فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
776 - 793
حوزههای تخصصی:
امروزه با وجود خشکسالی های فراوان و مشکلات زیاد در بخش کشاورزی اکثر روستاییان به سوی شهرها در حال مهاجرت هستند. با وجود بیکاری فراوان در روستاها از صنایع دستی می توان به عنوان جایگزینی مناسب در روستاهای کشور و ایجاد اشتغال پایدار استفاده کرد. هدف این پژوهش ارائه استراتژی مناسب جهت تعیین عوامل اثربخشی اشتغال به سوزن دوزی زنان روستایی در بخش ایرندگان شهرستان خاش است. جامعه آماری تحقیق را زنان سوزن دوز بخش ایرندگان و کارشناسان(متخصصان و اساتید دانشگاه) تشکیل می دهد. که براساس آمار تعداد 911 نفر زن به عنوان عضو در تعاونی فعالیت دارند و به سوزن دوزی مشغول هستند. از میان گروه اول(سوزن دوزان) با استفاده از فرمول کوکران تعداد 270 نفر زن به عنوان حجم نمونه به صورت تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده است. همچنین تعداد 30 نفر به صورت تخمین شخصی به عنوان حجم نمونه در بخش کارشناسان انتخاب شده است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از مدل سوات استفاده شده است. همچنین برای بدست آوردن وزن گویه در سوات از ANP استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین وزن را استراتژی WO یا همان استراتژی بازنگری یا انطباقی با وزن 170/8 دارد و الویت اول می باشد. درصد وزنی این استراتژی برابر با 26/0درصد می باشد که نسبت به سایر استراتژی ها از درصد وزنی بالاتری برخوردار است. بنابراین استراتژی پیشنهادی حاصل از تکنیک سوآت راهبرد بازنگری یا انطباقی (WO) می باشد.
چالش های سیاستگذاری امنیتی خاورمیانه در عصر بحران های ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
1 - 25
حوزههای تخصصی:
بحران های ژئوپلیتیکی تابعی از معادله رقابت سیاسی بازیگران نوظهور و تغییر در موازنه قدرت می باشد. خاورمیانه در زمره مناطقی محسوب می شود که اولاً دچار چالش های سیاستگذاری امنیتی بوده، ثانیاً با نشانه هایی از بحران های تصاعدیابنده ژئوپلیتیکی روبه رو گردیده و نکته سوم آنکه در گذر زمان زمینه برای ظهور نخبگان رایکال نیز به وجود آمده است. هر یک از مولفه های یادشده را می توان در زمره چالش های اصلی سیاستگذاری امنیت منطقه ای در خاورمیانه دانست. ساخت اجتماعی و الگوی کنش نخبگان نقش موثری در روند سیاستگذاری دارد. هر گونه سیاستگذاری راهبردی و امنیت منطقه ای ماهیت زمینه ای داشته و تابعی از شکل بندی های ساختار محیطی و الگوی کنش کارگزاران می باشد. سیاستگذاری امنیت منطقه ای خاورمیانه به این دلیل با چالش های پایان ناپذیر روبرو می باشد که اولاً دارای محیط آشوب زده بوده، ثانیاً بر اساس نشانه هایی از کنش رادیکال کارگزاران قرار دارد و نکته سوم آنکه تحت تاثیر مداخله قدرت های بزرگ و ائتلاف منطقه ای آنان می باشد. این مقاله با ماهیت بنیادی و با بهره گیری از رهیافت هویت و ساختار باری بوزان با استفاده از روش شناسی تحلیل داده ها و تحلیل محتوی داده های در دسترس در پی پاسخ به این سوال می باشد: «سیاستگذاری امنیت منطقه ای خاورمیانه برای ثبات و موازنه دارای چه نشانه هایی بوده و چه عواملی منجر به تداوم بحران های منطقه ای خاورمیانه گردیده است؟» نتایج نشان می دهد که درک واقعیت های محیط منطقه ای خاورمیانه بر اساس الگوی کنش کارگزاران حاصل می شود. سیاستگذاری امنیتی در محیط آشوب زده ماهیت تاکتیکی خواهد داشت. معادله قدرت و بحران های منطقه ای را باید به عنوان چالش پایان ناپذیر سیاست های امنیتی در خاورمیانه دانست.
مدل ارزیابی رضایتمندی سکونتی آپارتمان های مسکونی (مطالعه موردی: محدوده کوه آتشگاه-ناژوان در شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رضایتمندی سکونتی یک شاخص مهم در ارزیابی احساس رضایت فرد از محیط مسکونی، برای برنامه ریزان، معماران، توسعه دهندگان و سیاست گذاران است که از طریق عوامل متنوعی ارزیابی می شود. هدف: هدف این پژوهش، شناخت مؤلفه های رضایتمندی سکونتی در ابعاد مختلف، اولویت بندی آن ها و رسیدن به مدلی جهت ارزیابی رضایتمندی سکونتی در آپارتمان های مسکونی است. روش شناسی تحقیق: روش تحقیق این پژوهش با رویکردی کمی، در دو مرحله شامل یافتن مؤلفه های رضایتمندی سکونتی از طریق تحلیل محتوای پژوهش های انجام شده و ارزیابی رضایتمندی سکونتی بر اساس مؤلفه ها از طریق پیمایش است. پیمایش با جامعه آماری ساکنین آپاتمآن های مسکونی و حجم نمونه، 250 نفر از ساکنین آپارتمان های زیر 10 واحدی به صورت تصادفی، صورت گرفته است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: منطقه مورد تحلیل، منطقه 9 اصفهان در محدوده مابین کوه آتشگاه و منطقه ناژوان است که در سال های اخیر، ساخت وساز در این منطقه با روند تصاعدی افزایش یافته است. همین امر، اهمیت بررسی رضایتمندی سکونتی در این منطقه را نشان می دهد. یافته ها: یافته ها در دو بخش نتایج تحلیل آنووا و مدل یابی ارائه شده است. یافته ها نشان می دهد که بر اساس جامعه آماری موردبررسی، سن، میزان تحصیلات و درآمد، تأثیر چندانی بر رضایتمندی سکونتی ندارد. همچنین مدل رضایتمندی سکونتی در سه بعد عینی، ذهنی و رفتاری با بار عاملی بین 3/0 تا 4/0 به دست آمده است. در این مدل، بعد ذهنی دارای بیشترین بار عاملی در بین ابعاد و تعاملات اجتماعی دارای بیشتر بار عاملی در بین مؤلفه های رضایتمندی سکونتی است. نتایج: بنا بر یافته ها نتیجه گیری می شود که رضایتمندی سکونتی، مفهومی به هم پیوسته بر اساس سه بعد عینی، ذهنی و رفتاری با درجه اهمیت تقریباً برابر و تحت تأثیر یکدیگر است. این مفهوم، همچنین دارای مؤلفه هایی با درجه اهمیت تقریباً برابر است. سهم هر یک از ابعاد در مدل رضایتمندی سکونتی، حدود 30 تا 40 درصد و دارای اهمیت زیاد و سهم هر یک از مؤلفه ها حدود 3 تا 4 درصد است.
ارزیابی و تحلیل روند توسعه فیزیکی نواحی شهری گتوند به سمت مناطق سیل خیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
15 - 30
حوزههای تخصصی:
در طی سال های اخیر، رشد جمعیت سبب توسعه فیزیکی بعضی از شهرها به سمت مناطق سیل خیز شده است. از جمله شهرهایی که با این مسئله مواجه شده است، شهر گتوند در استان خوزستان است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به بررسی روند توسعه فیزیکی شهر گتوند به سمت مناطق سیل خیز پرداخته شده است. در این تحقیق از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، تصاویر ماهواره لندست و لایه های رقومی اطلاعاتی به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین نرم افزارهای تحقیق شامل ArcGIS، Expert Choice، ENVI و IDRISI بوده است. همچنین در این تحقیق از مدل های منطق فازی AHP و LCM استفاده شده است. با توجه به اهداف مورد نظر، این تحقیق در سه مرحله انجام شده است که در مرحله اول، مناطق در معرض سیلاب شناسایی شده است. در مرحله دوم، به بررسی تغییرات کاربری اراضی پرداخته شده است و در مرحله سوم، روند توسعه نواحی سکونتگاهی به سمت مناطق سیل خیز ارزیابی شده است. بر اساس نتایج حاصله، بخش زیادی از شهر گتوند از جمله مناطق شرقی آن، دارای پتانسیل سیل خیزی بالایی است. نتایج بررسی تصاویر ماهواره ای نشان داده است که روند توسعه فیزیکی این شهر به سمت مناطق سیل خیز نیز افزایش یافته است به طوری که در سال 1992، حدود 1/1 کیلومترمربع از وسعت محدوده شهری گتوند در منطقه دارای پتانسیل خیلی زیاد قرار داشته است که این میزان در طی سال های 2002، 2012 و 2022 به ترتیب به 3/1، 6/1 و 8/1 کیلومترمربع افزایش یافته است. همچنین نتایج مدل LCM نشان داده است که وسعت نواحی سکونتگاهی در طبقه با پتانسیل سیل خیزی زیاد تا سال 2050 به 7/2 کیلومترمربع افزایش خواهد یافت که در صورت عدم توجه به آن در برنامه ریزی ها، بخش زیادی از نواحی سکونتگاهی و جمعیت شهر گتوند با خسارات جانی و مالی ناشی از مخاطره سیلاب مواجه خواهند شد.
بررسی تغییرات پوشش جنگلی حوضل آبخیز قلعه رودخان فومن و اثرات آن بر فرسایش حوضه با استفاده از طبقه بندی شی گرا و الگوریتم چند معیاره ماباک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسایش خاک یک خطر جهانی است که به طور جدی منابع آب و خاک را تهدید می کند و تغییرات اراضی و به ویژه تخریب و تغییرجنگل ها، از عوامل مهّم دخیل در افزایش پتانسیل رخداد آن می باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی اثر تغییرات پوشش جنگلی، بر فرسایش خاک در حوضه قلعه رودخان فومن، واقع در استان گیلان می باشد. در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، ابتدا نقشه کاربری اراضی با استفاده از روش شی گرا برای دو دوره 1371 و 1402، تهیه شد. در مرحله بعد، با شناسایی عوامل مؤثر دخیل در فرسایش منطقه و تهیه لایه های اطّلاعاتی هر معیار در GIS، ارزش گذاری و استانداردسازی لایه ها با استفاده از تابع عضویت فازی و وزن دهی معیارها، با استفاده از روش کرتیک انجام گردید. در نهایت؛ تحلیل و مدل سازی نهایی با استفاده از روش تحلیل چند معیاره ماباک انجام شد. بررسی تغییرات کاربری حوضه حاکی از این امر هست که بیشترین مساحت کاربری در سال 1371 مربوط به پوشش جنگلی با وسعت 17/222 کیلومترمربع می باشد که در سال 1402 وسعت آن به 03/205 کیلومترمربع کاهش یافته است. به علاوه نتایج نشان داد، کاربری مناطق مسکونی بیشترین تغییر را در 30 سال گذشته داشته است، مساحت این کاربری در سال 1371، حدود 01/33 کیلومترمربع بوده که در سال 1402 به مقدار 18/60 کیلومترمربع افزایش پیدا کرده است. با توجه به نقشه پهنه بندی فرسایش نیز به ترتیب؛ مساحت طبقه با پتانسیل فرسایش بسیار زیاد و زیاد از 92/98 و 19/118 کیلومترمربع در سال 1371 به 39/132 و 94/119 کیلومترمربع در سال 1402، افزایش پیدا کرده است. می توان اذعان داشت، کاهش پوشش جنگلی و تبدیل آن به مناطق کشاورزی، مراتع و اراضی مسکونی و همچنین، تجاوز به حریم و بستر رودخانه به صورت تغییرات کاربری رودخانه به کشاورزی و مسکونی، در افزایش پتانسیل فرسایش خاک حوضه بیشترین نقش را داشته است.
تحلیل تغییرات زمان- مکانی رخداد آتش سوزی در سطح استان کرمانشاه با تأکید بر روی شبکه مناطق تحت حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
131 - 148
حوزههای تخصصی:
آگاهی به مناطق مستعد رخداد آتش سوزی برای شناسایی چالش های پیش رو و تدوین استراتژی های مدیریتی مناسب است از این رو پایش و بررسی رفتار رخداد این پدیده می تواند در این راستا مؤثر باشد. در این مطالعه، مناطق رخداد آتش سوزی در سطح استان کرمانشاه با استفاده از اطلاعات مربوط به آتش فعال ماهواره مودیس در خلال سال های 2001 تا 2022 دریافت شدند. سپس با استفاده از تابع تراکم کرنل، تراکم آتش سوزی برای هر سال محاسبه گردید و داده های آتش سوزی به صورت تراکم در کیلومترمربع تهیه شدند. نقشه های تراکم مختلف به شکل سری زمانی وارد تحلیل ناپارامتری من –کندال شدند تا با این روش روند تغییرات در سطح معناداری 95 درصد و بیشتر محاسبه گردد. بر اساس یافته ها در طول 21 سال گذشته مساحتی معادل 31/3613 کیلومترمربع از اراضی استان، روند افزایش تراکم آتش سوزی را تجربه کرده اند و این مقدار برای روند کاهشی برابر 39/644 کیلومترمربع است. هیچ یک از مناطق حفاظت شده استان کرمانشاه روند کاهشی تراکم آتش سوزی ندارند؛ اما مناطق شمال و شمال غرب، غرب و شرق محدوده موردمطالعه روند افزایشی تراکم آتش سوزی داشته اند. بخش عمده مناطق دارای روند افزایشی آتش سوزی در مناطق مرتفع با بارش بالا و در پوشش جنگل های زاگرس هستند. از میان مناطق حفاظت شده منطقه حفاظت شده شاهو و کوهسالان و همچنین بوزین و مرخیل بیشترین نوسان و تغییر را تراکم آتش سوزی داشته اند. پوشش بخش وسیعی از این مناطق به وسیله جنگل های بلوط، خشک سالی، افزایش درجه حرارت و سرایت آتش سوزی تعمدی می تواند ازجمله عوامل مؤثر و مهم بر روی این پدیده باشد
تدوین مکانیزم کنترل ساخت وسازهای شهری به منظور حفظ و ارتقاء کیفیت زندگی شهری، مطالعه موردی: منطقه سه شهرداری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
115 - 132
حوزههای تخصصی:
چالش های متعدد صنعت ساخت وساز به عدم تحقق طرح ها و برنامه های شهری شده و نهایتاً چیزی جز گذر و استمرار زمان و افزایش شتاب دار فرسودگی نبوده است. اقدامات سه دهه اخیر شهرسازی، حتی فاقد الگوهای فکری و بر اساس نگرش اقتضایی به صورت تلویحی و برداشت های شخصی مجریان انجام گرفته است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است که به روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی شامل پیمایش و ارزیابی دلفی انجام گرفته است. مطابق نظرات کارشناسان، معیارهای کالبدی، قانونی و محیط زیست از معیار اقتصاد و سپس از اجتماع ارجح تر بوده اند. بر اساس نتایج به دست آمده کیفیت زندگی شهری بر اساس مکانیزم ساخت وساز به ترتیب نواحی 1، 2، 6، 4، 3 و درنهایت ناحیه 5 وضعیت مطلوبی دارند. در بین مؤلفه های مربوط به تدوین مکانیزم های کنترل ساخت وساز، تغییر کاربری زمین در بعد کالبدی با ضریب 887/0، ارزش زمین و ساختمان که شدیداً توسط دلالان و بورس بازان زمین و املاک کنترل می شود؛ در بعد اقتصادی با ضریب 788/0 و مؤلفه فروش تراکم مربوط به اثرات قانونی با ضریب 801/0 بیشترین تأثیر را در کیفیت زندگی منطقه 3 شهرداری تهران دارند. مطابق نتایج، ناحیه 6 در معیار اقتصادی از سایر نواحی دیگر و ناحیه 2 در معیار اجتماعی و ناحیه 1 در محیط زیست نسبت به سایر معیارهای دیگر ارجح تر هستند. در مجموع تغییرات کاربری زمین منطقه 3 را به منطقه ای فشرده مبدل ساخته است. بررسی روند تغییرات کاربری زمین در منطقه نشانگر افزایش ساخت وساز است که ادامه این روند منجر به کاهش سرانه های کاربری فضای سبز و کاربری های خدماتی می شود.
عوامل موثر بر تمایل کشاورزان نسبت به بکارگیری شیوه های خاک ورزی و الگوی کاشت مستقیم روی پشته در منطقه دشت عباس
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
1133 - 1147
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف کلی عوامل موثر بر تمایل کشاورزان نسبت به بکارگیری شیوه های خاک ورزی و الگوی کاشت مستقیم روی پشته انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه ی کشاورزان گندم کار منطقه دشت عباس در استان ایلام بود، جهت شناخت بهتر کشاورزان ابتدا طرحی با تیمارهایی مرکب از خاک ورزی و الگوی کاشت در منطقه مورد مطالعه از شیوه کارکرد کارنده مخصوص کاشت مستقیم روی پشته اجرا شد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 205 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شد. ابزار اصلی این پژوهش پرسشنامه ای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شدند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزارهای SPSS و Smart Pls انجام شد. نتایج نشان داد که متغیرهای نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتار درک شده اثرات مثبت و معنی داری بر تمایل کشاورزان نسبت به بکارگیری شیوه های خاک ورزی و الگوی کاشت مستقیم روی پشته دارد. به طور کلی نتایج این پژوهش قادر است بینش های جدیدی را برای سیاست گذاران این حوزه در راستای انتقال، معرفی و ترویج و آموزش کشاورزان در پذیرش شیوه های خاک ورزی حفاظتی و به طور خاص کشت مستقیم روی پشته های محصول دوره قبل را فراهم نماید و گامی موثر در رسیدن به اهداف کلان صرفه جویی انرژی و پیشگیری از تخریب ساختمان خاک باشد.
ارزیابی مؤلفه های مؤثر بر آسیب های اجتماعی با تأکید بر محلات فرودست شهری (مورد مطالعه: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
93 - 122
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سکونت گاه های غیررسمی به عنوان کانون های خطر و مرکز انباشت انواع آسیب های اجتماعی و جرم قلمداد می شوند. به گونه ای که این محلات جزء مسئله دارترین و شکننده ترین محلات در مقایسه با سایر محلات شهری می باشند. بر این مبنا هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی آسیب های اجتماعی محلات شهراردبیل با تأکید بر محلات فرودست شهری جهت برنامه ریزی آتی می باشد.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است که در زمره مطالعات وابستگی قرار می گیرد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش منطبق بر محلات 15 گانه سکونت گاه های غیررسمی شهر اردبیل است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 382 نفر برآورد شد. جهت افزایش دقت کار مجموعاً 450 پرسش نامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند (هریک از محلات هدف 30 پرسش نامه) توزیع و تکمیل شد. به منظور ارزیابی مؤلفه های مؤثر بر آسیب های اجتماعی در محلات حاشیه نشین شهر اردبیل از 6 مؤلفه (اقتصادی، محیطی، اجتماعی- فرهنگی، خانوادگی، فردی- روانی، مدیریتی) بهره برده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای لیزرل و اس پی اس اس استفاده شده است.
یافته ها: نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که تمامی مؤلفه های مورد بررسی جزء عوامل مؤثر در آسیب های اجتماعی در محلات فرودست شهری اردبیل هستند چرا که نتایج آزمون تمام متغیرها مثبت بوده و نمره بیش تر از عدد حد وسط (3) کسب نموده اند. سطح معناداری متغیرها نیز از 05/0 کم تر مشاهده شد، بنابراین فرضیه پژوهش با سطح 95 درصد مورد تأیید واقع شد. با عنایت به این که همه مؤلفه های مورد بررسی دارای بار عاملی بیش تر از 4/0 کسب کردند، از این رو نتایج حاصل از ضریب مسیر (β) حاکی از روابط مثبت بین متغیرهای پژوهش می باشد. هم چنین مقدار ضریب شاخص های RMSEA برابر با (71/0) و ضریب chi-Square (35/415) به دست آمد بنابراین می توان ادعا کرد که مدل پژوهش نشان از برازش خوب و مطلوب برخوردار می باشد.
نتیجه گیری: در پژوهش حاضر بیش ترین میانگین به ترتیب به مؤلفه اقتصادی و مدیریتی و کم ترین میانگین نیز به مؤلفه فردی- روانی اختصاص دارد.
امکان سنجی استفاده از سیستم های فتوولتائیک در اسقرار پنل خورشیدی با استفاده از سنجش از دور و الگوریتم سبال (مطالعه موردی: شهرستان اشتهارد)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
320 - 335
حوزههای تخصصی:
خورشید به عنوان منبع انرژی، سرآغاز حیات و منشأ تمام انرژی های دیگر شناخته شده است. تابش جهانی خورشید یکی از سازه های بنیادی هر گستره اقلیمی شمرده می شود. از این رو، شناخت ویژگی ها و نیز پیش بینی این سازه های اساسی، تاثیر زیادی در برنامه ریزی های وابسته به انرژی دارد. استفاده از تصاویر ماهواره ای و مدل های سنجش از دور به عنوان ابزاری مناسب و کم هزینه برای تخمین تابش خورشیدی، در سال های اخیر بوده است. جهت انجام این پژوهش، از تصاویر مربوط به سال 2020 ماهواره لندست 8 سنجنده OLI و سنجنده TIRS و الگوریتم سبال استفاده شد. از نرم افزارENVI جهت تصحیحات هندسی، اتمسفری و رادیومتریک تصاویر ماهواره ای و همچنین اجرای محاسبات مربوط به مدل سبال و از نرم افزار ArcGIS جهت ایجاد پایگاه داده، تحلیل های مکانی، عملیات کارتوگرافیکی و در نهایت پیاده کردن مدل استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد میانگین بیشترین تابش موج کوتاه ورودی به میزان 901 وات بر مترمربع در تاریخ 09/08 /2020 و کمترین مقدار در فوریه به میزان 302 وات بر مترمربع بوده است. این در حالی است که کمترین مقدار تابش خالص در 28/10 /2020 به میزان با مقدار 355 وات بر متر مربع می باشد. تفاوت در مقدار تابش خالص رسیده به زمین در منطقه مورد مطالعه، ناشی از تفاوت زاویه تابش خورشید و تعداد ساعات آفتابی در ماه های مختلف سال است. در نهایت می توان نتیجه گرفت که تابش خورشیدی در منطقه، در سال مورد بررسی پتانسیل لازم برای اجرای طرح-های فتوولتائیک خورشیدی را دارا می باشد.واژه های کلیدی: : انرژی تابشی خورشید، الگوریتم سبال، سنجش از دور، تصاویر لندست، شهرستان اشتهارد
تحلیل و تبیین تاب آوری سکونتگاههای روستایی در برابر زلزله (مورد مطالعه: شهرستان شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
95 - 108
حوزههای تخصصی:
نواحی روستایی همواره با بلایای طبیعی مختلفی از جمله زلزله مواجه هستند. تاکنون برای مقابله با این بلای طبیعی در راستای کاهش اثرات و پیامدهای منفی آن، رویکردهای مختلف مطرح شده که از جمله آنها، تاب-آوری است. تاب آوری به عنوان یکی از مولفه های مهم در پایداری نواحی روستایی بیانگر ظرفیت برای پاسخ دادن به چالش ها یا آسیب ها در طول زمان می باشد. باید توجه داشت نخستین گام در فرآیند برنامه ریزی و ارتقاء تاب آوری جوامع، شناخت وضعیت موجود تاب آوری آنها در برابر بلایا (زلزله) است تا از این طریق ضمن شناخت میزان تاب آوری جوامع روستایی، عوامل موثر در ارتقاء آن را شناسایی نمود. از این رو، در پژوهش حاضر به تعیین و تحلیل تاب آوری نواحی روستایی شهرستان شیراز در برابر زلزله پرداخته شده است. روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر روش پیمایشی و اسنادی می باشد. رویکرد غالب پژوهش پیمایشی و برخی از اطلاعات مورد نیاز با بهره گیری از روش اسنادی جمع آوری شده است. از لحاظ مکانی جامعه آماری این پژوهش روستاهای واقع در شهرستان شیراز و جامعه مورد تحقیق شامل ساکنان روستایی است. با توجه به معیار فاصله از گسل، تعداد جمعیت و توزیع فضایی، 10 روستا به عنوان روستاهای نمونه پژوهش و با استفاده از روش کوکران تعداد 340 خانوار به عنوان حجم نمونه پژوهش تعیین شدند. برای پردازش داده ها از روشهای آماری( توصیفی و استنباطی) و روش SAW استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که تاب آوری نواحی روستایی مورد مطالعه در برابر وقوع زلزله در سطح پایینی قرار دارد(حد متوسط برابر147 و میانگین مشاهده شده برابر 95/134) و در بین روستاها از لحاظ ابعاد تاب آوری تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج بیانگر وجود رابطه معنادار آماری بین وضعیت تاب آوری با متغیرهای زمینه ای(سن، شغل، تحصیلات، مدت سکونت و رضایت از سکونت در روستا) و با دو مولفه فاصله از شهر شیراز و تعداد امکانات و خدمات می-باشد.
بررسی پیامدهای امنیت زیست محیطی بحران آب در حوضه های آبریز غرب استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۳
159 - 183
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی پیامدهای امنیت زیست محیطی بحران آب در حوضه های آبریز غرب استان فارس می باشد. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال می باشد که پیامدهای امنیت زیست محیطی بحران آب در حوضه های آبریز غرب استان فارس چه مواردی می باشند؟ بنابراین، به لحاظ هدف کاربردی-توسعه ای و به لحاظ نوع روش تحقیق، کمی با ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر، 138 نفر از افراد کارشناس و نخبه در زمینه جغرافیای سیاسی و مدیریت منابع آب در سطح استان فارس بوده و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعداد 102 نفر به صورت در دسترس در نظر گرفته شدند. داده های گردآوری شده بر اساس آزمون تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج یافته های مقاله نشان داد که مهم ترین پیامدهای امنیت زیست محیطی بحران آب در حوضه های آبریز غرب استان فارس در 4 عامل محیط زیست جانوری-گیاهی، محیط طبیعی، اقلیم و محیط زیست انسانی به ترتیب دسته بندی شدند که مهم ترین پیامدها شامل (تغییر مسیر مهاجرت های حیات وحش، از بین رفتن گونه های گیاهی، کاهش پرورش آبزیان در حوضه آبخیز، از بین رفتن گونه های جانوری) از عامل محیط زیست جانوری-گیاهی؛ (شور شدن آب، آل ودگی من ابع آب، شور شدن خاک، ب ین رف تن و خشک شدن چ اه ها و قنوات) از شاخص محیط طبیعی؛ (افزایش نواحی بیابانی، افزایش دما، افزایش وزش بادهای تند و گرم و تغییر اقلیم ناحیه ای) از شاخص اقلیم و (از بین رف تن زیرساخت ه ا و مساکن و از بین رفتن روستاها) از شاخص محیط زیست انسانی متأثر می شوند.
اثرگذاری نوسانات تراز دریای مازندران بر کاربری اراضی ساحلی با نگاهی به پیاده سازی حریم دریا (مطالعه موردی: شهر بابلسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر بابلسر در مصب رودخانه بابلرود در کرانه جنوبی دریای مازندران استقرار دارد که سیمای کلی آن شامل دریای مازندران در شمال، رودخانه های بابلرود در مرکز و شازده رود در شرق، بافت مسکونی به همراه فضاهای باز و سبز و زمین های کشاورزی در جنوب شهر می باشد. پژوهش حاضر به رویکردی توصیفی- تحلیلی از نوع میدانی و با استفاده از داده های مکانی مرتبط با مسأله تحقیق در پی بررسی تأثیر نوسانات تراز آب دریا بر روی تغییرات کاربری اراضی در منطقه ساحلی شهر بابلسر است. به منظور استخراج خطوط ساحلی متناظر با پایین ترین و بالاترین تراز آب که به ترتیب در سال های 1356 (5/28- متر) و 1372 (24/25- متر)، و نیز پایین ترین سطح طی سه ده اخیر (31/27- متر) که در سال 1398 رخ داده است، تصاویر ماهواره ای و روش های فیلترگذاری و آستانه هیستوگرام استفاده شد. برای استخراج خط ساحل سال 1356 به عنوان پایین ترین تراز، تصویر ماهواره Landsat سنجنده MSS به کار گرفته شد. تصویر سنجنده TM ماهواره Landsat برای استخراج خط ساحل تیر ماه 1374 و تصویر ماهواره Sentinel-2 هم برای استخراج خط ساحل آبان 1398 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد خط ساحل سال 1356 متناظر با پایین ترین تراز آب ثبت شده، در موقعیت پسروی نسبت به خط ساحل دوره بعدی قرار دارد. پس از این سال و با بالا آمدن تراز آب دریا، موقعیت خط ساحل به سمت خشکی پیشروی داشته که در سال 1374 به بیش ترین حد پیشروی خود رسیده است. بررسی مقدار اراضی ساحلی زیر آب رفته بر اثر بالا آمدن تراز آب دریای مازندران در طول حدود 10 کیلومتر از نوار ساحلی شهر بابلسر حاکی از آن است که 118 هکتار از این اراضی زیر آب رفته است. از سال 1374 به بعد و در نتیجه ساخت موج شکن های بندر، وضعیت فرسایش و رسوب گذاری در اثر تغییرات تراز آب دریا از وضعیت بکر و طبیعی خارج شده است. اگرچه عدم رعایت حریم دریای مازندران و نیز پهنه اراضی مستحدث با بالا آوردن تراز ارتفاعی زمین های نوار ساحلی همراه بوده است، اما اگر تراز آب دریا دوباره بالا بیاید، تخریب این تأسیسات مسکونی و تفریحی، به زیر آب رفتن آن ها، تهدید محدوده شهری از نظر تخلیه فاضلاب و افزایش سفره آب زیرزمینی که خود پیامدهای خطرناک بهداشتی و عمرانی را در پی دارد، دور از انتظار نخواهد بود. تعداد زیادی از هتل های نوار ساحلی از جمله هتل ها و اماکن اقامتی بابلسر در محدوده حریم دریای مازندران واقع شده اند.
تحلیل ترمیکی همدیدی نقش دریاهای عرب و مدیترانه در تأمین رطوبت بارش های سنگین ناحیه مرطوب شمال غرب زاگرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش نقش دریاهای عرب و مدیترانه در تامین رطوبت بارش های سنگین ناحیه مرطوب شمال غرب زاگرس در فصل زمستان مورد مطالعه قرار گرفته است. ایستگاه سینوپتیک بانه بعنوان نماینده منطقه انتخاب و روزهای بارشی استخراج گردیدند. سپس محاسبات همگرایی/واگرایی شار رطوبت (700-1000 هکتوپاسکال) از 24 ساعت قبل از بارش محاسبه گردید. سپس با توجه به میزان رطوبت انتقال یافته از این پهنه های آبی به درون سامانه های بارشی، سه الگوی انتقال رطوبتی: دریای عرب (14 روز)، دریای عرب/مدیترانه (9 روز) و دریای مدیترانه (6 روز) شناسایی شد. الگوهای رطوبتی، دریای عرب اصلی ترین تامین کننده رطوبت بارش های منطقه می باشد، بطوری که هسته های قوی از واگرایی شار رطوبت بر روی دریای عرب تشکیل شده و چرخش آنتی سیکلونی بادهای سطوح زیرین آتمسفر، رطوبت را به شرق و مرکز شبه جزیره عربستان و سپس در مسیر جنوب-شمال به شمال عراق و نوار کوهستانی شمال غرب ایران در جلو فرود بادهای غربی در منطقه منتقل می کنند. میانگین واگرایی شار رطوبت این الگو در منطقه دریای عرب (10 -5 g.kg -1 .s -1 )*79/6- و در منطقه دریای مدیترانه (10 -5 g.kg -1 .s -1 )*3/0- می باشد. در الگوی ترکیبی دریای عرب/مدیترانه، دریای عرب هم چنان منبع اصلی تامین رطوبت بارش های منطقه است، اما نقش دریای مدیترانه نیز افزایش یافته، هسته هایی از واگرایی شار رطوبت بر روی شرق یا مرکز دریای مدیترانه شکل گرفته و این رطوبت طی گردش سیکلونی به جلو فرود بادهای غربی در منطقه منتقل می گردد. میانگین واگرایی شار رطوبت این الگو در منطقه دریای عرب (10 -5 g.kg -1 .s -1 )*74/5- و در منطقه دریای مدیترانه (10 -5 g.kg -1 .s -1 )*78/1- است. در الگوی رطوبتی دریای مدیترانه، هم چنان پهنه های وسیعی از واگرایی شار طوبت بر روی دریای عرب تشکیل می شوند، اما بدلیل الگوی وزشی مستقر بر منطقه، ابتدا جریان رطوبت به شرق شبه جزیره عربستان و سپس به جنوب غرب ایران منتقل می شود و شمال غرب زاگرس از آن بی بهره می ماند. میانگین واگرایی شار رطوبت این الگو در منطقه دریای مدیترانه (10 -5 g.kg -1 .s -1 )*87/0- می باشد.
شناسایی وجوه بلاغی محصولات فرایند طراحی معماری؛ مطالعه موردی: طرح های آپارتمانی شهر کرمانشاه از منظر خریداران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۸۷
۴۰-۲۷
حوزههای تخصصی:
هدف: در عرصه طراحی پژوهی، یکی از رویکردهای تبیین کننده ماهیت طراحی سعی نموده که طراحی را به مثابه بلاغت معرفی نماید. این نوشتار نیز به دنبال شناسایی وجوه بلاغی طراحی در متقاعد نمودن مخاطبین خود بوده است. نظر به اهمیت مسکن، به عنوان یکی از مهم ترین محصولات طراحی معماری، پژوهش پیش رو به وجوه بلاغی در واحدهای مسکونی شهر کرمانشاه معطوف شده است. روش پژوهش: روش به کار گرفته شده در این پژوهش پیمایشی است. برای این کار، ابتدا ابعاد و شاخص های مؤثر بر مطلوبیت مسکن، از پژوهش های معتبر (عمدتاً) داخلی استخراج شد. سپس نظرات خریداران ازطریق ابزار پرسش نامه پیمایش و جمع آوری گردید تا درنهایت، وجوه متقاعدکننده آن ها شناسایی شود. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان کرمانشاهی است که در پنج سال اخیر، واحد مسکونی خریداری کرده اند. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام پذیرفته و حجم نمونه نیز با توجه به تعداد متغیرها (35 متغیر) برابر با 120 نفر بوده است که بیش از 3 برابر تعداد متغیرهاست و برای تحلیل آماری مناسب است. تجزیه وتحلیل داده ها در نرم افزار آماری SPSS و به کمک مدل های تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون چندمتغیره خطی انجام گرفته است. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که تنها 28 متغیر از 35 متغیر مطلوبیت مسکن بر متقاعد شدن خریداران مؤثر بوده اند. یافته ها همچنین مؤید آن است که طرحی از مسکن، متقاعدکننده خریداران کرمانشاهی بوده که ویژگی های زیر را داشته است: 1- پاسخ گوی رفتارهای جمعی/اجتماعی افراد. 2- پاسخ گوی نیاز به تفکیک زندگی فردی/جمعی آن ها. 3- فراهم آورنده امکانات و تسهیلات مناسب برای زندگی. 4- دارا بودن نمود بیرونی مناسب برای بهره برداران. نتیجه گیری: نتایج مقاله حاضر نشان می دهد که در طراحی و ساخت واحدهای مسکونی شهر کرمانشاه، توجه به هزینه، شیوه های ساختمانی، ایمنی و قابلیت انعطاف در مسکن ازجمله متغیرهایی هستند که کمتر موردتوجه قرار گرفته اند. این مسئله ضرورت توجه جدی تر به عوامل مغفول مانده را از آموزش دانشجویان معماری گرفته تا مجریان و ناظران حوزه ساخت وساز نمایان می سازد.
مکان یابی اکوکمپ گردشگری مذهبی در غرب ایران (مطالعه موردی: منطقه نمونه گردشگری ویس القرن، استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۲)
39 - 62
حوزههای تخصصی:
احداث اکوکمپ های گردشگری از راهبردهای توسعه گردشگری پایدار است که در صورت کاربست آنها در منطقه های نمونه گردشگری مذهبی می توان ضمن حفاظت از آثار معنوی و تاریخی، جذابیت و ارزش اقتصادی آنها را به شدت افزایش داد. منطقه نمونه گردشگری ویس القرن یکی از منطقه های نمونه گردشگری استان کرمانشاه است که هر سال تعداد زیادی از گردشگران را به سوی خود جذب می کند. مکان یابی اکوکمپ گردشگری در این فضای گردشگری می تواند گام مهمی در راستای تحقق هدف های گردشگری مذهبی پایدار در این فضای گردشگری باشد؛ از این رو هدف اصلی پژوهش کمّی و کاربردی حاضر، مکان یابی اکوکمپ گردشگری در منطقه نمونه گردشگری ویس القرن در استان کرمانشاه است. برای دستیابی به هدف اصلی پژوهش از 12 معیار ارتفاع، شیب، زوایه تابش سالانه خورشید، زمین شناسی، فاصله از نقاط زمین لغزش، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، کاربری اراضی، شاخص تفرق پوشش گیاهی، فاصله از قبرستان، فاصله از بارگاه ویس القرن و فاصله تا سایت پرواز پاراگلایدر و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش Overlay و Weighted Sum در نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد از مجموع 39/219 هکتار فضای بررسی شده برای احداث اکوکمپ گردشگری، حدود 2/32 هکتار در پهنه بسیار مناسب، 03/55 هکتار در پهنه مناسب، 76/60 هکتار در پهنه به نسبت مناسب، 73/45 هکتار در پهنه نامناسب و 66/25 هکتار در پهنه بسیار نامناسب قرار گرفته است. پهنه بسیار مناسب مذکور به لحاظ موقعیت در بخش جنوب، جنوب شرقی و قسمت محدودی از آن در بخش غربی محدوده مطالعاتی قرار گرفته است.
تحلیل وضعیت تاب آوری کالبدی منطقه شرق گیلان در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تاب آوری شهری و منطقه ای، یکی از ملزومات زندگی پایدار انسان در طبیعت است. با توجه به تغییر و تحولات طبیعی ، اتفاقات گوناگون طی دوره های خاص و گاهی ناگهانی صورت می گیرد که اقتضای بقای طبیعت موجود است. از گذشته تا کنون روش های متعددی برای مقابله با خسارات بلایای طبیعی از جمله زلزله ابداع شده است و اکنون بهترین راه مقابله با این بحران، مدیریت بحران به روش تاب آور ساختن سکونتگاه های انسانی شناخته شده است. تاب آوری سکونتگاه ها باید تمامی عوامل مربوط به انسان و جامعه را در بر گیرد که شامل تاب آوری اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و نهادی است. هدف: هدف این پژوهش تحلیل میزان تاب آوری منطقه شرق گیلان در برابر زلزله و بررسی تبعات مختلف جلوگیری از آسیب پذیری سکونتگاه ها است. روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر به لحاظ روش پژوهش توصیفی و به لحاظ گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای است. روش تحلیل در این پژوهش بر اساس تحلیل فواصل اقلیدسی مناطق از گسل ها و روش VIKOR صورت گرفته است. سپس برای نتیجه گیری نهایی با استفاده از مدل مکانی نقشه های خروجی شاخص ویکور و نقشه خطرپذیری در برابر زلزله سکونتگاه های منطقه ادغام و ارائه شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: با توجه به زلزله خیز بودن شرق گیلان، این ناحیه از استان برای مطالعه انتخاب شده است. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که شهرستان لاهیجان بیش ترین مقدار و شهرستان سیاهکل کم ترین مقدار تاب آوری کالبدی را دارا هستند. نتایج: جهت دستیابی به تاب آوری کالبدی در منطقه شرق گیلان راهبردهایی ارائه شد که مهم ترین آن ها شامل ایجاد طرح های مقاوم سازی در بناهای جدیدالاحداث و تقویت مقاومت بناهای بافت میانی و مراکز عومی و ایجاد دسترسی به فضای باز و همچنین تقویت و احداث مراکز امدادی و درمانی و افزایش نفوذپذیری شهری است.
سنجش و ارزیابی زیست پذیری شهری با تأکید بر شاخص های حمل و نقل پاک (مورد مطالعه: منطقه ۸ شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
295 - 329
حوزههای تخصصی:
حمل ونقل مبتنی بر وسایل حمل ونقل موتوری، طیف وسیعی از پیامدهای منفی بر جوامع شهری و محیط زیست دارد که می توان به انواع آلودگی ها، حجم ترافیک سنگین و افزایش تصادفات اشاره نمود. از راهکارهای حمل ونقل شهری هماهنگ و سازگار با زیست پذیری شهری استفاده از دوچرخه در سفرهای درون شهری در کنار دیگر شیوه های حمل ونقل عمومی است. ازاین رو این پژوهش به بررسی زیست پذیری حمل ونقل پاک منطقه 8 شهر تهران پرداخته است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی – تحلیلی است و داده ها با مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی (تکنیک پرسش نامه و مصاحبه) جمع آوری گردید. روایی ابزار با روش تحلیل محتوایی و پایایی با استفاده از تکنیک دلفی و سطح پایایی آن با آلفای کرونباخ 0.98 به دست آمد. حجم نمونه براساس جمعیت سال 1395 منطقه با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با آزمون های تی تک نمونه و فریدمن و در نرم افزار SPSS صورت گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که وضعیت زیست پذیری منطقه 8 شهر تهران در تمامی شاخص ها به جز شاخص اقتصادی مثبت و بیشتر از مقدار 5/2 به دست آمده است که نشان از وضعیت مناسب شاخص های مدنظر در کل منطقه است. از سویی دیگر تنها در دو شاخص جذابیت و زیبایی (019/0) و دسترسی (009/0)، تفاوت معناداری در محلات منطقه 8 شهر تهران وجود دارد. نتایج وضعیت محلات در برخورداری از شاخص های زیست پذیری حمل ونقل پاک حاکی از آن است که محلات تهرانپارس، دردشت، مدائن و هفت حوض به ترتیب جایگاه اول تا چهارم برخورداری و زیست پذیری حمل ونقل پاک را به خود اختصاص داده اند. ازاین رو رفع موانع ساختاری- اقتصادی، ایجاد زیرساخت های پیش نیاز دوچرخه سواری و تبلیغات در جهت تغییر نگرش مردم منطقه نسبت به استفاده از دوچرخه در سفرهای درون شهری می تواند راهبردهای مهمی در تحقق حمل ونقل پایدار منطقه باشد.
نگاهی به یک دهه پژوهش های حاشیه نشینی در ایران بر اساس روش مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پس از انقلاب صنعتی ، مساله حاشیه نشینی به عنوان پدیده ای پیچیده، چندبعدی و پرکاربرد عمومیت یافت و نظریه پردازان گوناگونی به نظریه پردازی در این زمینه پرداختند تا پیامدهای گوناگون اجتماعی ، اقتصادی ، امنیتی و فرهنگی را فهم و کنترل کنند. در این راستا نظریات گوناگون ساختاری-کارکردی، تضادگرا و کنش گرا هر یک منطبق با پارادایم فکری خویش به مساله ورود پیدا کردند و راه حل های گوناگونی ارائه دادند. بنیادگرایان بر برخورد ریشه ای با توزیع نابرابر فرصت ها ، هدف گرایان بر ساماندهی ، بهینه سازی و توانمندسازی و مساله گرایان بر نقش مدیران شهری تاکید کردند داده و روش: این پژوهش منطبق با استراتژی کیفی و با تکنیک مرور سیستماتیک انجام شده است . برای انجام پژوهش تمامی پژوهش هایی که طی سال 1390 تا 1402 در زمینه حاشیه نشینی در ایران انجام شده اند و در نشریات مقالات علمی-پژوهشی معتبر در حوزه علم جامعه شناسی و برنامه ریزی شهری انتشار یافته اند مورد بررسی قرار گرفته اند و در نهایت 48 پژوهش حائز شرایط شناخته شد. یافته ها: پس از مرور کامل پژوهش های منتخب ، پنج دسته شامل علل ، پیامدها ، بررسی چندمتغیری حاشیه نشینی ، توصیف حاشیه نشینی از نگاه حاشیه نشینان و بیان ویژگی های حاشیه نشینی شناسایی شد و بالغ بر 80 یافته در پنج جدول به نمایش درآمد نتیجه گیری: استتفاده از یافته های پژوهشی در زمینه مدیریت شهری ، چشم اندازی تحول آفرین در زمینه مدیریت مساله پیچیده در اختیار پژوهشگران و مدیران شهری قرار میدهد و میتوانند در زمینه های گوناگونی به ویژه منطبق با روش های فرصت –تهدید و روش های کیفی گرا توسعه یابند .
تعیین پتانسیل تولید گرد و غبار در کانون های داخلی استان خوزستان با استفاده از مدل عددی WRF و مدل جفت شده WRF-Chem(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
123 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه تعیین حداکثر توان تولید گرد و غبار 4 کانون در تولید گرد و غبارهای بیشینه استان خوزستان است. با توجه به اطلاعات میدانی بافت خاک و کاربری اراضی، از مدل شیمیایی WRF-CHEM برای شبیه سازی وقوع طوفان های گرد و غباری شدید استفاده شد. به منظور شبیه سازی وقوع طوفان گرد و غبار و برآورد حداکثر توان تولید گرد و غبار در اوج فعالیت سامانه گرد و غباری چهار مرکز فرضی داخلی در استان خوزستان انتخاب شد. علاوه بر داده های غلظت گرد و غبار سازمان محیط زیست، در راستی آزمایی رویداد و انتخاب سامانه از داده های سازمان هواشناسی؛ سمت و سرعت باد و میدان دید افقی استفاده شد. ابتدا شبیه سازی در حالت واقعی و با فیزیک کامل مدل انجام شد و در مرحله بعد میزان تولید غبار و نقش هر کانون با فرض مرطوب سازی شدن لایه سطحی خاک و زمین بررسی شد. از بین 94 سامانه گرد و غبار با تعریف حداکثر شرایط رویداد، 39 سامانه اصلی انتخاب شد. نتایج نشان داد که هر یک از کانون ها به طور متوسط و مستقل در طوفان های رخ داده طی دو دهه (2003-2018) باعث افزایش گرد و غبار و تغذیه سامانه های مهاجر به منطقه شده اند. بیشینه سهم هرکانون به تفکیک و همزمان باهم در اوج فعالیت سامانه های گرد و غباری مشخص شد. نتایج نشان داد در اوج فعالیت سامانه های گرد و غباری بیشینه توان تولید منبع 1 (هورالعظیم و خرمشهر شمالی) به طور میانگین 14/65 درصد، منبع 2 (کانون ماهشیر، امیدیه و هندیجان) 91/59 درصد، منبع 3 (شهرستان اهواز شرقی) 27/52 درصد و منبع 4 (جنوب شرق اهواز) 74/55 درصد بوده است. سهم کل میانگین تولید گرد و غبار در چهار کانون استان 62.94 درصد بوده که در صورت کسر آن از میزان گرد و غبار تولیدی در منطقه جنوب خوزستان که 83.30 درصد کل گرد و غبار خوزستان در زمان وقوع سامانه های مختلف است ، 36/20 درصد باقی مانده که این مقدار سهم منابع ناشناخته مانند منابع ثانویه است که پتانسیل تولید گرد و غبار را دارند یا گرد و غبار ایجاد شده از آنها حاصل تخلیه منابع عمده و بزرگتر است. آگاهی از سهم هر یک از کانون های متعدد گرد و غبار در دشت خوزستان می تواند به تصمیم گیران برنامه های عملیاتی برای کنترل کانون های ریزگرد داخلی کمک کند.