۱.
جامعه ایران در دهه های اخیر شاهد تقابل دو گفتمان عمده سیاسی بوده است: گفتمان موافقان جمهوری اسلامی و گفتمان مخالفان آن. این شکاف گفتمانی موجب تضعیف انسجام سیاسی و افزایش قطبی سازی اجتماعی شده بود. مسئله اصلی این پژوهش آن است که جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل (خرداد ۱۴۰۴) چگونه زمینه ساز بازتعریف گفتمان های رقیب و شکل گیری همبستگی ملی شد و چه سازوکارهایی می تواند تداوم این انسجام را در دوران پساجنگ تضمین کند. هدف اصلی تحقیق، شناسایی و تبیین سازوکارهای تداوم انسجام سیاسی مردم ایران در دوران پساجنگ است. اهداف فرعی شامل تحلیل ریشه های گفتمان های متقابل پیش از جنگ، بررسی نقش رسانه های داخلی و خارجی در شکل دهی همبستگی و بازتعریف مفهوم «دیگری» در فضای پساجنگ می باشد. این پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی است و با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه انجام شده است. جامعه آماری شامل متون گفتمانی مرتبط با جنگ 12 روزه است که به صورت هدفمند انتخاب و با ابزارهایی مانند تحلیل محتوای کیفی، کدگذاری مفهومی و تفسیر گفتمانی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که جنگ 12 روزه با ایجاد تهدید خارجی مشترک، موجب بازتعریف دال هایی چون «وطن»، «استقلال» و «امنیت» به عنوان عناصر مشترک هر دو گفتمان شد. این بازتعریف شکاف میان موافقان و مخالفان را موقتاً کاهش داد و نوعی همبستگی ملی نوپدید ایجاد کرد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که تداوم انسجام سیاسی در دوران پساجنگ مستلزم مدیریت اختلاف، گفتگوی دموکراتیک، بازتعریف واقع گرایانه مفهوم «دیگری» و تقویت اعتماد رسانه ای است. درمجموع، جنگ 12 روزه فرصتی برای بازسازی هویت ملی و عبور از قطبی سازی سیاسی فراهم کرد.
۲.
رخداد انقلاب ها در بسترهای مکانی مختلف، اگرچه در ابتدا نتایجی مشابه همچون روحیه تغییر و هیجان را به همراه داشت، اما در ادامه مسیرهای متفاوتی را رقم زد؛ که عمدتاً ناشی از نوع رهبری در دوران پساانقلابی بود. اینکه رهبری دنگ شیائوپینگ در چین، برعکس مائو، رشد و توسعه ای را رقم زد که از آن به معجزه قرن یاد شد، بیش از هر چیز نشان از درک یک رهبر از اقتضائات تداوم انقلاب با دستاورد سازی است؛ نقشی که البته مورد غفلت و بی توجهی قرارگرفته است؛ چراکه از هر زاویه ای که این توسعه مورد توجه قرار گیرد، رهبری دنگ و نقش عقلانیت استراتژیک او در توسعه چین امروز غیرقابل انکار است. درهمین راستا، سؤال اصلی این مقاله بدین گونه است که عقلانیت استراتژیک رهبری دنگ چه نقشی در توسعه چین امروز داشته و این عقلانیت استراتژیک از چه شاخص ها و مؤلفه های برخوردار است؟ یافته های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای تاریخی مرتبط با ادبیات سیاسی دنگ و سیاست ورزی وی در تاریخ چین، نشان می دهد که تجربه توسعه چین پساانقلابی، مرهون رهبری چون دنگ بود که به لطف عقلانیت استراتژیک خود، زمینه ساز توسعه شد؛ این عقلانیت استراتژیک دارای شاخص های همچون تراژیک اندیشی سیاسی، سیاست حفظ وضع موجود، اولویت بندی مسائل، واقعیت چراغ راهنمای سیاست، عمل گرایی و ایجاد سازوکارهای های خود اصلاح کننده است.
۳.
