امروزه با توجه به رقابت روزافزون شرکتها و سازمانها، انتظارات فزاینده مشتریان و هزینه های هنگفت تبلیغات و سرمایه گذاری، مفهوم شخصیت برند و عوامل موثر بر شکل گیری آن در کانون توجه پژوهشگران بوده است. پژوهش حاضر بر آن است تا شخصیت مشتری را به عنوان یکی از مهمترین و کلیدی ترین عوامل موثر بر شکل گیری شخصیت برند مطرح و تاثیر آن بر شخصیت برند را در قالب یک مدل مفهومی مورد بررسی قرار دهد.این از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، پژوهش توصیفی-پیمایشی است. برای سنجش تاثیر «شخصیت مشتری» بر «شخصیت برند» از دو مدل معتبر و شناخته شده شخصیت برند آکر (1997) و شخصیت مشتری اکلوند (2008) استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش، مصرف کنندگان و مشتریان برند اپل در شهر تهران بوده اند که از میان آن ها تعداد 349 پرسشنامه با روش نمونه گیری غیراحتمالی و دردسترس، به عنوان نمونه انتخاب گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها متناسب با نیازآماری از نرم افزار PLS Smart استفاده شده است. یافته های این پژوهش بیانگر این است که نوع ادراک و دریافت افراد از شخصیت برند تحت تاثیر نوع دیدگاهها، نگرشها و شخصیتشان است.
امروزه یکی از مهمترین عواملی که سبب ایجاد تمایز میان جوامع مختلف و قرار دادن آنها در سطح اول، دوم و سوم جهان گشته است، میزان دسترسی آنها به اطلاعات می باشد. در این میان فناوری اطلاعات فرصت را برای تولید اطلاعات با بهای کمتر و در زمان کوتاه تر برای کشورها و سازمان ها فراهم آورده است. با گذشت زمان و روند تحولات جهان، فعالیتهای روزمره جوامع به سرعت در حال مکانیزه شدن می باشد به گونه ای که در محیط سازمان آثار انقلاب اطلاعات که پایه های آن فناوری اطلاعات می باشد به وضوح نمایان گشته و توانسته است تغییرات فراوانی را در ساخت سازمان ها...
در بازار سهام، تغییر در ویژگیهای شرکت های مورد معامله منجر به تغییر در جریانات بازار و انتظارات سرمایه گذاران میشود. بنابراین تغییر در میزان متغیر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، که تبیینکنندهی موقعیت ارزشی یا رشدی بودن سهام شرکت های مورد معامله است و نیز تغییر در اندازهی شرکت ها میتواند حایز اهمیت بسیار باشد. در مطالعات اخیر، از تغییر موقعیت شرکت ها بر اساس میزان متغیر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و نیز تغییر اندازهی شرکت ها با عنوان «کوچ» یاد میشود (فاما و فرنچ، 2007). هدف این پژوهش، مطالعهی اثر پدیدهی کوچ بر بازدهی سهام شرکت های مورد معامله در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا با بهکارگیری مدل سه عاملی، افزایش ثروت سرمایه گذاران ناشی از پدیدهی کوچ تایید گردیده است.
هر چند تحقیقات نشان داده است که اهداف مشکل و مشخص نسبت به اهداف آسان یا نامشخص منجر به عملکرد بالاتری می شوند، اما تحقیقات اندکی، هدفگذاری را بر پایه رقابت بررسی کرده اند. در چنین شرایطی، منطقا حداقل چهار نوع نتیجه بالقوه امکان پذیر است (بهبود کامل یا نسبی عملکرد بر اساس رقابت در برابر کاهش کامل یا نسبی آن بدون رقابت).
