادة الهی به تکثّر ادیان، آیات صراط مستقیم، کثرت شاهدان در قیامت، جزیة اهل کتاب، حلّیّت طعام اهل کتاب و ازدواج با آنان. در محور سوم نیز به دلایل نقلی در نقد کثرت گرایی و نیز آیات و روایات این قسمت اشاره شده است.
«توحید» اصل اساسى جهانبینى اسلامى، به معناى یگانه دانستن و «توحید عینى» به معناى یگانه یافتن ذاتبارى تعالىاست. این مقاله با رویکرد تحلیلى و نظرى به این مسئله مىپردازد که چگونه مىتوان به این رهیافت رسید که خداوند متعالمتعلّق شهود سالک قرار مىگیرد و با فنا فىاللّه به مشاهده و وصال او دست مىیابد؟ یا انسان چگونه مىتواند همه چیز راخدایى ببیند؟ نظریههاى فراوانى در پاسخ به این پرسشها از سوى عرفا ارائه گردیده است. امام خمینى„ حقیقت توحیدعینى را در وصول سالک به مقامى که کثرت را بکلى نفى کند و وحدت صرف و هویت محض را شهود نماید مطرح مىکنندکه از آن تعبیر به مقام «تَوغُل» مىنمایند. این نوشتار دیدگاههاى ایشان را در این زمینه مورد بررسى قرار داده است.