ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۵۶۱.

مطالعه توزیع فضایی ویروس کووید-19 با روش های اندازه گیری توابع آماری جغرافیایی در محیط GIS، مورد: محلات شهر خوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۰
ارتقاء دانش مقابله با بحران هایی که زندگی انسان را تهدید می کند می تواند تاب آوری نسل بشر را تضمین کند. انتشار مداوم ویروس کووید-19 سیستم های بهداشت ملی ایران را همانند سایر سیستم های بهداشت در سراسر جهان تحت تاثیر قرار داد. همه گیری کووید-19 شکلی از نابرابری اجتماعی-اقتصادی و بخصوص مکانی و در نهایت نابرابری سلامت را به وجود آورد. سیستم بهداشت عمومی شهر خوی در استان آذربایجان غربی نیز تحت تاثیر انتشار این ویروس قرار گرفت و اولین مورد ابتلاء و تلفات خود را در تاریخ 30 فروردین 1399 گزارش داد و تعداد 530 مورد فوتی را ثبت کرد و مجموعه شبکه بهداشت و درمان شهر خوی تا به امروز با این ویروس مبارزه می کند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی در محدوده 62 محله شهر خوی از ابتدای سال 1399 الی پایان سال 1402 توزیع فضایی ویروس کووید-19 با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی مطالعه کرد. هدف از این پژوهش استفاده از روش های اندازه گیری جغرافیایی بمنظور تجزیه و تحلیل توزیع فضایی ویروس کووید-19 بر پایه نظریه پخش فضایی است. یافته های پژوهش نشان داد دامنه پراکندگی توزیع به صورت متمرکز در محلات غربی شهر خوی با تراکم جمعیت بالا و کشیدگی بیضی توزیع با جهت نسبی شمالی-جنوبی است و عوامل نابرابر در برخورداری از سلامت پایدار تاثیرگذار و مشهود است. مکانیزم پخش فضایی ویروس کووید-19 در محلات خوی با برخی از مراحل و مکانیزم نظریه پخش فضایی تطبیق نسبی داشته و برخی از مراحل نیز در این زمینه بصورت کلی منسوخ می باشد.
۱۵۶۲.

ارزیابی جامع پتانسیل سیل خیزی حوضه آبریز گرگانرود براساس فاکتورهای مؤثر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۳
سیلاب ها به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از چرخه طبیعی هیدرولوژیکی، می توانند منجر به اختلالات اجتماعی قابل توجه و تغییرات مورفولوژیکی در محیط های رودخانه ای و دشت های سیلابی شوند. درک عوامل مؤثر و تأثیر نسبی آن ها بر حساسیت حوضه به سیلاب برای مدیریت پایدار منابع آب و کاهش خطر سیلاب حیاتی است. این مطالعه رویکردی ساده شده برای ارزیابی حساسیت به سیلاب در حوضه رودخانه گرگانرود ارائه می دهد که با ادغام مجموعه ای جامع از عوامل مؤثر انجام شده است. این عوامل شامل متغیرهای اقلیمی (میانگین بارش روزانه و ساعتی، عمق برف و معادل آبی ذوب برف)، ویژگی های توپوگرافی (مدل رقومی ارتفاع، شیب و جهت شیب)، خصوصیات ژئومورفولوژیکی (فاصله تا رودخانه های اصلی، بافت خاک، زمین شناسی، نزدیکی به گسل ها، تراکم زهکشی)، کاربری اراضی/پوشش زمین، وضعیت پوشش گیاهی و مداخلات انسانی می باشند. هر یک از ۱۳ عامل استانداردسازی شده و وزن دهی مساوی دریافت کردند، سپس با استفاده از ترکیب خطی وزنی، نقشه حساسیت به سیلاب تولید شد. اعتبارسنجی با استفاده از میانگین سری زمانی داده های اوج دبی از ۲۶ ایستگاه هیدرومتری، با بهره گیری از ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن و تحلیل منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC) انجام شد. تحلیل حساسیت با حذف متوالی هر عامل برای ارزیابی تأثیر آن بر نتایج حساسیت به سیلاب صورت گرفت. یافته ها نشان دهنده پتانسیل بالاتر سیلاب در بخش های جنوب شرقی، غربی و شمال شرقی حوضه هستند. ضریب همبستگی اسپیرمن و مساحت زیر منحنی ROC برای دوره بازگشت ۱۰۰ ساله در ۱۵ ایستگاه هیدرومتری به ترتیب ۰.۶۶ و ۰.۶۸ بود. تحلیل حساسیت نشان داد که بارش ساعتی، معادل آبی ذوب برف و ارتفاع به عنوان مؤثرترین عوامل شناسایی شدند. روش پیشنهادی چارچوبی عملی برای شناسایی مناطق مستعد سیلاب در حوضه گرگانرود ارائه می دهد که تسهیل کننده اولویت بندی مداخلات مدیریتی و برنامه ریزی حوضه آبریز است.
۱۵۶۳.

بررسی تأثیر توسعه فیزیکی شهرستان فیروزآباد بر سکونتگاه های روستایی با استفاده از شاخص «NDBI»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
این پژوهش به بررسی تأثیر توسعه فیزیکی شهرستان فیروزآباد بر سکونتگاه های روستایی با استفاده از شاخص نرمال شده ساخت وساز پرداخته است. هدف اصلی تحقیق، تحلیل تأثیرات گسترش مناطق ساخت وساز بر جمعیت و پایداری روستاها در دوره های زمانی مختلف (1975-1990، 1990-2000، 2000-2014 و 2014-2024) می باشد. داده های ماهواره ای مورداستفاده شامل تصاویر سری های لندست بوده که از طریق گوگل ارث انجین پردازش و شاخص نرمال شده ساخت وساز برای هر دوره استخراج گردیده است. همچنین نقشه های تراکم جمعیت روستاها برای سال های مختلف با استفاده از داده های آماری و سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه شده است. نتایج نشان می دهد که گسترش مناطق ساخت وساز عمدتاً در نزدیکی سکونتگاه های پرجمعیت و اراضی حاصلخیز کشاورزی رخ داده است. این توسعه، به ویژه در دوره 2014-2024، موجب کاهش اراضی کشاورزی و تغییرات گسترده در کاربری زمین شده است. بررسی تراکم جمعیت نشان می دهد که روستاهای نزدیک به شهر فیروزآباد، بیشترین تأثیر را از توسعه فیزیکی داشته اند که به کاهش معیشت کشاورزی و افزایش ساخت وساز منجر شده است. در مقابل، برخی روستاهای دورافتاده با کاهش تراکم جمعیت و خالی شدن از سکنه مواجه بوده اند. این تغییرات، چالش های جدی برای پایداری سکونتگاه های روستایی ایجاد کرده و نیازمند مدیریت پایدار کاربری اراضی، برنامه ریزی فضایی مناسب و نظارت مستمر بر روند توسعه ساخت وساز است. تحلیل نقشه های شاخص نرمال شده ساخت وساز و تراکم جمعیت نشان می دهد که بین افزایش تراکم جمعیت و توسعه ساخت وساز در روستاهای شهرستان فیروزآباد ارتباط معناداری وجود دارد. مناطق پرجمعیت تر به دلیل زیرساخت ها و دسترسی به امکانات، ساخت وسازهای بیشتری را تجربه کرده اند. در مقابل، مناطق کم جمعیت تر ازنظر توسعه ساخت وساز و جذب جمعیت وضعیت کمتری داشته اند. نمونه روستاهایی که توسعه ساخت وساز بیشتری را تجربه و کشاورزی آب ها افت محسوس داشته می توان به جایدشت، احمدآباد، بایگان اشاره کرد. در مقابل روستاهای خرقه، دهویه، منارویه، قصرعاصم با جمعیت کمتر و ساخت وساز کمتر و مهاجرت بیشتر به طرف شهر را داشته اند.
۱۵۶۴.

تبیین ضرورت توسعه دانش بنیان در سواحل مکران با استفاده از روش روایت نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی روایت نگاری ضرورت توسعه دانش بنیان در سواحل مکران انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش های ترکیبی قرار دارد که به منظور تبیین اهداف تحقیق از روش های کیفی و کمی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات با استفاده از روش های روایت نگاری و دلفی و همچنین مدل FARAS انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که ضرورت های توسعه در سواحل مکران شامل توجه به اقتصاد دانش بنیان، خوداشتغالی و کارآفرینی و ابزار پنهان در جنگ اقتصادی – به عنوان مهمترین رویکرد در راستای اقتصاد مقاومتی، تحقق توسعه زیست بوم کارآفرینی و نوآوری - راهبرد مهم و استراتژیک توسعه دانش بنیان سواحل مکران است. وجود دلایل متعددی در عدم سرمایه گذاری در این سواحل و کرانه ها و پسکرانه های آن و توجه ناکافی به مقوله توسعه دریامحور، مسائل اقتصادی و اجتماعی در این منطقه، موج ششم دانش بنیانی در جهان و ایران، ویژگی منحصر به فرد دانش بنیان، ظرفیت ها و قابلیت های ذاتی سواحل مکران از جمله عواملی هستند که از بین آن ها وجود دلایل متعددی در عدم سرمایه گذاری در سواحل مکران و کرانه ها و پسکرانه های آن و توجه ناکافی به مقوله توسعه دریامحور با مقدار وزن 0/453، بیشترین رتبه و ضرورت ویژگی منحصر به فرد دانش بنیان با مقدار وزن 0/390 کمترین رتبه را دارد.
۱۵۶۵.

گونه شناسی ذهنیت های کنشگران توسعه روستایی درباره صنعتی سازی روستاها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۸
صنعتی سازی روستاها را به عنوان یکی از راهبردهای متنوع سازی عرصه های اقتصادی در روستاها محسوب می کنند که می تواند به افزایش ظرفیت کنشگری روستاییان برای امور اقتصادی و صنعتی منجر شود. یکی از مهمترین دغدغه های خط مشی گذاران توسعه روستایی آن است که چه تعریفی از صنعتی سازی روستاها وجود دارد و آیا تمام کنشگران این عرصه دارای ذهنیت واحدی در این زمینه هستند یا خیر؟ پژوهش حاضر با هدف گونه شناسی ذهنیت کنشگران توسعه روستایی پیرامون صنعتی سازی روستاها با روش شناسی کیو انجام گرفت. بر همین اساس پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های اکتشافی با متخصصان این حوزه، گزاره های کیو شناسایی شد. چینش این کدها در جداول کیو انجام شد. برای این منظور از نقطه نظرهای خبرگان (17 نفر) استفاده شد که با روش گلوله برفی انتخاب شدند. در نهایت چهار گونه ذهنیت ارائه شد. این چهار گونه را می توان با عناوین «محافظه کاران فرهنگ صنعتی»، «روستا بر مدار صنعت»، «کنشگران ضد صنعتی روستا» و «ساختارگرایان صنعتی» نام گذاری کرد که نشان می دهد کنشگران حوزه توسعه روستایی ازنظر نوع نگاه و رویکرد به امر صنعتی سازی روستاها در طیفی نسبتاً وسیع قرار دارند. دسته ای از کنشگران معتقدند که به هیچ عنوان روستاها نباید دستخوش تغییرات صنعتی شهری شده و در آن سر طیف، افرادی قرار دارند که معتقدند روستاها، شهرهای عقب مانده اند. نکته جالب این است که ازنظر اندیشه ای، بسیاری از کنشگران به تفاوت شهر و روستا قائل بوده و حفظ این تفاوت را لازم می دانند، هرچند ازنظر سیاستی، پاسخ دقیقی برای پیاده سازی آن ندارند. نتایج این پژوهش می تواند در امر سیاست گذاری حوزه توسعه روستایی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۵۶۶.

واکاوی انگیزه های مهاجرت روستایی در شهرستان اصفهان با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
چشم انداز جمعیتی ایران طی دهه های اخیر با گسترش شهرنشینی دستخوش تغییرات گسترده ای شده است. مهاجرت از روستاها همواره یکی از روندهای مهم جمعیتی بوده که نگرانی هایی را درباره تخلیه روستاها ایجاد کرده است. با توجه به اینکه بیشتر پژوهش های مهاجرت مبتنی بر داده های کلان و تجمیعی هستند و کمتر بر تجربیات فردی و پیچیدگی های محلی این پدیده متمرکز بوده اند، هدف این پژوهش شناخت انگیزه های مهاجران روستاهای شهرستان اصفهان با رویکرد کیفی و استفاده از تحلیل مضمون است. داده ها پس از انتخاب مهاجرفرست ترین روستاها از افرادی که تجربه مهاجرت از روستاهای منتخب را داشتند، به صورت هدفمند از طریق مصاحبه ژرفانگر در سال 1400 گردآوری شد. تفسیر و سازمان دهی داده ها در فرایندی نظام مند شامل پردازش و آشنایی با داده ها، انتخاب کلمات کلیدی، کدگذاری داده ها، توسعه مضامین، مفهوم سازی و توسعه مدل مفهومی صورت پذیرفت. یافته ها حکایت از نارضایتی از روستانشینی در بین روستاییان بخش مرکزی اصفهان دارد که عواملی اصلی آن تغییر سبک زندگی، نگرانی از آینده و ناامیدی از تحقق آرزوها با روستانشینی، افزایش آگاهی و دانش روستاییان و امید به ارتقاء سطح کیفیت زندگی در شهرها است. در مجموع، مهاجرت روستایی صرفاً واکنشی به نابرابری های اقتصادی نیست، بلکه با جستجوی معنا پیوند خورده است. در کنار اهمیت نابرابری های منطقه ای و پویایی های جاذبه-دافعه، نارضایتی روستاییان از این تصور ناشی می شود که نمی توانند آرزوهای خود را در محیط روستایی محقق کنند و به جایگاه اجتماعی مطلوب دست یابند. در مقابل، مناطق شهری به عنوان مکان هایی ادراک می شوند که امکان تحرک اجتماعی، کسب احترام و زندگی رضایت بخش تر را فراهم می سازند. بنابراین سیاست های توسعه روستایی باید از تمرکز صرف بر توسعه زیرساخت ها فراتر رفته و عواملی چون منزلت اجتماعی، مشارکت جوانان، احساس عاملیت و امید به آینده را نیز تقویت کنند. در این راستا، ضروری است از ظرفیت رسانه ها و ابزارهای نمادین برای بازسازی تصویر روستا به عنوان محیطی ارزشمند، نوآور و برخوردار از پویایی و پایداری بهره گرفته شود تا بر ادراک عقب ماندگی و تصویر ذهنی منفی از زندگی روستایی غلبه شود.
۱۵۶۷.

طراحی مدل تبیین کننده نقش عوامل کلیدی در عملکرد زنجیره تأمین کشاورزی با رویکرد کیفی (مورد مطالعه: پارک لجستیک کشاورزی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۸
توسعه سریع اقتصاد جهانی فرصت هایی را برای رونق صنعت لجستیک و توسعه این صنعت فراهم کرده است. دولت ها، توسعه صنعت لجستیک مدرن را به عنوان یک استراتژی مهم برای حمایت از توسعه اقتصادی پایدار، بهبود محیط سرمایه گذاری و افزایش منافع اجتماعی و اقتصادی ترویج می کنند. در این میان، پارک های لجستیک کشاورزی نقش بسیار مهمی در بهبود کارایی و اثربخشی زنجیره تأمین محصولات کشاورزی دارند و هزینه های لجستیک کل نظام را کاهش می دهند. باتوجه به چالش هایی که در این مسیر وجود دارد، چه عناصری در ایجاد و توسعه پایانه های لجستیک می تواند به عنوان عوامل کلیدی برای بهبود رقابت پذیری صادرات، تسهیل تجارت بین المللی و حمایت از توسعه اقتصادی پایدار عمل کنند؟ پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی مفهومی پایانه صادراتی کشاورزی در استان اصفهان با رویکرد کیفی انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش مدیران، دانشگاهیان و خبرگان حوزه کشاورزی در استان اصفهان بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های مورد نیاز با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان جمع آوری شد و سپس داده های به دست آمده با روش تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، مقوله های اصلی و شاخص های لازم برای ایجاد و در ادامه توسعه پارک لجستیک در اصفهان ازنقطه نظر خبرگان و دانشگاه مشخص شد. یافته ها نشان می دهد که عوامل کلیدی ایجاد پارک لجستیک کشاورزی، کیفیت زیرساخت تجاری، عمومی و حمل ونقل، زیرساخت قانونی، کیفیت زیرساخت و خدمات لجستیک گمرکی و کیفیت زیرساخت صادراتی هستند که در قالب مدل پارک لجستیک کشاورزی ارائه شده است. بر اساس نتایج پژوهش، پیشنهادهایی در زمینه های تدوین برنامه جامع اجرایی ایجاد پارک لجستیک کشاورزی با رویکرد یکپارچه، جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی و ایجاد مشوق های سرمایه گذاری، توسعه زنجیره ارزش محصولات کشاورزی صادراتی، توسعه بازارهای هدف صادراتی و توانمندسازی و آموزش نیروی انسانی متخصص در حوزه لجستیک ارائه شد.
۱۵۶۸.

تحلیل جامعه شناختی تاثیر نابرابری اقتصادی-اجتماعی بر مشارکت کشاورزان خرده پا در امنیت غذایی پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۶
این پژوهش با رویکرد جامعه شناختی به بررسی تأثیر نابرابری های اقتصادی - اجتماعی بر مشارکت کشاورزان خرده پا در تولید کشاورزی و امنیت غذایی پایدار پرداخته است. با بهره گیری از روش کیفی و رویکرد نظریه زمینه ای اشترواس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۸ نفر از کشاورزان، کارشناسان و مدیران بخش کشاورزی استان اصفهان گردآوری شد. نمونه ها به صورت هدفمند و نظری انتخاب شد و داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها منجر به شناسایی ۳۶۷ مفهوم اولیه، ۲۸ مقوله فرعی و ۹ مقوله اصلی شد. «محرومیت ساختاری چندبعدی» به عنوان مقوله محوری انتخاب شد. بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، شرایط علی شامل نابرابری های نهادی، شکاف دیجیتالی و محدودیت دسترسی به منابع و حاشیه نشینی اجتماعی - سیاسی همراه با شرایط زمینه ای نظیر تغییرات اقلیمی، ساختارهای سنتی مالکیت و سیاست های کلان اقتصادی، و نیز شرایط مداخله گر مانند ضعف حمایت های دولتی، نقش واسطه گری و سوداگری و کمبود سرمایه اجتماعی، در شکل گیری و تشدید محرومیت ساختاری چندبعدی نقش دارند. واکنش کشاورزان در قالب مقاومت انطباقی، همیاری محلی و تنوع بخشی معیشتی بروز یافته، اما به دلیل وجود ساختارهای نابرابر، اثربخشی محدودی داشته است. براساس یافته های پژوهش، مدل نظری حاشیه نشینی ساختاری و بازتولید نابرابری به عنوان چارچوب تبیینی نشان می دهد که نابرابری های اقتصادی - اجتماعی صرفاً به عنوان یک مانع نبوده، بلکه مکانیزم هایی ساختاری برای بازتولید حاشیه نشینی هستند که موجب کاهش مشارکت، مهاجرت روستاشهری و تهدید امنیت غذایی پایدار می شوند. پژوهش بر ضرورت اصلاح سیاست های توزیعی، توانمندسازی نهادی و تقویت سرمایه اجتماعی در راستای ارتقای مشارکت کشاورزان و تحقق امنیت غذایی پایدار تأکید دارد.
۱۵۶۹.

Carl Schmitt, Space and Geopolitics(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
Generally, in geopolitics and political geography the influence and the relevance of scholars of various other disciplines have been largely ignored. Therefore, in order to understand the geopolitics of Germany, this research analyzes the philosophy of Carl Schmitt, who was an influential figure during Weimer and Nazi (officially the National Socialist German Workers’ Party) eras. Schmitt’s theories a (The Political) have been incredibly impactful on Germany during Hitler’s reign and is still greatly helpful in understanding the theories and viewpoints on politics and geopolitics, especially when it comes to the geopolitical developments of the 21st century. In this research, descriptive-analytical method was used to explicate the impact of Carl Schmitt’s thought on geopolitical issues. The results of this research demonstrate a connection between the transcendental and concrete concepts of Carl Schmitt which he utilizes in order to present his spatial theories, which deal with the organization of space in line with his overall geopolitical goals.
۱۵۷۰.

کاربرد مدل سازی پویایی سیستم در تبیین چالش ها و چشم اندازهای استقرار بندر خشک در شهرستان سیرجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۸
افزایش مستمر حمل ونقل دریایی بین المللی کالا، فشار فزاینده ای بر بنادر اصلی کشور وارد کرده و محدودیت ظرفیت و فضای توسعه، منجر به تأخیرهای عملیاتی و کاهش بهره وری شده است. در این میان، استقرار بندر خشک به عنوان راهکاری مکمل، می تواند نقش مؤثری در کاهش بار بنادر ساحلی و بهبود عملکرد شبکه لجستیک ایفا کند. با توجه به موقعیت راهبردی شهرستان سیرجان، این پژوهش با هدف تبیین چالش ها و چشم اندازهای استقرار بندر خشک در این منطقه با بهره گیری از مدل سازی پویایی سیستم انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته انجام شد؛ بدین صورت که در بخش کیفی، از طریق تحلیل مضمون و مصاحبه با ۱۲ نفر از خبرگان، چالش های اصلی شناسایی شد و در بخش کمّی، به منظور تحلیل روابط علّی معلولی میان چالش ها از روش دیمتل فازی، و برای بررسی رفتار سیستم در شرایط مختلف از پویایی شناسی سیستم و تحلیل سناریو استفاده شد. یافته ها نشان داد چالش ها در دو دسته علّی و معلولی قابل طبقه بندی هستند؛ به طوری که چالش های اقتصادی  مالی، اجتماعی  فرهنگی، و حقوقی  نهادی در زمره عوامل علّی، و چالش های مدیریتی  سازمانی، زیست محیطی  پایداری و فنی  زیرساختی در گروه عوامل معلولی قرار می گیرند. نتایج دیمتل فازی، چالش اقتصادی مالی را به عنوان قوی ترین عامل علّی و چالش فنی  زیرساختی را به عنوان قوی ترین عامل معلولی معرفی کرد. همچنین تحلیل پویایی سیستم نشان داد اجرای راهکارها و سیاست های پیشنهادی، به ویژه در سناریوی خوش بینانه، منجر به کاهش معنادار چالش ها و بهبود چشم انداز استقرار بندر خشک در شهرستان سیرجان می شود.
۱۵۷۱.

عوامل محیطی اثرگذار بر شکل گیری و گسترش استارت آپ های نوپا در استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۰
استارت آپ های نوپا از مهم ترین عوامل توسعه اقتصادی و کاهش بیکاری در مناطق کمترتوسعه یافته محسوب می شوند و شکل گیری و گسترش آن ها به میزان زیادی متأثر از شرایط محیطی و فضایی است. هدف پژوهش حاضر تبیین عوامل محیطی اثرگذار بر شکل گیری و گسترش استارت آپ های نوپا در استان خراسان شمالی با استفاده از تحلیل های کمّی و فضایی است. پژوهش از نظر هدف، توصیفی و از نظر روش، توصیفی  پیمایشی با رویکرد کمّی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه با خبرگان و داده های مکانی گردآوری شده است. برای تحلیل الگوهای فضایی از شاخص خودهمبستگی فضایی موران و مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) در محیط GIS استفاده شد. شاخص های مورد بررسی شامل باران، خاک گسل، کاربری اراضی، مناطق روستایی، و خطوط ریلی بود. نتایج شاخص موران نشان داد که توزیع فضایی استارت آپ ها در استان تصادفی نبوده و دارای الگوی خوشه ای معنادار است. نتایج مدل GWR بیانگر آن است که از مجموع هشت شهرستان استان، سه شهرستان بجنورد، شیروان، و اسفراین دارای خودهمبستگی فضایی مثبت و متوسط با شاخص های محیطی هستند و بالاترین ظرفیت را برای توسعه استارت آپ ها دارند. در مقابل، دو شهرستان راز و  جرگلان و فاروج دارای خودهمبستگی فضایی منفی و شرایط نامساعد هستند و سه شهرستان جاجرم، گرمه، و مانه و سملقان وضعیت متوسط تا ضعیف را نشان داده اند. در مجموع، نتایج کمّی نشان می دهد که حدود ۳۷ درصد شهرستان های استان از شرایط فضایی مناسب برای توسعه استارت آپ ها برخوردارند. یافته ها بر ضرورت بهبود زیرساخت ها، تقویت مراکز نوآوری و حمایت هدفمند از شهرستان های مستعد برای دستیابی به توسعه متوازن منطقه ای تأکید دارد.
۱۵۷۲.

تحلیل مورفوتکتونیکی حوضه سفیدرود، ایران: کاربرد تلفیقی دنباله فیبوناچی و توزیع گاما در شناسایی الگوهای ساختاری فعال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۵
حوضه سفیدرود در شمال غرب ایران به عنوان یکی از مناطق فعال تکتونیکی در زون البرز-ایران مرکزی، دارای پیچیدگی های زمین ساختی قابل توجهی است. این مطالعه با استفاده از الگوهای ریاضی - هندسی، به ویژه دنباله فیبوناچی و نسبت طلایی، به همراه روش های آماری پیشرفته شامل توزیع گاما، آزمون کای دو و تحلیل فیشر، به بررسی وضعیت مورفوتکتونیکی و نئوتکتونیکی این حوضه و زیرحوضه های آن پرداخته است. داده های توپوگرافی و ساختاری از نقشه ها و تصاویر ماهواره ای استخراج و با استفاده از GIS تحلیل شدند. سپس، بر اساس یک چارچوب کمّی مبتنی بر نسبت های فیبوناچی، داده ها به پنج طبقه از نظر شدت فعالیت مورفوتکتونیکی طبقه بندی گردیدند. نتایج نشان داد که 96 درصد از سطح حوضه در محدوده مورفوتکتونیک ضعیف تا شدید قرار دارد و تنها چهار درصد از حوضه، تحت فعالیت نئوتکتونیکی قرار دارد، که عمدتاً در امتداد دره قزل اوزن- شاهرود با فعالیت نئوتکتونیکی شدید مشخص می شود. تحلیل های گاما، تعادل دینامیکی حوضه را با مقادیر چولگی (0.7171) و کشیدگی (0.782) تأیید کردند. علاوه براین، تحلیل کای دو نشان داد که زیرحوضه ها از نظر فعالیت های مورفوتکتونیکی مستقل هستند، اما تحلیل فیشر برجسته کرد که تمام زیرحوضه ها در یک ساختار ارگودیک مشترک عمل می کنند. این یافته ها حاکی از وجود یک سیستم سایبرنتیکی منفی دارای حافظه نمایی است که حوضه را به سمت سطح اساس (دریای خزر) در حال تنظیم کردن است.
۱۵۷۳.

جابه جایی کانال و فرسایش کناره ای در رودخانه خرم رود طی بازه زمانی 2025 -2006(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
رودخانه خرم رود طی چند دهه گذشته تحت تاثیر سطوح مختلفی از تغییرات مورفولوژیک با پیامدهای گوناگونی قرار گرفته است. از این رو این تحقیق با هدف بررسی و تحلیل روندهای تکاملی، تجزیه و تحلیل تغییرات ایجاد شده و در نهایت شناسایی ارتباط بین این روندها و عوامل کنترل کننده آنها در چهار بازه زمانی از سال 2025-2006 در راستای مدیریت رودخانه و کاهش اثرات منفی آن در دو بخش، بخش اول به طول16700 متر در به 6 بازه (17 مقطع) و بخش دوم به طول 17212 متر در 7 بازه (18 مقطع) مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور با استفاده از داده های هیدرومتری دو ایستگاه بهرام جو(بخش اول) و چم انجیر(بخش دوم)، نقشه های توپوگرافی، تصاویر ماهواره ای گوگل ارث، مشاهدات و برداشت های میدانی در این بخش ها، پویایی کانال و تغییرات پلانفرم مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بیشترین میزان میانگین تغییرات دوره ای در خط مرکزی و جابجایی کانال در هر دو بخش در بازه زمانی دوم (2019-2017) رخ داده است. نتایج بدست آمده در بخش اول در طی دوره زمانی 2025-2006  نشان داد که عرض کانال در این بخش کاهش یافته و رودخانه دچار فروسایی شده است و در بخش دوم نشان داد علاوه بر فروسایی، فرسایش کرانه ها با تشکیل دشت های سیلابی و در پی آن گسترش عرض رودخانه را باعث شده است. نتایج مقایسه بخش ها با همدیگر نشان داد که میزان آسیب پذیری به زمین های کشاورزی و نقاط مسکونی روستایی در طول هر دو بخش از رودخانه وجود دارد. اما میزان آسیب پذیری در بخش اول به علت قرار داشتن شهر خرم آباد در پایین دست آن به مراتب خیلی بیشتر و تاثیرگذارتر از بخش جنوبی منطقه مورد مطالعه است.
۱۵۷۴.

تحلیل الگوی مکانی تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی شهرستان رودبار در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۷
تاب آوری یکی از مفاهیم کلیدی در علم روانشناسی و فیزیک است، که در دهه آخر قرن بیستم وارد علم جغرافیا شده و از جنبه های مختلف انسانی و طبیعی مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش تعیین الگوی فضایی میزان تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی در برابر زلزله مد نظر است. بدین منظور از 12 معیار، 36 زیر معیار، روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و جمع وزنی (WS) برای تعیین میزان تاب آوری و همچنین دو آماره I موران محلی و تحلیل نقاط داغ (G* گتیس-اورد) برای نوع الگوی فضایی تاب آوری سکونتگاه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان تاب آوری سکونتگاه های روستایی به روش AHP به ترتیب برابر با 66/0%، 24/13%، 61/59%، 49/26% و 0% و با استفاده از روش WS برابر با 32/3%، 77/33%، 64/55%، 27/7% و 0% برای گزینه خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد بدست آمد. الگوی خوشه ای بالا-بالا (HH) در ناحیه جلگه ای و پایکوهی و الگوی خوشه ای پایین-پایین (LL) در ناحیه کوهستانی مشاهده گردید.در مجموع نتایج بدست آمده از روش AHP و WS با روش های I موران محلی و تحلیل نقاط داغ (G* گتیس-اورد) یکی بوده و عدم همگنی در میزان تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی در برابر زلزله کاملا محرز است.
۱۵۷۵.

بررسی وضعیت دسترسی گروههای درآمدی مختلف به مسکن مناسب در کلان شهرها (نمونه موردی شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
خانواده های کم درآمد اغلب به طور همزمان با مشکلات مسکن و محله مواجه بوده و نیازمند استراتژی هایی برای به حداکثر رساندن بودجه محدود و تضمین ایمنی خود هستند و همین امر، خطراتی را ایجاد یا تشدید می کند. دولت ها ادعا دارند که در این ارتباط، اقدامات مؤثری به انجام رسانده اند. برای آزمون این ادعا، این بررسی چگونگی دسترسی به مسکن مناسب در شهر مشهد را مورد ارزیابی قرار داد. روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی بود و داده های مورد نیاز از اسناد اداری و تکمیل پرسشنامه گردآوری شد. نمونه انتخابی در این بررسی، 382 نفر از جمعیت سه میلیون نفری شهر مشهد بود. متغیرهای انتخابی، تعداد اتاق در اختیار، وسعت واحد مسکونی، آشپزخانه و سرویس مستقل، هزینه اختصاصی به مسکن، بعد خانوار و نوع واحد مسکونی بود. داده های گردآوری شده با استفاده از آماره های مختلف، به خصوص شاخص جینی و اتکینسون مورد ارزیابی قرارگرفت. به منظور برآورد دقیق تر ضرایب، از شاخص تعدیل نیاز و جهت انجام محاسبات از نرم افزار Stata و SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی دسترسی به مسکن به شدت دگرگون شده و دامنه ضریب جینی و شاخص اتکینسون قبل و بعد از تعدیل نیاز به ترتیب بین 217/0- 132/0 و 040/0-019/0 تغییر کرده است. این ضرایب نشان می دهد که وضعیت توزیع مسکن بعد از تعدیل نیاز بدتر شده، در بین مناطق شهرداری، اختلافات فاحشی وجود داشته، تمایل برای رفع نابرابری اندک بوده و اصولا ادعای تحقق سیاست های عدالت گرا، تأئید نمی شود. در واقع سیاست های تأمین مسکن، تنها گروه های متوسط و بالای جامعه را هدف قرار داده اند. بر این اساس، راهبرد پیشنهادی این پژوهش، تغییر جهت گیری سیاست های تأمین مسکن و مشارکت بیش تر مردم در طراحی و اجرای این سیاست ها است.
۱۵۷۶.

واکاوی نقش استراتژی های بازاریابی شهری در توسعه پایدار شهری: نقش میانجی تصویر برند شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۲
بازاریابی شهری می تواند ابزار مؤثری برای تحقق توسعه پایدار شهری باشد. رابطه بین استراتژی های بازاریابی شهری و توسعه پایدار برای توسعه اجتماعی-اقتصادی شهرها حیاتی است. استراتژی های بازاریابی شهری برای افزایش رقابت و تقویت رشد اقتصادی در محیط های شهری ضروری است. تصویر برند شهری نیز تحت تأثیر عوامل فرهنگی، تاریخی و اقتصادی است و می توان آن را از طریق بازاریابی استراتژیک تثبیت کرد. هدف این پژوهش مطالعه استراتژی های بازاریابی شهر و نقش آن بر توسعه پایدار شهر تبریز با نقش میانجی تصویر برند شهری است. جامعه آماری این پژوهش مدیران و کارشناسان شهرسازی شهرداری تبریز بودند که تعداد 80 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند . جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد استراتژی های بازاریابی شهری گلند و اکایا (2001)، پرسشنامه توسعه پایدار شهری روفایدا (2014) و پرسشنامه تصویر برند شهری زهرا (2023) استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS 23 و Smart PLS 3 انجام گردید. نتایج پژوهش نشان داد استراتژی های بازاریابی شهری بر تصویر برند شهری و توسعه پایدار شهر تبریز به ترتیب 926/0 =β و 539/0 =β تأثیر مستقیم و مثبتی دارد. نتایج بیانگر این است که استراتژی های بازاریابی شهری و تصویر مثبت برند شهری برای توسعه پایدار شهری بسیار مهم است و بازاریابی شهری می تواند به مدیریت برند شهری پایدار براساس شاخص های محیط زیست کمک کند.
۱۵۷۷.

Innovative Digital Marketing Strategies in Rural Tourism: Leveraging Augmented Reality and Intelligent Algorithms in Technological Ecosystems(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
Purpose- This study aims to identify and analyze innovative digital marketing strategies in rural tourism, with a specific focus on leveraging Augmented Reality (AR) and intelligent algorithms within technological ecosystems. The main research question is: How can augmented reality and intelligent algorithms be utilized to enhance digital marketing in rural tourism to effectively attract tourists and promote sustainable local development? This research addresses a gap in the integration of AR and artificial intelligence in rural contexts, where prior studies have often examined these technologies in isolation and with less emphasis on rural settings. Design/methodology/approach- Employing a qualitative exploratory approach and thematic analysis method, data were collected through semi-structured interviews with 16 experts in digital marketing, information technology, and management. Snowball sampling was used for participant selection, with theoretical saturation achieved after the 16th interview. Findings - The analysis revealed seven overarching themes: technological transformation of the tourism experience (e.g., AR virtual tours and AI personalized recommendations), empowerment of local communities (through digital literacy training and local content production), redefinition of marketing strategies (e.g., location-based marketing and algorithm-optimized advertising), cultural and environmental sustainability (preservation via virtual museums and reduced ecological impact), implementation barriers (e.g., weak infrastructure and ethical concerns), horizons of innovation and research (e.g., gamification and metaverse), and digital identity reconstruction (through cultural branding with emerging technologies). Research limitations/implications- Limitations include the focus on a specific cultural context (e.g., rural Iran), lack of longitudinal data for long-term change analysis, and reliance on qualitative data potentially influenced by researcher bias. Implications suggest longitudinal studies to assess long-term technology impacts and comparative research across diverse regions. Practical implications - Rural tourism managers can develop localized AR platforms, implement digital literacy programs for local populations, and deploy AI-powered location-based marketing systems to boost tourist attraction and enhance local sustainability. Originality/value- This study provides the first comprehensive framework for integrating AR and intelligent algorithms in rural tourism marketing, emphasizing rural-specific challenges like infrastructure deficits and cultural resistance, adding value for sustainable development in developing regions.
۱۵۷۸.

مدل شاخص های پایداری در بوم شهرها با رویکرد موتور هوشمند چت جی پی تی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
با افزایش جمعیت شهری و فشارهای زیست محیطی، ارزیابی و مدیریت بهینه منابع و عوامل مؤثر بر پایداری شهری اهمیت ویژه ای یافته است. فناوری های نوین هوشمند می توانند در طراحی مدل های شاخص های پایداری نقش مهمی ایفا کنند. این مطالعه به بررسی مدل شاخص های پایداری در بوم شهرها با استفاده از موتور هوشمند چت جی پی تی پرداخته است. این موتور مبتنی بر هوش مصنوعی و یادگیری عمیق، توانایی تحلیل خودکار داده ها و استخراج الگوهای رفتاری شهری را دارد. روش تحقیق این پژوهش با هدف کاربردی و ماهیت اکتشافی در دو فاز انجام شده است. در فاز اول، موتور هوش مصنوعی چت جی پی تی برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. پرسش های مرتبط با شاخص های پایداری شهری به طور پیوسته از سامانه پرسیده شد تا زمانی که پاسخ ها به مرز اشباع رسیدند. در فاز دوم، داده ها کدگذاری و تحلیل شدند. کدها به دسته های بزرگ تر و مضامین مرتبط تقسیم شدند. روایی و پایایی داده ها از طریق روایی محتوایی و پایایی کاپا با توافق بالای 70 درصد از سوی خبرگان تأیید شد. یافته ها حاکی از ده مضمون با محتوای پایداری زیست محیطی، بهبود زیرساخت ها و فناوری های هوشمند، توسعه اجتماعی و آموزش، سلامت عمومی و کیفیت زندگی، مدیریت منابع آب و محافظت از محیط زیست، اقتصاد پایدار و کسب وکارهای نوآور، امنیت شهری و پاسخ به بحران، معماری و طراحی پایدار، کشاورزی شهری و امنیت غذایی، فرهنگ و هویت شهری بود که نشان دهنده کاربرد گسترده فناوری های هوشمند در بهبود شاخص های پایداری بوم شهرها است.
۱۵۷۹.

مطالعه تغییر اقلیم ایران با رویکرد سناریو های مسیرهای مشترک اجتماعی و اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
هدف پژوهش حاضر برآورد تغییر اقلیم ایران براساس گزارش CMIP6 با رویکرد داده های ماهواره ای با استفاده از عناصر اقلیمی (کمینه دما، بیشینه دما و بارش) تا سال 2100 است. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل روش های نوآورانه الگوریتم، کدنویسی و داده های ناسا می باشد. برای ارزیابی و پیش بینی عناصر اقلیمی مذکور از سناریوی حدوسط (SSP2_4.5) و سناریوی خیلی بدبینانه (SSP5_8.5) مدل CanESM5 کانادا که مبتنی بر انتشار گازهای گلخانه ای (مسیرهای اجتماعی - اقتصادی مشترک) می باشد، استفاده شد. هم چنین برای تحلیل، بررسی و مقایسه بهتر تغییرات اقلیمی آینده ایران بازه زمانی مورد مطالعه 80 ساله، به دو دوره: آینده نزدیک (2060- 2021) و آینده دور (2100- 2061) تقسیم شد. نتایج نشان داد که برای دوره 40 ساله اول (2060-2021) براساس سناریوی SSP2_4.5، تغییرات عناصر اقلیمی کمینه دما 91/1 سانتی گراد، بیشینه دما 41/1 سانتی گراد و مقدار بیشینه بارش 22/15 میلی متر پیش بینی شدند. هم چنین برای دوره 40 ساله دوم (2100- 2061) براساس سناریوی SSP2_4.5، تغییرات عناصر اقلیمی کمینه دما 71/1 سانتی گراد، بیشینه دما 17/1 سانتی گراد و مقدار بیشینه بارش 25/22 میلی متر پیش بینی شدند. با توجه به یافته های به دست آمده از CMIP6 و به کمک سناریوی های SSP2_4.5 و SSP5_8.5 در پیش بینی عناصر اقلیمی، نتایج نشان دادند که مقدار عناصر اقلیمی کمینه و بیشینه دما با روند افزایشی همراه بوده و این افزایش در سناریوی SSP5_8.5 نسبت به سناریوی SSP2_4.5 بیش تر خواهد بود. هم چنین نتایج نشان داد که مقدار بارش براساس سناریوی SSP2_4.5 در دوره آینده نزدیک نسبت به دوره آینده دور کم تر خواهد بود و مقدار بارش در سناریوی SSP5_8.5 در مقایسه با سناریوی SSP2_4.5 روند کاهشی خواهد داشت.
۱۵۸۰.

ارائه مدل بهینه عملکردی برای منطقه آزاد اردبیل با تکیه بر آسیب شناسی مناطق آزاد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: با توجه به این واقعیت که مناطق آزاد در ایران نسبت به نمونه های موفق آن در دنیا دارای عملکرد قابل قبولی نبوده و با آسیب های متعددی مواجه هستند، مقاله حاضر ضمن شناسایی آسیب های نهفته در مناطق آزاد کشور، سعی دارد مدل مطلوب برای بهبود عملکرد مناطق تازه تأسیس و مشخصاً منطقه آزاد اردبیل ارائه دهد. روش پژوهش: شناسایی آسیب های مناطق آزاد بر مبنای روش کیفی و به طور خاص مصاحبه با مطلعین حوزه مناطق آزاد در کشور صورت گرفته است. شناسایی و اولویت بندی ریشه های آسیب ها با بهره گیری از مدل تحلیل سلسله مراتبی و نرم افزار وزن دهی Expert Choice انجام یافته و مدل بهینه عملکردی برای منطقه آزاد اردبیل نیز بر مبنای تدوین سناریوهای احتمالی عوامل کلیدی حاصل از نرم افزار فوق بوده است. نتایج: نتایج حاکی از آن است که مناطق آزاد در شرایط فعلی بنا به اقدامات و سیاست های اشتباه، توانمندی لازم جهت تحقق شرایط واقعی یک منطقه آزاد را دارا نیستند. این عدم توانمندی در بسیاری از ابعاد مختلف مالی، انسانی، سازمانی و ... مطرح می باشد. نتیجه گیری: تداوم وضعیت موجود بدون تغییرات در رویکرد و ساختار در چارچوب سناریوی اول، منطقه آزاد اردبیل را در شرایط بحرانی و حتی فراتر از آن قرار خواهد داد. حفظ رویکرد موجود با تغییرات تدریجی در ساختارِ اجرا و مشارکت (در قالب سناریوی دوم) زمینه را برای به کارگیری سیاست های اساسی و توانمندی اعمال این سیاست ها از سوی منطقه آزاد اردبیل فراهم خواهد ساخت، و در چنین حالتی می توان به معنای واقعیِ منطقه آزاد (در قالب سناریوی سوم) با تأکید بر تغییرات اساسیِ رویکردی و ساختاری نزدیک شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان