فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۴٬۴۳۱ مورد.
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۹
100 - 113
حوزههای تخصصی:
ﻳﻜﻰ ﺍﺯ راه های ﺑﺮﺍی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ فعالیتهای ﺯﺭﺍﻋﻰ ﻭ ﺑﺎﻏﻰ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ، ﺍﺳـﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻬﻴﻨـﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺍﺿﻰ می باشد. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮﻟﻴﺪ دانههای ﺭﻭﻏﻨﻰ ﻛﻠﺰﺍ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ پتانسیلهای ﺧﻮﺏ ﻛﺸﻮﺭ درزمینه فعالیتهای ﺯﺭﺍﻋـﻰ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﺑﺴﻴﺎﺭی ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ازنظر ﻏﺬﺍﻳﻰ ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ هست اﻳﻦ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﮔﻴﺎﻫﺎﻥ ﺗﻨﺎﻭﺑﻰ ﺑﺎ ﮔﻨﺪﻡ میباشد ﻭ ﺑﺮﺍی ﭘﺎﻳﺪﺍﺭی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﮔﻨﺪﻡ ﺑﺎﻳﺪ حتماً˝ ﻫﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ یکبار ﻛﻠﺰﺍ ﺩﺭ ﺗﻨﺎﻭﺏ ﺑﺎ ﮔﻨﺪﻡ ﻛﺸﺖ ﺷﻮﺩ. بنابراین ﺑﺎﻳﺪ ٥٢ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺭﺍﺿﻰ ﺯﻳﺮ ﻛﺸﺖ ﮔﻨﺪﻡ ﺩﺭ ﺍﻟﮕﻮی ﻛﺸﺖ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﻛﻠﺰﺍ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ یابد. طبق آمار 1401 استان فارس پنجمین استان در برداشت از کلزا در واحد سطح و میزان آن می باشد .پژوهش ﺣﺎﺿﺮ باهدف ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﻗﻠﻴﻤﻰ و ﺯﻣﻴﻨﻰ ﻣﺆﺛﺮ درکشت ﻛﻠﺰﺍ ﻭ پهنهبندی ﻧـﻮﺍﺣﻰ ﻣﺴـﺘﻌﺪ ﻛﺸـﺖ ﺍﻳـﻦ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻓﺎﺭﺱ، انجامشده ﺍﺳـﺖ. ﺟﻬﺖ پهنهبندی نقشههای ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎی ﺍﻗﻠﻴﻤﻰ ﻣﺆﺛﺮ ﺟﻬـﺖ ﺭﺷـﺪ ﻭ ﻧﻤـﻮ ﻛﻠـﺰﺍ ابتدا با ﺭﻭﺵ AHP در expert choice به وزن لایهها پرداختهشده سپس با سیستم اطلاعات جغرافیایی نسبت به پهنهبندی اقدام شده است.ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻧﻘﺸﻪ تهیهشده 33524 کیلومترمربع ﺍﺯ ﻣﺴـﺎﺣﺖ ﺍﺳـﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺳـﺘﻌﺪﺍﺩ ﺯﻳـﺎﺩ،48226 کیلومترمربع ﺁﻥ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ، 30062 کیلومترمربع ﺍﺯ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺁﻥ بااستعداد ﺿﻌﻴﻒ ﻭ 10783 کیلومترمربع ﺁﻥ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﺟﻬﺖ ﻛﺸﺖ ﻛﻠﺰﺍ میباشد. مناطق با استعداد زیاد شامل بخش ﺯﻳﺎﺩی ﺍﺯ قسمتهای ﻏﺮﺑﻰ ﺍﺳـﺘﺎﻥ میشودکهعبارتاند ﺍﺯ ﻓﻴﺮﻭﺯﺁﺑـﺎﺩ،ﺷﻴﺮﺍﺯ، ﺯﺭﻗﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺯﺟﺎﻥ میباشد. بااستعداد ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﺎﻣﻞ قسمتهای ﺟﻨﻮﺑﻰ، ﺷﺮﻗﻰ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ بهصورت ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ قسمتهای از شمال ﻭ ﻏﺮﺏ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ برگرفته است و ﻻﺭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻓﺴﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ واقعشدهاند.مناطق با استعدا ضعیف استان بهصورت ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺩﺭ قسمتهای ﺟﻨﻮﺑﻰ، ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻗﻰ ﻭ ﺷـﻤﺎﻟﻰ واقعشده ﺍﺳـﺖ . مناطق فاقد استعداد ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺗﺤﺖ ﭘﻮﺷﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ میباشد. ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺷﻤﺎﻟﻰ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻗـﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﻗﻠﻴﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻭﺍﻗﻊ شده اند.
