مطالعات عرفانی

مطالعات عرفانی

مطالعات عرفانی بهار و تابستان 1404 شماره 41 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی شیوه تحلیل تفسیری منطق الطیر عطار نیشابوری بر مبنای نظریه ادراک دیداری گشتالت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۵
گشتالت ،علم روانشناسی شناخت فرم و شکل است. این نظریه بیان می کند که مغز انسان برای درک موضوعات پیچیده ای که از اجزای گوناگون تشکیل شده اند، تمام اجزا را در قالب یک موضوع واحد جمع بندی میکندو در ابتدا یک درک کلی از آن موضوع حاصل میکند که در زمینه های گوناگون از علم و فلسفه و هنر تاثیر داشته است. در این تحقیق که به روش توصیفی _ تحلیلی انجام شده است و اطلاعات آن به شیوه ی کتابخانه ای جمع آوری گردیده است در تحلیل ، منطق الطیر را از دو منظر صورت و معنا بر اساس نظریه گشتالت بررسی کرده و به یافته هایی از این دست نائل آمده است. مقاله حاضر که با هدف آشنایی و عملکرد هر یک از این اصول در هنر و بطور خاص در شعر صورت پذیرفته است به این سوال پاسخ داده است که سازماندهی شعر از لحاظ صورت و معنا بر اساس نظریه فوق در اشعار منطق الطیر دارای چه خصوصیاتی از لحاظ بصری ( صورت ) و معنایی می باشد نتایج این پژوهش نشان میدهد نحوه سازماندهی شعر هم از لحاظ صورت و هم معنا مطابق با هفت قانون گشتالت شامل : اصل مجاورت ، اصل مشابهت ، اصل تداوم و پیوستگی ، اصل فرا پوشانندگی ، روابط نقش و زمینه ، اصل یکپارچگی و اصل سرنوشت مشترک ، قابل مطالعه و ارزیابی است که با بکارگیری این قوانین فرآیند ادراک بصری شکل می گیرد.اشعار منطق الطیر نه تنها بیانگر ذوق زیبایی شناسی اند ، بلکه حامل مضامینی عرفانی....
۲.

ابن عربی و معماری درون: تحلیل تأثیر عرفان ابن عربی در تقویت سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۰
مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی سلامت معنوی در آراء ابن عربی میپردازد. سلامت معنوی یکی از انواع چهارگانه سلامت و یکی از ابعاد مهم سلامت کل نگر می باشد و ابن عربی نیز شخصیتی محوری در عرفان اسلامی است که در آثار خود به تبیین مفاهیم معنوی که نشان دهنده نگاه ژرف وی به ارتباط بین معنویت و سلامت می باشد، پرداخته است. این پژوهش نشان میدهد، شاخصه های سلامت معنوی که شامل: ارتباط با خود، دیگران، طبیعت و قدرتی برتر است بطور کلی به سه جزء اصلی: انسان – خدا- طبیعت اشاره دارد که آنها را می توان در آثار و آراء ابن عربی در قالب نظریه های انسان کامل، وحدت وجود و هستی شناسی جستجو کرد؛ البته باید مد نظر قرار داد که آراء ابن عربی ریشه در لایه های پنهانی قرآن دارد و منعکس کننده آن است. همچنین در سلامت معنوی که انسان رکن اصلی می باشد همه چیز حول اوست و انسان در این راه بسان سالکی می باشد که با عبور از ظواهر در راه رسیدن به حقیقت وجودی خویش و یا به تعبیری سلامت معنوی خویش گام بر میدارد. هدف تحقیق حاضر، بررسی چگونگی بهره گیری از آموزه ها و نظریه های شیخ برای دستیابی و تقویت سلامت معنوی در جهان مدرن امروزی است.
۳.

