فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۲۱ تا ۲٬۸۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شهرها بیش از هر نقاط دیگری تحت تاثیر فعالیت های انسانی قرار دارند، یکی از کارکردهای اساسی در رشد هوشمند با توجه به رشد جمعیت و کمبود امکانات زیربنایی و اراضی، چگونگی گسترش فیزیکی شهر برای جواب گویی به نیاز های فعلی و پیش بینی برای نیازهای آینده شهر است.
هدف: هدف پژوهش تحلیل ساختاری شاخص های رشد هوشمند با رویکرد آینده نگاری می باشد که محرک های کلیدی در آینده شهر ساری را شناسایی و خوشه بندی کرده است.
روش شناسی تحقیق: مقاله حاضر از حیث روش شناسی توصیفی - تحلیلی و از حیث هدف گذاری کاربردی می باشد. در تهیه شاخص های رشد هوشمند داده های نظری با روش اسنادی و داده های تجربی با روش پیمایشی بر پایه تکنیک دلفی تهیه شده است. جامعه آماری تعداد 20 نفر از خبرگان و متخصصان دانشگاهی و پژوهشی حوزه شهری به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. جهت تجزیه تحلیل داده ها و اطلاعات نیز از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم افزار MICMAC استفاده شده است.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو پژوهش شهر ساری می باشد.
یافته ها: 50 محرک های اولیه در 5 بعد رشد هوشمند شهری ( اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی-فضایی،زیست محیطی و دسترسی) شناسایی و خوشه بندی شده است که با نرم افزار میک مک تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان دهنده درجه پرشدگی ماتریس 88/96 درصد می باشد که بیان می کند عوامل انتخاب شده تأثیر زیاد و پراکنده ای بر همدیگر داشته اند و سیستم از وضعیت ناپایداری برخوردار بوده است که اکثر محرک ها در محدوده محرک های دووجهی قرار دارند.
نتایج: 12 محرک کلیدی: سیاست های برنامه ریزی برای افزایش تراکم، بازنگری طرح های شهری و انعطاف پذیر نمودن آنها، توسعه مراکز مدیریت محلی، توزیع مناسب تأسیسات و تجهیزات، تشویق شهروندان و افراد ذینفع در برنامه ریزی و تصمیمات شهر، توسعه محلات با کاربری های مختلط، ایجاد واحدهای همسایگی متراکم، تقسیم مساوی منابع مالی و بارهای مالی، منطقه بندی مختلط، تأکید بر مجاورت کاربری های سازگار، توزیع عادلانه خدمات در سطح محلات و استفاده از زمین های بایر و متروکه شهری هستند که ترتیب در کالبدی-فضایی 7 محرک، اجتماعی-فرهنگی 2 محرک، دسترسی 2 محرک و دسترسی یک محرک موثر بر وضعیت آینده شهر ساری می باشند.
تبیین مدل هنجار فضایی با هدف ترویج رفتار پایدار در مجتمع های مسکونی بر اساس نظریه نحو فضا (مطالعه موردی: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به اهمیت رفتار افراد در تحقق اهداف پایداری، مدل های رفتاری به نحوی سعی در شناخت مولفه هایی داشته اند که پیش بینی کننده رفتار پایدار باشد. علی رغم تحقیقات بی شماری که رفتارها و ساختارهای فضایی را مورد مطالعه قرار داده اند، تاکنون تحقیقی در زمینه تاثیر رفتار فضایی بر رفتار پایدار انجام نشده است. پژوهش حاضر با افزودن رفتار فضایی به مولفه های مدل رفتار برنامه ریزی شده (انگیزش، نگرش، هنجار و کنترل رفتاری درک شده) به بررسی تاثیر این عامل پرداخته است.
هدف پژوهش: هدف نهایی دستیابی به دیدگاه مشخص تری در رابطه بین محیط فیزیکی مسکن و رفتار انسان با تاکید بر فضامحوری معماری معاصر است.
روش شناسی تحقیق: 516 پرسشنامه محقق ساخته که توسط محققان حوزه رفتار و روان شناسی مورد تایید قرار گرفته بود توزیع شد. چگونگی این تاثیرگذاری مستلزم بررسی ساختارهای فضایی و ویژگی های آن ها بود. به همین دلیل، الگوهای ساختاری و نحوی مسکن شهروندان مورد آزمون قرار گرفته نیز برداشت شد. مدل معادلات ساختاری، آزمون تحلیل واریانس و آزمون های نحوی محاسبه شاخص دید، هم پیوندی، عمق و ارزش فضایی ابزارهای تحلیلی این پژوهش بوده اند.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: شهر شیراز و مناطق 11 گانه آن محدوده مورد مطالعه تحقیق را تشکیل می دهند.
یافته ها: رفتار فضایی دارای ارتباط مثبت و متقابل با همه فاکتورهای رفتار برنامه ریزی شده می باشد و بیشترین تاثیر را بر رفتار همیشگی و هنجارها داشته است. آزمون مقایسه میانگین نشان داد میان رفتار فضایی و رفتار پایدار افراد در دو الگوی مرکزگرا و محورگرا تفاوت معناداری وجود دارد. این تفاوت ناشی از ارزش فضایی قلمروهای مختلف و امکانات محیطی و فضایی بود که در اختیار ساکنان خود قرار می دهند. الگوی مرکزگرا، قلمروی عمومی را با یکپارچگی و دید بالاتر در معرض استفاده بیشتر قرار می دهد و الگوی محورگرا قلمروهای خصوصی را مورد اهمیت بیشتری قرار داده و خلوت گزینی را تشویق کرده است.
نتایج: نتیجه تحقیق، با توجه به تاثیر استفاده پذیری و میدان های دید و عمق متوسط هر فضا که کنترل کننده ارتباطات و تعاملات بین اعضای یک جامعه کوچک مانند خانواده هستند، مدل هنجار فضایی نام گذاری شده است.
مطالعۀ تطبیقی رویکردهای فضایی به عدالت در نظریه های سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدالت فضایی، نقش مهمی در توزیع متوازن امکانات در مقیاس های مختلف جغرافیایی دارد. این مفهوم، از چنان اهمیتی برخوردار است که نادیده انگاشتن آن، باعث گسترش تبعیض و نابه سامانی در سطوح مختلف ناحیه ای و ملی می شود. با توجه به اهمیت نظری و کاربردی عدالت فضایی، پژوهش حاضر که ماهیت بنیادی دارد با روش شناسی توصیفی-تحلیلی، مصادیق و رویکردهای فضایی به عدالت در نظریه های مارکسیسم، نوفایده گرایی و نیز نظریه های جان راولز را بررسی کرده است. نتایج نشان داد که مارکس، مفهوم عدالت فردی را در تقابل با هدف غایی طبقه پرولتاریا می داند. هدف ها و مبانی سرمایه داری با عدالت فضایی-اجتماعی سازگار نیست و عناصری چون محرومیت و استثمار از بایسته های بازار هستند و اساساً امکان تحقق عدالت فضایی را منتفی می سازند. نوفایده گرایی، با اتکا بر مفاهیم حس و تعلق مکانی، مفهوم عدالت را به رویکردهای فضایی نزدیک تر کرده است. نوفایده گرایان با تاکید بر اینکه مردمی که در یک مکان زندگی می کنند و از نظر تاریخی و فرهنگی، رابطه طبیعی با مکان زندگی خود برقرار کرده اند، فضا را به عنوان مفهومی راهبردی برای مصادیق عدالت به رسمیت می شناسند. همچنین، جان راولز با پیوند مفهوم عدالت به انصاف، نوعی رویکرد فضایی به عدالت دارد. این دیدگاه، نشان داد که هدف غایی عدالت، بسترسازی برای نهادهای سرزمینی در اداره واحدهای فضایی-سیاسی به شیوه دموکراتیک است.
مدل سازی ساختاری تأثیر شاخص های حمل و نقل پایدار بر زیست پذیری شهری شهر اهواز با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن بیست و یکم با رشد سریع شهرنشینی و افزایش جمعیت شهری، تأمین و افزایش کیفیت زندگی و زیست پذیری در شهرها امری ضروری است. گسترش شهری و افزایش تراکم جمعیت در مراکز شهری چالشی را برای یافتن راه حل های حمل ونقل پایدار ایجاد می کند. حمل ونقل پایدار در چند دهه گذشته در کشورهای درحال توسعه که با افزایش سریع شهرنشینی مواجه شده اند مطرح شده است، گسترش شهرها ضرورت توجه به بحث حمل ونقل پایدار و تأثیرات آن بر زیست پذیری شهری را اجتناب ناپذیر کرده است. هدف این تحقیق مدل سازی ساختاری تأثیر شاخص های حمل ونقل پایدار بر زیست پذیری شهر اهواز با رویکرد آینده پژوهی می باشد. این پژوهش که ماهیتی کاربردی دارد با روش تحلیلی - توصیفی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته، تأثیر عوامل گوناگون از جمله عوامل اقتصادی، زیست محیطی، کالبدی و اجتماعی و تأثیر آن بر زیست پذیری شهر اهواز را موردبررسی قرار داده است. حجم نمونه پژوهش، با بهره گیری از نرم افزار SamplePower، 200 پرسش نامه محاسبه شده و برای استنباط های علمی مدل سازی معادلات ساختاری به کار گرفته شده است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که عامل زیست محیطی با بار عاملی 0.57 مؤثرترین شاخص در میان شاخص های موردمطالعه حمل ونقل پایدار می باشد و عامل اجتماعی با بار عاملی 0.34 کم ترین تأثیر را در شاخص های حمل ونقل پایدار مؤثر بر زیست پذیری در میان پاسخگویان دارد. عامل زیست محیطی به عنوان مؤثرترین شاخص، ضرورت توجه به مسائل زیست محیطی و توسعه زیرساخت های مرتبط با حمل ونقل پایدار را در آینده تأکید می کند. همچنین، کمترین تأثیر عامل اجتماعی بر زیست پذیری نشان دهنده نیاز به برنامه های فرهنگ سازی و افزایش آگاهی عمومی در این زمینه است.
ارزیابی ابعاد تاب آوری شهری در برابر مخاطره سیلاب (مطالعه موردی: شهر فلاورجان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
80 - 92
حوزههای تخصصی:
مخاطره سیلاب همواره زندگی انسانها را تهدید می کند و یکی از ویرانگرترین مخاطرات طبیعی می باشد. هر چند مدیریت صحیح آن می تواند منبع بزرگی جهت تأمین نیازهای آبی یک منطقه باشد. سنجش تاب آوری شهرها در برابر این مخاطره به برنامه ریزان شهری برای مقابله با این مخاطره کمک شایانی می کند. هدف این پژوهش بررسی ابعاد تاب آوری شهر فلاورجان در برابر مخاطره سیلاب می باشد. در این راستا پرسشنامه ای طراحی و توسط 59 نفر از کارشناسان تکمیل شد. سپس از آزمون t تک نمونه ای استفاده گردید. در نهایت به منظور مقایسه بین معیارهای مورد بررسی از آزمون ریپیت میجر استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده آن است که در بعد اجتماعی با توجه به شرایط متوسط، اهمیت بعد اجتماعی در تاب آوری شهر فلاورجان در برابر سیلاب های شهری در حد قابل قبول و با توجه به شرایط مطلوب، از حد مطلوب فاصله دارد. در بعد نهادی- مدیریتی و همچنین بعد کالبدی از نظر کارشناسان و با توجه به شرایط متوسط، اهمیت این دو بعد در تاب آوری شهرستان فلاورجان در برابر سیلاب های شهری از حد قابل قبول بالاتر و با توجه به شرایط مطلوب، از حد مطلوب فاصله دارد. مقایسه بین معیارهای مورد مطالعه توسط آزمون ریپیت میجر نیز نشان دهنده آن است که با وجود اینکه میانگین های به دست آمده از هر سه بعد اجتماعی، نهادی- مدیریتی و کالبدی به یکدیگر نزدیک می باشند ولی این سه بعد با یکدیگر تفاوت معنادار دارند.
ارزیابی ساختار مکانی بارش در ارتباط با خشکسالی های ماهانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 18
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش تعیین کننده الگوهای مکانی بارش در الگوی فضایی خشکسالی ها، بررسی رفتار مکانی مرکز ثقل بارش و ارتباط آن با خشکسالی در ایران، یکی از خلأهای مهم پژوهشی در اقلیم شناسی کشور می باشد. در این راستا، از داده های بازتحلیل بارش ماهانه ERA5 متعلق به مرکز ECMWF برای دوره 1940 تا 2023 (به مدت 84 سال) استفاده شد. ابتدا آمار فضایی پراکندگی و توزیع جهت دار مرکز ثقل بارش محاسبه گردید و سپس مسیر حرکتی آن در طول سال مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل تغییرات مکانی مرکز ثقل بارش در سه دوره زمانی (1940–1981، 1982–2023 و کل دوره) با استفاده از مدل رگرسیونی انجام شد. در ادامه، موقعیت عرض و طول جغرافیایی مرکز ثقل بارش با درصد گستره خشکسالی (براساس شاخص RAI) مقایسه شد. نتایج نشان دادند که محور توزیع بارش در ایران در تمامی ماه های سال گرایشی شمال غرب به جنوب شرق دارد. مرکز ثقل بارش در امتداد مسیر سامانه های عمده بارشی کشور قرار گرفته و جابجایی آن در دوره های مختلف، الگوی بارش ماهانه را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار داده است. این مرکز در بیش از ۷۰٪ ماه ها، به ویژه ماه های کلیدی بارشی، تغییر مکان معناداری داشته که با گسترش مناطق دارای خشکسالی هم راستاست. در دوره (1982–2023)، جابجایی مرکز ثقل بارش طی ماه های دسامبر تا مارس به طور میانگین 1.5 درجه به سمت عرض های بالاتر صورت گرفته که با افزایش میانگین ۲۲ درصدی گستره خشکسالی همراه بوده است. در مقابل، جابجایی 1.2 درجه ای به سمت جنوب شرق در ماه های نوامبر، آوریل و مه، با کاهش میانگین ۱۸ درصدی خشکسالی همبستگی داشته است.
تبیین نقش مکان های سوم در ارتقاء کیفیت محیط شهری(مطالعه موردی: مناطق هشتگانه شهر اهواز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
91 - 116
حوزههای تخصصی:
مکانهای سوم به مثابه تجلی گاه فرهنگ، هویت وتمدن، بستری مطلوب برای دستیابی به دیدگاهی جامع نسبت به کیفیت محیط های شهری و کیفیت زندگی شهروندان به شمار می روند. هدف از این پژوهش تبیین نقش مکانهای سوم شهری در ارتقاء کیفیت محیطی شهر اهواز است. این پژوهش با رویکردی کمَی، به شیوه پیمایشی و با اتکا بر مطالعات کتابخانهای- اسنادی و روش دلفی هدفمند برای شناسایی شاخصهای مفهومی، در سال 1402 در شهر اهواز انجام شد. جامعه آماری اول کلیه شهروندان اهوازی 885000 نفر در سال 1395 میباشند، که به وسیله فرمول کوکران تعداد 390 نفر به عنوان حجم نمونه و به صورت تصادفی به وسیله پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمونهای ANOVA، تحلیل رگرسیون، T تک نمونهای، تحلیل اثرات متقاطع و... استفاده شد. جامعه آماری دوم 100 نفر متخصص و کارشناس از میان مدیران مسئولین و فعالان مدیریت شهری میباشند، که تعداد 30 نفر به عنوان حجم نمونه به وسیله پرسشنامه هدفمند و از طریق روش گلوله برفی انتخاب شدند. پژوهش حاضر با بهرهگیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع و با استفاده از برنامه MICMAC به تحلیل مؤلفههای مکانهای سوم و کیفیت محیطی شهر اهواز پرداخت. با استفاده از روش دلفی 55 مؤلفه و در 10 بعد، به عنوان شاخصهای مکان سوم و کیفیت محیط استخراج شدند. پس از بررسی چگونگی و میزان اثرگذاری ۵۵ عامل یادشده، ۱۱ عامل کلیدی که بیشترین نقش را در وضعیت آینده کیفیت محیطی شهر اهواز داشتند، انتخاب شدند. یافتهها نشان میدهد، تمامی 10 شاخص بررسی شده بالاتر از میانگین مبنا (3) بودند. همچنین در مدل رگرسیونی مشخص شد، متغیرهای پیشبین حدود (741/0= R2) از واریانس متغیر ملاک (کیفیت محیط) را تبیین میکنند. و منطقه 6 (میانگین 08/4) برتری بیشتری نسبت به سایر مناطق 8 گانه اهواز از لحاظ کیفیت محیطی داشت. کیفیت محیط و میزان رضایت شهروندان اهوازی از مکانهای سوم شهری با توجه به فرهنگ بومی ساکنین این شهر، ارتباطی تنگاتنگ با وضعیت مکانهای سوم این شهر (با بار عاملی0/722) دارد.
تبیین اثرات عوامل جغرافیایی بر ناامنی زیست تاریخی / سیاسی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
129 - 166
حوزههای تخصصی:
در نگرش و مطالعات جغرافی دانان سیاسی، شرایط و ویژگی های محیط جغرافیایی، همواره بر خصایص فردی و اجتماعی (ویژگی های ملی)، شیوه های حکمرانی، شکل و ساختار حکومت ها، قدرت و امنیت ملی، ساختارهای فرهنگی و اقتصادی و غیره اثرگذار است (مهم است که از این واقعیت ها، تفسیر جبرگرایانه نشود). در حقیقت، محیط جغرافیایی، بستر خلق توأم فرصت و تهدید؛ امنیت و ناامنی است. همچنین که محیط طبیعی و جغرافیایی ایران از گذشته های دور به دلایل موقعیت خاص جغرافیایی، دوگانه ای از خلق فرصت و تهدید بوده است. در این راستا، این پژوهش به دنبال بررسی عوامل محیط جغرافیایی فلات ایران بر تکوین زیست تاریخی/ سیاسی و اجتماعی ناایمن انسان ایرانی است. یافته های پژوهشی نشان از آن دارد، که تجارب زیستن در محیط جغرافیایی پرحادثه و بلاخیز، بر زیست تاریخی/ سیاسی و اجتماعی ایرانیان اثرگذار بوده است. به تعبیر دقیق، کم و کیف و تحولات زیستِ تاریخی/ سیاسی و اجتماعی ایرانیان (به اشکال هرج و مرج طولانی و تاریخ پرتنش حکومت های مستقر در فلات، نوع شیوه های حکمرانی و کشورداری، تداوم اسبتداد، خصوصیات ملی و نظایر آن)، را می توان تا حد زیادی، متأثر از عوامل محیط جغرافیایی نظیر موقعیت، شرایط اقلیمی و آب و هوایی، اثر ناهمواری ها و ناامنی طبیعی فلات ایران دانست. در پایان، پژوهش به ارائه راهکار هایی پرداخته است. پژوهش براساس ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی محسوب می شود. اطلاعات، به شیوه اسنادی و با مراجعه به منابع معتبر گردآوری شده است.
توزیع مکانی و زمانی فقر انرژی خانوارهای روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
109 - 132
حوزههای تخصصی:
فقر انرژی به عنوان یکی از زیرشاخه های فقر معرفی شده و با توجه به ساختار هر کشوری، شاخص های مختلفی در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته است. لذا هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی و تحلیل زمانی و مکانی فقر انرژی در مناطق روستایی ایران و به تفکیک استان ها است. بدین منظور، از شاخص های مختلف فقر انرژی شامل شاخص 10 درصد، شاخص درآمد پایین و مخارج بالا (LIHC) و شاخص دو برابر میانه و میانگین (2M) استفاده شد. داده های مورد نیاز در سال های 1380، 1390 و 1400 از داده های هزینه و درآمد مرکز آمار ایران گردآوری شد. نتایج به دست آمده نشان از کاهش فقر انرژی در بیشتر مناطق روستایی در سال1400 نسبت به سال های 1390 و 1380 دارد. با این حال، تعداد خانوارهای مواجه با فقر انرژی در مناطق روستایی استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، هرمزگان و فارس در سال های اخیر افزایش یافته است که زنگ خطری برای این استان ها است. بر این اساس دولت باید فقر انرژی در این استان ها را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهد و نسبت به اصلاح آن اقدام نماید.
پهنه بندی خطر سیلاب شهری با استفاده از تحلیل شبکه (ANP) و منطق فازی، مطالعه موردی: شهر مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
171 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق پهنه بندی خطر سیلاب در شهر مراغه به دلیل سیلاب ناشی از طغیان رودخانه صوفی چای می باشد که برای این منظور از لایه های اطلاعاتی شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از آبراهه، فاصله از رودخانه، کاربری زمین، تراکم ساختمانی و تراکم جمعیتی استفاده شده است. براساس نظر کارشناسان و شناخت منطقه، وزن دهی لایه ها به روش تحلیل شبکه (ANP) با استفاده از نرم افزار سوپردسیژن انجام شد. با توجه به ضرایب به دست آمده در مدل ANP عامل آبراهه با ضریب 75/0 بیش ترین ارزش و عامل کاربری اراضی با ضریب 0895/0 کم ترین ارزش را برای ایجاد سیل به خود اختصاص داد و سپس تمامی لایه ها در محیط GIS فازی سازی شده و در نهایت با وزن دار کردن لایه ها و تلفیق آن ها به روش گاما، نقشه نهایی پهنه بندی سیلاب تهیه گردید. نتایج نشان می دهد، پهنه های با خطر سیل گیری خیلی زیاد در مرکز شهر حاشیه رودخانه صوفی چای با مساحت 126/3 هکتار به ترتیب در نواحی 1، 2 و 3 و پهنه های با خطر سیل گیری کم در حاشیه شهر با مساحت 598/13 هکتار در نواحی 5 و 7 واقع گردیده اند. نتایج حاصل از تلفیق مدل های ANP و Fuzzy در تائید مطالعات پیشین، حاکی از کارایی بالای آن ها در تعیین مناطق با ریسک بالای سیلاب می باشد و ضرورت دارد در فرایند برنامه ریزی و آمایش به ویژه ارزیابی خطر این سطوح پهنه بندی شده مدنظر قرار گرفته شود.
تحلیل الگوی توزیع فضایی شاغلین بخش های عمومی و خصوصی در سطح شهرستان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۷
45 - 21
حوزههای تخصصی:
امروزه اشتغال یکی از مهمترین شاخص های توسعه در کشور به شمار می رود. تجزیه و تحلیل روند اشتغال و ساختار آن در سطح کشور و مناطق مختلف آن مستلزم شناخت دقیق استعدادها و توان بالقوه ی بخشها و ترکیب آن در مناطق است،تا بتوان برنامه ریزی و اشتغالزایی متوازن و متعادلی را در هر یک از بخشها و مناطق محقق ساخت. این تحقیق به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی بوده و با هدف تحلیل الگوی فضایی توزیع شاغلان بخش های عمومی و خصوصی در شهرستان های ایران صورت گرفته است.جامعه آماری شامل397 شهرستان کشور ایران است که آمار و اطلاعات آن از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 استخراج شده است.در این راستا پس از جمع آوری داده ها و بررسی های نظری شاغلین بخش های عمومی و خصوصی از بین مدلها و تکنیک های مورد برّرسی برای تحلیل فضایی، مدل همبستگی خودکار فضایی مبتنی بر شاخص Morans Iو مدلSpatial Statistics Tools، تحلیل لکه های داغ(Hot Spot Analysis With Rending) استفاده شده است. در پردازش و تحلیل داده ها و اطلاعات و نمایش نتایج از سیستم اطّلاعات جغرافیایی (GIS)استفاده شده است.نتایج تحلیل MoransI حاکی از آن است که الگوی توزیع شاغلین بخش های عمومی و خصوصی شهرستان های ایران،الگوی خوشه ای و به صورت متمرکز می باشد و اشتغال به صورت متعادل و یکنواخت در منطقه مورد مطالعه توزیع نشده است. همچنین در تجزیه و تحلیل لکه های داغ توزیع اشتغال بخش های عمومی و خصوصی مشاهده شد که بیشترین تجمع فضایی اشتغال)لکه های داغ( در تهران و شعاع تقریبا300 کیلومتری تهران متمرکز شده است(هر چند خود تهران باسطح اطمینان 95% متراکم است) و بقیه شهرستانها از توزیع متعادل تری برخوردارند و تمرکز مشاهده نمی شود.
بررسی تغییرات کاریری اراضی با استفاده از تکنیک شی گرا و پیکسل پایه (مطالعه موردی: حوضه فیروز آباد خلخال)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۷
347 - 329
حوزههای تخصصی:
از جمله شروط مهم برای بهره برداری بهینه از زمین، دستیابی به اطلاعاتی در ارتباط با الگوهای کاربری اراضی و تغییرات آن در طول زمان می باشد. کاربری اراضی، معمولا بر اساس استفاده انسان از زمین، با تأکید بر نقش کاربردی زمین در فعالیت های اقتصادی تعریف می شود .امروزه فناوری سنجش از دور به عنوان عنصر اصلی در پایش کاربری اراضی به شمار می رود. هدف از پژوهش حاضر استخراج نقشه های کاربری اراضی سال های 2000 و 2021 در منطقه فیروز آباد خلخال و بررسی تغییرات ایجاد شده در بازه ی زمانی مورد مطالعه در منطقه با استفاده از تصاویر سنجنده های ETM و OLIماهواره ی لندست می باشد. همچنین بررسی قابلیت روش های پیکسل پایه و شی گرا جهت طبقه بندی کاربری اراضی هدف دیگر این مطالعه است. در پژوهش حاضر برای طبقه بندی کاربری اراضی از الگوریتم نزدیکترین همسایه تکنیک شیءگرا و روش ماشین بردار پشتیبان الگوریتم پیکسل پایه استفاده شده است. سپس برای صحت سنجی این دو روش، صحت کلی و ضریب کاپا استخراج شد نتایج این ارزیابی نشان دهنده ی دقت بالای روش شی گرا در استخراج طبقات کاربری اراضی می باشد. براساس نتایج حاصله از آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی در دوره زمانی مورد مطالعه، بیشترین میزان تغییرات اتفاق افتاده مربوط به کاربری مرتع خوب به مرتع ضعیف با مقدار 72/51 کیلومتر مربع و بعد آن جنگل به مرتع خوب با مقدار 11/30 است و کمترین تغییرات مربوط به کاربری مرتع به آب با مقدار 03/0 کیلومتر مربع می باشد. دلایل این تغییرات افزایش جمعیت، چرای بی رویه دام، استفاده نادرست و غیرقاونی از اراضی مختلف می باشد. استفاده از پارامترهایی بیشتری نظیر مقیاس، شکل، فشردگی، رنگ، بافت، معیار نرمی و الگو، برای طبقه بندی کاربری اراضی در تکنیک شیءگرا می توان به عنوان نوآوری مطالعه ی حاضر مد نظر قرار داد.