پیش نمایی روندهای خشکسالی ایران در افق آتی با رویکرد مدل های چندگانه CMIP6(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۶
43 - 74
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه با استفاده از سامانه همادی مدل های چند گانه (MME)، متشکل از چندین مدل پروژه مقایسه جفت شده فاز ششم (CMIP6)، رویدادهای خشکسالی ایران تحت 2 سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 تا انتهای سال 2100 پیش نگری می شود. پس از انتخاب مدل های برتر با استفاده از شاخص ارزیابی کلینگ-گوپتا، فرآیند تصحیح اریبی و مقیاس کاهی داده های دما و بارش با استفاده از نرم افزار CMHyd انجام گرفت. نتایج نشان داد که تحت سناریو SSP2-4.5، متوسط بارش کشور طی سه دوره آینده نزدیک، میانی و دور به ترتیب 20، 12 و 16 درصد و با اعمال سناریو بدبینانه 15، 13 و 21 درصد افزایش خواهد داشت. از لحاظ دمایی شدید ترین افزایش مربوط به سناریو بدبینانه و در آینده دور با 7/3 درجه سلسیوس می باشد. میانگین شاخص خشکسالی SPEI 12 ماهه در آینده نزدیک تحت سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 به ترتیب برابر با 53/0 و 80/0، در آینده میانی 1/0- و صفر و در آینده دور 45/0- و 84/0- خواهد بود. با توجه به نتایج، با اعمال سناریو بدبینانه، شدت خشکسالی در آینده نزدیک و میانی کاهش 96 و 49 درصدی و در آینده دور افزایش 300 درصدی خواهد داشت. اما در صورت وقوع سناریو SSP2-4.5، در آینده نزدیک کاهش 61 درصدی و در آینده میانی و دور افزایش 64 و 234 درصدی دارد.
مقایسه پتانسیل و شدت فرسایش بادی اراضی زراعی و غیر زراعی دشت مختاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۶
165 - 180
حوزههای تخصصی:
فرسایش خاک از مهمترین فاکتورهای عدم توسعه مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می گردد. برای انجام اقدامات مدیریتی و اجرایی کنترل و کاهش آثار سوء فرسایش بادی بایستی پتانسیل فرسایش و عوامل موثر بر آن شناخته شود. در این تحقیق حوضه آبخیز مختاران به عنوان یکی از مهمترین آبخوان های استان خراسان جنوبی به مساحت 242701 هکتار انتخاب و پتانسیل فرسایش بادی اراضی زراعی و غیر زراعی با استفاده از قابلیتها و امکانات نرم افزار9.3 ArcGIS تعیین شده است. برای این هدف ابتدا با توجه به بازدیدهای میدانی، تصاویر ماهواره لندست و گوگل ارث، کاربری اراضی و مورفولوژی مناطق تحت تأثیر فرسایش بادی مشخص گردید. سپس کلیه پارامترهای مرتبط با فرسایش بادی در اراضی زراعی و غیر زراعی از قبیل خصوصیات مورفولوژی، زمین شناسی، کاربری اراضی، خاک و باد با توجه به نقشه های پایه، بازدیدهای میدانی، مصاحبه با جوامع محلی و نمونه برداری و تجزیه و تحلیل آن تعیین شد. در نهایت پتانسیل فرسایش بادی این اراضی برای هر واحد ژئومورفولوژیکی با استفاده از مدل IRIFR محاسبه گردید. نتایج نشان داد که درجه پتانسیل رسوبات بادی و حجم آن در اراضی زراعی به مراتب کمتر از اراضی غیر زراعی است. نتایج ارزیابی پتانسیل فرسایش اراضی زراعی نشان داده است اراضی دیم زار نسبت به اراضی آبی و باغات پتانسیل فرسایش بیشتری دارد و از نظر شدت فرسایش این اراضی در کلاس فرسایش پذیری متوسط و کمتر قرار می گیرد. همچنین در بین اراضی غیر زراعی، رخساره اراضی شنی هموار و منطقه پخش سیلاب دارای بیشترین و رخساره نهشته های بستر مسیل کمترین درجه پتانسیل رسوبدهی بادی را دارد. از نظر حجم کل رسوبات بادی با توجه به مساحت، رخساره منطقه پخش سیلاب بیشترین و رخساره نهشته های بستر مسیل کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است.
Authoritarian Personalities and their Geopolitical Approach (Case Study: Claiming Territory)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
29 - 74
حوزههای تخصصی:
When analyzing the histories of nations, it becomes clear that times of crisis often give rise to various figures who position themselves as problem solvers. Among these, authoritarian leaders are particularly notable. While certain aspects of their childhoods are frequently cited as significant, the geopolitical contexts and global shifts during their rise to power are equally crucial. These leaders typically emerge in countries experiencing similar external pressures, regional conflicts, or transformations in the international balance of power. By examining these shared geopolitical circumstances alongside personal histories, we gain valuable insight into the emergence and appeal of such figures during turbulent periods. This study identifies eight widely recognized cases from 1919 to 2011, including Adolf Hitler, Manuel Noriega, Idi Amin, Muammar Gaddafi, Benito Mussolini, Saddam Hussein, Pol Pot, and Tojo Hideki. Using a descriptive, analytical, and comparative approach, it seeks to answer the question: how do authoritarian figures exploit geopolitical environments to consolidate and expand their power? The findings suggest that such leaders often use ongoing crises to legitimize their actions, manipulate public sentiment, and push territorial or ideological agendas. To enhance accuracy and pattern recognition, artificial intelligence (AI) techniques were employed in the analysis phase. These tools helped reveal recurring behavioral and geopolitical patterns that may otherwise remain unnoticed. The study emphasizes the importance of identifying these dynamics early to prevent future international crises.
تحلیل اثرات گردشگری بر انسجام و مشارکت اجتماعی سالمندان، مطالعه موردی: بخش آسارا، استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۹
71 - 84
حوزههای تخصصی:
توسعه فعالیت های گردشگری با شناسایی نیازها و خواسته های مشتریان هدف می تواند زمینه را برای ایجاد پویایی اجتماعی - اقتصادی جوامع هموار نماید. در اکثر ارزیابی های به عمل آمده، تأثیرات اقتصادی مهم تر از ملاحظات دیگر است. لیکن؛ امروزه در میان حوزه های مختلف گردشگری، گردشگری سالمند به دلیل قابلیت و مزیت های رقابتی، از توجه زیادی برخوردار شده است. هدف این پژوهش بررسی اثرات گردشگری در سلامت اجتماعی سالمندانی است که به بخش آسارا سفر می کنند و از نظر نوع، ﮐﺎرﺑﺮدی و از لحاظ ماهیت، توصیفی - تحلیلی است و از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه استاندارد سلامت اجتماعی، کییز) جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر گردشگران سالمند حاضر در بخش آسارا می باشد که از فرمول کوکران نامتناهی جهت برآورد حجم نمونه استفاده گردید، بر اساس این فرمول با میزان خطای 0/5 حجم نمونه برابر با 384 برآورد شده است. یافته ها نشان می دهد، بر اساس آزمون تی تک نمونه ای و مطلوبیت عددی 3، سه بُعد (شکوفایی اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی) با آماره های تی 32/54، 27/23 و 24/29 دارای مطلوبیت و دو بُعد (پذیرش اجتماعی و همبستگی اجتماعی) با آماره های تی 0/24 و 4/34- کمتر از شرایط مطلوب ارزیابی شده است، همچنین نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد به ترتیب بعد مشارکت اجتماعی، بعد پذیرش اجتماعی و بعد همبستگی اجتماعی بیش ترین نقش را در تمییز گردشگران سالمند به دو گروه دارای اوقات فراغت کمتر از یک روز و دارای اوقات فراغت بیشتر از یک روز ایفا می کنند. با استفاده از مدل محاسبه تحلیل تشخیصی به پیش بینی پذیری مدل پرداخته شده است که نتایج نشان می دهد، در تمام ابعاد سلامت اجتماعی، سالمندان دارای اوقات فراغت بیشتر از یک روز دارای میانگین بالاتری نسبت به سالمندانی که اوقات فراغت کمتر از یک روز دارند می باشد و مدل پژوهش قابل قبول می باشد. همچنین نتایج ماتریس ساختاری تحلیل تشخیصی نشان می دهد، بیشترین اثرات گردشگری بر روی بعد مشارکت اجتماعی و پذیرش اجتماعی سلامت اجتماعی و با مقادیر 0/541 و 0/501 می باشد.
پایش خشکسالی بر اساس شاخص NDVI و تأثیرات آن بر روستاهای شهرستان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۵
95 - 112
حوزههای تخصصی:
خشکسالی های اخیر و تغییرات اقلیمی تأثیرات عمیقی بر منابع طبیعی و کشاورزی شهرستان شیراز در استان فارس گذاشته اند. خشکسالی به عنوان یکی از اصلی ترین چالش های توسعه پایدار روستاهای شهرستان شیراز شناخته می شود. تأثیرات عمیق این پدیده بر کشاورزی، معیشت، مهاجرت، زیست محیطی و بهداشت عمومی، نیاز به مطالعات علمی دقیق و داده محور را دوچندان می کند. بهره گیری از شاخص های سنجش ازدور همچون شاخص پوشش گیاهی نرمال شده و استفاده از داده های ماهواره ای، امکان پایش تغییرات پوشش گیاهی و ارزیابی شدت خشکسالی در مناطق روستایی را فراهم می کند. این پژوهش باهدف ارزیابی این اثرات با استفاده از شاخص پوشش گیاهی نرمال شده و داده های سنجش ازدور در بازه زمانی 2016 تا 2023 صورت گرفت. داده های به دست آمده از تصاویر ماهواره ای و تحلیل شاخص پوشش گیاهی نرمال شده نشان دهنده کاهش چشمگیر پوشش گیاهی و افزایش شدت خشکسالی در این منطقه است. این تغییرات منجر به کاهش منابع آبی، تخریب پوشش گیاهی و از بین رفتن تعادل اکوسیستم های محلی شده اند. کاهش تولیدات کشاورزی، فرسایش خاک و کاهش بهره وری زمین های زراعی از جمله پیامدهای اصلی این وضعیت بحرانی است. این شرایط موجب افزایش مهاجرت از مناطق روستایی به مناطق شهری و افزایش فشار بر زیرساخت های شهری شده است. از حدود سال 2021 به بعد، به طور کلی شاهد کاهش در مقادیر شاخص هستیم که می تواند بیانگر روند افزایش خشکسالی و کاهش بارندگی در منطقه باشد. این کاهش تدریجی به ویژه در سال 2023 به وضوح مشهود است، که نشان می دهد پوشش گیاهی در منطقه شیراز تحت فشار قرار گرفته است. مقایسه نقشه های مربوط به شاخص شهرستان شیراز در سال های 2016 و 2023 نشان دهنده روند کاهش کیفیت پوشش گیاهی در این بازه زمانی است. این کاهش، به ویژه در مناطق روستایی، تهدیدی جدی برای معیشت روستاییان و پایداری زیست محیطی منطقه به حساب می آید. برای مقابله با این چالش ها، استفاده از اقدامات اصلاحی نظیر بازسازی پوشش گیاهی، مدیریت پایدار منابع آبی، اجرای طرح های آبخیزداری و ترویج کشاورزی هوشمندانه پیشنهاد می شود.
The Nexus of Identity and Stability under Consensus Democracy “The Case of Iraq”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
122 - 147
حوزههای تخصصی:
The relationship between Identity and stability occupies the core of consensus democracy philosophy, as this governance model is designed to ultimately realise stability by addressing societal fragmentation in divided societies. In Iraq, this relationship shapes a complicated trajectory, mainly because the society moved fast from identity politics (transition) to issues politics (post-transition), which turned the consensus democracy itself that succeeded in realising stability in the transition by functioning well in addressing identity-related crises paradoxically into a driver for instability in the post-transition, for its dysfunctionality beyond the identity sphere. This article argues that this dysfunctionality is primarily linked to flaws of Arend Lijphart’s theory of consensus democracy more than problems stemming from the Iraqi context. It reviews and analyses the existing literature on the nexus of identity and stability under consensus democracy, taking Iraq as a case study. As a review article, this research uses the qualitative method; its data are collected from secondary sources. It found that the philosophy of consensus democracy is designed to primarily meet transition demands, which makes rapid societal transformation beyond transition raise bottom-up pressures expressed in new demands that this democracy cannot accommodate, creating a growing gap between the post-transitional social dynamics and the transitional politics, which generates chronic instability. Further research is needed on stabilisation mechanisms in post-transition, as most studies of consensus democracy focus on stability in transition.
اثر انگیزه های سودگرایانه، لذت جویانه و اجتماعی بر کیفیت برند ازطریق ارزش استفاده و نوع اپلیکیشن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دستگاه های تلفن همراه به یکی از ویژگی های اصلی زندگی مدرن تبدیل شده است و سازندگان تلفن های همراه با ارائه امکانات بیشتر، موجبات آسانی ارتباطات را در عصر جدید فراهم کرده اند. سازمان ها و شرکت ها نیز برای معرفی محصولات خود به طور فزاینده ای از اپلیکیشن های اختصاصی تلفن همراه استفاده می کنند تا هرچه بیشتر بتوانند ارتباطات خود را با مصرف کنندگان و مشتریان حفظ کنند. تولید اپلیکیشن های مختلف یکی از این راه های حفظ ارتباطات است و با توجه به سرعت پیشرفت قابلیت های آن در بین شرکت ها، هنوز در ادبیات بازاریابی چهارچوبی جامع برای چگونگی ایجاد ارزش در اپلیکیشن های برندشده، هم برای مصرف کنندگان و هم شرکت ها، طراحی نشده است. این مطالعه به بررسی اثر انگیزه های سودگرایانه، لذت جویانه و اجتماعی بر کیفیت برند ازطریق ارزش استفاده در اپلیکیشن اسنپ فود در شهر اصفهان پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۳۸۴ نفر است. در این پژوهش از پرسش نامه های ارزش ویژه برند (مدل آکر)، بررسی نیازهای مشتریان و نوآوری بر محصولات بهره گرفته شده است. روش پژوهش میدانی و کتابخانه ای بود که از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع آوری اطلاعات، از نوع توصیفی استنباطی بود. این پرسش نامه توسط نرم افزار اس پی اس اس ۲۲ تحلیل و بررسی شد. مقدار آزمون KMO 0/962 بود که در یافته های پژوهش نشان داد ارتباط معناداری بین این ابعاد با یکدیگر و کاربران اپلیکیشن های تلفن همراه وجود داشت.
تبیین نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در صنعت گردشگری سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
185 - 217
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دغدغه های متولیان در هر مقصد گردشگری ایجاد هویتی منسجم و متناسب با ظرفیت های موجود و انتفال آن به گردشگران بین المللی است. در این رهگذر، به کارگیری آخرین یافته ها و الگوهای بازاریابی و بومی سازی آن متناسب با شرایط مقصد گردشگری در راستای توسعه این صنعت ضروری به نظر می رسد. پارادایم نوین بازاریابی، که بازاریابی انسان به انسان لقب گرفته، با محوریت انسان و مشارکت مشتری در فرآیند طراحی و ارائه ارزش پیشنهادی در کنار به کارگیری فناوری های دیجیتالی نوین در بستر اقتصاد خدمت محور، می تواند دغدغه های تدوین نظام جامع بازاریابی مقاصد گردشگری را مرتفع سازد. هدف از این پژوهش، تبیین نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در صنعت گردشگری سلامت همسو با هویت فرهنگی و شرایط قانونی و نهادی ایران است. در این پژوهش، با استفاده از راهبرد پژوهشی داده بنیاد چندگانه، نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در گردشگری سلامت تبیین و ارائه شد. به این منظور، پژوهشگران با مطالعه الگوی بازاریابی انسان به انسان ازطریق تحلیل محتوای کیفی، به تدوین چهارچوب کلی و مفاهیم متناظر با هریک از مؤلفه های این الگو پرداخته و در ادامه با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با یازده تن از خبرگان حوزه بازاریابی و گردشگری سلامت، نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در سطوح سه گانه (کلان، میانی و عملیاتی) را ارائه کرده و کارکردهای متناظر با مقولات تبلوریافته در این الگو را تبیین کردند. نمونه گیری به صورت نظری و به روش گلوله برفی انجام شد و حجم نمونه برمبنای منطق اشباع نظری تعیین شد. نظام پیشنهادی، کلیه مراحل از تدوین چشم انداز و مأموریت صنعت و سازمان ها تا اقدامات عملیاتی در پایین ترین سطوح و در پیشانی خدمت را در قالب نظامی جامع دربر می گیرد.
مشخصات عمومی پدیده رعد و برق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
140 - 165
حوزههای تخصصی:
رعد و برق، به عنوان یکی از پدیده های مهم جوی - طبیعی، با انتقال الکتریسته و تخلیه برق بین ابرها و زمین می تواند تؤأم با اثرات مثبت (نظیر تاثیر بر فرایندهای زیستی) و منفی (نظیر مخاطراتی برای انسان و محیط زیست) باشد. بنابراین، شناخت عمیق از ویژگی های اقلیم شناختی این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه، جنبه هایی از این ویژگی ها شامل فراوانی رویدادهای رعد و برق سالانه بین سال های 2000 تا 2022 در 382 ایستگاه همدیدی ایران جمع آوری و تحلیل شد. با استفاده از این داده ها، برخی ویژگی های توصیفی (نظیر میانگین و ضریب تغییرات) فراوانی رخداد رعد و برق و نیز ارتباط (همبستگی) آن با مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) و ارتفاع محاسبه، برآورد و بررسی شد. برای الگوسازی این روابط از روش های رگرسیونی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که توزیع مکانی فراوانی رخداد رعدوبرق در ایران فرایندی بی نظم و با تغییرات سال به سال شدید است. از میان متغیرهای مکانی (مختصات جغرافیایی و ارتفاع)، طول و عرض جغرافیایی رابطه نسبتاً قوی تری را با فراوانی سالانه رخداد رعدوبرق ایران نشان می دهند. مناطق مختلف ایران، احتمال وقوع رعدوبرق متفاوتی دارند که باعواملی همچون جغرافیا و شرایط آب و هوایی مرتبط است. مناطقی مانند شمال غرب و جنوب شرق ایران بیشترین میزان وقوع را دارند، در حالی که مناطق دیگر در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
مدل سازی حساسیت زمین لغزش با استفاده از الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی (مطالعه موردی: حوضه آبریز سد شهید عباسپور، شمال شرق خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
38 - 54
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش ها به عنوان یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی مطرح هستند که هم جان انسان ها را تهدید می کنند و هم می توانند خسارات شدیدی به بار آورند. در این زمینه، تهیه نقشه های حساسیت زمین لغزش برای برنامه ریزی، مدیریت و پیشگیری از وقوع این پدیده و در نتیجه کاهش خسارات ناشی از آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش، تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش برای حوضه سد شهید عباسپور با استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی (NNET) است. در این مطالعه، داده های مربوط به نقاط زمین لغزش به صورت تصادفی و با نسبت ۷۰ به ۳۰ بین داده های آموزشی و داده های آزمون تقسیم شدند. در ادامه پانزده عامل مؤثر بر زمین لغزش شامل عوامل توپوگرافیک (ارتفاع، شیب، جهت شیب و انحنای دامنه)، شاخص های هیدرولوژیک (SPI و شاخص رطوبت توپوگرافی TWI)، عوامل انسانی (فاصله از جاده) و ویژگی های طبیعی (فاصله از رودخانه، زمین شناسی، بافت خاک، کاربری اراضی و بارش) مورد بررسی قرار گرفتند. برای اعتبارسنجی مدل پیش بینی زمین لغزش، از معیارهای مختلفی شامل Accuracy و شاخص های آماری RMSE، Kappa، MAE و R-Squared استفاده شده است. نتایج حاصل از این ارزیابی ها نشان داد که مدل NNET از عملکرد خوبی با دقت 8543/0 برخوردار است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در حوضه سد شهید عباسپور، نزدیکی به رودخانه به عنوان مهم ترین عامل مؤثر در حساسیت زمین لغزش شناسایی شده است. پس از این عامل، شیب دامنه و ویژگی های زمین شناسی در رتبه های بعدی اهمیت قرار دارند. همچنین نتایج نشان می دهد که مناطق با بیشترین حساسیت به زمین لغزش عمدتاً در بخش های جنوب غربی و قسمت هایی از شمال حوضه واقع شده اند. نقشه حساسیت زمین لغزش تهیه شده در این تحقیق می تواند به عنوان ابزاری ارزشمند در برنامه ریزی های توسعه ای، مدیریت ریسک و پیشگیری از خسارات ناشی از زمین لغزش در منطقه مورد مطالعه مورد استفاده قرار گیرد. این یافته ها، به مدیران و برنامه ریزان کمک می کند تا تصمیم گیری های مناسب تری در زمینه توسعه منطقه اتخاذ نمایند.
From Absolute to Relative and Cognitive Space: Evolution of Geopolitics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
219 - 237
حوزههای تخصصی:
The complexity of global order is often obscured by the oversimplified representations of international relations, illustrated through political maps. These maps, while seemingly objective, are subjective projections that reflect the ideology of their creators and fail to capture the nuanced dynamics of power and control among states. Such a misrepresentation contributes to a distorted understanding of global dynamics. Meanwhile, the origins of political geography can be traced back to the 18th century, particularly with the establishment of the first school of political geography in Saint-Petersburg, Russia, between 1720 and 1750. Political geography, however, is not entirely homogenic; it encompasses several competing theories regarding the perception of space. It has developed gradually with the changes in perception of space: as an absolute, relative and cognitive space respectively. Recognizing the complexity and evolutionary features of a political map and political geography as whole thus appears to be crucial for understanding global politics.
بررسی تأثیر تغییر کاربری اراضی بر روند وقوع سیلاب حوضه آبریز مردق چای با استفاده از مدل SWAT و شبکه عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
72 - 92
حوزههای تخصصی:
در طی چند دهه اخیر، تحولات محسوسی در گستره حوضه آبریز مردق چای با هدف توسعه زمین های زراعی، گسترش سکونتگاه ها و مقاصد دیگر صورت گرفته است. در طی این مدت چندین رویداد در جریانات سطحی و طغیان رودخانه ها از جمله سیلابی شدن شهرک ها و تخریب زیرساخت ها در طول فصل بارندگی مشاهده گردیده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر به مطالعه و ارزیابی تأثیر تغییرات کاربری اراضی بر سیلاب در سطح حوضه مردق چای در استان آذربایجان شرقی پرداخته است. ابتدا طبقه بندی کاربری اراضی با استفاده از مدل شبکه عصبی مصنوعی انجام شده و نقشه کاربری اراضی در سال های 2001، 2011 و 2021 به دست آمده است. در ادامه، مدل SWAT بر روی نتایج طبقه بندی کاربری اراضی به اجرا درآمده است. مطابق نتایج، در طی مدت زمان بیست ساله، به استثنای اراضی بایر، دیگر طبقات کاربری اراضی دارای روند غالب افزایشی بوده اند که مراتع منطقه با بیشترین رشد وسعت مواجه شده است. نتایج مدل SWAT نیز حاکی از این بوده که روند رواناب در سطح حوضه مردق چای تا حد زیادی با روند تغییرات کاربری اراضی منطقه در طی این مدت همسو بوده است و رشد گستره اراضی مرتعی و ساخته شده در سطح منطقه تأثیر کاملاً مستقیمی بر افزایش رواناب در این نواحی جنوبی گذاشته است و با توجه به تأثیر توپوگرافی و شیب حوضه بر روند جریان و نفوذناپذیرتر بودن سطح زمین در نواحی جنوبی نسبت به سایر نواحی، پتانسیل سیل خیزی در این نواحی بسیار بالاتر از سایر مناطق تشخیص داده شده است.
تحلیل انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
36 - 68
حوزههای تخصصی:
انزوای ژئوپلیتیکی به عنوان نقطه مخالف بین المللی گرایی، جهان گرایی، منطقه گرایی، تعامل، توسعه و در کل عدم درک صحیح کارگزارن از منافع ملی است. انزوای ژئوپلیتیکی، از آنجایی اهمیت دارد، که در شمایل یک مخمصه و دام ترکیبی(خودساخته و دگرساخته)؛ به عنوان یک حالتِ نامطلوب و منفی، قادر است موجودیت کشور درگیر را در معرض خطر و حتی نابودی قرار دهد. در نخستین سال های انقلاب اسلامی، استراتژی هایی چون انزواطلبی، و بعدها بی طرفی و عدم تعهد(دست کم تا فروپاشی شوروی)، بخشی از راهبرد سیاست خارجی نظام سیاسی حاکم، به منظور کنترل آسیب پذیری ها احتمالی و در کل حراست و حفاظت از انقلاب بوده است. به تدریج با تثبیت انقلاب اسلامی، پایان جنگ تحمیلی و البته فروپاشی شوروی؛ سلسله عوامل برآمده از کنش های رفتاری ج.ا.ایران از یک سو، و از دیگر سو واکنش کشورهای رقیب و متخاصم، وضعیتی به وجود آورد، که منطبق بر انزوای ژئوپلیتیکی ج.ا.ایران در شرایط کنونی است. در این راستا سوال اصلی مقاله این است که عوامل مؤثر بر شکل گیری انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ نتایج حاصله از این پژوهش کاربردی، با تلفیق روش توصیفی- تحلیلی و روش آماری(با استفاده از پرسشنامه دلفی)، به بررسی عوامل مؤثر بر انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در قالب 6 متغیر(در قالب 31 شاخص) می پردازد. در این پژوهش، ترتیب اهمیت و رتبه بندی متغیرها به وسیله آزمون فریدمن و سطح معنی داری آنها با استفاده از آزمون T-test در بستر تحلیل نرم افزار SPSS انجام پذیرفته است.
دفاع تهاجمی روسیه در جنگ 2022 اوکراین؛ ماهیت و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
112 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی چرایی ورود روسیه به جنگ 2022 اوکراین با تأکید بر "راهبرد دفاع تهاجمی" است. مجموعه متون، اظهارات و اسناد روسی نشان از درک این جنگ به عنوان جنگی نیابتی دارد که از سوی امریکا و در قالب راهبرد مهار تهاجمی علیه مسکو عملیاتی شده است. هدف این راهبرد و جنگ قبض کارگزاری و مزیت های ژئوپلیتیکی روسیه با اثرگذاری منفی بر سه مولفه مهمِ هویت(جهان روسی)، سیاست(قدرت بزرگی) و امنیت(موازنه و امنیت راهبردی) است. از این رو، احساس تهدید در سطوح مختلف فردی، ملی، منطقه ای و بین المللی از ناحیه امریکا و جنگ اوکراین در روسیه احساس شده است. این مقاله، به کمک نظریه واقع گرایی نوکلاسیک که در کنار مولفه های کلان نگر از جمله ساختار، عوامل سطح خرد چون ادراک نخبگان را نیز در نظر می گیرد، تلاش دارد چرایی ورود روسیه به جنگ پرهزینه اوکراین را تحلیل کند. یافته های مقاله نشان می دهند که به تبعِ درک بالای تهدید در سطوح مختلف فردی و ساختاری از ناحیه نفوذگذاری امریکا در خارج نزدیک(تر) و انگاره "اوکراین، سنگر آخر"، کرملین خود را در "اجبار" ورود به جنگ دیده است. نظر به تواتر اقدامات تضعیف ساز امریکا علیه روسیه در قالب راهبرد "مهار تهاجمی"، کرملین "راهبرد دفاع تهاجمی فعال" را با تأکید بر کنش پویا و مبتکرانه راهکار بهینه تری برای تأمین منافع و امنیت خود یافته و با این راهبرد وارد جنگ اوکراین شده است. هرچند این راهبرد دستاوردهای کوتاه مدتی در کاهش نسبی سطح تهدید داشته، اما هزینه ها و چالش های بلندمدت آن، روسیه را به احتیاط در کاربست بیشتر این راهبرد وا خواهد داشت. نظر به تمرکز موضوعی مقاله بر رویکرد و سیاست روسیه، از بررسی مواضع سایر طرف ها از جمله اوکراین صرف نظر شده است.
سیاستگذاری هوش مصنوعی و اولویت های معادله قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
13 - 42
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی(AI) به عنوان پارادایم و کالای قدرت در دهه چهارم قرن ۲۱ ظهور کرده و در حال بازتعریف چشم اندازهای اقتصادی و سیاسی جهانی است. سیاستگذاری هوش مصنوعی بر کنش های رفتاری، کنترل محیطی، دموکراسی و تولید اقتصادی تأثیر گذاشته و حوزه هایی مانند آموزش، حقوق بشر، مهاجرت و سرمایه گذاری را دستخوش تغییر می کند. این پژوهش به بررسی سیاستگذاری هوش مصنوعی و سیاست قدرت پرداخته و تأثیرات آن بر اقتصاد، صنعت و کنش های اجتماعی را تحلیل می کند. فرضیه اصلی بیان می کند که حکمرانی مبتنی بر هوش مصنوعی بر پایه دولت های قدرتمند، تغییرات دموکراتیک، کنترل افکار عمومی(دیپ فیک)، نظارت عمومی، ژئواکونومی بدون سرمایه و کالایی سازی نیروی کار انسانی است. با استفاده از رویکرد تخریب سازنده شومپیتر و روش تحلیل تحولات پارادایمیک، این پژوهش بررسی می کند که چگونه هوش مصنوعی موجب تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی راهبردی می شود. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی در حال بازتعریف توزیع قدرت، انقلاب های صنعتی و پویایی های اجتماعی است و سیاستگذاری های تطبیقی برای ایجاد تعادل میان نوآوری، ثبات اقتصادی و عدالت اجتماعی ضروری خواهند بود.
تبیین ساختاری چالشهای توسعه گردشگری شهری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
55 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین ساختاری چالش های توسعه گردشگری شهری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری بخش کمّی شامل گردشگران بازدید کننده از جاذبه های مختلف شهرهای استان چهارمحال و بختیاری و به تعداد 10000 نفر است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 370 نفر مدنظر قرار گرفت که در آن افراد به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس پیشینه پژوهش، مبانی نظری و دیدگاه استادان راهنما و مشاور تنظیم شد. این پرسشنامه 29 سؤال داشت. روایی پرسشنامه به شیوه صوری و سازه ای و پایایی آن نیز بر اساس آلفای کرونباخ به مقدار 90/0 تأیید شد. داده های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری با نرم افزار PLS تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل مسیر معادلات ساختاری نشان داد که مدل ساختاری تبیین شده برازش مناسبی دارد؛ به طوری که کلیه چالش ها بر توسعه گردشگری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری تأثیر داشته است. در این میان، چالش های ضعف مدیریت، عدم بهره گیری از فناوری های نوین، نبود امنیت کافی، نبود نوآوری های لازم و عدم فرهنگ سازی بیشترین تأثیر و چالش های نبود برنامه راهبردی، عدم برگزاری رویدادهای گردشگری، ضعف روحیه مهمان نوازی، عدم بهره گیری از تجربه های مختلف و ضعف حمل و نقل و شبکه ارتباطی کمترین تأثیر را بر توسعه گردشگری شهری دارند.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی مقصد گردشگری مبتنی بر فنّاوری های الکترونیک نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی مقصد گردشگری مبتنی بر فنّاوری های الکترونیک نوین انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر شیوه گردآوری داده ها پژوهشی توصیفی (غیرآزمایشی) است که با روش پیمایش مقطعی انجام شد. برای نیل به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده شد. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل نخبگان صنعت گردشگری است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پس از 24 مصاحبه، اشباع نظری به دست آمد. جامعه آماری بخشی کمّی شامل گردشگران جزیره کیش است که حجم نمونه با فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون با نرم افزار MaxQDA استفاده شد. در بخش کمّی نیز از روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart PLS و SPSS استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، مشخص شد شرایط سیاسی اقتصادی، حمایت و پشتیبانی حکومتی و شرایط فرهنگی اجتماعی بر فنّاوری های الکترونیکی نوین و تحول دیجیتال تأثیر می گذارند. این عوامل بر روساخت ها و زیرساخت های گردشگری و توانمندسازی تأسیسات گردشگری اثر گذاشته و به آگاهی از برند مقصد، مدیریت تجربه گردشگران و بازاریابی چندحسی منجر می شوند. ازطریق بهبود آگاهی از برند مقصد، مدیریت تجربه گردشگران و بازاریابی چندحسی در نهایت دستیابی به بازاریابی مقصدهای گردشگری میسر می شود.
عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خلّاق در محوطه های میراثی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
141 - 172
حوزههای تخصصی:
محوطه های میراثی فرآیند طولانی توسعه تاریخی را در خود ثبت کرده است و آن را بیان می کند. این عرصه های با ارزش قابلیت ها و ظرفیت های فرهنگی و طبیعی متنوع و بدیعی دارند. به همین خاطر، می توانند به عنوان مقصد گردشگری فرصت تجربه ای خلّاق را برای گردشگران با فراهم کردن امکان مشارکت فاعلانه آنها در بستر فراهم کنند. گردشگری خلّاق در همین راستا و با رشد الگوهای جدید مصرف، اشکال ماهرانه تر فعالیت های گردشگری و تغییر در تولید محصولات گردشگری شکل گرفته است. با توجه به تأخر گفتمانی این رویکرد گردشگری و سهم اندک پژوهش هایی که به چگونگی کاربست آن در محوطه های میراثی پرداخته اند، شناسایی عوامل مؤثر در توسعه گردشگری خلّاق در این عرصه های حقیقی ضرورت دارد و به مثابه هدف برای پژوهش حاضر انتخاب شده است. روش دلفی فازی مبتنی بر اجماع نظر نخبگانی تحقق این هدف را به صورت کیفی ممکن کرد. یافته های پژوهش که با مشارکت 9 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مختلف با تخصص های مرتبط حاصل شد، نشان می دهد 29 نماگر در قالب 10 معیار تنوع میراثی، آموزندگی محیط، هم آفرینی، خلاقیت مکانی، ایمنی و امنیت، دعوت کنندگی محیط، نفوذپذیری و دسترسی، همه شمولی، مشارکت و شراکت و بازیابی و ترویج با سه مؤلفه تجربه خلّاقانه، زیرساخت های گردشگری و ظرفیت های گردشگری عرضه و مدیریت گردشگری را در محوطه های میراثی ممکن می کند؛ به نحوی که پویایی رابطه میان گردشگر، جامعه محلی، ارائه دهنده خدمات گردشگری و بستر گردشگری بدون آسیب به ارزش های مکان برقرار باشد و به دنبال آن تجربه ای اصیل خلق شود.
شناسایی و ارزیابی عوامل بازدارنده و تقویت کننده گردشگری برون مرزی در ایران با تمرکز بر عوارض خروج: به کارگیری روش ARDL(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
273 - 294
حوزههای تخصصی:
در سال های گذشته، افزایش عوارض خروج از کشور همواره با انتقاداتی روبه رو بوده است. عوارض خروج از کشور یکی از راه های درآمدی دولت برای جبران کسری بودجه است. با توجه به اهمیت مسافرت های خارجی در ارتباط گیری با سایر نقاط جهان، پژوهش حاضر به بررسی اثر افزایش عوارض خروج از کشور بر مسافرت های خارجی در کشور ایران پرداخته است. سال های 1385 تا ۱۴۰۰ برای دوره زمانی تحقیق با توجه به دسترسی به داده ها، بررسی شد. در این پژوهش، از روش ARDL برای بررسی هم انباشتگی و از آزمون علیت گرنجر برای تحلیل رابطه علت و معلولی بین متغیرها استفاده شده است. متغیر وابسته این پژوهش تعداد مسافرت های خارجی بوده است. متغیرهای مستقل شامل عوارض خروج از کشور، تولید ناخالص داخلی سرانه، نرخ ارز، نرخ تورم و هزینه ویزاست. نتایج بلندمدت و کوتاه مدت نشان داد که متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه و نرخ تورم اثر مثبت و معناداری بر تعداد مسافرت های خارجی (برحسب تعداد مسافر) خواهند داشت و از طرفی، متغیرهای نرخ ارز و هزینه ویزا و عوارض خروج از کشور اثر منفی و معنا داری بر کاهش تعداد مسافرت های خارجی (برحسب تعداد مسافر) خواهند گذاشت. همچنین اندازه ضرایب در کوتاه مدت نشان می دهد که به لحاظ قدرمطلقی، اندازه ها کمتر از ضرایب بلندمدت هستند و این نشان می دهد که متغیرها در بلندمدت تأثیر متقابل و تقویت کننده ای بر یکدیگر دارند. ضریب تصحیح خطای هم انباشتگی (ECM) برابر 62 درصد برآورد شد. این نشان می دهد که سالانه 62 درصد از هرگونه انحراف از تعادل بلندمدت جبران می شود.