ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۵۶۱٬۶۰۰ مورد.
۵۶۱.

بررسی تطبیقی مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه صورت، مفهوم و معنا در خانه های تاریخی شهر یزد (دوره قاجاریه و پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۰۰
بیان مسئله: شناخت اصالت اهمیت زیادی در خلق معماری اصیل و ماندگار دارد اما به دلیل تنوع نظرات و عدم وجود معیارهایی دقیق، این موضوع اغلب از دید صاحب نظران مغفول مانده است و پژوهش ها به تکرار کلیات مفاهیم و صرفاً در حوزه میراث فرهنگی و مرمت بناها محدود شده اند. ازآنجاکه معماری سنتی به عنوان معماری اصیل شناخته شده است. بدین ترتیب، لزوم بررسی این موضوع در معماری خانه های سنتی در دوره های متفاوت تاریخی به منظور شناخت مؤلفه های اصالت ضروری است.هدف پژوهش: این پژوهش ازطریق بازخوانی مقالات و دیدگاه های صاحب نظران، در پی واکاوی مفهوم اصالت و بررسی نحوه تجلی و استمرار اصالت در خانه های سنتی شهر یزد، در گذار از دوره قاجار به پهلوی است. شناخت تغییرات معماری در خانه های سنتی این دو دوره نقش تأثیرگذاری در شناخت مؤلفه های اصالت در بناهای معماری دارد. بدین منظور، با تمرکز بر شواهد کالبدی، مفهومی و معنایی خانه ها، سعی در شناخت روند تداوم یا گسست این مفاهیم در بستر تحولات تاریخی و فرهنگی آن دوران دارد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکردی کیفی است که از راهبرد تحلیل محتوا بهره می گیرد. داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بازدیدهای میدانی گردآوری شده اند. پس از شناسایی مؤلفه های اصالت در معماری بر پایه تحلیل اسناد و دیدگاه های صاحب نظران، خانه های دوره قاجار و پهلوی شهر یزد به عنوان نمونه های موردی انتخاب و با استفاده از روش های تطبیقی تحلیلی و توصیفی، روند تحول مؤلفه های اصالت از دوره قاجار به پهلوی بررسی شد.نتیجه گیری: بررسی مؤلفه های اصالت در سه مرتبه صورت، مفهوم و معنا، در خانه های دوره قاجار و پهلوی؛ نشان می دهد که به ازای حذف عناصر و اجزای معماری در خانه های سنتی از مرتبه صورت، نمودپذیری مفهوم و معنای مستتر در آن عنصر در مراتب دیگر اصالت قابل ادراک نیست، و بسیاری از مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه در دگردیسی بناهای معماری از دوره قاجار به پهلوی دیگر مشهود نیست.
۵۶۲.

بررسی تأثیر تکانه فناوری بر نابرابری درآمدی در ایران با کاربرد الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۲
در عصر اقتصاد دانش بنیان، با وجود افزایش سرعت تولید دانش و نوآوری، نگرانی در مورد اثرگذاری آن بر نابرابری درآمدی نیز افزایش یافته و در مورد علل این پدیده، نظریات تغییر در فناوری مهارت محور 1 ( SBTC ) و تجارت شمال-جنوب 2 ( NST ) مطرح شده است. هدف از نگارش مقاله حاضر، این است که با استفاده از الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه، به بررسی تأثیر تکانه انتقال فناوری از طریق تجارت بر نابرابری درآمد در ایران بپردازیم. برای این هدف، با وارد کردن تکانه های مختلف فناوری به ضریب سرریز فناوری، اثرات آن بر ضریب جینی و نسبت هزینه دهک دهم به دهک اول مورد بررسی قرار گرفته است. مقایسه نتایج شبیه سازی مناطق شهری و روستایی، نشان می دهد که در هر دو منطقه، افزایش سرریز فناوری تا نقطه 25/0 موجب کاهش نابرابری می شود. پس از این نقطه، افزایش سطح سرریز فناوری، موجب افزایش نابرابری درآمدی خواهد شد. این نتیجه، بیانگر این واقعیت است که گرچه افزایش سطح فناوری، پتانسیل کاهش نابرابری درآمد از طریق افزایش بهره وری و ایجاد شغل را دارد، اما اثرات آن پیچیده و مشروط به عوامل مختلفی مانند سطح تحصیلات و مهارت های نیروی کار، ماهیت تغییرات فناوری و محیط نظارتی است. سیاست گذاران باید این عوامل را در نظر بگیرند و اقداماتی را برای اطمینان از توزیع یکنواخت و فراگیر مزایای بهبود فناوری انجام دهند.
۵۶۳.

مؤلفه های سبک مقابله معنوی مثبت بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۳۴۷
استرس بخش غیرقابل اجتنابی از زندگی انسان است و نحوه صحیح مقابله با آن، می تواند به سلامت جسمی و روانی فرد منجر شود. دعای هفتم صحیفه سجادیه، یکی از منابع ارزشمندی است که راهکارهایی دقیق برای تسکین زخم های ناشی از حوادث سخت در آن ترسیم شده است؛ لذا این پژوهش با استفاده از ترکیب روش تحلیل شبکه مضامین و روش توصیفی زمینه یابی، به استخراج مؤلفه های مقابله معنوی مثبت با تمرکز بر دعای هفتم صحیفه سجادیه می پردازد. یافته ها نشان می دهد مقابله معنوی مثبت، شامل پنج مضمون فراگیرِ بینش و اقرار در پیشگاه پروردگار، بازسازی شناختی- معنوی، اتصال معنوی، کشف و درک معنا و بازگشت هدفمند به زندگی است. این پنج مضمون پایه، لایه های روان شناختی مشکل ادراک شده را از بینش تا عمل در بر می گیرد. بینش نسبت به عدم پاسخگویی نظام مقابله ای اولیه و نقص در عملکرد و اقرار به آن، گشودگی شناختی در مرحله بازسازی شناختی - معنوی و هشیاری نسبت به خود حقیقی، خدای واقعی،هستی و پنداره زدایی از مبدأ، اتصال معنوی سبب بازسازی نظام پردازشگر و توسعه وجودی، کشف و درک معنا موجب برقراری ارتباط عمیق با معنای درست ضربه و تنظیم هیجانی و در نهایت بازگشت هدفمند به زندگی سبب بازسازی عمل فرد شده و بدین وسیله، در گذر از این مراحل، دعا مخاطب خود را در مقابله با دشواری های زندگی یاری می رساند.
۵۶۴.

مقایسه اثربخشی درمان وجودی و زوج درمانی بر بخشش در زوجین آسیب دیده از روابط فرا زناشویی همسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: پدیده شوم فرا زناشویی می تواند پیامدهای فاجعه باری برای شریک زخم خورده، رابطه زناشویی و همسر پیمان شکن داشته باشد. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان وجودی و زوج درمانی بر بخشش در زوجین آسیب دیده از روابط فرا زناشویی همسر بود. روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه شامل کلیه زنان شهرستان قرچک تهران درگیر روابط فرا زناشویی که در سال 1402 در مراکز مشاوره دارای پرونده مشاوره ای به تعداد 250 نفر بودند، تشکیل داد. نمونه آماری شامل 60 نفر از زنان مراجعه کننده به کلینک مشاوره شادمهر قرچک بود که به روش نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه گروه درمان وجودی (20 نفر)، زوج درمانی شناختی رفتاری (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گروه بندی شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه بخشش زناشویی پولارد و همکاران(1998) استفاده شد. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل آماری اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو رویکرد درمانی موجب افزایش معنادار در نمرات بخشش در مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون شدند. همچنین، این درمان ها در مقایسه با گروه کنترل، اثر معنی داری بر افزایش بخشش داشتند. در مقایسه بین دو روش، درمان وجودی اثرگذاری بیشتری در تقویت بخشش نشان داد. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود که هر دو رویکرد درمانی می توانند به عنوان روش های مؤثر در بهبود بخشش و روابط زناشویی مورد استفاده قرار گیرند، اما رویکرد وجودی در این زمینه موثرتر است.
۵۶۵.

شناسایی عوامل مؤثر در بروز و کنترل فساد در صنعت فوتبال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
هدف : هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر در بروز و کنترل فساد در صنعت فوتبال ایران و شناسایی عوامل نهادی، ساختاری و فرهنگی تأثیرگذار بر آن، به منظور ارائه الگویی مفهومی و راهبردی برای مقابله با فساد سیستماتیک در حکمرانی فوتبال است. روش شناسی : این پژوهش با رویکرد کیفی و بهره گیری از نظریه داده بنیاد گلیزری (رهیافت نوخاسته) انجام شد. داده ها از طریق ۱۳ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حوزه فوتبال در کشورهای ایران، آمریکا، ایتالیا، استرالیا، قطر و عراق گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری باز، انتخابی و نظری تحلیل شدند. تحلیل داده ها در نرم افزار MAXQDA 2024 صورت گرفت و مدل نهایی باتکیه بر روش 6C  گلیزری توسعه یافت. یافته ها : یافته ها نشان داد فساد در صنعت فوتبال ایران، ساختاری و نظام مند است و از تعامل مجموعه ای از عوامل همچون ضعف حکمرانی، نفوذ سیاسی، اقتصاد غیرشفاف، فرهنگ فسادپذیر، نبود نظارت مؤثر، و ناکارآمدی نظام های قضایی ناشی می شود. در نهایت، پدیده محوری پژوهش فساد سیستماتیک در ساختار حکمرانی فوتبال شناسایی و ده مضمون کلیدی در قالب مدل نهایی مفهوم پردازی شد. نتیجه گیری : فساد در فوتبال تنها از طریق اصلاح ساختار حکمرانی، استقرار نهادهای مستقل نظارتی، بهره گیری از فناوری اطلاعات، فرهنگ سازی ضدفساد و اجرای دقیق و بی طرفانه قوانین قابل کنترل است. این مدل مفهومی، می تواند به عنوان مرجع راهبردی برای سیاست گذاران و مدیران فوتبال جهت تدوین برنامه های مقابله با فساد به ویژه در کشورهایی با ساختار آسیب پذیر مورداستفاده قرار گیرد.
۵۶۶.

تدوین مدل ساختاری کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان با علائم نارسایی توجه/ بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۸
مقدمه و هدف: نارسایی توجه/بیش فعالی با مشکلاتی در بازداری رفتاری، تنظیم هیجان و کنترل حرکتی همراه است که می تواند عملکرد تحصیلی و اجتماعی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. روش کار: این پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر 8 تا 12 سال دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی شهر چالوس بود که 209 نفر پس از غربالگری با پرسشنامه های کانرز والد و معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در پژوهش عبارت بودند از: مقیاس کودکان کانرز- فرم والد (1998) ، مقیاس کودکان کانرز- فرم معلم (1998) ، مقیاس کنترل حرکتی برونینکس– اوزرتسکی (1978)، آزمون بازداری رفتاری هافمن (1984)، پرسشنامه خودگردانی هیجان برای کودکان و نوجوانان گراس (2003). تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از برازش مدل ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی با داده های تجربی برازش مطلوبی دارد. اثرات مستقیم معنادار بودند: بازداری رفتاری بر خودگردانی هیجانی( >p 0005/0 ، 64/0 = β)، بر کنترل حرکتی ( >p 0005/0 ، 39/0-= β)، خودگردانی هیجانی بر کنترل حرکتی( >p 0005/0 ، 74/0-= β)، همچنین اثرات غیرمستقیم با روش بوت استرپ تأیید شد: نقش میانجی خودگردانی هیجانی (787/0- = β ، فاصله اطمینان 95%: 101/0 تا 124/0) در رابطه بین بازداری رفتاری و کنترل حرکتی معنادار بود. نتیجه گیری: در مجموع، یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که بازداری رفتاری یکی از عوامل بنیادی مؤثر بر کنترل حرکتی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی است و این تأثیر علاوه بر مسیر مستقیم، از طریق خودگردانی هیجانی نیز منتقل می شود
۵۶۷.

Exploring Interpersonal Justice in EFL Education: A Conceptual Review of Its Impact on Students' Well-being and Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
Among increasing interest in emotional and relational dimensions of language teaching, this conceptual review highlights the essential effect of interpersonal justice in promoting learner well-being and engagement in English as a Foreign Language (EFL) settings. Based on Self-Determination Theory (SDT), asserting that learning is most effective when individuals' basic psychological needs for competence, autonomy, and relatedness are fulfilled, this review investigates the effect of interpersonal justice can address these needs and it also synthesizes extended empirical results to investigate the effect of respectful, empathetic, and dignified class interactions on cultivating engagement, and well-being in EFL students. Recontextualization of the previous research in this review illustrates that previously examined justice-related elements had contributed to enhancing learner engagement and well-being. Justice educational activities, including unbiased feedback, active listening, and dignity-preserving communication, reduce anxiety, foster trust, and maintain learner persistence, thereby promoting engagement and well-being. The review ends with practical implications for teachers and policymakers and outlines future research directions focused on extending comprehension of interpersonal justice as an affective and motivational structure in EFL settings.
۵۶۸.

معماران یادگیری: محیط سازنده گرا و پیامدهای آن بر عملکرد و درگیری تحصیلی در ریاضیات پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: امروزه، در نظام های آموزشی پویا، رویکرد سازنده گرایی، به عنوان پارادایمی نوین در طراحی محیط های یادگیری، بر نقش فعال دانش آموز در ساخت دانش تأکید دارد و می تواند پیامدهای مثبتی بر یادگیری داشته باشد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی پیامدهای محیط یادگیری سازنده گرا بر عملکرد و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه ششم در درس ریاضیات بوده است. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم شهر آمل در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 5487 نفر بود که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی جایگزینی، 60 نفر (30 نفر در گروه کنترل و 30 نفر در گروه آزمایش) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد عملکرد تحصیلی فام و تایلر (1999)  و درگیری تحصیلی زرنگ (1392) بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل واریانس تک متغیره و چند متغیره استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که محیط یادگیری سازنده گرا بر عملکرد تحصیلی و ابعاد آن شامل خودکارآمدی (ES=0/472, p<0/05)، تاثیرات هیجانی (ES=0/535, p<0/05)، برنامه ریزی (ES=0/548, p<0/05)، فقدان کنترل پیامد (ES=0/317, p<0/05)، انگیزش (ES=0/143, p<0/05) و نمره کل عملکرد تحصیلی (ES=0/644, p<0/05) تأثیر معناداری دارد. همچنین، محیط یادگیری سازنده گرا بر خرده مقیاس های درگیری شناختی (ES=0/181, p<0/05)، درگیری انگیزشی (ES=0/153, p<0/05)، درگیری رفتاری (ES=0/059, p<0/05) و نمره کل درگیری تحصیلی (ES=0/317, p<0/05) نیز مؤثر بوده است. نتیجه گیری: بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که طراحی و اجرای محیط های یادگیری سازنده گرا به طور قابل توجهی منجر به بهبود عملکرد و افزایش سطح درگیری تحصیلی دانش آموزان می شود. بنابراین، پیشنهاد می شود معلمان، به ویژه در درس ریاضی، با بهره گیری از اصول سازنده گرایی در کلاس های درس خود، فضایی فعال و پویا ایجاد کنند تا از این طریق، ضمن ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان، علاقه و مشارکت آنان را نیز در فرآیند یادگیری به حداکثر رسانده و رضایت تحصیلی بالاتری را برای آنان به ارمغان آورند.
۵۶۹.

The Dating of the Narration "Khayru Nisāʼil Jannah" Transmitted by Ṭabarānī in Shaykh Ṣadūq's al-Khiṣāl Using the Isnād-Matn Analysis Method(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۴
Abul Qāsim Sulaymān ibn Aḥmad ibn Ayyūb ibn Muṭayyir al-Lakhmī al-Shāmī , known as Ṭabarānī , was one of the greatest Sunni Hadith scholars of the Islamic world and one of the longest-living. In Shi'a books, especially Shaykh Ṣadūq 's al-Khiṣāl , many of his narrations have been transmitted. Shaykh Ṣadūq , through correspondence with him in Isfahan, transmitted the narration " Khayru Nisāʾ al-Jannah " via writing with his permission. This narration is mentioned in various Sunni sources, but in Shi’a sources, Shaykh Ṣadūq was the first to introduce it into Imami sources, transmitting it from his Sunni Shaykh, Lakhmī . For this reason, regarding to the importance of analyzing the chain of narration ( Isnād ) and text ( Matn ) of this narration in both Sunni and Shi’a sources, especially regarding the chronological order of its narrators, the present study was conducted. To this end, using the Isnād-matn analysis method for examining hadiths and a descriptive-analytical approach, after describing the different opinions and views among the hadith scholars in explaining this hadith, we seek a clear answer to the question: ‘What changes are there in the main clause of this hadith?’ The results of the analysis using the Isnād and text method show a high degree of correlation of this hadith in various Sunni sources and a slight difference with the Shi’a transmission. The analysis revealed that almost all Sunni sources transmitted this hadith in a similar manner, whereas in the Shi’a transmission by Shaykh Ṣadūq in the main phrase, slight changes in wording were made. However, the meaning and concept remain the same, and the general sense is conveyed to the reader.
۵۷۰.

Convergence of the Hadiths of Silsilat al-Dhahab of Imam Riḍā (AS) and His Miracles in Neishabur, Based on the Works of Ibn Shādhān(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۶
Faḍl ibn Shādhān Nīshābūrī (d. 260 AH/874 AD), who resided in Neishabur and was among the companions of Imam Riḍā (AS), severely criticized Dualism (Thanawīyyah), Trinitarianism (Tathlīthīyyah), Murjiʻah, Khawārij, Ahl al-Hadith, Mu'tazilah, Zaidiyyah, Waqifiyyah, and Isma'iliyyah in his refutations. His refutations indicate the active presence of these theological groups in Neishabur. Therefore, the opponents and audience of Imam Riḍā (AS) upon his arrival in Neishabur were four groups: Zanadiqa (dualists and Manichaeans) and Thanawīyyah (dualists); Trinitarians; groups of the Caliphate school; and branches of Shi'ism. Imam Riḍā (AS), by reporting three Hadiths of Silsilat al-Dhahab – "Shafaqat" (compassion), "Faith" and "Ḥiṣn" (fortress) – to thousands of Nīshābūrīans , identified all those beliefs and religions as misguided and unstable. He sought to highlight the discourse of Shi'i thought. Undoubtedly, the selection of these Hadiths at that historical juncture arose from the exigencies of the time and habitat. In addition to theoretical-cognitive functions, Imam Riḍā (AS) presented at least four miracles and charismatic acts to establish his own legitimacy and that of the Shi'i school: "Planting a healing almond tree; determining the Qibla (direction of prayer) of Neishabur; causing a spring to flow; and healing an injured person." The author of these lines, by library-based collection of the aforementioned data and presenting it in an analytical-descriptive manner, has endeavored to provide a documented and insightful article.
۵۷۱.

تحلیل معنای واژگان «خوف»، «خشیت» و «وَجَل» بر اساس روایات تفسیری اهل بیت(علیهم السلام)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۹
مفهوم «ترس» در قرآن کریم، با واژگانی چون «خوف»، «خشیت» و «وجل» بازنمایی شده که هر یک دارای بار معنایی و کاربرد خاص خود در سیاق های مختلف است. در نگاه نخست، این واژگان مترادف به نظر می رسند، اما تحلیل معنای واژگان آن ها، تفاوت های بنیادینی را از نظر ریشه شناسی، بافت کاربردی و دلالت معرفتی آشکار می سازد. هدف این مقاله، تبیین تفاوت معنایی این واژگان در پرتو تفاسیر روایی اهل بیت(علیهم السلام) و بررسی نقش این روایات در تفسیر دقیق مفاهیم مرتبط با ترس در قرآن است. تحلیل های روایی ارائه شده در این مقاله نشان می دهد که اهل بیت(علیهم السلام) با دقت بالایی در بیان تفاوت های این واژگان نقش آفرین بوده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که تحلیل معنای واژگان ترس در قرآن بدون در نظر گرفتن تفاسیر روایی اهل بیت(علیهم السلام)، ناقص خواهد بود. این روایات نه تنها ابعاد ظاهری و لغوی واژگان را روشن می سازند، بلکه سیاق، شأن نزول و جایگاه کاربردی آن ها را نیز در بافت کلام الهی تبیین می کنند. از این رو، استفاده همزمان از تحلیل زبانی و داده های روایی، روشی جامع برای تفسیر دقیق و عمیق مفاهیم اخلاقی معرفتی در قرآن کریم ارائه می دهد.
۵۷۲.

پیش بینی سبک تدریس معلمان بر اساس سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۳
پیشینه و اهداف: هدف از انجام این پژوهش پیش بینی سبک تدریس معلمان بر اساس سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز بود. روش ها : پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی و پیش بینی می باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان (800 نفر) شاغل در آموزش و پرورش شهرستان سقز بود که در سال تحصیلی 1400-1401 مشغول به تدریس بودند. از این تعداد حدود 351 نفر مرد و 449 نفر هم زن بود. روش نمونه گیری از نوع طبقه ای (با رعایت نسبت زن و مرد) بود که با توجه به جدول مورگان و بر اساس حجم جامعه، حجم نمونه 300 نفر شد. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه سبک تدریس گراشا(1996)، سه گانه تاریک شخصیت جنسیون و ویستر(2010)، قدرت ایگو مارک استروم(1997) و باورهای معرفت شناختی شومر(1990) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 26 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که رابطه معنی دار و منفی بین متغیر سه گانه تاریک شخصیت و سبک تدریس وجود داشت و بین قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی با سبک تدریس معلمان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این است که سبک تدریس به عنوان یک متغیر متأثر از سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی می باشد. به عبارتی می توان گفت ویژگی های شخصیتی، ساختار و انسجام روانی و ذهنیت و نظام باورهای معلمان بر سبک تدریس آنان تأثیر می گذارد.
۵۷۳.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی نگرش های انسان شناختی برای دانش آموزان دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۶
نگرش های انسان شناختی زیربنای خودپنداره، عزت نفس و رفتارهای فردی و اجتماعی هستند. با توجه به خلأ وجود بسته آموزشی استاندارد برای دوره اول ابتدایی، پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی نگرش های انسان شناختی برای دانش آموزان پایه اول تا سوم انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر روش، ترکیبی از نوع اکتشافی بود. بسته آموزشی ۱۰ جلسه ای بر اساس پنج مضمون اصلی مستخرج از پژوهش های کیفی پیشین (ماهیت انسان، تمایز با حیوانات، هدف زندگی، آغاز و انجام زندگی) تدوین شد. اعتباریابی بسته توسط ۱۰ متخصص با استفاده از شاخص های CVR (لاوشه، ۱۹۷۵) و CVI (والتز و باسل، ۱۹۸۱) انجام شد. پایایی بسته نیز با ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد میانگین CVR کل بسته ۰.۷۲ و میانگین CVI ۰.۹۱ بود. ۷ جلسه (۷۰%) دارای CVR معنادار و CVI عالی بودند. جلسات ۱، ۳، ۵ و ۷ با CVR مساوی ۱ بالاترین ضرورت را داشتند. پایایی کل بسته ۰.۸۴ بود. جلسه ۹ (پایان زندگی) با CVR معادل۰.۴۰ و CVI معادل۰.۷۵ پایین ترین امتیاز را کسب کرد. بسته آموزشی از روایی محتوایی مطلوب و پایایی قابل قبول برخوردار است. جلسات مرتبط با مفاهیم عینی بدون تغییر قابل اجرا هستند، اما جلسات مرتبط با مفاهیم انتزاعی و حساس نیازمند بازطراحی با رویکرد تدریجی و تمثیلی می باشند. اجرای آزمایشی و بازطراحی جلسات ۴، ۹ و ۱۰ پیشنهاد می شود.
۵۷۴.

جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل و بازخوانی معیار فوریت در دفاع مشروع دولت ها با بهره گیری از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۶۰
مقدمه: تحولات ناشی از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بار دیگر مسئله توسل به زور و شرایط اعمال دفاع مشروع در حقوق بین الملل را برجسته ساخت. یکی از عناصر اساسی در ارزیابی مشروعیت دفاع مشروع، معیار «فوریت» است که در برداشت های سنتی به ضرورت واکنش سریع دولت در برابر یک حمله مسلحانه اشاره دارد. بااین حال، ظهور تهدیدهای نوین همچون جنگ های ترکیبی، عملیات سایبری و محیط های امنیتی مبتنی بر داده، درک کلاسیک از این معیار را با چالش مواجه کرده است؛ زیرا تهدیدها اغلب از طریق مجموعه ای از نشانه ها و فعالیت های تدریجی شکل می گیرند و تشخیص زمان عبور از آستانه حمله مسلحانه را پیچیده تر می سازند. در این میان، پیشرفت های هوش مصنوعی امکان تحلیل سریع حجم گسترده ای از داده های اطلاعاتی و امنیتی را فراهم کرده است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش بازخوانی مفهوم فوریت در حقوق بین الملل  معاصر و بررسی ظرفیت ها و محدودیت های هوش مصنوعی در ارزیابی تهدیدهای قریب الوقوع با مطالعه موردی جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است.   روش ها: این پژوهش با رویکردی تحلیلی-اکتشافی و با بهره گیری از رهیافت میان رشته ای انجام شده است. در این راستا، ابتدا مبانی حقوقی معیار فوریت در چارچوب ماده ۵۱ منشور ملل متحد و اصول ضرورت و تناسب بررسی شده و سپس تحولات مربوط به ماهیت تهدیدهای معاصر، به ویژه در حوزه جنگ های ترکیبی و عملیات سایبری، تحلیل شده است. روش تحقیق مبتنی بر بررسی منابع حقوقی و ادبیات علمی در کنار مطالعه موردی کیفی جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است تا نقش تحلیل های داده محور و فناوری های هوش مصنوعی در ارزیابی تهدیدها و تصمیم گیری های مرتبط با دفاع مشروع مورد بررسی قرار گیرد.   یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که در منازعات معاصر، مفهوم فوریت در دفاع مشروع دیگر نمی تواند صرفاً به معنای واکنش فوری پس از وقوع یک حمله مسلحانه تلقی شود، بلکه باید در پرتو تحول ماهیت تهدیدات و افزایش سرعت جریان اطلاعات مورد بازخوانی قرار گیرد. در جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل، ارزیابی وضعیت های منتهی به دفاع مشروع نه تنها بر اساس وقوع یک اقدام نظامی آشکار، بلکه در چارچوب مجموعه ای از داده های اطلاعاتی، ارزیابی های امنیتی، تحلیل های سایبری و نشانه های مرحله ای تهدید انجام شده است. این امر نشان می دهد که تشخیص عبور از آستانه حمله مسلحانه در بسیاری از موارد مستلزم تحلیل هم زمان داده های متنوع و پویایی است که با روش های سنتی ارزیابی حقوقی به تنهایی قابل فهم کامل نیست. در چنین شرایطی، سامانه های هوش مصنوعی می توانند با پردازش هم زمان حجم گسترده ای از داده های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی، به شناسایی الگوهای تهدید، کشف روابط میان متغیرهای امنیتی و ارائه برآوردهای سریع از سطح خطر کمک کنند و بدین ترتیب نقش مهمی در پشتیبانی از فرایند تصمیم سازی دفاعی ایفا نمایند. توانایی این سامانه ها در تحلیل کلان داده ها، کاهش خطاهای انسانی ناشی از محدودیت های زمانی و ادراکی و ارائه تحلیل های بلادرنگ می تواند دقت و سرعت تشخیص وضعیت های اضطراری را افزایش دهد. با وجود این، یافته های پژوهش نشان می دهد که ارزیابی فوریت در دفاع مشروع همچنان دارای دو بُعد مکمل عینی و ذهنی است. بُعد عینی به وجود شواهد خارجی و قابل سنجش از خطر قریب الوقوع اشاره دارد، در حالی که بُعد ذهنی به برداشت و ارزیابی دولت در مواجهه با تهدید مربوط می شود. هوش مصنوعی می تواند در تقویت بُعد عینی این معیار نقش مؤثری ایفا کند، زیرا قادر است داده های پراکنده و ناهمگون را در مدت زمان کوتاه تحلیل کرده و تصویری جامع از وضعیت تهدید ارائه دهد. بااین حال، مشروعیت تصمیم درباره توسل به دفاع مشروع نمی تواند صرفاً بر مبنای تحلیل های الگوریتمی تعیین شود، زیرا چنین تصمیمی مستلزم تفسیر هنجارهای حقوق بین الملل، ارزیابی ضرورت و تناسب واکنش و پذیرش مسئولیت حقوقی و سیاسی در سطح بین المللی است. بنابراین، هرچند هوش مصنوعی می تواند ابزار مؤثری برای پشتیبانی از تصمیم گیری باشد، اما جایگزین قضاوت حقوقی و انسانی نخواهد بود. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در ارزیابی فوریت تنها در صورتی با الزام های حقوق بین الملل سازگار خواهد بود که با مجموعه ای از سازوکارهای نظارتی و تضمین های حقوقی همراه باشد. از جمله این الزام ها می توان به نظارت انسانی مؤثر بر فرایند تصمیم سازی، شفافیت نسبی در الگوریتم ها و داده های مورد استفاده، حفظ اصل پاسخگویی دولت ها در قبال تصمیم های اتخاذشده، کنترل سوگیری های الگوریتمی و تضمین کیفیت و اعتبار داده های ورودی اشاره کرد. در غیر این صورت، اتکای بیش از حد به سامانه های هوش مصنوعی ممکن است به خطا در تشخیص سطح تهدید، تضعیف اصل مسئولیت دولت ها و حتی گسترش تفسیرهای موسع و غیرموجه از حق دفاع مشروع منجر شود. از این رو، تحلیل ها نشان می دهد که کارکرد اصلی هوش مصنوعی در این حوزه باید به عنوان ابزاری تکمیلی برای ارتقای دقت و سرعت تحلیل تهدیدات در چارچوب قواعد موجود حقوق بین الملل در نظر گرفته شود.   نتیجه گیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد که بازخوانی معیار فوریت در حقوق بین الملل معاصر مستلزم موازنه ای میان تحولات فناورانه و الزام های هنجاری نظام حقوقی بین المللی است. هوش مصنوعی می تواند با تقویت ظرفیت های تحلیلی دولت ها در شناسایی تهدیدات و ارزیابی شرایط بحرانی، به کارآمدتر شدن فرایند تشخیص فوریت کمک کند؛ بااین حال، مشروعیت استفاده از آن تنها در صورتی قابل پذیرش است که نقش نهایی قضاوت انسانی حفظ شود و اصولی همچون شفافیت، پاسخگویی و نظارت حقوقی بر فرایند تصمیم گیری حاکم باشد.
۵۷۵.

واکاوی فعالیت های نهضت آزادی جهت حفظ هویت سیاسی-ایدئولوژیک و استمرار مبارزه در دوران فترت فعالیت های سیاسی(1356-1342)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
نهضت آزادی ایران، با توجه به تأثیرات انکارناپذیر خود بر روند تحولات انقلابی، بخش قابل توجهی از مطالعات سیاسی معاصر را به خود معطوف داشته است. این حزب، اندکی پس از تأسیس، با بازداشت گسترده رهبران خود روبه رو شد و محدودیت های شدیدی را تجربه کرد؛ به گونه ای که تا آغاز فضای باز سیاسی، از هرگونه فعالیت حزبی و تشکیلاتی علنی بازماند. با این حال، این جریان توانست با اتخاذ سازوکارهایی متناسب با دوران فترت، هویت سیاسی–ایدئولوژیک خود را حفظ کرده و در مسیر مبارزه علیه حکومت پهلوی، به همگرایی با جریان انقلابی دست یابد. از این رو، پژوهش حاضر با روشی تاریخی و رویکردی توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، نشریات و اسناد، در پی آن است تا چگونگی استمرار مبارزه و بازسازی تشکیلاتی این حزب را در دوره رکود فعالیت های سیاسی مورد واکاوی قرار دهد. در این راستا، یافته های پژوهش با طرح این پرسش که «نهضت آزادی چگونه توانست هویت سیاسی–ایدئولوژیک و تداوم روند مبارزاتی خود را در دوران فترت فعالیت های سیاسی علیه حکومت پهلوی حفظ کند؟» بر این مبنا استوار است: نهضت آزادی در این شرایط، با بهره گیری از ظرفیت نیروهای جوان برای ایجاد تشکیلات زیرزمینی و فعالیت های مخفیانه، سازمان دهی فعالیت های آموزشی و پژوهشی و برگزاری جلسات مناظره و سخنرانی در زندان، سازمان دهی و مدیریت شاخه های خارج از کشور و تعامل فعال با مجامع بین المللی و امام خمینی، و در نهایت فعالیت فکری-اسلامی در سایه نهادهای مرتبط و ساماندهی مجدد فعالیت های حزبی از طریق مؤسسان اولیه اش، توانست از هویت سیاسی–ایدئولوژیک خویش صیانت کند و تداوم جریان مبارزاتی خود را تضمین نماید.
۵۷۶.

نیازسنجیِ دانشی، نگرشی، مهارتی و فرهنگی زائران حسینی در پیاده روی عظیم اربعین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۹۷
بی‌گمان، تجلی‌گاه بزرگ‌ترین گردهمایی آیینی‌ ـ ‌مذهبی را می‌توان در پیاده‌روی اربعین به‌تماشا نشست. به‌سبب حضور زائرانی از ملیت‌های مختلف با فرهنگ‌ها و آیین‌های متفاوت در عراق، این مراسم به‌جهت‌های مختلفی رنگ‌وبوی خاصی پیدا کرده است. ازاین‌رو، اولاً باتوجه به‌حضور زائران در این کشور و ثانیاً مواجهه با فرهنگ‌ها، آیین‌ها و نگرش‌های مختلف، انجام نیازسنجی در چهار حوزة دانشی، نگرشی، مهارتی و فرهنگی از زائران حسینیِ اربعین برای به‌جا آوردن زیارتی عارفانه و با معنویت بیشتر، لازم است. بنابراین، نیازسنجی زائران در این چهار حوزه ضروری است. این پژوهش از نظر نوع تحقیق (هدف)، کاربردی و به‌‌لحاظ روش، کیفی است. در این بخش برای رسیدن به‌نیاز‌های زائران اربعین در چهار حوزة یادشده، از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. بدین‌منظور، پژوهشگران با برگزاری 25 مصاحبه با افرادی که پیش از این، سابقه بیش از سه سفر پیاده‌روی اربعین را داشتند و با استفاده از روش «تحلیل تم»، به‌این نتیجه رسیدند که بین فاصله موجود و مطلوب در هر چهار حوزه شکاف عمیقی وجود دارد و چنانچه دست‌اندرکاران مراسم اربعین، پیش از سفرِ زائران در چهار حوزة یادشده زمینه آموزش‌های مختلف را فراهم نمایند، ضمن دست‌یابی به وضع مطلوب، زیارتی عارفانه نیز نصیب زائران خواهد شد.
۵۷۷.

اثربخشی آموزش تقویت مقابله زوجی (CCET) بر ماشدن و آشفتگی زناشویی زوج های آشفته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۹۷
مقدمه: آموزش تقویت مقابله زوجی یکی از آموزش های نوین برای زوج ها است که مقابله با استرس را به صورت زوجی آموزش می دهد. از این رو هدف پژوهش اثربخشی آموزش تقویت مقابله زوجی (CCET) بر ماشدن و آشفتگی زناشویی زوج های آشفته بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع تحلیل تک موردی و به این صورت بود که آزمودنی ها در مراحل خط پایه، آموزش و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند؛ جامعه مورد مطالعه تمامی زوج های آشفته شهر اصفهان در سال 1401 بودند که از میان آنان نمونه هشت نفری (چهار زوج)، به صورت هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه ماشدن تاپکواوزر (2020) و پرسشنامه آشفتگی زناشویی ویشمن و همکاران (2009) مورد ارزیابی قرار گرفتند.تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل برای تحلیل دیداری، شاخص تغییر پایا و درصد بهبودی انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که افراد در اثر آموزش مقابله زوجی (CCET) توانستند بهبود کمی را در ماشدن تجربه کنند که این مقادیر در زنان بیشتر بود ولی اثر بخشی آموزش تقویت مقابله زوجی بر آشفتگی زناشویی 6 نفر (سه زوج اول، دوم و چهارم) در مرحله پیگیری معنادار به دست آمد. نتیجه گیری: در نتیجه برنامه آموزش تقویت مقابله زوجی توانست به کاهش آشفتگی زناشویی زوج های آشفته کمک کند؛ اما در مورد ماشدن که احساسی عمیق در یک رابطه زناشویی است و لازمه آن رسیدن به معنا و دید مشترک در رابطه است، این آموزش به تنهایی اثربخشی لازم را نشان نداد.
۵۷۸.

طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور (مورد مطالعه: یک سازمان بیمه گر اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۲
پیشینه و اهداف: امروزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور یکی از مفاهیم مورد مطالعه گسترده در ادبیات مدیریت، پایداری و نوآوری است. علی رغم این که مدل های کسب و کار در پژوهش های بسیاری مورد بررسی قرار گرفته اند، به نظر می رسد در دوران فناوری متوقف شده اند و به طور کامل با عصر پایداری و پساپاندمی درگیر نشده اند. از طرفی یکی از بحران های جدی پیش روی آتی در سطح کشور، بحران ناپایداری مالی کسب و کار صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و پیشروی بحران به سمت نقطه ای غیرقابل بازگشت باشد. بنابراین طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص این نوع کسب و کارها می تواند به عنوان یک راهکار مدنظر قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در طراحی مدل های کسب و کار پایدار و نوآور بر اساس روش مطالعه موردی در خصوص بزرگترین سازمان بیمه گر اجتماعی کشور برای نخستین بار می باشد. روش شناسی: در این پژوهش از روش مطالعه موردی استفاده گردیده است. به دلیل ویژگی های خاص مورد مطالعه، مطالعه تک موردی در خصوص سازمان تامین اجتماعی صورت پذیرفت. بدین منظور از ابزارهای مستندات و اسناد بایگانی (62 مستند)، مصاحبه (23 مصاحبه) و مشاهده مشارکتی محقق تا رسیدن به مرحله اشباع نظری استفاده گردید. در ادامه میزان پشتیبانی از هر یک از مولفه ها و رتبه بندی با استفاده از آنتروپی شانون تعیین گردیده است. برای سنجش اعتبار مطالعه از ضریب کاپای کوهن استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش با تحلیل محتوای داده های کیفی حاصله و استفاده از نرم افزار MAXQDA ، مورد تحلیل و دسته بندی گردید. بر این اساس 63 مولفه و 279 کد در مورد ویژگی های مدل کسب و کار پایدار و نوآور سازمان تامین اجتماعی و در سه سطح پیشران ها، مدل کسب و کار پایدار و نوآور و پیامدها شناسایی گردید. نتایج رتبه بندی نشان می دهد در بخش پیشران ها مولفه قابلیت-های پویا، در مدل کسب و کار مولفه نوآوری های افزایش وصول حق بیمه (حق بیمه اجباری، حق بیمه غیراجباری و حسابرسی دفاتر قانونی) و کاهش هزینه های تعهدات (کوتاه مدت، بلندمدت و درمان) و در پیامدها مزیت رقابتی و بازار مهمترین مولفه ها می باشند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش در قالب ارائه یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص مورد مطالعه ارائه گردید. مدل ارائه شده در بخش پیشران ها (درونی و بیرونی)، مدل کسب و کار (بر اساس چارچوب ارائه شده منابع علمی و در چهار زیربخش ایجاد ارزش، ارزش پیشنهادی، بهره برداری از ارزش و تحویل ارزش ها) و در بخش پیامدها (اقتصادی، اجتماعی و محیطی) می تواند به عنوان یک راهنمای عملی توسط مدیران در صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و سیاست گذاران در حوزه های رفاه و تامین اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت پژوهش در حوزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور در حوزه خدمات دارای نوآوری عملی می باشد.
۵۷۹.

فعالیت های اقتصادی آتوسا بر اساس الواح تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۱۳
آتوسا، دختر کورش بزرگ و همسر کمبوجیه و داریوش اول، یکی از برجسته ترین و تأثیرگذارترین زنان دوران هخامنشی به شمار می رود که در حوزه های اقتصادی و اجتماعی نقش چشم گیری ایفا کرده است. این پژوهش با تکیه بر یافته های تازه ی باستان شناسی، به ویژه تحلیل الواح گِلی تخت جمشید، تلاش می کند تصویری روشن تر از زندگی و نقش آتوسا ارائه دهد. همچنین، با مقایسه ی این داده ها با روایت های مورخان یونانی، می کوشد تصویری بی طرف و واقع گرایانه از او ترسیم کند. این تحقیق به روش کتابخانه ای و با تحلیل محتوای اسناد تاریخی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که برخلاف تصویر اغراق آمیز منابع یونانی که آتوسا را زنی جاه طلب، توطئه گر و مداخله گر در سیاست معرفی کرده اند، او مدیری کارآمد و مسئولیت پذیر بوده که از طریق شبکه ای از کارگزاران، املاک وسیع خود را اداره می کرده، جیره ها را توزیع می نموده و بر کارگاه های اقتصادی پررونق نظارت داشته است. آتوسا در ساختار درباری هخامنشی، نقشی فعال و معتبر داشته و زندگی اش مطابق با سنت ها و هنجارهای رایج در دربار بوده است. از سوی دیگر، انتخاب خشیارشا به عنوان جانشین داریوش، برخلاف ادعای برخی منابع یونانی، نتیجه ی سنجش دقیق شایستگی های او و تصمیم مستقیم داریوش بوده است، نه حاصل دسیسه چینی آتوسا. در نهایت، این پژوهش با تمرکز بر جایگاه اجتماعی و اقتصادی آتوسا، اهمیت توجه به منابع کتیبه شناختی را برجسته می سازد و نقش آن ها را در بازسازی واقع بینانه ی تاریخ نشان می دهد.
۵۸۰.

Habeas Narrativum: Kafka’s Trial, Legal Discourse, and the Right to Review-Ready Reasons(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
This article proposes habeas narrativum: a translation protocol that treats literary form as procedural evidence within legal discourse and converts scenes of injury in Kafka’s The Trial into administrable minima for decisions in informational regimes. Rather than reading Kafka as allegory or doctrine, the method isolates recurrent formal injuries (non-notice, non-reasons, secret files, and credibility theater) and renders them as four predicates that make authority answerable: (1) prospectively intelligible notice identifying the items at issue, the operative rule text, and the time window; (2) review-ready reasons that are case specific, traceable to the disclosed record, falsifiable by counterevidence, and timely; (3) access and rectification through a contestable record bundle; and (4) a standard of review that prefers evidence over demeanor heuristics and specifies remedies keyed to missing predicates. Read this way, The Trial functions as a forensic archive whose scenes document which minima are absent and, therefore, what a reviewer must be able to demand on the record. To demonstrate portability beyond the literary court, a brief platform-moderation mini-case shows how these predicates reorganize routine review: requiring itemized notices, record-tied reasons, and rectification channels without demanding model transparency, thereby turning literary diagnosis into enforceable review practice in contemporary legal discourse.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان