ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۴۶۱ تا ۵٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۵۴۶۱.

بازنمایی تجربه زیسته دانش آموزان دختر دوزبانه (بلوچ) از موانع به کارگیری زبان مادری در مدرسه از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش بازنمایی تجربه زیسته دانش آموزان دختر دوزبانه (بلوچ) از موانع به کارگیری زبان مادری در مدرسه از منظر فرهنگی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوزبانه شهرستان سراوان که در سال تحصیلی 04-1403 مشغول به تحصیل بودند. برای انتخاب نمونه های موردمطالعه، از نمونه گیری مبتنی بر هدف از نوع داوطلبانه استفاده شد. حجم نمونه ها تا جایی ادامه یافت که داده ها به اشباع رسید و درنهایت، تعداد 18 دانش آموز دوزبانه در این مطالعه شرکت کردند. روش پژوهش، تفسیرگرایی و به شیوه کیفی از نوع پدیدار شناسی صورت گرفت. داده ها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای مضمونی انجام گرفت. تحلیل یافته های عمیق دیدگاه های دانش آموزان، موجب شناسایی و دسته بندی چهار مضمون سازمان دهنده شامل، موانع آموزشی با پنج مضمون پایه فقدان زمان آموزش، عدم علاقه معلمان به زبان مادری، فقدان منابع آموزشی، متمرکز بودن ساختار نظام آموزشی و استخدام معلمان ناآگاه به زبان مادری؛ موانع فرهنگی - موقعیتی با دو مضمون پایه محدود کردن زبان مادری به خانه و بی توجهی به نیازهای دانش آموزان مناطق دوزبانه؛ موانع عاطفی با مضمون پایه ذهنیت منفی و موانع اقتصادی با مضمون پایه محدودیت در هزینه و بودجه گردید. طبق یافته ها مهم ترین مشکلی که در این زمینه به وجود می آید سردرگمی دانش آموزان در تطابق زبان خود با زبانی است که تاکنون آن را به کار نبرده اند و آشنایی اندکی در حد برنامه های تلویزیون و دیگر رسانه ها با آن دارند؛ در نتیجه، در فهمیدن و درک مطالب درسی با مشکل مواجه می شوند.
۵۴۶۲.

نقد دفاع عرفا از ابلیس با تکیه بر نظریه کهن الگویی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
وجود لایه های متعدد در متون عرفانی اجازه خوانش ها و نقدهای متنوعی را به منتقد ادبی می دهد. نقد کهن الگویی، یکی از رویکردهایی است که با استفاده از آن می توان به بررسی مباحث عرفانی پرداخت. این رویکرد از مباحث روان شناسی تحلیلی به ادبیات راه یافته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، به نقدِ دفاع عرفا از ابلیس بر پایه رویکرد کهن الگویی می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که دفاع و ستایش گروهی از عرفا از ابلیس ناظر به ستایش پیر خرد در وجه منفی آن و دفاع از کهن الگوی سایه در سویه مثبت این کهن الگوست. ابلیس معلم ملائکه بود و رفتار او در سجده نکردن برای انسان تعلیم یکتاپرستی و وجهی از پیر خرد است؛ همچنین وسوسه های ابلیس و مشکلاتی که بر سر راه سالک قرار می دهد، راهی برای رسیدن به یکپارچگی روانی و مقابله با سایه بزرگ روان است که همانند حائلی میان فرد و حقیقت راستین عمل می کند و فقط کسانی به حقیقت واقعی می رسند که سایه را در خود حل کنند؛ بنابراین، این دو کارکرد مهم ابلیس سبب ستایش او ازسوی برخی از عرفا شده است.
۵۴۶۳.

بازشناسی مضامین خودناتوانی سازی در مقابل توان سازی مدیران در دانشگاه علوم پزشکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه و هدف: خودناتوان سازی در هر موقعیتی که توانایی فرد مورد تهدید قرار می گیرد، اتفاق می افتد. خود ناتوان سازی به عنوان شکلی از رفتارهای اجتنابی به کاهش و تخریب عملکرد منجر می شود. سازمان ها برای آنکه در محیط رقابتی از سایر رقبا عقب نمانند، ناگزیر به اجرای توانمندسازی مدیران خود هستند. هدف این پژوهش، بازشناسی مضامین خود ناتوان سازی در مقابل توان سازی مدیران در دانشگاه علوم پزشکی می باشد. روش تحقیق: روش این پژوهش، تحلیل مضمون می باشد و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق بود که به روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شد. جامعه پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان (مدیران، کارکنان، نخبگان و متخصصان واجد شرایط سازمان دولتی ایران) تا سطح اشباع بودند. یافته ها: خودناتوان سازی با عنوان مضمون فراگیر مشتمل بر 5 مضمون پیشران های خودناتوان سازی، خودناتوان سازی فردی، بستر سازهای خودناتوان سازی، پیامدهای خودناتوان سازی و موانع خودناتوان سازی بود که 23 مضمون سازمان دهنده در 173 مولفه در قالب مضامین پایه را در برداشت. نتیجه گیری: پیشران های خودناتوان سازی و بسترهای آن، عملکرد فردی را مختل می کند، درحالی که عوامل تسهیل کننده مانند مهارت های اجتماعی می تواند خودکارآمدی را افزایش دهد. پیامدهای این پدیده نیز سبب کاهش سلامت روان و کیفیت خدمات می شود. برای ارتقای توان سازی، باید در جهت کاهش خودناتوان سازی تلاش کرد.
۵۴۶۴.

شناسایی و تحلیل شاخص های طراحی فضاهای اقامتی و تفریحی در مدل گردشگری خلاق (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۹
 با گسترش صنعت گردشگری، رقابت برای جذب گردشگران و بهره گیری از اثرات این صنعت در ابعاد گوناگون به طور چشمگیری افزایش یافته است. فضاهای اقامتی و تفریحی به عنوان زیرساخت های اصلی گردشگرپذیر، در بسیاری از مناطق، الگوی مناسب در فرایند طراحی و بهره برداری ندارند. گردشگری خلاق یکی از استراتژی های کمتر شناخته شده در این زمینه است که می تواند منجربه افزایش پایداری الگوهای گردشگری شود. این پژوهش درپی دستیابی به شاخص ها و مؤلفه های گردشگری خلاق مؤثر در فرایند طراحی و بهره برداری مراکز اقامتی و تفریحی است. در راستای مواجهه با این مسئله و با هدف افزایش بهره وری فضاهای اقامتی در این پژوهش تلاش گردید الگویی بهینه از گردشگری خلاق در فضاهای اقامتی و تفریحی در شهر سنندج ارائه شود. به منظور جمع آوری داده ها ابتدا در چهارچوب مرور سیستماتیک، از داده های به دست آمده از جست وجوی کلیدواژه های مرتبط با گردشگری خلاق در پایگاه های معتبر علمی داخلی و خارجی، شش بعد و ۲۲ شاخص کلیدی از این ابعاد شناسایی شد. برای تحلیل میزان اثرگذاری و همبستگی ابعاد ، از آزمون رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. همچنین، شاخص های پژوهش با آزمون تی تک نمونه ای ارزیابی شده و اهمیت شاخص ها و ابعاد تأیید شد. درنهایت، با بهره گیری از آزمون فریدمن، اولویت بندی توسعه ابعاد و شاخص ها از دیدگاه متخصصان و جامعه محلی در مدل گردشگری خلاق بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد الگوی مناسب برای گردشگری خلاق در فضاهای اقامتی تفریحی مستلزم توجه ویژه به هر شش بعد و 22 شاخص شناسایی شده در این پژوهش و به طور ویژه شاخص های ابعاد زیست محیطی و خلاقیت است. این پژوهش نشان داد طراحی فضاها براساس مدل گردشگری خلاق در این الگوی پیشنهادی و اولویت های شناسایی شده، به عنوان یک روش و چهارچوب عملی، می تواند به بهینه سازی ساختار فضاهای اقامتی تفریحی منجر شود و تطابق بیشتری میان این فضاها و نیازهای کاربران ایجاد کند.
۵۴۶۵.

The Forty Rules of Love: a Mystical Eliadean Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
This interdisciplinary study is a mystical reconsideration of Elif Shafak’s The Forty Rules of Love (2011), FRL hereafter, based on the theologian Mircea Eliade’s perspective on the notion of sacred life as hierophany. Considering the huge bulk of reviews analyzing the Eastern Sufi aspect of the novel as a mystical stand, this investigation probes the compatibility of Eliade’s Universalist spiritual stand with the Sufi perspective reflected in the novel, considering the Islamic tradition through focusing on Maulana’s mystical transformation via Shams of Tabriz. It also pays attention to the Western cultural manifestations absent in most of the reviews and considers the Orientalist features attributed to the novel by some critics. The investigation concludes that the form of Sufism represented in the novel is close to Maulana’s original perspective, and there is a spiritual congruity between Maulana’s Islamic stand, being affected by Ibn Arabi, and Eliade’s Western Christian one. This justifies the depiction of the characters’ mystical transformation within FRL as being touched by Islamic principles and not totally submissive before the Orientalist discourse.
۵۴۶۶.

بازآفرینی شخصیت های دینی و مذهبی در شعر معاصر با تاکید بر اشعار(احمد شاملو، اخوان ثالث و شفیعی کدکنی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۹۸
بازآفرینی شخصیت های گذشته از جمله مسائل مهمی است که مورد توجه ادیبان معاصر بوده و بازتاب گسترده ای در آثارشان داشته است. ادب معاصر فارسی وارد مکالمه ای جدی با ادبیات کلاسیک ایران شده است و از امتیازات آن از جمله پویایی و سرزندگی، غنای عاطفی، عمق معنا، تناسب و هارمونی زبانی بهره کامل گرفته و پاره ای از اوصاف آن- به ویژه شعر بعد از قرن هشتم- را یک سو نهاده است. شاعر معاصر از رهگذر فراخوان شخصیت های گذشته به بیان آرا و اندیشه های خود در مسائل متعدد می پردازد؛ در این رساله تلاش بر این است تا با ذکر نمونه های فراخوان شخصیت در میان اشعار احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و محمدرضا شفیعی کدکنی، نقش و جایگاه شخصیت های تاریخی و کیفیت و نحوه بازآفرینی آن ها مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که به نظر می رسد آفریدن آثاری اصیل، قرار گرفتن در موقعیتی متناقض نماست. از یک سو نویسنده و شاعر خود را از امتیازات سنت های ادبی بی نیاز نمی داند و از طرف دیگر تلاش می کند از سیطره اقتدار و نفوذ آن ها برکنار باشد. بنابراین شاعران خلاق، مجذوب یا مرعوب چهره های شاخص و آثار آن ها نمی شوند بلکه رابطه ای منطقی با سنت برقرار می کنند.
۵۴۶۷.

سیره عملی اهل بیت(ع) در رابطه با آیات معاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی و تبیین سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) در بیان مصداق آیات معاد می باشد. اهمیت و ضرورت شناخت زندگی و سیره معصومین (علیهم السلام) از مباحث بسیار مهم در دین اسلام می باشد که در روایات، انسانی که بدون شناخت امام زمانه اش از دنیا برود را مرگ جاهلی خطاب می نماید. از این رو شناخت و به کارگیری سیره اهل بیت (علیهم السلام) از اهمیت والایی برخوردار است. این پژوهش از نوع توضیفی تحلیلی بوده و به روش کتابخانه ای و مطالعه آیات قرآن، روایات، کتب، تفاسیر و ... صورت گرفته است. از آنجا که سیره اعتقادی ائمه (علیهم السلام) در سه بخش توحید، نبوت و معاد تبیین شده اند، پژوهش حاضر به بعد معاد پرداخته است. نگاهی اجمالی به آیات قرآن نشان می دهد که در میان مسائل عقیدتی پس از توحید با اهمیت ترین مسئله معاد و اعتقاد به حیات پس از مرگ و حسابرسی بندگان و پاداش و عقاب اعمال می باشد. در بحث معاد، پیامبر با آیات قرآن در برابر منکران معاد استدلال می کردند و جواب منکران را با آیاتی که در همان زمینه نازل می شد، می دادند. راه هایی را که قرآن برای اثبات امکان معاد در شکل استدلال منطقی عرضه کرده، می توان در شش موضوع خلاصه کرد: 1- آفرینش نخستین؛ 2- قدرت مطلقه خداوند؛ 3- مرگ و حیات مکرر در جهان گیاهان؛ 4- تطورات جنین؛ 5- بازگشت انرژی ها؛ 6-نمونه های عینی معاد.
۵۴۶۸.

بازنمایی ابعاد شور و اشتیاق در غزلیّات منزوی؛ بر اساس آرای جان استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۳
با بررسی غزلیات عاشقانه زنده یاد حسین منزوی در می یابیم که عشق، یگانه مولد نیرومند در تمام وجوه درونی و بیرونی این غزل سرای معاصر است که ناخواسته تمام هویت او را نشان می دهد؛ نگاه منزوی به عشق، زمینی و فرودین است که به تبع آن، عنصر شور و اشتیاق و شوریدگی در آن پررنگ و برجسته است. در میان نظریه های معاصر که به مقوله عشق اشاره کرده اند، آرای استرنبرگ درخور توجه است. او عشق را دارای سه ضلع «صمیمیت، شور و هیجان (شهوت)، تعهد» می-داند. این پژوهش بر آن است با تعریف ضلع شور و اشتیاق و مؤلفه های آن، با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بسامد این عنصر در غزلیات منزوی بپردازد. برآیند پژوهش حاضر، حاکی از آن است که بر اساس ضلع شور و اشتیاق در نظریه مثلث عشق از استرنبرگ، منزوی با توجه به موقعیت های مختلف زندگی، توانسته است این ضلع از مثلث عشق را به تمام و کمال درک و توصیف کند. همچنین، مشحص گردید که در این بخش از غزل ها، سه محور «زن بودن معشوق»، «توصیف اندام و بدن معشوق» و «توصیف حالات و رفتارهای او» به عنوان مهم ترین مؤلفه های عنصر شور و اشتیاق مطالعه شده است که اوج دلباختگی و شیدایی او را نسبت به معشوق زمینی اش بیان می کند. افزون بر این، معشوق منزوی از جنس مخالف و نوع رابطه نیز، بر اساس یافته ها و ضلع شور و اشتیاق استرنبرگ از درجه بالایی از برانگیختگی فیزیولوژیک و روانی برخوردار است. انگیزه هایی که به کمال عشق، جذابیت فیزیکی و جنسی منجر می شود.
۵۴۶۹.

تحلیل اثرات سوء آمایش در سیاستگذاری تمرکز زدایی کلانشهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
یکی از مسائل مهم در مدیریت سیاسی فضای ملی هر کشور، توزیع جغرافیایی جمعیت برحسب نظام سکونتگاهی حاکم بر آن کشور( شهر، روستا و...) و نیز میزان تمرکز و پخش جمعیت در آن است. شهر بخشی از یک کشور و جزیره ای در درون آن است .امروزه شهرنشینی به الگوی غالب سکونت در دنیا تبدیل گردیده و در حال حاضر در حدود ۶۰ درصد جمعیت دنیا در شهرها و ۴۰ درصد در روستاها سکونت دارند. شکل گیری شهرها در ایران بدین گونه بوده که شرایط اقلیمی و طبیعی مناسب و قرار گرفتن در مسیر راههای تردد عامل موثری در روند شکل گیری و استقرار شهرها بوده اند .خاک حاصلخیز کشاورزی سهولت دسترسی به آب و آب رسانی از اولین عوامل موثر در مکان یابی سکونتگاه در ایران بوده است. بر اساس آمارها و نمودارهای مرکز آمار ایران، تقریبا بیش از سه چهارم جمعیت در شهرها ساکن هستند که برابر است با 74 % شهر نشینی و 26% روستا نشینی. این پژوهش مصمم است که نقش آمایش در پدیده شهرنشینی بویژه در کلانشهر تهران را مورد بررسی قرار دهد. روش تحقیق به روش اسنادی، آماری و کتابخانه ای است و تحلیل آماری آن با استفاده از ابزار اندازه گیری ترسیم منحنی لورنز انجام گردیده. یافته های پژوهش بیانگر بروز نابسامانی و عدم توازن جمعیتی و سکونتی در کلانشهر تهران ناشی از تمرکزگرایی است که عدم وجود یا ضعف آمایش در برنامه ریزی ها را نشان می دهد.
۵۴۷۰.

بستر معیوب اجتماعی و عادت واره بوم شناختی کشاورزی در حاشیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه: کشاورزی، به عنوان یکی از بنیادی ترین فعالیت های انسانی، همواره پیوندی عمیق و ناگسستنی با طبیعت و محیط زیست داشته است. این فعالیت که برای تأمین مواد غذایی و معیشت جوامع انسانی ضروری است، ناگزیر ممکن است بر منابع طبیعی مانند آب، خاک و تنوع زیستی تأثیرات گسترده ای بگذارد. در این میان، کشاورزان به عنوان اصلی ترین بهره برداران و استفاده کنندگان از این منابع، نقشی کلیدی در حفظ یا تخریب محیط زیست و به طور کلی، سرنوشت محیط زیست بازی می کنند. چگونگی رفتار آنها با طبیعت، برآمده از آموزه هایی است که طی فرآیند جامعه پذیری و در تعامل با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی محیط زندگی شان، یاد گرفته اند. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد چگونه بستر اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری عادت واره های کشاورزی مؤثرند.روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، 33 نفر از کشاورزان شهرستان «ازنا» هستند که داده های پژوهش از آنها جمع آوری شده است. نمونه گیری از نوع هدف مند بود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تکنیک این پژوهش از نوع مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود. جهت اعتمادپذیری داده های پژوهش از تکنیک ممیزی استفاده شد.یافته ها: تحلیل داده ها منجر به خلق 10 مقوله اصلی و یک مقوله هسته گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد مکانیسم دست نامرئی بازار و سلاخی زمین بین وراث در نقش شرایط علی؛ و ساختار نامتوازن نظام توزیع و بازار محصولات کشاورزی در نقش شرایط زمینه ای موجب به حاشیه رانده شدن عادت واره ی بوم شناختی کشاورزان شده اند. در این میان حاکم شدن روحیه سوداگری در کشاورزی و وجود اختلافات ملکی بین وراث و برخی کشاورزان سبب کاهش همکاری بین جامعه روستایی در امور مشترک و مشاع و بعضا فروپاشی شبکه های سنتی همکاری و همیاری در جامعه کشاورزی گردیده است که به جای خود  عادت واره ی بوم شناختی کشاورزی را بیشتر به حاشیه رانده است.نتیجه گیری: به طور خلاصه، نتایج تحقیق نشان می دهد دست نامرئی بازار و تقسیم زمین به بهانه حفظ میراث پدری به تدریج ساختارهای سنتی کشاورزی را تضعیف کرده و بُعد اقتصادی را بر سایر ابعاد اکولوژیک، اجتماعی و اخلاقی کشاورزی حاکم نموده است. این مطالعه نشان می دهد، عوامل ساختاری فوق در تعامل با تضعیف همبستگی اجتماعی، عادت واره های بوم شناختی را به حاشیه رانده و کشاورزان را به سمت کنش های مخرب زیست محیطی سوق داده است که پیامدهای ناگوار زیست محیطی و اجتماعی نظیر کاهش تنوع زیستی، گسترش کشت تک محصولی، گسترش انواع بیماری ها، تهدید سلامتی انسانها و مهاجرت از روستا را به دنبال داشته است. این یافته ها، ضرورت بازطراحی نهادهای حمایتی و تقویت سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی را برای احیای کشاورزی پایدار آشکار می سازد.
۵۴۷۱.

تحلیل انتقادی گفتمان چند وجهی در نقاشی معاصر ایران (نمونه مورد مطالعه: مجموعه «دگردیسی» اثر محمود سبزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۸
تحلیل معاصر هنری به جای تمرکز بر اثر به عنوان یک شئ منحصر به فرد، به سمت تفسیر و تبین فضاهای تولید، ارائه و دریافت آثار سوق پیدا کرده است؛ به این ترتیب نمایان ساختن فرآیند بر تحلیل صرف آثار غلبه یافته است. درنظر گرفتن وجه زبانی به کار رفته در خلق و ارائه اثر در خوانش آن، می تواند بخشی از این پروسه را آشکار سازد. لایه های زبانی در دوره های مختلف تاریخ هنر و به علت های گوناگون با لایه های تصویری هم نشین شده اند؛ اما امروزه این آمیختگی ها نظم گفتمانی متفاوتی نسبت به گذشته را سامان بخشیده و ساختار بندی تازه ای را شکل می دهد. مطالعه ارتباط گفتمان های دو وجهی زبانی و تصویری با یکدیگر و با بافت اجتماعی و فرهنگیشان، چگونگی صورت بندی آن را نشان خواهد داد. مقاله با هدف واکاوی ارتباط میان زبان نوشتاری در نقاشی معاصر ایران و عمل اجتماعی به این سوال پاسخ می دهد که: پیوند میان کاربرد زبان و پرکتیس اجتماعی در چه عواملی نهفته است؟ استفاده از وجه زبانی در هنر معاصر ایران طیف گستره ای از ابزاری مفهومی تا ابژه ای به مثابه نشانه فرهنگی را شامل می شود. با توصیف ظاهر وجه ها در نمونه مورد مطالعه از منظر تحلیل انتقادی این نوع از گفتمان، جان مایه آثار تقابل شرق/غرب تفسیر شده و عناصر ایدئولوژیک دانش زمینه ای به کار رفته در خلق و ارائه آثار، پیش فرض های هویتی داده شده تبیین شد. و تأثیرات این نوع از گفتمان آمیخته بیش از آنکه خلاقانه روابط از پیش موجود را دگرگون سازد، به حفظ، تکثیر و همگن سازی منجر شده است.
۵۴۷۲.

بررسی پدیده تمارض اجتماعی و زمینه های شکل گیری آن از دیدگاه متخصصان علوم اجتماعی و عامه مردم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
تمارض اجتماعی به عنوان روشی برای فرار از مسئولیت، پدیده ای است که در زندگی روزمره ایرانیان مشاهده می شود. فهم چیستی و چگونگی زمینه های شکل گیری آن در تعاملات اجتماعی و زندگی روزمره از نگاه خبرگان علوم اجتماعی و عامه مردم و مقایسه این دو دیدگاه هدف اصلی این پژوهش است. از نظرگاه متخصصان، تمارض اجتماعی شامل تعاملات خاصی است که با مسئولیت گریزی به شیوه های متنوعی چون دلیل تراشی و توریه همراه است. این کنش اجتماعی که به انحاء گوناگون در تعاملات روزمره ظهور و بروز پیدا می کند پیچیدگی های خاص خود را دارد و نباید آن را صرفاً به یکی از وجوه آن ساده سازی کرد؛ تحلیل و بررسی مصاحبه های انجام شده نشان می دهند از نظر متخصصین شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گرِ متعددی در شکل گیری تم ارض اجتماعی به مثابه راهبردی برای مواجهه با مسئولیت های زندگی و پیامدهای شان درگیر هستند که به نوعی اعتراض به شرایط فرهنگی و اجتماعی را رقم می زنند اما از نظرگاه عمومی تمارض اجتماعی در نوسانی میان از هم گسیختگی و وابستگی اجتماعی، راهبردی برای بقاءء در شرایط آشفتگی اجتماعی است. در واقع کاهش سرمایه اجتماعی از یک سو و وجود انگیزه های بسیار برای انتقام از جامعه از سوی دیگر، افراد را به مسئولیت گریزی و شانه خالی کردن از انجام وظایف قانونی و اخلاقی و به بیانی دیگر پناه بردن به تمارض اجتماعی سوق می دهد. این پژوهشِ کیفی نشان می دهد برداشت های عمومی مؤید دیدگاه های تخصصی است؛ با این تفاوت که در دیدگاه های تخصصی میان خبرگان علوم اجتماعی تأکید بر روی پدیده محوریِ اعتراض به شرایط فرهنگی و اجتماعی است ولی در دیدگاه های عمومی میان عامه مردم تأکید بر روی راهبردهای بقاءست که هم بقاءی افراد و هم بقاءی جامعه را در پی دارد.
۵۴۷۳.

مطالعه دیالکتیک تجربه زیسته بیگانگی و ادراک پدیداری از نهاد علم؛ مورد کاوش، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
مطالعه تجربه زیسته بیگانگی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و زوایای گوناگون آن در پیوند با ادراک پدیداری آن ها از دانشگاه هدف مطالعه را تشکیل می دهد. 19 دانشجو، به وجهی هدفمند و بر پایه معیارهای شمول به عنوان آگاهی دهندگان پژوهش انتخاب شدند. داده یابی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و کاوش در تجربیات با روش کلایزی صورت گرفت. 3 مضمون «استنکاف و انصراف از انتخاب پیشین، دروازه کردارها و گفتارهای بازاندیشانه پسین»، «تحقیر در نظاره فرصت های بر باد و هزینه های بر آب» و «رجحان یافتگی اضطرار مفارقت بر انتخاب متابعت» بازنمایی کننده تجربه زیسته بیگانگی آگاهی دهندگان هستند. پدیدار بیگانگی در پیوندِ همزمان با مناسبات درون دانشگاهی و زمینه های زیست شده برون دانشگاهی در دانشجویان متحقق می شود. در همین راستا، «برهم کنشی زندگی کنکوری و موفقیت تحصیلی کالایی شده»، «حک شدگی برساخته های بازار در مناسبات انتخاب رشته» و «فهم ذات انگار از نخبگی» زمینه های برون دانشگاهی مقدم بر تجربه زیسته بیگانگی دانشجویان را تشکیل می دهند. 4 مضمون «شریف؛ آمیزنده محاسبه پذیری و عقلانیت بازار»، «شریف؛ سکوی پرتاب به خارج از کشور»، «شریف؛ کارگزار جامعه پذیری ابزاربنیاد و درجه اندیش» و «شریف؛ هادم کثرت های هویتی» در حکم وجوه سازنده ادراک پدیداری دانشجویان از نهاد علم هستند. برساخت صورتبندی های انتقادی از انشقاق و چندپارگی های موجود درون وزارتخانه ای و میان وزارتخانه ای در خصوص شاخه های مختلف علوم، همنشین سازی علوم انسانی ازیک سو و علوم پزشکی و فنی مهندسی از سوی دیگر ذیل ملاحظات میان رشتگی و سرانجام، بازاندیشی های معطوف به انگاره وحدت علوم محوری ترین نتایج مطالعه را تشکیل می دهند. استخدام مفاد مذکور در مقام سیاست گذاری و برنامه ریزی نظام آموزش عمومی و عالی کشور به مراتب زمینه ساز فروکاهش و تعدیل تجربه زیسته بیگانگی در نهاد دانشگاه خواهد بود.
۵۴۷۴.

ابعاد حقوقی و اخلاقی ثبت پتنت ژن سلامت خانواده در فناوری های بیوزیستی با تأکید بر نظام حقوقی ایران و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
تحولات اخیر در حق مالکیت فکری، زمینه ثبت تجاری ژنوم انسان را از حیث کالای عمومی فراهم گردانیده است که با رویکرد تطبیقی ناظر به نظام های حقوقی پیشرو در نظام حقوقی کامن لا و نیز قانون ثبت اختراع در ایالات متحده و نیز با وحدت ملاک از تصمیمات مهم دیوان عالی آمریکا در مورد رأی معروف دیاموند علیه چاکراباتی، قابلیت ثبت اختراع اشکال حیات انسان و ژنوم وی را به استثنای ارگانیسم های انسانی که غیرقابل ثبت مانند اندام ها و اجزا و منابع ژنتیکی موجودات انسانی هستند، مقرر نموده است. این امر تحدید و تضییع حقوق افراد را ناظر به مواد ژنتیکی خود در پی دارد. با عنایت به رویکردهای جدید و قابل اجرا، قابل ثبت بودن این فناوری در مورد منابع ژنتیکی انسان از حیث خیر مشترک بشریت و منافع جامعه بشری و تجاری سازی آن به عنوان کالای عمومی به ذهن متبادر گردیده است. قبل از طرح نظرات انجمن آسیب شناسی مولکولی در رأی معروف «میریاد» که قابلیت ثبت اختراع ژن های انسانی را نیز کاهش داد، تصمیم در دعوای پیش گفته منجر به تکثیر پتنت های ژنی و رشد بازار جهانی بیوتکنولوژی شد. درحالی که بحث در مورد ثبت اختراع مواد ژنتیکی انسانی و حقوق فردی همچنان ادامه دارد، شرکت های جمع آوری دِنا و منابع ژنتیک انسانی به طور معمول از مواد ژنتیکی مشتری خود برای تحقیقات دارویی چند میلیون دلاری استفاده می کنند. این تحقیق چالش های حقوقی و اخلاقی را در ثبت پتنت ژن انسانی به مداقه می گذارد.
۵۴۷۵.

رویکرد امنیتی آمریکا نسبت به تهاجم نظامی روسیه به اوکراین (۲۰۲4–۲۰۲۲)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۰
بحران اوکراین به عنوان یکی از مهم ترین تحولات ژئوپلیتیکی دهه های اخیر، نقطه عطفی در رقابت قدرت های بزرگ و بازتعریف نظم امنیتی اروپا و اوراسیا محسوب می شود. این پژوهش با تمرکز بر رویکرد امنیتی ایالات متحده نسبت به تهاجم روسیه به اوکراین (۲۰۲۴–۲۰۲۲)، ابعاد آشکار و پنهان سیاست های کلان آمریکا در مواجهه با تهدیدات نوظهور و بازیابی هژمونی رقبای سنتی را تحلیل می کند. چارچوب نظری تحقیق بر رئالیسم تهاجمی و تدافعی استوار است؛ به این معنا که رفتار آمریکا هم به عنوان واکنش به تهدیدات روسیه (در قالب رئالیسم تهاجمی) و هم به منظور حفظ توازن قوا و جلوگیری از احیای قدرت هژمونیک روسیه (در قالب رئالیسم تدافعی) تفسیر می شود. فرضیه اصلی پژوهش این است که سیاست گذاری های امنیتی و راهبردی آمریکا در قبال بحران اوکراین، متأثر از منافع مجتمع های نظامی-صنعتی و با هدف تضعیف قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی روسیه طراحی شده است. تحلیل داده های تاریخی و اسنادی نشان می دهد که اقدامات استراتژیک آمریکا شامل ارسال کمک های نظامی پیشرفته به اوکراین، اعمال تحریم های چندلایه علیه روسیه (در حوزه های انرژی، مالی و فناوری) و تقویت همکاری های امنیتی با ناتو و اتحادیه اروپا بوده است. این سیاست ها به طور مستقیم به کاهش نفوذ سیاسی روسیه در عرصه بین المللی، تضعیف اقتصاد آن از طریق محدودیت های تجاری و مهار توانمندی های تهاجمی نظامی این کشور منجر شده و هماهنگی آمریکا با متحدان غربی، مانع از تحقق اهداف هژمونیک روسیه شده است.
۵۴۷۶.

تأثیر ترجیحات رفتاری بر سیاست گذاری اقلیمی: توسعه مدل DICE-PT با رویکرد نظریه چشم انداز برای منطقه MENA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۶
ظریه چشم انداز، به عنوان یکی از مهم ترین نظریه های اقتصاد رفتاری، نشان می دهد که تصمیم گیران در شرایط عدم اطمینان، زیان ها را بیش از سودها درک می کنند و در مواجهه با تغییرات، رفتاری وابسته به نقطه مرجع اتخاذ می کنند. این پژوهش با توسعه مدل DICE و ترکیب آن با نظریه چشم انداز، مدل جدیدی تحت عنوان DICE-PT را ارائه می دهد که تأثیر رفتارهای تصمیم گیری بر تغییرات اقلیمی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) را بررسی می کند. در این مدل، متغیرهای اقتصادی و اقلیمی از منظر سوگیری های شناختی تحلیل شده و مسیرهای تغییرات انتشار گازهای گلخانه ای، تولید، مصرف، و سرمایه گذاری در یک چارچوب رفتاری ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد که الگوهای تصمیم گیری رفتاری در این منطقه می توانند سیاست های کاهش انتشار و توسعه پایدار را به گونه ای معنادار تحت تأثیر قرار دهند.
۵۴۷۷.

فرصت ها و تهدیدهای رمزارزها در اقتصاد ایران از منظر امنیت اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۴
فناوری بلاک چین و روش پرداخت تحت آن یعنی رمزارزها ازجمله جدیدترین فناوری های تأثیرگذار بر فعالیت های اقتصادی هستند که در عرض کمتر از یک دهه موجب ایجاد تحولات زیادی در بخش های مختلف اقتصادی شده اند. ادبیات اقتصادی مربوط به این حوزه بسیار نوپاست، اما مطالعات حاکی است که این فناوری ها می توانند تهدیدات بالقوه ای برای فضای کلان اقتصادی (ازجمله تخریب پول ملی، اختلال در بازار ارز، از بین رفتن نظام بانکداری سنتی، پول شویی و جرائم مالی، از بین رفتن ابزار سیاست گذاری پولی و فرار مالیاتی) به همراه داشته باشند، اما شناخت، قانون گذاری و نظارت صحیح بر آن ها می تواند فرصت های شایان توجهی را برای رشد و ارتقای وضعیت امنیت اقتصادی در اختیار قرار دهد. برای مثال، این فناوری ها می توانند از طریق افزایش امنیت مالی، ارزش افزوده بخش صنعت رمزارزها، ارزش افزوده بخش خدمات، ارزش افزوده بخش های دارای پیوندهای پسین و پیشین با بخش خدمات، افزایش درآمدهای دولت و بهبود زیرساخت ها، در تقویت رشد، افزایش اشتغال، کاهش تورم و بهبود سطح رفاه عمومی نقش مؤثری ایفا کنند و تقویت امنیت اقتصادی را به همراه داشته باشند. این گزارش به بررسی فرصت ها و تهدیدهای رمزارزها برای اقتصاد ایران پرداخته است.
۵۴۷۸.

بررسی نشانه شناختی دیگری در «إسلام بلاضفاف» بر اساس رویکرد امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
بیان مسئله و هدف: پدیده «دیگری» از مفاهیم بنیادی در گفتمان‌های فرهنگی و نشانه‌شناسی است که همواره به‌مثابه آینه‌ای برای بازشناسی «خود» عمل کرده است. در جهان معاصر، این مفهوم بیش از پیش در متون ادبی و فرهنگی بازتاب یافته و به ابزاری برای تحلیل سازوکارهای سلطه، قدرت و هویت بدل شده است. در همین راستا، کتاب إسلام بلا ضفا، اثر یوسف إدریس، تصویری چندوجهی از مواجهه جهان اسلام با غرب و قدرت‌های استعمارگر ارائه می‌دهد و در قالبی ادبی– انتقادی به بازنمایی مناسبات سلطه و مقاومت در بستر فرهنگی مصر و جهان عرب می‌پردازد. نویسنده، با زبانی استعاری و کنایی، سیمای دشمنان تاریخی اسلام یعنی آمریکا و اسرائیل را از خلال نشانه‌هایی چون «غول احمق»، «اختاپوس صهیونیستی»، «ذبح نفتی» و «نقشه‌های مخرب» باز‌آفرینی می‌کند تا، از این طریق، بحران هویت و سلطه‌پذیری و خودباختگی فرهنگی جوامع اسلامی را برجسته سازد. در این میان، رویکرد امبرتو اکو، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان نشانه‌شناسی، ابزاری تحلیلی فراهم می‌آورد که از سطح دلالت‌های ظاهری متون فراتر می‌رود و به لایه‌های پنهان معنا دست می‌یابد. اکو با طرح مفاهیمی چون دانش‌نامه فرهنگی، خواننده الگو و تأویل اصیل، امکان بازخوانی متون را در پیوند با نظام‌های فرهنگی و رمزگان‌های اجتماعی میسر می‌سازد. پژوهش حاضر با تکیه بر همین دیدگاه می‌کوشد تا نشان دهد چگونه یوسف إدریس، با بهره‌گیری از گنجینه فرهنگی– تاریخی جهان عرب، گفتمان «خود» را در تقابل با «دیگری» بازتعریف می‌کند و چگونه استعاره‌ها و رمزگان‌های زبانی او به بازتولید معنا در بستر تاریخی و سیاسی مصر دهه پایانی قرن بیستم می‌انجامد. هدف اصلی این پژوهش کشف ساز‌و‌کارهای نشانه‌ای در بازنمایی دیگری در إسلام بلا ضفاف است؛ به‌ویژه اینکه چگونه عناصر زبانی و فرهنگی در خدمت بازسازی مفاهیم هویت، مقاومت و سلطه قرار می‌گیرد. این تحقیق، با فاصله‌گرفتن از رویکردهای صرفاً تاریخی یا سیاسی، متن را به‌مثابه نظامی از نشانه‌ها می‌نگرد که در آن هر نشانه در شبکه‌ای از رمزگان‌های فرهنگی معنا می‌یابد. روش‌­شناسی: پژوهش حاضر، از نظر ماهیت، توصیفی– تحلیلی و، از حیث روش، نشانه‌شناسی فرهنگی با تکیه بر الگوی امبرتو اکو است. داده‌های اصلی از متن عربی کتاب إسلام بلا ضفاف استخراج شده و تحلیل بر مبنای تطبیق رمزگان‌های زبانی، استعاری و فرهنگی در چهارچوب مفاهیم اکو انجام گرفته است. در این تحلیل، ابتدا نظام نشانه‌ای متن در پیوند با بافت تاریخی و فرهنگی مصر و جهان عرب شناسایی شده، سپس ساز‌و‌کار تولید معنا و فرایند تعامل میان «خواننده الگو» و «نویسنده الگو» بررسی شده است. در فرایند تحلیل، واحدهای نشانه‌ای همچون واژه‌ها، استعاره‌ها و ساختارهای تقابلی (خود/ دیگری، شرق/ غرب، مقاومت/ سلطه) به‌عنوان مؤلفه‌های دلالتی انتخاب و بر مبنای شبکه‌های دانش‌نامه‌ای و رمزگان‌های مشترک فرهنگی تفسیر شده است. روش کار بر این اصل استوار است که هیچ نشانه‌ای به‌صورت منفرد معنا نمی‌یابد، بلکه در بستر تاریخی و در ارتباط با حافظه فرهنگی ملت‌ها معنا می‌گیرد. بحث و تحلیل: نتایج تحلیل نشانه‌شناختی نشان می‌دهد که، در إسلام بلا ضفاف، مفهوم «دیگری» هم‌زمان دو نقش ایفا می‌کند: از‌سویی، دشمنی تاریخی و خارجی است که در قالب استعاره‌هایی چون «غول احمق» و «اختاپوس» بازنمایی می‌شود؛ از‌سوی دیگر، نمادی از بحران درونی و خودفراموشی فرهنگی است. یوسف إدریس، با آفرینش شبکه‌ای از نشانه‌ها، گفتمان «خودِ عرب و مسلمان» را در مواجه با استعمار نوین به تصویر می‌کشد و، از رهگذر زبانی نشانه‌مدار، ساختار سلطه و وابستگی اقتصادی و فکری جوامع عربی را نقد می‌کند. استعاره «غول احمق» در تحلیل اکو نشانه‌ای دووجهی است؛ از یک‌سو قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا را بازنمایی می‌کند و از‌سوی دیگر با صفت «احمق» ارزش اخلاقی و انسانی آن را تهی می‌سازد. این ترکیبْ نماد تضاد میان تمدن مادی و فقدان خرد اخلاقی در گفتمان غربی است. در سطحی دیگر، استعاره «اختاپوس» برای توصیف اسرائیل به‌کار رفته که با بازوهای متعدد خود بر جهان چنگ انداخته است. این نشانه نه‌تنها بیانگر قدرت سیاسی رژیم صهیونیستی، بلکه نمادی از شبکه‌های نفوذ و سلطه جهانی است. مطابق با نظریه رمزگان‌های فرهنگی اکو، این استعاره ریشه در حافظه جمعی جهان عرب دارد و معنای آن تنها از طریق آشنایی با تاریخ استعمار و منازعات اعراب و اسرائیل قابل درک است. واژه‌های «نقشه مخرب» و «طرح هوشمندانه» به‌مثابه رمزگان‌هایی از سیاست‌های استعماری و رسانه‌ای غرب در جهان عرب عمل می‌کند. اکو تأکید دارد که معنا از خلال روابط متقابل نشانه‌ها و رمزگان‌ها پدید می‌آید؛ بدین‌سان، در متن إدریس نیز واژگان مذکور، با ارجاع به نظام دانشی مشترک در فرهنگ عربی– اسلامی، دلالتی فراتر از معنای لغوی خود می‌یابد. این استعاره‌ها مخاطب را از سطح سیاسی به لایه‌های فرهنگی– روانی سلطه سوق می‌دهد و بحران اعتمادبه‌نفس و خودباختگی را به‌عنوان پیامد استعمار فکری بازمی‌نمایاند. از مهم‌ترین لایه‌های معنایی در متن، استعاره «ذبح نفطی» است که به کشتار اقتصادی جهان عرب اشاره دارد. این ترکیبْ پیوندی میان مفهوم مذهبی قربانی و واقعیت اقتصادی استعمار برقرار می‌کند و، به تعبیر اکو، از‌جمله نشانه‌هایی است که بافت فرهنگی و دینی را به سیاست معاصر پیوند می‌زند. در اینجا، نفت به‌مثابه «شریان حیاتی» ملت‌های عربی به خون بدل می‌شود که در پیکر نظام سرمایه‌داری جهانی جریان می‌یابد. چنین تصویری نهایت ضعف و استثمار را در قالبی نشانه‌ای بیان می‌کند. در مجموع، می‌توان گفت که إدریس، با آگاهی از رمزگان‌های مشترک میان خوانندگان عرب، متنی خلق کرده است که به‌صورت چندلایه معنا می‌دهد و خواننده را از سطح روایت سیاسی به تأملی نشانه‌شناختی درباره سرنوشت فرهنگی خود فرامی‌خواند. در پرتو دیدگاه اکو، این خوانش چندسطحی نه نشانه‌ای از ابهام، بلکه ابزار تولید معنا و باز‌آفرینی فرهنگ است. دستاوردها: پژوهش حاضر نشان داد که رویکرد نشانه‌شناختی اکو ابزاری کارآمد برای تحلیل متون انتقادی جهان عرب است. نخست آنکه دیگری در إسلام بلا ضفاف صرفاً دشمن بیرونی نیست، بلکه سازه‌ای فرهنگی است که به باز‌تعریف «خود» می‌انجامد. دوم آنکه استعاره‌ها و رمزگان‌های فرهنگیِ به‌کاررفته در اثر از دل تاریخ استعمار و حافظه جمعی ملت‌ها برخاسته و، در سطحی فراتر از زبان، حامل پیام‌های اجتماعی و ایدئولوژیک است. سوم آنکه، با به‌کارگیری مفاهیمی چون خواننده الگو و دانش‌نامه فرهنگی، می‌توان نشان داد که إدریس آگاهانه خواننده را به مشارکت در فرایند معنا‌سازی دعوت می‌کند.
۵۴۷۹.

طراحی تعاملی فضاهای شهری با استفاده از واقعیت مجازی؛ ارائه چهارچوبی برای ارتقای ادراک محیطی؛ نمونه مطالعاتی: خیابان فرحزادی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۴
فضای تعاملی شهری، عرصه ای چندبعدی است که بستری هدفمند برای تعاملات اجتماعی، مبادلات فرهنگی و پیوندهای فناورانه فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، طراحی فضاهای تعاملی با بهره گیری از فناوری واقعیت مجازی به منظور ارتقای کیفی ادراکات محیطی استفاده کنندگان است. به این منظور، خیابان فرحزادی واقع در محله فرحزاد تهران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شد. مسئله محوری در این عرصه، فقدان فضاهای مناسب برای تردد عابران پیاده و سیطره پارکینگ حاشیه ای و وسایل نقلیه است که به عنوان عاملی بازدارنده، محدودکننده شکل گیری و تداوم تعاملات اجتماعی محسوب می شود. این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی «پژوهش ترکیبی» و تلفیق مطالعات اسنادی، میدانی و پیمایشی صورت پذیرفته است. چهارچوب نظری پژوهش بر سه رکن اصلی استوار است: مفهوم سازی «فضاهای تعاملی شهری» به مثابه بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، با واکاوی مؤلفه های چهارگانه کالبدی، جغرافیایی، مدیریتی حکمرانی و روان شناختی؛ تبیین مؤلفه های بنیادین «طراحی تعاملی فناورانه» و قابلیت های «فناوری واقعیت مجازی» به عنوان ابزاری برای شبیه سازی، تجسم فضایی و تسهیل فرایندهای مشارکتی در طراحی شهری. یافته ها نشان می دهد مؤثرترین عوامل ارتقای ادراک محیطی در خیابان فرحزادی عبارت اند از: رعایت مقیاس انسانی، هویت متمایز فضایی، احساس امنیت، دستیابی به خرداقلیم مطلوب و تلفیق هوشمندانه عناصر طبیعی با منظر خوشایند (دیداری و شنیداری) و خدمات. همچنین، واقعیت مجازی در پنج عرصه تجسم فضایی، ناوبری تعاملی، شبیه سازی پویا، تحلیل کیفی و تسهیل مشارکت شهروندی ایفای نقش می کند. این پتانسیل ها در فرایند پژوهش، از طریق توسعه یک مدل سه بعدی از فضای تعاملی در نرم افزار بلندر عینیت یافته و امکان تجربه فضایی و گردآوری بازخوردهای کاربران فضا را در مرحله پیش از اجرای فیزیکی فراهم می کند. این پژوهش نشان می دهد تلفیق طراحی تعاملی کاربرمحور با فناوری واقعیت مجازی به گونه ای معنادار بر ارتقای همه ابعاد چهارگانه کیفیت ادراک محیطی (معنایی ادراکی، عملکردی فعالیتی، زیبایی شناختی فرمی و محیط زیستی) تأثیر گذاشته و به آفرینش فضاهای شهری پایدارتر، انعطاف پذیر و پاسخ گو می انجامد.
۵۴۸۰.

بازخوانی نسبت منظر کوچه با رودخانه دز و تحولات آن در بافت تاریخی شهر- رودخانه دزفول (نمونه موردی: محور خیمه گاه، شهدا و لب خندق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۵
کوچه در شهرهای سنتی ایرانی به مثابه پدیده ای منظرین ادراک می شود. در نتیجه توسعه شهری معاصر در بسیاری از شهرهای تاریخی ایرانی، کوچه و منظر آن دچار تحول شده است که همین امر ضرورت مطالعه کوچه به جهت بازشناسی ارزش ها و ویژگی های آن در بافت تاریخی شهرهای ایرانی را برجسته می کند. از همین رو، این پژوهش می کوشد به مطالعه کوچه در بافت تاریخی شهر دزفول بپردازد. دزفول یک شهر-رودخانه تاریخی ایرانی در سرزمین خوزستان، در مجاورت رودخانه دز است. این پژوهش با درنظرگرفتن تعامل بین رودخانه و بافت شهری، این فرضیه را مطرح می کند که منظر کوچه در بافت تاریخی دزفول تحت تأثیر رودخانه دز بوده است؛ بااین حال، توسعه شهری معاصر، این منظر را دچار تحول و آسیب کرده است. در این راستا، این پژوهش با مطالعه کوچه در محور«لب خندق-شهدا- خیمه گاه» به این سؤال پاسخ خواهد داد چه مؤلفه های کالبدی و معنایی را برای کوچه در پیوند با رودخانه دز می توان شناسایی کرد و این مؤلفه ها، در فرایند توسعه شهری به چه شکلی تحت تأثیر قرار گرفته اند. این پژوهش از نوع کیفی است و با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و تکیه بر روش های کتابخانه ای و مشاهده میدانی در فرایند جمع آوری داده تلاش می کند به سؤالات مطرح شده پاسخ دهد. یافته های این پژوهش ضمن تأیید فرضیه مطالعه نشان می دهد که کوچه در شهر دزفول ازنظر جهت گیری، شکل گیری و موقعیت مکانی متأثر از رودخانه دز بوده است؛ علاوه بر این، به واسطه رویدادهای آیینی و روایات مرتبط با رودخانه، کوچه از نظر معنایی نیز تحت تأثیر رودخانه دز قرار دارد. همچنین یافته ها در ادامه نشان داد که توسعه شهری معاصر در بافت تاریخی دزفول از دورهپهلوی تا کنون، به واسطه اقداماتی از قبیل خیابان کشی و همچنین تعریض، کوچه و منظر آن را دست خوش تحول کرده است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان