روان شناسی فرهنگی زن (زن و فرهنگ سابق)
روان شناسی فرهنگی زن سال 16 زمستان 1404 شماره 66 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین محیط حمایتگر خودپیروی با رفتار مدنی تحصیلی دانشجویان دختر از طریق میانجی گری خودکارآمدی و شایستگی مقابله ای در مواجهه با چالش های فرهنگی بود.. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1404–1403 بود. نمونه پژوهش 300 نفر بود که به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رفتار مدنی تحصیلی (گل پرور، ۱۳۸۹)، مقیاس محیط حامی خودپیروی (آسور و همکاران، ۲۰۰۲)، پرسشنامه خودکارآمدی (موریس، ۲۰۰۱) و پرسشنامه شایستگی مقابله ای (شرودر و الیس، ۲۰۱۲) بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-27 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار است و ۲۱٪ واریانس خودکارآمدی و ۶۸٪ واریانس رفتار مدنی تحصیلی را تبیین می کند. محیط حامی خودپیروی، هم به طور مستقیم (46/0=β، 001/0=P) و هم از طریق میانجی گری خودکارآمدی (22/0=β، 001/0=P)، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار مدنی تحصیلی دارد؛ با این حال شایستگی مقابله ای نقش میانجی معناداری ایفا نکرد (05/0<P). نتایج آزمون بوت استرپ نیز نشان داد که تنها خودکارآمدی در رابطه بین محیط حامی خودپیروی و رفتار مدنی تحصیلی نقش واسطه دارد (05/0P<). در مجموع، می توان نتیجه گرفت که محیط های آموزشی حامی خودپیروی با ارتقای توانمندی فردی، نقش مهمی در ارتقاء رفتارهای مدنی تحصیلی دانشجویان دختر و توانمندسازی آن ها در مواجهه با چالش های فرهنگی ایفا می کنند. سیاست گذاری های آموزشی باید بر ایجاد محیط های حامی خودپیروی تمرکز کنند تا با توانمندسازی روانی و فرهنگی و با مشارکت بالا، تعاملات مثبت شکل گیرد.
روایت پردازی بازاریابی و روان شناسی فرهنگی زنان در بازارهای در حال گذار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش روایت پردازی بازاریابی در پیوند با روان شناسی فرهنگی زنان در بازارهای در حال گذار در توانمندسازی زنان و بازتعریف هویت آنان در بستر تغییرات اجتماعی و اقتصادی بود. جامعه پژوهش تمامی متون، مقالات علمی، کتاب ها و پژوهش های پیشین مرتبط با حوزه های بازاریابی روایی، روان شناسی فرهنگی، مطالعات زنان و بازارهای در حال گذار بود. نمونه پژوهش از منابع مکتوب و دیجیتالی که مستقیماً به موضوع روایت پردازی در زمینه بازاریابی و نقش آن در بازنمایی هویت و توانمندسازی زنان مرتبط بود، انتخاب شد.روش پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی بود. جهت گردآوری داده ها از مطالعه و تحلیل نظام مند منابع علمی، شامل مقالات، کتاب ها و پایگاه های معتبر استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که بازاریابی روایی از طریق سه مکانیسم اصلی انتقال، همذات پنداری و اصالت ، توانایی خلق پیوندهای عاطفی عمیق میان برند و مصرف کننده را دارد. هم چنین در بافت بازارهای در حال گذار، این فرایند با چالش های فرهنگی، اقتصادی و جنسیتی درهم تنیده است؛ و می تواند به بازنمایی نقش های تازه ای از زنان به عنوان کنشگران فعال فرهنگی و اقتصادی منجر شود. از منظر روان شناسی فرهنگی، روایت های معتبر و متناسب با بافت فرهنگی می توانند خودکارآمدی، اعتمادبه نفس و جاه طلبی کارآفرینانه زنان را تقویت کرده و مسیر توانمندسازی فردی و اجتماعی آنان را هموار سازند. هم چنین، یافته ها بیانگر آن است که فضای دیجیتال و رسانه های اجتماعی، بستر مؤثری برای مشارکت مستقیم زنان در خلق روایت ها و برندسازی شخصی فراهم می آورند. در نهایت، می توان گزارش که موفقیت بازاریابی روایی در جوامع در حال گذار وابسته به اصالت فرهنگی، حساسیت جنسیتی و مشارکت فعال زنان در تولید روایت ها است.
بازنمایی تجربه زیسته دانش آموزان دختر دوزبانه (بلوچ) از موانع به کارگیری زبان مادری در مدرسه از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بازنمایی تجربه زیسته دانش آموزان دختر دوزبانه (بلوچ) از موانع به کارگیری زبان مادری در مدرسه از منظر فرهنگی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوزبانه شهرستان سراوان که در سال تحصیلی 04-1403 مشغول به تحصیل بودند. برای انتخاب نمونه های موردمطالعه، از نمونه گیری مبتنی بر هدف از نوع داوطلبانه استفاده شد. حجم نمونه ها تا جایی ادامه یافت که داده ها به اشباع رسید و درنهایت، تعداد 18 دانش آموز دوزبانه در این مطالعه شرکت کردند. روش پژوهش، تفسیرگرایی و به شیوه کیفی از نوع پدیدار شناسی صورت گرفت. داده ها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای مضمونی انجام گرفت. تحلیل یافته های عمیق دیدگاه های دانش آموزان، موجب شناسایی و دسته بندی چهار مضمون سازمان دهنده شامل، موانع آموزشی با پنج مضمون پایه فقدان زمان آموزش، عدم علاقه معلمان به زبان مادری، فقدان منابع آموزشی، متمرکز بودن ساختار نظام آموزشی و استخدام معلمان ناآگاه به زبان مادری؛ موانع فرهنگی - موقعیتی با دو مضمون پایه محدود کردن زبان مادری به خانه و بی توجهی به نیازهای دانش آموزان مناطق دوزبانه؛ موانع عاطفی با مضمون پایه ذهنیت منفی و موانع اقتصادی با مضمون پایه محدودیت در هزینه و بودجه گردید. طبق یافته ها مهم ترین مشکلی که در این زمینه به وجود می آید سردرگمی دانش آموزان در تطابق زبان خود با زبانی است که تاکنون آن را به کار نبرده اند و آشنایی اندکی در حد برنامه های تلویزیون و دیگر رسانه ها با آن دارند؛ در نتیجه، در فهمیدن و درک مطالب درسی با مشکل مواجه می شوند.
مدل یابی افسردگی پس از زایمان بر اساس کمال گرایی والدینی با میانجی گری دشواری در تنظیم هیجان با در نظر گرفتن بافت فرهنگی-اجتماعی مادران ساکن تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، آزمون مدل یابی افسردگی پس از زایمان بر اساس کمال گرایی با نقش میانجی گری دشواری تنظیم هیجان با در نظر گرفتن بافت فرهنگی-اجتماعی مادران ساکن تهران بود. جامعه آماری تمامی مادران ۱۸ تا ۴۰ ساله تهرانی بود که در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ زایمان کرده بودند. نمونه پژوهش عبارت است از ٢٠0 نفر از زنان تازه زایمان کرده و زنانی که دوهفته تا سه ماه از زایمان آن ها گذشته بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه افسردگی پس از زایمان ادینبورگ (1987) ، مقیاس چندبعدی کمال گرایی هویت و فلت (1919) و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-26 و SmartPLS-3 تحلیل شدند. نتایج نشان داد کمال گرایی به طور مستقیم و مثبت، افسردگی پس از زایمان و دشواری در تنظیم هیجان را پیش بینی کرد. هم چنین، دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین کمال گرایی و افسردگی پس از زایمان نقش میانجی معناداری داشت، به طوری که با ورود متغیر میانجی، تأثیر کمال گرایی بر افسردگی پس از زایمان از 42% به 49% افزایش یافت. هم چنین مدل پیشنهادی از نیکویی برازش مناسبی برخوردار بود. این یافته ها اهمیت مداخلاتی را برجسته می سازد که نه تنها به استانداردهای شناختی کمال گرایانه، بلکه به مهارت های هیجانی مادران هم در یک بافت فرهنگی پیچیده لازم است توجه شود. این امر نقش مؤثری در ارتقای سلامت روان مادران در این دوره حساس پس از زایمان دارد.
تحلیل نقش هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی در تبیین رفتار جنایی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی در تبیین رفتار جنایی زنان بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مطالعات و متون در باره رفتار جنایی زنان بود. نمونه پژوهش متون مرتبط با هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی زنان بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بود. جهت گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و به صورت فیش برداری از منابع مکتوب و مطالعات پیشین مرتبط استفاده شد. سپس داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل محتوا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که سه مؤلفه ی هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی نقش کلیدی در مسیرهای زنان به سمت رفتار جنایی دارند. و زنانی که میان هویت فردی خود و هویت تحمیلی اجتماعی تضاد می بینند، ممکن است برای بازتعریف خویش یا مقابله با طرد اجتماعی به گروه های حاشیه ای یا رفتارهای جنایی روی آورند. باورهای جمعی نیز که از دل فرهنگ عمومی، رسانه ها و نهادهای اجتماعی بازتولید می شوند، نقش تقویت کننده یا بازدارنده دارند. باورهایی که زنان را ضعیف، وابسته و تابع می دانند، عزت نفس آنان را کاهش داده و فشارهای روانی و اجتماعی را تشدید می کنند، در حالی که باورها می توانند زمینه ای برای کاهش جرم خیزی، ایجاد هویت اجتماعی مثبت را فراهم آورند. در نهایت، این مطالعه نشان می دهد که جرم خیزی زنان پدیده ای چندبعدی است و درک دقیق تر این پدیده نیازمند توجه هم زمان به ابعاد اجتماعی، فرهنگی، روان شناختی و ساختاری دارد وتنها با رویکردی جامع و میان رشته ای می توان راهکارهای مؤثری برای پیشگیری، کاهش جرم زنان و ارتقای عدالت اجتماعی ارائه داد.
تحلیل روان شناختی - فرهنگی عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل روان شناختی - فرهنگی عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی متون علمی پژوهشی، گزارش های بین المللی و مقالات معتبر مرتبط با فرسودگی شغلی، زنان شاغل، هوش مصنوعی، و روان شناسی فرهنگی بود که از سال ۲۰۲۱ تا 2025 منتشر شدند. نمونه پژوهش به صورت هدفمند از میان متون مرتبط انتخاب شد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام مند متون علمی منتشرشده بود. گردآوری داده ها از طریق جستجو در پایگاه های علمی معتبر مانند اسکوپوس، وب اف ساینس و گوگل اسکولار انجام شد. یافته ها نشان داد فرسودگی شغلی زنان نتیجه تعامل پیچیده میان عوامل روان شناختی و فرهنگی است. همچنین ده عامل اصلی شناسایی شده شامل شکاف دسترسی به فناوری، نگرانی از امنیت شغلی، فشار یادگیری مستمر، نظارت الگوریتمی، اختلال توازن کار - زندگی، تبعیض الگوریتمی، طوفان داده ای، تنهایی دیجیتال، دام بهره وری مصنوعی، و شکاف جنسیتی در فرسودگی شغلی به دست آمد. در نهایت تحلیل یافته ها بر پایه نظریه حفظ منابع (هابفال، ۱۹۸۹) و مدل الزامات - منابع شغلی (بیکر و دمروتی، ۲۰۰۷) نشان داد افزایش الزامات فناورانه بدون منابع حمایتی کافی موجب تحلیل مستمر منابع روان شناختی زنان می شود. بر اساس نتایج، برای کاهش فرسودگی شغلی زنان در عصر هوش مصنوعی، مداخلات چندسطحی در سطوح فردی، سازمانی و فرهنگی ضرورت دارد.
آزمون مدل کنترل سندرم فومو بر اساس سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، آزمون مدل کنترل سندرم فومو بر اساس سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در دختران نوجوان بود. جامعه آماری تمامی دختران 15سال نوجوان شهر اهواز بود. نمونه پژوهش 259 نفر بود که با روش در دسترس از جامعه مذکور انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی و همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. ابزار اندازه گیری پرسشنامه فومو پرزیبیلسکی و همکاران (۲۰۱۳)، پرسشنامه سرمایه فرهنگی بوردیو (1986)، پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت (۱۹۶۷) و مقیاس دینر و همکاران (۱۹۸5) بود. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار spss و Amos نسخه 27 استفاده شد. نتایج پژوه ش نشان داد که بین متغیرهای سرمایه فرهنگی، عزت نفس اجتماعی و رضایت از زندگی با کنترل سندرم فومو همبستگی معنی دار وجود دارد. هم چنین بین سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با کنترل سندرم فومو از طریق میانجی گری رضایت از زندگی رابطه غیرمستقیم معنی دار وجود دارد. و هم چنین م دل از ب رازش مناس بی برخ وردار ب ود.
تحلیل محتوای کیفی بیانیه گام دوم انقلاب: تبیین نقش روان شناختی زنان در تحقق ابعاد فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تبیین نقش روان شناختی زنان در تحقق ابعاد فرهنگی بیانیه گام دوم انقلاب بود. جامعه پژوهش، کلیه سخنرانی ها و کتب مقام معظم رهبری و متون روان شناختی را دربرمی گرفت. نمونه پژوهش مستندات مرتبط با نقش روان شناختی زنان در تحقق ابعاد فرهنگی بیانیه گام دوم انقلاب با ارجاع به سخنرانی ها و کتب مقام معظم رهبری بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بود. داده ها به شیوه کتابخانه ای و از طریق فیش برداری گردآوری شدند. جهت واکاوی داده ها از روش تحلیل محتوا و برای تحلیل آن ها از کدگذاری دستی بهره گرفته شد. در نهایت، مدل کلی حاصل از تحلیل کیفی داده ها با استفاده از نرم افزار Xmind ترسیم گردید. داده های پژوهش در مجموع مشتمل بر 75 کد بدوی، 47 کد محوری و 13 زیرمقوله بود که در نهایت در سه مقوله مرکزی «علم و پژوهش»، «اخلاق و معنویت» و «سبک زندگی» دسته بندی شدند. بر اساس یافته های این پژوهش، نقش آفرینی زنان در عرصه های علم و پژوهش، اخلاق و معنویت، و سبک زندگی اسلامی نه تنها تجلی عملی مفاهیم روان شناختی خودشکوفایی و تفرد است، بلکه به عنوان محور تحقق ابعاد فرهنگی بیانیه گام دوم انقلاب، زمینه ساز تعالی فردی و اجتماعی در جامعه اسلامی خواهد بود. این یافته ها نشان می دهد که تبیین روان شناختی نقش زنان در چارچوب بیانیه گام دوم انقلاب، می تواند الگویی جامع برای برنامه ریزی های فرهنگی و تربیتی فراهم آورد.