علی محمدیان بهبهانی

علی محمدیان بهبهانی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه آبخیزداری و مدیریت مناطق بیابانی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۱ مورد از کل ۱۱ مورد.
۱.

کاربرد رویکرد شبکه های بیزی در مدل سازی شدت فرسایش بادی در استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش با هدف مدل سازی و پهنه بندی شدت فرسایش بادی در استان گلستان انجام شده است. بدین منظور، نخست متغیرهای تأثیر گذار بر شدت فرسایش بادی در منطقه مورد مطالعه بر اساس مرور منابع و نظر کارشناسان، شناسایی و انتخاب شد. در مرحله بعد با استفاده از نمودار تأثیر، روابط علّی و معلولی بین این متغیرها مشخص شد. پس از تشکیل جدول های احتمالات شرطی برای متغیرهای مدل، نمودار تأثیر با استفاده از نرم افزار « Netica »   به یک مدل بیزی اولیه تبدیل شد. شدت فرسایش بادی بر اساس مدل طراحی شده به صورت تصادفی در 100 نقطه در سطح استان گلستان شبیه سازی شد. همچنین جهت صحت سنجی نتایج مدل بیزی از مدل تجربی «اریفر» و شواهد میدانی استفاده شد. براساس حساسیت سنجی مدل بیزی، فرسایش بادی در منطقه بیشتر تحت تأثیر، فرسایش پذیری، فرسایندگی و پوشش سطح زمین است. نتایج مدل بیزی نشان داد آسیب پذیرترین نقاط از نظر خطر فرسایش بادی نواحی شمالی (شمال شهرستان گنبد)، شمال شرقی (شهرستان مراوه تپه) و شمال غرب (شهرستان های آق قلا و گمیشان) محسوب می شوند. براین اساس، احتمال خطر فرسایش بادی در 607176 هکتار از منطقه در کلاس 0 تا 25 درصد، 499910 هکتار در کلاس 25 تا 50 درصد، 437195 هکتار در کلاس 50 تا 75 درصد و 486367 هکتار در کلاس 75 تا 100 درصد قرارگرفت. همچنین نتایج نشان دهنده ضریب تبیین مناسب (R2 =0.7) بین احتمالات طبقه "زیاد" خروجی مدل شبکه باور بیزی و امتیاز مدل « IRIFR » بود که نشان از دقت قابل قبول مدل در پیش بینی سطوح تحت تأثیر فرسایش بادی است. بر اساس نتایج به دست آمده از مدل بیزی و نقشه احتمالاتی ارائه شده در این پژوهش می توان به بررسی و اولویت بندی کانون های بحرانی فرسایش بادی در استان گلستان پرداخت که برای برنامه ریزی و مدیریت از اهمیت زیادی برخوردار است .
۲.

بررسی همبستگی فلزات سنگین (Zn, Cr, Pb, Co, Cd) و ذرات معلق PM10 موجود در گرد و غبار و ارزیابی ریسک سلامت آنها در شهر زابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
ذرات معلق یکی از مهم ترین مسیرهای مواجهه انسان با انواع آلودگی های محیطی به ویژه فلزات سنگین است. هدف از این مطالعه بررسی همبستگی بین عناصر سنگین Co، Cd، Cr، Zn و Pb و ذرات  PM 10 و ارزیابی ریسک سلامت آن ها در شهر زابل است. در این تحقیق جهت شناسایی و تعیین غلظت عناصر سنگین مورد نظر، 60 نمونه گرد و غبار با استفاده از دستگاه های نمونه بردار TCR در زمان رخداد طوفان ها و بادهای 120 روزه از اواخر اردیبهشت تا اواسط شهریور در شهر زابل تهیه شد. سپس پنج عنصر کروم، روی، سرب، کبالت و کادمیوم توسط دستگاه ICP-OES تحلیل شدند. جهت بررسی همبستگی بین عناصر سنگین گرد و غبار و غلظت ذرات PM 10 از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد بین فلز کروم و غلظت PM 10 بیشترین همبستگی معنی دار وجود دارد. میانگین غلظت ذرات PM 10 در شهر زابل نشان دهنده وضعیت بحرانی این شهر است، همچنین نتایج میانگین شاخص ریسک اکولوژیکی(ER) برای فلزات سنگین مورد مطالعه در نمونه های گرد و غبار به صورت Zn>Pb>Cd>Cr بوده و روند کاهشی دارد. از طرفی بیشترین و کمترین میزان خطر غیر سرطان زایی در گروه سنی کودکان برای فلزات سنگین مطالعه شده به ترتیب 2- 10×14/1 و 16- 10×25/8 (mg/kg) و در گروه سنی بزرگسالان 3- 10×23/1 و 15- 10×42/3 (mg/kg) بوده و بیشترین مقدار مربوط به فلز کادمیوم و کروم به دست آمد. میانگین غلظت فلزات سنگین در گرد و غبار شهرستان زابل نشان داد که شهر زابل از فلزات سنگین آلوده است. این غلظت فلزات می تواند به عوامل مختلفی، از جمله برداشت و انتقال عناصر از تالاب خشک هامون، انتشار ذرات PM 10 به وسیله بادهای 120 روزه از سمت مناطق شمال و شمال شرقی یا عرض های بالاتر، فعالیت های صنعتی، ترافیک شهری و میزان جمعیت مربوط باشد.
۳.

ارزیابی الگوریتم های یادگیری ماشین برای نقشه برداری از حساسیت منابع گردوغبار با تلفیق سنجش از دور و پارامترهای محیطی (مطالعه موردی: حوضه خلیج قره بغاز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۳
طوفان های گردوغبار به دلیل قابلیت انتقال طولانی مدت رسوبات بادی به مناطق دور از منشأ آن ها، خطرات متعددی را برای جوامع انسانی به همراه دارند و با اثرات منفی زیادی بر سلامت انسان، محیط زیست و اقتصاد جوامع همراه هستند. با توجه به ماهیت پخش و پراکنش سریع ذرات گردوغبار و جابه جایی به وسیله باد، بسیاری از رخدادهای گردوغباری به راحتی قابل تشخیص و پایش نیستند و به همین جهت نیاز به شناسایی و توصیف رفتار مکانی کانون های آن ها وجود دارد. محدوده خلیج قره بغاز علاوه بر صحرای قره قوم یکی از کانون های بحران برداشت گردوغبار ورودی به استان گلستان در سال های اخیر بوده است، این پژوهش به ارزیابی کارایی الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین در شناسایی کانون های تولید گردوغبار در حوضه خلیج قره بغاز می پردازد. در این پژوهش، از یک چارچوب تحلیلی جامع مبتنی بر تلفیق داده های سنجش از دور و روش های یادگیری ماشین استفاده شده است. مجموعه داده های محیطی شامل 9 پارامتر روزهای گردوغباری، رطوبت خاک، بافت خاک، بارش، سرعت باد، شاخص نرمال شده تفاوت پوشش گیاهی، توپوگرافی، دمای هوا و پوشش زمین با استفاده از پلتفرم گوگل ارث انجین برای بازه زمانی (۲۰03-۲۰23) استخراج و پردازش شدند. تعداد 340 کانون مولد گردوغبار از طریق رویکرد تفسیر چشمی تصاویر ماهواره ای مادیس شناسایی شده، به عنوان نقاط آموزشی الگوریتم های یادگیری ماشین مورداستفاده و ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد مدل جنگل تصادفی با 8/91 درصد، شبکه عصبی مصنوعی با 9/70 درصد، تقویت گرادیانی پیشرفته با 9/89 درصد، تقویت گرادیانی با 9/87 درصد، الگوریتم درختان طبقه بندی و رگرسیون Bagged CART با 9/89 درصد و ماشین تقویت گرادیانی LightGBMبا 8/91 درصد مناطق با پتانسیل بالای گردوغبار را تشخیص داده اند که مدل های جنگل تصادفی و ماشین تقویت گرادیانی LightGBM با بهترین عملکرد را در شناسایی کانون های گردوغبار داشته اند. بررسی روش های توضیح پذیری نشان داد که سه متغیر شاخص نرمال شده تفاوت پوشش گیاهی با سهم (27%)، رطوبت خاک (%23) و ارتفاع از سطح دریا (%19) بیشترین تأثیر را در پیش بینی مناطق مستعد گردوغبار دارند.
۴.

بررسی غلظت عناصر سنگین موجود در گردوغبار و ارزیابی ریسک سلامت انسانی (مطالعه موردی: شهرستان بیرجند، استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۸۶
گردوغبار شهری یکی از شاخص های آلودگی به فلزات سنگین در محیط زندگی است. حضور فلزات سنگین در خاک های آلوده چالشی برای محیط زیست محسوب می شود و با ورود به بدن موجودات زنده، می تواند عوارض جبران ناپذیری ایجاد کند؛ بنابراین شناخت مواد آلاینده و چگونگی انتقال، عملکرد و دسترس پذیری آن ها از اهمیت بالایی برخوردار بوده و تأثیرات آن ها بر سلامت انسان و دیگر جانداران به وضوح قابل توجه است. لذا مطالعه حاضر به منظور بررسی تأثیر فلزات سنگین (شامل سرب (Pb)، روی (Zn)، کروم (Cr) و آرسنیک (As)) در گردوغبار شهر بیرجند بر سلامت شهروندان انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، 50 نمونه گردوغبار از مرکز شهر بیرجند جمع آوری شدند و با استفاده از روش طیف سنجی جفت شده پلاسمای القایی (ICP-OES) تحلیل شدند. با توجه به نتایج تحقیق میانگین غلظت فلزات مورد مطالعه به ترتیب Pb (93/16)، Zn (55/5)، Cr (04/1) و As (11/6) µg/m³ برآورد گردید. بر اساس میانگین مقادیر RI، فلزات کروم و روی دارای پتانسیل ریسک اکولوژیکی کم هستند و سرب ریسک متوسط و آرسنیک دارای پتانسیل ریسک اکولوژیکی زیاد است. خطر غیر سرطان زایی فلزات سنگین در شهر بیرجند بدون ریسک است؛ اما خطر غیر سرطان زایی برای دو عنصر کروم و آرسنیک برای کودکان بیشتر از بزرگ سالان است. مقادیر CR در کودکان بیشتر از بزرگ سالان است. این مقدار در کودکان برای کروم (4-10×58 /5)، آرسنیک (5-10×98 /5) و سرب (6-10×09 /9) و در بزرگ سالان کروم (4-10×18 /1) و آرسنیک (5-10×27 /1) می باشد که بیشتر از 6-10×1 می باشد. خطرپذیری سرطان برای کودکان تحت شرایط کنترل و نظارت وجود دارد؛ اما ریسک سرطان ناشی از این فلز در گردوغبار برای بزرگ سالان می تواند نادیده گرفته شود.
۵.

ارائه سیستم هشدار اولیه بیابان زایی مبتنی بر معیار اقلیم و آب زیرزمینی منطقه موردمطالعه: شهرستان آق قلا و گمیشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۳۸۱
امروزه بیابان زایی به عنوان یکی از اشکال عمده تخریب محیط زیست و یک مشکل فراگیر و بسیار جدی در سراسر جهان شناخته شده است. در این تحقیق نخست روند بیابان زایی با استفاده از 3 شاخص اقلیم و 4 شاخص آب زیرزمینی در قالب مدل مدالوس در یک دوره 20 ساله(1396 - 1387) در غرب استان گلستان با هدف ارائه سیستم هشدار بیابان زایی مورد ارزیابی قرار گرفته و بیابان زایی در دو دوره 10 ساله مورد مقایسه قرار گرفت. سپس با تعیین حدود آستانه ای برای شاخص های تاثیر گذار در روند بیابان زایی منطقه، سیستم هشدار اولیه بیابان زایی بر پایه 4 شاخص ارائه شد. نتایج بدست آمده از بررسی روند تغییرات شاخص ها نشان داد که به ترتیب شاخص های خشکی(162)، کل مواد محلول(147)، هدایت الکتریکی(145) و عمق آب زیرزمینی (127) بیشترین تاثیر را در بیابان زایی منطقه داشته اند. نقشه های هشدار بیابان زایی نشان از روند افزایشی غربی – شرقی شاخص های خشکی، کل مواد محلول و هدایت الکتریکی در منطقه داشته و شاخص عمق آب زیرزمینی نیز در نواحی مرکزی بیشترین محدوده هشدار را در بر گرفته اند. با توجه به نتایج بدست آمده از پایش شاخص های بیابان زایی، شاخص هدایت الکتریکی طی سال های 78 ، 80 ، 83 تا 86 و 88 ، شاخص کل مواد محلول سال های 77،78،80،83، 85 و 86، شاخص عمق آب زیرزمینی سال های80،81،85،87 و 93 و در نهایت شاخص خشکی طی سال های 78 تا 82، 85 تا 87 ، 90 ، 93،94 و 96 در محدوده هشدار قرار گرفته است. کاربری های اراضی آبی، دیم و تالاب ها در شرق منطقه تحت تاثیر هشدار بیابان زایی قرار گرفته لذا پیشنهاد میشود جهت مدیریت بهتر این اراضی، آستانه های تعیین شده در این تحقیق مبنای کار قرار داده شود.
۶.

ارزیابی و مدل سازی تغییرات زمانی- مکانی کاربری اراضی در گسترش شدت بیابان زایی مناطق خشک شمال شرق ایران (سرخس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۱ تعداد دانلود : ۵۰۱
تغییرات پوشش زمین در دهه های اخیر مشکلات فراوانی ازجمله تخریب منابع طبیعی را در برداشته است. پیش بینی تغییرات کاربری اراضی نقش مهمی در مدیریت منابع داشته و مدیران را در برنامه ریزی بهتر یاری می دهد. هدف از این تحقیق، بررسی تغییرات کاربری اراضی در گذشته و پیش بینی آن در آینده با استفاده از مدل ساز تغییر زمین (LCM) در توسعه شدت بیابان زایی مناطق خشک شمال شرق ایران، سرخس است. در این تحقیق با استفاده از تصاویر ماهواره ای چند زمانه لندست مربوط به سال های 2000، 2005، 2010 و 2015، تغییرات کاربری اراضی طی 15 سال بررسی گردید. وضعیت کاربری اراضی سال 2030 با استفاده از مدل پیش بینی مارکوف و رویکرد مدل سازLCM و بر پایه شبکه های عصبی مصنوعی پیش بینی شد. نتایج نشان داد در طول این دوره، تغییرات کاربری اراضی شامل کاهش سه درصدی مراتع متوسط و غنی، افزایش سه درصدی مراتع فقیر و اراضی بایر و افزایش یک درصدی اراضی کشاورزی بوده است. وسعت پهنه های ماسه ای در کل این دوره بیش از یک درصد افزایش یافته است که نشان دهنده افزایش شدت بیابان زایی است. صحّت نقشه کاربری اراضی پیش بینی شده و نقشه واقعیت زمینی ضریب کاپای 85 درصدی را نشان می دهد. طبق نتایج طی سال های 2000 تا 2015 منطقه مطالعاتی دستخوش تغییرات وسیعی گردیده که عمده این تغییرات در جهت تخریب منطقه بوده است. نتایج پیش بینی مدل ساز نیز ادامه روند تخریب زمین و شدت بیابان زایی را تأیید می کند.
۷.

بررسی کارایی شاخص BADI: رویکرد بهبود یافته جهت تشخیص طوفان های گردوغبار خاورمیانه با استفاده از تصاویر سنجنده MODIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۰ تعداد دانلود : ۶۰۶
گردوغبار یکی از رویدادهای جوی مناطق خشک و نیمه خشک جهان است که در سال های اخیر افزایش قابل توجهی داشته و آثار و پیامدهای نامطلوبی را در بخش های مختلف بر جای گذاشته است. تصاویر سنجنده MODIS به دلیل قدرت تفکیک طیفی و زمانی بالا، به طور گسترده ای برای تشخیص طوفان گردوغبار استفاده می شوند. شاخص های گردوغبار زیادی مبتنی بر MODIS موجود هستند. در این مطالعه، از شاخص بهبود یافته دمای روشنایی گردوغبار (BADI) برای پایش چندین موج طوفان گردوغبار در غرب خاورمیانه بین سال های 2000 تا 2016، با استفاده از ترکیب دمای روشنایی سه باند تصاویر MODIS: باند 20 (84/3-66/3 میکرومتر)، باند 31 (28/11-78/10 میکرومتر) و باند 31 (27/12-77/11 میکرومتر) استفاده شده است. تفسیر بصری خروجی BADI نشان داد که این روش تشخیص، قادر است نه تنها به طور مؤثر محل هسته های اصلی طوفان های گردوغبار را شناسایی کند، بلکه می تواند گردوغبار را از زمین های لخت و ابرها تشخیص دهد. تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که ارتباط معنی داری بین BADI وMODIS Deep Blue AOD وجود دارد. برای پنج موج طوفان گردوغبار، ضرایب تعیین (R2) رگرسیون بین مقادیر BADI و MODIS Deep Blue AOD به ترتیب 44/0، 48/0، 67/0، 53/0 و 45/0 (01/0 >P) بود. نتایج نشان داد که شاخص BADI در مقایسه با اغلب شاخص های گردوغبار مبتنی بر تصاویر MODIS از قبیل شاخص اختلاف دمای روشنای در باند 32 و 31 (BTD32-31) و شاخص تفاضل نرمال شده گردوغبار (NDDI)، مقدار و تراکم فضایی طوفان گردوغبار را دقیق تر نشان می دهد. همچنین BADI هماهنگی خوبی با شاخص عمق هواویز نوری (MODIS Deep Blue) نشان می دهد (R2 = 0.70, P < 0.01).
۸.

ارزیابی شدت و ریسک بیابان زایی و ارائه برنامه مدیریت منطقه مورد مطالعه: دشت سگزی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۴۹۱
بیابان زایی خطری جدی برای بسیاری از کشورهای جهان و به ویژه کشورهای در حال توسعه مانند ایران است. مناسب ترین روش برای تعیین شدت خطر بیابان زایی استفاده از مد لهای تجربی است. این پژوهش با هدف ارزیابی شدت خطر و ریسک بیابانزایی در منطقه بیابانی دشت سگزی اصفهان انجام شد. نتایج نشان داد شدت خطر بیابانزایی منطقه براساس مدل مدالوس در سه کلاس خیلی کم(5.6) ، زیاد(21.13) و خیلی زیاد(73.27) قرار گرفت. معیارهای اقلیم ( امتیاز 193)، فرسایش بادی (امتیاز 176) و عامل مدیریت و سیاستگذاری (امتیاز 172) بیشترین تأثیر را در شدت بیابانزایی منطقه داشته اند. ریسک بیابان زایی منطقه نیز با استفاده از نقشه شدت، ارزیابی عناصر در معرض خطر و آسیب پذیری عناصر در معرض خطر تهیه شد. نتایج ارزیابی ریسک محاسبه و در پنج کلاس خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد طبقه بندی شد به طوری که کلاسهای زیاد و خیلی زیاد 40 درصد منطقه را به خود اختصاص داده و بیشترین کلاس مربوط به ریسک بیابانزایی خیلی کم با 39 درصد مساحت می باشد. براساس نتایج به دست آمده از ریسک، واقعیّت زمینی و نظرات کارشناسی برنامه مدیریتی مناسب پیشنهاد و ارائه گردید. در شرایط بحرانی و بر مبنای ارزشهای ریسک خیلی زیاد، برنامه ها و اقدامات کنترلی، مانند مدیریت صحیح و استفاده از روشهای آبیاری نوین و گیاهان زراعی مقاوم به شوری، احداث بادشکن و همچنین در برخی مناطق، حفظ وضعیّت موجود برای جلوگیری از خطر بیابانزایی، قابل اجرا می باشد.
۹.

پتانسیل سنجی شبکه های باور بیزین در برآورد و ارزیابی میزان فرسایش بادی (منطقه مورد مطالعه: دشت دهلران- ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۴۳۶
جهت برآورد شدت فرسایش بادی در اکوسیستم های مختلف باید از شاخص ها و روش های مناسب استفاده نمود. در این تحقیق، میزان فرسایش بادی دشت دهلران واقع در استان ایلام با استفاده از شاخص های مؤثر در معیار فرسایش بادی مدل IMDPA ارزیابی و با استفاده از شبکه های باور بیزین (BBN) یک مدل علت و معلولی برای پیش بینی شدت فرسایش بادی این منطقه استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از معیار فرسایش بادی مدل IMDPA،20 درصد از منطقه مطالعاتی در کلاس فرسایش بادی کم، 54 درصد از منطقه در کلاس فرسایش بادی متوسط و 26 درصد از منطقه نیز در کلاس فرسایش بادی زیاد قرار گرفت. براساس امتیازات داده شده به هر یک از شاخص های معیار فرسایش بادی در سطح واحدکاری، رخساره های اراضی برداشت، اراضی رها شده و دشت ریگی ریزدانه بیشترین نقش را در میزان فرسایش بادی منطقه داشته اند. با استفاده از مرور منابع و نظر کارشناسان یک مدل BBN قابلیت تحلیل سناریوهای مختلف ایجاد شد که نحوه ارتباط بین این شاخص ها و میزان فرسایش بادی در جداول احتمال شرطی ذخیره شده است. براساس حساسیت سنجی مدل شبکه های باور بیزین مهم ترین پارامترهای تشدید کننده فرسایش بادی در منطقه مورد مطالعه به ترتیب، سرعت و وضعیت باد، فراوانی سرعت باد بیش از 6 متر بر ثانیه و پوشش حفاظتی سطح زمین می باشد. صحت سنجی مدل BBN ایجاد شده با انجام حساسیت سنجی در نرم افزار نتیکا و مقایسه با نتایج معیار فرسایش بادی مدل IMDPAانجام شد. ضریب تبیین بین خروجی معیار فرسایش بادی مدل IMDPA و BBN نشان داد که نتایج حاصل از هر دو مدل دارای همبستگی معنی دار(R2> 0.60, p ˂ 0.05) می باشد. این مطالعه نشان داد که ارائه مدل فرسایش بادی به شکل شبکه باور بیزین می تواند بررسی نتایج سناریوهای مختلف را تسهیل نموده و عدم قطعیت حاصل از ارتباطات متغیرها را نمایش دهد.
۱۰.

تحلیل مطالعات مخاطره گردوغبار در جنوب غرب ایران در دوره 22 ساله (2017-1996)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۵ تعداد دانلود : ۷۰۲
توفان گردوغبار یک رویداد طبیعی است که در مناطق خشک و نیمه خشک شکل می گیرد و پیامدهای نامطلوب بسیاری را به همراه دارد. از آنجا که غالب پژوهش های انجام شده بصورت موردی است و پژوهش جامع مروری که مجموعه گسترده ای از پژوهش های موجود را مورد ارزیابی قرار داده و به نتایج کلی برسد، در منطقه جنوب غرب ایران وجود ندارد؛ لذا در این پژوهش به مرور جامع منابع موجود پرداخته شده است که شامل مروری بر مطالعات در زمینه تغییرات زمانی-فضایی، مدل سازی و آشکارسازی گردوغبار و سلامت در جنوب غرب ایران است.. بررسی سابقه مطالعات توفان گردوغبار از منابع اطلاعاتی نشان داد که بیشتر محققان (40/61 درصد) از روش آماری- سینوپتیکی برای مطالعه توفان های گردوغبار استفاده کردند و مهمترین شاخص هایی که در ویژگی های فیزیکی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت، فراوانی و تراکم بود که به ترتیب 21/34 و 21/34 درصد از مطالعات را به خود اختصاص داده اند. بررسی مطالعات در مورد روش های آشکارسازی پدیده گردوغبار نشان می دهد که صرفاً استفاده از باندهای حرارتی و یا انعکاسی نمی تواند پدیده گردوغبار را با دقت بالا آشکارسازی نماید، بنابراین باید مدلی توسعه دهند که از ترکیب باندهای انعکاسی و حرارتی برای این منظور بکار رود، بعبارتی استفاده از ترکیب طیف های انعکاسی و حرارتی MODIS می تواند در تشخیص توفان های گردوغبار در منطقه مورد مطالعه نتایج بهتری ارائه دهد. بررسی ها نشان می دهد که منشا اکثر توفان ها در خارج از ایران است. همچنین در معرض قرار گرفتن به آلاینده های هوا، به ویژه هنگام رخداد گردوغبار خاورمیانه، منجر به افزایش بیش از حد بستری شدن در بیمارستان است. بطوری که در زمان پدیده گردوغبار، مراجعات بیماران ریوی به مراکز درمانی با رشد 70 درصدی روبرو بوده است. مرور مطالعات شبیه سازی مسیر حرکت ذرات گردوغبار نشان می دهد که اغلب مسیرها از مناطق شمالی و مرکزی عراق و سوریه گذشته و منشاء توفان های گردوغبار، مناطق کویری و خشک شمال و مرکز عراق و سوریه هستند . نتایج بررسی ها نشان می دهد که منطقه مرزی بین سوریه و شمال غرب عراق، غرب و جنوب غرب عراق ب ه همراه شرق و شمال شرق عربستان کانون های اصلی گردوغبار برای منطقه مورد مطالعه هستند و شرایط همدیدی همزمان با رخداد گردوغبارهای برخاسته نشان از نقش بارز سیستم های سیکلونی در رخداد و انتقال این پدیده است، چرا که همزمان با رخداد این پدیده در دوره گرم، تقویت قابل توجه سیستم کم فشار عراق بهمراه شکل گیری تراف در زاگرس سبب شکل گیری و انتقال گردوغبار به منطقه مورد مطالعه می شود.
۱۱.

بررسی الگوی پراکنش مکانی نبکا (مطالعه موردی: دشت صوفیکم، استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۱ تعداد دانلود : ۵۴۴
نبکا نقش های متعددی در پایداری اکوسیستم های مناطق خشک و فرا خشک دارد؛ مهم ترین نقش آن حفظ پوشش گیاهی و تثبیت ماسه های روان است. تحقیق حاضر بر اساس روش میدانی شمارش 147 نبکا در دشت صوفیکم استان گلستان انجام شده است. به منظور بررسی تعیین نوع الگوی پراکنش نبکاها و عوامل تأثیرگذار در پراکنش مکانی آن ها، خصوصیات مورفومتریک نبکا ها (طول، عرض، و ارتفاع نبکاها) در عرصه تعیین شد و موقعیت مکانی آن ها ثبت گردید. همچنین، برای تعیین خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک از رأس نبکاها خاک نمونه بردار شد و سپس تحلیل مکانی نبکاها با استفاده از توابع k رایپلی، g تک متغیره، و تابع همبستگی نشان دار انجام شد. پراکنش مکانی نبکاها در فاصله های بین 0 تا 50 متر به صورت کپه ای تعیین شد. همچنین، تحلیل تابع همبستگی نشان دار با احتمال 95درصد و در سطح 5درصد برای پارامترهای طول نبکا، کج شدگی رسوبات، اسیدیته، و ماده آلی خاک نبکاها بیانگر تأثیر این عوامل در الگوی پراکنش بود و سایر پارامترهای مورد مطالعه تأثیری نداشتند. با توجه به نقش مثبت نبکا در کاهش اثر فرسایش بادی، بررسی پراکنش مکانی و عوامل مؤثر در پراکنش و توسعه نبکاها و ضرورت آگاهی از فرایند های طبیعی آن ها می تواند در مدیریت بهتر به منظور کاهش میزان فرسایش بادی کاربردی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان