مروری بر نظریه فمینیستی فیلم: شخصیت پردازی، ساختار بصری، صوتی و روایی با اتکا بر آرای دولارتیس(مقاله علمی وزارت علوم)
یکی از مهمترین و چالش برانگیزترین حوزه های نظریه فیلم پیوند مطالعات سینمایی و نظریات فمینیستی است. از این رو فیلم و فمینیسم جایگاه ویژه ای در مطالعات سینمایی و نظریه ی فیلم بدست آورده است. تفکر دررابطه ی متضاد و پرتنش بین زنان به عنوان «شخصیت های معین تاریخی» و «زن نوعی» به عنوان یک بازنمایی فرهنگی خیالی اساس کار ترزا دولارتیس است. اهمیت دولارتیس به عنوان نظریه پرداز فیلم و سینما در آنجا است که هم توانسته آراء فمینیستی خود را به حیطه ی سینما وارد کند و هم با بسط و گسترش آن در دل همین حوزه و با تکیه بر خوانش خاص خود از فیلم ها و به خصوص سینمای بدنه و نقطه ی مقابل آن یعنی سینمای زنان، نظریات خود را به عنوان نظریات عام وارد حوزه وسیع مطالعات زنان نماید. ازاین رو رویکردی دیالکتیکی بین حوزه نظریه و شاخه ی فیلم و سینما ذیل آرای وی دیده می شود. در خصوص ضرورت انجام تحقیق پیرامون سینما و نظریه های فمینیستی می توان گفت در نگاه نخست این موضوع حاصل رویکردی است که به سینما، به مثابه بازتابنده مسائل جامعه می نگرد؛ رویکردی که با عنوان «نظریه بازتاب» پذیرفته شده است. این پژوهش در تلاش است ضمن مرور نظریه فمینیستی فیلم به بررسی و شرح مقوله هایی همچون شخصیت پردازی، ساختار بصری، ساختار صوتی و ساختار روایی در بطن این نظریه بپردازد. پژوهش حاضر از نوع مروری است و با اتکا بر منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد تصویر معیار زنانگی در صنعت سینما که با نام «زن معمولی» شناخته می شود، زنی است که استعلای مرد را محقق می کند؛ او ابژه ای است که مرد در تقابل با آن، خودش را تمییز می دهد تا به سوبژکتیویته دست یابد؛ بدین ترتیب سینما با گنجاندن مناسبات نگریستن در بطن ساختار خود، از پیش تعیین می نماید که چگونه باید به زن نگریست.







