ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۶۱ تا ۲٬۳۸۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۲۳۶۱.

تأثیر عوامل نظام راهبری شرکتی بر هم حرکتی سود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: سود حسابداری مهمترین معیار سرمایه گذاران و سهامداران در رابطه با قضاوتها و تصمیم گیری های آتی آنها می باشد و در صورت عدم رضایت از سود، اقدام به مقایسه سود شرکت با سود بازار و یا سود شرکتهای هم صنعت می کنند. یکی از عوامل مهم و اثرگذار در این زمینه عوامل نظام راهبری شرکتی است که می تواند بر هم حرکتی سود موثر واقع شود. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر عوامل نظام راهبری شرکتی بر هم حرکتی سود می پردازد. روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 129 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده در دوره ی زمانی 6 ساله بین سال های 1397 تا 1402 مورد بررسی قرار گرفتند. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و داده های مربوط برای اندازه گیری متغیرها از سایت کدال و صورتهای مالی شرکت ها جمع آوری شده و در اکسل محاسبات اولیه صورت گرفته سپس برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار استاتا استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که عوامل نظام راهبری شرکتی بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. مالکیت نهادی بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. استقلال هیئت مدیره بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. تخصص کمیته حسابرسی بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. قدرت مدیرعامل بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. نتیجه گیری: در نهایت می توان نتیجه گرفت هرچه عوامل نظام راهبری شرکتی بهبود یابد، هم حرکتی سود نیز افزایش می یابد. درصورتی که هم حرکتی سود بیشتر باشد، در این صورت سرمایه گذاران می توانند استخراج محتوای اطلاعاتی مورد نیازشان را در سطح صنعت راحت تر انجام دهند.
۲۳۶۲.

فراترکیب باورهای اسلامی اخلاق سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه و اهداف: مقدمه و هدف: امروزه اخلاق سازمانی، به ویژه با رویکرد اسلامی، از دغدغه های مهم مدیران و کارگزاران جامعه است. اخلاق سازمانی نقش کلیدی در تعاملات، انجام وظایف و مسئولیت اجتماعی سازمان و افراد سازمانی ایفا می کند. نهادینه سازی اخلاق اسلامی در سازمان، که مرتبه ای مطلوب در اسلامی سازی است، فراتر از رعایت صرف الزامات فقهی-حقوقی بوده و مستلزم تحول در باورها و نگرش های افراد است (نقی پورفر، ۱۳۹۰). پژوهش ها نشان می دهد التزام عملی به اخلاق اسلامی، پیامدهای مثبت فردی، شغلی، سازمانی و اجتماعی به دنبال داشته و بر بهره وری مؤثر است (امیدوار و همکاران، ۱۴۰۲). پایدارترین روش برای ترویج اخلاق، ایجاد تغییر در دانش و نگرش هاست (رضائیان، ۱۳۸۰). از دیدگاه آموزه های اسلامی، ارزش واقعی یک رفتار اخلاقی هنگامی است که از پشتوانه اعتقادی (حسن فاعلی) و نیز صحت نفس عمل (حسن فعلی) برخوردار باشد (مصباح یزدی، ۱۳۷۹). بنابراین، اخلاق سازمانی به طور عمیقی با مبانی ارزشی و اعتقادی مرتبط است و افراد زمانی برای عمل برانگیخته می شوند که نسبت به آن بینش و باور داشته باشند. آموزه های اسلامی با ارائه یک نظام اخلاقی جامع، تکیه بر فطرت انسانی و مسئولیت پذیری در برابر خداوند، پایه نظری مستحکمی برای اخلاق در سازمان ها می توانند فراهم کنند. اگرچه پژوهش های متعددی در زمینه اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی انجام شده، اما شناسایی باورهای محوری این حوزه به طور مستقل کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو، این پژوهش با تمرکز بر سطح فردی (مدیران و کارکنان)، به دنبال شناسایی، ترکیب و تبیین باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی با مراجعه به منابع اخلاق سازمانی و اخلاق حرفه ای اسلامی است. روش: فرامطالعه روشی برای بررسی عمیق پژوهش های پیشین در یک حوزه است که در چهار قالب فراتحلیل، فراروش، فرا نظریه و فرا ترکیب انجام می شود. این پژوهش، با هدف کاربردی و به روش کیفی، از نوع فرا ترکیب است و از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است که شامل تعیین پرسش، جستجو و انتخاب منابع، بررسی متون، استخراج اطلاعات، تحلیل و ترکیب یافته ها، کنترل کیفیت و ارائه نتایج است. داده ها از مطالعات اولیه در زمینه های مختلف اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی و از طریق پایگاه هایی چون نور، SID و اسکاپوس گردآوری شد. از بین ۸۸ مقاله، پس از پالایش، ۳۲ مقاله مناسب انتخاب شد. با تحلیل محتوای منابع و بهره گیری از روش تحلیل مضمون، ابتدا ۱۷۹ کد استخراج شد که پس از حذف موارد تکراری، به ۱۲۲ مضمون پایه کاهش یافت. این مضامین در نهایت در ۲۰ مضمون سازمان دهنده و ۴ مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. در مرحله کنترل کیفیت، دو پرسش اصلی مطرح شد: تأیید این باورها توسط آموزه های اسلامی و ارتباط آنها با اخلاق سازمانی. برای اطمینان، باورهای استخراج شده افزون بر استناد به برداشت پژوهشگران اسلامی، مستقیماً با مراجعه به قرآن و روایات مورد بررسی و تأیید قرار گرفتند. همچنین، این باورها به پنج متخصص وخبره حوزه و دانشگاه عرضه شد و ارتباط تمامی آنها با اخلاق سازمانی مورد تأیید نهایی قرار گرفت. اگرچه سنجش میزان تأثیر هر باور نیازمند پژوهش کمّی مستقل است، اما این مطالعه چهارچوب جامعی از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی در سطح فردی ارائه می دهد. یافته ها: در این پژوهش، چهار دسته محوری از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی را شناسایی شده است: باورهای توحیدمحور: شامل دو مضمون سازمان دهنده «حکمرانی الهی بر تصمیم و عمل» و «حکومت دانای روزی رسان» است. این باورها با تأکید بر حضور و نظارت مطلق خداوند، و رزاقیت او، زیربنای اخلاص و مسئولیت پذیری را شکل می دهند. باورهای معادنگر: در دو محور «قیامت آینه تمام نمای اعمال» و «محاسبه دقیق اعمال» دسته بندی می شوند. این باورها با ایجاد انگیزه پاسخگویی در برابر حسابرسی عادلانه، قوی ترین مکانیسم خودکنترلی را ایجاد می کنند و فرد سازمانی را نسبت به کوچک ترین اعمالش آگاه و مسئول می کنند. باورهای تکلیف گرایانه: مناصب را امانت و پلکان اخروی می دانند و کار را دارای ارزش و قداست فوق العاده می شمرند. این نگرش، رفتارهای اخلاقی مانند شایسته سالاری، درستکاری، کسب حلال و پرهیز از کم کاری و کسب حرام را تقویت می کند و سنگ بنای مسئولیت پذیری سازمانی است. در این دیدگاه، مدیریت یک تکلیف و خدمتگزاری است و قدرت، ابزاری برای آزمون الهی محسوب می شود. باورهای کرامت محور: با تأکید بر کرامت ذاتی افراد، سازمان را بر پایه مضامینی چون مسئولیت فراگیر انسان، مدیر به عنوان نماد اخلاق، عبادت بودن خدمت به دیگران، حرمت حقوق دیگران و همکاری کریمانه بنا می نهند. این چهارچوب فکری یکپارچه، رابطه اعضای سازمان را بر اخوت و برادری دینی استوار و سازمان را به جامعه ای مبتنی بر کرامت، خدمت و همکاری تبدیل می کند. این باورهای اسلامی، نگرش فرد سازمانی را تغییر داده، معیار درونی ایجاد می کند و انگیزه های فرامادی را تقویت می نماید که در نهایت به رفتارهای اخلاقی منجر می شود. نتیجه گیری: باورهای توحیدمحوری، هسته مرکزی و اساس دیگر باورهاست که چرایی مسئولیت پذیری را تبیین می کند. باورهای معادنگر، موتور محرک و ضمانت اجرای درونی را ایجاد می کند. باورهای تکلیف گرایانه با قداست بخشیدن به کار، چگونگی عمل را مشخص و باورهای کرامت محور، قواعد روابط بین ذی نفعان را تنظیم می نماید. این چهارچوب در یک نظام یکپارچه با هم ارتباط داشته و اخلاق سازمانی اسلامی، تجلی همین نظام اعتقادی است. در تقابل با پارادایم غربی که اخلاق را بر پایه فایده گرایی یا الزامات قانونی بنا می کند، منبع نهایی الزام اخلاقی در این دیدگاه، رضایت الهی و پاسخگویی در پیشگاه خداوند است. قوی ترین مکانیسم نظارتی، نظارت درونی ناشی از باور به علم مطلق خدا و محاسبه اخروی است. همچنین، انگیزه اصلی رفتار اخلاقی در این نگاه، کسب رضایت الهی و انجام تکلیف است، نه انگیزه های مادی و خارجی رایج در ادبیات غربی. نوآوری اصلی این پژوهش، ارائه چهارچوبی نظام مند و جامع از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی در سطح فردی است که از طریق روش فراترکیب تدوین شده است. این چهارچوب نشان می دهد اخلاق سازمانی اسلامی صرفاً یک مجموعه آداب نیست، بلکه خروجی یک جهان بینی یکپارچه است. این دستاورد، قابلیت تبدیل شدن به یک چهارچوب نظری برای توسعه شاخص های بومی اخلاق سازمانی و طراحی برنامه های آموزشی با اثربخشی بالاتر را دارد؛ زیرا به جای تمرکز بر رفتار، به درمان ریشه های اعتقادی و درونی می پردازد. تقدیر و تشکر: برخود لازم می دانم از خبرگان، ناظران و سردبیر و مسئولین محترم مجله، تشکر و قدردانی نمایم. تعارض منافع: در تدوین این مقاله موارد مربوط به اخلاق نشر، رعایت شده و منافع تجاری در این راستا وجود ندارد و نویسنده در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت نموده است. همچنین، بدین وسیله اصالت محتوای مقاله و عدم انتشار آن در جای دیگر اعلام می شود..
۲۳۶۳.

تحلیل راهبردی مزیت رقابتی شرکت های خصوصی در گذار به اقتصاد دانش بنیان با تمرکز بر سازوکارهای مدیریت دانش: با بهره گیری از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: در گذار به اقتصاد دانش بنیان، جایگزینی منابع دانشی با عوامل سنتی تولید، شرکت های خصوصی در کشورهای در حال توسعه را با چالش هایی در ساختار سازمانی، نوآوری و بهره برداری از ظرفیت های فکری مواجه ساخته است. این پژوهش با تمرکز بر سازوکارهای مدیریت دانش، نقش آن ها را در شکل گیری و حفظ مزیت رقابتی در شرکت های خصوصی، به ویژه در شرایط محدودیت منابع و فقدان زیرساخت های هم افزایی دانش، بررسی می کند. روش پژوهش: این پژوهش کیفی و اکتشافی با هدف کشف الگوها و روابط پنهان در ادبیات موجود، از روش فراترکیب بهره گرفت. جامعه شامل ۲۴۳ منبع علمی فارسی (۱۳۹۰–۱۴۰۴) و انگلیسی (۲۰۲۱–۲۰۲۵) مرتبط با مدیریت دانش و مزیت رقابتی در شرکت های خصوصی بود. نمونه گیری هدفمند و نظام مند بر اساس معیارهای موضوعی، کیفیت علمی و پوشش زمانی انجام شد و ۶۵ منبع به عنوان نمونه نهایی انتخاب گردید. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای گردآوری و با کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند که منجر به استخراج ۴۱۰ کد مفهومی، ۲۳ زیرمضمون و چهار مضمون اصلی شد. تحلیل در چارچوب مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو صورت گرفت. اعتبار پژوهش با پنل کارشناسی و مثلث سازی منابع، و پایایی آن با ضریب توافق ۸۵٪ میان کدگذاران تأیید شد. مدیریت منابع و کدگذاری به صورت دستی و با روش های سنتی تحلیل کیفی انجام شد. یافته ها: بر اساس تحلیل مضمون حاصل از کدگذاری سه مرحله ای منابع منتخب، اشتراک گذاری دانش با فراوانی ۱۵ درصد از مجموع کدهای مفهومی، به عنوان برجسته ترین زیرمضمون شناخته شد و در اغلب مطالعات به عنوان عامل مؤثر در تقویت تاب آوری سازمانی، به ویژه در شرایط عدم قطعیت و محدودیت منابع، مورد توجه قرار گرفت. یافته ها با شاخص های جهانی از جمله میزان سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و رشد چشمگیر شرکت های دانش بنیان در ایران طی سال های اخیر هم راستا بودند. این هم سویی، اعتبار بیرونی و کاربردپذیری یافته ها را تقویت کرد و نشان داد که سازوکارهای مدیریت دانش، به ویژه اشتراک گذاری دانش، نقش مهمی در ارتقای مزیت رقابتی و افزایش تاب آوری شرکت های خصوصی در مسیر گذار به اقتصاد دانش بنیان ایفا کرده اند. نتیجه گیری: تحلیل مضمون نشان داد که تلفیق فرآیندهای مدیریت دانش سازمانی، به ویژه مدل SECI، به عنوان سازوکار مؤثر در ایجاد مزیت رقابتی پایدار در شرکت های خصوصی عمل کرده است. این فرآیند با ارتقای ظرفیت نوآوری و افزایش تاب آوری، زمینه ساز آمادگی این شرکت ها برای حضور مؤثر در اقتصاد دانش بنیان، حتی در شرایط تحریم و محدودیت منابع، بوده است. اصالت/ارزش: این مطالعه با بهره گیری از روش فراترکیب و تلفیق مفاهیم میان رشته ای، شواهدی نوین از پیوند فناوری های نو و تاب آوری سازمانی و چارچوبی بومی و بدیع ارائه کرده و افق های تازه ای در سیاست گذاری دانش بنیان گشوده است.
۲۳۶۴.

بررسی رابطه کوته بینی مدیران و سرمایه گذاری دوسویه در نوآوری با نقش تعدیل گری عدم قطعیت سیاست اقتصادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر به بررسی رابطه کوته بینی مدیران و سرمایه گذاری دوسویه در نوآوری با نقش تعدیل گری عدم قطعیت سیاست اقتصادی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. این پژوهش از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی بوده و از آنجایی که در پژوهش حاضر وضعیت موجود متغیرها با استفاده از جمع آوری اطلاعات، از طریق اطلاعات گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، در ردیف مطالعات توصیفی و از نوع پس رویدادی گنجانده می شود. در مسیر انجام این پژوهش، دو فرضیه اصلی تدوین و 167 شرکت از طریق نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک برای دوره زمانی 7 ساله بین 1396 تا 1403 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز نسخه 10 با الگوی رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد: بین کوته بینی مدیران و سرمایه گذاری دوسویه در نوآوری رابطه مستقیم معناداری وجود دارد. همچنین عدم قطعیت سیاست اقتصادی بر رابطه بین کوته بینی مدیران و سرمایه گذاری دوسویه در نوآوری تاثیر مستقیم معناداری دارد.
۲۳۶۵.

تعریف مفهوم «حکمرانی» بر پایه دلالت کاربست های این واژه در ادبیات رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۶
وقتی اهل علم و سیاستمداران ایرانی واژه «حکمرانی» را به کار می برند، کمابیش می توان مطمئن بود که منظورشان همان «Governance» است. اما آیا می توان مدعی شد رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در هنگام کاربست این واژه، همین مفهوم را در نظر دارد؟ با وجود جستجوی دقیق و تفصیلی در پایگاه های علمی مربوط، هیچ رساله دکتری یا مقاله علمی مرتبط با این موضوع یافت نشد که پاسخ گوی این پرسش باشد. بر این اساس، هدف کلی این پژوهش «دستیابی به تعریف مفهوم حکمرانی بر پایه دلالت کاربست های این واژه در ادبیات رهبر معظم انقلاب اسلامی» است. پس از «نمونه گیری هدفمند» از عبارت های دربردارنده واژه «حکمرانی» و هم خانواده های آن در سخنرانی ها و پیام های موجود در پایگاه اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای و شناسایی 30 سخنرانی و دو پیام مکتوب به عنوان «نمونه پژوهش»، این داده ها با استفاده از «روش تحلیل مضمون با رویکرد شبکه مضامین» تجزیه وتحلیل شد. در جریان این فرایند تفصیلی و دقیق، 138 شناسه اولیه، 47 مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر شناسایی شد. درنهایت، با استفاده از سه شبکه مضمون های فراگیر «کارکردهای حکمرانی»، «بایسته های حکمرانی» و «نسبت حکمرانی با مفاهیم مرتبط»، حکمرانی این گونه تعریف شد: شیوه های «ایجاد مناسبات گوناگون بشری و نظم های اجتماعی» به منظور «تصمیم سازی» و «تبدیل خواسته های مطلوب به اراده عمومی» و «اطاعت افراد جامعه»، با هدف «در اختیار گرفتن جریان حرکت عمومی جامعه» و «تحقق اهداف نظام سیاسی مدنظر».
۲۳۶۶.

ارزش های حاکم بر الگوی حکمرانی شهید رئیسی بر اساس بیانات امام خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
حکمرانی شامل تصمیم گیری، اجرای قوانین و پاسخگویی مسئولان در اداره کشور است و بر اساس ارزش ها و فرهنگ هر جامعه شکل می گیرد. در ایران، این فرایند تحت تأثیر تعالیم اسلامی و ارزش های دینی است و ارزش ها به عنوان قطب نما، تصمیم گیری و عملکرد مسئولان را هدایت می کند. شهید رئیسی با تجسم ارزش های اسلامی و انقلابی و تلاش جهادی در مدیریت اجرایی کشور، الگویی نوین در حکمرانی ارائه کرد. این پژوهش با هدف تبیین ارزش های حاکم بر الگوی حکمرانی شهید رئیسی مبتنی بر بیانات امام خامنه ای(مدظله العالی)، در پی پاسخ به این پرسش است که ارزش های بنیادین ناظر بر الگوی حکمرانی شهید رئیسی بر اساس بیانات امام خامنه ای(مدظله العالی) کدام است؟ این پژوهش از نظر ماهیت کیفی است. روش پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها  «تحلیل مضمون» است. براساس نتایج، 51 مضمون پایه، 23 مضمون سازمان دهنده و 15 مضمون فراگیر شناسایی شد. یافته ها حاکی است که ارزش های حاکم بر الگوی حکمرانی شهید رئیسی در سه بعد دسته بندی می شود: ارزش های معنوی و اخلاقی (ایمان و توکل بر خدا، ساده زیستی در سلوک شخصی، تواضع، صمیمیت و محبت، صداقت و راستگویی)، ارزش های انقلابی: (مرزبندی با دشمن، استکبارستیزی، برجسته کردن نام ایران، عزت مداری در سیاست خارجی و صراحت در اعلام مواضع انقلابی) و ارزش های تحول آفرین (تلاش گری و حرکت جهادی، خدمتگزاری، عدالت اجتماعی، باور به ظرفیت های داخلی و جوانگرایی در مجموعه اجرایی). این یافته ها نشان می دهد که الگوی حکمرانی شهید رئیسی، ترکیبی از معنویت، تعهد انقلابی و تلاش جهادی برای پیشرفت کشور است.
۲۳۶۷.

از روش های سنتی تا یادگیری ماشین: تحول کشف تقلب در حسابرسی با فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۶
تقلب در صورت های مالی پدیده ای جهانی است که پیامدهای منفی قابل توجهی برای کلیه ذینفعان دارد با این حال تشخیص تقلب به دلیل ماهیت ذهنی آن، امری دشوار است. هدف این پژوهش بررسی فرصت ها و چالش ها و انتقادات مرتبط با روش های آماری و تکنیک های یادگیری ماشین برای کشف تقلب است. در این پژوهش ضمن مرور ادبیات در مورد کشف تقلب حسابداری و حسابرسی با استفاده از یادگیری ماشین به بحث در مورد چالش ها و انتقادات مطرح شده در این خصوص پرداخته شده است. مرور ادبیات نشان می دهد که مدل های رگرسیون لجستیک به طور سنتی در مطالعات کشف تقلب استفاده شده اند اما پیشرفت های اخیر در هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، فرصت های جدیدی برای شناسایی تقلب مالی فراهم کرده است. علی رغم مزایای بالقوه، استفاده از روش های یادگیری ماشین در کشف تقلب با چالش ها و انتقادات جدی روبرو است. این پژوهش در درک بهتر فرصت ها و چالش ها و انتقادات مرتبط با کاربرد روش های نوینی همچون یادگیری ماشین برای کشف تقلب، یاری می رساند.
۲۳۶۸.

Investigating the Achievement of Sustainable Performance through Strategies and Sustainability Challenges Management Using the Fuzzy Quality Function Deployment (FQFD) Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۰
Environmental instability and sustainability deficits remain critical threats to the continuity of small and medium‑sized enterprises (SMEs), particularly in pollution‑intensive sectors such as paints and resins. In Iran, the vulnerability of SMEs in this sector is largely rooted in unsustainable production practices and limited access to environmentally compatible raw materials. This study aims to identify and prioritize sustainability challenges and strategies, and to analyze their influence on sustainable performance criteria—integrating environmental, social, and economic dimensions. A two‑phase fuzzy Quality Function Deployment (QFD) model was employed under uncertainty. In the first phase, relationships between sustainability strategies and challenges were examined, with the fuzzy SWARA method applied to determine the relative weights of strategies in Isfahan’s paint and resin SMEs. The second phase analyzed interrelations between challenges and sustainable performance using the QFD “House of Quality” to map strategic leverage points. Findings from the fuzzy Delphi stage confirmed the validity of three primary constructs—strategies, challenges, and performance criteria. Results show that implementing sustainability strategies significantly mitigates core challenges such as financial constraints, volatility in raw‑material supply, and competitive market pressures. The analysis further identified emission reduction, energy efficiency, and product quality and durability as the most influential sustainability performance criteria. The study concludes that enhancing access to sustainable raw materials, supported by green financing and policy incentives, enables SMEs to reduce pollutant and greenhouse gas emissions, optimize resource use, and improve product longevity. Overcoming financial and sourcing barriers fosters technological innovation and operational efficiency, strengthening firms’ competitiveness in domestic and international markets. By integrating targeted fiscal, technological, and managerial interventions, Iran’s paint and resin SMEs can advance toward sustainability while contributing to national environmental and economic objectives.
۲۳۶۹.

Social Media Governance: An Expert Perspective on Cyber-Acculturation and Subcultural Encounters(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۰
Purpose : Social media governance is a multifaceted and complex sociotechnical process, particularly when exposure to different cyber- subcultures leads to acculturation and subsequent cultural change. This research addresses the cyber-acculturation dilemma in the context of social media governance. Method : We explored the opinions of 18 Iranian media experts through online interviews to examine the manageability of the cyber-acculturation process and the measures that may guide users toward adopting positive aspects of cyber-subcultures while avoiding negative ones. Using a basic qualitative approach, we employed Braun and Clarke's thematic analysis with an inductive (bottom-up) method for data analysis. Findings : Our findings are presented in a thematic map of social media governance for cyber acculturation, which includes: Infrastructural Measures (10 sub-themes); Educational Measures (Cultural, Moral, and Media Literacy Education); Cultural Measures (6 sub-themes); Media-Based Measures (4 sub-themes); and Social Control Measures (Formal and Informal Social Control, and Inaction). We also acknowledge the unmanageable aspects of cyber acculturation (the inherent nature of acculturation and social media, and the indefinability of comprehensive criteria). Conclusion : This research contributes to ongoing debates on how governments can govern social media and cyber acculturation in the context of exposure to cyber-subcultures. The suggested map can inform governments about the nature of cyber acculturation and cyber-subcultures, enabling them to govern social media more effectively.
۲۳۷۰.

بررسی اثر ساز و کارهای معاملات بلوکی بر نقدشوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: معاملات بلوکی به عنوان یکی از رویدادهای مهم بازار سرمایه، به سبب حجم بالای سهام منتقل شده و توان بالقوه در تأثیرگذاری بر قیمت و نقدشوندگی، همواره مورد توجه تحلیل گران مالی قرار دارند. این معاملات می توانند با انتقال اطلاعات و تغییر در ساختار مالکیت شرکت ها، پیامدهایی برای کارایی بازار و شفافیت اطلاعاتی به همراه داشته باشند. از سوی دیگر، پوشش رسانه ای با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش آگاهی سرمایه گذاران، نقشی تعدیل کننده در این فرایند ایفا می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی اثر معاملات بلوکی بر نقدشوندگی سهام با تأکید بر نقش میانجی پوشش رسانه ای در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. روش: از منظر هدف، پژوهش حاضر در زمره مطالعات کاربردی قرار می گیرد، زیرا نتایج حاصل می تواند مبنایی برای تصمیم گیری مدیران، سیاست گذاران و سرمایه گذاران بازار سرمایه باشد. از نظر نوع داده و فرآیند اجرا، این تحقیق دارای رویکرد کمی و ماهیت پس رویدادی است. داده های پژوهش شامل اطلاعات کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱ است که حداقل یک معامله بلوکی انجام داده اند. پس از اعمال روش حذف سیستماتیک، ۱۰۰ شرکت با مجموع ۱۱۲۳۷ معامله بلوکی به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و به کارگیری روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) انجام گرفته است. ابزارهای مورد استفاده شامل نرم افزارهای ره آورد نوین و اکسل برای استخراج و محاسبه متغیرها و Stata برای آزمون فرضیه ها و تحلیل نتایج است. یافته ها: این پژوهش اثر معاملات بلوکی بر نقدشوندگی سهام در بورس تهران را با نقش تعدیل گر پوشش رسانه ای بررسی کرد. یافته های اصلی نشان می دهد که معاملات بلوکی تأثیر مثبت و معناداری بر نقدشوندگی بلندمدت سهام دارند و به افزایش کارایی بازار کمک می کنند؛ این امر با خروج حجم های بزرگ سهام بدون ایجاد شوک قیمتی ممکن می شود. همچنین، پوشش رسانه ای نقش تعدیل کننده مثبت و معناداری در این رابطه ایفا می کند. این بدان معناست که پوشش خبری فعال، با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، اثر مثبت معاملات بلوکی بر نقدشوندگی را تقویت می نماید. نتیجه گیری نهایی بر این اصل استوار است که سازوکارهای شفاف سازی اطلاعاتی، مانند پوشش رسانه ای، نقش حیاتی در بهینه سازی مزایای معاملات بلوکی برای بازار سرمایه ایران دارند. نتیجه گیری: در ارتباط با سطح معاملات بلوکی در ایران و روندهای آن، به طور کلی می توان بیان کرد که بازار سهام ایران، برخلاف سایر کشورها، به دلیل مشکلاتی نظیر ناکارایی، تمرکز بالای مالکیت، و کمبود شفافیت در ارائه اطلاعات، با چالش هایی مواجه است. عدم اعلام به موقع اخبار مثبت و منفی و عدم اعتماد سرمایه گذاران به اطلاعات موجود، باعث می شود که محتوای اطلاعاتی معاملات بلوکی به خوبی در قیمت سهام منعکس نشود. این وضعیت موجب افزایش دسترسی به اطلاعات خصوصی برای سرمایه گذاران آگاه می شود و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران آگاه و ناآگاه شدت می گیرد. همچنین، هم افزایی بازارهای عادی و بلوکی به کاهش شوک های نقدشوندگی و کاهش ریسک این سهام کمک می کند. شرکت هایی که دارای بازار بلوکی فعالی هستند، نقدشوندگی بالاتری دارند و حجم معاملات آن ها در مقایسه با بازار عادی بیشتر است. بهبود نقدشوندگی پس از معاملات بلوکی به افزایش کارایی بازار کمک می کند. در بخش دوم پژوهش، نتیجه گیری حاکی از آن است که پوشش رسانه ای تأثیر مثبتی بر رابطه میان معاملات بلوکی و نقدشوندگی سهام دارد. شرکت هایی که پوشش رسانه ای فعالی دارند و به موقع اطلاعات و اهداف معاملات بلوکی را افشا می کنند، قادرند خریداران جدیدی را جذب کنند و به این ترتیب، نقدشوندگی سهام را تحت تأثیر قرار دهند.
۲۳۷۱.

بررسی نحوه اثر عملکرد پروژه بر موفقیت سرمایه گذاری در سیستم تأمین مالی صندوق توسعه ملی ایران با استفاده از روش کیفی پویایی سیستم ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۲
تأمین به موقع منابع مالی مورد نیاز، یکی از عوامل کلیدی موفقیت پروژه در جهت دستیابی به عملکرد بهینه است و حصول عملکرد ازپیش تعیین شده نیز از مهمترین عوامل در موفقیت سرمایه گذاری است. صندوق توسعه ملی ایران بواسطه اعطای تسهیلات از طریق بانکهای عامل، تاکنون نقش اساسی در تأمین مالی بسیاری از پروژه های پایین دستی نفت و گاز ایفا نموده است. لیکن در سال های اخیر، نگرانی هایی از سوی دارندگان اعتبار اسنادی (LC [1] ) در خصوص تأخیر و چالش در اجرای تعهدات صندوق مطرح می شود، در حالی که صندوق نیز به طور همزمان از تأخیر در بازپرداخت وام رنج می برد. چرخه معیوب عدم انجام به موقع تعهدات طرفین در این قراردادهای مشارکت مدنی، به عنوان یک چالش مهم در مدیریت پروژه های پتروشیمی دارنده تسهیلات از محل صندوق شناسایی شد که نیاز به انجام این پژوهش را برانگیخت. هدف این تحقیق، کشف راهکارهای ارتقایی عملکرد با شناسایی شاخص های کلیدی عملکرد مؤثر بر بازپرداخت به موقع وام ها و عوامل مؤثر بر این شاخص ها در زمینه تأمین مالی پروژه های پتروشیمی از محل صندوق در راستای حل چالش پیش گفته می باشد. این مطالعه با استفاده از رویکرد مدل سازی کیفی روش پویای سیستم ها انجام و داده ها را از طریق بیست و نه مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق انفرادی یا گروهی با خبرگان در چهار گروه سازمانی شامل مدیران صندوق توسعه ملی، بانکهای عامل، شرکت ملی پتروشیمی ایران و هشت شرکت پتروشیمی دارنده تسهیلات از محل صندوق توسعه ملی جمع آوری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نظریه داده بنیاد به دقت تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که سودآوری، بهره وری، هزینه و زمان بندی پروژه مهمترین شاخصهای کلیدی مؤثر بر بازپرداخت به موقع وام ها در سیستم تأمین مالی صندوق هستند. در نتیجه، این مدل سازی نیز سه راهکار سیاستی برای سرمایه گذار به منظور کاهش خطر تأخیر در بازپرداخت وام در سایه ارتقایی عملکرد پروژه ها استخراج شد. 5.Letter of credit
۲۳۷۲.

معماری متاثر از قدرتِ سیاسی به مثابه نشان فرهنگ سیاسی در شهر اسلامی نمونه موردی: مصلی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۱
ساختمانهای شاخص شهری که توسط دولتها ساخته می شوند همچون منظر شهری و سبک های معماری، بازتابی از پروژه سیاسی یک حکومت و ایدئولوژی آن هستند. ارتباط مردم، سیاست و شهر از طریق این بناها شکل می گیرد و حکومت از طریق آن ها هویت، قدرت و اقتدار خویش را به زندگی عمومی و روزانه مردم القاء می کند. در کشور ایران نیز بواسطه انقلاب تغییرات سیاسی در ساختار قدرت حکومتی اتفاق افتاده از اینرو مطالعه معماری که بیانگر این تغییر از پادشاهی به جمهوری اسلامی است در شهر اسلامی تهران از ضروریات است. این پژوهش برآن است تا ارتباط منظر شهری (به عنوان نشان فرهنگی) با سیاست را مورد ارزیابی قرار داده و به تعریف نشان فرهنگ سیاسی دست یابد. نمونه موردی مطالعه شده در این تحقیق بنای مذهبی-سیاسی مصلی تهران است. دلیل انتخاب، کارکرد مذهبی سیاسی آن است که سبب شده شاخصه های معماری قدرت را داشته باشد. در نظام جمهوری اسلامی می توان گفت که مذهب، قویترین ابزار مشروعیت محسوب می شود. و مصلی به عنوان تریبون قدرت و محل بیان موضع حکومت مطرح است. روش تحقیق و ماهیت این تحقیق کیفی بوده و با مطالعه اسنادی و موردی انجام شده است. در نهایت، معیارهایی برای ارزیابی امرسیاسی بر اساس دیدگاه های کارل اشمیت معرفی شده و سپس شاخص های کیفی مرتبط با آن معیارها ارائه و میزان انطباق بنای مصلای تهران با شاخص ها سنجیده شده است. با توجه به رواج ارزش های دینی بعد از انقلاب اسلامی، نمی توان تطابق کاملی میان رویکردهای کلی نظام و مشخصات فرهنگی جامعه ایران با معماری و فرایند ساخت مصلی تهران یافت.
۲۳۷۳.

پیاده سازی سیستم بهایابی برمبنای فعالیت مبتنی بر منطق فازی (مورد مطالعه: شرکت تولیدی شرق صنعت نیشابور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
محاسبه دقیق بهای تمام شده محصولات، به ویژه در صنایع تولیدی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و ابزارهای سنتی حسابداری مدیریت در این زمینه با محدودیت هایی مواجه اند. هدف این پژوهش، پیاده سازی و مقایسه سه سیستم بهایابی شامل سیستم سنتی، سیستم بهایابی بر مبنای فعالیت (ABC) و سیستم بهایابی بر مبنای فعالیت مبتنی بر منطق فازی (Fuzzy ABC) در شرکت شرق صنعت نیشابور است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی با روش توصیفی–پیمایشی است. داده ها از طریق بررسی اسناد مالی، مصاحبه های ساختاریافته و تحلیل اسناد حسابداری شرکت در سال ۱۴۰۱ گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای Excel و MATLAB تحلیل شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمون تفاوت میانگین و تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد بین سیستم سنتی و ABC تفاوت معناداری در تعیین بهای تمام شده وجود دارد، اما تفاوت معناداری بین سیستم سنتی و ABC فازی مشاهده نشد. همچنین، مقایسه ABC و Fuzzy ABC نیز حاکی از تفاوت معنادار بود. سیستم ABC در این مطالعه، دقیق ترین روش بهایابی در شرایط واقعی شرکت بوده است. در مقابل، استفاده از منطق فازی بدون انطباق با ساختار زمانی تولید، منجر به کاهش دقت اطلاعات شده و کارایی مدل را کاهش داده است. بنابراین، بکارگیری سیستم ABC به صورت مستقل و بومی سازی شده در صنایع مشابه توصیه می شود.
۲۳۷۴.

شناخت و فهم رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی؛ تحلیل عوامل اثرگذار و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف : ذهن آگاهی برای رهبری می تواند توسعه رفتارهای مثبت سازمانی و سرمایه های روانشناختی همچون خوش بینی، امید، تاب آوری و خودکارآمدی را همراه داشته باشد، زیرا افراد ذهن آگاه بیشتر از اطلاعات خود آگاه و به تنظیم رفتار متناسب با ذات خود قادر هستند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر و پیامدهای رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی انجام پذیرفت. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد:  پژوهش حاضر از لحاظ روش آمیخته و بر مبنای پژوهش های کیفی و کمی است و همچنین از نظر فلسفه پژوهش در زمره پژوهش های قیاسی-استقرایی قرار می گیرد. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده ها، اکتشافی است. در پژوهش حاضر مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه به عنوان نمونه انتخاب شدند. در خصوص چگونگی انتخاب جامعه آماری باید بیان کرد که با توجه به اینکه موضوع پژوهش، رهبری ذهن آگاه می باشد، باید از افرادی استفاده می شد که از حیث نظری و عملی با این مفهوم آشنایی داشته باشند و اشراف اطلاعاتی لازم در جهت پاسخگویی به سوالات مصاحبه و پرسشنامه را دارا باشند. به همین دلیل، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری 25 نفر از مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه، به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار انجام شد. لازم به توضیح است از آنجا که پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته با رویکرد اکتشافی است، ابتدا باید مطالعه کیفی و سپس مطالعه کمی انجام شود. در بخش کیفی، داده های کیفی که با استفاده از نظرات 25 نفر از خبرگان جمع آوری شدند، توسط نرم افزار مکس کیودی ای و روش تحلیل محتوا و کدگذاری تحلیل شدند. سپس در بخش کمی، با توجه به اینکه ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد، داده ها در قالب پرسشنامه مقایسه زوجی، در اختیار همان نمونه قبلی قرار گرفت و داده های به دست آمده، با استفاده از مراحل روش نقشه شناخت فازی تحلیل شدند. یافته های پژوهش: در این پژوهش، یافته ها در بخش کمی و کیفی قابل طرح است. یافته های بخش کیفی نشان دهنده عوامل موثر و پیامدهای مرتبط با ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی است. بر این اساس عوامل موثر بر ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی شامل استقبال از تغییرات، وجود روحیه انعطاف پذیری شناختی، استقلال و خودهدایتگری، بهره مندی از قدرت ریسک پذیری، داشتن توانایی تمرکز بر جزئیات، داشتن روحیه یادگیری و مشارکت، تعهد به ارزش ها و اصول اخلاقی، توانایی درک دقیق محیط و موقعیت ها، تلاش برای توسعه حرفه ای خود و توانایی کنترل و تنظیم احساسات می باشد. هم چنین پیامدها یا عوامل پسایندی ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی، کاهش خطاهای انسانی، شناسایی نقطه کور درونی، تقویت مهارت های ارتباطی ، بهبود فرآیند تصمیم گیری، همسو کردن کارکنان در راستای مأموریت سازمان، کاهش استرس و تنش های کاری، افزایش رضایت شغلی، تعادل بین پردازش درونی و بیرونی، کاهش نرخ گردش شغلی و ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت هستند. محدودیت ها و پیامدها : یکی از محدودیت های پژوهش حاضر بررسی مقطعی رهبری ذهن آگاه است. از همین رو پیشنهاد می شود تحقیقات بعدی با انتخاب سازمان مشخصی به مطالعه فرایند شکل گیری چنین رهبری در طی زمان بپردازند و تغییرات آن در طول زمان را بررسی کنند. از دیگر محدودیت های پژوهش می توان به جامعه آماری تحقیق اشاره داشت که مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه بودند و باید در تعمیم نتایج احتیاط کرد. پیامدهای عملی : با شناسایی عوامل موثر و پیامدهای شکل گیری رهبری ذهن آگاه و جهت دهی درست به آن می توان به اهداف سازمانی و افزایش بهره وری در سازمان ها رسید. ابتکار یا ارزش مقاله : وجه نوآوری پژوهش حاضر آن است که ذهن آگاهی مدیران سازمان های دولتی که پیش از این به عنوان یک خلأ نظری در این زمینه قلمداد می شد، تا حدودی مرتفع شد و تمایز اساسی که یافته های این پژوهش با نتایج پژوهش های گذشته دارد در این است که این پژوهش توانست با استفاده از رویکرد FCM، عوامل موثر و پیامدهای رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی را شناسایی کند که این کار در پژوهش های گذشته صورت نگرفته است. نوع مقاله: مقاله پژوهشی
۲۳۷۵.

انتخاب تأمین کنندگان پایدار صنعت داروسازی با استفاده از رویکرد ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره و تحلیل پوششی داده ها در محیط فازی (مطالعه موردی: شرکت سبحان دارو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه و اهداف: با توجه به رقابت پذیری بازار تولید، شرکت ها نگاه ویژه ای به مدیریت زنجیره تأمین برای بهبود رقابت پذیری خود دارند. امروزه صنایع به دلیل افزایش آگاهی مصرف کنندگان و تقاضاهای زیست محیطی از بازارهای جهانی بسیار متنوع، بیشتر بر پایداری زنجیره تأمین تمرکز می کنند. نقطه شروع دستیابی به پایداری در زنجیره تأمین انتخاب تأمین کنندگان بر اساس اصول پایداری است. در نتیجه انتخاب تأمین کننده پایدار که بخش کلیدی زنجیره های تأمین را تشکیل می دهد، جهت دستیابی به توسعه پایدار و کسب مزیت رقابتی به یک تصمیم استراتژیک حیاتی برای شرکت ها تبدیل شده است. هدف از این تحقیق،  شناسایی مهم ترین شاخص های پایداری و ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین صنعت داروسازی بر اساس عملکرد پایداری آن ها می باشد. روش ها: این پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی است و از نظر روش انجام دادن در گروه پژوهش های توصیفی-تحلیلی قرار می گیرد. در این مطالعه یک رویکرد ترکیبی جدید تصمیم گیری چندمعیاره فازی و تحلیل پوششی داده های فازی جهت انتخاب تأمین کنندگان مورد استفاده قرار گرفته است. کاربرد رویکرد پیشنهادی درشرکت سبحان دارو به عنوان مطالعه موردی انجام شده است. در ابتدا فهرستی از معیارها بر اساس مرور ادبیات پژوهش شناسایی و با استفاده از روش دلفی فازی غربالگری و نهایی شدند. سپس با استفاده از روش دیمتل فازی، تأثیرات متقابل و وابستگی های بین عوامل مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد برای تعیین میزان اهمیت ابعاد و معیارها از روش فرآیند تحلیل شبکه ای فازی استفاده گردید. در نهایت با استفاده از روش تحلیل پوششی داده های فازی میزان کارایی تأمین کنندگان تعیین گردید و تأمین کنندگان برتر شناسایی شدند. یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش، 33 شاخص شناسایی شده اولیه با استفاده از روش دلفی فازی غربالگری و در نهایت 15 شاخص در 4 بعد اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و خدمات توسط خبرگان تأیید شدند. نتایج روش دیمتل فازی نشان داد که شاخص تعهد به توسعه سیستم مدیریت زیست محیطی و انرژی، به عنوان اثرگذارترین و شاخص ابتکارات کنترل آلودگی و مدیریت ضایعات مؤثر، به عنوان اثرپذیرترین شاخص می باشد. هم چنین ابعاد اقتصادی و زیست محیطی بیشترین اثرگذاری را در سیستم دارند و ابعاد اجتماعی و خدمات از بیشترین اثرپذیری در سیستم برخوردار هستند. بر اساس نتایج روش  فرآیند تحلیل شبکه ای فازی، معیارهای کیفیت مواد اولیه و بسته بندی، تعهد به توسعه سیستم مدیریت زیست محیطی و انرژی و سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه سبز به عنوان مهم ترین معیارها در ارزیابی تأمین کنندگان شناسایی شدند. در میان ابعاد نیز ابعاد اقتصادی و زیست محیطی بیشترین اهمیت را به خود اختصاص دادند. بر اساس رتبه بندی نهایی مدل تحلیل پوششی داده های فازی، 15 تأمین کننده شرکت سبحان دارو بر اساس میزان کارایی رتبه بندی گردیدند که تأمین کنندگان ۱، ۶ و 2 به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند. نتیجه گیری : نتایج بیانگر آن است که مدیران و کارشناسان شرکت های داروسازی از جمله مدیران بخش تدارکات و خرید، باید هنگام ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان پایدار، به شاخص های اقتصادی و زیست محیطی توجه ویژه ای داشته باشند. هم چنین مدیران شرکت سبحان دارو می توانند جهت همکاری با تأمین کنندگان 1، 6 و 2 که عملکرد خوبی داشته اند، قراردادهای بلندمدت تنظیم کنند. این یافته ها نه تنها به شرکت های داروسازی در انتخاب بهترین تأمین کنندگان کمک می کند، بلکه به سایر صنایع نیز این امکان را می دهد که با استفاده از این مدل ترکیبی، فرآیند انتخاب تأمین کنندگان خود را بهبود بخشند.
۲۳۷۶.

ارائۀ شبکۀ مضامین چالش های تأمین مالی ازطریق صندوق سرمایه گذاری پروژه و راهکارهای رفع آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
ابزارهای تأمین مالی پروژه های زیرساختی موجود در بازار سرمایه اعم از ابزارهای تأمین مالی بدهی، سرمایه ای و تأسیس صندوق، نقش مؤثری در توسعه روش های تأمین مالی پروژه، بهره برداری به موقع از آن و به سرانجام رسیدن پروژه های نیمه تمام دارد. صندوق سرمایه گذاری پروژه یکی از روش های نوین تأمین مالی پروژه در بازار سرمایه محسوب می شود که در دهه اخیر تنها یک بار استفاده شده و اقبال مناسبی از این ابزار تأمین مالی صورت نپذیرفته است؛ بنابراین، هدف از انجام این پژوهش، آسیب شناسی مدل فعلی تأمین مالی ازطریق صندوق پروژه و ارائه راهکارهای اصلاحی برای آن است. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است. از منظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از منظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی محسوب می شود. در این پژوهش ابتدا با روش اسنادی (مطالعه کتب، مقالات، یادداشت ها و غیره) و مصاحبه با خبرگان، تمامی چالش های ناظر بر فرایند تأمین مالی ازطریق تأسیس صندوق پروژه استخراج، سپس با روش تحلیل مضمون، ذیل سه مضمون سازمان دهنده چالش های فرایندی و ساختاری، چالش های محیطی و چالش های قانونی و مقرراتی طبقه بندی شدند؛ درنهایت با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تأکید بر تجارب بین المللی، راهکارهای متناظر با هریک از چالش ها تبیین شد. از جمله این راهکارها می توان به تسهیلگری قوانین و مقررات، اصلاح اساسنامه صندوق پروژه، تجدیدنظر درخصوص حاکمیت شرکتی، حذف برخی ارکان و بازنگری در شرح وظایف ارکان اشاره کرد.  
۲۳۷۷.

طراحی مدل عوامل بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی در بستر نظریه نمایندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: این پژوهش، ارائه ی مدلی جامع و کل نگر برای شناسایی و تحلیل عوامل بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با رویکرد تلفیقی کمّی–کیفی در چارچوب نظریه نمایندگی است. نابرابری اطلاعات میان مدیران و سهامداران، تحت تأثیر ساختار مالکیت، انگیزه های فردی و فضای نهادی وفرهنگی، می تواند موجب افزایش هزینه های نمایندگی و کاهش شفافیت شود. این مطالعه با تلفیق منسجم یافته های پیشین، تصویری کل نگر از ریشه های این پدیده ارائه می دهد. روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد تلفیقی کمی- کیفی و روش پیمایشی انجام شد؛ ابتدا بر مبنای چارچوب نظریه نمایندگی و اطلاعات نامتقارن، با مرور نظام مند ادبیات و تحلیل محتوای ساختاریافته متون و مقررات گزارشگری مالی، و نیز با انجام مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان حسابداری و گزارشگری مالی، متغیرهای بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی شناسایی و پرسشنامه ای بر مبنای آن ها تدوین و پس از تأیید روایی صوری و محتوایی توسط جمعی از اساتید و کارشناسان، آماده شد. جامعه آماری تحقیق شامل اعضای هیئت علمی و اساتید اقتصاد، مدیریت مالی ،حسابداری و آمار دانشگاه های تهران ، کارشناسان بورس اوراق بهادار و نهادهای مالی و حسابرسی مستقر در استان تهران و مدیران مالی و حسابداری شرکت های بورس اوراق بهادار تهران بودند که روش نمونه گیری گروهی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مجموع تعداد 168 نفر به پرسشنامه ها به صورت کامل پاسخ دادند که در تحلیل داده های پژوهشی مورد استفاده قرار گرفت داده های جمع آوری شده ابتدا از طریق شاخص های توصیفی و استنباطی و ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش ویژگی های اولیه و قابلیت اعتماد داده ها ارزیابی شد و سپس با تحلیل عاملی اکتشافی، متغیرها به عوامل محدود و بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی تقلیل یافتند. این فرایند تحلیلی، بستری مستحکم و منسجم برای طراحی مدل نهایی عوامل بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی فراهم آورد. یافته ها: در مدل ارائه شده 4 عامل که 90.306 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند و 40 متغیر با تعیین بارعاملی بصورت رتبه بندی شده بعنوان عوامل موثر بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های بورسی شناسایی شد. عوامل سازمانی و ساختاری با مجموع بارعاملی 7.49 و تبیین 28.14 درصد از تبیین واریانس، عوامل قانونی و حقوقی با مجموع بارعاملی7.37و تبیین22.746درصد از واریانس کل، عوامل اقتصادی،مالی و ساختار بازار با مجموع بارعاملی7.05و تبیین20.38 درصد از واریانس کل، عوامل مدیریتی با مجموع بارعاملی62.6و تبیین19.04درصد ار واریانس کل، به ترتیب مهمترین عوامل موثر بر عدم تقارن داخلی در شرکت های بورسی تعیین شدند. این چهار عامل 306/90 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که برای کاهش معنادار سطح عدم تقارن اطلاعاتی، تنها تمرکز بر ابزارهای سنتی نظیر بهبود گزارشگری مالی کافی نیست. بلکه ضروری است سیاست گذاران و مدیران شرکت ها، مجموعه ای هماهنگ از اقدامات در حوزه های متنوعی همچون تقویت کنترل های داخلی، بهبود ساختار هیئت مدیره، ارتقاء شفافیت قوانین افشا، بهبود شرایط رقابتی بازار، اصلاح نظام پاداش و ترویج فرهنگ شفافیت را در دستور کار قرار دهند. نتایج این پژوهش می تواند برای سازمان بورس و اوراق بهادار، نهادهای ناظر مالی، حسابرسان مستقل، و همچنین مدیران ارشد شرکت ها به عنوان نقشه ای جامع از عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی ایفای نقش کند و مبنایی برای تدوین سیاست ها و مداخلات اثربخش در جهت بهبود محیط اطلاعاتی بازار سرمایه فراهم آورد. همچنین، پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با بهره گیری از رویکردهای مقایسه ای و مدل سازی ساختاری، روابط علّی میان عوامل شناسایی شده را بررسی کنند تا بستر سیاست گذاری مبتنی بر شواهد علمی بیش از پیش تقویت شود.
۲۳۷۸.

تحلیل محتوای مقایسه ای کتاب های علوم اجتماعی دوره ابتدایی ایران و مصر در سال تحصیلی 1403-1402 بر اساس مؤلفه گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
با توجه به اهمیت آمورش گردشگری هدف این پژوهش، مقایسه محتوای گردشگری در کتاب های مطالعات اجتماعی ابتدایی ایران و مصر است. این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفت. جامعه و نمونه آماری پژوهش محتوای کلیه کتاب های درسی اجتماعی مقاطع ابتدایی دو کشور ایران و مصر بود.. نتایج نشان داد که در کتاب های درسی ایران بر خلاف مصر فصل و درسی به گردشگری اختصاص داده نشده و محتوای زیادی در مورد گردشگری در کتاب های درسی علوم اجتماعی مصر آورده شده است که در کتاب های درسی علوم اجتماعی ایران ارائه نشده است. همچنین تحلیلها نشان داد که محتوای کتاب های ایران غالبا بر مقوله گردش و سفر رفتن تأکید می کند؛ اما هدف محتوای کتاب های مصر، جذب و کسب درآمد از طریق گردشگران خارجی است. نتایج این پژوهش می تواند به برنامه ریزان درسی کمک نماید تا از طریق اصلاح کتاب های درسی زمینه رشد و توسعه گردشگری فراهم شود.
۲۳۷۹.

شناسایی و مدل سازی مؤلفه های اقتصاد چرخشی با رویکرد تعالی سازمانی EFQM2020 در صنعت لبنیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۲
محدودیت منابع طبیعی کره زمین، صنایع مختلف ازجمله صنعت لبنیات را با چالش های فزاینده ای در زمینه بهره برداری پایدار و کارآمد از منابع مواجه ساخته است. مصرف بالای آب، انرژی، مواد خام و همچنین تولید قابل توجه پسماند و ضایعات، به ویژه ضایعات آلی در این صنعت، آن را در معرض فشارهای محیط زیستی قرار داده است. به منظور بهبود عملکرد سازمان ها، رویکردهای نوینی برای استفاده بهینه از منابع معرفی شده اند که یکی از مهم ترین آن ها مفهوم اقتصاد چرخشی است. در سال های اخیر، پژوهشگران تلاش کرده اند این مفهوم را با دیگر مفاهیم مدیریتی تلفیق کنند تا چارچوبی اثربخش برای بهبود عملکرد سازمان ها ایجاد کنند. در همین راستا، پژوهش حاضر تلاش دارد تا مفاهیم اقتصاد چرخشی را از منظر مدل تعالی EFQM 2020 در صنعت لبنیات شناسایی و مدل سازی کند. به همین منظور ابتدا شاخص های کلیدی اقتصاد چرخشی با استفاده از مرور نظام مند ادبیات و مصاحبه با خبرگان شناسایی شده و سپس این شاخص ها با کمک پنل خبرگان در چارچوب EFQM طبقه بندی شده اند. درنهایت، برای ارزیابی صحت مدل طراحی شده، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده برازش مناسب مدل و معنادار بودن روابط میان مؤلفه ها هستند. یافته های این تحقیق می توانند به عنوان الگویی برای استقرار رویکرد تعالی در صنعت لبنیات بر پایه اقتصاد چرخشی مورداستفاده قرار گیرند و در تدوین سیاست های ملی و صنعتی نقش مؤثری ایفا کنند.
۲۳۸۰.

نقش سبک رهبری در تحول دیجیتال با نقش میانجی فرهنگ و ساختار سازمانی (مورد مطالعه: شرکت های حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: تحول دیجیتال به عنوان یک ضرورت راهبردی، مستلزم رهبری اثربخش و ایجاد بسترهای سازمانی مناسب است. این پژوهش با هدف بررسی نقش سبک رهبری در تحول دیجیتال با در نظر گرفتن نقش میانجی فرهنگ و ساختار سازمانی در شرکت های پیشروی حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال انجام شده است. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-همبستگی است که با روش مدل سازی معادلات ساختاری ( SEM ) انجام شد. جامعه آماری پژوهش را مدیران ارشد شرکت های فعال در حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری دیجیتال تشکیل دادند که از میان آنان، ۱۲۱ نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و با پرسشنامه های استاندارد مورد سنجش قرار گرفتند. پایایی و روایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی بررسی و تأیید شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان دهنده روابط معنادار بین متغیرهای پژوهش است. سبک رهبری دارای تأثیر مستقیم و قوی بر هر دو متغیر میانجی، یعنی ساختار سازمانی (با ضریب مسیر ۷۱۹/۰) و فرهنگ سازمانی (با ضریب مسیر ۷۲۷/۰) است. همچنین، این متغیر تأثیر مستقیم و مثبت قابل توجهی (با ضریب مسیر ۲۳۰/۰) بر تحول دیجیتال دارد. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی نیز به طور مستقیم تأثیر مثبت و معناداری بر تحول دیجیتال نشان می دهد. تحلیل مسیرهای غیرمستقیم حاکی از آن است که ساختار و فرهنگ سازمانی نقش میانجی جزئی را در رابطه بین سبک رهبری و تحول دیجیتال ایفا می کنند؛ به این معنا که بخشی از اثر سبک رهبری بر تحول دیجیتال از طریق شکل دهی به این بسترهای سازمانی منتقل می شود. نتیجه گیری: موفقیت در تحول دیجیتال تنها با اتکا به فناوری حاصل نمی شود، بلکه نیازمند رهبرانی است که با سبک مناسب، زمینه ساز ایجاد فرهنگ یادگیری و نوآوری و طراحی ساختارهای چابک و منعطف باشند. این پژوهش نشان می دهد که سبک رهبری می تواند هم به صورت مستقیم و هم از طریق ایجاد بسترهای سازمانی مساعد (فرهنگ و ساختار)، تحول دیجیتال را پیش ببرد. بر این اساس، توسعه شایستگی های رهبری تحول آفرین، نهادینه سازی فرهنگ دیجیتال و بازطراحی ساختارها به سمت الگوهای شبکه ای و غیرمتمرکز به عنوان راهکارهای کلیدی برای تسریع نوآوری و بلوغ دیجیتال در سازمان های مورد مطالعه پیشنهاد می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان