فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
خشونت یا تنش، در روابط خانوادگی یکی از مسائل مهم اجتماعی است که از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می گیرد. در این میان، تجربه مردان از تنش های خانوادگی و نقش زنان در این تعارضات کمتر مورد توجه پژوهشی قرار گرفته است، به ویژه در بافت فرهنگی ایران که الگوهای سنتی نقش های جنسیتی بر روابط خانوادگی تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف رابطه بین طلاق عاطفی و تنش های خانوادگی میان زنان و مردان متأهل ساکن تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی-همبستگی بوده و به بررسی ارتباط میان طلاق عاطفی و تجربه مردان از تعارضات خانوادگی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان متأهل شهر تهران در سال ۱۳۹۹ می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۷۲ نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که میان برخی متغیرهای فردی، مانند سطح تحصیلات و نوع شغل، با میزان تجربه مردان از تنش های خانوادگی رابطه معناداری وجود دارد، در حالی که این ارتباط در متغیر درآمد مشاهده نشد. همچنین، ضریب همبستگی چندگانه (R=0.757) نشان دهنده رابطه قوی بین متغیرهای مستقل و میزان تنش های خانوادگی است. ضریب تعیین تعدیل شده (564/0) نیز حاکی از آن است که بیش از ۵۰ درصد تغییرات متغیر وابسته (میزان تجربه تنش های خانوادگی) توسط متغیرهای مستقل ازجمله طلاق احساسی، طلاق شناختی، طلاق رفتاری و پایگاه اقتصادی-اجتماعی فرد و همسر تبیین می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تعارضات خانوادگی پدیده ای چندبعدی است که تحت تأثیر ویژگی های فردی و روابط متقابل میان زنان و مردان قرار دارد. ازاین رو، سیاست گذاری های آگاهانه در حوزه حقوق خانواده باید به گونه ای باشد که به درک بهتر نقش های دوطرفه در این تعارضات کمک کند. همچنین، افزایش آگاهی عمومی درباره ابعاد مختلف این پدیده و کاهش موانع اجتماعی برای طرح و حل مسائل مرتبط می تواند به بهبود تعاملات خانوادگی و کاهش پیامدهای منفی آن کمک کند.
دانش عامیانه و نقش زنان در توسعه پایدار روستایی
حوزههای تخصصی:
دانش عامیانه و همچنین زنان در جوامع روستایی، می توانند به عنوان یک محرک عمل کرده و نقش بسزائی در رسیدن به توسعه پایدار داشته باشند یا بر عکس این جریان را به تأخیر بیندازد؟ در پژوهش حاضرکه یک «مقاله گزارشی کوتاه» به منظور بررسی و تبیین نقش زنان و دانش عامیانه در توسعه پایدار روستایی، وضعیت اقتصادی، اشتغال و محصولات کشاورزی سی روستای استان خراسان جنوبی با بهره مندی از نظریه ی تقسیم کار اجتماعی دورکیم –با نگاهی متفاوت در تقابل با اصول مکتب نوسازی در بیان موانع توسعه-، مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد این تحقیق کیفی، روش گردآوری اطلاعات در آن، اسنادی و همچنین تکنیک مورد استفاده، تحلیل محتوا می باشد. مطالعات انجام شده در روستاهای این استان از رابطه ی معنادار بین دانش عامیانه و توسعه پایدار روستایی و همچنین اهمیت نقش زنان، خبر می دهد. در نتیجه تقسیم بندی جوامع در تئوری دورکیم، سِیرِ حرکت جوامع را نشان می دهد و نه لزوماً عقب ماندگی جوامع ابتدایی به معنای مانعی در جهت رسیدن به هر نوع توسعه.
وضعیت شناسی نظریه تحول خانواده، گامی به سوی تحول خداسوی خانواده(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از پایه های مفهومی در مطالعات خانواده، نظریه تحول خانواده است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی نظریه تحول خانواده و ارائه دسته بندی از دیدگاه های گوناگون، ارزیابی رویکردهای موجود و سرانجام، حرکت به سمت تحول خداسوی خانواده است. روش پژوهش «فراترکیب» و رویکرد آن «تحلیل انتقادی» بوده و گردآوری داده ها با استفاده از جستجوی کلیدواژه ای در پایگاه های داخلی و خارجی صورت گرفته است. براین اساس، پس از بررسی 585 مقاله، 66 مقاله وارد فرایند پژوهش شدند. بر طبق یافته های پژوهش ، نظریه تحول خانواده را می توان به دو رویکرد کلاسیک و دینامیک در دو برهه زمانی چهل ساله تقسیم نمود. در ذیل رویکرد کلاسیک، هفت مرحله دووال و چرخه زندگی مک گلدریک و در ذیل رویکرد دینامیک نظریه گذار، مدل سیستماتیک و نظریه چندبعدی، مطالعه و مقایسه شدند. پس از آن، در بخش نتیجه گیری ، با بررسی انتقادی اختصاصی رویکرد کلاسیک در سطح روبنایی، هفت انتقاد، شامل شبهه جهان شمولی، تمرکز بر تک نسل، کم توجهی به تنوع ساختاری، پراکندگی و ناهمگرایی، سردرگمی در سطوح تحلیل، مشکلات روش شناختی و تصور وجود رابطه علی بین انجام تکالیف و گذر از مراحل مطرح می شود. همچنین بررسی انتقادی اختصاصی رویکرد داینامیک در سطح روبنایی، شامل چهار انتقاد کارکردزدایی، ساختارزدایی، جنسیت زدایی و ارزش زدایی شده است. پس از آن با بیان انتقادات اشتراکی نظریه تحول خانواده در سطح زیربنایی در چهار حوزه معرفت شناختی، انسان شناختی، هستی شناختی و ارزش شناختی، لایه های زیرین نظریه تحول خانواده به چالش کشیده می شود. درنهایت، با استفاده از تعریف خانواده و مؤلفه های تحولی آن در دیدگاه چندبعدی معنوی، گامی در جهت حرکت به سوی تحول خداسوی خانواده برداشته شد.
رهیافت جنسیتی به جایگاه «عقل» و «جمال» در کلام امام علی (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آموزه های قرآن به همراه احادیث اهل بیت ((ع))، دو رکن اساسی و مهم دین اسلام را تشکیل می دهند. قرآن، کلام پروردگار و مصون از هرگونه تحریف است، اما روایات بر اثر عوامل مختلف، دستخوش تغییراتی شده اند که این امر، ضرورت ارزیابی و پالایش آنها را دوچندان می نماید. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی حدیث «عُقُولُ النِّسَاءِ فِی جَمَالِهِنَّ وَ جَمَالُ الرِّجَالِ فِی عُقُولِهِمْ» به عنوان سخنی منقول از امام علی(ع) در جوامع روایی است که خِرد زن را وابسته به زیبایی وی و زیبایی مرد را در گرو خِرد او معرفی نموده است. تبیین چرایی و علت این تقابل و نیز پیامد برداشت های ناصحیحی که ممکن است از روایت فوق صورت پذیرد، بر اهمیت بررسی و اعتبارسنجی آن می افزاید. نوشتار پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف پرده برداری از مراد اصلی گوینده کلام نگارش یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد سند این روایت، به دلیل حضور راوی مجهول، ضعیف و همچنین به دلیل وجود طریقی واحد در نقل آن (تفرّد) غیرقابل اعتماد است. محتوای روایت نیز می تواند اشاره به طرز فکری از نگاه عموم مردم؛ یا تفاوت های طبیعی در خلقت زن و مرد و تمایلات هر کدام؛ و یا غلبه خارجی در صدر اسلام به دلیل کم توجهی به امر تعلیم وتربیت زنان داشته باشد. همچنین باید گفت تفاوت ادراکی زن و مرد در عقل «نظری» است (نه عقل «عملی») که تاثیری بر سعادت یا کمالات انسانی نخواهد داشت؛ و واژه جمال نیز به طور مطلق بر هرگونه زیبایی ظاهری و باطنی (نه فقط «زیبارویی») دلالت دارد. نتیجه آنکه، سخن امام(ع) در مقام ارزش گذاری یکی بر دیگری نیست؛ بلکه درصدد گزارش از یک واقعیت تکوینی در کیفیت خلقت زن و مرد بوده و ناظر به حالات طبیعیِ انسانی بیان شده است.
تجربه زیسته بیوگی: مطالعه ای پدیدارشناختی در میان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، فهم معنا و نحوه توصیف بیوگی از دیدگاه زنانی است که این پدیده را بر اثر فوت همسر تجربه کرده اند. از پدیدارشناسی برای اجرای پژوهش استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه با 5 زن بیوه در شهر یزد گردآوری شد. یافته های تحقیق نشان می دهد زنان بیوه در ابتدا با فشارها و تنش های روانی عمیقی دست وپنجه نرم می کنند و چه بسا در نقش مادری نیز حضور داشته باشند و فشارها و مسئولیت های فرزندشان نیز برعهده آنان باشد؛ لذا بیو گی به یک باره آن ها را دچار شوک روانی می کند. در کنار تنش و آسیب های روانی، زنان بیوه مورد آماج فشارهای هنجاری و آسیب هایی وارده از طرف جامعه و اطرافیان قرار می گیرند. همچنین، این زنان بعد از فوت همسر در شرایط واماندگی اقتصادی قرار می گیرند. البته، تجربه بیوگی برای این زنان تنها آسیب و تنش به همراه نداشته، بلکه موجب رشد آنها نیز شده و خیلی از آنها را از وابستگی و ضعیف بودن نجات داده است. به نحوی که مضمون پختگی در بحران به عنوان تجربه زیسته مشترک در صحبت تک تک آنها بازنمایی می شود.
A Reproductive Rights: A Critical Study in International Human Rights Documents(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Human procreation and its various features are among the most important topics worldwide. One of the areas of this analysis deals with international human rights documents because these documents show international trends in reproductive rights. Therefore, this paper aims to prepare a venue to understand the definition, nature or entity, scope and content, right - holder and duty bearer, and the obligations of duty-bearers regarding others’ reproductive rights in international human rights organizations. The findings indicated there is no specific and agreed definition of reproductive rights in these human rights documents. The theories (Hohfeld’s theory about a right, the Will - Choice Theory, and the Benefit - Interest Theory) cannot justify the nature of reproductive rights well. There are many epistemological challenges regarding the content and the scope of these reproductive rights and related states’ obligations in those treaties, which made the realization of these reproductive rights difficult or even impossible.
واکاوی رضایت بانوان از آمیخته بازاریابی محصولات مد و لباس اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، مشتری مداری به ویژه در صنایع تخصصی مانند پوشاک اسلامی، به یک ضرورت استراتژیک برای کسب وکارها تبدیل شده است. با توجه به نقش کلیدی بانوان به عنوان یکی از گروه های اصلی مصرف کننده در این صنعت، رضایت آن ها از عوامل مهم موفقیت و تداوم کسب وکارها به شمار می رود. مسئله اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل میزان رضایت بانوان از آمیخته بازاریابی در محصولات مد و لباس اسلامی است. این پژوهش کاربردی و توصیفی-پیمایشی است که با روش کمی و تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شده است. جامعه آماری، بانوان استان قم بوده و 190 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته است. یافته های پژوهشی نشان می دهد که آمیخته های محصول و ترفیع تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت بانوان دارند، درحالی که قیمت و توزیع تأثیر قابل توجهی بر رضایت آنها نداشته است. درنتیجه بر اساس یافته ها، توجه به ویژگی های محصول، مانند کیفیت، طراحی، تنوع و همچنین اجرای راهبردهای تبلیغاتی مؤثر، می تواند به بهبود تجربه مشتری و افزایش رضایت آنان منجر شود. در مقابل، عواملی همچون قیمت و توزیع تأثیر چشمگیری بر رضایت بانوان نداشته اند، که می تواند نشان دهنده اهمیت بیشتر سایر مؤلفه های ارزش افزا در صنعت پوشاک اسلامی باشد. از این رو، تمرکز بیشتر بر توسعه محصولات و ترفیع مناسب، به همراه بررسی عمیق تر نقش قیمت و توزیع، می تواند به کسب وکارها کمک کند تا راهبردهای بازاریابی خود را بهینه سازی کرده و رضایت بیشتری در بین مشتریان هدف خود ایجاد کنند.
قرائت جماعت گرایانه از سلطه جنسیتی در اندیشه جان استوارت میل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
45 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف: سلطه، انحصارطلبی و اِعمال قدرت منجر به نابرابری و بی عدالتی می شود و با استثمار و به حاشیه راندن فردِ ستم دیده، تبعاتی برای خودِ فرد و جامعه به همراه دارد. هدف از این نوشتار، پرداختن به موضوع سلطه به عنوان یکی از موانع رشد و پیشرفت زنان و مشارکت آن ها در توسعه و سیاست است. روش: به عنوان یک مطالعه کیفی، این مقاله از الگوی هرمنوتیکی کوئنتین اسکینر استفاده می کند. اسکینر انگیزه و نیت مؤلف و هم چنین، زمینه های اجتماعی وی را مدنظر دارد و رویکردهای متن محور را بی اعتبار می داند. در این پژوهش چهار اندیشمند جماعت گرا (مایکل والزر، السدیر مک اینتایر، چارلز تیلور و مارتا نوسباوم) انتخاب شدند و با تأسی به آراء والزر، دیدگاه آن ها در مقابل دیدگاه جان استوارت میل(1873-1806)، فیلسوف لیبرال- فایده گرای قرن نوزدهم و فمینیست پیشرو قرار گرفت. به نظر والزر سلطه همواره به میانجی مجموعه ای از مواهب اجتماعی از قبیل اصل و نسب، ملک و املاک، سرمایه، تحصیلات، فیض الهی و قدرت دولتی به وجود می آید. در این پژوهش تلاش شده است که طبق توصیه اسکینر در مورد تفسیر و تسّری باورهای خاص، نظریه والزر به سایر اندیشمندان جماعت گرا تسرّی داده شود زیرا زمینه فکری آن ها تقریباً یکسان است و سپس در مقابل رویکرد لیبرالی جان استوارت میل قرار داده شود که قوانین و نهادها را در سلطه زنان دخیل می داند. هم چنین، با کمک روش دیالکتیک هگل، تضاد میان این دو اندیشه به صورت جدولی ترسیم و ارائه شده است.یافته ها: امکان تسری دادن نظر والزر به سایر جماعت گرایان به جز مارتا نوسباوم فراهم شد. نوسباوم خوانش متفاوتی از ارسطو دارد و سیاست ها و حقوق قانونی خاص و امکانات و ابزارهایی را برای توسعه توانایی های زنان جهت حذف سلطه توصیه می کند، لذا به نظر جان استوارت میل که چاره حذف سلطه را اصلاحات در قوانین و نهادها می داند نزدیک است. نتیجه گیری: برخورداری از مواهب اجتماعی در اعمال سلطه مؤثر است. لذا فردیت عاطفه گرا بدون در اختیار داشتن ابزارهای سلطه و مواهب اجتماعی نمی تواند سلطه جویی کند. دیگر این که اگر باور داشته باشیم که سلطه در هر صورت در طبیعت بشر وجود دارد، چگونه می توان انتظار داشت که فردی به رغم دارا بودن مواهب اجتماعی در موقعیت ساختاری مناسب، با وسوسه سلطه ورزیدن مبارزه کند؟ نکته آخر، برخی از مشکلات زنان به موقعیت آن ها و ساختارهای ریشه داری باز می گردد که به سادگی با تغییر قوانین و اصلاح نهادها برطرف نمی شود، اما این به این معنا نیست که قوانین و ساختارها اثرگذار نیستند. بنابراین، دارا بودن مواهب اجتماعی به همراه قوانین و نهادهای حمایت کننده می توانند در وضعیت زنان و توانمندی آنان تأثیر بگذارند.
الگوی راهبردهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، برای تغییر نظام هنجاری جامعه ایران در مسئله حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
82 - 111
حوزههای تخصصی:
حوادث و تنش های اجتماعی و سیاسی اواخر شهریور سال 1401، نشان از تغییر هنجاری در مسئله حجاب در جامعه ایرانی داشت. یکی از کانون های عمده در این تغییر هنجاری، نقش و کارکرد منفی و موثری است که رسانه های فارسی زبان دولت های متخاصم با جمهوری اسلامی و اپوزسیون آن در این موضوع انجام داده اند. شناخت راهبردهای عملیات رسانه ای این شبکه ها، به مسئولان حوزه فرهنگ و رسانه و پژوهشگران این عرصه کمک خواهد کرد تا بتوانند در سیاست گذاری ها بر اساس دانش صحیحی از نحوه کنش این رسانه ها طراحی های لازم را صورت دهند. در این راستا پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی ذیل ادبیات بازنمایی، به بررسی محتوای چهار شبکه اصلی ماهواره ای پرداخته است. نتایج این تحقیق شامل چهارده محور فرعی: عادی سازی بی حجابی در برابر نامحرم، برجسته سازی رویدادهای ضد فرهنگی، عرفی سازی حجاب از امر شرعی به امر اجتماعی سکولار، هنجارزدایی از هنجارهای فرهنگی و اخلاقی جامعه فراتر از حجاب، رشد میزان برهنگی محتوای تصویری، بهره از چهره های مشهور هنری و ورزشی، استفاده از ظرفیت شعر و موسیقی، قرار دادن حجاب در برابر پیشرفت حرفه ای بانوان، راه اندازی کمپین های مجازی و رسانه ای، هزینه سازی اجتماعی برای افراد محجبه، گسترش مناسبت ها و آیین های فرهنگی غرب، استفاده از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور، استفاده از ظرفیت احساسات، مشابهت سازی گفتمانی بین جمهوری اسلامی ایران با گروههای ضد زن در هنجار حجاب و یک محور اصلی بود که نشان می دهد این رسانه ها برای تغییر هنجاری در حجاب اسلامی از چهارده راهبرد اصلی استفاده کرده اند. این راهبردها، تغییر نظام هنجاری حجاب را به عنوان هدف مشترک تعقیب کرده اند.
تحلیل مفهوم جنسیت در نمایشنامه «خشکسالی و دروغ» با استفاده از رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
567 - 584
حوزههای تخصصی:
آثار هنری، بخشی اساسی از فرهنگ یک جامعه و منعکس کننده وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه هستند. پژوهش پیش رو به تحلیل گفتمان انتقادی نمایشنامه خشکسالی و دروغ نوشته محمد یعقوبی می پردازد تا مطالعه کند که مفهوم جنسیت در این متن زبانی در قالب چه گفتمان هایی تولید یا بازتولید می شود. یعقوبی از نمایشنامه نویسانی است که در بیشتر آثارش، مضمون روابط میان زن و مرد در محیط خانواده و نقش های جنسیتی، برجسته است. برای نیل به هدف پژوهش، نظریه های مربوط به جنسیت از بعد زیست شناختی، فرهنگی و گفتمانی مطرح شده اند و در بخش روش تحقیق، رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک که پس زمینه های تاریخی-اجتماعی متون را برای تحلیل درنظر می گیرد، انتخاب شده است. بهره گیری از افق تاریخی-اجتماعی دهه هشتاد و تحلیل متن نمایشنامه با استفاده از راهبرد های پنج گانه وداک و بررسی مضامین کلیدی مندرج در آن نشان می دهد در نمایشنامه خشکسالی و دروغ، تعریف جنسیت و نقش های جنسیتی در وضعیتی میان گفتمان سنتی رسمی مسلط و گفتمان مدرن (به عنوان گفتمان رقیب) که امکان بروز آن در دهه هشتاد فراهم شد، تولید می شود. همچنین نویسنده متن به خوبی توانسته موقعیت جامعه در حال گذار به سمت مدرنیته ایران در دهه هشتاد و پیامدها و تحولات ایجادشده به سبب آن در عرصه خصوصی خانواده و روابط زناشویی را در خصایص شخصیت هایش بازنمایی کند.
فسخ نکاح و آثار آن بر حیات اجتماعی زنان با عنایت به نگاه مذاهب خمسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
31-50
حوزههای تخصصی:
در مذاهب خمسه فسخ نکاح به موجب عیوب معین، یکی از حقوق تعریف شده برای تفریق میان زوجین است. این موضوع به جهت ویژگی های خود بر حیات اجتماعی زنان تأثیراتی دارد که در میان نظرات فقهای مذاهب به صورت مجزا مورد بررسی قرار نگرفته است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی نشان می دهد که حق فسخ به واسطه برخی عیوب و توسعه حق فسخ به واسطه بیماری هایی نوین دارای مناط عقلی است. قاعده عسر و حرج و قواعد عام لاضرر و استصحاب، حق فسخ نکاح بعد از عقد را هموار می کند. فرضیه آن است که این رویه می تواند منجر به رسمیت شناختن حیات اجتماعی مستقل تری برای زنان براساس قانون مدنی گردد. در یک فرضیه رقیب ممکن است به دنبال این تفسیر، حق فسخ نکاح به صورت چشمگیری کاهش یابد و زمینه تأثیر آن بر نقش اجتماعی زنان در جامعه کمرنگ تر گردد.
خوشی به مثابه احساسی جمعی در تعامل مناسکی (موردمطالعه: مادران ساکن حاشیه شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
174 - 199
حوزههای تخصصی:
معمولا خواسته افراد این است که زندگی طولانی و سرشار از خوشی را تجربه کنند. این پژوهش با هدف واکاوی فهم زنان از مفهوم خوشی با روش گرندد تئوری اجرا و داده ها از مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۲۸ مادر دارای فرزند زیر ۱۲ سال ساکن بهارستان از مناطق حاشیه ای شهر تهران انجام شده و از آنها این سوال باز پرسیده شده که خوشی یعنی چه؟ و شما چگونه خوشی را در زندگی تجربه می کنید؟ طی سه مرحله کدگذاری مدل های تحلیلی استخراج گردیده و این مدل ها در قالب نظریات جامعه شناسی احساسات بررسی و مدل نهایی حول مفهوم " احساسی جمعی در تعامل مناسکی" تعریف شده است. در قالب مدل پارادایمی نظریه زمینه ای خوشی تحت تاثیر تعالی خود ، عادتواره ها و نمادهای معنادار با مداخله گری تفکر در بستر بدن و شرایط محیطی و با اتخاذ راهبرد حس کردن یا زمینه مند کردن خوشی منجر به شکل گیری سبک زندگی بازاندیشانه (پیشرو) یا مقاومتی می شود.
رهبری متواضعانه و تعهد سازمانی: شکوفایی نقش زنان در محیط کار خصوصی
حوزههای تخصصی:
انتخاب سبک رهبری مناسب می تواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد کارکنان، افزایش رضایت شغلی و تقویت تعهد سازمانی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک رهبری متواضعانه در ارتقای تعهد سازمانی زنان شاغل در شهر تبریز انجام شده است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-همبستگی (تحلیل مسیر) انجام شده و نمونه ای شامل 150 نفر از زنان شاغل در سازمان های خصوصی تبریز در سال 1402 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سبک رهبری متواضعانه اوانز و همکاران (2013) و تعهد سازمانی آلن و میر (1990) استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که سبک رهبری متواضعانه تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد سازمانی دارد.این یافته ها نشان دهنده اهمیت بهره گیری از سبک رهبری متواضعانه در سازمان های خصوصی است که اغلب با چالش هایی چون رقابت بالا، حفظ نیروهای انسانی توانمند و افزایش بهره وری مواجه اند. سبک رهبری متواضعانه می تواند به عنوان راهکاری اثربخش در تقویت انگیزش و تعهد شغلی کارکنان، به ویژه زنان شاغل، مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اینکه زنان شاغل ممکن است با موانع بیشتری در محیط های کاری روبه رو شوند، تقویت تعهد سازمانی آن ها از طریق حمایت و هدایت متواضعانه مدیران می تواند به بهبود عملکرد سازمانی کمک شایانی کند. این رویکرد نه تنها انگیزه های شغلی کارکنان را افزایش می دهد، بلکه زمینه ساز حفظ و توسعه سرمایه انسانی در بلندمدت نیز می شود.
تأثیر فقر چندبعدی بر راهبردهای غیررسمی کنشگری سیاسی زنان (مطالعه موردی: زنان معترض به کمبود آب روستای نقدی علیا در سال ۱۴۰۰)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
867 - 890
حوزههای تخصصی:
فقر چندبعدی یکی از علت های روی آوردن زنان روستایی به راهبردهای کنشگری غیررسمی است که در ارتباط با بستر و موقعیت زنان روستایی و مشکلات زندگی روزمره، آنان را به مطالبه گری و تلاش برای تغییر سیاسی وامی دارد. در این راستا زنان معترض به مشکل آب در روستای نقدی علیای مشکین شهر برای حل مشکلشان در روند تجربه روزانه کولبری آب و عدم کارایی سازوکارهای نهادی روستایی، راهکاری غیررسمی را برگزیدند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر فقر چندبعدی بر راهبردهای غیررسمی کنشگری سیاسی در میان زنان روستایی با تمرکز بر تجربه زیسته زنان روستای نقدی علیای مشکین شهر است. چارچوب نظری پژوهش قوم نگاری نهادی و متمرکز بر تجربیات زیسته گروه های فرودست است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و مصاحبه گروه کانونی با زنان معترض و متون نهادی شامل خبرها، دستورالعمل های دولتی و فیلم پخش شده زنان جمع آوری شده است. تحلیل داده های مصاحبه برمبنای تحلیل مضمون (تماتیک) است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که زنان معترض روستای نقدی علیای مشکین شهر برای حل مشکل آب روستا، به دلیل ناکارآمدی سازوکارهای نهادی روستایی در انتقال مشکل و پاسخ دهی مناسب، اقدام به بستن جاده اردبیل به مشکین شهر کردند. پخش فیلم اعتراضشان در فضای مجازی آن را به امری سیاسی تبدیل کرد و موجب واکنش سریع مسئولان شد و زنان روستا را از قدرت تأثیرگذاری عملکرد گروهی شان آگاه کرد، اما لحظه ای بودن راهکار غیررسمی همراه با پاسخ دهی ناقص مسئولان موجب پایداری مشکل آب شده است.
Gender and Third Spaces: A Study of Women’s Perception and Experience of Coworking Spaces in the City of Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۵)
80 - 101
حوزههای تخصصی:
Gender and Third Spaces: Women's Perceptions and Experiences of Coworking Spaces in Tehran"New theories consider space as a social construct in which all members of society, including women, play a role in its production. Space is a domain for the reproduction of power and the representation of social roles. The concept of third space, despite being discussed by many theorists, was notably introduced by Oldenburg. Third spaces can be understood as places other than home and work where individuals spend their time freely, away from the formal constraints of work and the emotional and functional demands of home. Third spaces are arenas for the presence of effective social interactions and the expression of individual and collective creativity. This study employs a qualitative method, grounded theory approach, and in-depth interviews with 8 women who participate in coworking spaces. Coworking spaces have recently gained popularity in Iran, with many men and women engaging in work and activities there. The findings of this study reveal that women have transformed these spaces into professional networking environments and use them to navigate a male-dominated structure that limits women’s participation in professional activities. This indicates women’s agency in social spheresKeywords: Gender; Agency; Third Space; Coworking Space; Networking
رضایتمندی زوجین در زنان: نقش پیش بینی کننده انطباق پذیری و احساس مثبت به همسر
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش بینی کننده انطباق پذیری و احساس مثبت به همسر با رضایتمندی زوجین در زنان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی با روش همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل دبیران زن شهر کرج تشکیل داده بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 171 نفر انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های احساسات مثبت به همسر، مقیاس ارزیابی انطباق پذیری خانواده و مقیاس رضایتمندی زوجین استفاده شده بود. یافته ها نشان دادند که بین احساس مثبت به همسر و انطباق پذیری با رضایتمندی زوجین در زنان رابطه مثبت معنادار وجود دارد (0٫001>p). همچنین انطباق پذیری و احساس مثبت به همسر حدود 85 درصد از واریانس رضایتمندی زوجین در زنان را پیش بینی می کنند؛ بنابراین می توان بیان داشت که رضایتمندی زوجین در زنان از طریق احساس مثبت به همسر و انطباق پذیری قابل دستیابی است.
تجربه زیسته زنان خیانت دیده بعد از بخشش همسر خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از طریق بررسی تجربه زیسته زنان مورد خیانت واقع شده، به علل و روابط زوجین در شرایط پس از بخشودگی پرداخته است. این پژوهش با هدف شناسایی تجربه زیسته بخشودگی در زنان خیانت دیده انجام شد. پژوهش حاضر، کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بوده. از میان زنان مراجعه کننده به سه مرکز مشاوره درمنطقه چهار تهران طی یک سال گذشته از طریق نمونه گیری هدفمند و در دسترس با 10 نفر مصاحبه عمیق انجام گرفت. زنان مراجعه کننده، خیانت همسرانشان را بخشیده و دارای ملاک های ورود به شرکت در پژوهش بوده اند. داده های حاصله با استفاده از روش 7 مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری شد. نتایج حاصل از کدگذاری اولیه با شکل گیری 26 واحد معنایی همراه بود که با توجه به اشتراکات موجود آنها در قالب 6 مضمون فرعی «کیفیت خوب رابطه، توانمندی های زن، استرس ها و پیامدهای منفی جدایی، اعتقادات دینی، تجربیات ناخوشایند پس از بخشش، تجربیات خوشایند پس از بخشش و چالش مستمر برای ترمیم رابطه» دسته بندی شدند. در نهایت مضامین فرعی در قالب 2 مضمون اصلی طبقه بندی شدند که عبارتند از «دلایل بخشش همسران و کیفیت رابطه پس از بخشش.» در نتیجه، آگاهی از تجربیات زیسته زنان مورد خیانت واقع شده از دلائل بخشش و کیفیت روابط زوجین پس از بخشش می تواند به درمانگران و مشاوران درارائه خدمات موثرتر کمک کند تا مراجعان خود را به شیوه بهتری با این مشکل مواجهه سازند.
رابطه بین کنترل عواطف با سازگاری زناشویی: نقش واسطه ای صمیمیت زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش واسطه ای صمیمیت زناشویی در ارتباط بین کنترل عواطف با سازگاری زناشویی بود. طرح پژوهش حاضر همبستگی از نوع الگویابی تحلیل مسیر و نمونه موردنظر شامل 220 زوج بود که به صورت پیمایش اینترنتی و روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه کنترل عواطف ویلیامز و همکاران(1997)، پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر(1976) و پرسشنامه تامپسون و واکر (1989) بود. داده های گردآوری شده به روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد کنترل عواطف اثر غیرمستقیم به واسطه ی صمیمیت زناشویی بر سازگاری زناشویی زوجین دارد. زوجینی که توانایی خوبی در کنترل عواطف دارند، تعاملات صمیمانه مطلوب تر و صمیمیت بیشتری را در رابطه تجربه می کنند، این امر موجب می گردد همسران در مواقع بحرانی بهتر بتوانند شرایط را تحمل کنند و قدرت انطباق بیشتری از خود نشان دهند، یعنی به واسطه صمیمیت ایجاد شده در رابطه سازگاری زناشویی نیز افزایش می یابد. در تدوین مداخلات روان شناختی برای افزایش سازگاری زناشویی باید به نقش عوامل تاثیرگذار از جمله کنترل عواطف و صمیمیت، توجه ویژه مبذول شود.
مدل پارادایمی روایت زنان کارآفرین برتر از سازه های اثربخش بر موفقیت خود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
131-165
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر آن است تا با اتخاذ رویکرد بازاندیشانه، تجربه زیسته زنان کارآفرین برتر را فهم نماید. بنابراین، از پارادایم تفسیری و رویکرد تحلیل نظریه زمینه ای و تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته فردی (25 نفر از زنان کارآفرین برتر که در جشنواره ملی کارآفرینان برتر برگزیده شده بودند) بهره گرفته شده است. پدیده محوری «زن کارآفرین برتر به مثابه نوآورِ ریسک پذیرِ تاب آور» شناسایی شد. این پدیده اشاره به زنی دارد که به دنبال کشف راه های جدید است و در این راه از هیچ گونه مخاطره و چالشی، نمی هراسد و در عین حال قادر به تحمل شرایط ناگوار نیز هست و می تواند خود را بازسازی نمایند. علاوه بر این، نتایج پژوهش حاکی از فهم ذهنیت و درک زنان کارآفرین برتر از وجه تمایز مدیریتی بین آنها و مردان کارآفرین در مدیریت بوده است که برخی از این تمایزات عبارتند از: روا داری؛ بنیاد مدیریت زنانه، امتزاج مختصات خلقی و سبک مدیریتی، تولیدگری در عالم خلقت، کنش های معطوف به تاب آوری و مدیریت نرم: الگوی منعطف و مادرانه.
مدل و تبیین موانع همگانی شدن ورزش بانوان، از دیدگاه اساتید علوم ورزشی و بانوان کارمند شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
101 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف: ارائه مدل و تبیین موانع همگانی شدن ورزش بانوان از دیدگاه اساتید علوم ورزشی و بانوان شاغل در مشهد و ارائه الگویی که منجر به گسترش و توسعه شود.
روش : آمیخته (کیفی – کمی). جامعه آماری کیفی: 45 مقاله و 20 نفر خبره و متخصص علوم ورزشی که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، جامعه آماری کمی: کلیه بانوان کارمند شهر مشهد، 384 نفر با نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جهت استخراج عناصر و گروه بندی آنها از روش تحلیل تماتیک استفاده شد. مدل پیشنهادی با استفاده از معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت. از مصاحبه ساختاریافته و نیمه ساختاریافته برای جمع آوری داده ها استفاده و هفت مانع شناسایی شد.
یافته ها: هفت مانع شناسایی شده: فردی و جسمانی، خانوادگی، دینی و مذهبی، فرهنگی و اجتماعی، نگاه جنسیتی، کم کاری سازمان های ورزشی و سایر موانع: نداشتن برنامه جامع و مدون و کم توجهی به ورزش همگانی و رهبران سازمان های ورزشی به غیرتخصصی وضعیت را بدتر کرده اند و سیاست های حاکم بر ورزش همگانی بسیار نامشخص و روزمره طراحی شده. علت نداشتن دانش لازم و مدیریت استفاده بهینه ای از منابع سرمایه ای موجود کشور در ورزش بانوان به عمل نیامده. نوآوری و نقاط قوت تحقیق: عدم برنامه برای پیشرفت ورزش بانوان و عدم تصمیم گیری و برنامه ریزی برای ترغیب و تسهیل حضور حمایتگران مالی در ورزش همگانی بانوان و عدم جذابیت فعالیت های برنامه ورزش همگانی و عدم توجه به ورزش های بومی و محلی.
نتیجه گیری: نداشتن برنامه جامع و مدون و کم توجهی به ورزش همگانی بانوان و بخصوص بانوان کارمند سبب مشکلات جسمانی برای این قشر از جامعه شده است. در ثانی رهبران سازمان های ورزشی به علت نداشتن دانش لازم و مدیریت غیرتخصصی وضعیت را بدتر کرده اند.