تحلیل عوامل مؤثر بر خروج سرمایه مالی از بخش کشاورزی روستاها؛ مطالعه موردی: شهرستان دهگلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۷)
233 - 253
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات ساختاری بخش کشاورزی، خروج سرمایه هایی است که از این فعالیت در روستاها به دست می آید. خروج سرمایه عارضه ای رو به رشد در اقتصاد روستایی است که اثرات منفی بر توسعه روستاها داشته و شکاف توسعه ای بین روستا و شهر را بیشتر می کند؛ درحالی که نگهداشت و بازچرخانی سرمایه های تولیدشده در روستاها می تواند بستری برای ارتقای شاخص های توسعه روستایی فراهم نماید. پژوهش حاضر به واکاوی عوامل مؤثر بر خروج سرمایهء انباشته شده از بخش کشاورزی در روستاهای شهرستان دهگلان در استان کردستان پرداخته است. این پژوهش از لحاظ روش، جزو پژوهش های توصیفی – تحلیلی است. علاوه بر مطالعات کتابخانه ای - اسنادی، داده ی لازم با ابزار پرسشنامه محقق ساخته به دست آمد. بر اساس فرمول کوکران تعداد 340 نمونه از میان بهره برداران کشاورزی در روستاها با روش نمونه گیری طبقه بندی شده انتخاب شدند. برای اطمینان از نرمال بودن داده از آزمون های کولموگروف اسمیرونوف و ضریب همبستگی در نرم افزار SPSS استفاده شد؛ سپس برای تحلیل عاملی داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار smartpls استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر اثر مثبت و معنادار عوامل نهادی - مدیریتی، اجتماعی و اقتصادی بر خروج سرمایه است. از دیدگاه بهره برداران روستایی، مهم ترین عامل تأثیرگذار بر خروج سرمایه عامل نهادی - مدیریتی با بار عاملی 315/0 است؛ عوامل اجتماعی و اقتصادی به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند. در عامل نهادی - مدیریتی مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار بر خروج سرمایه عبارت اند از نبود یا حضور غیرموثر نهادهای دولتی در بخش کشاورزی، ضعف حمایت ها و تسهیلات این نهادها، و سرمایه گذاری ناکافی دولت در زیرساخت های روستاها. مهم ترین عوامل اقتصادی شامل درآمدزایی و اطمینان از بازگشت سرمایه و وجود زمینه های سرمایه گذاری در شهر است و از مهم ترین عوامل اجتماعی می توان به مواردی همچون انگیزه سرمایه گذاری در اقتصاد شهری (به دلیل سوددهی و بازدهی سرمایه، بازگشت سرمایه، حمایت های دولتی و...)، رفاه و امنیت روانی و اجتماعی سرمایه گذاری در شهر اشاره کرد.
فراترکیب اندیشه کوچ گری در تفسیر مدل تاب آوری اجتماعی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۶
93 - 126
حوزههای تخصصی:
جدا از قابلیت های فلسفی در مفهوم کوچ گری، جامعه عشایری یا کوچ نشین ازجمله شبکه های انسانی است که کنش های انطباقی، سرمایه ای و انضباطی یا حکمروایی متفاوت در آن باعث بروز ظرفیت های دیگری از دوام، تجارب، فرهنگ و مواردی این چنینی نسبت به زندگی شهرنشینی می شود. این قابلیت ها فرصتی در بازبینی مفهوم تاب آوری اجتماعی مبنی بر کوچ نشینی فراهم می سازد. نظر به بحران ها و نابرابری های اجتماعی در سال های اخیر ضروری است تا مدل های تاب آوری اجتماعی با هدف کارآمدی بازتفسیر شوند. این پژوهش به دنبال تفسیری از مدل تاب آوری اجتماعی در اندیشه کوچ گری با روش فراترکیب است. راهبرد پژوهش حاضر کیفی و از نظر هدف بنیادی و از نگاه ماهیت و روش توصیفی – تحلیلی است. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و دارای هدف و راهبرد بنیادی –کیفی است. همچنین در این پژوهش از روش نظریه برپایه ای (داده بنیاد) در تفسیر مدل با کمک کدگذاری سه گانه 42 واقعه در 28 مفهوم، هشت مقوله فرعی و سه مقوله اصلی استفاده شده است. از تکنیک فراترکیب نیز برای غربالگری منابع این گونه استفاده شده که متون مرتبط بین سال های 1990 تا 2021 از پایگاهای معتبر طی پنج گام مورد بررسی قرارگرفته اند. تفسیر تاب آوری اجتماعی با خوانش مفهوم کوچ نشینی، سه مؤلفه اصلی را در این پژوهش پیشنهاد می نماید که در سیالیت و کنش شدنی قابل فهم است: مؤلفه نخست «انطباق» است که به کنشگری های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و محیطی وابسته است. مؤلفه دوم «سرمایه اجتماعی» است که تجمل گرا و زینتی نبوده بلکه درونی و متکی به دانش، نوآوری و خطرپذیری است. «حکمروایی»، مؤلفه سوم مدل، پیشنهاد شده که با شاخص هایی مثل ظرفیت سازی نهادی یا مشارکت در پیوند است و بیانگر نوعی حکومت شدنی به جای بودنی است. مفاهیم اجتماعی اصیل همچون کوچ گری و کوچ نشینی دارای قابلیت ها و تنش های معنایی عمیق و غنی هستند و بر مبنای آن می توان مدل های معاصر اجتماعی مانند تاب آوری را که دارای پیچیدگی و پویایی است، بازخوانی و تفسیر نمود. با توجه به ماهیت پژوهش های تفسیری و مدل ساز ، با درهم تنیدگی مفاهیم و ترکیب آن ها می توان با تفکر عمیق بر روی مفهوم سیال مثل کوچ گری و اعمال نظرات صاحب نظران مختلف، درک نوین از مدل های اجتماعی داشت.
مدل سازی آماری- فضایی پتانسیل رخداد زمین لغزش در حوضه آبخیز سد یامچی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحلیل فضایی مخاطرات محیطی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
۱۳۰-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین سیستمی پتانسیل وقوع زمین لغزش در جهت ارائه مدل پیش بین احتمال رخداد آن در حوضه آبخیز یامچی واقع در استان اردبیل انجام گرفت. در این راستا، از هر دو رویکرد متغیرهای گسسته و پیوسته، به ترتیب از طریق عملیات هم پوشانی و رگرسیون لجستیک استفاده شد. متغیرهای مستقل شامل ارتفاع از سطح دریا، شیب، جهت دامنه، لیتولوژی، بارندگی سالانه، ناهمواری، انحناء زمین، شاخص رطوبت توپوگرافی، کاربری و پوشش زمین، شاخص پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه و فاصله از جاده بود. در وهله نخست، انطباق لایه های متغیرهای مستقل با لایه زمین لغزش های موجود در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، نقاط دارای پتانسیل بالا برای رخداد زمین لغزش ها را آشکار ساخت. این نقاط در ارتفاعات میانی، شیب های زیاد، جهت دامنه شمالی، گودی ها، ناهمواری بالا، رسوبات فرسایش پذیر (کواترنری)، بارندگی های بالا، پوشش گیاهی متوسط، پیرامون گسل ها و رودها قرار داشتند. در وهله دوم، نتایج اجرای مدل رگرسیون لجستیک با ارائه معادله پیش بین احتمال رخداد زمین لغزش نشان داد که مدل حاصل با داشتن Pseudo R2 و ROC به ترتیب برابر با 22/0 و 86/0، از توان و کارایی خوبی جهت پیش بینی زمین لغزش ها در سطح حوضه برخوردار بود. به علاوه ضرایب بتای حاصل برای متغیرهای مستقل نشان داد که ترتیب اهمیت متغیرها در وقوع زمین لغزش بدین صورت بود: شاخص پوشش گیاهی، فاصله از جاده، بارندگی، لیتولوژی، فاصله از گسل، ارتفاع، شاخص رطوبت توپوگرافی، شاخص ناهمواری، جهت دامنه، شیب، فاصله از رود. در پایان، لزوم توجه جدی به حفاظت و حمایت از پوشش گیاهی مراتع میان دست و بالادست حوضه با توجه به شرایط ژئومورفیک ناپایدار این نقاط مشخص گردید.
سنجش کالبدی فضاهای عمومی به منظور افزایش امنیت شهری در راستای محیط زیست پایدار با رویکرد CPTED (مطالعه موردی: محلات نوساز و ناکارآمد شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۵
117 - 138
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین مشکلات جوامع امروزی ما وجود تهدیدات و خطراتی است که به طور روزمره در فضاهای شهری شهروندان را تحت تأثیر قرار می دهد. این امر زمانی مشکل سازتر می شود که افراد در فضای زندگی روزمره خود یعنی در محل سکونت خود با رفتارهایی روبرو شوند که باعث عدم احساس امنیت آنها در این فضاها می باشد که در طی آن باعث می شود تا شهر از پایداری در ابعاد مختلف از جمله پایداری زیست محیطی فاصله گیرد. این پژوهش با هدف ایمن سازی فضاهای عمومی شهر ساری در راستای پایداری محیط زیست صورت پذیرفته است که از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی – تحلیلی ومیدانی که با روشهای کتابخانه ای و میدانی و ابزاری فیش،نمودار،کارت مشاهده،پرسشنامه و غیره که با روش نمونه گیری تصادفی اطلاعات جمع آوری گردید. پرسشنامه تنظیم شده تحقیق بین 384 نفر از شهروندان و متخصصان امور شهری در محلات نوساز (192) و محلات ناکارآمد (192) تقسیم و پس از جمع آوری، داده های حاصله در نرم افزار SPSS مورد پدازش قرار گرفت که با استفاده از آزمون T تک نمونه ای وهمبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل داده ها صورت گرفت.نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که وضعیت مؤلفه-های کالبدی در محلات نوساز و ناکارآمد شهر ساری در وضعیت نامطلوبی قرار داشته و با کیفیت مدنظر فاصله بسیاری دارد. در این راستا و در جهت بهبود امنیت شهرساری پیشنهادات متعددی چون فضاسازی بمنظورمشارکت تمام مردم در عرصه های مختلف اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی ارائه گردید.
تحلیل جایگاه ژئوپلیتیک ایران پس از دوران جنگ سرد ودر شرایط نظام قدرت در جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از جنگ جهانی دوم، بشر با دو دوره متفاوت روبرو بوده است که ویژگی های خاص خود را دارد؛ دوران جنگ سرد ( صلح سرد) (1991-1947) و عصر کنونی که از آن با عناوین مختلف از جمله عصر جهانی شدن یا جهانی سازی یاد می شود. در پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل ژئوپلیتیک ایران درمنطقه پس از دوران جنگ سرد و در شرایط نظام قدرت در جهان پرداخته می شود. یافته ها حاکی از آن است که درعصر جدید سامانه اقتصاد محور، بر مبنای ترتیبات سیاسی و با هدف کسب برتری های اقتصادی شریانهای حیاتی اقتصادی و تمرکز ویژه ای، حداقل درحوزه جغرافیایی خاورمیانه بر روی انرژی است. از این رو اهمیت و نقش کشورها وابسته به برتری های اقتصادی آنها است که موقعیت جغرافیایی آن ها نیز در این میان بسیار حائز اهمیت است. دراین میان باید اظهار داشت که نقش قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای در ایجاد تحولاتی که همه کشورها از جمله ایران را پس از صلح سرد تحت تاثیر سیاست های منطقه ای خود کرده است که این امر باعث ایجاد اختلاف های شده است.
ارائه مدل مفهومی از مولفه های فضای زیست پذیر با نگاه بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طراحی بیوفیلیک یکی از نیازهای مهم سده جدید و پاسخی منطقی در برابر مشکلات بوجود آمده است. اکثر تئوری های ارائه شده توسط پژوهشگران غربی است و به لحاظ تفاوتهای فرهنگیشان با فرهنگ ایرانی، هدف اصلی این پژوهش، تطبیق اصول نگرش بیوفیلیک با اصول معماری در اقلیم گرم و خشک و دستیابی به مولفه های موثر بر خلق فضای زیست پذیر با نگاه بیوفیلیک در شهر جدید هشتگرد ایران می باشد.پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و روش انجام آن "توصیفی-تحلیلی" می باشد. برای جمع آوری داده ها از روشهای اسنادی (برای تبیین شاخصها) و پیمایشی (مشاهده و پرسشنامه) استفاده شده است. با توجه به کمی بودن پژوهش، از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها و از SPSS برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است.شهر جدید هشتگرد به عنوان محدوده مورد مطالعه انتخاب و بررسیها پیرامون دستیابی به مولفه های موثر بر خلق فضای زیست پذیر با نگاه بیوفیلیک انجام شد، نتایج حاکی از همبستگی مستقیم بین متغیرهای طراحی بیوفیلیک و زیست پذیری است و براساس ضریب بتا، معیار "بیومورفی" بیشترین تاثیر را بر حصول زیست پذیری دارد و معیارهای آموزش و آگاهی، فرهنگ و اجتماع به ترتیب در مرتبه دوم و سوم می باشند. .در پایان مدلی )طراحی هرمی شکل( برای دستیابی به زیست پذیری در شهر جدید هشتگرد ارائه گردید.
بررسی عوامل موثر بر کاهش مصرف انرژی شهری برای پایداری کلانشهرهای هوشمند (نمونه موردی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آینده نزدیک، عملکرد خودکار و هوشمند بودن شهرها به عنوان یک نیاز حیاتی برای بهبود رفاه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی شهروندان تبدیل خواهد شد. فناآوری های هوشمند شهری، سهم مهمی در توسعه پایدار شهرها دارند و شهرهای هوشمند را به یک واقعیت تبدیل می کنند. در این مفهوم، پایداری انرژی شهرها به یک نگرانی جهانی تبدیل شده است، و طیف گسترده ای از تحقیقات و چالشها را با خود به همراه داشته است که بسیاری از جنبه های زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد. ساختمان ها که یک زیرسیستم شهری را تشکیل می دهند در واقع، ساختمان ها سنگ بنای انتشار دی اکسید کربن در مقیاس جهانی هستند. از این رو تحقیق حاضر به دنبال شناسایی عوامل موثر بر کاهش مصرف انرژی شهری برای پایداری کلانشهرهای هوشمند می باشد. تحقیق حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی بوده، حجم نمونه هم 15 نفر از مدیران شهری، مدیران و اساتید فناوری اطلاعات و ارتباطات است. تجزیه و تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS بدست آمد. نتایج نشان می دهد که بیشترین تأثیرگذاری بر کاهش مصرف انرژی در راستای پایداری شهری را در کلانشهر تبریز مربوط به شاخص کالبدی (PH)، شاخص رضایت و آسایش شهروندان (SA) و ﻣﺪیﺮیﺖ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژى و کﺎﻫﺶ ﻣﺼﺮف آن. (CM) به ترتیب با ضرایب استخراج شده بر اساس مدل ساختاری تحقیق 965/0، 960/0 و 902/0 می باشد. بنابراین برای کاهش مصرف انرژی برای پایداری در کلانشهر شهر تبریز بکارگیری روشهای توسعه شهری هوشمند به همراه پیش بینی ساختمانهای هوشمند بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
بررسی تأثیر زبان شعر آزاد بر غزل امروز و ابعاد جغرافیای ادبی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزل یکی از محبوب ترین قالب های شعر فارسی است که به سبب قابلیت های منحصر به فردش از آغاز پیدایش خود تاکنون در شعر فارسی حضوری مستمر داشته است. در دوران معاصر، همگام و همراه با رواج شعر نیمایی تلاش ها برای ایجاد تحول در قوالب شعر فارسی به ویژه غزل، آغاز شد. این تحولات عمدتاً به جهت پویایی قالب مذکور و هماهنگی و متناسب کردن آن با تحولات جامعه صورت گرفته است. زمانی که شعر نیمایی در جامعه ادبی ایران رواج یافت و نیز با تکیه بر تحولات وسیعی که نیما و شاگردانش در عناصر مختلف غزل ایجاد کردند شاعران نوگرای معاصر با تلفیق غزل سنتی و شعر آزاد شعری را پدید آوردند که غزل نو نامیده شد. شعر نو در همه اشکالش بر زبان، بیان، اندیشه، بلاغت و زیبایی شناسی غزل اثر گذاشته و قصد این پژوهش بررسی تاثیر زبان شعر آزاد بر غزل امروز است. این تاثیرپذیری در حوزه «زبان» در شعر شاخص ترین شعرای جریان غزل نو شامل حسین منزوی، منوچهر نیستانی، سیمین بهبهانی، محمدعلی بهمنی و محمدسعید میرزایی با روش توصیفی - تحلیلی تبیین شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شاعران این جریان با تکیه بر ظرفیت ها و پشنوانه غنی قالب غزل و نیز تعامل مثبت با جریان های نوی شعر معاصر به ویژه شعر آزاد، هر کدام به گونه ای از تکنیک ها و قابلیت های شعر آزاد در غزل خود بهره برده اند. ورود واژگان تازه، معمولی و محاوره ای به شعر، ترکیب های تازه، اضافه صفت بر اسم و... از جمله این تأثیرپذیری ها در حوزه زبان بوده است.