واکاوی آراء عرفانی نظام الدین اولیا در تک نگاری های مجالس او(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۶
چشتیه، نام سلسله ای از طریقت های صوفیه در هند است. آن ها مانند دیگر فرقه های تصوف، دارای آداب ورسوم و عقاید خاصی هستند و شریعت را بر طریقت ترجیح می دهند. نظام الدین اولیا یکی از بزرگان این فرقه در شبه قاره هند است. اصول فرقه چشتیه در مجالس و ملفوظاتش انعکاس ویژه ای دارد و از تک نگاری های مجالس او به خوبی می توان اندیشه های او و آموزه های فرقه چشتیه را دریافت. امیرحسن سجزی و امیرخسرو دهلوی، از مریدان او ، سخنان شیخ خود را با عنوان فوائد الفؤاد، افضل الفواید و راحه المحبین گرد آورده اند. مقاله با رویکردی توصیفی، تحلیلی و تطبیقی افکار عرفانی، آموزه های اخلاقی و کلامی شیخ را بر مبنای این آثار بررسی و تحلیل کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که نظام الدین اولیا عارفی حنفی مذهب است و از دیدگاه کلامی در بحث جبر، اختیار و رؤیت خدا دنباله رو مکتب اشعری است. محوری ترین آموزه های نظام الدین، تأکید فراوان او در پایبندی به شریعت است. تأکید به انجام فرایض و مستحبات، تلاوت قرآن و توجه به اذکار از پایبندی او به شریعت حکایت می کند. بیان روشن احوالات و مقامات سلوک، تبیین دقیق موانع سلوک، توجه فراوان به آموزه های اخلاقی و سرانجام توجه به ابعاد اجتماعی انسان و پیوند آن با آموزه های عرفانی از مهم ترین نکاتی است که در مجالس شیخ برجسته شده است. ازاین رو می توان گفت شریعت، طریقت، اخلاق، انسان و اجتماع واژه های کلیدی مجالس شیخ هستند و این واژه ها از وسعت دید شیخ و آموزه های فرقه چشتیه حکایت دارد.
۴.

قلندریات؛ شعر نمادین صوفیانه یا ضد ژانری هتروتوپیک؟ (با بررسی غزلی از عطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۰
تجلیل آشکار قلندریات از اعمال ممنوعه و شخصیت های هنجارشکن و تجاوز آشکار این نوع شعر به نمادها و نشانه های شریعت اسلامی و تخطی از هنجارهای اجتماعی- مذهبی، بسیاری از مخاطبان آن را شگفت زده کرده است. برخی محققان این اشعار را از منظر تاریخی نگریسته و در پی کشف رابطه این نوع شعر با جنبش های آنتی نومیستی از قبیل اباحیه در دوره میانه اسلامی بوده اند. بسیاری از محققان نیز در شیوه ای همگرا با صوفیه، نمادها و تصاویر هنجارستیز این نوع شعر را به طرق مختلف با چارچوب متافیزیکی سنت هرمنوتیک صوفیانه (تأویل) پیوند داده و آن ها را اشارات نمادین رمزگذاری شده در زبان شاعرانه دانسته اند که تنها به کمک مواد هرمنوتیکی صوفیانه قابل رمزگشایی است. در این میان، آنچه در این بحث ها نادیده گرفته شده، بررسی ساختار شعری یا بوطیقای قلندریات، و چگونگی شکل گیری آن در درون نظام ژانرهای اولیه شعر فارسی است. این پژوهش با گذر از تحلیل نمادگرایانه، و بدون آنکه تصاویر شاعرانه پویا در قلندریات را به کهن الگوها و نمادهای ازپیش تعیین شده صوفیانه فروبکاهد، به روش توصیفی و تحلیلی و با بررسی نمونه ای از عطار، نشان می دهد که «شعر قلندری» چگونه ساختار شعری کارناوالی و هتروتوپیک خود را ازطریق گفت وگو و مناظره با دو گونه شعری «زهدیات» و «مدحیات» پیکربندی می کند.
۵.

مفهوم شناسی عالم مثال و قوه خیال در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۱
خیال و مباحث مرتبط با آن ازجمله موضوعاتی است که در علوم مختلف ازجمله در عرفان، فلسفه و ادبیات مورد توجه قرار گرفته است. مولانا، بزرگ ترین شاعر عارف ایرانی هم در مثنوی گران قدر خود به این موضوع پرداخته است. در این مقاله با بررسی قوه خیال و عالم مثال در مثنوی سعی شده است ماهیت و کیفیت خیال و جایگاه عالم مثال در اندیشه مولانا تا حدودی روشن شود. در پژوهش حاضر، بعد از ذکر مفهوم خیال ازنظر فلاسفه و عرفا تحلیل مفهومی عالم مثال و قوه خیال در مثنوی معنوی پرداخته شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مولانا همانند حکما، خیال را در دو معنی خیال متصل و خیال منفصل به کار برده است. او در بسیاری از نظریات خود درباره عالم مثال با ابن عربی و شیخ اشراق دیدگاه های مشترکی دارد و به تجرد عالم مثال و نقش آن در شناخت و درک حقیقت باور دارد.
۶.

تحلیل و بررسی استعاره های هستی شناختی «فنا» در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۶
نظریه استعاره مفهومی، یکی از رویکردهای جدید در حوزه زبان شناسی شناختی است که به مثابه ابزاری برای تحلیل متون، مورد استفاده قرار می گیرد. این نظریه را نخستین بار لیکاف و جانسون در سال 1980 معرفی کردند و تحول شگرفی را در باب درک و دریافت از استعاره به وجود آوردند. براساس این نظریه، استعاره برخلاف رویکرد بلاغت سنتی نسبت به آن، صرفاً زینت کلام شمرده نمی شود، بلکه یک فرایند ذهنی و ادراکی محسوب می شود و درحقیقت، سازوکاری است که براساس آن، امور انتزاعی و پیچیده، بر پایه امور عینی و تجربه های فرد، توصیف و فهمیده می شود. یکی از این مباحثِ پیچیده و انتزاعی، «فنا»ست که از بنیادی ترین مباحث مطروحه در اشعار بیدل دهلوی است. جستار حاضر در پی آن است که به شیوه توصیفی تحلیلی، چیستیِ مقوله فنا را در اشعار بیدل دهلوی بررسی نماید تا پاسخ این سؤال مشخص شود که بیدل برای عینی تر جلوه دادنِ مفهوم پیچیده و انتزاعی فنا از چه مبدأهایی استفاده کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل برای ادراکی نمودن فنا به عنوان مقصد، از مبدأهایی عینی نظیر شبنم در برابر آفتاب، داغ، حباب در برابر دریا، قطره در برابر دریا، کتان در برابر ماه، سایه در برابر آفتاب، محو شدن شب در سحر، خاک گشتن، سوختن شمع، ریختن اشک، رفتن کاروان، شرار، خاکستر شدن شعله، سر فرو کردن موج بر دریا، شرار کاغذ، شکستن بیضه، شکستِ رنگ، ذره، سوختن خار و خس و یک مورد هم از مبدأ عقلی صندل استفاده کرده است.
۷.

نقدی بر دو رمان ملّت عشق و عارف جان سوخته برمبنای کتاب پلّه پلّه تا ملاقات خدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۲
شخصیّت های بزرگ و تأثیرگذار در سطح جهانی نه تنها متون ادبی ایشان مخاطبان را مجذوب خود کرده؛ بلکه فارغ از آثار خلّاق، خودِ شخصیّت به دلیل جامعیّت و پیچیدگی های ناشناخته و معمّاگونه درونی، زمینه گفتگو و طرح اندیشه ها و آراء متفاوت را فراهم کرده است. در این جستار سه متن که تقریباً در قالب و نوع زندگی نامه نویسی (زندگینامه داستانی و رمان زندگی نامه ای) است، به شیوه نقد و مقایسه تطبیقی و برمبنای نظریه اقتباس لیندا هاچن مورد بررسی قرارمی گیرد. پلّه پلّه تا ملاقات خدا زندگی نامه داستانی مولاناست که عبدالحسین زرّین کوب عین حوادث و رویدادهای زندگی وی را با زبانی ساده و روان و بدون دخل وتصرّف و فارغ از عناصر و تکنیک های رمان نویسی امروز نقل کرده است. ولی دو متن دیگر عارف جان سوخته و ملّت عشق در قالب رمان زندگی نامه ای با دخل وتصرّف نویسندگان روایت می شود. در روشنگری مفهوم عشق و تفکیک مراتب مختلف آن، الیف شافاک همانند نهال تجدّد موفق نشده است. زیرا نویسنده مفهوم عشق را به هر نوع رابطه ای نزدیک و دوستانه میان دو نفر، فارغ از جنبه الوهیتِ عشق و جوهرگرانبهای آن -که در همه کائنات ساری و جاری است و در آدمی به صورت خاص و منحصر به فرد ظهورمی کند- تعمیم می دهد. نهال تجدّد ارتباط مولانا و شمس را کاملاً روحانی و فراتر از ارتباطات مادی و مبتنی بر سنخیّت روحی به تصویرکشیده است و از این جهت درخور تحسین است. از محاسن برجسته رمان ملّت عشق نوگرایی در شیوه روایت دو زندگی موازی هم است که تاکنون در مورد زندگی مولانا چنین شیوه ای دنبال نشده است.
۸.

نقد دفاع عرفا از ابلیس با تکیه بر نظریه کهن الگویی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
وجود لایه های متعدد در متون عرفانی اجازه خوانش ها و نقدهای متنوعی را به منتقد ادبی می دهد. نقد کهن الگویی، یکی از رویکردهایی است که با استفاده از آن می توان به بررسی مباحث عرفانی پرداخت. این رویکرد از مباحث روان شناسی تحلیلی به ادبیات راه یافته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، به نقدِ دفاع عرفا از ابلیس بر پایه رویکرد کهن الگویی می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که دفاع و ستایش گروهی از عرفا از ابلیس ناظر به ستایش پیر خرد در وجه منفی آن و دفاع از کهن الگوی سایه در سویه مثبت این کهن الگوست. ابلیس معلم ملائکه بود و رفتار او در سجده نکردن برای انسان تعلیم یکتاپرستی و وجهی از پیر خرد است؛ همچنین وسوسه های ابلیس و مشکلاتی که بر سر راه سالک قرار می دهد، راهی برای رسیدن به یکپارچگی روانی و مقابله با سایه بزرگ روان است که همانند حائلی میان فرد و حقیقت راستین عمل می کند و فقط کسانی به حقیقت واقعی می رسند که سایه را در خود حل کنند؛ بنابراین، این دو کارکرد مهم ابلیس سبب ستایش او ازسوی برخی از عرفا شده است.
۹.

بررسی و تحلیل سلوک معنادار عشق در اسرارنامه عطار نیشابوری بر اساس الگوی سفر قهرمان ژوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۵
روح، سالکی اسرارآمیز است که از یک بی زمانِ بی مکان آن جهانی به زمین و تن این جهان نزول یافت، در نسیان فرورفت و اصل خود را گم کرد. پس در خلأ معنایی خود، ندا و پیام همزاد و همراه خود، عشق را برای رجعت دریافت نمود. این عشق با محرکه درد جدایی و شوق بازگشت در ناخودآگاه جمعی ریشه دارد و در سفر معنایی قهرمان/سالک متجلی می گردد. موضوع آثار عطار حرکت به سوی حقیقت و ارتقای انسان به کمال با درون مایه و کهن الگوی سفر قهرمانی است که با نقش مایه های «درد-عشق-سکوت» بازنمایی شده است و به ظاهر، عطار برخلاف دیگر مثنوی هایش، در اسرارنامه به یک روایت داستانی از سلوک نپرداخته است. بنابراین پژوهندگان با توجه به این مسئله و با هدف رازگشایی از وجود سلوکی معنادار و پنهان در اسرارنامه ، به چگونگی حرکت سالکانه عشق و روح  بر پایه الگوی سفر قهرمان ژوزف کمبل پرداخته اند. یافته ها نشان داد یکی از رازآمیزترین گونه های سفر عروجی و سلوک عارفانه در اسرارنامه نیز بازنمایی شده و همسانی های تصاویر تخیلی سلوک عشق و روح در «ارتقای روح با هبوط عشق» و «ارتقای عشق با عروج روح» بر مبنای «حرکت دایره وار رفت وآمدی» قهرمانِ کمبل، از مهم ترین نتایج این پژوهش است.
۱۰.

تحلیل تطبیقی رابطه هستی با خداوند از منظر ابن عربی و پیر تیلارد شاردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش به تحلیل تطبیقی دیدگاه های ابن عربی و شاردن درباره رابطه خدا و جهان پرداخته است. هر دو متفکر، با وجود تفاوت های فرهنگی و زمینه ای، تلاش کرده اند تا تصویری جامع از ارتباط خداوند با جهان ارائه دهند. ابن عربی با تأکید بر اصولی چون «وحدت شخصیه وجود»، «نظام اسما و صفات الهی» و قاعده «تجلی»، جهان را به عنوان تجلیات متنوعی از یک وجود مطلق می بیند که درنهایت، همه کثرت ها به آن بازمی گردند. درمقابل، شاردن با تکیه بر علوم تجربی و الهیات مسیحی، جهان را به عنوان یک فرایند تکاملی می بیند که به سمت «نقطه امگا» حرکت می کند؛ نقطه ای که همه موجودات در آن به وحدت و کمال می رسند. مقایسه این دو دیدگاه به روش توصیفی نشان می دهد که با وجود تفاوت های روش شناختی، هر دو متفکر به نوعی وحدت نهایی باور دارند که جهان را به سوی خداوند هدایت می کند. این دو دیدگاه می توانند مکمل یکدیگر باشند، زیرا ابن عربی با عرفان نظری خود به عمق باطن جهان پرداخته و شاردن با استفاده از علم و الهیات مسیحی به سوی درک تکاملی و علمی از جهان حرکت کرده است؛ درنتیجه، تلفیق این دو رویکرد می تواند به ایجاد چارچوب فکری جامع تری منجر شود که هم از عرفان نظری و هم از دستاوردهای علمی و معنوی مسیحیت بهره مند باشد.
۱۱.

ضرورت نیاز به راهبر عرفانی در اندیشه یوحنا صلیبی با نظری بر چرایی وقوع هواجس شیطانی در مسیر سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
یوحنا صلیبی (1542-1591) اصلاحگر بزرگ فرقه کرملیان و از بزرگ ترین عرفای مسیحی قرن شانزدهم میلادی است که تألیفات وی علاوه بر آنکه به لحاظ ادبی جزو آثار درخشان ادبیات اسپانیا محسوب می شود، به دلیل جنبه تعلیمی آن ها در عرفان مسیحیت بسیار تأثیرگذار بوده است. وی یک عارف واصل است که در آثار خود، در مقام یک راهبر عرفانی، با دقتی کم نظیر، مسیر نیل به اتحاد را به سالکان طریق نشان داده است. تأملی در آثار و تألیفات یوحنا گواه این نکته است که دغدغه وی در تمامی چهار اثر ارزشمندش، بر سه بخش مهم استوار بوده است: 1. شرح مراتب و مراحل سلوک؛ 2. شرح حالات، مصائب و ابتلائات نفس؛ 3. شرح راهکارهای عملی رهایی از رنج و نیل نفس به مقصود . بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی ضرورت نیاز به راهبر عرفانی در اندیشه یوحنا صلیبی است که خود، یکی از بزرگ ترین راهبران عرفانی در مسیحیت است و در این بین، با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی، به پاسخ گویی به این پرسش ها پرداخته شده است که ضرورت نیاز به راهبر عرفانی و علت وقوع هواجس شیطانی در مسیر سلوک در اندیشه یوحنا صلیبی چیست؟ بدین ترتیب، با تأکید بر این نکته که ازنظر یوحنا، نخستین و بهترین راهبر عرفانی نفس، خود خداوند است، شیوه های تعلیمی یوحنا در مقام یک راهبر عرفانی نیز بررسی شده است.
۱۲.

بررسی جایگاه عقل و نقد عقل ستیزی در عرفان کارلوس کاستانِدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۹
یکی از مکاتب عرفانی معاصر که در قالب عرفان های طبیعت گرا دسته بندی می شود، عرفان سرخ پوستی است که توسط کارلوس کاستاندا در قالب دوازده جلد کتاب معرفی شده است. ازجمله آموزه های مهم این عرفان، نفی خرد ورزی است. از منظر کاستاندا خرد و منطق مانع سلوک است؛ ازاین رو انسان برای رسیدن به معرفت عرفانی باید معرفت عقلانی را به کناری نهد و راه دل را در پیش گیرد. در این مسیر برای توجه شخص به معنویت و از بین بردن ذهنیات پیشین، از گیاهان توهم زایی استفاده می شود که برای آن ها خاصیت معرفت بخشی قائل اند. از اِشکال های مهم این عرفان عدم قابلیت ارزیابی پیشینی گزاره های عرفانی است که مبتنی بر نفی ارزش معارف عقلی است؛ چنان که کاستاندا با تعطیل عقل در جست وجوی جایگزینی است که آن را در توهم می یابد. کاستاندا در توصیه به کسب معرفت از راه دل، آن را نه در امتداد عقل که مقابل آن می داند و قائل به تعارض این دو معرفت است. در این مقاله تلاش شده است با روش تحلیلی مبتنی بر اندیشه اسلامی و با توجه به رویکرد خرد ستیز کاستاندا، جایگاه عقل در عرفان او بررسی شود؛ عرفانی که بنیاد خود را نه بر پایه معارف عقلانی-برهانی که بر مبنای گزاره های عقل ستیز بنا نهاده است.  
۱۳.

صمدیت الهی به مثابه معیار سنجش هستی شناسی انسان در قرآن، فلسفه و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۵
صفت «صمدیت» الهی در تبیین هستی شناسی انسان از منظر قرآن، فلسفه برهانی و عرفان، نقشی بنیادین ایفا می کند و می تواند به مثابه معیاری برای ایجاد انسجام میان عقل، نقل و شهود عمل نماید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های اسنادی و کتابخانه ای، به واکاوی کارکرد صمدیت در سه حوزه مذکور پرداخته است. نتایج نشان می دهد که صمدیت الهی، مبنای فهم صحیح از «فقر وجودی» انسان در قرآن و «اجوفیت» او در روایات است. در پرتو این صفت، فقر وجودی نه به معنای نیازهای مادی یا ذاتی، بلکه به معنای «عینیت نیاز و احتیاج» انسان در برابر غنای مطلق خداوند تفسیر می شود. اجوفیت نیز ناظر بر خلأ باطنی و نقص وجودی انسان در برابر صمدیت الهی است. صمدیت الهی در فلسفه برهانی نقش مهمی ایفا کرده و اثبات می کند که وجود انسان صرفاً «وجود ربطی» در برابر وجود مستقل خداوند است. در عرفان نیز، این صفت در تبیین «وحدت شخصی وجود» کارآمد بوده و نشان می دهد که کل هستی ظهور و تجلی وجود واحد حقیقی است و موجودات صرفاً مظاهر اویند. بنابراین، صمدیت الهی معیاری فراگیر برای فهم هستی شناسی انسان در سه ساحت قرآن، فلسفه و عرفان به شمار می رود.
۱۴.

جهان بینی عرفانی دو شاعر بلوچ (مولانا محمد عمر سربازی و میرگل محمد خان زیب مگسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۰
میر گل محمدخان زیب مگسی و مولانا محمدعمر سربازی از شاعران بلوچ اهل سنت هستند که هر دو به سرودن اشعار عرفانی اهتمام داشته اند. در این پژوهش با هدف مقایسه دیدگاه های عرفانی شاعران به بررسی و مقایسه تطبیقی کاربرد مضامین عرفانی در دیوان دو شاعر پرداخته و اصطلاحات عرفانی حال و مقام و اعتقادات متصوفه و همچنین مضامین قلندری و رمزی به کاررفته در اشعار این دو شاعر بلوچ بررسی شده است. نتایج نشان می دهد در مقایسه این دو شاعر، زیب مگسی اصطلاحات عرفانی و قلندری را تقریباً به یک میزان استفاده کرده است، اما مولانا محمدعمر سربازی بسامد بیشتری را در کاربرد اصطلاحات مربوط به سلوک دارد و هر دو شاعر مضامین رمزی مربوط به زیبایی شناسی ظاهری را کمتر استفاده کرده اند. تفاوت اشعار این دو شاعر ازنظر کاربرد اصطلاحات در این است که زیب مگسی جنبه های کارکردی اصطلاحات را در نظر داشته و به توضیح آن ها پرداخته و نظر خود را بیان کرده است، اما مولانا محمدعمر سربازی بیشتر به جنبه توصیفی توجه داشته و از این اصطلاحات برای مدح استفاده کرده و دیدگاه خود را ارائه نداده است.
۱۵.

بررسی ظرفیت سوره حمد در اجرای طریقه احراقیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۸
احراقیه به عنوان روش سلوکی بنیادین در عرفان اسلامی شیعی، مسیری ضروری برای بحران اخلاق در زندگی معاصر و نجات از اسارت رذایل اخلاقی قلمداد می شود. راهکار اجرایی این نظریه، مسئله محوری مقاله است. شکاف دانشی از آنجا ناشی می شود که در متون کلاسیک، رابطه مستقیم میان احراقیه و منابع وحیانی، به ویژه سوره حمد، تبیین نشده و در ادبیات علمی معاصر نیز تاکنون مدل بین رشته ای که مفاهیم عرفانی را با روش های علمی و تفسیری یکپارچه سازی کند، ارائه نشده است. این پژوهش به بررسی ظرفیت های سوره حمد برای تسهیل طریقه عرفانی «احراقیه» و امکان اجرای آن در دنیای معاصر می پردازد. مقاله با رویکردی بین رشته ای و با استفاده از روش ترکیبی تحلیل متون عرفانی و هرمنوتیک هنجاری و یاری جستن از شواهد علمی نشان می دهد که سوره حمد به مثابه جامع ترین چکیده معارف توحیدی، قابلیت آن را دارد که به عنوان نقشه راه عملیاتی برای احراقیه در زندگی پرمشغله امروز به کار رود. در این راستا و با تبیین های صورت گرفته در پژوهش، تلاوت آگاهانه و مداوم آن ها، هم در سطح خودآگاه (ازطریق تدبر) و هم در سطح ناخودآگاه (ازطریق تلقین)، به احراق تدریجی ساختارهای انانیت می انجامد. یافته ها مؤید آن است که این پیوند عرفانی-قرآنی، نه تنها پاسخ به بحران معنویت انسان معاصر است، بلکه با ارائه یک نظام تربیتی ترکیبی، امکان تحقق عملی آرامش پایدار و بازسازی معنوی را در چارچوبی نظام مند فراهم می سازد. این مقاله ضمن تبیین مبانی این رویکرد روش اجرایی متناسب با انسان معاصر پیشنهاد می کند که در عین رسیدن به اهداف، دارای چارچوبی رسا و دارای امتداد قابل وصول در اجتماع امروزه است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۴۱