بر اساس دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت، سرمایه فکری به عنوان یک دارایی غیرملموس و ایجاد شده در داخل خود سازمان، منبع استراتژیکی است که شرکت را قادر به ایجاد مزیت رقابتی و عملکرد مالی برتر می نماید. اما به واسطه عدم گزارشگری اقلام مربوط به سرمایه فکری در مجموعه صورت های مالی، بین مدیریت و سهامداران شرکت، پیرامون سرمایه فکری سازمان، نوعی عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد. بر اساس نظریه نمایندگی، این امکان بالقوه برای مدیریت وجود دارد که از این شرایط در راستای تأمین منافع شخصی بهره گرفته و به واسطه عدم افشای اطلاعات مربوط به سرمایه فکری، هزینه هایی را متوجه سهامداران گرداند. بنابراین، پژوهش حاضر در پی پاسخ این سوأل است که آیا، بین عدم افشای اطلاعات مربوط به سرمایه فکری و هزینه های نمایندگی ناشی از آن، ارتباط معناداری می تواند وجود داشته باشد؟ لذا در پژوهش حاضر، رابطه بین سرمایه فکری و هزینه های نمایندگی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1391 تشکیل می دهد. پس از اطمینان یافتن از برازش قابل قبول مدل اندازه گیری و ساختاری پژوهش، یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین سرمایه فکری و هزینه های نمایندگی ، یک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. از این رو، می توان ادعا نمود که عدم افشای اطلاعات مربوط به سرمایه فکری، افزایش هزینه ها و مسائل نمایندگی را به دنبال خواهد داشت.
از جدیدترین محصولاتی که در بازارهای مالی اسلامی به وجود آمده است، می توان اوراق «صکوک» را نام برد. صکوک، اوراق بهادار منعطفی است که می توان از آن برای پاسخ گویی به نیازهای تأمین مالی بنگاه های اقتصادی در بازارهای سرمایه استفاده نمود. درعین حال، اوراق صکوک به عنوان یک ابزار سرمایه گذاری جایگزین برای اوراقی از قبیل اوراق قرضه که ربا دریافت می کنند و در شرع مقدس اسلام حرام است، محسوب می شود. رشد و توسعه بازار صکوک در چند سال اخیر، عمدتاً به دلیل نقش آن در کنترل نقدینگی است و مدیریت نقدینگی در سطح کلان و خرد (بنگاه) از عواملی است که می تواند باعث توسعه بازارهای مالی اسلامی شود. با توجه به اهمیت انتشار صکوک و نقش آن در مدیریت نقدینگی و تأمین مالی سرمایه گذاری ها، در این مقاله سعی شده است ضمن برآورد ظرفیت بالقوه انتشار صکوک در ایران، قابلیت انتشار صکوک در سال های آتی برای کشور پیش بینی گردد. به همین منظور ابتدا با استفاده از روش داده های تابلویی و دوره زمانی 2000-2009م. مدل مناسب برای صکوک طراحی، سپس با استفاده از روش خودرگرسیون برداری و آمار سری زمانی دوره 1352-1387 ظرفیت انتشار صکوک در ایران پیش بینی شده است.
مسئله جدول زمان بندی دروس دانشگاه، یکی از مسائل زمان بردر هر محیط آموزشیاست. اینمسئله با عوامل زیادی نظیر تعداد دروس، کلاس، استاد، دانشجو و زمان های کاری سروکار داردو محدودیت های سخت و نرم زیادی بر این عواملتأثیر می گذارند. هدف از حل این مسئله انتساب دروس و کلاس به استاد و دانشجو است؛ به گونه ای که در محدودیت های مسئله صدق کنند.این پژوهش از رویکرد برنامه ریزی محدودیت برای حل اینمسئله استفاده می کند. هدف این پژوهش، ارضای حداکثری انتظارات و محدودیت هابه منظور ایجادیک جدولزمان بندیاست.مدل پیشنهادی، از تابع هزینه ای برای حداقل سازی تخطی از محدودیت های نرم استفاده می کند که ضرایب این تابع از روش AHP محاسبه می شوند. این مدل برایگروه مدیریت دانشگاه اصفهان، با زبان برنامه نویسی OPL و بر روی پلتفرم IBM ILOG CPLEX اجرا شد. جدول زمان بندی حاصل شده، با ارضای کامل محدودیت های سخت و ارضای کاملاً رضایت بخش محدودیت های نرم همراه بود. این جدول زمان در مدت زمان کمتر از 20 دقیقه بهدست آمد که در مقایسه با زمان صرف شده در مدل های فراابتکاری و سایر مدل های ریاضی پیشنهادشده برای اینمسئله، بسیار قابلِ ملاحظه است.
فعالیت های مربوط به تولیدات فرهنگی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران توسط افراد و نهاد های مختلف تحت تأثیر قرار می گیرد و این مداخله در زمان های قبل، حین و حتی بعد از تولید می تواند آن را به چالش بکشد و هزینه های مالی و از آن مهم تر هزینه های اجتماعی فراوانی را به همراه داشته باشد. هدف این تحقیق، طراحی یک مدل ترکیبی خط مشی در تولیدات فرهنگی صداوسیما با کمک مدل های مختلف خط مشی گذاری است.برای جمع آوری داده ها با پرسش از خبرگان کاربردی و با ابزار پرسشنامه و برای تجزیه تحلیل داده های کمّی، از شیوه های آمار توصیفی و استنباطی به روش تحقیق توصیفی- پیمایشی بهره برده شد. جامعه موردمطالعه در این تحقیق، شامل دو مجموعه استیکی استادان دانشگاه و جامعه دوم، جامعه کاربردی است که شامل دو گروه از مدیران، کارشناسان ارشد سازمان و نهاد ها و سازمان های تأثیرگذار بر خط مشی های رسانه ملی است که از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی استفاده شد.در این تحقیق با بررسی مدل های مختلف خط مشی گذاری و بهره گیری از ادبیات تحقیق و مطالعات موجود و استفاده ازنظر خبرگان علمی و کاربردی، سعی شد مدل مناسبی در معاونت امور استان ها و مجلس صداوسیما برای تدوین خط مشی فرهنگی مراکز استانی ارائه شود.
"الگوهای رهبری سده گذشته، محصول پارادایم های بالا به پایین و بروکراسی بوده است. این الگوها برای اقتصاد مبتنی بر تولیدات فیزیکی بسیار مناسب است، اما چندان تناسبی با اقتصاد دانش محور ندارد. علم، پیچیدگی (Complexity Science) پارادایم متفاوتی را برای رهبری پیشنهاد می کند. این پارادایم رهبری را به عنوان پویایی متعامل پیچیده ( Dynamic interactive Complex) در نظر می گیرد که از آن نتایج انطباقی ظهور می کند (همانند یادگیری، نوآوری و انطباق پذیری).
این مقاله با بهره گیری از علم پیچیدگی، چارچوبی فراگیر را برای مطالعه تئوری پیچیدگی رهبری ایجاد می کند؛ پارادایمی که بر توانمند سازی ظرفیت انطباقی، خلاقیت و یادگیری سیستم های انطباقی پیچیده ( Complex Adaptive System) در بافت سازمانهای تولید کننده دانش تمرکز دارد. این چارچوب مفهومی شامل سه نقش رهبری به هم تنیده شده است: (رهبری انطبافی، رهبری اداری و رهبری توانمند سازی) که منعکس کننده روابط پویای بین عملکردهای اداری، بوروکراسی سازمان و پویایی های نوظهور و غیررسمی سیستم های انطباقی پیچیده است.
"
هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی مولفه های ﺗﻔکﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋیک درﻣﺪیﺮان شرکت گاز استان خوزستان به وسیله ﻣ ﺪل جین لیدکا ﻣی ﺑﺎﺷﺪ . پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه مورد مطالعه این تحقیق شامل مدیران، روسای ستادی و روسای ادارات گازرسانی شرکت گاز استان خوزستان به تعداد70 نفر می باشد. ابزار تحقیق پرسشنامه ای محقق ساخته دارای60سوال مشتمل بر پنج بعد تفکر استراتژیک مدل لیدکا بود. پایایی این پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ و با مقدار 91/0 مورد تایید قرار گرفت. در راستای تحلیل داده ها و پاسخ به سوال های پژوهش، از آزمون t تک نمونه ای مستقل، آزمون فریدمن و روش تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم افزار22 SPSS استفاده گردید. یافته های مطالعه نشان دادن، کلیه مولفه های مدل در سازمان اجرا شده است و ترتیب آنها با توجه به آزمون فریدمن به ترتیب تفکر سیستمی، تمرکز بر هدف، تفکر در زمان، فرصت طلبی هوشمندانه وفرضیه محوری می باشند . همچنین بر اساس نتایج تحلیل عاملی اکتشافی در مجموع 8 عامل بر اساس مولفه های مدل لیدکا به عنوان عوامل موثر بر تفکر استراتژیک در مدیران شرکت گاز استان خوزستان شناسایی گردید که شامل نگرش کلی از سازمان و محیط آن (کل نگری)، الگوی ذهنی کامل از نظام خلق ارزش، توجه به نقش فرد در تصمیم گیری ها برای تفکر سیستمی، داشتن چشم انداز و تمرکز برآن و تمرکز منابع برای تمرکز برهدف، هوشمندی محیطی و نگرش مثبت به تغییرات برای فرصت طلبی هوشمندانه، فرضیه سازی خلاقانه و آزمون سازی فرضیه برای فرضیه محوری و یادگیری از زمان و تفکر به هنگام برای تفکر در زمان می باشد.
نوآوری و خلاقیت دو مفهوم مترادف نیستند، خلاقیت یک ایده و یک تفکر است در حالی که نوآوری به کار بستن آن تفکر است. سازمان ها نیز به عنوان عناصر اصلی اثربخش در فرآیندهای اقتصادی و اجتماعی جوامع، حوزه های مهمی در ظهور خلاقیتها و نوآوری به شمار می روند و اساسا ادامه حیات آنها بستگی کامل به تغییر و نوآوری دارد.
نظام سلامت ایران در محیط بسرعت در حال تغییر؛ و با چالش هاى متعددى در زمینه عدالت، مناسبت و اثربخشى مواجه است. در پاسخ به این فشارهاى فزاینده، برای کاهش هزینه ها و افزایش کارآیى، کوچک سازى واحدهای ستادی بهداشت در تبریز طراحى و اجرا گردید.این پژوهش با هدف یافتن شواهد و پاسخهایی مستند به چالشهای موجود در کلان شهرهای کشور در خصوص تعدد و وحدت مدیریتی بهداشت مراکز استانهای مربوطه طراحی و اجرا شده است. و طی آن مدیریتهای ستادی جداگانه بهداشت تبدیل به مرکز واحد شدند. روش بررسی :این مطالعه از نوع کاربردى است. جامعه و نمونه پژوهش ستادهای بهداشت دوگانه قبل و مرکز واحد بعد از کوچک سازى به همراه واحدهاى تابعه ( از نظر تعداد پرسنل ستادى، هزینه ها، کمیت و کیفیَت خدمات ارائه شده و رضایت شغلى کارکنان) بود. نتیجه گیری: گرچه تعداد پرسنل ستادی با کوچک سازى از 248 نفر به 148 نفر کاهش یافت و هزینه هاى جارى نیز از 47/67 درصد سال 82 به 93/69 درصد در سال 83 رسید. با اینحال کمیت و کیفیَت خدمات بهداشتى ارائه شده ( مهمترین وظیفه مرکز) نه تنها دچار نقصان نشد، بلکه در مواردى بهبود هم یافت. و رضایت از کارپرسنل شاغل قبل و بعد از کوچک سازى تغییر معنى دارى پیدا نکرد. بنابراین کوچک سازى را مى توان به عنوان استراتژى اصلاحات مدیریَتى در سایر کلان شهرهای کشور و بخش هاى دانشگاه نیز اجرا نمود.