روش تحلیل چند معیاری در حل تعارضات تفسیری آیه ۴۲ سوره یوسف (ع)
منبع:
تفسیرپژوهی اثری سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
113 - 142
حوزههای تخصصی:
آیه۴۲ سوره یوسف (ع) با عبارت «فَأَنْساهُ الشَّیْطانُ ذِکْرَ رَبِّه» از کانون های اصلی اختلاف تفسیری در باب «عصمت انبیاء» است. دوگانگی در تعیین مرجع ضمیر «أَنْساهُ» (یوسف(ع) یا ساقی) به دو دیدگاه متعارض منجر شده که پیامدهای کلامی بنیادینی به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف حل این تعارض دیرینه، به سه پرسش اصلی پاسخ می دهد: ۱. مستندات قرآنی، روایی و کلامی هر دیدگاه کدام اند؟ ۲. این مستندات بر اساس معیارهای قرآنی و عقلی چه اعتباری دارند؟ ۳. کدام دیدگاه بر اساس یک داوری نظام مند، برتری دارد؟ این تحقیق با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانه ای، برای نخستین بار «روش تحلیل چندمعیاری» را برای حل این مسأله بومی سازی کرده و به کار گرفته است. داده ها بر اساس معیارهای سه گانه قرآنی_ سیاقی، کلامی-عقلی و روایی_ ارزیابی شدند. یافته ها قاطعانه نشان داد که دیدگاه «بازگشت ضمیر به ساقی» به دلیل انطباق کامل با نصّ صریح قرآن (یوسف/۴۵) و سازگاری مطلق با اصل عقلی-نقلی عصمت، برتری دارد؛ در حالی که دیدگاه رقیب، با تعارض متنی و نقض مبانی کلامی مواجه است. دستاورد اصلی این پژوهش، فراتر از حل این مسأله، ارائه یک الگوی روش شناختی قابل تعمیم برای داوری در تعارضات تفسیری است که خلأ «نقد ساختارمند» در مطالعات پیشین را مرتفع می کند و قابلیت کاربست در تحلیل دیگر آیات چالش برانگیز را دارا است.