ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱٬۸۷۸ مورد.
۸۱.

بررسی زیست بوم نوآوری آلمان با تأکید بر حمایت از میتل استندها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۳
این پژوهش با هدف بررسی الگوی حکمرانی، سیاست گذاری و ارزیابی نوآوری در آلمان، به ویژه نقش شرکت های کوچک و متوسط (میتل استندها) انجام شد. روش پژوهش، مرور نظام یافته بود که جهت جستجو، ذخیره سازی، پالایش و بهره برداری از منابع اطلاعاتی از روش هفت مرحله ای شناخته شده فراترکیب سندلوسکی و همکاران استفاده شد. پرسش اصلی پژوهش، شناسایی سازوکارهای راهبری نظام نوآوری آلمان و جایگاه میتل استندها در این نظام بود. از جستجوی اولیه، 341 مقاله شناسایی شد که پس از ارزیابی چندمرحله ای، 54 اثر برای تحلیل عمیق انتخاب شدند. یافته ها در هشت طبقه مفهومی تدوین شدند که عبارتند از: 1) زیرساخت تحقیق و توسعه با محوریت هم بست پژوهش-نوآوری (دانشگاه ها، مؤسسات تحقیقاتی، نظام مالکیت فکری)؛ 2) سیاست های دولتی (استراتژی ملی نوآوری، برنامه های تأمین مالی، چارچوب های نظارتی)؛ 3) همکاری صنعت و دانشگاه (دفاتر انتقال فناوری، پروژه های مشترک)؛ 4) اکوسیستم های نوآوری (خوشه های منطقه ای، هاب های نوآوری، یکپارچگی محلی)؛ 5) حمایت از استارت آپ ها و میتل استندها (انکوباتورها، شتاب دهنده ها، سرمایه خطرپذیر)؛ 6) تقسیم کار نهادی در سطوح فدرال، ایالتی و محلی (مؤسسات فرانهوفر، انتقال فناوری، سرمایه گذاری مستقیم)؛ 7) همکاری بین المللی (برنامه های اتحادیه اروپا، مشارکت های جهانی)؛ 8) تمرکز بر پایداری (فناوری های سبز، صنایع نسل چهارم). نظام نوآوری آلمان به عنوان زیست بومی پویا، با تقویت همکاری میان دولت، صنعت و دانشگاه، تکامل کسب وکارها را تسهیل و رقابت پذیری جهانی را ارتقاء می دهد. میتل استندها از طریق حمایت های هدفمند، مانند انکوباتورها و سرمایه گذاری، و یکپارچگی در خوشه های نوآوری، نقشی کلیدی ایفا می کنند. این نظام با تأکید بر هم افزایی پژوهش و صنعت، الگویی موفق برای سیاست گذاری نوآوری ارائه می دهد. یافته ها بر ضرورت تقویت زیرساخت های نوآوری، حمایت از شرکت های کوچک و متوسط و ترویج فناوری های پایدار تأکید دارند. این الگو می تواند برای کشورهای درحال توسعه به ویژه در طراحی سیاست های حمایتی برای کسب وکارهای نوآور راهگشا باشد.
۸۲.

مدل ساختاری تفسیری تاب آوری زنجیره تأمین در ارتقاء خدمات گردشگری سلامت استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۷
تاب آوری زنجیره تأمین در ارتقای خدمات گردشگری سلامت برای اطمینان از در دسترس بودن و دسترسی به امکانات مراقبت های بهداشتی، سیستم های حمل ونقل و همکاری کارآمد میان ذینفعان بسیار مهم است. از این رو پژوهش حاضر، به بررسی عوامل مؤثر بر تاب آوری زنجیره تأمین در ارتقاء خدمات گردشگری سلامت در شهر تهران می پردازد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری انجام شده است. بدین صورت که با تحلیل محتوا عوامل مورد شناسایی قرار گرفته و با روش مدلسازی ساختاری تفسیری، تعاملات بین این عوامل شناسایی شده است. روش تحلیل محتوا و مدلسازی ساختاری تفسیری مبتنی بر نظر خبرگان است که در این تحقیق اساتید گردشگری، آژانس های گردشگری و پزشکان می باشد که 12 نفر از آنان به صورت هدفمند انتخاب شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که استفاده از فناوری های نوین در زنجیره تأمین، توسعه یک سیستم اطلاعاتی، ایجاد روابط استراتژیک با تأمین کنندگان، توانمندسازی و آموزش پرسنل، ارتقاء زیرساخت های ارتباطی اساسی ترین عوامل مؤثر بر تاب آوری زنجیره تأمین در ارتقاء خدمات گردشگری سلامت در استان تهران می باشند.
۸۳.

بررسی تاثیر ابزارهای تامین مالی اسلامی بر حجم تجارت بین الملل ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف این مطالعه بررسی تاثیر ابزارهای تامین مالی اسلامی بر حجم تجارت بین الملل در ایران با رویکرد قاعده تیلور طی دوره زمانی 1390 – 1400 با استفاده از روش رگرسیون کوانتایل می باشد. نتایج برآورد مدل نشان می دهد رابطه بین تسهیلات سلف وحجم تجارت بین الملل با یک وفقه، به لحاظ آماری معنی دار می باشد و علامت ضرایب در تمامی دهک ها منفی است. رابطه بین نرخ تورم و حجم تجارت بین الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی دار می باشد و علامت ضرایب در دهک های اول، دوم و هشتم منفی و در باقی دهک ها مثبت است. رابطه بین تسهیلات فروش اقساطی بر حجم تجارت بین الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی دار می باشد و در دهک های اول، پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم علامت ضرایب مثبت است. تاثیر بین تسهیلات مضاربه با حجم تجارت بین الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی دار می باشد و علامت ضرایب بجز در دهک هشتم و نهم منفی است. همچنین نتایج نشان می دهد با کاهش اوراق مشارکت، حجم تجارت بین الملل افزایش می یابد. از سوی دیگر رابطه بین صکوک و حجم تجارت بین الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنادار و در تمامی دهک ها به جز دهک اول و هشتم علامت ضرایب منفی می باشد. براساس نتایج حاصله در طول دوره مورد بررسی می توان گفت با افزایش تسهیلات جعاله حجم تجارت بین الملل افزایش می یابد و در آخر با کاهش حجم تجارت بین الملل، حجم تجارت بین الملل دوباره کاهش می یابد.
۸۴.

