فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
استقرار و توسعه ی مناطق صنعتی، تجاری و آزاد مزایای متعددی در عرصه ی اقتصادی، تجاری- بازرگانی و صنعتی به دنبال دارد. با توجه به روند توسعه ی منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس جنوبی در دهه ی اخیر با سیاست افزایش بهره وری در حوزه ی مشترک با کشور قطر، سایر محورهای توسعه ی اقتصادی در شهرستان کنگان کمتر مورد توجه قرار گرفته شده است. بر این اساس اولویت-بندی مکانیسم و سازوکارهای توسعه ی پاک (CDM) و پایدار با برنامه ریزی جامع و استراتژیک جهت تنوع بخشی به فعالیت ها، حفظ محیط زیست با رویکرد توسعه ی گردشگری شهرستان کنگان ضروری است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی ضمن بیان، شناخت و ارزaیابی توانایی های بالقوه این محدوده ی جغرافیایی در زمینه ی گردشگری؛ امکان سنجی و اولویت بندی توسعه ی گردشگری در شهرستان کنگان (راهکارها) با استفاده از مطالعات کتابخانه ای -اسنادی، بررسی های میدانی، تکنیک تحلیلی (SWOT) و مدل تحلیل شبکه ANP)) صورت گرفته است. نتایج تجزیه و تحلیل گردشگری شهرستان کنگان در سه وضعیت اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی، اکولوژیکی در قالب تکنیک سوات (WT)، (WO)، (SO) و (ST) انجام شده که نشان دهنده ی اهمیت نقاط قوت با مجموع وزن نهایی 25/1 و عوامل داخلی (S/W)، با امتیاز وزنی کل11/2 بوده بر اساس نتایج(SWOT)، راهبردهای دفاعی (Mini-Min)، تهاجمی (بیشینه-بیشینه)، استراتژی هایST (Maxi-Min) و راهبرد انطباقی (راهبرد کمینه- بیشینه) ارائه شد. سپس با توجه به ویژگی های ANP و خصوصیات گردشگری منطقه، داده-ها و اطلاعات اولیه طبقه بندی و به دنبال آن مدل مفهومی ANP تهیه گردید. مدل ANP مبتنی بر اولویت بندی گردشگری در شهرستان کنگان شامل سه خوشه (معیار/ گروه) و یازده گزینه (زیر گروه) با استفاده از نرم افزارSuper Decisions تولید شد. داده های حاصل نشان داد که، بیشترین اولویت از نظر نوع گردشگری به ترتیب شامل؛ گردشگری تاریخی و فرهنگی (با امتیاز نرمال شده0.474) و گردشگری ساحلی ( با امتیاز نرمال شده 0.236) و همچنین بیشترین اولویت از نوع مکان گردشگری (خوشه)، شهر تاریخی سیراف (با امتیاز نرمال شده 0.486)، جنگل های حرا (با امتیاز نرمال شده 0.283) و منطقه ی پارس جنوبی/ گردشگری صنعتی (با امتیاز نرمال شده 0.147) بوده است.
تحلیل تغییرات زمانی و مکانی بارش های سالانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنصر بارش یکی از عناصر پیچیده و حیاتی جو زمین است و تغییرات زمانی و مکانی آن می تواند اقلیم ایران را کنترل کند. در این تحقیق به منظور مدلسازی تغییرات زمانی و مکانی بارش، از داده های مجموع بارش سالانه 50 ایستگاه هواشناسی همدید و اقلیمی در خلال سال های 1966 – 2005 که دارای پراکنش مناسبی است، استفاده شد. از آنجا که بارش به عنوان یک عنصر اقلیمی، رفتاری غیر خطی داشته و نیز از توزیع نرمال تبعیت نمی کند، روش های آماری ناپارامتری، ابزاری مفید برای بررسی این عنصر اقلیمی است. لذا در این تحقیق برای نشان دادن روند و معنی داری بارش های سالانه از آزمون ناپارامتری من ـ کندال استفاده شد. توزیع مکانی روندها، میانگین های متحرک و نواحی رطوبتی و تغییرات مکانی بارش های اوج و حضیض در محیط نرم افزار GIS Arc پهنه بندی شد. نتایج نشان می دهد که عنصر بارش روندهای افزایشی و کاهشی در ایران داشته است به طوری که بیشترین میزان روند کاهشی در قسمت شمال غرب و بیشترین روند افزایشی در قسمت جنوب غربی می باشد که در طول 40 سال گذشته رخ داده است. ضمناّ تغییرات مکانی بارش در محدوده جغرافیایی خشک و نیمه خشک از نوسانات بیشتری برخوردار بوده ولی از حدود سال 1980 تغییرات در نواحی نیمه مرطوب و خیلی خشک شدت بیشتری یافته است.
ارزیابی روش های زمین آمار و رگرسیون خطی در تعیین توزیع مکانی بارش مورد: استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین پارامترهای ورودی جهت محاسبات بیلان آب و تهیه ی مدل های هیدرولوژیکی، توزیع مکانی بارش می باشد. بنابراین خطای ناشی از آن آثار مستقیمی در برنامه ریزی منابع آب خواهد داشت. از طرفی دیگر به دلیل عدم پوشش کامل ایستگاه های اندازه-گیری نقطه ای باران، برآورد بارش منطقه ای و یا تخمین بارش در مناطق مابین ایستگا ه ها امری ضروری به شمار می آید. برای این امر روش های مختلفی وجود دارد که از جمله آن ها روش های میان یابی می باشد. در این مطالعه دو روش کریجینگ (ساده و معمولی) و رگرسیون خطی بر پایه مدل ارتفاعی رقومی زمین، جهت برآورد بارش سالانه با استفاده از آمار 11 ساله (1997-2007) داده های بارش 57 ایستگاه باران سنجی استان بوشهر، مورد ارزیابی قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا به ازای هر مدل در روش کریجینگ، نیم تغییرنمای آن محاسبه و با استفاده از تکنیک ارزیابی متوالی، خطای نقشه ها برآورد شد و از میان 14 نقشه، یک نقشه به عنوان نقشه ی بهینه اختیار شد. سپس داده های بارش و ارتفاع ایستگاه های مورد نظر با استفاده از مدل رگرسیون خطی در محیط نرم افزار Curve Expert فراخوانی گردید و با 18 مدل برازش داده شد تا مدل بهینه مشخص شود. با توجه به ارزیابی های صورت گرفته مشخص گردید دو مدل نمایی از روش کریجینگ معمولی و تابع رگرسیونی چند جمله ای درجه چهارم نتایج بهتری را برای میان یابی بارش نسبت به دیگر روش ها از خود نشان می دهند. در نهایت به منظور تعیین بهترین مدل جهت توزیع مکانی بارش و انجام میان یا بی، مدل های برتر هر دو روش با یکدیگر مقایسه شدند و مشخص گردید که مناسب ترین روش جهت میان یابی بارش سالانه در استان بوشهر، روش رگرسیون با تابع چند جمله ای درجه چهارم می باشد.
تحلیلی از وضعیت توزیع درآمد در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نقش توزیع درآمدها در ایجاد اختلاف سطح زندگی و شکاف های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جمله موضوعات مورد توافق بسیاری از علما و صاحب نظران علوم اجتماعی است. بر همین اساس توصیه شده است سیاست گذاران و برنامه ریزان نسبت به اثرات توزیعی راهبردهای اقتصادی متخذه و چالش های اقتصادی– اجتماعی ناشی از سیاست های اقتصادی توجه و تاکید ویژه داشته باشند.
مقاله حاضر در همین راستا و به منظور بررسی و تحلیل چگونگی توزیع درآمد در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان طی سال های 1376 –1380 تهیه و تنظیم گردیده است. در این پژوهش توزیع درآمد با استفاده از شاخص ضریب جینی، نابرابری با روش تفکیک پذیر و همچنین بر روی تمام داده ها محاسبه گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد ضریب نابرابری با روش تفکیک پذیر طی دوره مورد مطالعه در مناطق شهری استان به تدریج از 0.35 در سال 1376 به 0.44 در سال 1380 افزایش یافته است. همچنین با مقایسه ضریب جینی بین دهک اول و دهک دهم خانوارهای شهری مشخص شد که طی این دوره نابرابری بین گروه های پردرآمد (دهک دهم) بیشتر از خانوارهای کم درآمد (دهک اول ) بوده است. بطوری که مقدار این ضریب برای دهک اول، از 0.17 در سال 1376 به 0.12 در سال 1380 کاهش یافته در حالی که ضریب فوق طی این دوره برای دهک دهم از 0.5 به 0.26 افزایش پیدا کرده است. از طرف دیگر مقایسه ضریب جینی بین فقرا نشان داده است که نابرابری بین فقرا به طور متوسط بیشتر از نابرابری بین خانوارهای دهک اول است و در مجموع در جامعه مورد مطالعه، فقرا محدود به دهک اول نمی باشد."
پیشران های توسعه روستاهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش و جایگاه روستاها در فرایندهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در مقیاس محلی، منطقه ای، ملی و بین المللی و پیامدهای توسعه نیافتگی مناطق روستایی چون فقر گسترده، افزایش فاصله طبقاتی، بیکاری، مهاجرت و ... موجب توجه به توسعه روستایی شده است. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا با رویکرد آینده پژوهی، پیشران های تاثیرگذار در توسعه روستاهای ایران را ارائه نماید. روش تحقیق مبتنی بر روش دلفی است. در ابتدا، با استفاده از رویکرد تحلیل پنج نیروی پورتر[1] برای محیط خرد و تحلیل STEEP (اجتماعی، تکنولوژیکی، اقتصادی، محیط زیست و سیاسی) برای محیط کلان، عوامل کلیدی، رویدادها و پیشران های مؤثر در توسعه روستایی توسط کارشناسان گروه دلفی انتخاب شدند سپس برای تعیین پیشران های اصلی از نظر اهمیت، میزان تأثیرگذاری و فقدان قطعیت از تحلیل تاثیر متقابل پیشران ها و مدل تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. براساس نتایج بدست آمده مهم ترین فاکتورهای کلیدی به ترتیب اهمیت؛ مشارکت، سرمایه گذاری و کارآفرینی، تربیت نیروی انسانی متخصص، منابع طبیعی، درآمدزایی، طرح هادی روستایی، مالکیت منابع، تکنولوژی، خدمات و گردشگری است. بر اساس نظر کارشناسان پنج عامل اول در توسعه روستایی از اهمیت زیادی برخودار می باشند که قطعیت و عدم قطعیت پیشران های آنها به بحث گذاشته شده تا اقدامات مناسب برای کنترل و هدایت آن ها در راستای توسعه روستایی ایران برنامه ریزی گردد. *
دلایل حضور مهاجران روستایی در شهر یزد و وضعیت آنها
حوزههای تخصصی:
حضور مهاجران روستایی در شهر یزد، مانند سایر مهاجرت ها، اتفاقی و تصادفی نبوده، بلکه علل و انگیزه هایی موجب شده است تا این مهاجران در این شهر ساکن شوند. سوال اصلی پژوهش این است که چه علل و زمینه هایی موجب مهاجرت روستاییان به شهر یزد شده، هدف پژوهش پاسخ گویی به این سوال است. در این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را مهاجران روستایی وارد شده به شهر یزد طی بیست سال (75-1355) تشکیل می دهند که تعداد آنها در این مدت به 29102 تن (6584 خانوار) می رسد. با نمونه گیری کوکران، 350 تن از سرپرستان خانوارها به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، افراد نمونه انتخاب و پرسشنامه میان آنها توزیع شد. تحلیل آماری یافته های حاصل از پرسشنامه با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. بر اساس نتایج تحقیق، اشتغال عامل اصلی مهاجرت بوده و دسترسی به امکانات آموزشی و بهداشتی - درمانی نیز در مهاجرت افراد نقش داشته است. اما دسترسی به امکانات تفریحی، تبعیت از همسر، داشتن فامیل و آشنا، داشتن زمین و خانه در شهر یزد، در مهاجرت به این شهر موثر نبوده است.
تاثیرگذاری شهرهای جدید پیوسته در ساماندهی مادر شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد شتابان جمعیت کشور و در پی آن گسترش چشمگیر توسعه شهری، باعث افزایش تراکم جمعیت، آلودگی محیط زیست، توسعه بی رویه کالبدی شهرها و عدم توسعه متوازن گردیده است. همچنین افزایش آگاهی های شهروندان بر حجم مطالبات و خواسته های آنان در زمینه خدمات شهری افزوده است. از میان خواسته های جمعیت شهرنشین، حل معضل مسکن جایگاه ویژه ای دارد. پاسخ اصولی به این نیاز شالوده توسعه موزون را پی ریزی می نماید. قانون گذاری، برنامه ریزی، تهیه طرح و اجرای شهرهای جدید در ادوار زمانی به شکل های مختلف در کشور یکی از راهکارهایی است که در پاسخ به این موضوع طراحی و اجرا گردیده است. هدف این پژوهش بررسی نقش و ساختار شهری خانه اصفهان و ملک شهر از نمونه شهرهای جدید پیوسته به شهر اصفهان، در خصوص ساماندهی و هدایت توسعه کالبدی شهر اصفهان می باشد. روش پژوهش، توصیفی - موردی و پیمایشی است، محقق از طریق اسناد و مدارک موجود و با استفاده از روش میدانی بسیاری از اطلاعات حاصله را کارشناسی نموده و مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. از یافته های این تحقیق می توان به موفقیت نسبی در دستیابی به اهداف اولیه شهرهای جدید پیوسته خانه اصفهان و ملک شهر اشاره کرد. این موفقیت در برنامه ریزی، طراحی، اقبال عمومی و رسیدن به جمعیت افق طرح و در کنار اینها تخریب اراضی مستعد حومه شمالی شهر اصفهان و همین طور استقرار صنایع آلاینده و اثر شدید آلودگی آنها بر این دو نو شهر می باشد. همچنین نقد و بررسی مقایسه ای طرح شهرهای جدید پیوسته با شهرهای جدید اقماری در زمینه اندازه شهر، فاصله از شهرمادر، هزینه ها، جذب جمعیت، تحقق پذیری و دستیابی به اهداف از یافته های این تحقیق است.
تجزیه و تحلیل شبکه های عصبی مصنوعی ژئومورفولوژیکی در برآورد رواناب مستقیم ( حوضه جاجرود ، زیرحوضه امامه )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برآورد و تعیین رواناب مستقیم رودخانه ها در عمل کار پیچیده ای است و تاکنون روش های متفاوتی برای محاسبه آن پیشنهاد شده است. یکی از روش های جدید در حل مسائل مهندسی آب و رودخانه ها و همچنین برآورد دبی رودها، استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی است که با الگوبرداری از شبکه عصبی مغز انسان، ضمن اجرای فرایند آموزش، روابط درونی بین داده ها را کشف می کند و آن را به موقعیت های دیگر تعمیم می دهد. هدف عمده پژوهش حاضر نیز برآورد رواناب از طریق تجزیه و تحلیل روابط بارش ـ رواناب براساس داده های کمی ژئومورفولوژی و با استفاده از تکنیک شبکه های عصبی مصنوعی ژئومورفولوژیکی (GANN) در حوضه امامه (از زیرحوضه های جاجرود) است. در مطالعه حاضر بر مبنای ساختمان ژئومورفولوژی شبکه هیدرولوژی حوضه مورد نظر، یک سامانه شبکه عصبی ژئومورفولوژیکی سه لایه با تعدادی نودهای میانی برابر تعداد مسیرها یا وضعیت های ژئومورفولوژیکی شبکه هیدرولوژی حوضه به منظور برآورد رواناب مستقیم ایجاد گردید. وزن های مربوط به اتصالات درون شبکه ای ساختمان آن مدل با استفاده از متغیرهای ژئومورفولوژی تعیین شد. نتایج به دست آمده از مدل شبکه ای مذکور با اطلاعات حاصل از مشاهدات مستقیم به منظور نشان دادن کارایی آن مقایسه شد. ارزیابی نتایج، حاکی از عملکرد بسیار خوب (97/0=2R) مدل شبکه ژئومورفولوژیکی در تعیین پاسخ های هیدرولوژیکی حوضه مورد مطالعه است. بدین وسیله، برتری مدل مذکور بر روش های رایج و معمول نشان داده می شود.
تحلیلی از شاخصهای اجتماعی مسکن در ایران
حوزههای تخصصی:
بررسی و ارزیابی وضعیت پارک های شهر اصفهان بر اساس معیارها و ضوابط موجود برای دسترسی معلولان و جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله ملزومات رشد و توسعه جوامع، ایجاد بسترهای فضایی و کالبدی مناسب جهت استفاده همه اقشار جامعه از خدمات و امکانات عمومی، به منظور تحرک و جابجایی بهتر و دسترسی آسانتر در سطح شهر است . ناتوانان جسمی، معلولان و جانبازان، بخشی از افراد جامعهاند که همچون سایرین، نیازمند دسترسی و استفاده از امکانات و خدمات عمومی هستند. اما، وجود برخی موانع بویژه در نحوه طراحی، معماری و شهرسازی، بسیاری از فضاهای شهری، به ویژه معابر عمومی، پارکها و فضاهای سبز را فاقد شرایط لازم برای برآورده ساختن نیازهای دسترسی افراد معلول نموده است. با توجه به اهمیت مساله، مراکز تفریحی، به خصوص پارکها، فضاهای سبز و باغهای شهری، باید به گونهای طراحی و احداث شوند که کم توانان جسمی نیز قادر به استفاده از این گونه اماکن باشند. به دنبال این هدف و با توجه به ضوابط و معیارهای موجود در منابع و لحاظ کردن آن در مشاهدات میدانی، و همچنین نتایج پرسشنامههای پاسخ داده شده توسط معلولان و جانبازان، وضعیت تعداد 36 پارک مهم شهر اصفهان به عنوان نمونه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصل، حاکی از آن است که از مجموع پارکهای مورد مطالعه وضعیت 8/2 درصد مناسب، 5/30 درصد تا حدی مناسب و 7/66 درصد از وضعیت نامناسب برخوردار بودهاند؛ بنابراین جهت بهسازی فضاهای عمومی برای توانمند سازی معلولان در بهرهگیری بیشتر و بهتر از پارکها و فضاهای سبز شهر، و سازگار ساختن این کاربریهای شهری با نیازهای این اقشار، باید بیش از پیش توجه داشت
مقایسه خسارات اقتصادی خشکسالی کشاورزی سال های( 1378تا1382) شهرستان نائین با سایر شهرستان های استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان اصفهان از نظرموقعیت جغرافیایی در مرکز ایران ودر پهنه اقلیمی خشک تا نیمه خشک قرار دارد واز نظر آب وهوایی با توجه به روش طبقه بندی دمارتن که دما وبارش در آن مد نظر قرار گرفته است، دارای آب وهوای گرم وخشک در نیمه شمالی و شرقی وآب وهوای خشک ونیمه خشک در نواحی مرکزی وجنوبی وآب وهوای معتدل با بارش نسبتا خوب در نیمه غربی وجنوب غربی است.این امر باعث گردیده تا پدیده خشکسالی که به طور متناوب این استان راتهدید می کند، در شهرستان های مختلف استان، در بخش های گوناگون اقتصادشهری وروستایی خسارت های رابه بار آوردکه به تناسب موقعیت جغرافیایی شهرستان های استان، میزان خسارت های ناشی از خشکسالی ها متفاوت است.در این میان، شهرستان نایین که در منطقه گرم وخشک شرق استان واقع شده است، آثار نا مطلوب پنهانی را بر بخش های زراعی وباغی خود دیده است، در سال های 1378تا1382 شدیدترین خشکسالی ها در شهرستان های استان اصفهان رخ داده که در تحقیق حاضر سعی بر آن شده است تا مقایسه ای از جهت خسارت های مالی ناشی از پدیده خشکسالی در بخش کشاورزی روستایی، بین شهرستان های استان با شهرستان نایین انجام گیرد. هدف از تحقیق حاضر، مقایسه و شناخت عوامل تأثیر گذار برمیزان خسارات خشکسالی بر محصولات زراعی وباغی شهرستان نایین با دیگر شهرستان ها ی استان بوده، همچنین دستیابی به راهکارهایی جهت کاهش آثار منفی خشکسالی ها بر نظام اقتصادکشاورزی نواحی روستایی استان اصفهان است. روش تحقیق این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی ومیدانی است وآمارهای مورد نیاز ازسازمان جهاد کشاورزی استان وسالنامه های آماری وستاد حوادث غیر مترقبه استانداری استان به منظور مقایسه سطوح زیر کشت ومیزان خسارت وارد آمده دریافت گردید.سپس میزان خسارت های خشکسالی در بخش زراعی وباغی برای هر شهرستان محاسبه شد و شهرستان ها با توجه به وسعت جغرافیایی ومساحت محصولات زیر کشتشان با میزان خسارت های وارده درهر هکتاردر سال های مورد نظر به روش آمار توصیفی با نرم افزارهای Excle و Spss مقایسه و ارتباط داده شد.در مرحله بعد، نسبت های حاصله به شکل نقشه با نرم افزار ARC-GIS ترسیم گردید. نتایج حاصل از تحلیل یافته های این تحقیق نشان می دهد که خسارات ناشی از خشکسالی در بخش کشاورزی شهرستان های استان بر افزایش مهاجرت های روستایی وروی آوری به شغل های دیگر (صنایع دستی، معادن و..) اثر مستقیم داشته است.این توضیح ضروری است که، نایین به رغم وسعت زیادتر نسبت به دیگر شهرستان های استان، به دلیل شرایط اقلیمی گرم وخشک حاکم وخشکسالی های هیدرولوژیک وکشاورزی متوالی، از نظر سطح زیر کشت وتولید محصولات زراعی وباغی نسبت به دیگر شهرستان های استان در سطح پایین تری قراردارد، به همین دلیل آمار خسارات اعلان شده در شهرستان های نیمه غربی استان به علت سطوح زیر کشت بیشتر ووسعت کمتر آنها، بیشتر گزارش گردیده است . نقشه ها ونمودارهای حاصل از داده ها نشان می دهد که میزان خسارات زراعی وباغی در شهرستان های استان، تابعی از اقلیم و موقع جغرافیایی شهرستان ها، وسعت سطوح زیر کشت ووسعت شهرستان هاست(شهرستان های غربی، مرکزی وجنوبی بیشترین خسارت را داشته اند).
بررسی جایگاه طبیعت در مدرنیته و چالش های رودررو با تأکید بر شهرهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی جایگاه طبیعت در نظام مدرن و چالش های رودروی آن می پردازد. اگر در گذشته، انسان و طبیعت با برقراری رابطه متقابل روح واحد داشتند و در طی قرون متمادی می توانستند به طور مسالمت آمیز به حیات خود ادامه دهند در دوره معاصر این ارتباط با کشف عقل جدید یک سویه شده و با ابژه تلقی شدن طبیعت، نگرش بدان بر اساس میزان بهره وری و منافع اقتصادی صورت می گیرد. برایند این نگرش همچنان که تجارب موجود نشان می دهد آسیب پذیری منابع طبیعی و تهدید جدی محیط زیست بوده است. طبیعی است که با این روند، سلسله مراتب چرخه حیات و بافت های زنده و غیرزنده در معرض خطر جدی قرار می گیرند. براستی معما یا راز و رمز این مساله در چیست؛ از چه عواملی متأثر است؛ چرا با وجود افزایش آگاهی بشر از پیامدهای تخریب محیط زیست، او بیش از هر وقت دیگر حریصانه به تخریب آن می پردازد؛ بین تفکر عقلانی و تخریب محیط زیست چه رابطه ای وجود دارد؛ آیا در نهایت با تفکر منطقی می توان با این بحران مقابله نمود؟ مقاله حاضر با استفاده از منابع موجود درصدد بررسی تحلیلی این سوالات با تأکید بر شهرهای ایران می باشد.
آسیب پذیری بافت تاریخی شهر یزد در برابر زلزله
حوزههای تخصصی:
دریافت تاریخی شهر یزد بخش اعظم ساختمانها دارای مقاومت کافی در برابر زلزله نبوده و ضوابط مقررات و معیارهای لازم در طراحی آنها رعایت نشده است. اغلب این ساختمانها قدیمی بوده و برخی از آنها نیز نو ساز می باشند. وقوع زلزله باعث وارد آمدن آسیبهای جدی و جبران ناپذیر به ساختمانها-تاسیسات-تجهیزات -منابع طبیعی- نظم اجتماعی- میراث تاریخی و فرهنگی- فعالیتها- اشتغال و درآمد سازمانها و دستگاههای اجرایی سیستم حمل و نقل و کارکردهای تجاری درمانی-بهداشتی-آموزشی-مذهبی و ... شده و بحران ایجاد خواهد کرد. برای مدیریت بحران اقداماتی قبل...
دستیابی به شاخص های کیفی برای الگوگیری از منظر بافت های تاریخی در توسعه های پیرامون؛ نمونه مطالعاتی: محله علی قلی آقا در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافتهای تاریخی میراث ماندگار معماری و شهرسازی ماست که حفظ و نگهداری از آنها وظیفه نسل حاضر است. در کنار حفاظت از این مجموعه های ارزشمند چگونگی پیوند توسعه های جدید به این بافت ها موضوعی است که نباید از نظر دور بماند. عدم توجه به ویژگی های زیباشناختی و سوء مدیریت سبب گردیده است تا ساخت و سازهای جدید بدون در نظر گرفتن ارزش های بصری کالبد قدیم و تنها بر اساس نظر سازندگان و استفاده کنندگان انجام پذیرد. در بیشتر موارد ضوابط موجود تنها به کلیاتی بسنده کرده است و پرداختن به اصول و بررسی کیفیتهای ارزشمند موجود در منظر این بافتها و چگونگی الگوبرداری از آنها به صورت سطحی مطرح گشته است. معماری و شهرسازی معاصر می بایست ضمن احترام به بستر موجود از یک سو و توانایی در ایجاد همخوانی کالبد با سلیقه و نیازهای زندگی امروز بتواند تداوم فرهنگی این فضاها را حفظ نماید. از طرف دیگر تدوین ضوابط دقیق طراحی موجب ایجاد یکنواختی و الگوبرداری صرف از این فضاها می گردد که این مسأله نیز می تواند به هویت این بافت ها آسیب برساند. بنابراین تلاش این پژوهش بر آن بود تا با بررسی آراء صاحب نظران و استخراج نقاط مشترک در زمینه تحلیل منظر مصنوع، بتواند به معیارهایی برای الگوسازی در این رابطه دست یابد. بدین منظور این نوشتار از روش تحقیق «توصیفی- تحلیلی» و شیوه تحقیق «مرور متون و اسناد کتابخانه ای» و جمع آوری اطلاعات در بستر «مطالعات میدانی» بهره برده و با تکیه بر مبانی نظری موضوع، به ارائه این سنجه های کیفی پرداخته است. برای تبیین بهتر بحث محله تاریخی علیقلی آقا در اصفهان به عنوان نمونه مطالعاتی مورد تحلیل قرار گرفت.
ارزیابی و اولویت بندی پایداری اجتماعی در مناطق روستایی: مطالعه موردی روستاهای شهرستان خرم بید استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مفهوم «پایداری»، حفظ سرمایه های انسانی، طبیعی، اجتماعی و اقتصادی در راستای عدالت بین نسلی در کانون توجه قرار می گیرد. همچنین، چارچوب نظری پایداری نشان می دهد که هر برنامه ریزی با رویکرد توسعه پایدار نیازمند ارائه تصویری چندبعدی از فضای مورد مطالعه است. در این بین، «پایداری اجتماعی» به عنوان یکی از ابعاد توسعه پایدار بیشتر با ابعاد کیفی همگام است و از طریق مفاهیمی چون «زندگی انسانی» و «احساس رفاه» در محیط اجتماعی ارزیابی می شود. پژوهش حاضر، با رویکردی جغرافیایی، به بررسی سطح پایداری اجتماعی، نحوه انتخاب شاخص ها و ارزیابی روش های سنجش و اولویت بندی آنها در دویست خانوار روستایی مستقر در چهارده مرکز روستایی واقع در شهرستان خرم بید در استان فارس پرداخته است. نتایج اندازه گیری و سطح بندی پایداری اجتماعی در مراکز روستایی در منطقه مورد مطالعه، با بهره گیری از الگوریتم «تاپسیس» مبین تطبیق کامل این مدل با مشاهدات تجربی است.
بررسی و تحلیل نحوه ی توزیع خدمات عمومی شهری از دیدگاه عدالت فضایی (مطالعه موردی: شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصاحبه با دکتر محمد تقی رهنمایی (استاد جغرافیای دانشگاه تهران)
حوزههای تخصصی:
سطح بندی و میزان توسعه یافتگی خدمات بهداشتی و درمانی شهرستانهای استان کرمان با استفاده از شاخص های تمرکز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخورداری از سلامت جسمی، روانی و اجتماعی حقی همگانی است که مجامع بین المللی و دولت ها بر آن تأکید دارند. بهره مندی افراد جامعه از امکانات بهداشتی و برخورداری از سلامت جسمی، روانی و اجتماعی حقی همگانی است که مجامع بین المللی و دولت ها بر آن تأکید دارند. بهره مندی افراد جامعه از امکانات بهداشتی و درمانی در اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی بر آن تأکید شده است. اگر چه سطوح متفاوت خدمات بهداشتی و درمانی به دلیل سطوح متفاوت جمعیتی شهرها پذیرفته شده است اما در بسیاری موارد این نسبت بر قرار نیست زیرا شهرها و مناطقی وجود دارند که با داشتن جمعیت زیادتر، از سطح پایین تری از خدمات بهداشتی و درمانی بهره می برند در این صورت است که بحث محرومیت بهداشتی و درمانی مطرح می شود. در این مقاله چگونگی توزیع و سطوح متفاوت برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی در شهرستان های استان کرمان مورد بررسی قرار می گیرد. هدف پژوهش بررسی امکانات بهداشتی درمانی هر یک از شهرستانهای استان، تحلیل امکانات هر یک، مقایسه آنها با یکدیگر و پی بردن به میزان نابرابری ها، اختلافات و امکانات بهداشتی و درمانی درگستره وسیع استان کرمان است. روش پژوهش از نوع کمی- تحلیلی بوده است و قلمرو پژوهش را شهرستان های استان کرمان در سال 1390 تشکیل می دهند. یافته های پژوهش با بهره گیری از شاخص تمرکز وگستاف، پاسی و دورسلر نشان می دهد که بیشترین بهره مندی از خدمات بهداشتی و درمانی متعلق به در شهرستان کرمان است این شهرستان با شاخص ترکیبی 10.5 در رتبه نخست استان قرار گرفته است. نتایج این مدل نشان می دهد که در سطح ورا تمرکز، شهرستان کرمان؛ در سطح فرا تمرکز شهرستان رفسنجان؛ در سطح میان تمرکز شهرستان های بم، جیرفت و سیرجان و در سطح فرو تمرکز شهرستان-های بافت، زرند، کهنوج، شهر بابک، بردسیر، عنبرآباد، راور، رودبار جنوب، فهرج، انار، رابر، ریگان، منوجان، قلعه گنج و کوهبنان قرار دارند. شاخص تمرکز وگستاف نشان می دهد که بیشترین تمرکز خدمات بهداشت و درمان به شهرستان کرمان تعلق داشته است و این شهرستان با شاخص ترکیبی 147.25 در رتبه نخست استان کرمان قرار گرفته است. شاخص ترکیبی مدل تمرکز وگستاف نشان می دهد که در سطح ورا تمرکز شهرستان کرمان؛ در سطح میان تمرکز شهرستان های رفسنجان، بم، جیرفت، سیرجان و بافت؛ در سطح فرو تمرکز شهرستان های زرند، کهنوج، شهر بابک، عنبرآباد، بردسیر، انار، رابر، ریگان، فهرج، منوجان، رودبار جنوب، قلعه گنج، راور و کوهبنان قرار دارند. یافته های پژوهش با بهره گیری از این دو مدل نشان می دهد که شهرستان کرمان در رتبه نخست و شهرستان کوهبنان در رتبه بیستم استان قرار گرفته است.
نگرش و گرایش جامعه میزبان به توسعه گردشگری در نواحی روستایی نمونه مورد مطالعه: دهستان کلیجان، شهرستان تنکابن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری یک فعالیت منبع پایه است و به جاذبه ها و خدمات وابسته است، اما در عین حال توسعه موفقیت آمیز آن مستلزم میهمان نوازی و استقبال از طرف جامعه میزبان نیز می باشد. به طوری که بدرفتاری، بی علاقگی و سوءظن جامعه محلی، نهایتا به گردشگران منتقل خواهد شد و احتمالا عدم تمایل گردشگران به بازدید مجدد از مقصدهای مذکور، را در پی خواهد داشت. بدین سان درک واکنش جامعه محلی و عواملی که بر روی این طرز تفکر تاثیر می گذارند، به منظور دستیابی به حمایت مطلوب جامعه روستایی از توسعه گردشگری امری ضروری به شمار می آید. گرایش و حمایت ساکنین یکی از مولفه های کلیدی در رویکرد توسعه پایدار گردشگری محسوب می شود. هدف این تحقیق، بررسی عوامل موثر بر گرایش ها و میزان حمایت ساکنین از توسعه گردشگری در نواحی روستایی دهستان گلیجان از توابع شهرستان تنکابن می باشد. این تحقیق به لحاظ روش از نوع پیمایشی مبتنی بر استفاده از پرسشنامه می باشد. جامعه آماری به سه گروه خانوارهای ساکن معمولی، فعالان بخش تجاری و خدماتی و مسوولین بخش عمومی تقسیم و از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی با حجم نمونه 354 نفر (روش کوکران) استفاده شد. به منظور تحلیل متغیرهای مورد مطالعه، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری همبستگی، رگرسیون و آزمون های آماری ناپارامتریک استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد ماهیت نگرش و گرایش ساکنان محدود مورد مطالعه نسبت به گردشگری با یکدیگر تفاوت معنی داری دارند و میزان حمایت ساکنان تحت تاثیر سطح توسعه گردشگری می باشد. به طوری که با افزایش میزان اثرات منفی ناشی از توسعه گردشگری در مقایسه با منافع حاصله، به تدریج از میزان حمایت های میزبان کاسته خواهد شد. بر این اساس روستاهای ساحلی با درک قوی تر اثرات و پیامدهای منفی گردشگری حمایت کمتری را از توسعه گردشگری نسبت به روستاهای دور از ساحل داشته اند.