اسلام گرایی به عنوان یکی از مهم ترین جریان های فکری سیاسی ایران معاصر، نقشی اساسی در تحولات سیاسی اجتماعی به ویژه در دوره پهلوی دوم ایفا کرده است. این جریان در مواجهه با فرایند مدرنیزاسیون پهلوی، ضمن تلاش برای حفظ هویت دینی جامعه، به بازتعریف نسبت سنت و تجدد در قالب گفتمان اسلام سیاسی پرداخت. اهمیت مطالعه این موضوع ازآن روست که فهم دقیق دگرگونی های درونی جریان اسلام گرا، شناخت بسترهای تاریخی شکل گیری انقلاب اسلامی و تحولات گفتمانی پس ازآن را ممکن می سازد. سؤال محوری این پژوهش آن است که جریان اسلام گرا در دوره پهلوی دوم چه فرایند تحولی را از نظر ایدئولوژی، سازمان دهی و عمل سیاسی پشت سر گذاشته است؟ براین اساس، تحقیق حاضر با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش «جریان شناسی سیاسی» به تحلیل تحولات این جریان از ظهور فدائیان اسلام تا شکل گیری هیأت های مؤتلفه اسلامی می پردازد. داده های پژوهش از طریق مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای منابع تاریخی گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که اسلام گرایی در این دوره از یک حرکت واکنشی و رادیکال به سمت سازمان یافتگی و نهادینه شدن در قالب تشکل های منسجم تحول یافت و این دگردیسی زمینه ساز نقش آفرینی مؤثر آن در انقلاب اسلامی گردید.
۴.
این مقاله به تحلیل گفتمان سوسیالیستی حزب توده در انقلاب اسلامی ایران (۱۳۵۷) با استفاده از نظریه گفتمان ارنستو لاکلاو و شانتال موفه می پردازد. با روش تحلیل گفتمان، چگونگی بازنمایی و سامان دهی مفاهیم کلیدی همچون نقطه کانونی، دال برتر، دال تهی، دقایق و هویت در گفتمان حزب توده بررسی شده است. داده ها از متون دسته اول حزب توده با نمونه گیری هدفمند و تحلیل کیفی استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد گفتمان حزب توده در قالب مارکسیسم- لنینیسم چهار حوزه اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و سیاست را معنا می بخشد. نقطه کانونی و دال برتر این گفتمان مارکسیسم- لنینیسم است که حاملان آن خود را مارکسیست-لنینیست و دیگران را غیرمارکسیست-لنینیست می دانند. دال های تهی شامل برابری، عدالت، آزادی، استقلال از سرمایه داری و پیشرفت است. دقایق مهم گفتمان طبقه، حزب، مبارزه، دموکراسی، عدالت، آزادی، امپریالیسم، سرمایه داری و سوسیالیسم هستند. این گفتمان نظام سلطنتی استبدادی، سلطنت مشروطه، لیبرالیسم، سلطنت اسلامی و مائوئیسم را نفی کرده و سوسیالیسم را به عنوان وضعیت مطلوب و اسطوره سیاسی خود معرفی می کند.
۵.
تحولات اجتماعی و سیاسی در جوامع انسانی گاهی در قالب اعتراض های مردمی بروز می یابد؛ اعتراض هایی که افزون بر بازتاب نارضایتی عمومی، آینه ای از چالش های ساختاری نظام های سیاسی و اجتماعی نیز هستند. ایران نیز در بازه زمانی ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۸ شاهد چنین تحولاتی بوده است. سؤال اصلی پژوهش این است: اعتراض های ایران در سال های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۸ چه شباهت ها و تفاوت های ماهوی با یکدیگر دارند؟ فرضیه پژوهش آن است که ماهیت اعتراض ها از سیاسی به اقتصادی و سپس به ترکیبی از مطالبات اقتصادی اجتماعی تغییر یافته است. روش پژوهش، تحلیلی کتابخانه ای و مبتنی بر داده های موجود، گزارش های رسانه ای و مطالعات منتشرشده است. جنبش سبز ماهیتی سیاسی داشت و عمدتاً در تهران و شهرهای بزرگ رخ داد؛ شرکت کنندگان آن جوانان شهری، دانشجویان و طبقه متوسط بودند که در پی حقوق سیاسی و مشروعیت انتخاباتی بودند. در مقابل، اعتراض های دی ماه ۱۳۹۶ ریشه در مشکلات اقتصادی، فساد و بیکاری داشت؛ بدون رهبری، غیر ایدئولوژیک و بیشتر در مناطق حاشیه ای و کارگری رخ داد. شرکت کنندگان اصلی آن را کارگران و جوانان بیکار تشکیل می دادند. اعتراض های آبان ۱۳۹۸ نیز در پی افزایش ناگهانی قیمت بنزین شکل گرفت و با ماهیتی اقتصادی اجتماعی در ۲۴ استان کشور گسترش یافت. در نتیجه، مقایسه این سه دوره نشان می دهد که ماهیت اعتراض ها از سیاسی به اقتصادی اجتماعی تحول یافته و گستره جغرافیایی آن ها نیز افزایش یافته است. براین اساس، پیشنهاد می شود دولت و نظام سیاسی توجه جدی تری به مطالبات اقتصادی و معیشتی مردم داشته باشند و اصلاحات ساختاری و شفافیت در تصمیم گیری ها را در دستور کار قرار دهند.
