فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۲۱ تا ۲٬۴۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقصد گردشگری فرهنگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا فرصت هایی برای ارائه تصویر و تاریخ منطقه ، که نماد هویت یک جامعه و افزایش نشاط اقتصادهای محلی فراهم می کنند و بازاریابی تجربی، ذهن گردشگران را با ایجاد شناخت ، تفکری خلاقانه و تجربه حل مسائل ، درگیر می کند و به قوه درک و خرد افراد تمرکز دارد.تحقیق حاضر از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی-توسعه ای است و از حیث روش اجرا از نوع تحقیقات توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی قرار می گیرد. اطلاعات مورد نیاز تحقیق از طریق پرسشنامه بدست آمده است. جامعه آماری تحقیق کارشناسان و اساتید مربوطه هستند که بر اساس روش غیر تصادفی و گلوله برفی به تعداد20نفر، انتخاب شدند، و پرسشنامه تحقیق در اختیار آنان قرار گرفت. برای تعیین روابط و سطح بندی ابعاد بازاریابی تجربی در برندسازی گردشگری فرهنگی در شهرستان نیشابور، از روش معادلات ساختاری تفسیری با استفاده از نرم افزار Lisrel انجام شده است. بر طبق یافته های حاصله ، عوامل بازاریابی تجربی در4سطح طبقه بندی شدند. تجربیات حواس پنجگانه که در سطح چهارم مدل قرار دارد، از بیشترین میزان تاثیرگذاری و کمترین میزان تاثیر پذیری درمدل برخوردار است. تجربیات هویت در سطح سوم مدل قرار دارد، پس از تجربیات حسی، بیشترین میزان تاثیرگذاری را نسبت به سایر مولفه ها دارد. پاسخ های رفتاری در سطح دوم مدل می باشد، نسبت به عوامل سطوح قبلی، از تاثیرپذیری بیشتری برخوردار است. تجربیات احساسی، تعاملی و هیجان در سطح اول مدل قرار دارند، کمترین میزان تاثیر گذاری و بیشترین میزان تاثیرپذیری در مدل دارند.
نیازسنجی و اولویت بندی نیازهای اجتماعات محلی با رویکرد ارزیابی مشارکتی روستایی (مورد مطالعه: شهرستان ملکشاهی، استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
298 - 315
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اصلی برنامه های توسعه روستایی، توانمندسازی اجتماعات روستایی و حل مشکلات این اجتماعات از طریق امکانات و ظرفیت های اجتماع محلی است. برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی و پذیرش آن از سوی اجتماع محلی توجه به نیازهای واقعی آن ها از اهمیت اساسی برخوردار است. در این مقاله تلاش شده است تا نیازهای روستاهای شهرستان ملکشاهی از دید اجتماع محلی شناسایی و اولویت بندی شود. میدان مطالعه شامل همه 27 روستای شهرستان ملکشاهی است. روش پژوهش کیفی و نیازسنجی مشارکتی و تکنیک مورداستفاده جلسات گروه های کانونی است. تلاش شده است با برگزاری جلسات گروهی کانونی حداقل 5 نفره و بیشتر و درگیرکردن گروه ها و اقشار مختلف ساکنان روستاها، نیازهای اساسی آنان از دید اجتماع محلی شناسایی و اولویت بندی شود. یافته ها نشان داد چهار نیاز پوشش تلفن همراه و اینترنت همراه، کار و اشتغال، تأمین آب شرب باکیفیت و لوله کشی آب و ایجاد زیرساخت های آموزشی برای تحصیل کودکان مهم ترین نیازهای روستاهای شهرستان ملکشاهی از نظر اجتماع محلی است. نتایج نشان داد نیازهای اجتماعات محلی بیشتر از جنس زیرساختی و معطوف به نهادهای دولتی است و اجتماع محلی با سلب مسئولیت از خود و تحمیل آن بر نهادهای دولتی، انتظار دارد این نهادها نسبت به رفع این نیازها اقدام نمایند. ریشه این مسئله را می توان در تمرکزگرایی اداری سیاسی در کشور و تضعیف سلسله مراتب اجتماعی سنتی و سهم ناچیز دینفعان محلی در مدیریت محلی پیگیری کرد.
گردشگری بیابانی: چشم اندازی جدید در توسعه گردشگری پایدار در ایران (محدوده جغرافیایی: جنگل های بیابانی ام الدبس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۸
141 - 161
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گردشگری بیابانی یکی از خاص ترین و ماجراجویانه ترین انواع گردشگری است که در بسیاری از کشورها جریان دارد. متأسفانه در ایران به دلیل ضعف در زیرساخت ها و راهبردهای مؤثر در این زمینه، توجه به پتانسیل های این نوع گردشگری مغفول مانده است. هدف تحقیق حاضر، ترسیم چشم اندازی جدید در توسعه گردشگری پایدار در ایران در قالب گردشگری بیابانی است که به محوریت جنگل های بیابانی ام الدبس خوزستان صورت می پذیرد.روش شناسی: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی بوده و روش تحقیق بکار رفته در آن کمّی است که با استفاده از مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی نیمه پارامتریک به بررسی موضوع می پردازد.یافته ها: مطابق با یافته های تحقیق حاضر، تفاوت چندانی میان نتایج برازش مدل سنتی رگرسیون وزنی جغرافیایی و مدل نیمه پارامتریک رگرسیون وزنی جغرافیایی وجود ندارد و این مقادیر اثبات می کنند که آزمون معناداری می تواند اثبات کند که تمامی موارد در ناحیه همبستگی قرار دارند. همچنین، مقادیر مرتبط با تخمین پارامترها در این منطقه بالا بوده و این نشان می دهد که ارتقای توسعه اقتصادی گردشگری برای اکثریت اهالی محلی شهرستان بستان نتایج مثبتی به بار خواهد آورد.نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج حاکی از آن است که گسترش گردشگری در منطقه جنگل های بیابانی ام الدبس دارای آثار و پیامدهای مثبت و مؤثری است و گردشگری بیابانی می تواند پتانسیل مثبتی برای افزایش رونق اقتصادی منطقه داشته باشد و در صورت برنامه ریزی و سیاست گذاری دقیق، می تواند در توسعه گردشگری پایدار منطقه نیز مثمر ثمر باشد.نوآوری و اصالت: با عطف به نتایج و یافته های تحقیق حاضر، برای اولین بار امکان توسعه گردشگری پایدار در ایران، با محوریت جنگل های بیابانی مورد تایید و بررسی قرار گرفت.
