فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۴۱ تا ۲٬۷۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
279 - 301
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study is to examine the protracted border problems of Indonesia - Timor Leste, especially unresolved segments in the Noel Besi - Citrana area. The method used in this research is qualitative research with a case study approach. The findings in this study show that the protracted land boundary problem between Indonesia and Timor Leste, namely the unresolved segment Noel Besi-Citrana, is caused by differences in interpretation between Indonesia and Timor Leste of the 1904 Treaty. Therefore, the Noel Besi River and its estuary, as contained in the 1904 Treaty, are still a matter of debate between Indonesia and Timor Leste. The error in the 1904 Treaty was to define an object using two definitions, geometrically and toponymical, which caused later debate. This condition has an impact on the social conditions of border communities, to be prone to conflict due to the unclear territorial boundaries of the country.
مکان یابی پناهگاه های شهری مبتنی براصول پدافند غیر عامل (نمونه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
195 - 218
حوزههای تخصصی:
مطابق قانون برنامه چهارم توسعه، یکی از محورهای اساسی موضوع امنیّت ملی، بحث پدافند غیر عامل است. فضاهای امن و پناهگاه ها، از بخش های حائز اهمیت در بحث پدافند غیر عامل هستند. در این پژوهش، شهر سنندج با توجه به این که یکی از شهرهای مهمّ و دارای اهمیت نظامی در غرب کشور است، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش شناسی توصیفی- تحلیلی است. برای مکان یابی پناهگاه های شهری از چهار معیار: کاربری های سازگار، کاربری های ناسازگار، کاربری کالبدی و ایمنی و همچنین زیرمعیارهای مؤثر مراکز با عملکرد پشتیبانی(مراکز فرهنگی، آموزشی، درمانی و ورزشی، آتش نشانی، صنعتی و خطرناک، مراکز حساس و مهمّ، تراکم جمعیت، نقاط پرتراکم، فضاهای باز و سبز، معابر اصلی، شیب و فاصله از رودخانه) استفاده شده است. با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیاییGIS و مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP، مکان ها در پنج طبقه، با اولویت های بسیار مناسب تا بسیار نامناسب، جهت استقرار و احداث پناهگاه های شهری به دست آمده اند. نتایج نشان می دهد که مناطق مرکزی شهر سنندج دارای وضعیت های مناسب، نسبتاً مناسب و بسیار مناسب، از حیث استقرار پناهگاه هستند. این مکان ها شامل خیابان های: انقلاب، نمکی، امام، گلشن، چهارباغ، صلاح الدین ایوبی، طالقانی، استقلال، پاسداران، شهدا، قسمت هایی از خیابان کارگر، کمربندی عباس آباد و بلوارهای: بیست وهشت دی، دوازده فروردین، کردستان، بعثت و بلوار علامه حمدی است که می توانند به عنوان مکان های مطلوب برای احداث پناهگاه، مورد توجه قرار گیرند.
ارزیابی روش های آمار کلاسیک در تخمین و بازسازی دمای روزانه کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
103 - 112
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: تصمیم گیری و مدیریت مؤثر درزَمینه توسعه پایدار منابع طبیعی نیازمند دسترسی به اطلاعات دقیق و به روز اقلیمی است. این اطلاعات امکان بررسی نقش تغییرات اقلیمی را در موضوعات گوناگون مهیا می کنند و براساس آن، می توان راهکار های مدیریتی مؤثری را تدوین کرد. در این راستا، پارامتر دما یکی از مهم ترین شاخص های اقلیمی است که نقش محوری را در تحلیل ها و پژوهش های محیطی ایفا می کند. با توجه به نقش اساسی دما در موضوعات گوناگون، دسترسی به داده های دمایی دقیق و جامع اهمیت بسیاری دارد. این داده ها باید به گونه ای باشند که بتوانند تصویری واضح و کامل از الگوهای دمایی، در طول زمان، ارائه دهند. اما متأسفانه، داده های اقلیمی اغلب با مشکلاتی مانند انقطاع آماری و خطاهای اندازه گیری مواجه اند. این مشکلات ممکن است به تصمیم گیری های نادرست و برنامه ریزی های ناکارآمد منجر شوند. در این پژوهش، با استفاده از روش های آماری، سعی شده است داده های دمایی موجود و انقطاع های آماری آنها با استفاده از روش هایی ازجمله مختصات جغرافیایی (گرافیکی)، نسبت نرمال، ضریب همبستگی وزنی و میانگین حسابی که در تکمیل داده های اقلیمی شناخته شده و پرکاربردند، تحلیل و ارزیابی شود. انتخاب روش مناسب از میان این روش ها می تواند دقت تخمین داده های دمایی را افزایش دهد و در تصمیم گیری های مبتنی بر داده های جامع تر و معتبرتر، نقش اساسی داشته باشد. درنَهایت، هدف از این پژوهش معرفی بهترین روش برای تخمین اطلاعات و رفع انقطاع آماری است که پژوهشگران، مدیران و سیاست گذاران را درزَمینه توسعه پایدار و درک بهتر شرایط اقلیمی و اتخاذ تصمیماتی هوشمندانه تر و مؤثرتر، یاری خواهد کرد.مواد و روش ها: در این پژوهش، به منظور رفع خلأ آماری، روش های شناخته شده و محبوب آمار کلاسیک شامل روش مختصات جغرافیایی، نسبت نرمال، ضریب همبستگی وزنی و میانگین حسابی، در تخمین داده های دمایی کشور ارزیابی شد. به منظور بررسی بهترین روش برای تکمیل اطلاعات مفقودی، از اطلاعات 125 ایستگاه استفاده شد. این ایستگاه ها دارای اطلاعات کامل (بدون هیچ گونه مفقودی)، درطول 21 سال (2020-2000 م.) بودند. ازآنجاکه محاسبات گسترده و زمان بر بودند، با انتخاب 10٪ این ایستگاه ها به صورت تصادفی با پراکندگی مکانی مناسب، عملیات پرکردن اطلاعات روی ایستگاه های منتخب انجام شد. اطلاعات ایستگاه های منتخب، در هر مرحله و به صورت جداگانه، حذف و براساس پنج ایستگاه مجاور خود، بازسازی شدند و به منظور ارزیابی روش های مذکور، از معیار های ارزیابی آماری ضریب تبیین (R2)، جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) و میانگین انحراف مطلق (MAD) استفاده شد.نتایج و بحث: با ارزیابی نتایج حاصل از بررسی مقادیر محاسباتی ازطریق روش نسبت نرمال درمقابل مقادیر مشاهداتی، مشخص شد تمامی ایستگاه های مورد بررسی همبستگی بالایی دارند؛ این نکته بیانگر مقبولیت روش نسبت نرمال برای تخمین داده هاست. با توجه به مقادیر متوسط حاصل از ارزیابی نتایج، روش نسبت نرمال، ضریب همبستگی وزنی، مختصات جغرافیایی و میانگین حسابی به ترتیب، با مقدار RMSE معادل 05/3، 28/3، 30/3 و 51/3 درجه سلسیوس، اولویت بندی می شوند. بنابراین روش نسبت نرمال در میان سایر روش های مورد مطالعه از مقبولیت بیشتری برخوردار است و ازاین رو، در رفع مشکلاتی اعم از فقدان اطلاعات، خطای موجود در داده ها و همچنین گسترش دوره زمانی مطالعاتی، می توان از آن بهره برد.نتیجه گیری: در میان روش های مورد بررسی، روش نسبت نرمال به صورت کلی مقبولیت و کیفیتی بیشتر از دیگر روش ها دارد که توصیه می شود در پژوهش های آتی، در محدوده مطالعاتی مشابه، از این روش استفاده شود. در مراتب بعدی، به ترتیب روش مختصات جغرافیایی، همبستگی وزنی و میانگین حسابی قرار دارند. شایان توجه است، با اینکه سایر روش ها در مراتب اهمیت بعدی واقع شده اند، همچنان در برخی ایستگاه ها کارآیی مناسبی نشان می دهند؛ بنابراین در شرایط متفاوت، روش های متنوعی می تواند نیاز به ترمیم داده ها را رفع کند و با توجه به محدوده مورد مطالعه، باید بهترین روش انتخاب شود و به کار رود.
جستاری در برساخت ملی گرایی در جغرافیای سیاسی ایران مبتنی بر مفهوم حکومت مندی در عصر پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۷)
151 - 165
حوزههای تخصصی:
مفهوم حکومت مندی که نخستین بار توسط میشل فوکو در سال 1978 مطرح گردید؛ مشتمل بر مطاله تکنیک ها، فرایندها و رویکردهایی است که در چارچوب آن حکومت ها کلیه ابعاد زیست شهروندان را کنترل می نمایند. در چارچوب این رویکرد شناختی؛ این گفتمان اجتماعی - سیاسی است که در مقطع مشخص از تاریخ بُعد سیاسی فضا را خلق می نماید. در این راستا یکی از قلمروهای موضوعی مهم در چارچوب مفهوم حکومت مندی؛ شناخت چگونگی ساخت مولفه های ناسیونالیسم متأثر از نقش آفرینی گفتمان های حاکمیت می باشد. در این دیدگاه هویت ملی صرفاً جنبه طبیعی ندارد بلکه امری برساخته می باشد که در گذر زمان توسط قدرت سیاسی به صورت خاطره جمعی تثبیت گردیده و احتمال بازساخت در آینده را نیز دارد. در این مقاله کوشش گردیده با اتکا به روش تفسیری و با استفاده از مضمون نظری حکومت مندی گفتمانی؛ چگونگی صورتبندی مفهوم ناسیونالیسم در عصر پهلوی اول و پیامد آن در جغرافیای سیاسی ایران واکاوی گردد. یافته های تحقیق بیان گر آن است که ساخت هویت ملی در عصر پهلوی اول بر مبنای گفتمان سراسربینی ناسیونالیسم باستان گرای ایرانی در جهت همبستگی اقوام و طبقات اجتماعی ساماندهی گردید. ضمن اینکه بخشی از مفصل بندی ملی گرایی بر اساس پیوند دهی و رابطه برساخته در مقابل «دیگری» با ارجاع به مؤلفه های تخاصم ژئوپلیتیک پی ریزی شد. در این انگاره رهبری فره ایزدی تنها عاملی بود که می توانست اقدام به برقراری عدالت فضایی میان اقوام و طبقات مختلف اجتماعی نموده و با انطباق فضایی ملت و سرزمین قادر باشد ساخت جغرافیای سیاسی ایران را تثبیت نماید.
بررسی عوامل اثرگذار بر تحقق هوشمند سازی شهری با رویکرد تاب آوری (مورد پژوهی: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
197 - 212
حوزههای تخصصی:
شهر هوشمند و تاب آور دو مفهوم متفاوت هستند، اما می توانند با یکدیگر ترکیب شوند تا بهبود زندگی شهروندان را در مواجهه با چالش های مختلف تسهیل کنند. استفاده از فناوری های پیشرفته در ساختار شهر هوشمند می تواند به تقویت تاب آوری شهر در مواجهه با چالش های مختلف کمک کند. در این راستا؛ پژوهش حاضر با هدف؛ سنجش نقش عوامل اثرگذار بر تحقق هوشمند سازی شهری با رویکرد تاب آوری در شهر خرم آباد به عنوان یکی از شهرهای میانی کشور تدوین شده است. برای دست یابی به اهداف تحقیق؛ شاخص ها و عوامل اثرگذار با نظر خبرگان حوزه شهر هوشمند که شامل؛ اساتید دانشگاه، مدیران شهری و کارشناسان IT، که شامل جامعه آماری(30تن) می باشند استخراج شدند و در قالب مدل دیمتل فازی مورد تحلیل قرار گرفتند. شدت روابط نهایی هر یک از عوامل طبق نظر خبرگان امتیازدهی شد و در قالب خروجی تحقیق بیان گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ شاخص مدیریت و سازمان دهی نقش مهمی و اثرگذاری در تاب آوری فضاهای شهری خرم آباد با امتیاز (0.147) دارد که جز اثرگذارترین شاخص معرفی شد. یکی دیگر از شاخص های مهم شهرهای هوشمند استفاده از فناوری های نوین با امتیاز (0.0590) است که اثرگذاری زیادی در تاب آوری شهری خرم آباد دارد. سومین شاخص شهر هوشمند و تأثیرگذار میزان مشارکت شهروندان است که بر اساس نتایج حاصل از دیمتل فازی با توجه به کسب امتیاز مثبت (0.0303) جز عوامل اثرگذار شناخته شد. تاب آوری کالبدی با کسب امتیاز منفی حاصل از دیمتل فازی (0.0974-) جز اثرپذیرترین عوامل شناسایی شده است. توسعه شهر هوشمند نیز جز عامل تأثیرپذیر با مقدار امتیاز آن (0.0078-) مطرح گردید. توجه به نقش عوامل اثرگذار می تواند به تحقق شهر هوشمند در خرم آباد کمک کند و در نتیجه تاب آوری شهر را افزایش دهد.
شناسایی عوامل موثر بر ارزیابی اثربخشی تبلیغات تلویزیونی (رویکرد کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تعدد روزافزون رسانه ها، مخاطبان سعی دارند رسانه ای را انتخاب کنند که ضمن متناسب بودن با معیارها و علاقه مندی هایشان دارای تنوع و جاذبه بیشتری باشد. نظر به اهمیت و تأثیرگذاری تبلیغات در جلب نظر مخاطبان و لزوم سنجش میزان اثرگذاری آن، هدف تحقیق حاضر مدل سازی عوامل موثر بر ارزیابی اثربخشی تبلیغات تلویزیونی می باشد. جامعه آماری بخش کیفی را خبرگان آشنا به موضوع پژوهش تشکیل دادند که با روش غیر تصادفی و هدفمند تا اشباع نظری پرسشنامه 15 مصاحبه صورت پذیرفت . در این پژوهش از پرسش نامه محقق ساخته به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز به منظور سنجش و اندازه گیری متغیرهای مورد بررسی استفاده شده است که روایی و پایایی توسط نظرات خبرگان مورد تائید قرار گرفت.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل محتوای کیفی استفاده شد و نرم افزار مورد نظر مکس کیودا می باشد.نتایج نشان داد که ابعاد مدل شامل 31 مولفه می باشد و نتایح مدل سازی نشان داد که مدل برازش مناسبی برخوردار است.
ارزیابی محدوده های مسکن مهر براساس عوامل پایداری (مطالعه موردی: مسکن مهر تعاونی ساز، صنعتی ساز و خودساز شهر سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تجربه پروژه های مسکن مهر در شهرهای ایران به یکی از چالش های برنامه ریزی شهری تبدیل شده و نشان داده است که توجه به نیازهای ساکنین آن در محیط های سکونتی از مهمترین نیازهای هر مسکنی بشمار می آید و با تحقق این مهم می توان پایداری را در این نوع مساکن ارتقاء داد تا رضایتمندی ساکنین افزایش یابد. این پژوهش به دنبال ارزیابی سه محدوده مسکن مهر تعاونی ساز، صنعتی ساز و خودساز شهر سمنان براساس عوامل پایداری مسکن است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و از لحاظ هدف کاربردی است. ابزار جمع آوری داده ها براساس مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی و در قالب توزیع 360 پرسشنامه بصورت تصادفی ساده بوده است. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که ساکنین از معیار کالبدی و زیباشناختی به ترتیب بیشترین و کمترین رضایتمندی را داشته اند. در سطح شاخص ها نیز شاخص های «تأمین کافی امکانات پارکینگ وسایل نقلیه» و «تاسیسات و تجهیزات کارآمد»، بیشترین و شاخص های «چشم اندازهای قابل رویت» و «دسترسی به فضای سبز مناسب» کمترین رضایتمندی را کسب کردند. نتایج معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی بیانگر بیشترین میزان تاثیرگذاری معیار کالبدی در کل محدوده و همچنین در محدوده های تعاونی ساز و خودساز و معیار اجتماعی در محدوده صنعتی ساز است. نتایج روش های مرک و ایداس جهت وزندهی و رتبه بندی سه محدوده نشان داده است که مسکن مهر خودساز، نسبتا پایدار و مساکن مهر تعاونی ساز و صنعتی ساز به ترتیب دارای پایداری کم و عدم پایداری هستند. این نتایج می تواند به برنامه ریزان حوزه مسکن و مدیران شهری جهت بهبود پایداری مسکن مهر شهر سمنان در راستای ارتقای رضایتمندی ساکنین کمک کند.
شرط عدم توفیق در ازدواج: سبک زندگی ناکارآمد در فضاهای پیراکلانشهری (مورد مطالعه: کلانشهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چند سال اخیر در مناطق روستایی-شهری کشور، توجه روستاییان به شهرنشینی نگرش جدیدی را در آن ها به وجود آورده و آنان را با تغییرات در سبک زندگی همراه ساخته است، به طوری که زمینه را برای عدم در ازدواج فراهم کرده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شرط عدم توفیق در ازدواج: سبک زندگی ناکارآمد در فضاهای پیراکلانشهری مشهد می باشد. پژوهش حاضر ازنظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی و رویکرد کمی و ازنظر روش در چارچوب روش توصیفی-تحلیلی قرارگرفته است، جمع آوری اطلاعات به روش پیمایشی بوده و ابزار تحقیق پرسشنامه است، و به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و مدل VIKOR استفاده شد. نتایج نشان داد، از بین شاخص های سبک زندگی ناکارآمد، شاخص تغییرات رفتاری با مقدار میانگین 44/3، بیشترین میزان را در بین جوانان روستایی پیراشهری مشهد به خود اختصاص داده اند. سایر نتایج نشان داد، بین شاخص های کسب زندگی ناکارآمد و عدم توفیق در ازدواج در بین جوانان در روستاهای پیراشهری مشهد ارتباط معنادار و مثبتی در سطح معناداری مشاهده می شود، که از بین شاخص های مطرح شده: تغییرات رفتاری با مقدار تغییرات احتمالی 4532/0 بیشترین و کاربرد فناوری نوین 3421/0، کمترین میزان تأثیر را در عدم توفیق به ازدواج به خود اختصاص داده اند. درنهایت نتایج مدل ویکور نشان داد، روستای کشف با وزن (1)، بیشترین و روستای منزل آباد با وزن (0)، کمترین میزان تأثیرپذیری را از سبک زندگی ناکارآمد در عدم توفیق در ازدواج به خود اختصاص داده اند.
بررسی و پهنه بندی خطر سیلاب حوضه های آبریز شهری با استفاده از مدل های فازی ویکور و روش خطی وزنی (مطالعه موردی: حوضه آبریز ایذه- خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقوع سیلاب یکی از فاجعه بارترین بلایای طبیعی است که از لحاظ تلفات جانی و مالی مقام اول را در میان دیگر حوادث طبیعی دارا است. پهنه بندی و پیش بینی سیلاب می تواند یکی از مؤثرترین روش های غیر سازه ای در مدیریت سیلاب جهت کاهش خطرات و خسارات ناشی از آن باشد. هدف از این پژوهش پهنه بندی و مقایسه خطر وقوع سیلاب در حوضه آبریز شهر ایذه با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند معیاره MCDM) ( می باشد. ابتدا بر اساس عوامل موثر در وقوع سیلاب که شامل: بارش، ، شیب، جهت شیب، سازند های زمین شناسی، فاصله از آبراهه، کاربری اراضی و ارتفاع می باشند در محیط ARC MAP پردازش و رقومی سازی شدند. سپس این پارامترهای طبقه بندی شده و با استفاده از روش وزن دهی سلسله مراتبی (AHP) لایه ها به صورت دو به دو توسط نرم افزار Expert Choice وزن دهی شدند. در مرحله بعد داده های مد نظر به نرم افزار Idrisi منتقل شدند پس از تغییر فرمت آن ها و استاندارد سازی آن ها بر اساس توابع فازی وارد مدل های فازی شدند؛ و در نهایت نقشه های پهنه بندی خطر سیلاب در محدوده حوضه آبریزشهر ایذه با دو روش ویکور و روش خطی وزنی تهیه گردید. نتایج بدست آمده نشان می دهد که عامل بارش، ارتفاع و شیب بیشترین تاثیر را بر ایجاد سیل در حوضه مورد مطالعه دارند و مناطق شرق و جنوب شرق بیشترین پتانسیل سیل خیزی را دارا هستند، همچنین بر اساس مدل های VEKOR و WLCبه ترتیب 16 و 80/13درصد از منطقه در طبقه با خطر بسیار بالا قرار دارد.لذا انجام اقدامات حفاظتی و آبخیزداری در حوضه آبریز ایذه در جهت کاهش خسارت سیلاب و مدیریت بهینه آن ضروری است
ارزیابی ژئومورفودایورسیتی حوضه لوت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
63 - 78
حوزههای تخصصی:
ارزیابی ویژگی های ژئومورفولوژیکی یک قلمرو از طریق مقایسه درونی و بیرونی و همچنین ارزش علمی و زیبایی شناختی آن ها ژئودایورسیتی نامیده می شود. ارزیابی ژئودایورسیتی گامی اساسی در جهت حفاظت زمین شناختی به شمار می رود. مکان هایی که از تنوع بالایی برخوردار باشند نقش مهمی در توسعه گردشگری و به تبع آن توسعه پایدار مناطق خواهند داشت. در این راستا این پژوهش سعی دارد ژئودایورسیتی حوضه لوت را موردبررسی قرار دهد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی است که به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. بدین منظور از روش GmI استفاده شده است. این شاخص مشتمل بر جمع جبری پنج فاکتور تنوع زمین شناسی، تنوع تراکم زهکشی، تنوع زبری ناهمواری، تنوع شاخص وضعیت شیب و تنوع طبقه بندی لندفرم می باشد. نتایج نشان می دهد از نظر شاخص ژئومورفودایورسیتی در تمامی شاخص ها، منطقه مطالعاتی دارای ارزش و جایگاه بالایی است. فعالیت های کهن و جدید زمین ساختی باعث ایجاد لندفرم های متعدد نظیر مخروط های آتش فشانی و پهنه های بازالتی شده است. از سوی دیگر حاکمیت فرایندهای بیرونی در قسمت های وسیعی از حوضه باعث شکل گیری انواع لندفرم ها نظیر اشکال فرسایش بادی کلوت ها و تپه های ماسه ای در مقیاسی وسیع گردیده است. بدین ترتیب منطقه از نظر ژئودایورسیتی دارای جایگاه برجسته ای بوده و شایسته توسعه ژئوتوریسم و حفاظت زمین شناختی می باشد.
Determinants of Entrepreneurial Orientation of Rural Women Who Are Members of Microcredit Funds, Case Study: Western Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
23 - 39
حوزههای تخصصی:
Purpose- Existing literature shows that women, especially rural women, play a prominent role in the development of small and medium-sized businesses; however, few studies have explored factors affecting the perceptions and entrepreneurial tendencies of rural women in developing countries, especially in Iran. The present study was conducted to investigate the determinants of entrepreneurial tendencies of rural women, who are members of microcredit funds, in western Iran (Kermanshah province).Design/methodology/approach- This is an applied study of a correlational-descriptive nature with a quantitative approach that uses a survey method for data collection. The study population consists of all female members of microcredit funds in Kermanshah city (n = 626 people). Using Bartlett et al.'s table, 201 people were chosen as the research sample using a stratified random sampling method. They were selected by proportional assignment. The main data collection instrument was a questionnaire whose validity and reliability were confirmed using content validity, convergent validity, combined reliability and Cronbach's alpha. Data analysis was conducted using SPSS and Smart PLS software.Findings- According to the results, the latent variables of social capital, recognition of opportunities and entrepreneurial skills had a positive and significant effect on the entrepreneurial tendency of rural women who are members of the microcredit fund; however, the positive and significant effect of entrepreneurial education on the entrepreneurial tendency of rural women was not confirmed. In addition, the findings showed that social capital has a positive and significant effect on entrepreneurial tendency through opportunity recognition.Originality/value- The findings of this research have theoretical and practical implications for the development of entrepreneurship among rural women. That is while enriching literature on the subject, it helps policy makers focus on communication and social interactions, strengthen entrepreneurial skills and introduce entrepreneurial opportunities to develop entrepreneurship among rural women.
پیش بینی فرسایش خندقی و شناسایی عوامل موثر بر آن با استفاده از مدل حداکثرآنتروپی و مدل های تغییر اقلیمی BCC-CSM2-MR برای سال های 2020-2040 (مطالعه موردی: حوضه آبخیز علامرودشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
163 - 141
حوزههای تخصصی:
فرسایش خندقی یکی از مخاطره آمیز ترین انواع فرسایش آبی است که موجب تخریب اراضی و برهم خوردن تعادل منابع زیستی و محیط زیست می شود. هدف این مطالعه عوامل موثر در فرسایش خندقی، پیش بینی و پهنه بندی فرسایش خندقی با استفاده از مدل حداکثر آنتروپی در حوضه آبخیز علامرودشت در استان فارس پرداخته شد. ابتدا موقعیت خندق ها از طریق بررسی های میدانی، عکس های هوایی و با استفاده از تصاویر نرم افزار گوگل ارث تهیه گردید و سپس در محیط نرم افزار GIS لایه رقومی خندق ها نیز به صورت نقطه ای تهیه گردید، در مرحله بعدی شاخص های فیزیوگرافی حوضه در نرم افزار ARC GIS تهیه شد. در این تحقیق با عملیات میدانی در منطقه مورد مطالعه و نمونه برداری از خاک و انجام آزمایش نقشه بافت خاک در نرم افزار GIS تهیه شد و نقشه کاربری اراضی و تراکم پوشش گیاهی با استفاده از تصاویر ماهواره لندست تهیه گردید و سپس هریک از شاخص ها در محیط GIS اضافه گردید. برای اجرای مدل حداکثر آنتروپی از 70 درصد داده ها برای آموزش مدل و 30 درصد برای آزمون مدل استفاده شده است. در این مطالعه با استفاده از آزمون جک نایف میزان تأثیر هر یک از شاخ ها بر دیگر شاخص ها مشخص شده که در نهایت تأثیرگذارترین شاخص ها معرفی شد. جهت اعتبار سنجی مدل جهت پهنه بندی فرسایش خندقی منطقه مورد مطالعه با استفاده از منحنی (ROC) و مساحت زیر منحنی (AUC)مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که شاخص های اقلیم، شیب، زمین شناسی، کاربری اراضی، جهت شیب و ارتفاع تأثیرگذارترین شاخص ها در ایجاد فرسایش خندقی است و میزان AUC=0.997 برای آموزش و اجرای مدل در سطح عالی است.
تأثیر انسو بر عناصر اقلیمی شهرستان دوگنبدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
163 - 176
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عوامل اثر گذار بر نوسانات آب وهوایی سال به سال هر منطقه، نقش الگوها و شاخص های آب و هوایی دور از منطقه مورد نظر است. از جمله مهمترین و قوی ترین الگوهای پیوند از دور که در مقیاس جهانی بر پدیده های هواشناسی در اکثر مناطق کره زمین تاثیر می گذارد، پدیده انسو است. انسو از دو واژه النینو[1] و نوسان جنوبی[2] گرفته شده است. النینو جریان آب گرمی است که در زمان تضعیف بادهای تجارتی جنوب شرقی در نیمکره جنوبی به سمت جنوب و در طول ساحل جنوبی اکوادور و ساحل شمالی پرو در طی تابستان نیمکره جنوبی جریان می یابد. با توجه به اهیمت تاثیرات این پدیده اقلیمی بر آب و هوای مناطق مختلف کره زمین در این پژوهش اثرات آن بر آب و هوای شهر دوگنبدان (مرکز شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویر احمد) بررسی شده است. بدین منظور از داده های میانگین دمای ماهانه و سالانه و مجموع بارش ماهانه و سالانه ایستگاه سینوپتیک دوگنبدان برای یک دوره آماری 22 ساله (2006-1985) و همچنین مقادیر ماهانه و سالانه شاخص نوسان جنوبی بهره گرفته شده است. بررسی ها به کمک روش های آماری صورت گرفته و نتایج به صورت گرافیکی ارائه و تحلیل شده است. نتایج نشان داد که در مقیاس ماهانه و سالانه ارتباط معناداری بین دما و رخداد النینو و لانینا وجود ندارد. بنابراین تاثیر رخداد انسو بر دمای شهر دوگنبدان بسیار ناچیز است. برخلاف دما، ضمن مشاهده روند خطی افزایش بارش در دوره آماری، غالبا همزمان با رخداد النینو شاهد افزایش بارش و در زمان رخداد لانینا شاهد کاهش بارش بوده ایم و همبستگی خوبی نیز بین بارش ایستگاه دوگنبدان و شاخص نوسان جنوبی وجود دارد.
تحلیل عوامل مؤثر در ایجاد دلبستگی به مکان در بازار تاریخی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
135 - 154
حوزههای تخصصی:
دلبستگی به مکان در بازارهای تاریخی یکی از عوامل کلیدی در حفظ هویت شهری و تعاملات اجتماعی است. هدف این پژوهش تحلیل عوامل مؤثر در ایجاد دلبستگی به مکان در بازار تاریخی تبریز و ارتباط این عوامل با دلبستگی مکانی است. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و داده ها با استفاده از پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت پنج نقطه ای جمع آوری شد. جامعه آماری تحقیق شامل بازدیدکنندگان از بازار تاریخی شهر تبریز است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با جامعه آماری نامحدود 250 نفر تعیین شد. نمونه گیری به صورت گلوله برفی و هدفمند اجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. برای تحلیل داده ها، تحلیل تاییدی عاملی مرتبه دوم، تحلیل رگرسیونی و ضریب همبستگی پیرسون بکار گرفته شد. نتایج تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان داد که از بین عوامل اصلی تحقیق عوامل هویتی-تاریخی با بار عاملی 88/0 بیشترین تأثیر را بر دلبستگی به مکان در بازار تاریخی شهر تبریز دارد و عوامل کالبدی با بار عاملی 71/0 کمترین تأثیر را بر دلبستگی افراد به بازار تاریخی شهر تبریز دارد. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که عوامل هویتی-تاریخی با اثر کل 59/0 بیشترین تأثیر را بر دلبستگی به مکان در بازار تاریخی شهر تبریز دارد و عوامل کالبدی هم با اثر کل 36/0 کمترین تأثیر را بر دلبستگی به مکان در بازار تاریخی شهر تبریز دارد. نتیجه گرفته می شود که ارزش های هویتی- تاریخی بازار تبریز تأثیر مهمی بر دلبستگی به مکان دارند و تقویت این عوامل می تواند به حفظ هویت تاریخی و اجتماعی بازار کمک کند.
تبیین ژئواکونومیک امکان سنجی خام فروشی منابع نفت و گاز در حکمرانی پیشرفت کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
240 - 267
حوزههای تخصصی:
خام فروشی در کشورهای نفت خیز از مسائل اساسی آنهاست. در این میان، ایران یکی از کشورهایی است که از این مساله رنج می برد. به نحوی که در اسناد بالادستی بر توقف صادرات نفت خام تاکید دارد. در پیش نویس سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هم به عنوان سند فرادستی کلیه اسناد سیاست گذاری کشور به کاهش مستمر صادرات مواد خام و جایگزینی آن با زنجیره ای از تولید ارزش افزوده تاکید شده است. با این فرض به بررسی این موضوع با بهره گیری از تجربیات جهانی به روش اسنادی پرداخته شده است تا با برگزیدن رویکردی مناسب برای تحقق تدبیر سند الگو نائل آمد. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک و قابلیت های ژئواکونومیک انرژی کشور، رویکرد توسعه و تکمیل زنجیره ارزش نفت و گاز، رویکردی ضروری، راهبردی و آینده نگرانه برای حکمرانی پیشرفت کشور است که تحقق این مهم، مستلزم برگزیدن رویکرد تلفیقی و ساخت پتروپالایشگاه هاست که با اتکاء فناوری های پیشرفته، می تواند زمینه کاهش مستمر خام فروشی را فراهم کند
مدل سازی توزیع غلظت آلاینده های NO2 و O3 با توان تفکیک مکانی مناسب با استفاده از تلفیق داده های زمینی و ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: آلودگی هوا یکی از مهم ترین بحران هایی است که امروزه اکثر کشور ها با توجه به پیشرفت صنعت و فنّاوری با آن رو به رو هستند. کشور ایران و به ویژه شهر تهران نیز از این پدیده مستثنا نیست. تأثیر آلودگی هوای شهری بر محیط زیست و سلامت انسان نگرانی های فزاینده ای را برای محققان، سیاست گذاران و شهروندان برانگیخته است. برای کاهش تأثیرات منفی آلودگی هوا بر سلامت، اندازه گیری به موقع آن در وضوح زمانی و مکانی بالا اهمیت فراوانی دارد. ازطرفی، ایستگاه های سنجش آلودگی هوا در سطح شهر به رغم صحت بالا در اندازه گیری آلاینده ها، به دلیل محدودیت های زمانی و مکانی و اندازه گیری نقطه ای قابلیت تعمیم پذیری ندارند. راهکار مکمل و بعضاً جایگزین استفاده از سنجش ازدور و داده های ماهواره ای است که با توجه به هزینه بهینه و پوشش وسیع روشی مناسب برای پایش آلودگی هوا به شمار می رود. آلاینده های دی اکسید نیتروژن (NO2) و ازن (O3) از مهم ترین شاخص های آلودگی هوا هستند که در این پژوهش برای مدل سازی توزیع غلظت آن ها در سطح شهر تهران با توان تفکیک مکانی برابر (تقریباً یک کیلومتر) و صحتی بالاتر از داده های ماهواره ای تلاش خواهد شد.