پیشایندها و پسایندهای شهرت در صنعت بانکداری خرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۸
هدف : در پی درک اهمیت استراتژیک شهرت، سنجش شهرت شرکت ها اهمیت خاصی پیدا کرده است؛ اگرچه محققان ابعاد متعددی را برای سنجش شهرت شرکت پیشنهاد کرده اند، اما رابطه بین این ابعاد با پیشایندها و پسایندها به صورت شفاف مشخص نبوده و محققان در این پژوهش به دنبال دستیابی به آن در صنعت بانکداری و به صورت خاص بانکداری خرد هستند.  روش پژوهش : جامعه آماری پژوهش مشتریان بانک های سپه، توسعه تعاون، تجارت، ملت، صادرات، پاسارگاد، پارسیان، سامان و اقتصاد نوین در شهر تهران هستند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای در سطح شهر تهران مبنای ارزیابی قرار گرفته شدند که در هر خوشه از روش نمونه گیری طبقه ای و در هر یک از طبقات از روش نمونه گیری غیراحتمالی استفاده شده است. در نهایت تعداد 318 پرسشنامه جمع آوری گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها با توجه به غیرنرمال بودن داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارSmart PLS  استفاده شده است. یافته ها : نتایج نشان می دهند که در قسمت پیشایندها، رضایت بر اعتماد، و اعتماد بر 5 بعد تشکیل دهنده شهرت، تاثیر مثبت و معنادار دارند. هم چنین، در قسمت پسایند ها هم از متغیرهای تشکیل دهنده شهرت، تنها 2 متغیر مشتری گرایی و کیفیت خدمات بر وفاداری، و وفاداری بر تبلیغ توصیه ای، تاثیر مثبت و معنادار دارند. با توجه به نتایج، متغیرهای پیشایند بیشترین تاثیر را بر بعد کیفیت خدمات متغیر شهرت اعمال می کنند و در قسمت پسایندها، بعد مشتری گرایی متغیر شهرت، بیشترین تاثیر را بر متغیرهای پسایند اعمال می نماید.  نتیجه گیری : متناسب با نتایج پژوهش حاضر شهرت بانک در برگیرنده دو بعد کیفیت خدمات و مشتری گرایی بوده که با اتکا به تئوری منبع محور و علامت دهی می تواند بستری در جهت رویکرد تکوینی/ انعکاسی نسبت به این پدیده در پژوهش های آتی باشد، چرا که مشخص شدن این رویکرد می تواند به توسعه ادبیات نظری در این بخش کمک شایانی کند. 
۸۵.

ارائه الگویی از عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۷
مقدمه: یکی از محیط های در حال نوسان، محیط اینترنت برای کسب و کارهای اینترنتی است. بررسی فعالیت های تجاری صورت گرفته، انجام بیش از یک میلیارد خرید را در بیش از 34 کشور نشان می دهد که این مسئله از رشد انفجاری کسب و کارهای اینترنتی در سراسر جهان حکایت دارد. نکته مهمی که در اینجا مطرح می شود توانایی های منحصربه فرد اینترنت برای استفاده از مدل های بازاریابی جدید کسب وکار، ارزش های جدید برای مشتری و منابع و منافع متعدد برای کارآفرینان است که وجه تمایز با کسب و کارهای سنتی و فیزیکی است؛ چراکه در کسب وکارهای سنتی و فیزیکی استفاده از مدل های کسب و کار و ارزش های جدید محدودتر است. این تمایز در بستر بازاریابی را در کسب و کارهای سنتی و اینترنتی می توان در رویکرد بازاریابی کارآفرینانه جستجو کرد؛ چراکه بستر بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی، اینترنت و در کسب وکارهای سنتی، محیط فیزیکی است و همین امر موجب شده کسب وکارهای اینترنتی با سرعت بیشتری رشد کنند. این در حالی است که تحقیقات زیادی در زمینه نقش بازاریابی کارآفرینانه به طور ویژه در کسب وکارهای اینترنتی صورت نگرفته است و لزوم توجه به این موضوع احساس می شود. هدف این پژوهش، شناسایی و سطح بندی عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش نیز از نوع آمیخته اکتشافی (کمی-کیفی) است که در بخش کیفی، عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی شناسایی و در بخش کمی این عوامل سطح بندی شدند. نمونه مورد مطالعه شامل 12 مدیر کسب و کارهای اینترنتی و 10 خبره دانشگاهی فعال در حوزه بازاریابی کارآفرینانه است که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه بود. برای روایی ابزار تحقیق از روایی سازه، روایی محتوا و روایی بیرونی و برای پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته ها: پنج عامل اصلی حیاتی برای موفقیت بازاریابی کارآفرینانه شامل پاسخ گویی به محیط، کارآفرینی، منابع، زیرساخت فنی و زیرساخت فکری در قالب 14 مضمون فراگیر و 30 مضمون سازمان دهنده شناسایی شدند. متن مصاحبه ها با کمک نرم افزار اطلس، بازیابی و 80 کد اولیه از آن ها استخراج شد. مضامین فراگیر شامل ریسک پذیری، فرصت طلبی، نوآوری، رهبری، مشتری مداری، استفاده از منابع، فرهنگ، استراتژی، تاکتیک ها، خلق ارزش، فناوری، گستردگی ابزارها، سرمایه گذاری و انعطاف پذیری است. برای سطح بندی عوامل شناسایی شده از تکنیک مدل سازی ساختاری - تفسیری استفاده شده است. نتایج سطح بندی نیز نشان داد که گستردگی ابزار، سرمایه گذاری و انعطاف پذیری در سطح یک، اهرم سازی منابع در سطح دو، فرهنگ، استراتژی، مشتری محوری و فناوری در سطح سه، تاکتیک در سطح چهار، پیشرو بودن و ارزش آفرینی در سطح پنج، ریسک پذیری، فرصت طلبی و نوآوری در سطح شش قرار گرفتند. نتیجه گیری/ دستاوردها: با توجه به اهمیت عوامل موفقیت بازاریابی کارآفرینانه، کارآفرینان در کسب و کارهای اینترنتی باید تمرکز خود را بر این عوامل کلیدی متمرکز کرده و الگوهای موفقیت بازاریابی کارآفرینانه را بر اساس آن ها تطبیق دهند. این عوامل می توانند دستاوردهای زیادی را برای کسب و کارهای اینترنتی فراهم کنند و به آن ها کمک کنند تا در بازار رقابتی و پویا به موفقیت دست یابند.
۸۶.

مدل سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت های صادراتی شرکت های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف پژوهش حاضر مدل سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت های صادراتی شرکت های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان حوزه صادرات صنایع الکترونیک و فناوری هوش مصنوعی به روش نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 306 نفر از کارشناسان بازاریابی و فروش حوزه صادرات محصولات الکترونیکی انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تئوری داده بنیاد (مدل اشتراس و کوربین) شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی داده ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (زیرساخت های ICT، کیفیت داده ها، ظرفیت فنی)، شرایط زمینه ای (سیاست های حمایتی، همکاری های بین المللی، فرهنگ سازمانی نوآور)، شرایط مداخله گر (تحریم ها، تغییرات سریع فناوری، موانع قانونی و مقررات گمرکی)، راهبردها (پیش بینی تقاضا، بهینه سازی قیمت، هوشمندسازی لجستیک، توانمندسازی منابع انسانی) و پیامدها (مزیت رقابتی، نفوذ در بازار جهانی، افزایش رضایت مشتری، کاهش هزینه ها) ساختار مدل را تشکیل می دهند. در بخش کمی، شاخص های پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقوله ها بیش از 0.5 بود. نتایج آزمون فرضیه ها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقوله های مدل با سطح معنی داری ۰.۰۰۱>p بود.
۸۷.

تعیین تأثیر رهبری معنوی و رهبری اخلاقی بر عملکرد وظیفه ای، رفتارهای اشتراک گذاری دانش و رفتارهای نوآورانه کارکنان (مورد مطالعه: اداره کل گمرک تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: هدف اصلی انجام پژوهش حاضر، تعیین تأثیر رهبری معنوی و رهبری اخلاقی بر عملکرد وظیفه ای، رفتارهای اشتراک گذاری دانش و رفتارهای نوآورانه کارکنان می باشد. روش پژوهش:  این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر اداره گمرک شهر تهران می باشد. در این پژوهش برای تعیین حجم نمونه از نرم افزار G*Power استفاده گردید. بر اساس نتایج این نرم افزار، حجم نمونه برابر با 201 نفر تعیین شد. تعداد 250 پرسشنامه در بین کارکنان اداره گمرک تهران توزیع شد که از میان آنها 218 پرسشنامه قابل قبول برای تجزیه وتحلیل در دست پژوهشگر قرار گرفت. از این رو، نرخ بازگشت پرسشنامه 87.2% است. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. جمع آوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. برای تنظیم پرسشنامه از مقاله های معتبر، رهبری معنوی (فرای و همکاران، 2016)، رهبری اخلاقی (براون و همکاران، 2005)، عملکرد وظیفه ای (فن و ژنگ، 1997)، رفتارهای اشتراک گذاری دانش (روان، 1997)، رفتارهای نوآورانه (اسکات و بروس، 1994) استفاده گردید. روایی پرسشنامه در دو مرحله با کمک 7 نفر از خبرگان جامعه آماری بررسی شد. در مرحله اول با استفاده از شاخص روایی محتوایی (CVI [1] ) و در مرحله دوم با استفاده از ضریب نسبی روایی محتوا (CVR [2] ) به تحلیل پرسشنامه ها پرداخته شد و پرسشنامه نهایی تنظیم گردید. پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ در یک مطالعه اولیه با مشارکت 30 نفر از جامعه آماری، بررسی و مورد پذیرش قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS26 (برای آمار توصیفی) و نرم افزار Smart-PLS3 استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد «رهبری معنوی» بر «عملکرد وظیفه ای کارکنان»، «رفتارهای اشتراک گذاری دانش کارکنان» و «رفتارهای نوآورانه کارکنان» تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، «رهبری اخلاقی» بر «عملکرد وظیفه ای کارکنان»، «رفتارهای اشتراک گذاری دانش کارکنان» و «رفتارهای نوآورانه کارکنان» تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید می کند که پیاده سازی رهبری معنوی و اخلاقی می تواند به بهبود کارایی و خلاقیت کارکنان کمک کند و در نهایت به ارتقاء عملکرد کلی اداره گمرک تهران منجر شود. بنابراین، توجه به این نوع رهبری ها در فرآیندهای مدیریتی و توسعه منابع انسانی می تواند راه کار مؤثری برای بهبود عملکرد سازمانی باشد.
۸۸.

پیشران ها، محرک ها و پیامد های رقابت پذیری پایدار در صادرات سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۱
در سال های اخیر، اهمیت پایداری و مسائل زیست محیطی در فعالیت های اقتصادی، به ویژه در حوزه صادرات، افزایش یافته است. شرکت های صادرکننده برای حفظ و ارتقای جایگاه خود در بازارهای جهانی، استراتژی های سبز و نوآورانه را اتخاذ نموده اند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر رقابت پذیری پایدار شرکت ها در صادرات سبز و ارائه یک مدل مفهومی انجام شده است. رویکرد پژوهش، آمیخته (کیفی و کمی) است. در فاز کیفی، با بهره گیری از روش فراترکیب، ۴۲ مقاله منتخب از میان ۱۷۴ مقاله موجود در پایگاه های اسکوپوس، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر طی سال های ۲۰۱۵ تا فوریه ۲۰۲۵ تحلیل و ۱۱ مقوله اصلی استخراج شد. در فاز کمی، برای تحلیل روابط علّی میان مقوله ها، از روش دیمتل و نظرات ۱۰ نفر از خبرگان حوزه صادرات استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که عوامل مؤثر بر رقابت پذیری پایدار صادرات سبز در سه لایه «پیشران» (جهت گیری استراتژیک و سیاست های کلان صادرات سبز، تحول دیجیتال، نوآوری سبز و مدیریت دانش سبز)، «محرک» (رقابت پذیری و مزیت های رقابتی در بازارهای سبز) و «پیامد» (عملکرد سازمانی، پایداری زیست محیطی، بازاریابی سبز، مدیریت زنجیره تامین سبز، قابلیت های سازمانی و ریسک های صادرات سبز) طبقه بندی می شوند. مدل مفهومی ارائه شده، ضمن پوشش خلاهای موجود در ادبیات، ابزاری عملیاتی و راهبردی برای مدیران و سیاست گذاران به منظور ارتقای جایگاه رقابتی شرکت ها در بازارهای جهانی فراهم می آورد.
۸۹.

شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری و توسعه کارآفرینی گردشگری با رویکرد فقرزدایی (مورد مطالعه: روستای هجیج اورامانات استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۴
با وجود رشد اقتصادی در بسیاری از کشورها، هنوز جنبه های غیرِ اقتصادی فقر، خسارت بار است. مطالعات نشان می دهد تأثیرات توسعه کارآفرینی در گردشگری به سه جنبه اقتصادی، اجتماعی - فرهنگی و زیست محیطی تقسیم بندی می شود و اجرای صحیح آن، سبب تأثیر جامع در کاهش فقر چندبعدی ساکنان می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثرات کارآفرینی گردشگری در افزایش اشتغال و کاهش فقر در روستای هجیج از توابع شهرستان پاوه و منطقه اورامانات استان کرمانشاه است. رویکرد انجام پژوهش کیفی و روش پژوهش مورد استفاده، تحلیل محتوای عمیق کارشناسی بوده است. داده های مورد استفاده این مطالعه از سه روش جمع آوری شده اند. بخشی به صورت داده های دست دوم از منابع منتشر شده آماری یا مجلات معتبر علمی، بخشی به صورت مصاحبه عمیق کارشناسی با گروهی 16 نفره منتخب از کارشناسان خبره علمی و عملیاتی این حوزه و بخش دیگر نیز به صورت مشاهده مستقیم محلی و زیستِ حضوری در کنار مردم روستا همراه با مصاحبه و اخذ نظرات آن ها بدون ایجاد شرایط حساس کننده مؤثر بر پژوهش انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه ها به وسیله نرم افزار مکس کیودا نسخه 2022 تحلیل شد. مهم ترین نتایج پژوهش نشان می دهند که عوامل مؤثر بر تسهیل و شکل گیری کارآفرینی در حوزه گردشگری با رویکرد فقرزدایی، شامل ایجاد ظرفیت های گردشگری حامی فقرا، آموزش و توانمندسازی، توسعه زیرساخت ها، ارائه تسهیلات از سوی نهادهای مرتبط، قوانین و مقررات، دسترسی ها (مالکیت زمین، بازار)، گسترش مشارکت در گردشگری، راه اندازی مؤسسه های تحقیق و توسعه، و تدوین استراتژی های گردشگری فقرزدا است. پژوهش حاضر می تواند به عنوان ابزاری برای تصمیم گیریِ تصمیم گیرندگان ذی ربط، کارآفرینان، سیاست گذاران، اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و سایر مراکز و مجامع مرتبط با فعالیت های گردشگری مورد استفاده قرار گیرد.
۹۰.

شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب وکار در خوشه های صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه: کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به‌عنوان بخش‌های حیاتی در توسعه پایدار و رشد اقتصادی شناخته می‌شوند. این کسب‌وکارها نقش مهمی در تولید ناخالص داخلی، ایجاد اشتغال، تولید درآمد و کاهش فقر، به‌ویژه در کشورهای درحال توسعه و نوظهور، ایفا می‌کنند. آن‌ها به‌عنوان محرک‌های اقتصادی، انعطاف‌پذیری و نوآوری را به‌همراه دارند و به توسعه محلی و منطقه‌ای کمک می‌کنند. خوشه‌های صنعتی که به‌عنوان گروه‌های متمرکز جغرافیایی از بنگاه‌های تجاری و غیرتجاری مرتبط تعریف می‌شوند، نقشی اساسی در تقویت توانمندی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط دارند. این خوشه‌ها شامل شرکت‌هایی هستند که در تولید کالاها و خدمات مشابه یا مرتبط فعالیت می‌کنند. خوشه‌های صنعتی نیازمند حمایت هدفمند به‌صورت خدمات توسعه کسب‌وکار هستند. با توجه به اهمیت این خدمات، هدف این پژوهش، شناسایی و رتبه‌بندی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی بود. روش‌شناسی: رویکرد این پژوهش آمیخته و از لحاظ هدف، توسعه‌ای بود. در ابتدا یک پژوهش کیفی انجام شد و سپس بر اساس نتایج مرحله کیفی، مرحله کمی صورت گرفت. در مرحله کیفی، برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و در مرحله کمی از تکنیک غربال‌گری فازی و تحلیل اهمیت-عملکرد استفاده شد. جامعه مورد مطالعه بخش کیفی شامل خبرگان و صاحب‌نظران در زمینه خوشه‌های کسب‌وکار و مشاوران مستقر در مراکز خدمات مشاوره کسب‌وکار در سراسر کشور بودند که نمونه‌گیری از آن‌ها به‌صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و منابع مکتوب گردآوری شد. اعتبارسنجی داده‌ها با نظرات مشارکت‌کنندگان و باز آزمون انجام شد و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA صورت گرفت. در مرحله کمی، با استفاده از تکنیک غربال‌گری فازی و نظرات نه نفر از خبرگان، عوامل غیرمؤثر حذف و عوامل کلیدی شناسایی شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای مبتنی بر مقیاس فازی جمع‌آوری و سپس با تحلیل اهمیت-عملکرد بررسی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار Excel استفاده شد. یافته‌ها: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها منجر به شناسایی 40 شاخص در قالب هفت بعد اصلی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی شد. این ابعاد عبارتند از زیرساخت‌ها و ساختارهای نهادی توسعه خدمات، سیاست‌ها و حمایت‌های کلان، موانع اقتصادی، تعاملات اجتماعی و فرهنگی در بهبود خدمات، قابلیت‌ها و توانمندی‌های ارائه دهندگان خدمات، آموزش و توسعه منابع انسانی و نیازها و میزان تمایل به خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌ها. نتیجه‌گیری / دستاوردها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که توسعه خدمات کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی تحت تأثیر عوامل کلیدی مانند توانمندی مالی بنگاه‌ها، نیاز و تمایل به استفاده از خدمات، قابلیت‌های نیروی انسانی ارائه دهندگان خدمات توسعه کسب‌وکار و تعاملات شبکه‌ای است. بسترسازی مناسب، حمایت‌های دولتی و اصلاح قوانین نیز برای بهبود این خدمات ضروری است. بهبود کیفیت و توانمندی تأمین‌کنندگان خدمات، اعتمادسازی و ارزیابی مستمر عملکرد ارائه دهندگان نقش مهمی در افزایش اثربخشی خدمات دارند. در نهایت، ایجاد شبکه‌های تخصصی، تسهیل همکاری‌های مشترک و به‌کارگیری مدل‌های ارزیابی و نظارت جامع می‌تواند به رشد و بهبود خوشه‌های صنعتی کمک کند.
۹۱.

تحلیل پتانسیل های ارتباطی بازاریابی دیجیتال و رشد استارت آپ های خدمات محور در ایران: توسعه چارچوبی برای پیوند استراتژی دیجیتال و نوآوری تجاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۴
هدف : این مقاله با هدف تحلیل پتانسیل های ارتباطی بازاریابی دیجیتال و رشد استارت آپ های خدمات محور در ایران انجام شده است. با توجه به اهمیت فزاینده بازاریابی دیجیتال در محیط های رقابتی، این پژوهش یک چارچوب ماکرو- پویا برای عوامل تأثیرگذار بر رشد استارتاپ ها ارائه می دهد.  روش پژوهش : این پژوهش، بر اساس نتیجه، از نوع کاربردی-توسعه ای و از نظر هدف، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع داده، آمیخته است. در گام اول، بخش کیفی تحقیق با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۸ نفر از مدیران و کارشناسان کلیدی استارتاپ آچاره انجام شده است. تحلیل محتوای این مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. در گام دوم، بر اساس یافته های بخش کیفی، پرسشنامه ای ساختارمند برای جمع آوری داده های کمی مربوط به تأثیر این استراتژی ها بر رشد استارتاپ ها طراحی شد. این پرسشنامه بین نمونه ای تصادفی از کارکنان و کارشناسان پلتفرم آچاره توزیع شد. به منظور تحلیل بخش کمی، به ترتیب از روش های آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. یافته ها : یافته ها نشان داد که کمپین های شبکه های اجتماعی و اینفلوئنسر بیشترین تأثیر را بر شاخص های کلیدی رشد مانند افزایش تعداد مشتریان، افزایش درآمد و توسعه بازار دارند. علت این موضوع را می توان در نفوذ بالای شبکه های اجتماعی در سبک زندگی کاربران ایرانی و امکان هدف گذاری دقیق مخاطبان جست وجو کرد. همچنین استفاده از محتوای بصری و تعاملی، باعث افزایش نرخ تعامل و وفاداری کاربران شده است. اینفلوئنسر مارکتینگ نیز تأثیر قابل توجهی بر رشد استارتاپ داشته است. در مقابل، استراتژی هایی مانند بازی سازی یا گیمیفیکیشن و مسابقات آنلاین با ضریب همبستگی پایین تر، تأثیر نسبتاً محدودتری بر شاخص های رشد داشتند. نتیجه گیری : تحلیل داده های به دست آمده نشان می دهد که استراتژی های مختلف بازاریابی دیجیتال تأثیرات متفاوتی بر رشد استارتاپ ها دارند. یافته ها حاکی از آن است که ارزیابی و بهینه سازی مداوم استراتژی های دیجیتال به استارتاپ ها کمک می کند تا در محیط های رقابتی عملکرد بهتری داشته باشند. 
۹۲.