۶.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر گفتمان عاشورا بر شکل گیری هویت جمعی شیعی و الهام بخشی آن به جنبش های عدالت خواهانه در جهان معاصر، با رویکرد میان رشته ای جامعه شناسی الهیات انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که «گفتمان عاشورا چگونه در تقویت هویت جمعی شیعی و تولید جنبش های عدالت خواهانه معاصر نقش دارد؟» و سؤالات فرعی آن به مؤلفه های قرآنی و الهیاتی، رابطه زیارت عاشورا با هویت جمعی و سرمایه اجتماعی و بازخوانی میان رشته ای عاشورا در کنش اجتماعی اختصاص دارد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و از نوع مطالعات میان رشته ای با تلفیق تحلیل متون دینی، زیارت عاشورا و منابع جامعه شناختی است. یافته ها نشان می دهد که عاشورا به عنوان یک گفتمان دینی اجتماعی، مؤلفه های هویت جمعی شامل عدالت خواهی، ولایت پذیری و شهادت طلبی را تثبیت کرده و با بازتولید نمادین و آیینی در زیارت عاشورا، سرمایه نمادین و اجتماعی ایجاد می کند. این سرمایه نمادین در بسیج و هدایت جنبش های عدالت خواهانه ملی و فراملی، ازجمله انقلاب اسلامی ایران، حزب الله لبنان و جنبش های شیعی عراق و بحرین، نقش محوری داشته است. نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد که بازخوانی میان رشته ای عاشورا، با تلفیق آموزه های قرآنی و زیارت عاشورا با نظریه های جامعه شناختی، الگویی نوین برای تحلیل هویت جمعی و عدالت خواهی ارائه می کند و نقش دین در تحولات اجتماعی معاصر را به طور مؤثر روشن می سازد.
۷.
اتکای ایران به درآمدهای نفتی تأثیر عمیقی بر ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور گذاشته و منجر به شکل گیری دولت رانتیر شده است. این مطالعه بررسی می کند که چگونه ساختار رانتیر دولت ایران بر شکل گیری و عملکرد جامعه مدنی تأثیر گذاشته است، با تمرکز بر دولت های احمدی نژاد (۱۳۸۴–۱۳۹۲) و روحانی (۱۳۹۲–۱۴۰۰). با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی، نشان داده شده است که ساختار رانتیر با کاهش وابستگی دولت به جامعه، تضعیف پاسخگویی و تمرکز قدرت، مانع رشد سازمان های مستقل غیردولتی و کاهش مشارکت مدنی شده است. یافته ها نشان می دهد که با وجود تفاوت در درآمد نفتی و گفتمان سیاسی، هر دو دولت دینامیک های رانتیر را بازتولید کرده اند و این امر مانع شکل گیری جامعه مدنی قوی و مستقل در ایران شده است.
۸.
این مقاله با تکیه بر نظریه های حاکمیت نزد فیلسوفان سیاسی مدرن به تحلیل و بازخوانی مفهوم مقاومت در اندیشه سیاسی امام خمینی می پردازد. مسئله اصلی پژوهش، بررسی امکان ارائه تحلیل جدیدی از مفهوم مقاومت در بازخوانی اندیشه سیاسی امام مبتنی بر حاکمیت مدرن است. پرسش اصلی آن است که چگونه می توان مفهوم مقاومت در اندیشه امام را با توجه به نظریه های مدرن حاکمیت تحلیل و تفسیر کرد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش هرمنوتیک متن محور، دیدگاه های امام خمینی را در کنار نظریات شاخص حاکمیت مدرن مورد تحلیل قرار می دهد. فرضیه مقاله آن است که مفاهیمی مانند ولایت فقیه، آزادی دینی، عقلانیت مصلحت محور و خودکفایی فرهنگی- اقتصادی، چهارچوبی مفهومی برای مقاومت در قالب حاکمیت اسلامی پدید می آورند. دستاورد مهم این پژوهش تبیین ظرفیت نظری مقاومت در اندیشه امام، هم ناظر به وضع حاکمیت الهی و هم در گفتگو و تعامل با واقعیت جهان نو و اندیشه های رقیب است.
۹.
بازخوانی و نقد اندیشه و کنش جریان های دینی معاصر، ضرورتی دوچندان یافته است. جریان «مکتب قرآن» یکی از این جریان هاست که در دهه پنجاه، در واکنش به تحولات فکری و اجتماعی جامعه کردستان و به رهبری احمد مفتی زاده، شکل گرفت. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد تبارشناسی فوکویی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و تاریخ شفاهی، به بررسی سازوکارهای انضباطی به کاررفته در مکتب قرآن کردستان در جهت برساخت سوژه دینی می پردازد و نسبت این سوژه با سوژه انقلابی در بستر انقلاب را تحلیل می کند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مکتب قرآن با چه تکنیک های انضباطی به بازتولید سوژه های دینی می پرداخت و این مکانیسم ها چگونه در تعامل و ارتباط با سوژه انقلابی ایرانی قرار می گرفتند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که مکتب قرآن با بهره گیری از مجموعه ای از تکنیک های انضباطی نظیر دیگری سازی (معرفی گروه هایی مانند چپ ها و جریان طریقت و روحانیون سنتی به عنوان دشمن)، بازنویسی تاریخ (تحریف روایت های تاریخی برای کنترل ذهنیت)، اقتصاد سیاسی بدن (مدیریت معیشت برای مقابله با جذابیت های چپ)، توزیع مکانی (کنترل افراد بر اساس جنسیت، سن و سواد) و پرورش خود (ترغیب به توبه و هنجارپذیری)، هم ریخت سازی با سوژه مرکزی انقلابی (جای دهی در گفتمان رسمی) سوژه های دینی مطیع و یکدست را می ساخت. درنتیجه، این تکنیک ها به مکتب قرآن امکان داد تا سوژه ای خاص با عنوان «سوژه مکتبی» را برساخت کند؛ سوژه ای با ویژگی های ایدئولوژیک، انضباط پذیر و متمایز از دیگر سوژه ها در فضای فکری کردستان. هم زمان این سوژه در چهارچوب انقلاب اسلامی، هم راستا با سوژه انقلابی ایرانی تعریف و هویت مند می شد.
۱۰.
مسئله دین و دین داری در ایران امروز، با توجه به تحولات رخ داده در داخل کشور و جهان خارج، همواره مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. به موازات بررسی فرازوفرودهای دین داری در نسل های مختلف مردم، تأثیر میزان و نوع دین داری، از منظر نگرش مردم به دین، بر مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز اهمیت دارد و نتایج آن می تواند برای پژوهشگران موضوعی جذاب و برای تصمیم سازان راهگشا باشد. یکی از این متغیرهای وابسته که در همه جوامع و به ویژه جامعه ایران پساانقلابی اهمیت دارد، میزان خشونت سیاسی و تساهل و مدارای سیاسی از سوی آحاد مردم و حاکمیت است. این پژوهش از منظر جامعه شناسانه و سیاست پژوهانه، ابتدا به مطالعه نظری و تجربی موضوع دین داری و نگرش ناشی از آن در بین اقشار مختلف مردم می پردازد؛ در ادامه نوآوری پژوهش حاضر در بررسی رابطه میان نگرش به دین داری و میزان خشونت و مدارای سیاسی در جامعه ایران است. این پژوهش به صورت توصیفی و با بهره گیری از روش کتابخانه ای انجام شده و داده ها از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده اند. حجم نمونه شامل ۴۰۵ نفر از شهروندان ساکن تهران بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نوع دین داری نقشی معنادار در افزایش یا کاهش سطح خشونت و میزان مدارای سیاسی ایفا می کند. به ویژه افرادی که دین داریشان بر پایه تجربه شخصی و قرائتی نوگرا از دین شکل گرفته است، در مواجهه با مسائل سیاسی، تساهل و رواداری بیشتری از خود نشان می دهند و مخالفت شدیدتری با خشونت و اقتدارگرایی سیاسی در جامعه دارند.
۱۱.
سرمایه اجتماعی یکی از مهم ترین مؤلفه های قدرت نرم نظام های سیاسی است که وجود آن، بر نقش آفرینی یک کشور در عرصه های مختلف سیاست داخلی و خارجی تأثیر بسزایی دارد. امید اجتماعی یکی از شاخصه هایی شکل دهنده به سرمایه اجتماعی یک کشور است که بر توانایی ایجاد باوری مشترک در میان افراد جامعه مبنی بر اینکه آینده به طور مطلوب از گذشته متفاوت تر و بهتر است تعبیر می شود. پیشران های متعددی در شکل دهی به امید اجتماعی در بین افراد جامعه نقش آفرینی می کنند که هدف پژوهش پیش رو نیز در گام اول شناسایی این پیشران ها و در مرحله بعد پاسخ دادن به این پرسش کلیدی است که بر اساس پیشران های شناسایی شده، چه سناریوهایی را می توان برای آینده امید اجتماعی در ایران ترسیم کرد؟ رویکرد اصلی پژوهش آینده پژوهانه و از نوع اکتشافی است روش پژوهش با بهره گیری از ترکیب دو روش سناریونویسی پیترشوارتز و جیمز دیتور (در ترسیم سناریوها) انجام شده و ابزارهای آن پرسشنامه های نیمه ساختاریافته و ساختاریافته با خبرگان بوده و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار میک مک انجام شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که از برهمکنش پیشران ها می توان چهار سناریوی محتمل جامعه ناهموار و در معرض خطر (جامعه شکننده و معلق)، سناریوی ممکن جامعه آنومی شده و ازهم گسیخته (فروپاشی اجتماعی) و سناریو مطلوب جامعه متعادل را ترسیم کرد. درمجموع می توان گفت که وضعیت پیشران های شکل دهنده به امید اجتماعی در جامعه ایرانی به علت کژ کارکردی های سیستم سیاسی – اجتماعی از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و لازم است در راهبردهای وحدت و انسجام اجتماعی کشور در دستگاه های سیاست گذار بازنگری لازم صورت گیرد.
۱۲.
آموزه های اسلامی منابعی بسیار مهم و غنی هستند که با بررسی و استفاده از آن در حوزه های علوم مدیریتی می توان بسیاری از مسائل و مشکلات موجود در سازمان ها را مرتفع کرد. تحقیقات انجام گرفته و ارائه الگوهای مدیریتی از آموزه های اسلامی یک پراکندگی محتوایی در خصوص ارائه و تبیین الگوی مدیریتی در تراز جامعه اسلامی دیده می شود که باعث سردرگمی مدیران در استفاده از این الگوها شده است، هدف این پژوهش فراترکیب پژوهش های انجام شده در زمینه الگوهای مدیریتی مبتنی بر آموزه های اسلامی برای جلوگیری از این سردرگمی و استفاده مدیران در جامعه اسلامی که چگونه می توان الگوهای مدیریتی موجود در پژوهش های انجام شده در زمینه مدیریت را با آموزه های اسلامی ترکیب کرده و یک مدل جامع و کارآمد برای مدیریت در سازمان ها و جوامع اسلامی و به خصوص کشور ایران ارائه داد؟ روش انجام این پژوهش به صورت کیفی است. استخراج داده ها و مؤلفه ها با روش تحلیل مضمون است که با استفاده از نرم افزار Maxqda نسبت به ترسیم شبکه مضامین اقدام شده است. کدهای استخراج شده به روش تحلیل مضمون از این پژوهش ها در قالب 129 کدباز، 46 مضمون پایه و 5 مضمون سازمان دهنده طبقه بندی شدند، نتایج پژوهش به صورت یک مدل پژوهشی در مدیریت جامعه اسلامی ارائه شد که شامل یک مضمون فراگیر به نام الگوی مدیریت اسلامی و پنج مؤلفه کلیدی شاخص شامل عوامل مدیریتی، شخصیتی، تعاملی، اعتقادی و سرمایه ای شناسایی شد.