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازاریابی سبز و ابعاد آن بر رفتار مصرف کننده در شهر اردبیل می باشد در این راستا، محقق تلاش کرده است ضمن شناسایی ابعاد، شاخص ها و مقیاس های اندازه گیری بازاریابی سبز، رابطه آن را با رفتار مصرف کننده مشخص نموده و پیشنهاد هایی را برای انجام تحقیقات آتی در این زمینه ارائه دهد. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه مشتریان فروشگاه های پوشاک هپی لند در شهر اردبیل می باشد؛ که با بهره گیری از روش معادلات ساختاری 240 پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس در جامعه آماری توزیع و 212 پرسشنامه به صورت تکمیل شده جمع آوری گردید. ابزار اندازه گیری پژوهش از دو پرسشنامه استاندارد بازاریابی سبز و رفتار مصرف کننده استفاده گردید که روایی آن به روش روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 921/۰، 818/0 تائید شد. برای آزمون فرضیه پژوهش از نرم افزار لیزرل 8.8 تحلیل عامل تائیدی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که بازاریابی سبز و سه بعد آن برچسب زیستی، تبلیغات زیستی و برند سبز بر رفتار مصرف کننده تأثیر مثبت و معنادار دارد.
روش اصول متعارف راهی است برای استفاده روشن وصریح از روش استدلال قیاسی. در این روش ابتدا گزاره هایی به عنوان اصول متعارف معرفی می شود و سپس با استفاده از قواعد استدلال منطقی معلومات دیگری بدست می آید. ویژگی اصول متعارف این است که مقبولیت عام دارد یا حداقل در یک چارچوب استدلالی به خصوص نیازی به اثبات ندارد. با کاربست صحیح قواعد استدلال در مورد اصول متعارف می توان معلومات جدیدی بدست آورد که صحت آن به درستی اصول متعارف بستگی دارد. در این مقاله ابتدا نحوه مفهومی کردن یک موضوع در قالب روش اصول متعارف بیان می شود و سپس برخی از تعاریف رایج در ادبیات حسابداری به شکل منطق نمادین ارائه می گردد. با استفاده از تعاریف و بدیهیات معرفی شده در این مقاله و بکاربستن قواعد استدلال منطقی قضایایی (نتایجی) بدست می آید که برخی از گزاره های اساسی در تئوری حسابداری می باشد. سیستمی که در این مقاله ارائه می شود ثابت می کند که بخش عمده ای از واژه های حسابداری از تعداد کمی از تصورات اولیه (بدیهیات) بدست می آید و نیز بساری از گزاره های مهم در این رشته از سایر گزاره ها بدست می آید و نیز بسیاری از گزاره های مهم در این رشته از سایر گزاره ها بدست می آید. آنچه که در اینجا ارائه می شود مدل غیرکاملی برای ایجاد تئوری حسابداری است. برای کامل کردن سیستم باید قضایای بیشتری اقتباس شود. روش اصول متعارف ویژگیهایی دارد که بالقوه می تواند در تحقیقات حسابداری مفید واقع شود. این ویژگی ها عبارت است از: 1- این روش به وضوح و اختصار ارتباط منطقی را در یک نظام بخصوص نشان می دهد. 2- این روش قدرت زیادی در ارتباط دادن واژه های مختلف و مفاهیم یک رشته به سایر واژه ها و مفاهیم در آن رشته دارد. 3- این سیستم بی ثمری مطالب ضد و نقیض را که عمدتاً ناشی از مغالطه ها و یا سردرگمی های زبانی است‘ نشان می دهد. 4- با استفاده از این روش می توان هر مشکل یا مسئله را به صورت مفهومی یا نظری در آورد. 5- اگر این روش توسط طرف های دیگر در یک بحث و مناظره پذیرفته شود ارتباط بین آنها را هرچه بیشتر تسهیل می کند.
این مقاله در تلاش است تنگناهای مدیریتی دنیای غرب و کشورهای پیشرفته صنعتی را که در سالهای اخیر بطور چشمگیری گسترش یافته است و بصورت یک بحران در زمینه های مدیریتی مطرح است را با استفاده از راه حل های ارائه شده بر مبنای دیدگاه اسلامی مورد بررسی قرار دهد . نگارنده معتقد است مدیران و راهبران کشور های جهان سوم با توجه به شرایط خاص و بستر فرهنگی و ارزشی بومی نباید فنون و ابزار مدیریتی و تکنولوژی به اصطلاح پیشرفته غربی را وارد کرده و عینا بکار گیرد زیرا این ابزار و فنون وارداتی منشا آثار مخرب و مزمنی از جمله بدهیهای جهان سوم، گرسنگی ، بی سوادی، بی کاری، و .. می شود. باید به جای خودباختگی ، به محتوای فرهنگی و ارزشی اسلامی و خودی چشم دوخت و در پرتوی معرفت اسلامی راه حل هایی را که بر فطرت انسانی منطبق باشد به کار برد . در این مقاله نگارنده مجموعه فرضیه هایی مبتنی بر نظریه حرکت جوهری ارائه داده است تا مبنا و معیار هرگونه نظریه پردازی و طراحی برنامه در جوامع اسلامی قرار گیرد و در این راستا از قرآن ، سنت معصومین و نظریه پردازی های اسوه های اسلامی و تجربیات پربار سالهای انقلاب اسلامی سود جسته است .
مقاله با این فرض که در دنیای جدید، تأمین اجتماعی، به عنوان حق اجتماعی شهروندان، نه تکلیف اخلاقی فردی، مستلزم همکاری متقابل دولت، مردم (واحدهای خصوصی) و نهادهای عمومی غیردولتی است، رابطه تأمین اجتماعی و توسعه متوازن و سپس نسبت تأمین اجتماعی ودموکراسی را بررسی می کند.از دیدگاه تئوری های مطرح شده در این نوشتار، نظام های سیاسی غیرمردم سالار، تأمین اجتماعی را «به دلیل» اثر مثبت بر کارایی گسترش می دهند و نظام های سیاسی مردم سالار «به علت» ماهیت فرایند رأی گیری به طور طبیعی موجب گسترش هزینه های تأمین اجتماعی می شوند. از سوی دیگر، تأمین اجتماعی نیز به افزایش سرمایه اجتماعی، گسترش مشارکت اجتماعی و تقویت شرایط «فردگرایی عادلانه»، پیش شرط های لازم را برای بسط دمکراسی سیاسی و اقتصادی (بازی بازار) در جامعه فراهم می آورد. شواهد تجربی مورد توجه در مقاله حاضر- بیانگر آن است که هم در رژیم های مردم سالار و هم در رژیم های غیرمردم سالار، هزینه های تأمین اجتماعی به گونه ای تقریباً یکسان افزایش یافته و نوع رژیم سیاسی بر ساختار هزینه های تأمین اجتماعی اثر معنا داری نداشته است.در مقاله تأکید می شود که موفقیت حکومت ایران در عرصه ساختارسازی دموکراتیک سیاسی و اقتصادی، به استقرار نظام فراگیر تأمین اجتماعی نیاز دارد و این نیز در جای خود، مستلزم بازکردن عرصه برای فعالیت مردم و نهادهای غیردولتی در حوزه تأمین اجتماعی و کاهش نقش دولت از نقش یک انحصارگر به یک نقش حمایتی و نظارتی است.
مقدمه: ارزیابی عملکرد ، ضرورت بنیادین در رویاروئی رویارویی و سازگاری با تحولات و بهبود مستمر فعالیت ها است. دانشگاه نیز با وظیفه ی خطیر خود در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه و بازار کار، از این قاعده مستثنی نیست.
هر یک از مدل های ارزیابی عملکرد، ابزاری می باشندکهاست که پس از اجرا، می توانند اطلاعات گوناگونی را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار دهند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می بواشد.
روش بررسی: در این مقاله، با استفاده از مدل ریاضی تحلیل پوششی داده ها از نوع خروجی محور و استفاده از نرم افزار lingo، به ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در بازه ی زمانی سال های 90-1380 ارزیابی پرداخته شدگردیده است . در مدل مربوط،ه متغیرهای ورودی، تعداد دانشجویان و تعداد اعضای هیات هیأت علمی و متغیرهای خروجی تعداد فارغ التحصیلاندانش آموختگان و فعالیت های پژوهشی اعضای هیات هیأت علمی به عنوان شاخص های اصلی عملکرد در نظر گرفته شده است .
یافته ها: . از 13 گروه آاموزشی مورد بررسی، 6 گروه کارا و 7 گروه آموزشی ناکارا ارزیابی شدند. الگوهای مرجع گروه های ناکارا نیز مشخص گردید.
نتیجه گیری: گروه های آموزشی ناکارا ، از طریق الگوهای کارایئی ، قادر به افزایش در میزان خروجی خود می باشند. بدین منظور، میزان افزایش در خروجی ها بر اساس الگوهای مرجع آن ها پیشنهاد گردید.