طراحی یک الگوی مفهومی برای مدیریت کسب و کار هوشمند سبز در بنادر کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۴۳
صنایع کشتیرانی در بنادر به عنوان یکی از صنایع مادرو راهبردی همواره در طول تاریخ ﻧقشﻣﻬﻤﯽ را در مدیریت یهینه کسب و کار ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ کشور دارا و همچنین براﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر نیز ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬار میباشند. وﺿﻌﯿﺖ آﯾﻨﺪه مدیریت کسب و کار ﺑﻨﺎدر ﻣﯽ ﺗﻮاند در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﺷﺪه، دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻓﻨﺎوری نوین برای هوشمندسازی، اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺘﺨﺼﺺ، ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺳﺎزی ﺑﺮ ﺑﻨﺎدررا ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐرد. بنابراین بنادر باید ﺑﺮای ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد و برای ﺗﻮﺳﻌﻪ کسب و کار ﺧﻮد، با توجه به ﺳﻄﺢ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی و دﯾﮕﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. در ﺣﻮزه ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ درﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻋﻤﺪه ای در ﻓﻨﺎوری ﮐﺸﺘﯿﺮاﻧﯽ رخ داده اﺳﺖ و روﻧﺪ اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮات در آﯾﻨﺪه بیشتر ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻨﺎوری و ﺗﺴﻬﯿﻼت ﺑﻨﺪر اﺛﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ دارد. به همین منظور، برای ارتقا صنعت بنادر و کشتیرانی، در این مقاله ابتدا شاخصهای اصلی ارزیابی بنادر سبز و هوشمند از طریق مطالعه کتابخانه ای شناسایی و سپس با استفاده از رویکرد تحلیل تماتیک مصاحبه انجام گرفت و الگوی مفهومی پژوهش ترسیم شد. سپس،الگوی نهایی بدست امده و همینطور تمامی شاخصها در الگوی ترسیمی پژوهش جداگانه با استفاده از استنتاج فازی (FIS) در نرم افزار متلب مورد ارزیابی قرار میگیرد که از آن می توان برای ارزیابی شاخصهای هوشمندی و زیست محیطی در بنادر کشور جهت بررسی مدیریت کسب کار هوشمند برای اولین بار استفاده نمود. در همین راستا بر روی بندر انزلی یکی از بنادر مهم کشور به عنوان یک نمونه واقعی پیاده سازی و نتیجه گیری خواهد شد.
۹۳.

تأثیر گرایش به کارآفرینی و مشارکت جامعه بر توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی در شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۴
در سال های اخیر، گردشگری پایدار به ویژه از طریق برگزاری رویدادهای ورزشی، به عنوان یکی از راهکارهای مؤثر در رشد اقتصادی و اجتماعی شهرها مطرح شده است. در این راستا هدف این پژوهش بررسی تأثیر گرایش به کارآفرینی و مشارکت جامعه بر توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی در شهر کرمان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و بر اساس روش در زمره تحقیقات توصیفی همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه افراد و صاحبان کسب وکار و مدیران فعال در صنایع گردشگری شهر کرمان بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بود. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و روایی سازه ای و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. 320 نفر از افراد با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به سؤال های پرسشنامه پاسخ دادند. داده ها در دو بخش آمار توصیفی (شامل آماره های فراوانی و درصد فراوانی) و آمار استنباطی (شامل تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری) و با به کارگیری نرم افزارهای SPSS 26 و Smart PLS 3 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد مشارکت و گرایش به کارآفرینی افراد جامعه بر مقصد گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد. مقصد گردشگری بر نگرش افراد و همچنین بر توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی تأثیر مثبت و معناداری دارد. در نهایت نگرش افراد بر توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی تأثیر مثبت و معناداری دارد. این پژوهش می تواند به سیاست گذاران امر گردشگری و تصمیم گیرندگان رویدادهای ورزشی به منظور توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی پیشنهادهای کاربردی مفیدی را ارائه نماید.
۹۴.

طراحی چارچوبی برای توسعه تخریب خلاق داده محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۱۱
خاستگاه تغییرات فناورانه مدرن، زمینه را برای درک تحولات فناورانه، بررسی تاثیر فناوری های دیجیتال جدید، و بررسی پدیده اختلال دیجیتال در صنایع و مشاغل فراهم می کند. آنچه قابل توجه است نقش داده ها در تحولات فناورانه و در نتیجه تخریب خلاقی است که تحول دیجیتال و مدل ها و استراتژی های کسب وکار جدید، نوآوری و قابلیت ها در سطوح جهانی، ملی، شرکتی و محلی را در منجر می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی چارچوبی برای توسعه تخریب خلاق داده محور است. روش تحقیق، به صورت کیفی با رویکرد داده بنیاد و نظریه اشتراوس و کوربین و رهیافت نظام مند انجام گرفت؛ جامعه آماری تحقیق شامل کسانی که دانش نظری در رابطه با تئوری های کارآفرینی به ویژه تخریب خلاق و کسانی که تجربه کافی در حوزه کسب و کارهای داده محور داشته باشند. برای تحلیل داده های کیفی، مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی را طی کرده و در نهایت الگوی پارادایمی گراندد تئوری در بر دارنده 5 بعد اصلی و 21 بعد فرعی شامل عوامل علی(فناوری، شخصییتی و رفتاری، چارچوب نهادی) عوامل زمینه ساز(داده های رفتاری،داده های متنی، داده های روانشناختی، اطلاعات دموگرافیک، داده های جغرافیایی، میل به تخریب)، عوامل مداخله گر(فناوری سازمانی، درجه ای که ارزش جدید خلق می شود، اثربخشی و مدیریت هزینه)، راهبردها(راهبرد توسعه خلاقیت، راهبرد مبتنی بر ساختار، راهبرد بازتعریف مدل کسب و کار، راهبرد حس کردن و شکل دادن، راهبرد شناسایی و توقیف، راهبرد تغییر شکل و پیکربندی مجدد) و پیامدها( فناورانه، اجتماعی- اقتصادی) شکل گرفت.
۹۵.

طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی پدیدارشناسی و دارای رویکردهای استقرایی و قیاسی میباشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از مدیران اجرایی، اعضا و کارشناسان فعال در شرکت های تعاونی مصرف می باشد و به روش نمونه گیری غیراحتمالی قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از          نرم افزار 20 MAXQDA انجام شد. نتایج حاکی از آن است که توسعه شرکت های تعاونی مصرف تحت تأثیر مولفه های کلیدی نظیر منابع انسانی مجرب و آموزش دیده، استراتژی های توسعه سازمانی، ساختار مدیریتی مناسب، حمایت های قانونی، مشارکت فعال اعضا، بهره گیری از فناوری های نوین و توسعه شبکه توزیع و فروش قرار دارد. همچنین، مولفه های فرهنگی از جمله اعتماد و همکاری میان اعضا نقش تسهیل کننده توسعه را ایفا می کند. شاخص های کمی و کیفی مرتبط با هر مؤلفه نیز در افزایش بهره وری و تحقق اهداف اقتصادی و اجتماعی مؤثر شناخته شدند. یکپارچگی و هماهنگی میان مولفه ها و شاخص ها برای تحقق توسعه پایدار شرکت های تعاونی مصرف حیاتی است و استفاده از این چارچوب می تواند راهنمایی کاربردی برای سیاست گذاران و مدیران این حوزه باشد.
۹۶.

سنجش و مقیاس سنجی مدل فرارسی فناورانه در صنعت بسته بندی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۵
پژوهش حاضر با هدف سنجش و مقیاس سنجی مدل فرارسی فناورانه در صنعت بسته بندی ایران (مورد مطالعه: بسته بندی زعفران) می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) و از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. جامعه آماری در بخش ساختاری تفسیری شامل خبرگان دانشگاه و مدیران شرکت های بسته بندی زعفران می باشد که تعداد نمونه آماری به صورت هدفمند 15 نفر انتخاب شد و تعداد نمونه آماری در بخش تحلیل عاملی تاییدی براساس نمونه گیری طبقه ای تصادفی با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید، توزیع شد. ابزار های پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه ISM و پرسش نامه محقق ساخته برگرفته از بخش کیفی می باشد. روش تحلیل در بخش کیفی رویکرد ساختاری تفسیری با نرم افزار میک مک و در بخش کمی تحلیل عاملی تاییدی با نرم افزار ایموس انجام شد. یافته های بخش ساختاری تفسیری نشان داد که عوامل احصا شده در هفت سطح دسته بندی شد که عامل «فناوری های نوین و هوشمندسازی در بسته بندی» مهم ترین عامل شناسایی شد و نتایج بخش تحلیل عاملی تاییدی نشان داد، مسیرها و روابط علی بین سازه های بیرونی و داخلی در مدل ساختاری با روش تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت.
۹۷.

تصمیم کاوی در فرآیندهای فناوری اطلاعات- مطالعه موردی فرآیند تبدیل شناسایی ایده های جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۳۳۲
فرآیندهای دانش بنیان جزء جدایی ناپذیر فرآیندهای کسب و کار شرکتهای فعال در حوزه فناوری اطلاعات هستند. در این صنعت، فرآیندهای دانش بنیان که مبتنی بر دانش نیروی ماهر اجرا می شوند و در زنجیره ارزش شرکتهای فعال این حوزه نقشی اساسی ایفا می کنند. مهمترین عنصر در فرآیندهای دانش بنیان، تصمیم گیری های صورت گرفته در این فرآیندها است. از این رو مساله شناسایی قواعد و مدلهای تصمیم فرآیندهای دانش بنیان دارای اهمیت به سزایی است. در این مقاله یکی از مهمترین فرآیندهای موجود در صنعت نرم افزار (فرآیند شناسایی و تصمیم گیری در خصوص ایده های مطرح شده) مورد بررسی قرار می گیرد و با استفاده از لاگ های تصمیم گیری موجود در یکی از بزرگترین شرکتهای نرم افزاری کشور، به تحلیل این فرآیند با استفاده از نظریه مجموعه های ژولیده پرداخته می شود. بر اساس این نظریه و با بهره گیری از الگوریتم کاست سریع، روشی گام به گام برای تحلیل داده ها و شناسایی قواعد تصمیم گیری ارایه می شود. این الگوریتم در گام نخست خصیصه های حیاتی مورد استفاده در نقطه تصمیم را شناسایی نموده و سپس مدل تصمیم گیری را به صورت قواعد اگر-آنگاه ارایه می کند. نتایج ارزیابی نشان می دهد که در نتیجه بهره گیری از این مدل حجم مورد نیاز برای مراجعه مستقیم به تصمیم گیرندگان کاهش قابل توجهی خواهد داشت و فرآیند تصمیم گیری و در نتیجه مدت زمان کل فرآیند کاهش قابل ملاحظه ای خواهد یافت.
۹۸.

ارائه الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی زنان روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه: توسعه کارآفرینی زنان روستایی به‌دلیل نیازهای اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی نیازمند توجه جدی است؛ زیرا آن‌ها نقشی کلیدی در بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده‌ها، به‌ویژه در مناطق روستایی ایفا می‌کنند. همچنین، توسعه کارآفرینی زنان روستایی موجب افزایش اشتغال، کاهش نرخ بیکاری، کاهش نرخ مهاجرت به شهرها و بهبود کیفیت زندگی روستاییان خواهد شد. افزون براین، زنان روستایی منابع بالقوه بسیاری برای راه‌اندازی کسب‌وکار دارند و توسعه کارآفرینی در میان آن‌ها به بهبود توانمندی‌های فردی و اجتماعی آن‌ها کمک می‌کند. با این‌حال، نرخ فعالیت‌های کارآفرینانه زنان روستایی در کشورهای در حال توسعه پایین است و ایران نیز از این امر مستثنی نیست. در این زمینه، زنان کارآفرین روستایی عمدتاً با چالش‌های اجتماعی، فرهنگی، مالی، مهارتی و فقدان مدیریت و تفکر راهبردی مواجه هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی زنان روستایی در ایران است. روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و توسعه‌ای و از نظر ماهیت داده‌ها، کیفی و با روش داده‌بنیاد انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل زنان کارآفرین و خبرگان دانشگاهی بودند که با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. پس از ۱۲ مصاحبه، قاعده اشباع نظری حاصل شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته عمیق جمع‌آوری و برای تحلیل آن‌ها از فرآیند کدگذاری مبتنی بر رهیافت نظام‌مند اشتراوس و کوربین استفاده شد. روایی پژوهش با استفاده از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا نظیر قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال‌پذیری و تناسب، قابلیت اطمینان و ثبات و قابلیت تصدیق مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پژوهش نیز با استفاده از روش پایایی بازآزمون محاسبه و ۸۶ درصد به‌دست آمد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که توسعه کارآفرینی زنان روستایی متأثر از شرایط علّی نظیر آموزش کارآفرینی (اهداف آموزش، شیوه‌های آموزش و نتایج آموزش) و عوامل روحی-روانی (ویژگی‌های فردی و انگیزاننده‌ها)، عوامل زمینه‌ای نظیر چالش‌های کارآفرینی زنان (چالش‌های اقتصادی و اجتماعی) و عوامل مداخله‌گر (توسعه خدمات، بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری) است. افزون بر این، یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای توسعه کارآفرینی زنان روستایی نظیر مشتری‌مداری، ایجاد وفاداری در مشتریان، انعطاف‌پذیری، تبلیغات اجتماعی و محتوایی هستند که پیامدهایی نظیر منفعت فردی و توسعه اقتصادی را برای زنان کارآفرین روستایی به‌همراه دارد. نتیجه‌گیری / دستاوردها: با توجه به یافته‌های پژوهش، رفع موانع و چالش‌های فراروی توسعه فعالیت‌های کارآفرینانه زنان روستایی و اتخاذ تدابیر و خط‌مشی‌های حمایتی از سوی سیاست‌گذاران و متولیان امر، جهت افزایش نرخ مشارکت زنان روستایی در فعالیت‌های کارآفرینانه و همچنین پایداری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و زودبازده روستایی، می‌تواند سازنده و راهگشا بوده و به توسعه اجتماعی و اقتصادی منطقه کمک نماید.
۹۹.

مدل مفهومی کنترل مفروضات استراتژیک در مدیریت کسب وکارهای کارآفرین: تلفیق تحلیل تغییرات و جهت گیری هوشمند استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۴
پژوهش حاضر در پاسخ به نیاز فزاینده توسعه نظری و عملیاتی کنترل مؤثر مفروضات استراتژیک در مدیریت کسب وکارهای کارآفرین در محیط های با عدم قطعیت بالای ایران ارائه شد. هدف این مطالعه، ارائه یک مدل مفهومی یکپارچه بود که تحت چارچوب ساخت گرایانه نظریه داده بنیاد، از طریق تحلیل عمیق تجربیات عملی و راهبردی مدیران ارشد، ظرفیت سازمان ها را در شناسایی، پالایش و بازنگری مستمر مفروضات استراتژیک بهبود دهد. داده ها از طریق انجام 14 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل مداوم داده ها، فرآیند چهار حلقه ای مدل استخراج گردید. این حلقه ها شامل شناسایی و پالایش مفروضات کلیدی همراه با ایجاد حس پذیری محیطی، کشف سیگنال های ضعیف و اولویت بندی تغییرات با بهره گیری از ماتریس احتمال–اثر، طراحی سازوکارهای بازخورد دوره ای و مستندسازی تعاملی برای تضمین یادگیری سازمانی مداوم و در نهایت سناریونویسی چندگانه به همراه استقرار اقدامات پیشگیرانه و کاهش ریسک می شوند. یافته ها نشان داد ادغام این حلقه ها در قالب یک چرخه بازخوردی، سرعت واکنش کسب وکارها به تغییرات محیطی را افزایش، تخصیص منابع محدود را بهینه و تاب آوری راهبردی آنان را تقویت می کند؛ با این حال فقدان ارتباط اثربخش میان سناریوسازی و بازنگری مفروضات به عنوان بزرگ ترین چالش در مدل های رایج شناسایی شد. بر این اساس، استقرار سامانه هشدار اولیه برای رصد مستمر سیگنال های ضعیف، بهره گیری سیستماتیک از ماتریس احتمال–اثر جهت اولویت بندی تغییرات، برگزاری جلسات بازنگری دوره ای با مستندسازی تعاملی و طراحی سناریوهای چندگانه همراه با برنامه های کاهش ریسک به عنوان الزامات اجرایی این مدل مطرح گردید. مدل پیشنهادی ضمن ارائه چارچوب نظری منسجم، ابزارها و رویه های عملیاتی مشخصی را در اختیار مدیران و مشاوران کسب وکارهای کارآفرین قرار می دهد تا با استقرار آن، تاب آوری راهبردی و پایداری سازمانی خود را در شرایط پیچیده و پویا ارتقاء بخشند و مسیر آزمون های تجربی آینده را هموار سازند.
۱۰۰.

شناسایی بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی (شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
این پژوهش با هدف شناسایی بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی مستقر در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. این مطالعه از نظر نحوه گردآوری داده ها غیرآزمایشی بوده است. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه چهره به چهره با مدیران عامل و یا نمایندگان مدیران عامل شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران بوده است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع تئوریک پیش رفت. بر این اساس، با 23 نفر مصاحبه شد. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. پایایی یافته ها با استفاده از روش توافق درون موضوعی بررسی و ضریب پایایی بدست آمده بین دو کدگذار 78 درصد محاسبه شد. روایی آن نیز با استفاده از روش روایی تفسیری و ارائه نتایج پژوهش به 12 نفر از مصاحبه شوندگان به منظور اطمینان از صحّت یافته ها تایید شد. نتایج نشان داد در مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی به ترتیب در مجموع 174 کد، 63 مضمون پایه و 5 مضمون سازمان دهنده استخراج شدند. 5 مضمون سازمان دهنده تشکیل دهنده بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان مورد بررسی شامل ناکافی بودن حمایت های آموزشی، مالی و بازاریابی پارک از شرکت ها، حمایت ناکافی دولت از شرکت ها، عدم ثبات سیاست ها و تغییر مداوم قوانین و مقررات، مشکلات داخلی شرکت ها و مکان یابی نامناسب پارک علم و فناوری بودند. بنابراین افزایش حمایت از شرکت های مذکور و ثبات قوانین و مقررات می تواند راه گشای برطرف کردن بازدارنده های زمینه ای این شرکت ها باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان