فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۶۱ تا ۲٬۷۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
67 - 86
حوزههای تخصصی:
ارتباط تنگاتنگ امنیت با توسعه گردشگری در مناطق برخوردار از جاذبه های طبیعی و تاریخی، مقوله ای انکارناپذیر است. استان ایلام با دارا بودن جاذبه های طبیعی و جنگل های انبوه زاگرس غربی و وجود منابع آبی بسیار فراوان و همچنین برخورداری از اقلیم توریسم مساعد گردشگری و وجود جاذبه های تاریخی فراوان از جمله قلعه ها، معابد، آتشکده ها و برج ها، آینده روشنی برای توسعه گردشگری این منطقه را نوید می دهد. به رغم وفور چنین جاذبه هایی در آن منطقه، به نظر می رسد احساس فقدان امنیت لازم در گردشگران، سبب عدم اقبال کافی در انتخاب آن به عنوان مقصد سفر گردیده است. پژوهش توسعه ای-کاربردی حاضر با روش توصیفی- تحلیلی با هدف آینده پژوهی و پاسخگویی به سؤال اصلی «چرا به رغم وجود جاذبه های فراوان گردشگری و امنیت نسبتاً کافی، رغبت گردشگران به انتخاب ایلام به عنوان مقصد سفر، به فراوانی جاذبه های آن نیست؟» و به منظور آزمون صحت فرضیه «وجود عواملی اجتماعی-سیاسی منجر به احساس عدم امنیت مانع از ترسیم تصویر روشنی از ایلام، سبب حذف این استان از انگاره های انتخاب گردشگران گردیده است»، اقدام به گردآوری داده ها به صورت اسنادی و کتابخانه ای نموده است. یافته های این پژوهش گواه آن است که اهتمام به شناسایی و رفع مخاطرات سیاسی، اجتماعی و محیطی در این استان مرزی، بهبود تصویر ذهنی گردشگران و رغبت آنان به انتخاب ایلام به عنوان مقصد سفر و در نتیجه، شکوفایی صنعت گردشگری منطقه در آینده را در پی خواهد داشت.
تحلیل آینده پایدار بافت فرسوده با رویکرد آینده پژوهی (نمونه موردی: مناطق تاریخی شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
125 - 142
حوزههای تخصصی:
در جهان معاصر با پیشرفت سریع علم و تکنولوژی، سیستم برنامه ریزی شهری نیز با دگرگونی هایی مواجه شده است. آثار آن ها می تواند جهت پیشرفت شهر چالش برانگیز باشد. برنامه ریزی شهری که قبلاً مبتنی بر سیستم سنتی بوده است. امروزه به نظر می رسد از توازن و پاسخگویی لازم جهت اصلاح و حل مشکل بافت های فرسوده برخوردار نیست؛ بنابراین رویکرد آینده پژوهی به برنامه ریزان کمک می کند تا آینده را بهتر دیده و از پیامدهای منفی به ویژه در بافت های قدیمی تا حد امکان جلوگیری نماید. آینده پژوهی بافت های فرسوده به منظور ارتقاء سطح زندگی و رونق شهری در سال های آتی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش از نظر ماهیت از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ داده از نوع تحقیقات کمی محسوب می شود که به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده ها از نظرات متخصصین و کارشناسان در قالب فرم های نظرسنجی، تهیه و برای تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک آینده پژوهی استفاده شده است. ابزار تجزیه وتحلیل داده ها در این پژوهش نیز نرم افزار Micmac بوده است. هدف اصلی این تحقیق دستیابی به سناریوهای پیش روی بافت قدیمی کلان شهر ارومیه در افق 1420 است. مهم ترین عوامل کلیدی و پیشران در رابطه با آینده پژوهی بافت فرسوده در بافت قدیم شهر ارومیه شناسایی گردید. نتایج این تحقیق نشان می دهد 13 عامل کلیدی در آینده بافت قدیمی شهر ارومیه تأثیرگذار خواهد بود؛ و سپس با توجه به عوامل کلیدی شناخته شده سناریوها در چهار حالت (سفید، خاکستری، نارنجی و سیاه) برای بافت قدیمی پیش بینی شده است.
تحلیل ادراکی-محیطی تأثیر بلند مرتبه سازی بر روی وضعیت اجتماعی شهروندان ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸
564 - 587
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، سعی کرده است تا به بررسی ادراک محیطی تأثیر بلندمرتبه سازی بر روی وضعیت اجتماعی شهروندان شهر ساری بپردازد. بدین منظور و با توجه به اهداف و فرضیه های تحقیق، پرسشنامه ای تنظیم شده که حاوی تعدادی سئوالات فردی و زمینه ای در رابطه با ویژگی های جمعیت شناختی، اجتماعی و فرهنگی سرپرست خانوار و مشخصات فیزیکی مسکن و نیز تعدادی گویه، جهت بررسی میزان و دلایل رضایت مندی پاسخگویان از زندگی آپارتمان نشینی، میزان و نوع روابط همسایگی و تأثیر آپارتمان نشینی بر میزان روابط همسایگی و گویه های مرتبط با مسائل و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و حقوقی ناشی از آپارتمان نشینی می باشد. جهت تحقق این منظور از 200 نفر از سرپرست خانوارهای آپارتمان نشین خواسته شده است تا در قالب مقیاس لیکرت به ارزیابی آن بپردازند. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از نرم افزار SPSS به دو روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. نتایج توصیفی حاصل از داده های بدست آمده در این پژوهش، نشان داده است که ویژگی های فردی ساکنان در ارزیابی از میزان رضایت آنان از زندگی آپارتمان نشینی مؤثر بوده است. همچنین بر اساس یافته های تحقیق، کاهش روابط همسایگی در اثر آپارتمان نشینی که به تفکیک هر یک از متغیرهای فردی و زمینه ای مورد تحلیل قرار گرفته است، روابط متغیرهای مورد نظر را توصیف کرده است. در تحلیل استنباطی نیز با استفاده از آزمون کای اسکوئر به تحلیل روابط بین متغیرهای فردی و زمینه ای مؤثر بر میزان رضایت مندی از زندگی آپارتمان نشینی و کاهش روابط همسایگی در اثر آپارتمان نشینی پرداخته شد که نتایج حاصل از آن حاکی از معنادار بودن آزمون ها در تمامی تحلیل ها بوده است.
واکاوی اثربخشی راه حل های مبتنی بر طبیعت در کاهش شدت جزیره گرمایی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سرزمین دوره ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
343 - 361
حوزههای تخصصی:
روند سریع شهرنشینی به طور قابل توجهی الگوهای کاربری و پوشش اراضی (LULC) را تغییر داده و با جایگزینی مناظر طبیعی، با سطوح نفوذناپذیر، شدت اثر جزیره گرمایی شهری (UHI) را افزایش داده است. این مطالعه اثربخشی راه حل های مبتنی بر طبیعت (NBS) را در کاهش شدت UHI در شهر قائم شهر ایران با استفاده از داده های دورسنجی و مدل سرمایش شهری InVEST (UCM) ارزیابی می کند. نقشه های LULC برای سال های 2003، 2013، و 2023 از تصاویر ماهواره ای لندست استخراج و پیش بینی های سال 2033 تحت سناریوهای توسعه پایه (BAU) و مبتنی بر طبیعت (NBS) با استفاده از مدل CA-Markov انجام شد. مدل UCM برای تحلیل تغییرات مکانی شاخص کاهش گرما (HMI) با در نظر گرفتن ویژگی های زیست فیزیکی فضاهای سبز و آبی شهری مانند سایه، تبخیر تعرق، و بازتاب به کار گرفته شد. نتایج نشان داد از سال 2003 تا 2013 پوشش درختی (2/15 کیلومترمربع) و پهنه های آبی (8/3 کیلومترمربع) به طور قابل توجهی کاهش یافته؛ درحالی که اراضی کشاورزی (5/55 کیلومترمربع) و ساخت وسازهای انسانی (3/26 کیلومترمربع) افزایش داشته اند. تا سال 2023 تنها 67 درصد منطقه دارای ظرفیت خنک کنندگی بالا (CC>0.9) بود؛ درحالی که این مقدار در سال 2003 حدود 91 درصد بود. پیش بینی ها نشان می دهد حتی با اجرای NBS، در سناریوی BAU، ظرفیت خنک کنندگی منطقه تا سال 2033 حدود 23 درصد کاهش خواهد یافت. بیشترین اثر خنک سازی متعلق به پوشش درختی با کاهش میانگین دمای 32/3 درجه سانتی گراد بود و مراتع با کاهش 21/3 درجه در رتبه بعدی قرار گرفتند. یافته های این پژوهش بر اهمیت اجرای راهکارهای NBS مانند توسعه پوشش گیاهی شهری و استفاده از بام ها و دیوارهای سبز در کاهش اثر جزیره گرمایی شهری و دستیابی به توسعه شهری پایدار تأکید دارد.
شناسایی پهنه های مناسب برای مکان یابی فضاهای سبز چندمنظوره شهری جهت اسکان موقت پس از بحران، مطالعه موردی: شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازتعریف مفهوم فضای سبز شهری نه فقط به عنوان مکانی برای تفریح بلکه به عنوان یک کاربری منعطف و چندمنظوره در شرایط مختلف، می تواند در تاب آوری سکونت و زندگی شهری پس از بلایا تأثیرگذار باشد. بنابراین یکی از اصلی ترین مقاصد در احداث فضاهای سبز چندمنظوره، ارتقای تاب آوری شهری و اسکان موقت می باشد. ازاین رو برنامه ریزی آگاهانه برای جانمایی و احداث فضاهای سبز چندمنظوره، با فراهم کردن شرایطی مطلوب برای س پری ک ردن اوق ات ساکنان در آن و افزایش خدمات رسانی به مصدومان، رویکردی اثرگذار بر کاهش ریسک بحران خواهد بود. هدف از تحقیق حاضر جانمایی بهینه پهنه های سبز چندمنظوره با تأکید بر اسکان موقت در شهر رشت است. روش به کاررفته در این تحقیق، ترکیب رویکرد بهترین – بدترین (BWM) و توابع فازی در GIS می باشد. با تعیین وزن نهایی معیارها و زیر معیارهای مؤثر در مکان یابی فضاهای سبز چندمنظوره و مقایسه آن ها به روش بهترین-بدترین، بیشترین وزن زیرمعیارها در معیارهای "طبیعی"، "سازگاری"، "ناسازگاری" و "کارایی" مشخص گردید که به ترتیب عبارت اند از "فاصله از گسل"، "نزدیکی به مناطق مسکونی"، "فاصله از تأسیسات پرخطر" و "تراکم جمعیتی". سپس پهنه بندی رشت به روش فازی انجام شد و محدوده های بهینه در پنج منطقه رشت مشخص گردید. نتیجه نشان می دهد مناسب ترین مکان ها برای احداث فضاهای سبز چندمنظوره و اسکان موقت در مناطق 3 و 1 به ترتیب با مساحت های"01/967"، "6/718" هکتار در شمال و شرق شهر رشت می باشد. اما از نظر نسبت سطوح بهینه به مناطق، منطقه 2 با نسبت"64/0"، دارای بیشترین نسبت می باشد.
تحلیل توزیع فضایی زنجیره ارزش محصول انجیر (مورد مطالعه: نواحی روستایی بخش کوهمره، شهرستان کوهچنار، استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۷
43 - 63
حوزههای تخصصی:
از رویکردهای نوین در زمینه توسعه کشاورزی، توجه به زنجیره ارزش محصولات کشاورزی می باشد. تا کنون مطالعات چندانی در داخل کشور و بویژه استان فارس، در خصوص زنجیره ارزش محصول انجیر صورت نگرفته است. لذا هدف پژوهش حاضر، تحلیل توزیع فضایی حلقه های مختلف زنجیره ارزش محصول انجیر در سطح روستاهای بخش کوهمره و تحلیل فضایی جایگاه نواحی روستایی در زنجیره ارزش محصول انجیر می باشد. این مطالعه دارای جهت گیری کاربردی و از نظر هدف، توصیفی- تحلیلی می باشد. روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) انجام گرفته است. روایی پژوهش بر اساس نظرات خبرگان و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعه آماری پژوهش، شامل 934 بهره بردار محصول انجیر در روستاهای بخش کوهمره بوده است که با استفاده فرمول کوکران تعداد 270 بهره بردار به عنوان نمونه تعیین شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری t تک نمونه ای، آنووا و دانکن در محیط نرم افزاری SPSS و برای تهیه نقشه از نرم افزار ArcMap استفاده شد. نتایج نشان داد حلقه های تأمین و تولید دارای وضعیت مناسب و حلقه های فرآوری و نگهداری، بازاریابی و فروش و مصرف از وضعیت نامناسبی برخوردار هستند. به لحاظ توزیع فضایی محدوده های شمال شرقی، شرقی و جنوب شرقی، با توجه به موقعیت طبیعی کوهستانی و شرایط اقلیمی دارای وضعیت مناسبی برای فعالیت های باغداری از جمله محصول انجیر می باشد. محدوده های شمالی و مرکزی با توجه به موقعیت پایکوهی، علاوه بر فعالیت باغداری، زمینه را برای فعالیت های زراعی نیز به وجود آورده است. محدوده های غربی و جنوب غربی به دلیل دشتی بودن، فعالیت های زراعی و کشت صیفی جات نسبت به فعالیت های باغداری بیشتر توسعه پیدا کرده است. نتایج نشان دهنده حضور فعال روستاییان در حلقه های تأمین و تولید و عدم حضور در حلقه های فرآوری و نگهداری، بازاریابی و فروش و حضور نیمه فعال در حلقه مصرف می باشد.
تحلیل مکانی ردپای اکولوژیک تولید در بخش کشاورزی، مطالعه موردی: سکونتگاه های روستایی شهرستان بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
53 - 68
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار بیشتر بر روی رویکردهای اجتماعی و اقتصادی تمرکز می کند و این احتمال وجود دارد که منابع محیطی به علت فعالیت های ناپایدار انسان کاهش پیدا کند. محیط اکولوژیک روستا پایه رفاه انسانی در این مناطق تعریف می شود، عدم توجه به بُعد اکولوژیک در ابعاد مختلف توسعه روستایی منجر به بروز مشکلات فراوانی در رویکردهای منتهی به پیشرفت اقتصادی خواهد شد. با توجه به اهمیت توسعه پایدار در مناطق روستایی، در این تحقیق کوشش شده با استفاده از شاخص ردپای اکولوژیک میزان پایداری مناطق روستایی شهرستان بیرجند در بخش کشاورزی اندازه گیری و تحلیل شود. داده ها از طریق پرسش نامه و مصاحبه با 220 نفر کشاورز روستایی در سال 1402 به دست آمد. نتایج این پژوهش در بخش کشاورزی بر حسب خانوار برای 30 روستای مورد مطالعه در 6 دهستان و سه تیپ روستایی کوهستانی، پایکوهی و دشتی ارائه گردید. نتایج نشان داد که میانگین سرانه ردپای اکولوژیک تولید در بخش کشاورزی 33/2 هکتار و میانگین سرانه ظرفیت زیستی 44/80 هکتار بود که نشان دهنده عدم وجود فشار اکولوژیک در بخش کشاورزی این شهرستان است. سرانه ردپای اکولوژیک تولید و ظرفیت زیستی در بخش کشاورزی در روستاهایی با تیپ کوهستانی کمتر از تیپ های دشتی و پایکوهی بود. در این تحقیق مشخص شد که در شهرستان بیرجند رابطه معناداری بین فاصله روستا از مرکز جمعیت و میزان ردپای اکولوژیک تولید آن در بخش کشاورزی وجود ندارد. سرمایه گذاری در بخش کشاورزی مکانیزه و آبیاری قطره ای در راستای تشویق تولیدکنندگان این بخش به بهره وری بالاتر از زمین های کشاورزی و نیل به توسعه پایدار از جمله راه حل های مناسب به حساب می آید.
تبیین الگوی مدیریت شهری در شهرهای حساس به آب، مطالعه موردی: شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر زاهدان در دهه های گذشته با گسترش بی رویه ای مواجه بوده است و تأمین آب آشامیدنی شهروندان این شهر جزء حادترین مشکلات شهر بوده و به شدت با کمبود منابع آب روبه روست. هدف این پژوهش تبیین الگوی مدیریت شهری در شهر حساس به آب زاهدان است که از حیث هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. جمع آوری اطلاعات موردنیاز به دو روش مطالعات اسنادی و میدانی (پرسشنامه) صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل مسئولان، مدیران و کارشناسان حوزه امور آب، شهرداری شهر زاهدان و دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده است. حجم نمونه بر اساس روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر تعیین شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری مانند شایپرو- ویلک، تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تکنیک تحلیل عاملی در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین مدیریت شهری در این شهر حساس به آب با شاخص های حکمروایی حساس به آب (842/.)، سرمایه اجتماعی (860/.)، بهره وری و راندمان (847/.)، زیرساخت های تطبیقی (599/.)، سلامت اکولوژیکی (720/.)، کیفیت فضای شهری (877/.)، مدیریت چرخه آب (703/.)، به حداقل رساندن رسوب گذاری ها (811/.)؛ رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. با توجه به تحلیل عاملی که در این پژوهش مبنا قرار گرفت و با توجه به نتایج این تحلیل، در نهایت یک الگوی سه سطحی مدیریت منابع آب شهری شامل؛ 1- مدیریت پایدار انسانی- اجتماعی 2- بهره وری بهینه و حفاظت اکولوژیکی 3- کیفیت عملکرد شهری. به منظور مدیریت بهینه منابع و مصارف آب در شهر حساس به آب زاهدان، استخراج و ارائه گردید
بازشناسی آیندهِ مراکز خرید از منظر هویت شهر ایرانی-اسلامی بارویکرد تحلیل ساختاری و سناریونگاری (مطالعه موردی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
163 - 178
حوزههای تخصصی:
تغییر شکل فضاهای سنتی خرید از بازار و خیابان به ساخت و ساز بی رویه مراکز خرید، باعث شده تا «مال سازی» تبدیل به رویکرد غالب مدیریت شهری شود. انواع فضاهای خرید، بی آن که شناخت جامعی نسبت به فلسفه شکل گیری و گونه شناسی آنها وجود داشته باشد در حال تسخیر شهر هستند. از روی بررسی آینده این شیوه توسعه مراکز خرید در شهرهای امروزین ضرورتی غیرقابل انکار است. با توجه به این مهم، در مقاله حاضر آینده مراکز خرید از منظر هویت شهرهای ایرانی-اسلامی بررسی شده است. در راستای پاسخگویی به سوالات پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد استدلال منطقی (فرهنگی-گفتمانی) و رویکرد تحلیل ساختاری به صورت توأمان، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و دو پرسشنامه (در جهت تدقیق مدل مفهومی و ارزیابی پایایی و روایی آن (25نفر) و همچنین استفاده از تکنیک تحلیل ساختاری(15نفر)) و مصاحبه (در جهت سناریو نویسی(5 نفر)) استفاده شده است. با توجه به بررسی های انجام شده و مدل مفهومی پژوهش، متغیرهای مطلوبیت مراکز خرید از منظر هویت شهرهای ایرانی-اسلامی مشتمل بر بیست و دو (22) متغیر در قالب شش (6) مولفه می باشد. نتایج حاصل از مقاله حاضر نشان دهنده جهتگیری بالای سناریو ادامه وضع موجود به سمت سناریو پادآرمان شهری است. این امر حاکی از بی توجهی به بستر و زمینه شهرها در توسعه مراکز خرید در لایه های مدیریت و تصمیم ساز شهر است. توجه به نکات مطروحه در الگوهای شهر ایرانی-اسلامی می تواند مسیری آگاهانه از توسعه در پیش روی متخصصان و برنامه ریزان شهر قرار دهد.
Sustainable Tourism Development Strategy for Cold Desert Landscape: Case of Mountainous Village, Nako(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background: Carrying capacity assessment is an important component of maintaining sustainability in the tourism sector. All the concerns in tourism are linked to the number of tourists that visit a particular spot. The study area has beautiful landscapes in the cold desert ecosystem as well as Buddhist distinctiveness, which attracts mass tourism. Nowadays, tourism development has introduced concerns about sustainability and establishing standards for tourist destination capabilities.Objectives: The present study aims to analyze the following objectives: 1) To assess the physical carrying capacity (PCC), real carrying capacity (RCC), and effective carrying capacity (ECC) of selected tourist spots in Nako village and 2) To calculate the parking capacity of the monastery.Methodology: The methods specified in the International Union of Conservation of Nature and Natural Resources (IUCN) were used to measure the carrying capacities of particular tourist destinations in Nako. Three-level techniques were applied to assess the physical (28161 persons), real (4162 persons), and effective (2968 persons) carrying capacities.Results: Results indicate that ECC is the most suitable for the estimation, and the current situation of tourism is underexploited in the study area.Conclusion: There are very small to large types of systems found in Nako, and these systems also support different types of activities. Tourism is a highly practiced activity, and it has environmental, social, cultural, and economic impacts. They are dependent on different parameters and also vary with the changing nature of the interaction. It is found that the present status of tourism activity in the study area is highly underexploited vis-a-vis it carrying capacity.
بررسی و تحلیل تاثیر بافت های تاریخی بر توسعه گردشگری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶
470 - 482
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش بافت های تاریخی در توسعه گردشگری شهرستان گمیشان و شناسایی چالش های پیش روی آن است. محدوده ی مورد مطالعه شامل بافت های تاریخی این شهرستان و جامعه ی آماری ما، ساکنان محلی، مدیران گردشگری، و گردشگران می باشد. حجم نمونه ی تحقیق شامل 150 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب خواهند شد. در این پژوهش از روش ترکیبی (کیفی و کمی) استفاده می شود و ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های طراحی شده برای جمع آوری داده های آماری و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با متخصصان و صاحب نظران گردشگری است. نوآوری این پژوهش در ادغام جنبه های تاریخی و فرهنگی با توسعه گردشگری پایدار در منطقه و ارایه راهکارهای عملیاتی برای بهبود جذب گردشگر می باشد. نتایج نشان می دهد که بافت های تاریخی نه تنها به عنوان منبع جذابیت برای گردشگران عمل می کنند، بلکه در صورت مدیریت صحیح، می توانند به توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه کمک شایانی نمایند. همچنین چالش هایی نظیر تأثیرات منفی گردشگری بر جامعه محلی و زوال میراث فرهنگی نیز شناسایی شده است. این موارد نیازمند مدیریت کل نگر و توانمندسازی جوامع محلی هستند تا به حفظ و بهره برداری بهینه از این میراث تاریخی منجر شوند.
تحلیل توانمندی های روستاهای پیشرو در اشتغال زایی، مطالعه موردی: روستاهای منطقه سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
101 - 115
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های به منصه ظهور رسانیدن توانمندی اشتغال است. توجه به استعدادها و توانمندی های محیطی و انسانی روستا یک ضرورت برنامه ریزی می باشد. بالأخص روستاهایی که پیشرو و جلوتر از دیگر روستاها به صورت بالقوه و بالفعل می باشند. هدف از پژوهش حاضر تحلیل توانمندی های روستاهای پیشرو در اشتغال زایی است. ماهیت این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی – تحلیلی می باشد. در این راستا جمع آوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق 26 روستای پیشروی منطقه سیستان می باشد که اطلاعات روستاها به صورت مشاهده میدانی و مصاحبه با دهیاران و اعضای شورای اسلامی روستا انجام شده است. نتایج گواه از آن است که روستاهای پیشرو منطقه سیستان به لحاظ ویژگی های محیطی و انسانی دارای قابلیت های بالایی جهت ایجاد اشتغال بوده که می تواند الگوی دیگر روستاها باشند. یافته ها نشان می دهد روستای خمر با بیشترین فعالیت های شغلی در ارتباط با ماشین، روستا ماشین منطقه، روستای لوتک با بیشترین فعالیت های خدماتی بازار، روستا بازار و روستای امیرنظام روستای فرش سیستان شناخته شدند. همچنین روستای قلعه نو به عنوان روستای ویژه توریسم و روستای میلک به عنوان روستای بازارچه و مرزی منطقه می باشند. در روستاهای پیشرو در اشتغال نزدیک به 60 نوع فعالیت شغلی، که برخی فعالیت ها قبلاً در روستاها وجود نداشتند، که خود نشان از تنوع فراوان در این روستاها است. این ویژگی ها و توانمندی ها می تواند راهگشای رشد و پیشرفت سایر روستاهای منطقه باشد.
بررسی و تحلیل برخی خصوصیات فیزیوگرافی و پوشش اراضی حوضه آبخیز کوزه توپراقی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
57 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل خصوصیات فیزیوگرافی و پوشش اراضی حوضه آبخیز کوزه توپراقی در استان اردبیل با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی می باشد. در این راستا با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست 9، نقشه توپوگرافی منطقه و استفاده از مدل رقومی ارتفاعی زمین نسبت به تهیه عوامل شیب، جهت شیب، DEM، کاربری اراضی و پوشش گیاهی گردید. نتایج عوامل نشان داد که بلندترین نقطه منطقه مورد مطالعه با ارتفاع 2540 متر در جنوب محدوده مورد مطالعه و پست ترین نقطه منطقه مورد مطالعه با ارتفاع حدودا 1400 متر در قسمت های شمالی حوضه واقع شده است. در منطقه مورد مطالعه، شیب های بیش از 70 درصد در ارتفاعات شمال شرق، جنوب و جنوب شرقی مشاهده می شود و به دلیل کمبود پوشش گیاهی با پوشش کم به ویژه در قسمت های شرقی به شدت در معرض خطر فرسایش می باشند. مناطق کم شیب در حوضه مورد مطالعه بیش تر در نواحی مرکزی واقع شده اند. جهت کلی شیب در حوضه آبخیز کوزه توپراقی جنوب شرقی و شمال شرقی است. به طور کلی در منطقه مورد مطالعه شیب از شرق به غرب و از ارتفاعات به مرکز حوضه کاهش می یابد. از طرفی به منظور تهیه و طبقه بندی نقشه کاربری اراضی حوضه مورد مطالعه از روش ماشین بردار پشتیبان استفاده شد. صحت کلی و ضریب کاپا برای نقشه کاربری اراضی حوضه مورد مطالعه به ترتیب برابر با 93/99 و 99/0 درصد به دست آمد که از دقت قابل قبولی برخوردار بود. همچنین به منظور تهیه نقشه پوشش گیاهی برای سال 1402 از داده های ماهواره لندست 9 استفاده و نقشه عامل تهیه گردید. ازاین رو مقادیر عامل پوشش گیاهی در حوضه در دامنه بین 21/0- تا 85/0 که غالبا قسمت های جنوبی از تراکم بیش تری برخوردار بودند.
نقش آب در مسکن روستایی مازندران و امکان سنجی بازآفرینی کالبدی ساختارهای مدیریت منابع آب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۸۵
133 - 146
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی لزوم توجه به موضوع آب در حوزه های مختلف ازجمله معماری را بیش ازپیش نمایان ساخته است. روش های مدیریت مصرف آب در اقلیم های خشک و نیمه خشک ایران مدتی است که موردتوجه جامعه علمی و اجرایی کشور قرار گرفته است، اما این ملاحظات در مناطق مرطوب به ویژه مناطق حاشیه دریای خزر در نظر گرفته نمی شود. این بی توجهی به موضوع آب در مطالعات مربوط به معماری روستایی منطقه مازندران در شرایطی است که کالبد بناهای با بیشترین تأثیر از آب شکل گرفته اند. هدف این مقاله تحلیل امکان سنجی توسعه سامانه های استحصال آب باران در مسکن روستایی استان مازندران با توجه به سازگاری در سه بعد اجتماعی، کالبدی و نهادی است.
این مقاله پژوهشی کاربردی و کمی است. داده های پژوهش در سه گروه کالبدی، اجتماعی و فنی طبقه بندی شدند. روش گردآوری فراخور هر گروه از داده ها اسنادی، مشاهده و پرسش نامه بوده است. تحلیل داده های کمی از طریق روش دلفی و آزمون کلموگروف-اسمیرنوف توسط نرم افزار SPSS.24 انجام شده است. محدوده مطالعه روستاهای استان مازندران (روستاهای پارسی، شانه تراش، دیوا، کبریاکلا، کوتنا و ورکی) است که در سه گروه «کوهستانی»، «کوهپایه ای» و «جلگه ای» تقسیم شده اند.
یافته های پژوهش نشان می دهد، میزان مشارکت در توسعه سامانه استحصال آب باران در روستاهای کوهستانی و کوهپایه ای استان نزدیک به یکدیگر است اما در روستاهای جلگه ای سازگاری اجتماعی پایین تر از متوسط ارزیابی شده است. در بعد کالبدی نیز سازگاری معماری روستایی بالاتر از متوسط است و این سازگاری در هر سه نوع روستا تقریباً به یکدیگر نزدیک هستند.
ازاین رو، ساختار کالبدی و معماری مسکن روستایی مازندران امکان توسعه سامانه های استحصال آب باران را دارا است. اما در بعد نهادی، ظرفیت های مدیریت روستایی کمتر از متوسط است و می تواند مانع توسعه سامانه های استحصال آب باران در روستاهای مازندران باشد.
تبیین جایگاه حکمروایی خوب شهری با استفاده از روش آمیخته ترکیبی در شهر جدید گلبهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه آنچه که به مسائل و مشکلات شهری دامن می زند، معضلاتی است که نهادهای مدیریتی شهرها و کلان شهرهای کشور مثل شهرداری ها با آن ها درگیر هستند و نارسایی در اطلاع رسانی و شفاف سازی عملکردی، قانونمندی و اجماع و خرد جمعی مسئولان، مشارکت و... موجب کاهش عملکرد آن ها شده است. هدف از پژوهش حاضر تبیین جایگاه حکمروایی خوب شهری با استفاده از روش آمیخته در شهر جدید گلبهاراست. به منظور بررسی وضعیت موجود ابعاد حکمروایی خوب در شهر جدید گلبهار، تعداد 385 پرسش نامه برای شهروندان و تعداد 48 پرسش نامه برای کارشناسان شهرداری و شورای شهر توزیع شد و همچنین با ۱۰ نفر از کارشناسان حوزه شهرهای جدید مصاحبه نیمه ساختار انجام شد و سپس با رویکرد آمیخته که حاصل تلفیق روش های کمی(روش توصیفی - تحلیلی) و کیفی است، وضعیت شاخص های حکمروایی خوب شهری در گلبهار ارزیابی شد. نتایج به دست آمده از تحلیل شاخص های حکمروایی خوب شهری نشان دهنده این است که همه نمرات میانگین آن ها به جز شاخص های قانونمندی، شفافیت و بینش راهبردی که از دیدگاه شهروندان در حد پایین تر از متوسط گزارش شده اند، در محدوده نسبی متوسط- 5 / 2 تا 5 / 3 - هستند.همچنین نتایج تحلیل های کیفی نشان داد که بیشتر نقص و نارسایی هایی که ابعاد حکمروایی در نظام مدیریتی شهر جدید گلبهار با آن دست به گریبان هستند؛ نبود انگیزه و حس تعلق مکانی نداشتن شهروندان، شفاف نبودن قوانین و اعتماد نداشتن شهروندان به مسئولان است.
تدوین الگوی تحقق پذیری طرح های راهبردی ایران (مورد مطالعه: شهر شهرکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
286 - 257
حوزههای تخصصی:
تدوین الگوی تحقق پذیری طرح های راهبردی ایران (مورد مطالعه: شهر شهرکرد) چکیده: پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی – توسعه ای و روش انجام آن توصیفی - تحلیلی است و در زمره تحقیقات کیفی قرار دارد. ایده تدوین الگوی تحقق پذیری طرح های راهبردی ایران بر اساس تعیین میزان موفقیت تحقق پذیری برنامه ریزی راهبردی در بررسی نظام ارزیابی، معیارها و دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده، مورد توجه است. از این رو هدف این پژوهش تدوین معیارها و شاخص های تحقق پذیری(با توجه به نظریه داده بنیاد) به صورت پایلوت روی شهر شهرکرد می باشد، بدین صورت که این الگو اگر بخواهد در شهرکرد ارائه شود، باید چه مشخصه هایی داشته باشد. در این قسمت با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای نظام مند، گردآوری داده های متنی، مصاحبه ای از افراد مطلع در دو حوزه پژوهشی و اجرایی و تحلیل داده ها، طیف گسترده ای از عوامل مؤثر در بکارگیری و تحقق این رویکرد در قالب 22 مقوله اصلی و 129 مقوله فرعی و روابط میان آنها شناسایی شده است. دستاورد این پژوهش شناسایی شاخص های توسعه جهت تحقق پذیری طرح های شهری و همچنین سنجش، رتبه بندی، تحلیل و ارزیابی و ارائه الگویی مطلوب به طور خاص می باشد. با عنایت به یافته های بدست آمده در خصوص پیامدهای تحقق پذیری طرح الگوی بهینه (شهر شهرکرد) مشخص گردید که توسعه مشارکت، بهبود عملکرد شهرداری و توسعه پایدار شهری از جمله مؤلفه های تحقق پذیری طرح های توسعه شهری می باشند.
تبیین و ارائه مدل برندسازی گردشگری در نواحی ژئوتوریستی (مطالعه موردی: تپه های ماسه ای شهرستان رفسنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
59 - 76
حوزههای تخصصی:
برندسازی در گردشگری یکی از مهمترین راهبردها در جهت توسعه فضاهای گردشگری بوده که ضمن برجسته سازی محصولات، موجب تمایز آن از رقبا می شود. مدل برندسازی، فرایند چندبعدی است که در حوزه های مختلف گردشگری قابل ارائه است. نواحی ژئوتوریستی مانند کویرها و بیابان ها، یکی از فضاهای مهم گردشگری در ایران است که برندسازی آن، مورد توجه قرار نگرفته و در سطح بین المللی، فاقد یک برند کارآمد است. در این میان، تپه های ماسه ای شهرستان رفسنجان ، با وجود داشتن ارزش های بالای علمی، اکولوژیکی و فرهنگی، مورد بی توجهی قرار گرفته و برجسته سازی نشدند. بنابراین در این پژوهش فرایند برندسازی تپه های ماسه ای شهرستان رفسنجان، در قالب یک مدل، مورد تحلیل قرار گرفته و برند نهایی، ارائه شده است. داده های پژوهش از طریق 266 نفر از گردشگران ورودی به شهرستان، مشاهدات میدانی و مصاحبه با 52 تن از کارشناسان حوزه گردشگری شامل مسئولان و مدیران، فعالان گردشگری و برخی از پژوهشگران گرداوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از طریق روش کیفی تحلیل مضمون انجام شده است. نتایج نهایی، مدل برندسازی تپه های ماسه ای رفسنجان با 27 مضمون اولیه و 6 مضمون اصلی شامل ارزش های برتر، شخصیت، تصویر برند، بازار هدف، ماموریت و چشم انداز و همچنین ظاهر و کالبد برند نشان می دهدکه در هر بخش، فرایند برندسازی و محتوای آن انجام شده و نهایتا برند نهایی، ساخته و ارائه شده است که می تواند به عنوان شناسنامه و هویت ژئوتوریسم کویری شهرستان رفسنجان و به عنوان الگو مورد توجه قرار گیرد.
تحلیل اثرگذاری مؤلفه های اجتماعی بر الگوی مسکن روستاییان ترکمن نشین (مطالعه موردی: شهرستان رازوجرگلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
109 - 132
حوزههای تخصصی:
مساکن روستایی در ایران با توجه به تنوع اقلیمی و جغرافیایی دارای تیپ های مختلفی است، این مساکن با توجه به ویژگی های جغرافیایی، وضعیت زمین، نوع معیشت، شیوه های زیستی، سبک زندگی و ویژگی های اجتماعی و فرهنگی هر ناحیه ساخته شده اند. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی مولفه های اجتماعی اثرگذار بر الگوی مسکن روستایی مناطق ترکمن نشین ایران و بویژه شهرستان راز و جرگلان در استان خراسان شمالی انجام شده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و نوع آن از نظر هدفْ کاربردی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحققیق، پانزده روستا از بین روستاهای ترکمن نشین واقع در شهرستان راز و جرگلان از توابع استان خراسان شمالی که دارای 13474 نفر حمعیت در قالب 3407 خانوار و با فرمول کوکران در سطح خطای 06/0، حجم نمونه 247 خانوار برآورد و این افراد با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای آزمودن مدل مفهومی پژوهش و بررسی تأثیر ابعاد پژوهش بر الگوی مسکن از رگرسیون چند متغیره و برای تحلیل فضایی از روش PSI استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد رابطه معنادار بین عوامل اجتماعی و الگوی مسکن با مقدار 479/0 در سطح معناداری کمتر از 05/0 و میزان اثرگذاری عوامل اجتماعی نیز بیانگر اثرگذاری بین 7/20 تا 23 درصد است. در تحلیل فضایی الگوی مسکن و عوامل اجتماعی نیز روستاهای یکه سعود سفلی، تش نفس و امانلی در عوامل اجتماعی و روستاهای اشرف الاسلام، گریشتلی باغلی و قره آقاج در الگوی مسکن روستایی وضعیت بهتری داشته و دو روستای امام دره و قره باطر در هر متغیر وضعیت نامناسبی دارند.
بررسی ارتباط توسعه یافتگی و تخصیص منابع در ایجاد سکونت گاه های انسانی جدید در طی سال های 1390 تا 1400 (نمونه موردی: ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۹
120 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط توسعه یافتگی و تخصیص منابع در ایجاد سکونت گاه های انسانی جدید در طی سال های 1390 تا 1400 و در ایران می باشد. روش پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت کاربردی و به لحاظ نوع توصیفی-تحلیلی می باشد که داده های آن به صورت کتابخانه ای گردآوری شده است. تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده به صورت کمی صورت گرفته است. برای بررسی داده های گردآوری شده از روش های متعددی استفاده شده است به طوری که برای وزن دهی به شاخص ها از روش آنتروپی شانون، برای ارزیابی وضعیت توسعه یافتگی استان های کشور از روش تصمیم گیری چند شاخصه ویکور، برای ارتباط یابی میان متغیر سکونتگاه های انسانی (شهر و دهستان) به عنوان متغیر وابسته و متغیرهای تخصیص منابع (بودجه تملک دارایی) و توسعه یافتگی به عنوان متغیر مستقل از روش رگرسیون وزن دار جغرافیایی و برای ارزیابی توزیع سکونتگاه ها از روش توزیع جهت دار استفاده شده است. نتایج نشانگر این است که بیشتر سکونتگاه های انسانی در سال 1390 در موقعیت جغرافیایی شمال غربی کشور پراکنده شده اند که با طی روند زمانی و افزایش تعداد سکونتگاه های انسانی این روند تغییریافته و پراکندگی سکونتگاه های انسانی بیشتر به سمت مرکز کشور کشیده شده است. همچنین ارتباط متغیر سکونتگاه های انسانی (شهر و دهستان) و متغیرهای تخصیص منابع (بودجه تملک دارایی) و توسعه یافتگی نشانگر این است که میزان تأثیرگذاری توسعه یافتگی استان ها و سهم تخصیص منابع در ایجاد سکونتگاه های انسانی از مقدار 28 درصد در سال 1390 به مقدار 58 درصد در سال 1400 رسیده است که دلیل اصلی این موضوع انباشت سرمایه و امکانات در مناطق با توسعه یافتگی بالا می باشد که دلیل ایجاد آن، بازتولید نابرابری منطقه ای در کشور می باشد.
تحلیل ساختاری شاخص های رشد هوشمند جهت شناسایی محرک های کلیدی با رویکرد آینده نگاری (مطالعه موردی: شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شهرها بیش از هر نقاط دیگری تحت تاثیر فعالیت های انسانی قرار دارند، یکی از کارکردهای اساسی در رشد هوشمند با توجه به رشد جمعیت و کمبود امکانات زیربنایی و اراضی، چگونگی گسترش فیزیکی شهر برای جواب گویی به نیاز های فعلی و پیش بینی برای نیازهای آینده شهر است.
هدف: هدف پژوهش تحلیل ساختاری شاخص های رشد هوشمند با رویکرد آینده نگاری می باشد که محرک های کلیدی در آینده شهر ساری را شناسایی و خوشه بندی کرده است.
روش شناسی تحقیق: مقاله حاضر از حیث روش شناسی توصیفی - تحلیلی و از حیث هدف گذاری کاربردی می باشد. در تهیه شاخص های رشد هوشمند داده های نظری با روش اسنادی و داده های تجربی با روش پیمایشی بر پایه تکنیک دلفی تهیه شده است. جامعه آماری تعداد 20 نفر از خبرگان و متخصصان دانشگاهی و پژوهشی حوزه شهری به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. جهت تجزیه تحلیل داده ها و اطلاعات نیز از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم افزار MICMAC استفاده شده است.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو پژوهش شهر ساری می باشد.
یافته ها: 50 محرک های اولیه در 5 بعد رشد هوشمند شهری ( اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی-فضایی،زیست محیطی و دسترسی) شناسایی و خوشه بندی شده است که با نرم افزار میک مک تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان دهنده درجه پرشدگی ماتریس 88/96 درصد می باشد که بیان می کند عوامل انتخاب شده تأثیر زیاد و پراکنده ای بر همدیگر داشته اند و سیستم از وضعیت ناپایداری برخوردار بوده است که اکثر محرک ها در محدوده محرک های دووجهی قرار دارند.
نتایج: 12 محرک کلیدی: سیاست های برنامه ریزی برای افزایش تراکم، بازنگری طرح های شهری و انعطاف پذیر نمودن آنها، توسعه مراکز مدیریت محلی، توزیع مناسب تأسیسات و تجهیزات، تشویق شهروندان و افراد ذینفع در برنامه ریزی و تصمیمات شهر، توسعه محلات با کاربری های مختلط، ایجاد واحدهای همسایگی متراکم، تقسیم مساوی منابع مالی و بارهای مالی، منطقه بندی مختلط، تأکید بر مجاورت کاربری های سازگار، توزیع عادلانه خدمات در سطح محلات و استفاده از زمین های بایر و متروکه شهری هستند که ترتیب در کالبدی-فضایی 7 محرک، اجتماعی-فرهنگی 2 محرک، دسترسی 2 محرک و دسترسی یک محرک موثر بر وضعیت آینده شهر ساری می باشند.