فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
در الگوی شهر هوشمند، تکنولوژیهای گوناگون برای بهبود زندگی شهروندان با هم ترکیب و استفاده می شوند. بنابراین، شهر هوشمند نه یک واقعیت، بلکه یک استراتژی در فرایند برنامه ریزی و مدیریت شهری است، در واقع آنچه یک شهر را به سمت هوشمندی پیش می برد صرفا استفاده از ابزار الکترونیک و سیستم ارتباطاتی آن شهر نیست؛ بلکه نحوه برنامه ریزی و استفاده از این ابزار در جهت ارتقای سطح کیفی زندگی شهروندان یک شهر است. بنابراین این الگو به عنوان راهکاری بی-بدیل در جهت حل معضلات شهری باید مورد توجه ویژه مدیران و برنامه ریزان قرار گیرد. لذا، هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تأثیرگذاری عوامل هوشمندسازی بر مدیریت شهری در شهرداری منطقه مشهد است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی- تحلیلی بوده و داده های آن به کمک پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری شامل همه ساکنین منطقه یک شهرداری مشهد می باشند و با توجه به جمعیت 201373 نفری با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری بدست آمد. برای دستیابی به میزان پایایی پرسشنامه نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته های بدست آمده بر اساس نظرات شهروندان نشان می دهد، هوشمندسازی در بُعد محیطی با ظریب 729/0، در بُعد قلمرو با ضریب 745/0، در بُعد حکمرانی با ضریب 533/0، در بُعد اقتصادی با ضریب 400/0 و در بُعد پویایی با ضریب 337/0 بر عملکرد مدیریت شهری تاثیرگذار بودند همچنین رابطه مثبت و معناداری نیز بین هوشمندسازی و مدیریت شهری بر قرار بوده است.. در نهایت مشخص شد شاخص قلمرو هوشمند بیشترین اهمیت را در بین مولفه های شش گانه تحقق شهر هوشمند در منطقه یک مشهد را داشته و تأثیرگذاری بیشتری نسبت به سایر شاخص های هوشمندسازی بر عملکرد مدیریت شهری این منطقه داشته است. لذا مولفه ای است که از دیدگاه شهروندان دارای اهمیت بوده است.
Exposition of the Socio-Economic Impacts of Tourism Development on Local Communities in Rural Areas (Case Study: Baft County)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose- Rural tourism has various effects on the economic and social aspects of rural households. Considering the significant impact of tourism on the economic and social development of local communities, this research aims to investigate the economic and social effects of rural tourism in Baft County.Design/methodology/approach- The statistical population consists of 2512 households in the rural of Baft Township, out of which 333 households were selected through simple random sampling based on Cochran's; formula. The primary tool for data collection was a questionnaire, the validity of which was examined through content and structural validity, and its reliability was assessed using composite reliability and Cronbach's; alpha (α = 0.90). Data analysis was performed using SPSS and LISREL software. To examine the fit of the measurement model of economic and social effects on rural tourism; the collected data were analyzed using LISREL software and second-order confirmatory factor analysis.Findings- The research findings indicate that the most significant impact is on the economic dimension, including employment and income, investment, and satisfaction. Moreover, the most prominent effects in the social dimension include social participation, protection of intangible heritage, sense of place, heritage and tradition preservation, tourist satisfaction, education and awareness, and ultimately, cultural elevation. The research findings also revealed that the absolute fit indices (AGFI = 0.91, GFI = 0.94), comparative fit indices (NNFI = 0.92, CFI = 0.95), and parsimonious fit indices (RMSEA = 0.054, X2/df = 2.63) confirm the excellent fit of the measurement model of economic and social effects on rural tourism with the observed data. Furthermore, the structural equation modelling results indicate that the most signicant impacts are in the economic dimension of employment and income and the social dimension of social participation.
Effects of Motivating, Job Performance and Job Satisfaction Factors on the Development of the Handicraft Khamak Dozi (Baluchi) Afghan Rural Women(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
55 - 68
حوزههای تخصصی:
Purpose- Undoubtedly, the correct performance of any activity and the successful performance of any role in the field of handicrafts depends on the interest and motivation of the workers to get familiar with its skills and methods and to use the special methods of that technique in the production of products. Baghlan province which is located in the northeast of Afghanistan, about 50% of the population of this province is women, and recently, most of the rural women of this province have turned to the handicraft industry of Balochi to improve their income. Therefore, this study was conducted to investigate the production status of the handicraft industry of Balochi women and the role of motivating factors of job performance and job satisfaction on the development of the handicraft industry of Balochi.Design/methodology/approach- The main research tool was a questionnaire the validity of which was confirmed by the lecturers of the agricultural extension and economics and the department of sociology of Baghlan university, and Cronbach's alpha confirmed its reliability. The statistical population was all the rural women working in the handicraft industry of Baghlan province, which was selected by purposive sampling (192) samples.Finding- Results showed that all three independent variables, motivational factors, job performance and job satisfaction have a positive and significant effect on the development of the handicraft industry of Balochi women, and explained 59% of the changes in the dependent variable. So, with confidence, it can be said that increasing motivation, job performance and job satisfaction lead to the development of the needlework industry among rural women.Originality/value– The results of this study, especially concerning due to the lack of sufficient and appropriate empirical literature in Afghanistan, can play a major role in providing correct insight to the rural development officials, job creation and poverty reduction in Afghanistan.
ارزیابی اثرات اجرای طرح های هادی روستایی در نواحی روستایی جنوب شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین هدف ارزیابی طرح هادی فراهم ساختن ابزار مدیریت لازم برای نظارت، کنترل، جهت دهی و بهبود کارایی آن هاست که بر اساس آن بتوان تجدید حیات و هدایت روستا را به لحاظ ابعاد اجتماعی-اقتصادی و کالبدی فراهم آورد. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اثرات اجرای طرح های هادی بر روستاهای جنوب شرقی ایران است که به عنوان نمونه بخش مرکزی شهرستان زاهدان انتخاب شد. داده ها به دو صورت اسنادی و میدانی گرداوری شد. جامعه آماری تحقیق، پنج روستای بخش مرکزی شهرستان زاهدان که طرح هادی روستایی در آن اجراشده است که 2623 نفر می باشند که در فرمول کوکران، تعداد نمونه ها 335 به دست آمد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت و برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون T-test تک نمونه ای و کروسکال والیس بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد اثرات اجرای طرح هادی با میانگین 52/2 در همه ابعاد، در روستاهای منطقه؛ پایین تر از حد متوسط (3) بوده است. یعنی نتایج اجرای طرح هادی روستایی در مؤلفه اقتصادی با میانگین 71/2، اجتماعی 54/2 و کالبدی 31/2 خیلی کم و پایین تر از حد متوسط می باشد. همچنین نتایج آزمون کروسکال والیس با آماره 101/50 نشان داد؛ اثرات اجرای طرح هادی روستایی در روستاهای موردمطالعه یکسان نیست و تفاوت معناداری با هم دارند. بیشترین اثرات اجرای طرح هادی در بین روستاهای موردمطالعه مربوط به روستایی سفیدآباد و کمترین رضایت مربوط به روستای شه مرادآباد می باشد. در نهایت مشخص شد اجرای طرح هادی تأثیر چندانی در وضعیت اقتصادی-اجتماعی و کالبدی روستاها نداشته است.
واکاوی نقش مکان های سوم شهری در کیفیت محیطی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۹
187 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش واکاوی نقش مکان های سوم شهری در کیفیت محیطی شهر اهواز است. این پژوهش با رویکردی کمَی، به روش پیمایشی و متکی بر مطالعات کتابخانه ای- اسنادی در سال 1402 در شهر اهواز انجام شد. جامعه آماری کلیه شهروندان اهوازی (885000 نفر) در سال 1395 می باشند که به وسیله فرمول کوکران تعداد 390 نفر به عنوان حجم نمونه و به صورت تصادفی به وسیله پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون های ANOVA، تحلیل رگرسیون، T تک نمونه ای، تحلیل مسیر و... استفاده شد. یافته ها نشان می دهد، تمامی 10 شاخص بررسی شده بالاتر از میانگین مبنا (3) بودند. همچنین در مدل رگرسیونی مشخص شد، متغیرهای پیش بین حدود (741/0= R2) از واریانس متغیر ملاک (کیفیت محیط) را تبیین می کنند؛ و منطقه 6 (میانگین 08/4) برتری بیشتری نسبت به سایر مناطق 8 گانه اهواز ازلحاظ کیفیت محیطی داشت. نتایج نشان داد؛ کیفیت محیط و میزان رضایت شهروندان اهوازی از مکان های سوم شهری با توجه به فرهنگ بومی ساکنین این شهر، ارتباطی تنگاتنگ با وضعیت مکان های سوم این شهر (با بار عاملی 722/0) دارد.
تحلیل عوامل پیش برنده توسعه اشتغال زنان روستایی در شهرستان شوشتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
193 - 216
حوزههای تخصصی:
توسعه اشتغال زنان روستایی به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و ارتقای رفاه در جوامع روستایی در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، زنان روستایی در شهرستان شوشتر همچنان با چالش هایی نظیر محدودیت دسترسی به منابع مالی، آموزشی و فناوری، کمبود فرصت های شغلی پایدار و ضعف در حمایت های نهادی و زیرساختی مواجه هستند. این موانع نه تنها باعث کاهش مشارکت اقتصادی زنان شده، بلکه توسعه پایدار روستایی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس، شناسایی و تحلیل عوامل پیش برنده اشتغال زنان در منطقه می تواند به طراحی سیاست ها و برنامه های کارآمد برای بهبود شرایط اشتغال و توانمندسازی آنان کمک کند. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی است که رویکرد حاکم بر آن، کمی و کیفی است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدل از شاخص های برازش مناسب برخوردار است و بر همین اساس مورد تأیید قرار گرفت. به عبارت دیگر، عوامل پیش برنده شناسایی شده در پژوهش بر اشتغال زنان روستایی تأثیر معناداری دارند و مدل تأیید شده نیز بیانگر این امر است. در این میان، عوامل نهادی نسبت به سایر عوامل تأثیر بیشتری دارد. پس ازآن، به ترتیب عوامل فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و محیطی در رتبه های بعد قرار دارند.
اثربخشی اقتصادی آموزش های ترویجی در دهستان های شهرستان آستارا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه آموزش های ترویجی و کسب مهارت نقش مهم و اساسی در توسعه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جوامع ایفاد می نماید. با توجه به آموزش های ترویجی می توان به توسعه پایدار در روستا دست یافت و آن را تقویت نمود. لذا، هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثربخشی ابعاد اقتصادی آموزش های ترویجی در نقاط روستایی می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی، ماهیت و روش آن توصیفی-تحلیلی و برای گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز از مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی استفاده شده است. قلمرو مکانی پژوهش سکونتگاه های روستایی شهرستان آستارا می باشد که طبق سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1395 دارای 28443 نفر جمعیت روستایی است. برای انتخاب نمونه آماری از فرمول کوکران و با 50 درصد احتمال وجود صفت در جامعه آمار استفاده شده که در نهایت 375 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. با استفاده از فرمول کوکران میزان پایایی پرسشنامه مقدار 93/0 بدست آمد که مقدار قابل قبول را نشان می دهد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته ها نشان داد، دهستان لوندویل با نمره نهایی 261/0 و دهستان چلوند با نمره نهایی 260/0 در وضعیت بهتری از نظر میزان تاثیر آموزش های ترویجی بر توسعه روستایی در بعد اقتصادی داشته و دهستان حیران در رتبه آخر قرار گرفته است. همچنین مهمترین عواملی که در زمینه اثربخشی ابعاد اقتصادی آموزش های ترویجی تأثیرگذار می باشند عبارتند از؛ 1) آموزش متنوع سازی اقتصاد روستایی و 2) برگزاری کلاس های ترویجی و بهبود و نوین سازی شیوه های تولیدی کشاورزی. در بین عامل های شناسایی شده عامل اول (آموزش متنوع سازی اقتصاد روستایی) با مقدار ویژه 90/4 و درصد واریانس 83/28 بیشترین تأثیر را در اثربخشی آموزش های ترویجی در بعد اقتصادی و تحقق توسعه پایدار روستایی داشته است
بررسی موانع توسعه گردشگری روستایی با تاکید بر شاخص های توسعه پایدار، مطالعه موردی: بخش میدان شهرستان خانقین عراق
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
534 - 559
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی مقول ه جدی دی در مت ون توس عه روس تایی میباشد که همچون توسعه، دارای ابعاد و آثار گوناگونی است. گردشگری روستایی به عنوان فعالیتی شناخته می شود که نه تنها نقش موثری در توسعه اقتصاد محلی دارد، بلکه به عنوان یکی از عناصر جدایی ناپذیر راهبرد توسعه پایدار روستایی مطرح شده است. هدف کلی این تحقیق بررسی موانع توسعه گردشگری روستایی با تاکید بر شاخص های توسعه پایدار روستاهای هدف گردشگری بهش میدان شهرستان خانقین عراق می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش انجام توصیفی تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات و داده های مورد نیاز، از بررسی های اسنادی و همچنین مطالعات میدانی، از قبیل مصاحبه و پرسش نامه استفاده شده است. جامعه ی آماری در این پژوهش 153 نفر می باشد. نتایج تحقیق نشان داد بین موانع آموزشی و فرهنگی و مشکلات مربوط به توسعه گردشگری همبستگی مثبت و معنادار نسبتاً قوی وجود دارد، که مطابق با آن افزایش موانع آموزشی و فرهنگی افزایش مشکلات توسعه گردشگری را به دنبال دارد. موانع ومشکلات زیست محیطی در جایگاه دوم و موانع زیربنایی به لحاظ اهمیت در جایگاه بعدی قرار می گیرد. موانع بازاریابی و مدیریتی رابطه معنی داری با متغیر وابسته ندارند اما در تحلیل رگرسیون تاثیر افزایشی بر نارساییهای توسعه گردشگری دارند. بنابراین باانجام اقدامات لازم وفراهم کردن امکانات و خدمات برای رفع مشکلات از طریق برنامه ریزی وراهبردهای مناسب ازجمله تدوین برنامه های آموزشی، احیاء و توسعه زیر ساختهای گردشگری روستاها و معرفی و شناساندن جاذبه ها و محصولات گردشگری روستاهای هدف می توان در راستای توسعه روستاهای مورد نظر از منظر گردشگری گام برداشت.
تحلیل وضعیت اکوسیستم کارآفرینی روستایی استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اکوسیستم کارآفرینی روستایی برای توسعه کارآفرینی و اشتغالزایی در مناطق روستایی حیاتی است. با استفاده از اهرم کارآفرینی در مناطق روستایی، می توان اقتصاد روستایی پویا و نوآور ایجاد کرد. استان البرز با وجود داشتن شرایط مناسب اقلیمی، جغرافیایی، ارتباطی و دسترسی مناسب، اما طی سالیان اخیر در زمینه توسعه اقتصادی نواحی روستایی شرایط نامناسبی مانند؛ افزایش نرخ بیکاری، پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی و اختلاف درآمد خانوارهای روستایی و شهری دارد. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر تحلیل وضعیت اکوسیستم کارآفرینی روستایی در استان البرز است. روش پژوهش: این پژوهش درچهارچوب روش شناسی کمی انجام شده است. گردآوری داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی صورت گرفته که در بخش میدانی ابزار اصلی پرسشنامه بوده است. جامعه آماری شامل روستاهای استان البرز بوده که از بین آن ها تعداد 33 روستا به عنوان نمونه انتخاب شده و بر اساس فرمول کوکران تعداد 380 نفر به عنوان نمونه برای تکمیل پرسش نامه انتخاب شده اند. جهت تحلیل داده ها از آزمون های آماری کای اسکوئر، t تک نمونه ای، آزمون آنووا، دانکن و درون یابی کریجینگ استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که اکوسیستم کارآفرینی روستایی استان البرز دارای وضعیت نامناسبی است، به طوریکه از بین 10 گروه شاخص های اصلی شامل؛ شاخص های کسب و کار، شاخص های مالی، شاخص های آموزشی، شاخص های سرمایه انسانی، شاخص های حمایتی، شاخص های بازار و مشتریان، شاخص های اجتماعی، شاخص های فرهنگی، شاخص های زیرساختی و شاخص های نوآوری، تحقیق و توسعه که مورد بررسی قرار گرفته است، صرفاً دو گروه دارای وضعیت مناسب و هشت گروه دیگر دارای وضعیت نامناسب بوده اند. همچنین پراکندگی جغرافیایی وضعیت اکوسیستم کارآفرینی روستایی در سطح استان متفاوت است. نتیجه گیری: وجود زیرساخت های سخت افزاری مانند دسترسی به راه های ارتباطی و مراکز شهری به تنهایی برای توسعه اکوسیستم کارآفرینی کافی نمی باشد بلکه لازم است در کنار آن توسعه زیرساخت های نرم افزایی مانند امور مالی، آموزش، انواع حمایت ها، سرمایه انسانی و اجتماعی و تحقیق و توسعه نیز مورد توجه قرار گیرد.
روستا شهرها و نقش آن ها در پایداری سکونتگاه های پیرامونی (مورد مطالعه: شهر توحید)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روستا شهرها، از موفق ترین نمونه های سکونتگاهی هستند که تأثیر بسزایی در راستای رفع ناموزونی های منطقه ای و نابرابری های ناحیه ای دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی و سنجش نقش شهر کوچک توحید در توسعه ی پایدار سکونتگاه های ناحیه ای است، این پژوهش از نظر هدف کاربردی - نظری و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی و از مطالعات اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش برابر با (374) نفر تعیین و برآورد شده است. برای انتخاب نمونه های آماری از روش نمونه گیری تصادفی ساده و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون T تَک نمونه ای و آزمون فریدمن با نرم افزار SPSS و تحلیل تراکم جمعیتی (Kernel density) از نرم افزار ARC GIS استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون های آماری جهت بررسی تأثیر و نقش شهر کوچک توحید در ابعاد پایداری سکونتگاه های حوزه نفوذ نشان داد که بعد مدیریتی با (34/3) دارای بالاترین امتیاز و شاخص های اجتماعی – فرهنگی با (61/2 ) دارای کمترین امتیاز می باشد. یافته های پژوهش نشان از ارتباط مستقیم و معنادار بین ابعاد توسعه می باشد. در نهایت نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد، مؤلفه های چهارگانه مورد مطالعه با سطح معناداری کمتر از 05/0، بر تقویت شهر توحید در راستای تقویت توسعه ناحیه ای اثرگذار می باشند. بر اساس تحلیل فضایی (تراکم جمعیتی) به عمل آمده بین عوامل جغرافیایی از قبیل دوری و نزدیکی و میزان رابطه با شهر رابطه ی معناداری وجود دارد. یعنی روستاهایی که در فاصله نزدیک تری از شهر واقع شده اند رابطه بیشتری با شهر داشته درنتیجه تمرکز جمعیت در آن ها بیشتر و پایداری آن ها بیشتر و برعکس نیز صادق است. باید گفت شهرهای کوچک مخصوصاً در ارتباط با سکونتگاه های پیرامونی، تأثیرات عمدتاً مثبت و بعضاً منفی مختلفی را در ابعاد گوناگون بر نواحی پیرامونی بر جای می گذارند که در این پژوهش به آن پرداخته شده است.
ارزیابی توزیع فضایی سرمایه اجتماعی در شهرهای ساحلی، مطالعه موردی: بندر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح مسئله: امروزه علاوه بر سرمایه انسانی، مالی و اقتصادی، سرمایه دیگری نیز سرمایه اجتماعی نامیده می شود. این مفهوم از سرمایه به تعاملات و ارتباطات بین اعضای یک شبکه به عنوان منبعی ارزشمند می نگرد که با ایجاد هنجارها و اعتماد متقابل، به تحقق اهداف جمعی و فردی اعضا می انجامد. همچنین سرمایه اجتماعی یک فرصت مهم برای جامعه شهری محسوب می گردد که می تواند در جامعه مد نظر محققان جهت مطالعات کاربردی شهری تلقی گردد بر این مهم است که سرمایه اجتماعی هم می تواند به عنوان یک ابزاری اثر گذار باشد.این سرمایه با وجود یک جامعه آگاه شهری قابل دسترس است و توانایی این را دارد که در جامعه تغییرات مثبتی به نفع مردم در محله ها ایجاد نماید و زمینه ساز تحول جوامع شهری و محله های شهری باشد.هدف: هدف این پژوهش ارزیابی توزیع فضایی سرمایه اجتماعی در محله های شهری، بندر بوشهر است. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی – پیمایشی بوده است. ابزار به کاررفته به منظور جمع آوری داده ها، پرسشنامه هست. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه شهروندان شهر بوشهر می باشد. نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران، 384 نفر به دست آمده است، اما به منظور کسب اطلاعات دقیق تر، 403 پرسشنامه جمع آوری گردید. نتایج: نتیجه سؤالات پژوهش حاکی از آن است که اعتماد اجتماعی، امنیت اجتماعی و هنجارگرایی اجتماعی در محله های شهری تفاوت معناداری وجود ندارد. مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی، شبکه و نهادهای محلی، مسئولیت پذیری اجتماعی، رضایتمندی اجتماعی و تعامل اجتماعی در محله های شهری تفاوت معناداری وجود دارد. نوآوری: جنبه نوآوری پژوهش، ارزیابی مؤلفه های سرمایه اجتماعی در محله های شهر بوشهر است.
باززنده سازی مراکز محله های سنتی براساس مفاهیم نظریه ساختارهای زنده الکساندر، مطالعه موردی: محله حکم آباد تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
141 - 162
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تدوین راهنمای طراحی برای مدیران اجرایی در حوزه باززنده سازی شهری بر مبنای نظریه ساختار زنده کریستوفر الکساندر اجرا گردید. حکم آباد ، یکی از محلات سنتی شمال غربی تبریز می باشد ، مرکز ساختارمند و چهار میدان تاریخی آن به عنوان مرکز زنده واجد ارزش بود که امروزه ، به دلیل تحولات دوره مدرن ، در حلقه ای از فضاهای ناکارآمد احاطه گردیده است و «ساختار زنده» آن تضعیف شده است و باززنده سازی آن ضرورت می یابد. مطالعه حاضر با روش توصیفی -تحلیلی مبتنی بر رویکرد کیفی انجام شد ، با تبیین مفاهیم نظریه ساختار زنده ، شاخص های تحقیق استخراج شد و با توجه به راهبرد مطالعه که به صورت نمونه موردی می باشد ، بسط و ارزیابی شاخص های استخراج شده در نمونه موردی مطالعه یعنی مرکز محله حکم آباد مورد مطالعه قرار گرفت. رویکرد متفاوت این مطالعه در مقایسه با مطالعه های پیشین در این است که نوشتار حاضر به دنبال بسط «اصول نظریه ساختار زنده» به عنوان راهکارهای طراحی در حوزه «باززنده سازی محلات سنتی» می باشد که تاکنون موضوع مطالعه نبوده است. نتایج حاصل بیانگر موفق بودن بسط اصول «مقیاس های مختلف» ، «مراکز نیرومند» ، «مرزها» ، «تکرار متناوب» ، «فضای معین» ، «شکل خوب» ، «تقارن موضعی» ، «انسجام و ابهام عمیق» ، «تضاد» ، «درجه بندی» ، «ناهمگونی» ، «پژواک» ، «فضای خالی» ، «سادگی و آرامش درونی» ، «جدایی ناپذیری» ، در تقویت کیفیت حیات در مرکز محله می باشد.
تجربه ی جریان بازآفرینی فرهنگ مبنا در محله سنگ سیاه، الگویی برای احیاء بافت های تاریخی (مطالعه موردی: محله سنگ سیاه شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بافت تاریخی هر شهر نه تنها گنجینه ماندگار فرهنگی و هنری آن شهر است، بلکه بخش مهمی از ماهیت آن شهر را در دل خود دارد؛ می توان گفت که حفاظت از این بافت در اصل حفاظت از ماهیت شهر است. در نتیجه تاکنون روش های گوناگونی جهت حفظ و نگهداری این بافت ها ارائه شده است. هدف: هدف از این پژوهش تبیین چگونگی مداخله جریان بازآفرینی فرهنگ مبنا در بافت های ناکارآمد شهری و ارائه الگویی جهت حفاظت پویا از بافت های تاریخی با بهره گیری از دیدگاه های این تفکر است. در این راستا، نه تنها به بررسی رویکردهای موجود در بازآفرینی پرداخته شده، بلکه با تحقیق در مورد یکی از بازآفرینی های موفق در بافت تاریخی شیراز (محله ی سنگ سیاه) الگویی تلفیقی با نگرش فرهنگ مبنا ارائه شده است. روش شناسی تحقیق: برای رسیدن به این هدف از روش های میدانی و کتابخانه ای استفاده شده است که مهم ترین آنها مطالعه ی اسناد بالادستی، مشاهده در محل و انجام مصاحبه با 17 نفر از افراد دخیل در بازآفرینی محله سنگ سیاه بود. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، محله تاریخی سنگ سیاه در شهر شیراز است. یافته ها: الگوی به دست آمده شامل ده مرحله است که جوانب اجتماعی، اقتصادی و کالبدی را پوشش می دهد. این مدل نه تنها در نظریه تمام جوانب را پوشش داده، بلکه در عمل نیز کارایی خود را ثابت کرده و به دلیل ماهیت منطعف خود این امکان را فراهم می کند که در سایر شهرها و بافت های تاریخی نیز مورد استفاده قرار گیرد. نتایج: نتیجه این پژوهش را می توان در دو مورد خلاصه کرد. یکی بررسی جوانب بازآفرینی فرهنگ مبنا با هدف کاربری کردن این رویکرد و نجات آن از نگرشی صرفا شعاری در برنامه ریزی شهری. و دیگری ارائه الگویی جهت اجرای روند بازآفرینی فرهنگ مبنا در محلات شهری با رویکردی منعطف و دربرگیرنده ابعاد مختلف.
بررسی تطبیقی شاخص های کیفیت زندگی عشایر در ییلاق و قشلاق ایل بختیاری (مطالعه موردی: عشایر شهرستان لالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه بهبود کیفیت زندگی، یکی از اهداف اصلی برنامه ریزی ها در هر کشور است. برای این منظور در وهله اول باید شناخت دقیق و همه جانبه ای از وضعیت موجود کیفیت زندگی به عمل آید که این امر بر اساس یک نگرش نظام مند امکان پذیر خواهد بود. هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی شاخص های کیفیت زندگی عشایر شهرستان لالی در ییلاق و قشلاق می باشد. روش شناسی تحقیق: این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی - تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را عشایر شهرستان لالی تشکیل می دهند و حجم نمونه که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید، 322 نمونه مشخص شده است. داده های نظری پژوهش به روش کتابخانه ای از طریق کتب موجود و مقالات جمع آوری شد و اطلاعات میدانی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، مد، میانه) و آمار استنباطی (تی تک نمونه ای) مبادرت شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، مناطق ییلاق و قشلاق عشایر شهرستان لالی می باشد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون t تک نمونه ای نشان می دهد که مقدار میانگین به دست آمده از شاخص اقتصادی در مناطق قشلاق و ییلاق به ترتیب برابر است با (88/1) و (49/1)، شاخص اجتماعی در قشلاق (43/2) و در ییلاق (16/2)، شاخص کالبدی در قشلاق (99/1) و در ییلاق (20/2)، شاخص زیست محیطی در قشلاق (07/2) و در ییلاق (98/1) که نسبت به میانگین فرض صفر (3) پایین تر است که نشان دهنده این است که شاخص های مذکور تأثیر مثبتی در کیفیت زندگی عشایر ایل بختیاری شهرستان لالی نداشته است. نتایج: زندگی کوچ نشینی از قدیمی ترین شیوه های زندگی در مناطق مختلف جهان و ایران است و تداوم آن در طول تاریخ، فراز و نشیب های مختلفی را تحت تأثیر مسائل اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و به ویژه سیاسی تجربه کرده است. تا آنجا که گاهاً تحولات این جامعه نقطه عطفی در تحولات کشور را به همراه داشته است؛ بدین ترتیب ارائه هرگونه طرح و برنامه در خصوص عشایر نیازمند بررسی و مطالعات عمیق علمی است؛ تا بتوان راهبردهای مناسبی که کمترین آسیب را وارد نماید، ارائه داد.
واکاوی موانع برنامه ریزی کارآفرینی مقصد گردشگری، مطالعه موردی: روستاهای کهکیلویه و بویر احمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
67 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع کارآفرینی در روستاهای مقصد گردشگری در استان کهکیلویه و بویراحمد انجام شده است. این پژوهش از نوع کیفی و در طبقه بندی تحقیقات بر مبنای هدف، کاربردی؛ از نظر رویکرد پژوهشی استقرایی و از نظر استراتژی آمیزه ای از تحلیل محتوای کیفی و کمی است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل خبرگان دانشگاهی، خبرگان سازمانی و خبرگان محلی می باشند؛ که با استفاده از روش نمونه گیری غیر تصادفی از نوع هدفمند با تکنیک گلوله برفی 30 نفر تعیین شد. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل اقتصادی، نهادی- سیاستی، اجتماعی و عامل اکولوژیکی به ترتیب مهم ترین موانع در مسیر توسعه کارآفرینی در بخش گردشگری در روستاهای استان هستند و از جمله موانع مهم در این بخش ها می توان به ضعف سرمایه گذاری در بخش دولتی و عدم دسترسی به سرمایه، عدم انگیزه توسعه گردشگری در بین مسئولان، بوروکراسی دست و پاگیر، عدم انگیزه نسبت به هدف و آینده نگری و کمبود زیرساخت های تکنولوژی سازگار با کارآفرینی را می توان نام برد. همچنین روابط علی بین متغیرها با استفاده از مدل معادلات ساختاری نشان داد که شاخص های برازش مدل بالاتر از 9/0 محاسبه شدند که نشان از این می باشد که مدل برازنده داده ها می باشد و داده های این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری تحقیق برازش مناسبی دارند.
