مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۶۱.
۲۶۲.
۲۶۳.
۲۶۴.
۲۶۵.
۲۶۶.
۲۶۷.
۲۶۸.
۲۶۹.
۲۷۰.
۲۷۱.
۲۷۲.
۲۷۳.
۲۷۴.
۲۷۵.
۲۷۶.
۲۷۷.
۲۷۸.
۲۷۹.
۲۸۰.
حکومت اسلامی
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
379 - 410
حوزههای تخصصی:
یکی از مؤلفه های اقتدار حکومت ها در دنیا، قدرت نظامی است و سازنده این اقتدار، نیروهای نظامی هستند که امام خامنه ای در حوزه شیوه های مدیریت مطلوب نیروهای نظامی و مسائل پیرامون آن به بیان شاخصه ها و ملاک های آن پرداخته اند. با توجه به اهمیت مسئله و تأثیر آن در صعود و سقوط کشور، ضرورت دارد که این مهم از منظر کلام وحی مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرد. ازاین رو نگارنده با مراجعه به آیات قرآن و بررسی اقوال مفسران و بهره گیری از بیانات امام خامنه ای و با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به بررسی شاخصه های مسئله یاد شده پرداخته اند. برآیند و ره آورد پژوهش بیانگر آن است که مهم ترین شاخصه های مدیریت نظامی از منظر قرآن کریم عبارت اند از: ایمان و عمل صالح، مشورت پذیری، صبر و سعه صدر، بصیرت و آگاهی، قدرت جسمی و روحی، انتقادپذیری، حق مداری، اطاعت پذیری و روحیه جهادی. همچنین مشخص شد که مقام معظم رهبری نیز با تمسک به قرآن کریم در بیانات و تألیفات خود مجدانه به این امور تأکید نموده است. ایشان رهنمودهای مؤثر و متمایز در بیان شاخصه های مدیریت نظامی از مدیریت نظامی رایج در جهان را ارائه می نماید و این تمایز و تفاوت ریشه در الهامات استنطاقات قرآنی ایشان داشته که توانسته است علاوه بر تحول آفرینی در حوزه اندیشه، الگوی عملی از مدیریت نظامی بر خواسته از بطن و متن قرآن کریم را به تصویر کشد.
واکاوی شکل گیری و کنش جمعی جمعیت فدائیان اسلام علیه رژیم پهلوی دوم؛ بر اساس مدل تلفیقی اسپریگنز – تیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمعیت فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی، اصلی ترین تشکل اسلامی مخالف سلطنت پهلوی دوم با مشی مبارزه سیاسی- مسلحانه بود. در این پژوهش درصدد پاسخ به این سوال هستیم که از منظر چارچوب تحلیلی اسپریگنز و تیلی، جمعیت فدائیان اسلام چگونه شکل گرفت و کنش جمعی آنان چگونه صورت بندی شد. نواب صفوی همراه با یاران هم فکرش با مشاهده بحران های اشغالگری قدرت های جهانی شوروی و انگلستان، تکرار استبداد پهلوی اول در قامت سلطنت محمدرضا پهلوی و موج جدی ضد دین از سوی احمد کسروی، فرقه ضاله بهائیت و جریان های مارکسیستی نسبت به جایگاه اسلام در نظام سیاسی ایران احساس خطر کردند. نواب صفوی و یارانش، راه حل برای بحران پیش رو را در تشکیل جمعیت سیاسی پیشرو و انقلابی دیدند. چنین راهکاری نیازمند فرآیند بسیج گری یا کنش جمعی هدفمند مبتنی بر چالش گری رژیم پهلوی بود. به همین منظور متناسب با متغیرهای درون گروهی چارچوب مفهومی بسیج منابع چالز تیلی منجر به برآیند کسب «منابع هنجاری» با «بسیج تهاجمی» در قالب شکل دهی به جمعیت فدائیان اسلام با راهبرد سرنگونی رژیم پهلوی برآمدند و پس از آن با «سرکوب» تمام عیار، کنش جمعی آنان برای برپایی حکومت اسلامی از سوی رژیم پهلوی مواجه شدند.
تعاملات حاکمیت و زنان در خلافت امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1069 - 1092
حوزههای تخصصی:
پیامبر اسلام (ص) در دوران حکمرانی خود جایگاه زنان را ارتقا بخشید. اما با رحلت ایشان و روی کارآمدن خلفای سه گانه، این جایگاه تضعیف شد و از مسیر نبوی فاصله گرفت. با آغاز خلافت امام علی (ع)، تحولی در وضعیت زنان پدید آمد و آنان نقش فعالی در جامعه یافتند. آن حضرت از همان ابتدا با اصلاح بدعت های گذشته تلاش کرد جایگاه حقیقی زنان را احیا کند. زنان نیز با استقبال از سیاست دولت علوی با اقدامات آن حضرت همراه شدند و البته گاهی با بی مهری برخی از زنان، ضربه هایی جدی به دولت علوی وارد شد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی به دنبال واکاوی رفتار و نحوه تعاملات زنان و دولت علوی با یکدیگر با رویکرد تاریخی و سیاسی است و در پی پاسخگویی به این سؤال است که تعاملات حاکمیت و زنان در خلافت امیر مؤمنان علی (ع) چگونه بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تعامل زنان و حکومت علوی از ابتدای خلافت آن حضرت شکل گرفت که از نتایج آن حضور اثرگذار بانوان در بحران ها و مشکلات حکومت به ویژه جنگ های تحمیلی به آن حضرت بود. دولت علوی حامی زنان بود و حاکمیت در احقاق عدالت برای زنان مانند مردان دغدغه مند عمل کرد. خلیفه آن چنان که برای مردان دردسترس بود، برای زنان نیز دردسترس بود و آنان خلیفه و دولت علوی را پناهگاهی امن برای احیا و ارتقای جایگاه خود می دانستند. این حمایت و نگاه منزلت بخش، زمینه تعامل مثبت زنان و حکومت علوی را فراهم ساخت.
الگوی مدارای فقهی در حکومت اسلامی
منبع:
فرهنگ پژوهش بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷ ویژه علوم سیاسی
139 - 160
حوزههای تخصصی:
فروپاشی مردمی، مهم ترین تهدید یک نظام سیاسی مبتنی بر جمهوریت است و مخالفان داخلی از عناصر مهم افزایش این تهدید هستند. نوع تعامل حکومت ها با مخالفان سیاسی بر اثرگذاری مخالفان بر مردم مؤثر است؛ لذا هر نظام سیاسی باید یک الگوی رفتاری مناسب با مخالفان سیاسی درون جامعه اسلامی داشته باشد. این مقاله با استفاده از دلیل عقل و نقل به واکاوی رفتار با مخالفان در حکومت اسلامی می پردازد. سیره معصومین6 در عرصه سیاسی نشانگر نوع خاصی از تعاملات اجتماعی با مخالفان سیاسی و غیرسیاسی است. نوع کنشگری که در روابط اجتماعی در منابع اسلامی موجود است با نوع مدارایی که در سیره سیاسی یافت می شود از دو جنس هستند و شرایط و ضوابط خاص خودشان را دارا می باشند. قاطعیت در مواردی که زمینه مدارا برداشته می شود، تکمیل کننده الگوی مواجهه با مخالفان سیاسی است. کاربست اجرای انواع مدارا و قاطعیت را می توان در دو ساحت متفاوت پیگیری نمود.
پیامدهای رویکرد حکومتی در فقه سیاسی شیعه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۸
147 - 180
حوزههای تخصصی:
دانش فقه محصول فرایندی به نام اجتهاد است که با گذر از سه مرحله منابع، مبانی و مواد، به استنباطی فنی و منظم می انجامد. از مهم ترین و مؤثرترین گرایش های دانش فقه در عصر کنونی گرایش فقه سیاسی است. در این گرایش سه رویکرد فردی، اجتماعی و حکومتی وجود دارد که اتخاذ هر رویکرد توسط فقیه، مواد فقهی تولیدی آن اجتهاد در فقه سیاسی متفاوت از دیگری خواهد بود. یکی از علل تفاوت و اختلاف فتاوا، اختلاف در مبانی و رویکردهای مستخرج از منابع است؛ درعین حال که همه فقیهان روشمندانه در صدد استخراج و استنباط فروع از مبانی و اصول اند. از دیدگاه اندیشمندان رویکرد حکومتی حاکمیت فقاهت و عدالت در عصر غیبت مورد تأیید شریعت است و مسائل سیاسی و اجتماعی مورد پیگیری فقیه، نه از باب وظیفه، بلکه از باب منصبی است که به فقیه در عصر غیبت اعطا شده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که رویکرد حکومتی فقه سیاسی یک فقیه، چه تأثیری بر دیگر مواد فقهی تولیدی اندیشه وی دارد؟ پژوهش حاضر با ابزار گردآوری کتابخانه ای و روش توصیفی - تحلیلی و سطح تحلیلِ محتوایی نشان می دهد در صورت اتخاذ رویکرد حکومتی در فقه سیاسی که امروزه در پذیرش مشروعیت حکومت و دولت اسلامی فقیه جامع الشرایط در عصر غیبت متبلور است، نه تنها مسائل فقه سیاسی متأثر از آن است؛ بلکه تمام باب های فقهی متأثر از این مبنا خواهد بود و با توجه به گستره چنین اثرگذاری می توان گفت تبیین و تحلیل رویکردهای فقه سیاسی بر تحلیل و ارائه دیگر مبانی و رویکردهای یک فقیه مقدم است. برای پرهیز از اضطراب در فقه و حصول نظم در فرایند اجتهاد باید این رویکرد در تمام باب ها و احکام فقهی اعمال شود. یافته های پژوهش بیانگر آن است که در مسائل مهم و مبتلابه (قصاص، قضاوت، انفال، خمس، زکات، جهاد، رؤیت هلال)، این تفاوتِ رویکردهای فقه سیاسی، علت اختلاف نظر فقیهان است.
محورهای اصلی نظریه رضایتمندی شهروندان در حکومت اسلامی از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
75 - 106
حوزههای تخصصی:
رضایتمندی شهروندان و اهمیت آن در تثبیت و توجیه اقتدارهای سیاسی از دیرباز از موضوعات مهم در فلسفه سیاسی بوده است. در این پژوهش تلاش شده است تا از منظر آیت الله خامنه ای به محورهای اصلی این نظریه پرداخته شود. پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه: محورهای اصلی نظریه رضایتمندی شهروندان در حکومت اسلامی از دیدگاه آیت الله خامنه ای چگونه است؟ برای حصول پاسخ، از روش تحلیل مضمون استفاده شده و نتیجه این پژوهش نشان می دهد که می توان نظریه رضایتمندی شهروندان را به سه محور اصلی «جایگاه و اهمیت»، «حیطه » و «شروط و لوازم» رضایتمندی شهروندان تقسیم کرد که آیت الله خامنه ای در باب جایگاه و اهمیت رضایتمندی، اجرالهی درپی داشتن، معیار بودن حق، لزوم تطبیق رضایتمندی شهروندان با تکلیف و رضایت الهی، تقدم رضایت الهی بر رضایتمندی شهروندان، از اصول نظام اسلامی بودن، معیار سنجش عملکرد و کارویژه مسئولان بودن را بیان می کنند. درخصوص حیطه رضایتمندی شهروندان نیز ایشان رضایت عموم را بیان می دارند که بر رضایت خواص ترجیح دارد. شروط رضایتمندی شهروندان نیز از منظر ایشان عبارت اند از: احترام به مردم و اُنس با آنان، استمرار تلاش جهادی در برطرف کردن مشکلات مردم، احساس شدن خدمتگزاری به مردم، دخالت دادن به مردم و کمک خواستن از آنان.
مبانی مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی در نظام جزایی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی در قوانین کیفری یک نوع مجازات است که به حقوق و آزادی های افراد مرتبط است و بواسطه این مجازات، افراد مجرم و بزهکار از بعضی حقوق که در جامعه دارند محروم می شوند. مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی، مورد توجه فقیهان و دانشمندان حقوق قرار گرفته است؛ اما هنوز بصورت دقیق تبیین نشده است به همین جهت بسیاری از زوایای آن در پرده ابهام و اجمال قرار دارد. یکی از زوایای مبهم این نوع مجازات توجیه نمودن آن بر اساس آموزه های حقوق جزایی اسلام است؛ در منابع فقهی بحث مستقلی به عنوان مبانی مجازات نیامده است و پژوهش های معاصرین نیز به این موضوع، به صورت مستوفی نپرداخته اند. این نوشته توانسته است از عمومات و اطلاقات و بعضی قواعد که فقها در فقه بیان نموده اند به هفت دلیل در این موضوع دست یابد. مانند: اطلاق ادله اختیارات حکومت اسلامی، عموم ادله تعزیر، ادله امر به معروف و نهی از منکر، قاعده مصلحت و مفسده، سیره عقلاء و... ؛ با توجه به اختیارات حکومت اسلامی در وضع اعمال تعزیرات و نیز از باب اختیارات حکومت اسلامی در حفظ مصالح اجتماعی و پیشگبری از مفاسد و هم چنین تعیین ضوابط و معیارهای برای تصدی مشاغل دولتی و اجتماعی وضع چنین مجازاتی قابل توجیه است.
سنجش حقوق بشری نخستین قانون اساسی حکومت اسلامی در پرتو مؤلفه های حقوق بشر معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت و حقوق سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۸)
131 - 152
حوزههای تخصصی:
پیش از هجرت پیامبر(ص) به یثرب، منازعات و اختلافات، چهره خون آلودی به این شهر داده بود؛ اقتصاد شکننده، اُمی بودن مردمان و اختلافات میان دو قبیله بزرگ یثرب، بخشی از مصائبی بود که باعث پیشی گرفتن اقلیتی شد؛ اقلیتی که با نگاه سلطه جویان، امرار معاش خود را در استمرار اختلافات می دید. پس از ورود پیامبر اعظم(ص) به شهر یثرب، در پیمانی موسوم به «صحیفه یثرب(مدینه)»، این اختلافات را فرونشاند. پایه های نخستین حکومت اسلامی در این شهر بر مبنای همین پیمان بنیان نهاده شد که به این اعتبار، از آن به نخستین قانون اساسی حکومت اسلامی تعبیر می شود. مقاله حاضر حول محتوای این سند به کندوکاو می پردازد تا به این سؤال پاسخ دهد که باوجود تکثر احزاب، اقلیت های قومی و دینی، منازعات درازمدت و اختلافاتی که ریشه در عقاید داشته و فرونشاندن آن ها کار ساده ای نیست، پیامبر(ص) به چه میزان مفاهیم حقوق بشر معاصر را در سند مدینه متبلور ساخته اند و اُمتی واحد را تشکیل دادند. نگارندگان به این نتیجه دست یافته اند که سند مدینه، از محتوای حقوق بشری معاصر بهره مند است و همان گونه که اعلامیه جهانی حقوق بشر، باوجود اینکه سند الزام آوری نیست، اما پذیرش عرفی یافته و این مرهون درون مایه حقوق بشری آن است. همین امر در سند مدینه نیز صادق است.
واکاوی بیانیه گام دوم انقلاب،مبتنی بر برون رفت از موانع ظهور امام زمان (عج)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
46 - 69
حوزههای تخصصی:
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی که در آستانه چهل سالگی انقلاب شکوه مند جمهوری اسلامی ایران به قلم رهبر حکیم آن نگاشته شده است به قدری دارای اهمیت است که بعضی آن را چشم انداز روشنی برای نسل های آینده جهت شکل دادن به تمدن نوین اسلامی معرفی نموده اند، در این بیانیه پس از ذکر فراز و نشیب های گذشته و فرصت ها و ظرفیت های گسترده و امیدآفرین آن، به ذکر دستاوردهای بی نظیر این دوره چهل ساله پرداخته شده است که بسیار امیدزاست؛ و رسیدن به آرمان بزرگ انقلاب اسلامی که تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی(ارواحنا فداه) است را یک آرمان دست یافتنی و حقیقی می سازد. در این تحقیق پس از مرور اجمالی این بیانیه و بیان نقاط برجسته آن، به تحلیل موانع ظهور امام زمان(عج) پرداخته شده است و مبتنی بر آیات و روایات اهل بیت و براساس رسالت آن حضرت، موانع ظهور در سه حیطه سیاسی، فرهنگی- اجتماعی، علمی – معرفتی بازخوانی شده است، سپس به ارائه راه کارهای مناسب جهت برون رفت از موانع ظهور مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی پرداخته شده است.
مؤلفه های تفکر راهبردی و خط مشی گذاری عمومی امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 117
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش مؤلفه های تفکر راهبردی امام خمینی (ره) در سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است تا این رهگذر بتوان رابطه میان تفکرات راهبردی امام خمینی(ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران را واکاوی نمود. در این پژوهش از روش تحلیل مضمونی استفاده شده و روش گردآوری داده ها نیز مصاحبه نیمه ساخت یافته با خبرگان بوده است. . از مجموع از 16 مصاحبه صورت گرفته پس از جمع بندی کدها، 75 کد توصیفی استخراج شد که پس از طبقه بندی آن ها ، 25 کد تفسیری و در نهایت 13 مضمون فراگیر در چهار حوزه به دست آمد. بر اساس نتایج پژوهش، مؤلفه های تفکر راهبردی امام خمینی (ره) در سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران عبارتند از خدا محوری، مردم گرایی، دوراندیشی و زمان اندیشی، نگرش نظام مند، مثبت و علمی به مسائل و برنامه ریزی و تصمیم گیری به هنگام. همچنین مؤلفه های سیاستگذاری های عمومی در سیره امام خمینی (ره) شامل عدالت محوری، زمانه شناسی، نیل به سعادت اجتماعی و مدیریت بر قلوب می باشد. در این بین، خلأهایی شامل کم توجهی به عدالت اجتماعی و تضعیف روحیه انقلابی، بین تفکر راهبردی امام خمینی (ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده که راهکارهای مناسب جهت رفع خلأهای فیمابین تفکرات راهبردی امام خمینی (ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران را می توان در دو مؤلفه اجرای قوانین الهی و خدمت به مردم و مردم گرایی جستجو کرد.
محدودیت های آزادی های عمومی در حکومت های اسلامی و سکولار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزادی های عمومی از طریق مجموعه مقررات الزام آور حقوقی به دنبال تضمین مجموعه امتیازاتی برای بشر می باشد که ذاتی انسان است و از خصوصیات طبیعی او محسوب می گردد و برخی اسناد حقوق بین الملل و حقوق داخلی نیز به بیان آن ها پرداخته اند. قواعد حقوق داخلی در ضمن بیان ضمانت اجراهای حقوق و آزادی های اجتماعی برای آن محدودیت هایی قائل می شوند. از جمع بندی اسناد مرتبط با حقوق و آزادی های عمومی می توان به دو محدودیت آزادی دیگران و منافع عمومی اشاره نمود. بر همین اساس مطالعه ی تفاوت محدودیت های آزادیهای عمومی در حکومت اسلامی و حکومت های سکولار ضروری به نظر می رسد. بر همین اساس این مقاله، ابتدا به بررسی مفهوم حقوق بشر و آزادی های عمومی می پردازد و سپس به اثبات اصل وجود محدودیت برای آزادی های عمومی در حکومت های گوناگون اقدام می نماید. پس از آن به مطالعه تطبیقی آزادی های دیگران و منافع عمومی به عنوان محدودیت های حقوق و آزادی های عمومی در حکومت های سکولار و حکومت اسلامی خواهد پرداخت. به نظر می رسد در ضابطه های محدودیت آزادی های عمومی میان حکومت های اسلامی و حکومت های لیبرال تفاوتی وجود ندارد بلکه تفاوت در تعریف آزادی و منافع عمومی است که از عرصه علم حقوق خارج می باشد و نظام های حقوقی مبتنی بر ارزش های حاکم بر حکومتها از آثار تعاریف اصطلاحات مذکور در راستای ایجاد الزام حقوقی استفاده می نماید.
قاعده فقهی وجوب تعظیم شعائر، راهبرد حفظ آثار هنری
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
201 - 230
حوزههای تخصصی:
آثار هنری به جای مانده از گذشتگان از نظر ارزش تاریخی و هنری و همچنین فرهنگی، به عنوان میراث یک ملت محسوب می شود که حکومتها تلاش می کنند به انحاء مختلف از آنها محافظت کنند. در این میان، برخی از این آثار، از دوران شکوه و عظمت حکومتهای اسلامی به جا مانده و نشانگر و نماد تعالیم و معارف دین اسلام است و برخی نیز به جای مانده از حکومتهای ظالم و فاسد و مخالف خدا و دین الهی. مسئله اصلی این نوشتار این است که آیا می توان از قواعد فقهی همچون قاعده لزوم تعظیم شعائر، به دستور فقهی مبنی بر لزوم محافظت از آثار هنری دست یافت؟ در این نوشتار با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش تحلیلی- توصیفی، تلاش شده است از رهگذر تحلیل قاعده فقهی مذکور و قاعده ملازم آن یعنی حرمت اهانت به مقدسات، و تطبیق شعائر بر آثار هنری و تعظیم بر حفظ آنها، از این قاعده به عنوان راهبرد حفظ آثار هنری بهره گرفته شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد، اگرچه نمی توان در همه موارد به لزوم حفظ آثار هنری بر اساس قاعده لزوم تعظیم شعائر استناد کرد، اما دست کم نسبت به برخی از آثار هنری این لزوم صادق است. همچنین در موارد دیگری نیز، قدر متیقن، مطلوبیت حفظ آثار هنری نزد شارع قابل اثبات است. همچنین حکومتها و نهادهای حکومتی علاوه بر افراد، مکلف به تکلیف برخاسته از این قاعده نسبت به حفظ آثار هنری هستند.
مبانی حق بر هنر و وظایف دولت در برابر آن از منظر شریعت اسلامی
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
59 - 84
حوزههای تخصصی:
هنر یک حق مسلم در زمره حقوق شهروندی و حقوق بشر است. فوائد و آثار هنر آنقدر مهم و چشمگیر است که هیچ حکومتی نمی تواند بدان بی توجه بوده و خود و شهروندانش را از آن محروم و بی نصیب گرداند. شریعت اسلامی آموزه ها و ملاحظات ارزشمندی در خصوص هنر دارد و حق بر هنر را می توان از آن استفاده کرد و در پی آن وظایف و تعهدات حکومت اسلامی نیز در تأمین و حمایت از این حق استنباط نمود. حکومت اسلامی باید زمینه های بهره مندی و حمایت از این حق را برای شهروندان به شایستگی فراهم آورده و ضمن جهت دهی مطلوب آن، از انحراف و آسیب های آن هم مراقبت نماید. در این نوشتار تلاش شده ضمن بیان مبانی حق هنر، مهم ترین وظایف و تکالیف حکومت اسلامی در این باره تبیین گردد. وظایفی چون: شناسایی حق بر هنر و حمایت ازآن، بهره گیری از هنر برای آموزش و تربیت، ارتقای سلامت روانی و معنوی در جامعه، و ترویج معارف و ارتقای فرهنگ دینی. همچنین حکومت اسلامی موظف است حمایت های لازم را برای برخورداری شهروندان محروم و کم توان از حق هنر با توجه به نیاز و استعدادشان فراهم نماید و افزون بر این ها حمایت های مناسب را برای خلق و ارائه آثار هنری مطلوب، منظور کرده و در برابر تدابیر و اقدامات مناسب را برای جلوگیری از نفوذ و ترویج هنرهای منحرف و زیان بار و رفع آسیب های ناشی از آن انجام دهد. با این ترتیب می توان اذعان نمود که حکمرانی اسلامی در هنر دارای نظامی شایسته و کامل است.
کمال گرایی یا بی طرفی حکومت در تنظیم گری حوزه هنر
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
155 - 184
حوزههای تخصصی:
حق بر هنر و مصادیق آن از جمله آزادی آفرینش هنری، حق بر آزادی بیان هنری و...، براساس تلقی «حق» به معنای «حق داشتن» بنا شده است. تفکیک میان «خیر» و «حق»، به ترتیب دو حوزه «فضیلت و اخلاق» و «حاکمیت حقوقی بر روی آثار هنری» را رقم می زند. در سطح نخست، صرفا با تضمین اراده آزاد افراد مواجه هستیم، بی آنکه داوری در باب محتوای عمل برآمده از این اراده (اثر هنری) را به حکومت واگذاریم؛ اما در سطح دوم، محتوای عمل برآمده از اراده آزاد هنرمند نیز موضوع بحث و داوری قرار می گیرد. مبتنی بر این توضیح مقدماتی، ضرورت دارد که امکان بی طرفی هنر و نیز کاهش یا منع مداخله ایدئولوژیک دولت در آثار هنری مورد بررسی علمی قرار گیرد. از جمله نتایج این نوشتار توصیفی-تحلیلی آن است که گرچه اصل اساسی و اولیه، دست نبردن در نیات اخلاقی است؛ ولی حذف نظارت حقوقی بر آثار هنری لزوما به بی طرفی هنر نمی انجامد؛ افزون بر آنکه، نظریات بی طرفی نیز اقتضای نبود نظارت حقوقی بر آثار هنری را ندارد. همچنانکه نبایستی تصویر واقعی حیات اجتماعی بشر را به کنار نهاد و تفسیری غیرممکن و غیرمطابق با واقع ارائه نمود. افزون بر این، رسالت هنر و نیز نظارت دولت بر آثار هنری، مبتنی بر حمایت از «هسته سخت خیرهای اخلاقی»-به عنوان شعور مشترک و قدر مشابه میان برداشتهای مختلف از خیر- است.
نقش و جایگاه زنان در تمدن نوین اسلامی بر پایه اولویت بندی مسئولیت بانوان در برابر حکومت اسلامی، خانواده و اجتماع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن نوین اسلامی، در گام نظری و عملی خود، با پرسشی بنیادین از «زن» و «جایگاه او» روبروست. نباید این پرسش را در دایره تقلیل گرایی های سنتی یا التقاط با الگوهای غربی گنجاند، بلکه مستلزم خلق هندسه ای نوین از مسئولیت های چندلایه ای بانوان است. بررسی نقش زنان، بدون در نظر گرفتن مفهوم و نهاد خانواده، منجر به شکل گیری تحلیل ناقص و نادرستی از نقش آنان خواهد شد. یکی از محورهای اصلی هویتی و ساختاری تمدن ها در الگوی تشکیل و اداره خانواده آن تمدن تجلی می یابد. در الگوی خانواده داری، نقش زنان بسیار حائز اهمیت است به نحوی که می توان یکی از وجوه افتراق تمدن ها را متاثر از تعریف نقش متفاوت آنان از جایگاه زنان به حساب آورد. هدف این پژوهش تبیین نقش و جایگاه زنان در جامعه اسلامی است، به نحوی که نقش آنان هم در قبال حکومت اسلامی و هم به عنوان قلب تپنده خانواده و هم عضو اثرگذار اجتماع تعریف شود. بنابراین، مسئله اصلی، نه حذف یا تضعیف این عرصه ها است، بلکه تبیین منطق اولویت گذاری در نقش زنان می باشد. این تحقیق با روش اسنادی و با مطالعه آثار کتابخانه ای انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد در تمدن نوین اسلامی، زنان نه متاثر از الگوی ذهنی برخی صاحب نظران، فاقد حضور اجتماعی هستند و نه مانند الگوی غربی که شعار برابری جنسیتی در حضور اجتماعی می دهند، بلکه راهی که تمدن نوین اسلامی ترسیم می کند الگوی سومی است که محور تعیین نقش در آن بر اساس وظایف زنان در برابر حکومت اسلامی، ولی جامعه، خانواده و نوع خلقت جسمی و روحی زنان می باشد.
خوانشی جدید از شرط عقل و عدالت در حاکم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
31 - 62
حوزههای تخصصی:
بررسی اجمالی کتب فقهی نشانگر آن است که تمام فقها - چه قدما و چه معاصرین - «بلوغ»، «عقل» و «عدالت» - به معنای ترک گناه - را برای شرایط حاکم اسلامی ذکر نموده اند و حال آن که این قلم به کلّی منکر سه شرط فوق بوده و مدّعی است که شروط فوق یا از نگاه ناصحیح به مسأله و سطحی پنداشتن آن نشأت گرفته است، مانند دو شرط اول و یا از عدم دقّت در ادلّه به جود آمده است، مانند شرط عدالت؛ از اینرو باید شرایطی مانند «نخبه بودن»، «ذکاوت» و «تحقّق عدالت اجتماعی» - که لزوماً به معنای ترک گناه نیست - را مطرح نمود. این پژوهش برای اثبات ادعای فوق، ضمن نقد دیدگاه فقها پیرامون شرایط حاکم و تحلیل روایات مورد استشهاد آنان، به تبیین قول مختار که لزوم عدالت اجتماعی و شرط نخبه بودن است پرداخته و ادله آن را مورد بررسی قرار داده است.
تحلیل عدالت اجتماعی به مثابه اصل حقوقی بنیادین در حکومت اسلامی بر مبنای اندیشه شهید صدر و آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اسلامی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
75 - 104
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکردی جامع به بررسی مفهوم عدالت و جایگاه آن در اندیشه اسلامی، به ویژه در دیدگاه شهید صدر و آیت الله خامنه ای می پردازد. این پژوهش معتقد است که عدالت فراتر از برابری صرف، به معنای قرار دادن هر چیزی در جایگاه شایسته خود و اعطای حق به حقدار است. از همین روی، اقسام مختلف عدالت از جمله توزیعی، تأدیبی، صوری، ماهوی، طبیعی، وضعی، فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است تا بتوان هم به معنای عدالت نزدیک شد و هم ابعاد مختلف آن شناخته شود و تفاوت های آن ها را تشریح گردد. در نتیجه این بررسی، شهید صدر و آیت الله خامنه ای هر دو بر اهمیت عدالت به عنوان یک اصل اساسی در اسلام تأکید دارند و آن را محور حکومت اسلامی می دانند. به عبارتی هر دو اندیشمند، عدالت اجتماعی را به عنوان یک هدف اصلی در جامعه اسلامی می دانند. شهید صدر بر تعاون عمومی و توازن اجتماعی به عنوان دو رکن اصلی عدالت اجتماعی تأکید می کند، در حالی که آیت الله خامنه ای بر اهمیت برابری در برابر قانون و رفع تبعیض ها تأکید دارد. با وجود این واگرایی، می توان معتقد بود که این دو اندیشمند عدالت اجتماعی را به عنوان اساس و بنیاد حکومت اسلامی به رسمیت شناخته و برای تبیین معنا و جایگاه این مفهوم در جامعه و حکومت اسلامی، تلاش نموده اند.
تقنین شریعت واکاوی یک معمای تاریخی در فراتحلیلِ فقهی-کلامی امامیه و فقه اهل تسنن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
209 - 232
حوزههای تخصصی:
تقنین شریعت به معنای تبدیل احکام فقهی به قانون (و گاهی فراتر از یک تغییر قالب و شکلِ بیان هنجارهای الزام آور) امری است که گرچه مقوله ای تاریخی به شمار می آید؛ اما بحثی همچنان حل ناشده مانند "تعارض و تزاحم میان فتوا و قانون" و "جایگاه مرجعیت دینی در حکومت اسلامی" است. این رویکرد، همچنان دارای مخالفان و موافقانی در میان صاحبنظران امامیه و اهل تسنن است. این بحث در رویکردهای فقه اهل تسنن، رنگ فقهی به خود داشته و با رویکرد "پیامدگرایی" و ذیل مباحثی مانند «حکم فقهی الزام قاضی به مذهبی معین» مورد توجه قرار گرفته است؛ اما تحلیل این موضوع در میان فقهای شیعه، متاثر از بسترهای سیاسی نظیر عصر مشروطه و یا رویکردی کلامی است. در کنار این یافته، می توان نتیجه دیگر این نوشته توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای را پس از طرح ادله مخالفان و موافقان تقنین شریعت، بر اتقان و قوت ادله موافقان دانست. گرچه روش مطلوب فرآیند "تقنین شریعت" و گستره امکان پذیر از شریعت برای تقنین، همچنان امری است که نیازمند گفتگو است و حل معمای تاریخی امکان یا امتناع تقنین شریعت، مقوله ای متاثر از دو مسئله پیش گفته است و مستظهر شدن حکم امکان به مبانی ذکر شده در این نوشتار مانند مقدمه واجب و حفظ نظام نیز در گرو "شکل" تقنین شریعت خواهد بود.
آینده نگاری راهبردی تعامل حوزه و نظام اسلامی با تاکید بر الگوی سازمان فقه حکومتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
37 - 64
حوزههای تخصصی:
آینده نگاری حوزه پژوهشی نوین و رو به رشدی است. در این تحقیق سعی شده است افق دو دهه پیش روی تعامل حوزه های علمیه و نظام مقدس اسلامی با عنوان سازمان فقه حکومتی تصویر سازی شود. سه دسته نظریه حداکثری، حداقلی و میانه درباره توانایی فقه سنتی برای صورت بندی سازمان فقه حکومتی وجود دارد. شیوه آینده پژوهی در این مقاله، پنل تخصصی است تا نقشه سیستم، ترسیم و با رویکرد تجزیه و تحلیل تاثیرات متقابل، گروه هایی از سناریوهای آینده سازمان فقه حکومتی تنظیم شود. محصول نهایی، سه گروه سناریو (تراز، مازاد عرضه و مازاد تقاضا) است که از دو عدم قطعیت اصلی «عرضه» (توانایی حوزه برای تولید محصولات و دانش فقه حکومتی) و «تقاضا» (مراجعه مسئولان و جامعه به حوزه برای تامین نیازها) به دست می آید. اولین حالت، «تراز» یا سناریوی «ضُحی» است که مثبت بودن عرضه و تقاضا را در بر دارد. دو سناریوی دیگر در صورت منفی بودن عرضه (هفت خوشه سبز) یا تقاضا (سحاب بی مَطر) ترسیم می شود. برای هر گروه از این سناریوها شاخص ها و توصیه های راهبردی ارائه شده است.
راهبرد قرآنی «هویت بخشی به جامعه ایمانی» برای مقابله با تهاجم فرهنگی اهل کتاب
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
317 - 344
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های اصلی در دوران شکل گیری حکومت اسلامی در مدینه، وجود جریان قدرتمند فرهنگی، اعتقادی و ارزشی اهل کتاب در این شهر و مناطق پیرامونی آن بود. این جریان که حضور فرهنگ نوپای اسلام را عاملی برای تضعیف باورهای خود و کاهش نفوذ اجتماعی خویش می دید، اقدام به تبلیغات و تهاجم فرهنگی گسترده ای علیه آن نمود. پرسش محوری این پژوهش آن است که قرآن کریم برای مقابله با این تهاجم فرهنگی، از چه راهبردهایی بهره برده است؟ این مقاله که برگرفته از یک رساله دکتری است، به صورت خاص به بررسی یکی از چهار راهبرد کلان استخراج شده در آن پژوهش می پردازد. با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به آیات قرآن و دیدگاه های مفسران برجسته شیعه و اهل سنت، راهبرد «هویت بخشی به جامعه ایمانی» و راهکارهای اجرایی آن مورد تحلیل قرار گرفته است. بررسی سه راهبرد دیگر («مقابله با عاملان تضعیف ارزش ها»، «تقویت ارزش ها» و «تربیت و مقاوم سازی مؤمنان») به مقالات دیگری موکول شده است.