نووپلیتیک ؛ پارادایمی نو در ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
229 - 269
حوزههای تخصصی:
در دهه پایانی قرن بیستم و با پایان دوره جنگ سرد، جهان شاهد تغییرات شگرفی در نقشه جغرافیای سیاسی خود بوده است؛ که زمینه ساز رقابت های ژئواستراتژیکی نوینی شد. تغییر اول، نگرانی های سیاسی ناشی از پویایی های نظامی بود؛ بطوری که حرکت جهان به سوی یک نظام بی قاعده، چندقطبی با شکل گیری موازنه قدرت و امکان تسلط نظامی ابرقدرت های بزرگ در مناطق کلیدی فر ارسید. تغییر دوم، عمدتاً اقتصادی بود؛ یعنی رشد عظیم سیستم های بازار آزاد در تجارت جهانی و شبکه های درهم پیچیده سرمایه گذاری. در این راستا، سومین تغییر در حال ظهور عبارتست از گسترش انقلاب اطلاعاتی با پیامدهایی از نوع قدرتِ دانش، که در بازیگران غیردولتی نفوذ کرده و منجر به همبستگی جهانی و ایجاد محصول جدیدی برای نظم جهانی شده است. به همین دلیل، گروهی از نظریه پردازان و استراتژیست ها آن را به عنوان مروری بر تغییر پارادایم می پندارند، اما اکثریت آن را با هریک از پارادایم های مهم رئال پلیتیک و ناسیونالیسم مرتبط می سازند.
در این راستا، تعامل میان دانش و قدرت، اصول بسیار ساده ژئوپلیتیک را که اغلب توسط رئال پالیتیک یا سیاست واقع گرایانه فراموش شده است، اصلاح می کند. ژئوپلیتیک نوعی چشم انداز پانوپتیک از قدرت/دانش است که بدنبال ارزیابی موقعیت قطب های قدرت جهان برای کمک به تمرین کشورداری توسط قدرت های بزرگ تعریف می شود. گاه نیز آن را گفتگو درباره سیاست جهانی با تاکید خاص بر رقابت دولتی و ابعاد جغرافیایی قدرت می دانند. از این رو، تعریف و چیستی قدرت و دانش و اعمال آن در ژئوپلیتیک اهمیت به سزایی می یابد. بنابراین، در حالی که ساختارها و حتی پویایی نظم جهانی بشدت در حال تغییر هستند، در مباحث ژئوپلیتیکی پارادایم های جدیدی به ویژه در حوزه غیردولتی مشتمل بر بازیگران جامعه مدنی درحال ظهور می باشند که اصطلاحاً به آن «نووپلیتیک» می گویند. «نووپلیتیک» رویکردی نسبت به حکومت داری است که بوسیله سازمان های غیردولتی به عنوان بازیگران دولتی انجام می شود، و بر نقش قدرت نرم در ابراز ایده ها، ارزش ها، هنجارها و اخلاق از طریق تمام رسانه ها تأکید می کند. این باعث متمایز شدن آن از سیاست واقع گرایانه، که بر ابعاد سخت و مادی قدرت و بر دولت ها به عنوان تعیین کننده های نظم جهانی تاکید دارد، می شود.
نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است: ماهیت استراتژی دانش چگونه به شکل دهی پارادایم نوینی به نام نووپلیتیک با بازیگران جامعه مدنی منجر شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، درهم تنیدگی سه مفهوم کلیدی نووسفر، قدرت نرم و قدرت هوشمند در عصر اطلاعات و تکنولوژی های نوین منجر به شکل گیری پارادایم جدیدی به نام نووپلیتیک شده است. ساخت این نووپلیتیک ها، منطبق با شرایط قرن 21 و وابسته به ماهیت استراتژی دانش/قدرت خواهد بود. زیرا در جهان کنونی، دانش به سرعت در حال تبدیل به منبع قوی تری از قدرت و استراتژی ها می شود، تا آنجا که سیاست واقع گرایانه و فضای بین المللی نمی تواند آن را جذب کند.
ارزیابی خسارت های زیست محیطی و اقتصادی معدن زغال سنگ سنگ دَرکا-آمل بر خاک، پوشش گیاهی و درختان جنگلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۱
151 - 168
حوزههای تخصصی:
استخراج معادن زغال سنگ در هر نقطه از جهان همواره صدمات هنگفتی برای چشم اندازهای طبیعی و جوامع بیولوژیکی فون و فلور به همراه داشته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی خسارت های زیست محیطی و اقتصادی ناشی از فعالیت معدن زغال سنگ سنگ درکا آمل انجام شد. برای ثبت خصوصیات درختان در خارج از محدوده معدن، ترانسکت هایی در چهار جهت اصلی پیاده شد و بر روی آنها پلات های دایره ای 1000 متر مربعی در فواصل 50، 100، 150، 200 و 250 متری اندازه گیری و با قطعات نمونه شاهد مقایسه شد. جهت اندازه گیری شاخص های تنوع زیستی پوشش علفی، تعداد 3 پلات مربعی 5/1×5/1 متر در هر یک از فواصل 5 گانه در هر جهت جغرافیایی اندازه گیری و با قطعات نمونه شاهد مقایسه شد. نتایج نشان داد که شاخص های تنوع زیستی و غنای گونه ای پوشش علفی در فواصل 50، 100 و 150 متری از حاشیه معدن دارای وضعیت نامساعدتری نسبت به فواصل 200 و 250 متری بودند. فراوانی، سطح مقطع و ارزش تجاری درختان سرپا در فواصل 50 و 100 متری از حاشیه معدن دارای کمترین مقدار بود. وضعیت تنوع زیستی گونه های علفی و تراکم و ترکیب درختان جنگلی به دلیل حضور گونه های اصلی و کلیماکس جنگل در فواصل 250 متری و بیشتر، بهتر شده بود. در فواصل 50 و 100 متر از محدوده معدن غالبیت گونه های علفی شدیداً نورپسند و فرصت طلبی همچون تمشک، کارکس، سرخس عقابی و گزنه به واسطه افزایش شدت نور و کاهش تراکم تاج پوشش درختان سرپا مشاهده شد؛ در حالی که با فاصله گرفتن از حاشیه معدن به دلیل افزایش تراکم درختان سرپا و افزایش درصد تاج پوشش، غالبیت گونه های سایه پسند علفی النا، بنفشه، فرفیون، سیکلمن و حتی پامچال بیشتر شد. با توجه به حجم عملیات خاک برداری و خاک ریزی میزان خسارت ایجادشده در این معدن با طول مسیر 7/1 کیلومتر و عرض تخریب 50 متر (مساحت 5/8 هکتار) برابر 000/960/989/1 ریال بوده است. خسارت اقتصادی قطع کامل 1700 اصله درخت جنگلی برابر 000/000/960/6 ریال برآورد شد. مجموع خسارات تخریب خاک و درختان جنگلی در این معدن 000/960/949/8 ریال برآورد گردید. با توجه به نتایج، پیشنهاد می گردد رویکرد جدیدی نسبت به عدم صدور پروانه بهره برداری برای معادن کم بازده در جنگل هایی با ارزش چشم انداز، تنوع زیستی و تفرجی بسیار بالا همچون جنگل های هیرکانی اتخاذ گردد و زغال سنگ موردنیاز کشور از سایر ذخایر معدنی موجود در استان های خارج از محدوده جنگل های هیرکانی تأمین گردد.
شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه اکوتوریسم پایدار در بیابان لوت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
39 - 58
حوزههای تخصصی:
بیابان لوت ازجمله ژئوسیستم های منحصربه فرد ایران و جهان می باشد که سیر تکامل و تحول آن موجبات شکل گیری تنوع ذاتی آن را در کنار انحصار در خصوصیات محیطی فراهم نموده است. این دو ویژگی، یعنی تنوع و منحصربه فرد بودن، موجبات توانمندی های ذاتی این واحد در راستای توسعه گردشگری را فراهم نموده است. به همین منظور پژوهش حاضر، با تکنیک آینده پژوهی به شناسایی، اولویت بندی و تدوین مهم ترین عوامل تعیین کننده توسعه گردشگری بیابان لوت و ارائه چارچوبی مناسب جهت برنامه ریزی در افق 1415 می پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نظر روش، ترکیبی از روش های اسنادی و پیمایشی و از نظر ماهیت بر اساس روش های آینده پژوهی، اکتشافی و تحلیلی است که با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی و کیفی انجام گرفته است. جهت جمع آوری داده ها عمدتاً از روش های اسنادی و دلفی استفاده شده است. همچنین برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار MICMAC استفاده شده است. در ادامه پس از برگزاری جلسات اولیه بحث با بیست نفر از نخبگان و متخصصان گردشگری به عنوان جامعه آماری تحقیق، از بین 40 مؤلفه اثرگذار استخراج شده از طریق مرور منابع و مصاحبه با صاحب نظران امر، تعداد 14 متغیر (دارای بیشترین اهمیت و عدم قطعیت در خصوص موضوع پژوهش) در قالب فاکتورهای توسعه ای به عنوان متغیرهای اصلی شناسایی شدند. یافته ها نشان می دهد، ضمن تحلیل تأثیرات متقابل میان عوامل، 5 نیروی پیشران سازنده بدیل های احتمالی آینده توسعه گردشگری بیابان لوت شامل: برنامه ریزی و سیاست گذاری توسعه گردشگری بیابان لوت، توسعه حکمرانی گردشگری بیابان لوت، تقویت حاکمیت کشور در توسعه گردشگری بیابان لوت، بهبود سیستم اقتصادی و بهبود حمایت مالی و سرمایه گذاری. تشکیل دهنده فضای توسعه و رونق گردشگری بیابان لوت در آینده هستند. در نتیجه با کاربست تکنیک آینده پژوهی و با مدنظر قرار دادن پیشران های کلیدی مذکور، تصمیمات و برنامه ریزی ها در راستای توسعه پایدار اکوتوریسم بیابان لوت جهت دار شده و در مسیر هدفمند قرار خواهند گرفت.
بررسی و ارزیابی شاخص های بیمارستانی با جمعیت به عنوان معیار سلامت در زندگی هوشمند (مورد مطالعه: منطقه 15 تا 20 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۸
256 - 235
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین پیامد های رشد شتابان شهرنشینی و توسعه فیزیکی شهرهای کشور در دهه های گذشته، پاشیدگی نظام توزیع مراکز خدمات شهری بوده که زمینه ساز نابرابری اجتماعی شهروندان و میزان برخورداری از کاربری های خدمات شهری شده است. بیمارستان ها بعنوان بخش جدایی ناپذیر از یک سازمان اجتماعی که وظیفه فراهم نمودن مراقبت کامل سلامت شامل اقدامات درمانی و اقدامات پیشگیری در جمعیت را به عنوان یک معیار مهم در سلامت شهر در هوشمند سازی بر عهده دارد. در این تحقیق به بررسی میزان دسترسی جمعیت به بیمارستان در مناطق جنوب شهر تهران با استفاده از روش 2 مرحله ایی حوضه آبریزشناور و پیش پردازش بلوک های جمعیتی و شاخص های درمانی پرداخته شد. جهت جلوگیری از تورم عرضه وتقاضا نسبت به ایجاد محدوده های دسترسی جمعیت به بیمارستان با روش آنالیز شبکه اقدام و مناطق محروم که دسترسی به بیمارستان نداشتند تعیین گردید. نتایج بیانگرآن است که درمنطقه 15 شهرداری تهران کمتر از 15 درصد کل جمعیت منطقه دارای دسترسی به بیمارستان می باشند، درمنطقه 16 عدم توزیع ، پراکندگی نامناسب وعدم توجه به روند تغییرات و پیش ببینی جمعیت دلایل اصلی عدم دسترسی جمعیت به خدمات درمان وبستری می باشد، درمنطقه 17 نحوه مکان یابی صحیح تنها بیمارستان موجود باعث شده که نیمی از جمعیت به خدمات درمانی دسترسی داشته باشند، درمنطقه 18 مکان یابی نامناسب و عدم توجه به روند تغییرات جمعیت باعث شده که 65 درصد جمعیت به خدمات درمانی دسترسی کافی نداشته باشند، درمنطقه 19 عدم توجه و برنامه ریزی و نبود بیمارستان باعث گردیده که جمعیت این منطقه جهت استفاده از خدمات بیمارستانی به مناطق دیگر روی آورند، درمنطقه 20 ، عدم توجه به روند تغییرات جمعیت باعث گردیده نیمی از جمعیت درمحدود خدمات بیمارستانی قرارنگیرند.
اثر نوع محتوا و روش آموزش تربیت بدنی بر کیفیت گذران اوقات فراغت دانش آموزان (مطالعه موردی: دانش آموزان شهر بصره عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
263 - 292
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر نوع محتوا و روش آموزش تربیت بدنی بر کیفیت گذران اوقات فراغت دانش آموزان دوره ابتدایی کشور عراق بود. روش پژوهش از حیث هدف کاربردی و به لحاظ نوع، توصیفی هم بستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری بوده که داده های آن به صورت میدانی جمع آوری شده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان شهر بصره در کشور عراق بوده که برای تعیین حجم نمونه در این پژوهش از روش ده برابری تعداد گویه های ابزار پژوهش استفاده شد و بر این اساس، 470 دانش آموز به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. از سه پرسش نامه استاندارد کیفیت گذران اوقات فراغت دانش آموزان، نوع محتوای تربیت بدنی و روش آموزش تربیت بدنی استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نوع محتوای تربیت بدنی و مؤلفه های آن (به جز مؤلفه بازی منصفانه و همکاری) با کیفیت گذران اوقات فراغت رابطه مثبت و معناداری برقرار است (05/0P<). همچنین بین روش آموزش تربیت بدنی و مؤلفه های آن (به جز مؤلفه آموزش دانش آموز محور) با کیفیت گذران اوقات فراغت رابطه مثبت و معناداری برقرار است (05/0P<) و مدل معادلات ساختاری از برازش معناداری برخوردار است. گفتنی است معلمان تربیت بدنی می توانند با به کارگیری محتوای مناسب و متناسب با هر رده سنی و استفاده از روش های آموزشی مطلوب، به ویژه با شرکت دادن فعال دانش آموزان در فرایند آموزش درس تربیت بدنی، به جذب این افراد به سوی ورزش و فعالیت های بدنی کمک کنند و این امر به تربیت نیروی انسانی سالم منجر می شود که خود عاملی بسیار مهم در توسعه کشورمان است و باعث ارتقای جایگاه کشور در نظم نوین جهانی می شود.
تهیه داده های خاک در مدل SWAT با استفاده از نقشه های زمین شناسی و تکنیک سنجش از راه دور (مطالعه موردی: حوضه آبخیز سه هزار تنکابن)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نقشه های جهانی خاک، مانند داده های ارائه شده توسط FAO و سایر مجموعه داده ها، به عنوان یک پایه مهم برای مدل سازی فرآیندهای هیدرولوژیکی عمل می کنند. با این حال، این نقشه ها اغلب به دلیل مقیاس بزرگ یا کمبود جزئیات کافی، برای کالیبراسیون دقیق مدل هایی مانند SWAT (مدل ارزیابی خاک و آب) مناسب نیستند. این چالش به ویژه در منطق حاشیه ای با دسترسی محدود به داده ها مشهود است. روش بررسی: پژوهش حاضر، با هدف تهیه نقشه خاک و پارامترهای آن برای مدل هیدرولوژیکیSWAT حوضه آبریزسه هزار در شمال ایران، شهرستان تنکابن استان مازندران است. لذا با استفاده از علم سنجش از دور و داده های نقشه زمین شناسی و نقشه شیب، گامی در جهت کمک به رفع این مشکل که در مطالعات حوضه های آبخیز در مناطق فاقد داده های خاک وجود دارد، بردارد. برای این منظور، ابتدا از نقشه جهانی خاک(FAO)، سپس با میانگین گیری بر اساس اطلاعات نقشه زمین شناسی مانند نوع سازند، دوره، جنس سنگ و گروه هیدرولوژیکی، و نقشه شیب، 5 تیپ کلی خاک با خصوصیات آن استخراج گردید. سپس در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) به نقشه خاک تبدیل شدند. از حوضه کناری منطقه سردآبرود (کلاردشت)، جهت نیز جهت مقایسه و صحت سنجی استفاده شد. یافته ها و نتیجه گیری: در این تحقیق، 10 فاکتور خاک مورد نیاز برای استفاده در مدل SWAT، شامل: تعداد لایه ها، عمق خاک، ضخامت افق، جرم حجمی، ظرفیت آب قابل دسترس، هدایت الکتریکی اشباع، مواد آلی خاک، رس، سیلت، ماسه، سنگ در افق، نسبت آلبدو استخراج گردید. مطابق نتایج حاصل از تحقیق، ، 5 تیپ کلی خاک حوضه شامل: خاکهای چرنوزیوم یا شبه چرنوزیم، ورتی سویل، مولی سویل، پودزول و لیتوسویل می باشند. نتایج صحت سنجی تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از روش فوق جهت سهولت در تهیه نقشه خاک و برآورد مقادیر داده های خاک دقت قابل قبولی دارد. لذا درمناطق فاقد داده های خاک و در مطالعاتی که محدودیت زمانی وجود دارد، روش تهیه داده های خاک، روش مناسب می باشد. بنابراین، یک راه حل امیدوار کننده استفاده از نقشه های زمین شناسی و تحلیل های سنجش از دور برای استخراج ویژگی های خاک است. این رویکرد می تواند به بهبود دقت مدل های هیدرولوژیکی و مدیریت منایع آب در مناطق با داده های محدود کمک کند.