عوامل مؤثر بر مدیریت مطلوب شهری در کلان شهر تهران مبتنی بر رویکرد نگاشت علّی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۷)
153 - 168
حوزههای تخصصی:
مدیریت مطلوب شهری فرایندی است که براساس کنش متقابل میان سازمان ها و نهادهای رسمی اداره شهر از یک طرف و نهادهای غیررسمی جامعه مدنی و عرصه عمومی از طرف دیگر شکل می گیرد و هدف از انجام آن اداره بهتر سرزمین و عرضه خدمات بهتر و بیشتر به شهروندان است. با ایجاد الگوهای رایج مدیریت مطلوب شهری به عنوان جایگزینی برای مدل سنتی مدیریت شهری انتخاب گردید. برای این کار پس از مطالعه ادبیات پژوهش و شناسایی 12 عامل نقش آفرین در مدیریت مطلوب شهری در کلان شهر تهران مبتنی بر رویکرد نگاشت علّی و گنجاندن آن ها در پرسشنامه نیمه بسته مبتنی بر طیف لیکرت با استفاده از روش نمونه گیری نوعی، 31 نفر از خبرگان شناسایی و پرسشنامه میان آن ها توزیع شد. برای غربالگری داده ها از میانگین نظر خبرگان بر پایه منطق فازی استفاده شد. سپس پرسشنامه ای با ساختاری ماتریسی برای کشف روابط علّی میان عوامل تهیه شد. پس از حصول اطمینان از عدم وجود رابطه معنادار میان شاخص های خبرگی خبرگان و شاخص های پیچیدگی و دامنه نقشه های شناختی و نیز بررسی تشابه تقشه شناختی خبرگان که نشان می داد ویژگی های شخصی و عضویت خبرگان در سازمان های مختلف نتوانسته است میان نقشه های خبرگان تفاوت معناداری ایجاد کند، نسبت به استخراج نقشه مورد اتفاق خبرگان مبتنی بر روابط به نسبت قوی میان عوامل اقدام شد. نتیجه به یک مدل منجر شد که براساس آن عوامل مدیریت مطلوب شهری مبتنی بر رویکرد نگاشت علّی شامل: پاسخگویی مدیران، مشارکت شهروندان، برنامه ریزی، تمرکز زدایی، اثربخشی دولت، حاکمیت قانون، مبارزه با فساد، مدیریت یکپارچه، مسئولیت پذیری، کارایی و اثربخشی، شفافیت، عدالت محوری است.
تحلیل فضایی توسعه تاریخی شهر یزد بر اساس موقعیت مساجد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
75 - 91
حوزههای تخصصی:
مساجد در توسعه تاریخی شهرها جایگاه ویژه ای دارند و نقش مهمی در شکل گیری هویت فرهنگی، اجتماعی و مذهبی این شهر ایفا کرده اند. از دیرباز، بناهای اسلامی مخصوصاً مساجد در شهرها یکی از مهم ترین و اساسی ترین عناصر تشکیل دهنده در توسعه شهرها به شمار می آمدند و بنای مساجد نقش ویژه ای در توسعه شهرها داشته و در شهرهای اسلامی نمادی شکوهمند و به نوعی سمبل هویت اسلامی تعریف می شوند. ساختمان های مذهبی، مانند کلیساها و مساجد، همیشه یکی از عناصر جدایی ناپذیر طرح های شهری بوده اند و مساجد به عنوان با اهمیت ترین فضای معماری نقش پررنگی را در شکل گیری فرم شهری و روند توسعه آن بر عهده داشته است. مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا با بررسی اهمیت، جایگاه و نقشی که مساجد در شهر برای نشان دادن جلوه گاه اصلی نقش هویتی که در توسعه شهر یزد دارند را نشان داده و با استفاده از روش ها و ابزارهای مختلف تحلیل، نقش و جایگاه مساجد در توسعه شهر یزد را نمایان سازد. ازاین رو پژوهش حاضر تحلیلی و متکی بر پیمایش های میدانی است که از لحاظ هدف نیز می تواند در زمره روش های کاربردی در این زمینه قرار گیرد. ابزارهای مورداستفاده در فرایند تحقیق شامل سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و ابزارهای تحلیل فضایی (Spatial statistics) جهت نمایش روند توسعه فضایی شهر است. نتایج تحقیق نشان می دهد که توزیع فضایی مساجد رابطه نزدیکی با توسعه شهری دارد؛ بنابراین از اطلاعات مکانی مساجد در یک دوره تاریخی می توان برای بررسی توسعه شهر در آن دوره استفاده کرد.
تحلیل متغیرهای اثرگذار بر رویارویی ژئوپلیتیک چین و ایالات متحده در دریای جنوبی چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکست ایالات متحده در جنگ ویتنام و سقوط اتحاد شوروی، چین را در موقعیت مناسبی برای بسط قدرت خود در آسیای شرقی قرار داد. در دوره ای کوتاه، پکن به قدرتی جهانی تبدیل شده و حوزه نفوذ ژئواستراتژیک سومی را در رقابت با دو جهان قاره ای و دریایی شکل داد. همچنین رشد اقتصادی شتابان چین در دهه های اخیر، بستر مناسبی را برای تقویت توان نظامی این کشور و اقدامات توسعه طلبانه آن فراهم آورده است. افزایش قدرت چین و خیزش این کشور، مترصد لحظه ای برای زور آزمایی و تغییر موازنه است و پیامدهای خیزش سریع چین در 40 سال گذشته، ناگزیر منجر به چالش با قدرتهای بزرگ غالب به ویژه ایالات متحده شده است. این پژوهش در پی آن است تا به این سوال پاسخ گوید که تحولات ژئوپلیتیک دریای چین جنوبی در سده ی 21، متاثر از چه متغیرهایی است؟ این مقاله، ایده استراتژی بزرگ چین در دریای جنوبی چین را به چالش می کشد و تاکید می کند که کشور چین، یک بازیگر واحد نیست بلکه امروز در این کشور، جناح ها و نهادهای مختلف سیاسی به رقابت برای نفوذ بر سیاست خارجی می پردازند.
مروری بر ادبیات نظری و شناسایی عوامل و معیارهای مؤثر بر رقابت پذیری شهری با رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت شهرها مفهوم جدید تولید ناخالص منطقه ای رایج شده است. هدف این پژوهش، پس از آشکارسازی مفهوم رقابت پذیری شهری به شناسایی رویکردها و عوامل و معیارهای مؤثر رقابت پذیری شهری در ایران با استفاده از روش فراتحلیل پرداخته است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی، به لحاظ هدف؛ کاربردی و در ارتباط با روش گردآوری اطلاعات، روش های آن کتابخانه ای است. فرآیند ارزیابی و انتخاب در این پژوهش شامل 4 مرحله بررسی عنوان، بررسی محتوای مقالات، بررسی روش و بررسی نتایج پژوهش است که در این پژوهش از الگوی 7 مرحله ای فرا تحلیل سندلوسکی و باروس استفاده شده است. این مقاله از نوع مقاله مروری نظام مند است .(Systemaric Review) رویکرد پژوهش حاضر تحلیل محتوا بوده و با جمع آوری اطلاعات موردنیاز و بررسی عناوین، محتوا، روش و نتایج، تعداد 18 مقاله انتخاب و معیارهای اساسی این مقالات استخراج شده است. نتایج نشان می دهد که در رقابت پذیری شهری، بیشترین تأثیرگذاری را عامل اقتصادی دارد و شهرها باید این عامل را در راستای افزایش رقابت پذیری تقویت کنند که در این راستا می توان به تقویت پیوندهای اقتصادی درون و برون شهرها، ارتقا و استفاده از مزیت های بین شهرها، ارتقا کیفیت بازار کار و ... اشاره کرد یا در راستای عوامل اجتماعی در سطح منطقه می توان به ارتقا تبادل فضایی، ارتقا سطح سرمایه انسانی اشاره کرد.
Analysis of Challenges and Barriers to Promoting Climate-Smart Agriculture in Rural Areas of the Sistan Plain: A Qualitative Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۷
97 - 116
حوزههای تخصصی:
Purpose – This study examines the barriers to promoting climate-smart agriculture (CSA) in rural areas of the Sistan Plain. Using a qualitative approach and focus group discussions, data were collected from farmers and local experts (54 participants). The discussions were analyzed through inductive content analysis, coding, and classification systems. Findings – The results reveal that barriers to CSA promotion fall into seven main categories: financial, institutional, technical and infrastructural, knowledge gaps, demographic, environmental, and market challenges. Key challenges include high initial costs, weak policies and institutional support, lack of practical knowledge and training, and adverse climatic conditions. Practical recommendations involve conducting specialized training, establishing pilot projects, and strengthening communication infrastructure. From a policy perspective, developing national strategies, providing financial incentives and credit facilities, and fostering collaboration across various sectors are crucial. This study offers comprehensive and integrated solutions to assist policymakers and agricultural practitioners in achieving sustainable development and strengthening CSA resilience. Practical Implications – This study proposes several practical solutions to address the identified challenges, including organizing specialized and operational training programs for farmers and experts, implementing pilot projects to demonstrate CSA effectiveness and benefits, developing communication and technical infrastructure such as high-speed internet access and advanced equipment, formulating national policies to provide financial and institutional support for CSA, and fostering collaboration among governmental, private, and local community sectors. Originality/Value – This research is one of the first comprehensive studies analyzing barriers to CSA promotion in Iran. Given the unique conditions of the Sistan Plain, the findings can serve as a model for other underprivileged regions in Iran and similar countries. The practical solutions and effective policy recommendations presented here mark a significant step toward sustainable development and greater agricultural resilience to climate change.