مواد و روش ها: به منظور مدل سازی توزیع غلظت دو آلاینده NO2 و O3 با دقت و توان تفکیک مناسب، از روش نوآورانه مبتنی بر روش درون یابی کریجینگ استفاده شده است. این روش با بهره گیری هم زمان از مزایای داده های ایستگاهی سنجش آلودگی از شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، که با بهره گیری از 21 ایستگاه سنجش آلودگی هوای فعال که در نقاط مختلف شهر تهران مستقر است، بالاترین دقت در اندازه گیری پارامترها را دارند و داده های ماهواره ی سنتینل 5P، که از توان تفکیک مکانی بالا برخوردارند، مدل سازی را انجام می دهد. با توجه به قابلیت های سامانه گوگل ارت انجین، نقشه های توزیع غلظت دو آلاینده در کل مناطق 22 گانه شهر تهران به صورت ماهانه و همچنین داده های ماهواره ای نقطه ای دو آلاینده در مختصات مکانی ایستگاه های زمینی، به صورت ساعتی، روزانه و ماهانه به مدت یک سال از تاریخ 1 فروردین 1400 تا 1 فروردین 1401 در سامانه گوگل ارت تهیه و جمع آوری شد. پس از بررسی همبستگی بین داده های ماهواره ای و داده های ایستگاه های سنجش زمینی و حذف بایاس از داده های ماهواره ای، مراحل مختلف مدل سازی نوآورانه درون یابی کریجینگ به منظور مدل سازی توزیع غلظت دو پارامتر به کار گرفته شد.
نتایج و بحث: به منظور صحت سنجی داده های خروجی حاصل از مدل سازی توزیع آلاینده ها، 70 درصد ایستگاه ها به عنوان داده های آموزش (Train) و 30 درصد ایستگاه ها به عنوان داده های آزمون (Test) انتخاب شدند. این نقاط به صورت تصادفی و برای هر ماه از سال 1400 انتخاب شدند. مدل سازی نقشه نهایی توزیع آلاینده ها با استفاده از داده های آموزش و صحت سنجی مدل سازی انجام شده با استفاده از داده های آزمون انجام شد. این کار با استفاده از محاسبه میانگین خطای بین داده های پیش بینی شده توسط مدل و داده های ایستگاهی مستخرج از شرکت کنترل کیفیت هوای تهران (با واحد ppb) و همچنین محاسبه شاخص RMSE صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که میانگین خطای ماهانه مدل پیشنهادی، نسبت به داده های ماهواره سنتینل 5P از 16.8 به 1.73 درصد برای آلاینده NO2 و از 21.9 به 2.53 درصد برای آلاینده O3 کاهش یافته است. همچنین خطای جذر میانگین مربعات (RMSE) این مدل نسبت به داده های ایستگاهی سنجش آلودگی برای آلاینده NO2 و O3 به ترتیب برابر با ppb 2.79 و ppb 0.86 است. این در حالی است که در حالت مشابه شاخص RMSE نقشه خروجی ماهواره سنتینل 5P نسبت به داده های ایستگاهی سنجش آلودگی برای آلاینده NO2 و O3 به ترتیب برابر با ppb 10.083 و ppb 6.238 است.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه مدل تلفیقی پیشنهادی عملکرد بسیار مطلوبی در مدل سازی غلظت توزیع غلظت آلاینده های مورد نظر در طول سال 1400 با دقت و توان تفکیک مکانی تقریباً یک کیلومتری داشته است، به کارگیری هم زمان داده های ماهواره ای و زمینی در برآورد آلاینده ها توصیه می شود.
امکان سنجی توسعه انرژی های تجدیدپذیر شهری اهواز با رویکرد دفاع غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن 21 میلادی مهم ترین سیاست های جهانی برای کاهش آلاینده های محیطی شامل اقتصاد کم کربن و توسعه انرژی های تجدید پذیر است که این سیاست ها منجر به کاهش گازهای گلخانه ای و صرفه جویی در انرژی می شود؛ اما در راستای رسیدن به این امر چالش های متعدّدی وجود دارد؛ از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیل چالش های توسعه انرژی در شهر اهواز با رویکرد پدافند غیر عامل است. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ روش، پیمایشی و توصیفی–تحلیلی است. اطلاعات لازم در این پژوهش به صورت اسنادی، کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه و مصاحبه) جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان حوزه های شهر و انرژی است. شیوه نمونه گیری در این پژوهش، نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم نمونه است. همچنین، روش آنالیز نیز کمّی بوده که در آن از تکنیک های ARAS, VIKOR استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که مجموعه چالش های موجود به ترتیب در توسعه انرژی زمین گرمایی، انرژی زیست توده، انرژی آبی، بادی و خورشیدی بیشترین اثر ها را دارد. نتایج تکنیک VIKOR حکایت از آن دارد که از میان شاخص های پدافند غیر عامل در کاهش چالش های انرژی تجدید پذیر انرژی خورشیدی با امتیاز 1رتبه اول، انرژی بادی با امتیاز 758/0 در رتبه دوم، انرژی آبی با امتیاز 2220/0 در رتبه سوم قرار گرفته است. همچنین، انرژی زمین گرمایی و زیست توده به ترتیب در پایین ترین رتبه قرار دارد. نتایج ادغام سازی نیز نشان داد که بین شاخص های پدافند غیر عامل و چالش های توسعه انرژی نوعی وابستگی وجود دارد که این وابستگی بسته به هر نوع انرژی تجدید پذیر با یکدیگر متفاوت است. در نهایت، مشخص شد که امکان توسعه انرژی حاصل از خورشید در اهواز زیاد است؛ اما توسعه انرژی حاصل از گرمایش زمین امکان کمی دارد.
مکان یابی برای احداث بندرخشک جهت پشتیبانی از بنادر استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۰
173 - 195
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین و پیشنهاد مکانهای مناسب برای احداث بندر خشک برای پشتیبانی لجستیک از بنادر استان گیلان است.ابتدا شاخصهای الزامی ایجاد بندر خشک مورد مطالعه کتابخانه ای و بررسی مقاله های معتبر روز دنیا قرار گرفت. با نظرخواهی خبرگان دانشگاهی و اجرائی سازمانهای ذیربط، شاخص های مربوطه مورد تصدیق و صحه گذاری قرار گرفت. پس از بررسی آماری حجم بار بنادر استان گیلان و دو استان مازندران و گلستان و در کل 8 استان بیشتر مرتبط با این حوزه و با بررسی نقشه های DEM,Shape file و نیز مسیر ریلی راه آهن استان گیلان و استانهای مجاور و نظر خبرگان و انطباق علمی مشخص شد که برای بهره گیری بیشتر از سرمایه گذاری می بایست تاسیس بندر خشک با فاصله دور از ساحل در استان قزوین انجام شود. لذا شناسائی پارامترهای مهم در مکان یابی مناطق مستعد احداث بندر خشک در استان قزوین با نظرخواهی مجدد از خبرگان انجام و تعداد 20 عامل مهم مشخص شد.سپس تعداد 10 عامل مهمتر که نقشه لایه های اطلاعاتی آن موجود بود بررسی شد و طراحی پرسش نامه مقایسات زوجی برای وزن دهی پارامترهای مورد نظر انجام گردید. با توجه به متغیرها و ضرایب وزنی نسبی شاخص های ارائه شده توسط خبرگان با استفاده از روشAHP، وزن بندی نهائی هر معیار و اولویت بندی معیارها در نرم افزارExpert Choice محاسبه شد. نزدیکی به خطوط حمل و نقل ریلی بعنوان مهمترین فاکتور شناسائی شد. در نهایت با تولید و تحلیل نقشه همپوشانی وزن دار لایه های اطلاعات مکانی از طریق نرم افزار ArcGIS، نقشه 5 اولویت مکانی جایگاه های مستعد جهت احداث بندر خشک تهیه، مشخص و پیشنهاد شدند.
بررسی اثرات مشاغل خانگی بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوارهای روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
131 - 151
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش بی بدیل مشاغل خانگی در روند توسعه اقتصادی روستاها و همچنین جوامع روستایی، تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر آن ها بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوارهای روستایی در بین مددجویان کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان سرخس به صورت پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل 290 نفر از مددجویان کمیته امداد امام خمینی شهرستان سرخس بودند که در قالب طرح اشتغال خانگی، تسهیلات دریافت کرده اند که 201 نفر از آنها، به عنوان نمونه تحقیق، مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن از طریق بررسی و اعمال نظرات اساتید راهنما و مشاور و کارشناسان کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان سرخس و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ تایید شد. نتایج تحقیق نشان داد، مشاغل خانگی بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی نمونه مورد مطالعه در سطح 99 درصد اطمینان، اثر داشتند. یافته های تحقیق حاکی از آن بود که بین متغیر سطح تحصیلات و سابقه فعالیت در مشاغل خانگی با اثرات اقتصادی آن ها در جوامع روستایی، رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد، اثرات اقتصادی و اجتماعی مشاغل خانگی از دیدگاه گروه های جنسیتی و افراد شرکت کننده در دوره های آموزشی مرتبط با شغل، تفاوت معنی داری داشتند.
بررسی تأثیر آگاهی از پیامد و مسئولیت انتسابی در نیات رفتاری متمدنانه گردشگران ساحلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
149 - 160
حوزههای تخصصی:
گردشگری همواره به منزلهٔ یکی از روش های گذران اوقات فراغت مطرح بوده است و تأثیر چشمگیری در محیط زیست انسانی، اقتصاد و معیشت مردم و جامعه بر جای گذاشته است. اطمینان از اینکه گردشگران رفتار متمدنانه ای از خود بروز می دهند و مسئول پیامدهای منفی رفتار خود هستند، که از آن به منزلهٔ مسئولیت انتسابی یاد می شود، برای حفظ رقابت پذیری مقصد های گردشگری حائز اهمیت است و در این میان نقش سواحل، به مثابهٔ یکی از مهم ترین مقصدهای گردشگری، اهمیتی روزافزون یافته است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آگاهی از پیامد و مسئولیت انتسابی در نیات رفتاری متمدنانهٔ گردشگران ساحلی است. روش پژوهش تحلیلی است و جامعهٔ آماری این پژوهش مسافران و گردشگران مقیم تهران و کرج هستند که حداقل یک بار به سواحل دریای خزر سفر کرده اند. برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه استفاده شد و داده ها به روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart Pls تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد هنجارهای شخصی و آگاهی از پیامد در نیات رفتاری متمدنانهٔ گردشگری در زمینهٔ گردشگری ساحلی تأثیر مثبتی دارد و آگاهی از پیامدها در مسئولیت انتسابی، نگرش به رفتار، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده در زمینهٔ رفتار متمدنانهٔ گردشگری ساحلی تأثیر مثبت و معناداری می گذارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت، هرچه گردشگر مطلوبیت بیشتری از انجام رفتارهای متمدنانهٔ گردشگری درک کند، میزان تعهد احساسی او به بروز رفتار متمدنانه افزایش می یابد. شکل گیری نگرش رفتاری متمدنانهٔ گردشگری نتیجهٔ عامل واحدی همچون هنجارهای ذهنی نیست، بلکه ترکیبی از عواملی مانند هنجار شخصی است.