توان سنجی ظرفیت های زمین گردشگری در جهت جذب توریسم شهرستان کرج براساس مدل های کمّی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ژئوتوریسم به بررسی ویژگی های زمین شناسی، مانند ساختارهای سنگی، فرآیندهای زمین ساختی، و پدیده های طبیعی نظیر غارها، چشمه ها و کوه ها می پردازد. این ویژگی ها می توانند در مطالعه حاضر هدف ارزیابی و توان سنجی ظرفیت های زمین گردشگری در جهت جذب توریسم شهرستان کرج براساس مدل های کمی (مطالعه موردی: روستاهای برغان، واریان، سنج کردان) است روش شناسی: در این پژوهش از دو مدل کمی کوبالیکوا و فیولت که با علامت اختصاری ( (Kو (F)، نشان داده میشود استفاده شده است. در روش کوبالیکوا که بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و با مقایسه زیرمعیارها به ارزیابی مناطق مورد مطالعه می پردازد. در مدل پارک ملی مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار می دهد نتایج و یافته ها: نتایج حاصله از ارزیابی مدل زمین گردشگری کوبالیکوا نشان داد که روستایی زمین گردشگری برغان با کسب امتیاز مقدار 5/11 پتانسیل بالای را در جهت جذب گردشگر به خود اختصاص داده است. همچنین بر اساس نتایج در رده دوم روستای آبی واریان با کسب امتیاز 8 قرار دارد و علت اینکه نسبت به روستای برغان امتیاز کمتری را دریافت کرد دسترسی سخت و تنها راه آبی آن بود. و سومین منطقه از لحاظ گردشگری با امتیاز 6 روستای سنج کردان است. مدل فیولت نیز این نتایج حاصل شد که منطقه گردشگری برغان با امتیاز 75/10 بالاترین پتانسیل را در مناطق مورد مطالعه به خود اختصاص داده است. بر اساس نتایج در این مدل نیز نرخ مدیرتی و گردشگری برغان بسیار عالی برآورد شد. بنابراین نتیجه گیری می گردد براساس نتایج منطقه زمین گردشگری برغان نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه قابلیت های مناسبی جهت توسعه گردشگری در سطح شهرستان کرج در استان البرز به خود اختصاص داده است. در نهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق مورد مطالعه از قابلیت های هوش مصنوعی نیز استفاده گردد.
شناسایی و تحلیل پیشران های مؤثر بر انزوای شهری با رویکرد تحلیل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
17 - 40
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل و شناسایی پیشران های مؤثر بر انزوای شهری با رویکرد تحلیل ساختاری انجام شده است. روش پژوهش تبیینی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل ادبیات علمی مرتبط با انزوای شهری و نظرات متخصصان این حوزه است. داده ها با استفاده از تکنیک دلفی جمع آوری و برای تحلیل و رتبه بندی عوامل، از روش میک مک استفاده شد. این روش، روابط پیچیده بین متغیرها را تحلیل و نمودارهایی مانند نمودار تأثیر-وابستگی ارائه می دهد. نتایج پژوهش نشان داد که بی ثباتی شغلی مهم ترین عامل مؤثر بر انزوای شهری است و به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سایر متغیرها تأثیر می گذارد. عدم اعتماد به دیگران، افزایش نرخ طلاق، تجربه فرهنگ فردگرایانه و ارائه ناکافی خدمات اجتماعی از دیگر عوامل مهم شناسایی شدند. یافته ها با ادبیات موجود در مورد انزوای شهری همسو بوده و بر نقش عوامل شخصی، اجتماعی-اقتصادی و محیطی در شکل گیری انزوا تأکید دارند. برای کاهش انزوا و بهبود کیفیت زندگی در شهرها، باید به طور هم زمان به این عوامل پرداخته شود. یافته های این تحقیق می تواند به ارتقای دانش و آگاهی در مورد انزوای شهری، شناسایی عوامل مؤثر بر انزوای شهری و ارائه راهکارهای کاهش این پدیده کمک کند. این امر می تواند زمینه ساز اتخاذ سیاست ها و اقدامات مناسب برای مقابله با انزوای شهری و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهرها شود.
سنجش رضایتمندی شهروندان شهر شیروان از کیفیت و طراحی مبلمان شهری
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
799 - 821
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی برنامه ریزی شهری، بهبود کیفیت زندگی و ایجاد یک محیط آرام و جذاب برای شهروندان است و مبلمان شهری نقش مهمی در جذابیت این فضاها ایفا می کند. همچنین رعایت استانداردهای مبلمان شهری بهبود و افزایش کارایی این عناصر، پایداری بیشتر مبلمان شهری و بهبود رضایت کاربران را به همراه دارد. این روزها نقش مبلمان شهری در ارائه خدمات به شهروندان، بسیار مهم است و مسئولین امور شهری، به دنبال حفظ هویت و زیبایی سیمای شهر، علاوه بر ارائه خدمات، این مسئله را به عنوان یک اولویت مهم در نظر می گیرند. این پژوهش با هدف بررسی نقش مبلمان شهری برارتقاء کیفیت محیط شهری و رضایت مندی شهروندان شهر شیروان انجام گرفته است، که از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی – پیمایشی است. گردآوری داده ها از روش اسنادی و پیمایش میدانی با حجم نمونه 293 نفر در شهر شیروان انجام گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ازمون آماری خی دو وکروسکال و اطمینان 95 درصد در نرم افزار spss انجام گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از این است که از نظر پاسخ گویان کیفیت محیط شهری و مبلمان شهری از وضعیت مطلوب و مناسبی برخوردار نیستند و رضایت در حد کم است و عناصر مبلمان شهری نقش مهمی در ایجاد محیط های کار آمد و فضاهای شهری با کیفیت، محیط شهری و رضایتمندی شهروندان دارند، شهروندان از روشنایی محل سکونت، تابلوهای تزئینی و بیلبوردهای تبلیغاتی، ورودی های شهر رضایت مطلوب و مناسبی ندارند و رضایت درحد کم است.
بررسی چالش ها و راهبردهای توسعه پایدار اجتماعات محلی عشایر شمال خراسان (مطالعه موردی: شهرستان شیروان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به مشکلات اقتصادی موجود در کشور به دلیل تحریم ظالمانه نظام سلطه و لزوم تقویت بخش تولیدی مبتنی بر ظرفیت های درونی اقتصاد ملی، شناسایی ظرفیت ها و رفع موانع تولید در زمینه های مختلف از اهمیت به سزایی برخوردار است. در این میان، جامعه عشایری کشور علی رغم پیشینه درخشان در امر تولید و نقش آفرینی آنان در اقتصاد ملی، هم اکنون حضور پررنگی در تولید ملی ندارند.
هدف پژوهش: هدف تحقیق حاضر بررسی چالش ها و راهبردهای توسعه پایدار اجتماعات محلی عشایر شمال خراسان بویژه در شهرستان شیروان می باشد.
روش شناسی تحقیق: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث روش تحقیق توصیفی - تحلیلی می باشد. پایایی ابزار تحقیق با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ برابر با 74/0 بدست آمده است. جامعه آماری تحقیق حاضر سرپرستان خانوار جامعه عشایری شهرستان شیروان می باشند که در مجموع 12500 نفر جمعیت دارند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که تعداد 320 خانوار به عنوان جامعه نمونه با روش نمونه گیری نصادفی ساده، در بین 2000 نفر از عشایر نیمه کوچرو که ساکنان موقتی شش روستا هستند انتخاب شدند. سپس با استفاده از همبستگی اسپیرمن، تحلیل واریانس و فریدمن، داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو مکانی پژوهش عشایر شهرستان شیروان می باشد.
یافته ها و بحث: نتایج تحلیل همبستگی نشان می دهد که بین افزایش سطح آگاهی و دانش جامعه عشایری از طریق برنامه های آموزشی مستقیم و رسانه ای با اصلاح نژاد دام و مدیریت تولیدات دامی و گسترش صنایع تبدیلی و همچنین جذب سرمایه گزاران جهت فراوری محصولات لبنی رابطه معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل واریانس یکطرفه نیز نشان می دهد که تفاوت معنادار در سطح اطمینان 95 درصد بین گروه های مختلف تحصیلی وجود دارد و به طور کلی جامعه عشایری از سطح تحصیلات بالایی برخوردار نیستند. همچنین چالش های متعددی در زمینه اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی در بین جامعه عشایری وجود دارد که با استفاده از آزمون فریدمن رتبه بندی شدند و تفاوت معنادار و 99 درصدی را نشان می دهند.
نتایج: برای حل چالش های مطرح شده راهبردهای تجهیز و توسعه و ساماندهی ایل راه ها و گذرگاه ها، ارایه خدمات سوخت رسانی به عشایر کوچنده و افزایش سطح پوشش خدمات بیمه ای جامعه عشایری به ترتیب به عنوان سه راهبرد مهم و کلیدی مطرح شده اند.
تحلیل سیستمی عوامل تأثیرگذار بر بحران آب در حوضه آبخیز زاینده رود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
47 - 64
حوزههای تخصصی:
برداشت فزاینده انسان و آلودگی منابع آب شیرین به اندازه ای رسیده است که تولید غذا، عملکرد زیست بوم ها و عرصه های سکونتگاهی را در دهه های آینده پیش تر و بیش تر از گذشته محدود می کند. مقاله حاضر که ماهیتی کاربردی دارد، در پی شناسایی عوامل تأثیرگذار بر وضعیت بحرانی منابع آب در حوضه آبریز زاینده رود است. روش شناسایی حاکم بر پژوهش توصیفی-تحلیلی است. درون داد های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی(مصاحبه و پرسشنامه) گردآوردی و با رویکرد تفکر سیستمی، نرم افزار Vensim و مدل های FBMW و FARAS بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که زیرسیستم های سیاسی-حقوقی، اجتماعی-فرهنگی، طبیعی-زیست محیطی و اقتصادی-فنی و عوامل سازنده این زیرسیستم ها، بر وضعیت بحرانی منابع آب حوضه آبریز زاینده رود به عنوان سیستمی واحد و کل موثر است. از میان مولفه های اصلی، مولفه اقتصادی- فنی با وزن نهایی 330/0 و از بین عوامل موثر شناسایی شده، نبود ساختار حکمرانی مناسب و مدیریت ناکارآمد منابع آب در حوضه آبریز با وزن 104/0 ، فعالیت صنایع آب بَر در حوضه آبریز با وزن 102/0 و سرانجام بالا بودن حجم صادرات آب مجازی با وزن 100/0 به عنوان موثرترین عوامل تأثیرگذار بر وضعیت بحرانی منابع آب در حوضه آبریز زاینده رود شناسایی شدند. گرچه تاثیر عوامل شناسایی شده با نظر خبرگان طیفی با وزن نهایی 044/0 تا 104/0 را در بر می گیرد، اما همه عوامل شناسایی شده با شدت و ضعف متفاوت در قالب کلیتی منسجم بر بحران آب حوضه آبریز زاینده رود موثر بوده اند.
بررسی نقش گیاهان دارویی مناطق کوهستانی در اشتغال زایی زنان روستایی (مطالعه موردی؛ کوه های ساورز)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
799 - 812
حوزههای تخصصی:
گیاهان دارویی از مهم ترین بخش های اقتصادی کشور بوده و ازآنجاکه این بخش ازنظر تأمین نیازهای مردم، تأمین مواد اولیه صنایع، اشتغال افراد و ایجاد درآمد حائز اهمیت است، ثبات و استمرار آن از عوامل عمدە کمک کننده به توسعه پایدار اقتصادی و پایداری سکونتگاه روستایی به شمار می رود. این صنعت ضمن تأمین منبع درآمدی پایدار، می تواند در کاهش نابرابری های درآمدی و ثبات اقتصادی در این نواحی که یکی از عوامل مهم مهاجرت های روستایی شهری بوده و امروزه گریبان گیر بسیاری از نواحی شهری کشور ما شده است، شود. گردشگری یکی از صنایعی است که به سرعت در حال رشد است. با رشد و رونق گردشگری نیازها و تقاضاهای جدید پیش می آید و میزان تقاضا نسبت به کالاها، خدمات و امکانات موجود افزایش می یابد. این امر، محیط ایجاد کسب وکارهای جدید را فراهم کرده و موجب افزایش روحیه کارآفرینی در بین زنان روستاییان می شود و همچنین منجر به افزایش سرمایه گذاری و ایجاد بنگاه های جدید اقتصادی در مناطق روستایی می شود، بنابراین، رونق گردشگری محیط روستا را ازنظر اقتصادی، به محیطی پویا تبدیل می کند و درواقع، محیط روستا به محیطی انگیزشی و محرّک برای کارآفرینی زنان روستایی تبدیل می شود. این مطالعه به صورت توصیفی- پیمایشی صورت گرفته است، جامعه آماری کلیه زنان روستایی شهرستان چرام بوده که 100 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و تجزیه وتحلیل آماری به کمک نرم افزار spss نسخه 23 و آزمون t تک نمونه صورت گرفت، نتایج نشان داد گیاهان دارویی مناطق کوهستانی در اشتغال زایی زنان روستایی برحسب عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر می باشد (p<0.05).
الگوی یکپارچه سازی کارکرد بازیگران حوزه امنیت محله محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
72 - 91
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در پی تحولات گسترده در عرصه های اجتماعی، فناورانه و کالبدی، بازاندیشی در سازوکارهای تأمین امنیت به ویژه در سطوح محلی، ضرورتی اساسی یافته است. محله، به عنوان کوچک ترین و درعین حال بنیادی ترین واحد اجتماعی، نقشی کلیدی در شکل گیری امنیت پایدار ایفا می کند. رویکرد «امنیت محله محور» با تأکید بر مشارکت و هم افزایی کنشگران متعدد، به عنوان زیرساخت امنیت عمومی مطرح شده است. هدف اصلی این پژوهش، تبیین الگوی یکپارچه سازی کارکرد بازیگران فعال در حوزه امنیت محلی است. روش پژوهش: حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای عرفی انجام شده و از حیث هدف، کاربردی است. مشارکت کنندگان شامل ۱۵ نفر از متخصصان و صاحب نظران حوزه های انتظامی و اجتماعی هستند که با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفت و داده ها با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA 2020 تحلیل شدند. اعتبار و پایایی نیز به صورت صوری و از طریق تکرارپذیری تأیید گردید. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی چهار بُعد کلیدی در یکپارچه سازی کارکرد کنشگران امنیت محله محور شد: «خدمات محلی یکپارچه»، «عملیات شهری یکپارچه»، «تعاملات اجتماعی یکپارچه» و «اطلاعات محلی یکپارچه». نتیجه گیری: تقویت ابعاد چهارگانه فوق، با افزایش مشارکت مردمی، ارتقای سرمایه اجتماعی، کاهش عوامل خطرزا، توانمندسازی ساکنان و گروه های آسیب پذیر، به بهبود کیفیت زندگی شهری و تحقق توسعه پایدار در سطح محله و سکونتگاه های شهری منجر می شود
جغرافیای سیاسی غرب آسیا و نظریه های نومنطقه گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس ادبیات منطقه گرایی جدید باید میان منطقه و پهنای جغرافیایی تفکیک علمی قایل شویم. در این جا منطقه را گروهی از کشورها که پروژه سیاسی مشترک کمابیش صریحی دارند، هدف واحدی در عرصه جهانی دنبال می کنند و الگوهای رفتاری منطقه ای مشترکی از خود نشان می دهند، تعریف می کنیم. در ادبیات نو منطقه گرایی، ابعاد جغرافیایی یا حتی اقتصادی صرف، تضعیف می شوند و مابه ازای آن کارکردهایی چون میزان توسعه یافتگی سیاسی، ماهیت و عملکرد اقتصاد سیاسی و ائتلاف سازی منطقه ای در تاسیس و به رسمیت شناختن مناطق جغرافیایی اهمیت میابند. در این راستا سوال اصلی مقاله این است که نظر به تحولات تئوریک جدید در بعد نومنطقه گرایی جغرافیایی، آیا می توان کماکان غرب آسیا را بعنوان یک "منطقه جغرافیایی" تعریف کرد ؟ فرضیه مقاله با روش های تحلیلی و تبیینی، با توجه به گذار نظریه های منطقه گرایی جدید از صرف معیارهای جغرافیایی، بوم شناختی و یا حتی اقتصادی در تاسیس مناطق، پیش فرض های اولیه و بنیادین تاسیس و بقای همتائی جغرافیایی در غرب آسیا را منوط به تحقق فاکتورهای چون سلسله مراتبی شدن، ائتلاف سازی منطقه ای، استقرار مجموعه امنیتی درون نهاد، بنای اقتصادسیاسی رقابتی و بازنگری در ساختارهای نهادی می داند.
تعیین منطقه مناسب و مکان های بالقوه برای توسعه گردشگری میراث دفاعی در شهرستان گلوگاه، استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳۲
103 - 125
حوزههای تخصصی:
در ده سال اخیر، عبارت گردشگری میراث دفاعی بجای گردشگری جنگ مورد توجه محافل علمی جهان قرار گرفته است. با وجود قلاع، دژها و میادین نبرد بسیار زیاد تاریخی درایران، این رویکرد نو در میان محققان می تواند ضمن کمک به شناسایی و معرفی نقاط و پهنه های بسیار زیاد مغفول مانده از کشورمان، آنها را مورد حفاظت و بهره برداری از راه توسعه گردشگری پایدار قرار دهد. بنابراین با توجه به اهمیت میادین نبرد و استحکامات نظامی پیرامون، شناسایی محدوده های مستعد توسعه گردشگری میراث دفاعی در آنها ضروری و لازم است. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی پتانسیل توسعه گردشگری میراث دفاعی منطقه گلوگاه در شرق استان مازندران با استفاده ازروش تحقیق توصیفی-تحلیلی است. برای انجام این پژوهش از داده های متعدد شامل داده های باستان شناسی، جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی، زیرساخت های شهری و موقعیت روستاها و پراکندگی نقاط تاریخی نظامی استفاده شد. پژوهش حاضر بر مبنای مطالعات اسنادی، مشاهدات میدانی، مصاحبه و بااستفاده از تحلیل داده های مکانی در سامانه ArcGIS انجام و نقشه پهنه بندی برای توسعه گردشگری میراث دفاعی شهرستان گلوگاه ارائه شد. همچنین، سایت های مستعد برای گسترش گردشگری میراث دفاعی این شهرستان که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته بودند، مشخص شدند. با داده های فوق الذکر و با استفاده از برخی داده های ثانویه به تعیین معیارهای ارزیابی مکان های میراث دفاعی محدوده مورد مطالعه نیز اقدام شد. در نهایت طبق معیارهای ارزیابی تعیین شده و مشاهدات دقیق میدانی، به ترتیب دیواره دفاعی کُلباد در اولویت نخست و پس از آن میدانگاه نبرد گلوگاه در اولویت دوم، قلعه باستانی قلعه پایان در اولویت سوم سرمایه گذاری برای بازسازی فیزیکی و توسعه زیرساخت های گردشگری تشخیص داده شدند و سایت های مناسب تا خیلی نامناسب ارزش گذاری و بر روی نقشه نشان داده شدند. نتایج تحقیق نشان داد که منطقه گلوگاه برای توسعه گردشگری میراث دفاعی، از اهمیت بالایی برخوردار است. سرانجام راهکاری با پیشنهاد احداث مرکز تفسیر میراث دفاعی ارائه شد.
تحلیل علل پراکنده رویی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۵)
125 - 148
حوزههای تخصصی:
پراکنده رویی شهری را بی شک باید یکی از مهم ترین چالش های پیش روی شهرها به ویژه در کشور های درحال توسعه دانست. شهرهای ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. هرگونه برنامه ریزی برای کنترل پدیده پراکنده رویی شهری و سپس دستیابی به الگوی مدیریت پایدار اراضی شهری مستلزم شناخت نیروها و علل به وجود آورنده و هدایت کننده پراکنده رویی شهری است. در این راستا، هدف از پژوهش حاضر شناخت علل مستقیم و غیر مستقیم پراکنده رویی در شهرهای ایران است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به صورت توصیفی-تحلیلی و روش جمع آوری داده های آن به صورت اسنادی-کتابخانه ای بوده است. در راستای دستیابی به هدف پژوهش حدود 80 مقاله داخلی در موضوع پراکنده رویی شهری (در دو دهه گذشته) جمع آوری و در چند مرحله منظم در نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل و کدگذاری شد. دلایل پراکنده رویی شهری استخراج شده از منابع بررسی شده در 16 دسته کلی تقسیم بندی شد. بر اساس نتایج پژوهش عواملی همچون ضعف، کمبود، ابهام و ناکارآمدی قوانین و مقررات شهری، نبود برنامه ریزی، نظارت و کنترل رشد و توسعه شهر، توسعه مسیر های ارتباطی و زیرساخت های حمل و نقل، سیاست های شهری کلان، مهاجرت به شهر، سوداگری زمین، شهرک سازی های برنامه ریزی شده، رشد طبیعی جمعیت، اثر های تهیه و تصویب طرح های شهری و توسعه صنایع سبک و سنگین در حاشیه شهر ها را می توان از مهم ترین علل پراکنده رویی در شهر های ایران دانست که هر یک نتیجه زمینه ها و علل مختلف دیگری است
تحلیل نقش عوامل تأثیرگذار بر کارآمدی نظام تقسیمات کشوری ایران (مطالعه موردی: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
187 - 228
حوزههای تخصصی:
تقسیمات کشوری یکی از راهکارهای مهم حکومتها برای سازماندهی سیاسی فضای کشور به شمار می رود. تقسیمات کشوری و تمرکززدایی، شرط ضروری برای ساماندهی فضایی و توسعه و تعادل منطقه ای در کشور ایران مطرح می گردد. در ایران با توجه به گستره سرزمینی و الگوی سرزمینی اداره کشور که از نوع بسیط می باشد، نظام تقسیمات کشوری، متأثر از دستورات و برنامه های صادره از پایتخت می باشد. بررسی تاریخی استانهای کشور، نشان می دهد که از بعد انقلاب اسلامی، از نظر عددی، تعداد استانها افزایش یافته اند ولی از نظر کیفی، روند مناسب و مطلوبی در توسعه آنها دیده نمی شود. استان کرمانشاه به عنوان یکی از استانهای غربی کشور در راستای نظام تقسمیات کشوری دارای ۱۴ شهرستان، ۳۱ مرکز شهری، ۸۶ دهستان و ۲۷۹۳ آبادی دارای سکنه می باشد. هدف اصلی در مقاله، شناخت تأثیرگذارترین عامل از میان عوامل چهارگانه سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار بر کارامدی نظام تقسیمات کشوری استان کرمانشاه می باشد. سوال اصلی مطرح شده این است که از عوامل چهارگانه سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار بر کارامدی نظام تقسیمات کشوری در استان کرمانشاه کدام عامل بیشترین تأثیرگذاری را داشته است؟ بنابراین با روش کمی و با ماهیت روش توصیفی-تحلیلی این تحقیق انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل یافته های مقاله از روش تحلیل عاملی و آزمون T تک نمونه ای استفاده شده است. حجم نمونه مورد نظر، 95 نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه تقسیمات کشوری در فرمانداریهای استان کرمانشاه بوده اند که به سوالات پاسخ داده اند. نتایج یافته های پژوهش نشان می دهند که عوامل اقتصادی از میان عوامل چهارگانه مورد بررسی در این مقاله، بیشترین تأثیرپذیری نامطلوب را از نظام تقسیمات کشوری استان کرمانشاه داشته است.