فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۴۱ تا ۲٬۹۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
برنامه ریزی توسعه کالبدی سال ۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۵)
91 - 108
حوزههای تخصصی:
همزمان با برخی تحولات جهانی و رواج گردشگری روستایی، در ایران و به ویژه در نواحی روستایی اطراف شهرهای بزرگ از چند دهه گذشته خانه های دوم یا خانه های تعطیلات با هدف گذراندن اوقات فراغت شکل گرفته و این روند به تدریج شهرهای میانی و کم جمعیت تر را نیز در برگرفته است. البته مشکلات موجود در شهرها از جمله ترافیک، انواع آلودگی ها، وضعیت مسکن و هم چنین میل به سرمایه گذاری در املاک، منجر به تمایل شهرنشینان در سکونتگاه های روستایی شده و گسترش خانه های دوم را به دنبال داشته است. هدف پژوهش حاضر بررسی آسیب ها و پیامدهای گسترش خانه های دوم در سکونتگاه های پیراشهر بیرجند است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی – تحلیلی است. برای سنجش آسیب های ایجاد و گسترش خانه های دوم در منطقه مورد مطالعه 303 پرسشنامه در 25 روستای پیراشهر بیرجند تکمیل شده است؛ سپس با نرم افزارهای SPSS و PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر پایه یافته ها، گسترش خانه های دوم و همچنین وجود مالکان غیر بومی به مرور زمان برای محیط روستا دارای آثار و پیامدهای منفی است که خود این آثار شاخص های محیط زیستی، کالبدی، اجتماعی و اقتصادی را در روستاها تحت تأثیر قرار داده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که میزان رشد خانه های دوم در ده ساله اخیر در روستاهای مورد مطالعه روندی افزایشی داشته است. بیشترین آسیب مشاهده شده در سکونتگاه های پیراشهری بیرجند در ابعاد اقتصادی است و ابعاد اجتماعی و فرهنگی، زیست محیطی، کالبدی. به ترتیب در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
بررسی نقش پیاده مداری بر توسعه پایدار شهری (مطالعه موردی: پیاده راه چهارباغ عباسی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز هزاره سوم ضرورت رویکرد مجدد به حرکت پیاده بعنوان سالم ترین، اقتصادی ترین و پویاترین روش جابجایی و حمل و نقل درون شهری مورد توجه جدی کارشناسان و مدیران امور شهری قرار گرفته است. جنبش پیاده مداری که هدف آن بازیابی و توسعه فضاهای پیاده در سطح شهرها و اولویت قائل شدن برای عابرین پیاده بعنوان عناصر درجه اول شهری است، به یکی از محورهای برنامه ریزی و طراحی شهری مبدل گردیده است. بر همین اساس این نوشتار نیز، کوششی در راستای دستیابی به اهمیت حرکت پیاده و پیاده راه ها در شهرهای امروزی و تاثیر این فضاها بر توسعه پایدار شهری می باشد. با توجه به ماهیت موضوع و اهداف تحقیق، رویکرد حاکم بر فضای تحقیق توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شهروندان شهر اصفهان (محدوده پیاده راه چهارباغ عباسی) و روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری تصادفی می باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر است. در این پژوهش سعی برآن بوده که داده های مورد نیاز از طریق مراکز، سازمان های مربوطه و همچنین مشاهدات و مطالعات میدانی، پرسشنامه محقق ساخته جهت گردآوری اطلاعات از شهروندان استفاده گردد. در بخش تحلیلی پژوهش از نرم افزار SPSS و مدل AHP فازی استفاده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان چنین بیان کرد که پیاده مداری شهری در دستیابی به پایداری شهری تأثیر بسزایی دارد، به طوری که موجب تقویت و ارتقاء فعالیت های شهری، کاهش استفاده از آلاینده های زیست محیطی و کمک به حفظ محیط زیست، کاهش وابستگی به وسایل نقلیه موتوری در خیابان چهارباغ عباسی گردیده است.
تحلیل مکانی و مدل سازی بروز سرطان پوست در ایران با استفاده از GIS
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
137 - 160
حوزههای تخصصی:
تحلیل مکانی و مدل سازی بروز سرطان پوست در ایران با استفاده از GIS چکیده سرطان پوست به عنوان یکی از شایع ترین انواع سرطان در ایران، در سال های اخیر روند روبه رشدی داشته و به دلیل پیامدهای جسمی، روانی و هزینه های بالای درمان، به یکی از دغدغه های اصلی نظام سلامت تبدیل شده است. مطالعات مختلف نشان داده اند که عوامل طبیعی و اقلیمی نقش مهمی در بروز این بیماری ایفا می کنند. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل مکانی و مدل سازی نرخ بروز سرطان پوست در سطح شهرستان های کشور با استفاده از داده های مکانی، اقلیمی و به کارگیری دو روش پیشرفته مدل سازی شامل رگرسیون وزندار جغرافیایی (GWR) و شبکه عصبی پرسپترون چندلایه (MLP) است. ابتدا داده های مربوط به بروز سرطان پوست، پارامترهای اقلیمی و جمعیتی گردآوری شد. پس از تصحیح، فازی سازی و پیاده سازی تحلیل های مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، مدل سازی با دو رویکرد MLP و GWR انجام گرفت. نتایج حاصل از اعتبارسنجی مدل ها نشان داد که مدل MLP با ضریب همبستگی 0.74 نسبت به مدل GWR با ضریب 0.49 عملکرد دقیق تری در پیش بینی نرخ بروز سرطان پوست دارد. تحلیل حساسیت نیز مشخص کرد که مجموع بارش، ساعات آفتابی، میانگین ارتفاع، تعداد روزهای گردوغبار و تعداد روزهای برف و تگرگ مهم ترین عوامل مؤثر بر بروز این بیماری هستند. یافته های پژوهش حاضر می توانند در راستای سیاست گذاری های بهداشتی، شناسایی مناطق پرخطر، اولویت بندی مداخلات پیشگیرانه و افزایش آگاهی عمومی کاربرد داشته باشند.
کاربرد تئوری آنتروپی و تحلیل مؤلفه اصلی جهت تعیین متغیرهای ورودی تخمین تابش خورشیدی با الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تابش خورشیدی به عنوان یکی از متغیرهای مهم در مدل های بیلان انرژی و شبیه سازی رشد گیاهان اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش عملکرد روش تحلیل مؤلفه اصلی (PCA) و تئوری آنتروپی شانون (ENT) برای تعیین ورودی مدل های یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF)، رگرسیون خطی (LR)، ماشین بردار پشتیبان (SVR)، نزدیک ترین همسایه (KNN)، درخت تصمیم (DT) و (XGB) XGBoost در برآورد تابش خورشیدی در ایستگاه سینوپتیک یزد در حد فاصل سال های 2006 تا 2023 موردبررسی قرار گرفت. متغیرهای میانگین دما، دمای کمینه، دمای بیشینه، ساعات آفتابی، رطوبت نسبی و تابش خورشیدی به صورت روزانه از سازمان هواشناسی دریافت و متغیرهای تابش فرازمینی، فاصله نسبی زمین تا خورشید، زاویه میل خورشیدی و حداکثر ساعات آفتابی با روابط موجود محاسبه و به عنوان ورودی روش های پیش پردازش انتخاب شدند. نتایج الگوریتم های یادگیری ماشین حاکی از دقت قابل قبول آن ها در تخمین تابش خورشیدی بود. با کاهش بعد داده های ورودی به الگوریتم های یادگیری ماشین، نتایج نشان داد که روش تحلیل مؤلفه اصلی دقت مدل را افزایش داد و در بین مدل های به کاررفته، مدل PCA-SVR با ضریب تبیین 923/0 و دقت 84/92% بهترین نتیجه را در ایستگاه یزد نشان داد. لازم به ذکر است که روش تئوری آنتروپی شانون نتوانست نتایج مدل سازی را نسبت به روش بدون پیش پردازش اولیه بهبود بخشد. این تحلیل نشان می دهد که استفاده از تکنیک های کاهش ابعاد و انتخاب مدل های مناسب می تواند منجر به دقت بیشتر و پیچیدگی محاسباتی کمتر در مسائل پیش بینی شود، هرچند در انتخاب مدل پیش پردازش داده های اولیه باید دقت کافی داشت.
پیامدهای امنیتی جنگ دوم قره باغ بر مناطق مرزی شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
83 - 103
حوزههای تخصصی:
چالش های امنیتی در مناطق مرزی منشأ درون یا برون مرزی داشته و در قالب های نظامی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی شکل می گیرد. تحولات در دو سوی مرز بویژه مناطق با عقبه های قومی-فرهنگی مشترک می تواند تبعات امنیتی-سیاسی را هر چه سریع تر گسترش دهد. با در نظر گرفتن تحولات اخیر، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی پیامدهای جنگ دوم قره باغ بر امنیت مرزهای شمال غرب کشور جمهوری اسلامی ایران می باشد. در پژوهش حاضر از روش کیفی با رویکرد اکتشافی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده که روایی آن به صورت صوری و محتوایی و پایایی آن با بهره گیری از فرآیند اجماع کدگذاران مورد تائید قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل فرماندهان و کارشناسان آشنا به موضوع پژوهش است که به تعداد 28 نفر با اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفته اند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون سه سطحی (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) انجام گرفته است.یافته های پژوهش از طریق تحلیل کیفی و بررسی کدهای مضامین پایه ای و سازمان دهنده، شامل 5 دسته مضمون فراگیر سیاسی-امنیتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و انتظامی و مضامین سازمان دهنده شامل 12 مقوله: ایجاد ناامنی، اختلافات قومی-مذهبی، خرابکاری، نفوذ، فشار اقتصادی، تغییر مرز و ژئوپولیتیک ، اختلال در حمل و نقل و تجزیه طلبی و 218 مضمون پایه ای شدند.نتایج حاصل از تحقیق فوق بیانگر این است که از طریق بررسی کدهای مضامین پایه ای، سازمان دهنده و در نهایت فراگیر می توان چنین نتیجه گرفت که پپامدهای امنیتی جنگ دوم قره باغ تمامی حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی مرزهای شمال غرب را در بر می گیرد که می توانند امنیت ملی کشور را تحت تاثیر قرار داده و به تبع آن تمامی نقاط کشور را تحت تاثیر قرار دهد.
بررسی روابط کمی بین پوشش جنگلی و متغیرهای هیدروژئومورفیک در حوضه های آبخیز تالش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناخت روابط پوشش جنگلی با متغیرهای دبی جریان و دبی رسوب در حوضه های منطقه تالش انجام گرفت. این پژوهش در سه مرحله انجام گرفت: الف تحلیل آمار توصیفی متغیرها ب- کشف تغییرات مکانی پوشش جنگلی ج- تحلیل آماری روابط پوشش جنگلی با دبی اب و رسوب. نتایج اولیه نشان داد که بیشترین آبدهی و رسوبدهی در حوضه های بزرگ رخ داده است. همچنین، میزان پوشش جنگلی حوضه های کوچک شمالی بیشتر از حوضه های بزرگ جنوبی است. نتایج حاصل از آزمون همبستگی نشان داد که روابط معنی داری بین درصد پوشش جنگلی و دبی جریان حوضه ها وجود داشت. ضرایب همبستگی به ترتیب برای دبی های متوسط، بیشینه و کمینه برابر با 57/0-، 58/0-، 46/0- بوده و حکایت از نقش مشخص و مثبت جنگل در جلوگیری از رواناب های سریع و فرساینده داشت. در مقابل، روابط میان درصد پوشش جنگلی و رسوبدهی در حوضه های مورد مطالعه معنی داری نبوده و ضرایب همبستگی حاصل برای رسوبدهی متوسط، بیشینه و کمینه به ترتیب برابر با 07/0-، 05/0-، 06/0- حاصل شد که نشانگر رابطه ضعیف همبستگی میان این دو متغیر بود. با این حال، عمل تفکیک حوضه ها به صورت حوضه های بزرگ (مساحت بالای 100 کیلومترمربع) و کوچک (مساحت کمتر از 100 کیلومترمربع) باعث شد تا روابط همبستگی میان پوشش جنگلی و رسوبدهی حوضه ها علی-رغم غیرمعنی دار بودن، بهبود یابد، به طوری که ضرایب همبستگی در حوضه های کوچک برای رسوبدهی متوسط، بیشینه و کمینه به ترتیب برابر با 656/0-، 606/0-، 339/0 حاصل شد. با توجه به روابط معنی-دار حاصل، امکان ارائه معادلات رگرسیونی پیش بین از دبی متوسط و دبی بیشینه ماهانه حوضه ها بر اساس درصد پوشش جنگلی آن ها میسر شد. به علاوه چنین نتیجه گرفته شد که حوضه های کوچک، انعکاس ملموس تر و سریع تری از فرایندهای تولید و انتقال رسوب در داخل حوضه های آبخیز به دست داده و نمایانگر بهتری از روابط بین پوشش گیاهی و رسوبدهی هستند.
بررسی مطلوبیت مبلمان شهری با تأکید بر مسیرهای پیاده (مطالعه موردی: شهر ملکان)
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
31 - 51
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر برنامه ریزان و مدیران شهری به مقوله مبلمان شهری توجه کمتری مبذول داشته اند، این درحالیست که یکی از اصول اساسی ارتقاء کیفیت محیط شهری مبلمان شهری می باشد. گسترش بی ضابطه بسیاری از شهرهای ایران و افزایش جمعیت، به تدریج تسلط مسئولان شهری به کنترل اوضاع اجتماعی و پرداختن به امور سیمای شهرها و سامان دهی آن را کمتر از گذشته نموده است، همچنین در بسیاری از موارد دقت فدای سرعت شده و حفظ هویت و زیبایی، به ویژه در مبلمان شهری، قربانی نیازهای مقطعی گردیده است. نبود طراحی خاص، اعمال سلیقه، بی توجهی به ارگونومی، طراحی، رنگ مناسب و نورپردازی و نیز عدم تناسب با فرهنگ از مهم ترین مشکلات مبلمان شهری در شهرهای ایران می باشد. هدف بررسی مطلوبیت مبلمان شهری با تأکید بر مسیرهای پیاده در ملکان است. پژوهش حاضر کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی می باشد. روش جمع آوری داده ها از طریق بررسی متون و مقالات مرتبط، بررسی های میدانی و مقایسه ای، پرسشنامه و مصاحبه با شهروندان می باشد و تجزیه تحلیل داده ها با SPSS و آزمون های آماری تی- تک نمونه ای و مدل تحلیل عاملی صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد مبلمان شهری موجود در ملکان با استانداردهای رایج از نظر ساخت، طراحی، مکان یابی مغایر بوده و در بسیاری موارد استانداردها رعایت نشده اند. نتایج مصاحبه با شهروندان نیز حاکی از آن است که میزان رضایت از مبلمان شهری ملکان، پایین تر از میانگین می باشد. با توجه به اینکه مبلمان شهری نقش مهمی در سیمای بصری و سرزندگی شهری دارد باید توجه بیشتری به رعایت ضوابط و استانداردها در طراحی و مکان یابی مبلمان شهری گردد.
تحلیل نقش بازآفرینی شهری بر کاهش مصرف انرژی در کاربری مسکونی (مورد مطالعه: منطقه10 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمین ه و ه دف: بهینه سازی و کاهش مصرف انرژی، هدفی متعالی در راستای کاهش مخاطرات محیطی و توسعه پایدار شهری است. از این رو، در این پژوهش به نقش بازآفرینی شهری در کاهش مصرف انرژی در کاربری مسکونی منطقه 10 شهرداری تهران پرداخته شده است. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر ماهیت و روش، تحقیقی توصیفی_ تحلیلی است. این تحقیق، مشتمل بر تلفیقی از الگوریتم های یادگیری است که به روش کمّی اجرا شده است. جامعه آماری، کلیه ساختمان های مسکونی منطقه ۱۰ شهرداری تهران می باشد. شاخص های ارزیابی مشتمل بر میزان مصرف آب، برق وگاز خانوارها به علاوه ۳۵ شاخص دیگر است که در چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی قرار داده شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش فرآیند گوسی با کرنل جنگل تصادفی و روش پرستیرون چند لایه بهره گرفته شده است. همچنین از نرم افزارArc GIS برای تحلیل فضایی واحدهای ساختمانی و نرم افزار Excel برای محاسبات و دسته بندی داده ها استفاده شده است. یافته ها و نتیجه: یافته ها بیانگر آن هستند که با توجه به ضریب همبستگی 42/0و ریشه میانگین مربعات خطا 24/0 میانگین خطای مطلق 19/0، بخش آزمایش برای پارامتر خروجی آب دارای بهترین عملکرد در مدل فرآیند گوسی بوده است و در بخش آزمایش پارامتر برق، ضریب همبستگی 99/0، ریشه میانگین مربعات خطا 001/0 و میانگین خطا مطلق 001/0 در مدل فوق، دارای بهترین عملکرد از بین مدلسازی بوده و همچین در بخش آزمایش مصرف گاز، ضریب همبستگی 47/0، ریشه میانگین مربعات 39/0خطا و خطای مطلق 33/0 دربین مدلها مدل فوق دارای بهترین عملکرده بوده است. نتایج این تحقیق نشان داد که مقادیر این شاخص درصد قابل قبولی برای تعیین بهترین مدل با توجه به ضریب همبستگی بالاتر و ریشه میانگین مربعات خطا و میانگین خطای مطلق کمتر برای آنالیز حساسیت پارامترهای مستقل قرار دارد.
سنجش میزان سرمایه اجتماعی و اثرگذاری آن در ارتقاء فرصت های اقتصادی کارآفرینی گردشگری (مطالعه موردی: روستاهای محور سلطانیه- غارکتله خور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر کارآفرینی گردشگری می باشد که وجود آن بخصوص در مناطق روستایی می تواند اثرات زیادی را بر افزایش مشاغل و کسب و کارهای مرتبط با گردشگری داشته باشد. هدف پژوهش: بنابراین هدف پژوهش حاضر سنجش میزان سرمایه اجتماعی و اثرگذاری آن در ارتقاء فرصت های اقتصادی کارآفرینی گردشگری در 11 روستای واقع در محور ارتباطی سلطانیه به غار کتله خور می باشد. روش شناسی تحقیق: نوع تحقیق کاربردی، روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی و جهت گردآوری داده ها از روشهای اسنادی و میدانی بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش جمعیت روستایی ساکن در 11 روستای واقع در محور ارتباطی سلطانیه به کتله خور می باشد که مطابق فرمول کوکران تعداد 322 نفر به عنوان نمونه در نظر گرفته شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری نظیر tتک نمونه ای، رگرسیون، مدل رتبه بندی پرومتی و تحلیل مسیر بهره گرفته شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: روستاهای مورد مطالعه در شهرستان خدابنده استان زنجان واقع شده اند که این شهرستان در جنوب غرب استان قرار دارد که کوهستانی ترین و مرتفع ترین منطقه این استان می باشد. همچنین این شهرستان بیشترین جمعیت روستایی استان را به خود اختصاص داده است. یافته ها: نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که میزان شاخص های سرمایه اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه بالاتر از مطلوبیت عددی (3) به دست آمده است و در این ارتباط شاخص مشارکت با میانگین 47/3 بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. نتایج حاصل از رگرسیون هم نشان از ضریب همبستگی خوب بین متغیرهاست و شاخص شبکه با بتای (365/0) درصد بالاترین اثرگذاری را بر فرصت های اقتصادی کارآفرینی گردشگری داشته است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل مسیر، مشارکت با محاسبه تاثیر کلی (مستقیم و غیرمستقیم) بیشترین تاثیر را بر فرصت های اقتصادی کارآفرینی گردشگری داشته است. همچنین نتایج حاصل از مدل رتبه بندی پرومتی نشان داد که روستای زواجر به لحاظ سرمایه اجتماعی رتبه اول و روستای دلایرسفلی رتبه آخر را به دست آورده است. نتایج: بر اساس یافته های حاصل از پژوهش، مولفه های سرمایه اجتماعی می توانند موجب ارتقاء فرصت های اقتصادی کارآفرینی گردشگری در منطقه مورد مطالعه شوند.
تاب آوری شهر با تکیه بر حکمروایی خوب شهری (مطالعه موردی: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در بیشترکشورهای درحال توسعه از جمله ایران، نظام برنامه ریزی و مدیریت توسعه شهری به صورت متمرکز است و نظارت و توسعه شهرها از طریق سازمان های دولتی و در سطح ملی و محلی انجام می پذیرد. مداخله ی قاطع دولت مرکزی در سیاست گذاری و برنامه ریزی های اجتماعی در این کشورها ضعف شدید مدیریت های محلی و نهادهای جامع مدنی را در شهرها به دنبال داشته است. علاوه بر آن آنچه امروزه به عنوان مفهومی دربرگیرنده و برنامه ریزی شده برای مواجهه پذیری شهرها و ساختارهای شهری در برابر تهدیدات انسانی و طبیعی مطرح می شود مقوله تاب آوری می باشد هدف: هدف این پژوهش ارزیابی نقش حکمروایی خوب شهری بر تاب آوری شهری در تهران است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها جز پژوهش های توصیفی- تحلیلی است.در این پژوهش از 36 سؤال برای متغیر حکمروایی خوب شهری (مشارکت، عدالت محوری، توافق و اجماع محوری، کارایی و اثربخشی، قانونمندی، شفافیت، مسئولیت پذیری و پاسخگویی) و تاب آوری شهری (اقتصادی، اجتماعی، نهادی-مدیریتی و زیرساختی-کالبدی) استفاده شده است. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاهی ، مدیران و کارشناسان آشنا به موضوع پژوهش در شهر تهران می باشند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند ٤٠ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمروه جغرافیایی این پژوهش شهر تهران است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند در شهر تهران شاخص های مشارکت، عدالت محوری، توافق و اجماع محوری، کارایی و اثربخشی، قانونمندی، شفافیت، مسئولیت پذیری و پاسخگویی که انعکاس دهنده حکمروایی خوب شهری می باشند بر ابعاد تاب آوری شهری تأثیر بالایی (ضریب تأثیر 69/0) دارند. بنابراین بهبود شاخص های حکمروایی خوب شهری در شهر تهران منجر به افزایش تاب آوری شهر و شهروندان می شود. نتایج: نتایج این تحقیق نشان می دهد که در شهر تهران شاخص های مشارکت، عدالت محوری، توافق و اجماع محوری، کارایی و اثربخشی، قانونمندی، شفافیت، مسئولیت پذیری و پاسخگویی که انعکاس دهنده حکمروایی خوب شهری می باشند بر ابعاد تاب آوری شهری تأثیر زیادی دارند. در این تحقیق متغیر حکمروایی خوب شهری براساس ۸ بعد اصلی و ۲۴ شاخص مورد بررسی قرار گرفته است این ۲۴ شاخص نشان دهنده وضعیت حکمروایی خوب شهری در شهر تهران می باشند.
تبیین استراتژی مطلوب مبتنی بر عوامل مؤثر در توسعه گردشگری پایدار روستایی در نواحی نیمهخشک (مورد مطالعه: شهرستان آباده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه گردشگری به عنوان یک رویکرد مطلوب در توسعه روستایی نقش مهمی دارد. توسعه این بخش اقتصادی نیازمند شناخت عوامل داخلی و خارجی مؤثر با هدف ایجاد پایداری است. نواحی نیمه خشک ایران شرایط خاص خود را برای توسعه این بخش دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین استراتژی مطلوب مبتنی بر تحلیل عوامل داخلی و خارجی برای توسعه گردشگری پایدار روستایی در نواحی نیمه خشک ایران به صورت موردی شهرستان آباده انجام شده است. این پژوهش از نظر ماهیت در زمره پژوهش های کمّی و از نوع توصیفی–تحلیلی با رویکرد پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کارشناسان اداره های شهرستان آباده بوده است که با روش گلوله برفی حجم نمونه 50 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته شامل عوامل داخلی و خارجی بوده است. تحلیل ها با سه مدل SWOT، AHP و Vokor انجام شده است. نتایج نشان داد که مهم ترین عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید به ترتیب در زمینه توسعه گردشگری پایدار روستایی شامل روحیه قوم گرایی و جمع گرایی در روستاها با وزن نهایی (388/0)، کمبود اقامتگاه گردشگری در روستاها با وزن نهایی (427/0)، امکان جذب سرمایه گذاری از بخش خصوصی با وزن نهایی (375/0)، خشکسالی و کم آبی در سال های اخیر با وزن نهایی (523/0) است. در این مطالعه بهترین استراتژی برای تحقق توسعه گردشگری پایدار روستایی «استراتژی تنوع» تعیین شد که مهم ترین آنها شامل جذب سرمایه در حوزه گردشگری و برندسازی است. همچنین، بر اساس مدل ویکور روستای بیدک و فیروزی در اولویت اجرای استراتژی های مطلوب از نوع تنوع برای توسعه گردشگری شناخته شدند.
Analyzing Determinants of Community Participation in Rural Water Project Planning in Simiyu Region, Tanzania: A Logit Model Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
45 - 64
حوزههای تخصصی:
Purpose- Access to safe and clean water remains a critical global concern, especially in rural areas of developing countries where infrastructural and institutional limitations are prevalent. In Tanzania, particularly in the Simiyu Region, water insecurity is further compounded by limited community participation in the planning stages of rural water projects. While participatory approaches are widely advocated to improve sustainability and responsiveness of such initiatives, there remains limited empirical evidence on the socio-economic and institutional factors influencing household-level participation. The main purpose of this research is to analyze the determinants of community participation in rural water project planning in Simiyu region, Tanzania by employing a Logit Model Approach. Design/Methods/Approach- This study addresses this gap by analyzing the determinants of community involvement using a logit regression model, drawing from data collected through a cross-sectional survey of 217 respondents. The sample was derived using Yamane’s (1967) formula, and a mixed sampling technique was applied to ensure representativeness across demographic and socio-economic groups. Structured questionnaires were employed for data collection, and the resulting data were analyzed using descriptive statistics and logistic regression methods. Findings- The results revealed that several variables significantly influence participation. These include age (marginal effect = 0.116, p < 0.05), gender (0.098, p < 0.05), occupation—particularly among those engaged in livestock keeping (0.161, p < 0.05) and small businesses (0.177, p < 0.05)-as well as income level. Additionally, community awareness (0.247, p < 0.05) and prior experience with development initiatives (0.175, p < 0.05) were strong positive predictors. Cultural norms were found to influence gendered participation, with male respondents more likely to be involved in decision-making processes. Practical implications- These findings emphasize the importance of integrating gender-sensitive and participatory planning approaches to ensure alignment with local needs and to promote sustainability. Original/Value- The study recommends targeted policy interventions including community capacity-building, equitable policy frameworks, and strengthened local governance mechanisms to foster inclusive participation. Institutionalizing participatory approaches and promoting gender equity will be crucial in enhancing community ownership, improving project outcomes, and ensuring long-term water security in rural Tanzania.
بهینه سازی آمایش سرزمین با در نظر گرفتن اولویت های برنامه ریزی نمونه موردی استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۹)
289 - 315
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی استفاده منطقی از سرزمین (آمایش سرزمین) یا «تعیین اولویت بین کاربری ها» راه حل مناسبی برای جلوگیری از تخریب محیط زیست و دستیابی به توسعه پایدار است که در آن کاربری های مورد استفاده انسان در طبیعت بر مبنای توان محیطی منطقه تعیین می گردند. هدف این تحقیق، بررسی و ارائه یک سیستم پشتیبانی تصمیم گیری محیط زیستی مکانی برای اجرای آنالیزهای آمایش سرزمین با به کارگیری روش های نوین ارزیابی چند معیاره/ و ارائه یک مدل نرم افزاری براساس آن است. نتایج اجرای مدل های ارزیابی سرزمین برای سه کاربری کشاورزی، جنگل داری، و توسعه شهری، روستایی و صنعتی در استان گلستان مبتنی بر روش ارزیابی چندمعیاره مکانی نشان داد که 2/42 درصد از سطح استان دارای تضاد بین اهداف (کاربری ها) برای دو کاربری و 8/11 درصد از سطح کل استان دارای تضاد بین اهداف برای هر سه کاربری مورد بررسی می باشند. انتخاب کاربری بهینه با اجرای روش تخصیص چندمنظوره سرزمین در استان گلستان در سه سناریوی برنامه ریزی، قابلیت اولویت بندی بین اهداف و برقراری تعادلی بین پتانسیل های موجود و نیاز جامعه را نشان داد. همچنین، سیستم نرم افزاری SDSSLPI انعطاف پذیری مورد نیاز در کنترل و دخالت متغیرهای برنامه ریزی براساس هدف برنامه ریزی و همچنین اعمال تغییرات مورد نیاز در مدل ارزیابی براساس شرایط ویژه در منطقه را فراهم آورده است.
تحلیل عوامل مؤثر در وضعیت لبه اکولوژیک شهری با تأکید بر اکوتوریسم (مورد مطالعه: منطقه 15 در جنوب شرقی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
255 - 272
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد روزافزون جمعیت و ازبین رفتن طبیعت و جایگزینی فضاهای مصنوع به جای آن ها، مشکلات فراوان زیست محیطی برای شهرها ایجاد شده است؛ ازاین رو شهرهایی که بدون توجه به محیط زیست و آثار به جای مانده از فعالیت های انسانی بر آن مدیریت می شوند، آسیب های جبران ناپذیری به مناظر طبیعی وارد می کنند. رویکرد اکولوژیک رویکردی ضروری در بازسازی بافت های شهری موجود و استفاده از جاذبه های طبیعی در زمینه اکوتوریسم است. با توجه به شرایط مذکور، سؤال اصلی پژوهش تحلیل عوامل و زمینه هایی است که موجب تغییرات منفی لبه اکولوژیک منطقه 15 در جنوب شرقی تهران با تأکید بر اکوتوریسم شده است. هدف اصلی پژوهش تحلیل لبه اکولوژیک منطقه 15 در جنوب شرقی تهران با تأکید بر اکوتوریسم است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمّی است. روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است. جامعه آماری تحقیق را 80 نفر از کارشناسان شهرداری منطقه 15، دفاتر توسعه محله ای و اساتید شهرسازی تشکیل می دهند و تکنیکی که در این راستا استفاده شده، تکنیک دلفی است. روش نمونه گیری استفاده شده در پژوهش حاضر، احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. ا بزار گردآوری داده ها پرسش نامه از نوع بسته است. برای تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که عوامل محیطی، کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، گردشگری و عملکردی در جاذبه های طبیعی در لبه جنوب شرقی تهران (منطقه 15) تأثیرگذار است. علاوه براین، تحلیل داده ها نشان می دهد که معیار حفظ فضای سبز و پوشش گیاهی، با کسب امتیاز 504/0 توانسته است در صدر معیارهای بررسی شده قرار بگیرد.
تحلیل کارکردهای اساسی فرهنگی و اجتماعی توسعه گردشگری هوشمند در مقاصد شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
155 - 170
حوزههای تخصصی:
شهرهای هوشمند و مقاصد گردشگری هوشمند طی سال های اخیر، به علت ارائه راهکارهای اثربخش درجهت رفع مسائل پیش روی جوامع و ارتقای مزیت رقابتی پایدار از منظر بازاریابی مقاصد گردشگری، مورد توجه گسترده قرار گرفته اند. بااین حال، پیامدهای توسعه آن برای ساکنان از جنبه های فرهنگی و اجتماعی مطالعه نشده است. هدف از این مطالعه تحلیل کارکردهای اساسی فرهنگی و اجتماعی توسعه گردشگری هوشمند در شهر تبریز است. هدف پژوهش از نوع کاربردی و ماهیت آن از نوع توصیفی پیمایشی است. در این پژوهش، رویکردی کیفی با روش تحلیل محتوا و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته به کار گرفته شده است. اعضای خبرگان با روش گلوله برفی انتخاب شده اند و اشباع نظری پس از مصاحبه با سیزده نفر از خبرگان به دست آمده است، اما به منظور اطمینان بیشتر سه مصاحبه دیگر انجام شده است. پس از انجام سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، یافته های پژوهش نوزده شاخص را شناسایی کرده که در قالب هفت مقوله فرعی شامل پذیرش نوآوری، ارتقای ارزش عمومی، پایداری، ارتقای مشارکت شهروندان، هم آفرینی گردشگری، بهزیستی روانی ساکنان و جنبه های اخلاقی و فنّاوری های نوین به عنوان کارکردهای اساسی توسعه گردشگری هوشمند شهری است. درک پیامدهای توسعه گردشگری هوشمند در مقصد شهری به سیاست گذاران و مدیران مقاصد گردشگری شهری کمک شایانی خواهد کرد تا نحوه اثرگذاری توسعه فنّاوری های نوین هوشمند بر مردم و مدیریت آن را به درستی درک کنند.
ارزیابی پیشران های توسعه گردشگری در روستای آلمان شهرستان رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی یکی از حوزه های اصلی گردشگری است. شناسایی و اولویت بندی پیشران های توسعه گردشگری روستایی دغدغه مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری راهبردی در حوزه گردشگری است و برنامه ریزی آگاهانه مبتنی بر شناخت این پیشران ها راهگشای توسعه روستاها می باشد. روستای آلمان در نزدیکی شهر رشت و بزرگراه رشت- بندر انزلی، از موقعیت جغرافیایی مناسب و ظرفیت های بی نظیری جهت توسعه گردشگری روستایی برخوردار است. در این پژوهش، با طراحی درخت تصمیم جامع با شش معیار و 36 زیرمعیار، پیشران های اثرگذار بر توسعه گردشگری در این روستا، شناسایی شد. همچنین، فرایند سلسله مراتبی فازی کروی (SFAHP) جهت اولویت بندی پیشران های اثرگذار بر توسعه گردشگری روستایی به کار رفت. داده های مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه مقایسه های زوجی توسط 15 نفر از خبرگان حوزه گردشگری استان گیلان جمع آوری شد. نتایج نشان داد که در بین معیارهای درخت تصمیم، "توسعه اشتغال" با وزن نسبی 18.05 درصد، رتبه نخست اهمیت را دارا می باشد. همچنین، معیارهای "محیط زیستی- کالبدی" و "ظرفیت روستا" با وزن های نسبی 17.68 و 16.79 درصد به ترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. در بین زیرمعیارهای مرتبط با "توسعه اشتغال" نیز "بهبود فرصت های شغلی مرتبط با گردشگری"، "سرمایه گذاری در آموزش نیروی انسانی بومی مورد نیاز برای توسعه خدمات و فعالیت های گردشگری"، و "ایجاد و توسعه بوم گردیها" به ترتیب سه زیرمعیار پراهمیت در راستای تحقق توسعه گردشگری روستایی می باشند. حمایت و مانع زدایی حاکمیت به منظور نقش آفرینی بیشتر بخش خصوصی در گردشگری روستایی می تواند توسعه اشتغال و بهبود ظرفیت ها و زیرساختهای گردشگری روستایی را به همراه داشته باشد. افزایش سطح آگاهی و توانمندسازی روستاییان در کنار مشارکت دادن آنها در فرایند توسعه گردشگری روستایی از الزامات موفقیت در پیشبرد هدفهای توسعه ای این بخش است.
تحلیل شاخص های بوم گردی با تأکید بر رویکرد کارآفرینی روستایی (مورد: روستاهای بوم گردی استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
159 - 183
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، بسیاری از برنامه ریزان اجتم اعی- اقت صادی معتقدند که بوم گردی به عنوان یکی از راهبردهای مهم در توسعه پایدار روستایی در مرکز توجه اندیشمندان، مجامع توسعه و دستور کار دولت ها قرار دارد. در این راستا سنجش وضعیت شاخص های بوم گردی با رویکرد کارآفرینی روستایی برای توسعه و تقویت آن و در فرایند توسعه روستایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ لذا هدف پژوهش حاضر واکاوی وضعیت شاخص های بوم گردی کارآفرینی محور در روستاهای بوم گردی استان کهگیلویه و بویراحمد است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی بوده و برای گردآوری داده ها از مطالعات اسنادی و میدانی و ابزار پرسش نامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه خانوارهای ساکن در 15 روستای بوم گردی استان است که بر اساس فرمول کوکران تعداد 281 خانوار انتخاب و به روش نمونه گیری تصادفی ساده مورد بررسی قرار گرفته اند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و فریدمن انجام گرفت. نتایج نشان داد میانگین تمام ابعاد و شاخص ها کمتر از میانه نظری 3 است. همچنین بیشترین میانگین متعلق به بعد فردی و روان شناختی با میانگین 80/2 و کمترین میانگین مربوط به بعد زیرساختی و فنی با میانگین 62/2 است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نیز نشان داد در تمام ابعاد، میانگین واقعی از 3 کوچک تر و در حد متوسط به پایین است. بر مبنای این نتایج، مهم ترین مشکل بوم گردی با رویکرد کارآفرینی در روستاهای استان کهگیلویه وبویراحمد، ناشناخته بودن مقوله بوم گردی با رویکرد کارآفرینی، حمایت مالی و اقتصادی پایین، عدم دسترسی به آموزش، مشاوره و تجربیات کم، عدم توجه به سازگاری زیست محیطی و نهادسازی و شبکه سازی در بوم گردی، فناوری ارتباطات و اطلاعات و مهارت-دانش فنی پایین است که منجر به نامطلوب شدن وضعیت موجود بوم گردی با رویکرد کارآفرینی در روستاهای بوم گردی استان شده است.
تکاپوی امنیتی دستگاه جاسوسی و اِنها در تثبیت و تداوم حکومت مسعود غزنوی بر اساس تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جغرافیای سیاسی، برقراری «امنیت» یکی از عناصر اصلی در حفظ حاکمیت و اعمال قدرت حکومت هاست. این مفهوم سیاسی، تعیین کننده میزان قدرت یک حکومت و نشانه میزان ثبات و استحکام حاکمیت اوست. در حقیقت، یکی از ابزارهای قدرت فرامرزی حکومت ها، کارکرد امنیتی دستگاه جاسوسی است؛ زیرا قدرت و امنیت و منافع یک حکومت، فقط درون مرزهایش تأمین نمی شود، بلکه قلمرویی بدون مرز را شامل می شود. در مسئله جاسوسی، نه تنها مرزهای جغرافیایی و سیاسیِ جداکننده دو سرزمین از یکدیگر نادیده گرفته می شود، بلکه داخل دستگاه حکومت نیز هیچ نوع مرز و محدودیتی برای جاسوسان وجود ندارد. پرسش کلیدی نوشتار حاضر آن است که اهمیت و کارکرد امنیتی نظام جاسوسی چیست و در تداوم حکومت سلطان مسعود غزنوی چه جایگاهی داشته است. این تحقیق از نوع تحقیقات تاریخی است که با روش توصیفی تحلیلی و به روش کیفی با استناد به منابع تاریخی و به ویژه تاریخ بیهقی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر، ما را به نفوذ جاسوسی در رگ و پی حکومت غزنویان رهنمون می شود، به طوری که ادامه حیات سیاسی و افزایش امنیت و قدرت حکومت سلطان مسعود غزنوی، به منهیان و جاسوسانش بستگی زیادی دارد. ازآنجاکه بیهقی به دلیل نزدیکی به قدرت و حضور در دیوان رسائل، از تمام نامه ها باخبر است و بیشتر آن ها را در تاریخ خود ثبت کرده، به خوبی می توان فهمید که در بسیاری از مسائل مهم حکومتی و تصمیم گیری های مملکتی، ردپای ملطفه ها و نامه های سری جاسوسان برای حفظ امنیت درون و برون مرزی قلمرو حکومتی سلطان مسعود وجود داشته است.
ارتباط پارامترهای کمّی و کیفی آب های زیرزمینی با ویژگی های مخروط افکنه های دشت های جنوبی البرز مرکزی (کرج تا تاکستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
130 - 158
حوزههای تخصصی:
آب زیرزمینی به عنوان جزئی از یک سیستم تعاملی با سطح زمین در قلمرو تأثیرپذیری ژئومورفولوژی قرار دارد و به میزان زیادی تحت تأثیر و کنترل لند فرم ها و فرآیندها است و می تواند بر میزان کمیت و کیفیت آب زیرزمینی اثر بگذارد. یکی از لند فرم های مهم ژئومورفولوژی مناطق خشک و نیمه خشک ایران مخروط افکنه هاست که محیط بسیار مناسبی را برای ذخیره سازی آب زیرزمینی فراهم می آورد. در این پژوهش سعی شده به تحلیل ارتباط تغییرات کمی و کیفی آب های زیرزمینی با ویژگی های مخروط افکنه ها در دشت های جنوبی البرز مرکزی پرداخته شود، تا از این طریق بتوان روشی مناسب و مبتنی بر پارامترهای ژئومورفیک را برای پتانسیل یابی کمی و کیفی آب های زیرزمینی ارائه داد. بر این اساس به وسیله تصاویر ماهواره ای و نقشه های توپوگرافی ابتدا مرز 23 مخروط افکنه ترسیم و 11 پارامتر مورفومتری شامل زاویه جاروب، مساحت، حجم، تقعر، شیب، ارتفاع رأس و قاعده، طول، طول قاعده، شعاع و اختلاف ارتفاع مخروط افکنه استخراج گردید. همچنین ارتباط عمق سطح ایستابی، دبی آب چاه و میزان هدایت الکتریکی آب زیرزمینی با پارامترهای مورفومتری در 587حلقه چاه آب با استفاده از تحلیل های آماری مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد تغییرات دبی، هدایت الکتریکی و عمق سطح ایستابی به ترتیب با میزان 63%، 27 % و 54% تحت تأثیر مورفومتری مخروط افکنه ها قرار دارد. با افزایش میزان مساحت، طول، شعاع و طول قاعده مخروط افکنه ها میزان دبی آب چاه ها افزایش پیدا می کند و با افزایش حجم و تقعر میزان هدایت الکتریکی نیز افزایش می یابد. یافته های این پژوهش نشان داد ویژگی مخروط افکنه ها می تواند به عنوان روشی در ارزیابی تغییرات کمی و کیفی آب های زیرزمینی در مناطق خشک مورداستفاده قرار گیرد.
شناسایی پیشران های حیاتی موثر بر وضعیت حکمروایی خوب شهری در منطقه آزاد ارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۹
158 - 133
حوزههای تخصصی:
با توجه به چالش های پیش رو در نحوه و نوع مدیریت مناطق آزاد از جمله ساختار مدیریتی غیر دموکراتیک، درآمد ناپایدار، عدم شفافیت، پاسخگویی، پیچیدگی و تنوع الگوهای مدیریتی که از آن به عنوان روندها یاد می شود. جهت دستیابی به آینده ای روشن برای منطقه آزاد ارس، شناسایی و ترسیم پیشران های کلیدی ضروری است. پژوهش حاضر، با نگرش آینده پژوهی، درصدد شناسایی عوامل حیاتی موثر بر وضعیت حکمروایی خوب شهری در منطقه آزاد ارس و بررسی میزان اثرگذاری این عوامل بر یکدیگر می پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از روش های کتابخانه ای، پیمایشی، ماهیت آن بر پایه روش های نو در آینده پژوهی با رویکرد تحلیلی و اکتشافی با بکارگیری مدل های کمی و کیفی و روش تحلیل و اثرات متقاطع ساختاری ماننده میک مک و روش دلفی بهره گرفته است. بر این اساس، طی جلسات متعدد بحث و اخذ نظر کارشناسان و گروه خبره و صاحب نظران منطقه آزاد ارس به تعداد 15 نفر به عنوان نمونه آماری جامعه هدف، 60 گویه یا متغیر در قالب 8 شاخص اصلی حکمروایی خوب شهری شناسایی گردید. سپس، متغیرهای فوق در قالب ماتریس60*60 اثرات متقاطع توسط گروه نخبه وزن دهی و در نرم افزار میک مک تعریف گردید. آنچه از وضعیت نقشه پراکندگی متغیرها قابل فهم می باشد، ناپایداری سیستم است. لذا با توجه به رتبه بندی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها و امتیازدهی آنها، تعداد 21 متغیر که دارای وزن بیشتر در هر دو حالت بودند که به عنوان پیشران اصلی حکمروایی خوب شهری در منطقه آزاد شناسایی شدند. از بین متغیر ها اعتماد شهروندان و مسئولان به همدیگر بیشترین امتیاز و حیاتی ترین عامل موثر بر حکمروایی خوب شهری در منطقه آزاد ارس و پایبندی مدیران به قانون، بینش راهبردی، عدالت اجتماعی در رده های بعدی قرار گرفته اند.