هدف از این تحقیق، بررسی و تجزیه و تحلیل تأثیر شوک های نفتی و نااطمینانی سیاست های اقتصادی بر بازده سهام صنعت در شرایط مختلف بازار (رکود شدید، رکود، عادی، رونق و پررونق) می باشد. هم چنین این تحقیق به دنبال پاسخ به این سؤال مهم می باشد که آیا اثرات شوک های نفتی بر بازده سهام صنایع در شرایط مختلف بازار(رکود شدید، رکود، عادی، رونق و پررونق) نامتقارن است؟ بدین منظور از داده های ماهانه از سال 1390 لغایت 1396 استفاده می شود.برآورد و آزمون فرضیه ها از روش پنل کوانتایل انجام شده است. نتایج نشان می دهد ضریب شوک های نفتی برای دوره رکود شدید، رکود و عادی تأثیر منفی و معناداری بر بازده سهام صنایع دارد؛ اما در مورد شرایط رونق و پررونق تأثیر این شوک های نفتی معنادار نمی باشد. هم چنین ضریب نااطمینانی سیاست های اقتصادی برای دوره رکود شدید تأثیر معناداری بر بازده سهام صنایع ندارد، اما نااطمینانی سیاست های اقتصادی برای دوره رکود، عادی و رونق و پررونق تأثیر منفی و معناداری بر بازده سهام صنایع دارد. یافته ها حاکی از آن است که شوک های نفتی اثرات نامتقارنی بر بازده سهام صنایع در شرایط مختلف بازار(رکود شدید، رکود، عادی، رونق و پررونق) دارد.
کتابداران مرجع بیش از پیش به این نتیجه میرسند که خدمت مرجع ـ در نقش اصلی آن، یعنی مساعدت به جویندگان اطلاعات در هنگام ضرورت ـ دچار مشکل شده است. تشخیص روندی که موجب این بیثباتی میشود بتدریج با سهولت بیشتری ممکن میشود: 1. همگام با افزایش استفاده از اینترنت در جامعه، کتابخانهها با کاهش استفاده از خدمات میز مرجع مواجه میشوند. 2. بسیاری از استفادهکنندگان میگویند که هر چه میخواهند در اینترنت مییابند، و در نتیجه نیازی به کتابدار ندارند. 3. کتابداران مرجع قادر نیستند خود را با منابع جدیدی که هر روزه در اینترنت ظاهر میشوند هماهنگ کنند. 4. خدمات تجاری به نحوی پیگیر در جذب جویندگان اطلاعات در محل مورد نیاز آنها کوشش میکند و خدمات اطلاعرسانی رضایتبخشی را به آنان ارائه میدهد. ....
متخصصان امور مالی بر اطلاعات مالی و حسابداری که در گزارش ها و صورت های مالی شرکت ها ارائه می شوند، وابسته هستند و استفاده کنندگان اطلاعات مالی نیز بر مبنای آن، تصمیم گیری می کنند. همین امر موجب شده حرفه حسابداری با موضوعات احتمالی زیادی روبرو گردد به گونه ای که این شغل حساس را تحت تاثیر عوامل و متغیرهای فراوانی قرار می دهد. لذا، با وجود ابزارها و روش های مختلف مورد استفاده، در حسابداری به نظر می آید که حسابداری بیش از هرچیز، فرآیندی قضاوتی است و حسابداران در زمینه های گوناگونی ملزم به تصمیم گیری و قضاوت هستند. نیاز روزافزون حرفه حسابداری به ارائه کارهای اثربخش تر و کاراتر، محققان را به تحقیق بیشتر در مورد نحوه قضاوت و تصمیم گیری در حسابداری و درک حرفه ای تر در عرصه های رقابتی وادار نموده است. از این رو پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی قضاوت و تصمیم گیری در حسابداری بپردازد. در فضای غیرقابل پیش بینی و متغیر عصر کنونی، برتری در رقابت، هدف اصلی هر سازمانی است. در چنین شرایطی، کوچک ترین لغزش در تصمیم گیری و قضاوت حسابداری، گاه می تواند منجر به زوال یک سازمان شود؛ بنابراین، ضروری است که به منظور رویارویی با تغییرات و واکنش های رفتاری در دنیای رقابتی امروز، مقوله قضاوت و تصمیم گیری در حسابداری بیشتر مورد توجه قرار گیرد. نتایج این پژوهش، می تواند به ارزیابی دقیق تر ریسک قضاوت و تصمیم گیری در حسابداری و به توسعه و بسط مبانی نظری در این حوزه ها کمک کند.
اقتصاددانان اولیه مانند آدام اسمیت و استاد وی در دانشگاه گلاسکو، اقتصاد را بر اخلاق متکی کرده بودند. به همین دلیل است که اقتصادی رفتاری می تواند اقتصاد را شفاف تر توضیح دهد. منکیو، در آخرین دیدگاهش، توسعه ی اقتصاد رفتاری را، خوشایند و سازگار می داند؛ همچنین ریچارد تیلر اثبات نموده که افراد مطابق با تئوری های اقتصادی رفتار نمی کنند. چراکه بسیاری از متغیرهای خارجی و داخلی همچون احساسات بر انتخاب و تصمیم افراد سایه گسترده اند. از طرفی روان شناسان نشان دادند که روش های جدید عقلانیت الگوهای طبقه بندی شده ای را به دنبال دارد که نظریه های سنتی اقتصاد از تبیین آن ناتوانند. اقتصاد مرسوم و نئوکلاسیک با وجود تبیین های قدرتمندی که درباره رویدادهای جامعه داشت به دلیل نگاه مکانیکی و ماشینی به انسان و در نظر گرفتن فرض انسان عقلایی نتوانست انبوهی از تصمیمات و رفتارهای رایج زندگی انسان های معمولی را توضیح دهد؛ اما ترکیب روانشناسی و اقتصاد و ... می تواند این ناهماهنگی ها را توضیح دهد. در این پژوهش نشان داده ایم اقتصاد رفتاری را نه به معنای جایگزینی برای علم اقتصاد متعارف بلکه اصلاح کننده ساختمان نظریات این علم درنظر گرفته می شود. همچنین نشان داده ایم با اقتصاد رفتاری و تبیین های روانشناسی می توان کارا تر رفتار نمود. از طرفی رفتار فرد دیگر می تواند مارا تحت تاثیر قرار دهد و ما هم در برابر رفتار خطرناک کمتر یا بیشتر آسیب پذیر کند. جالب تر اینکه اقتصاددانان تا مدت ها بر آن بودندکه تصمیم گیری ها و اعتقادات افراد از قوانین و اصول منطقی پیروی می کند اما اقتصاددانان رفتاری و روانشناسان ثابت کردند افراد در برخی موارد کاملاً غیر منطقی رفتار می کنند. همچنین در این پژوهش دریافته ایم که انسان در بیشتر اوقات بر اساس سیستم شناختی شهودی رفتار می کند که کاملا مخالف اقتصاد متعارف است.
چگونه می توانید شکست خود را بر روی ""میز مذاکره"" تضمین کنید؟
10 راه در این مقاله تقدیم شماست تا بدانید چه ساده و به سهولت این شکست را نصیب خود سازید. تصمیم با شما است کافی است بدانید، و در عمل، از آن بپرهیزید.
یکی از رویکردهای بهینه یابی که در علوم مختلف مورد استفاده قرار می گیرد الگوریتم های فراکاوشی می باشد. در این پژوهش، با استفاده از الگوریتم فراکاوشی جدید جستجوی موجودات همزیست (SOS) مدلی برای انتخاب بهینه پرتفوی معرفی گردیده و سپس نتایج بدست آمده از آن با نتایج بدست آمده از الگوریتم های قدیمی تر ژنتیک (GA) و ازدحام ذرات (PSO) مقایسه گردیده است. بدین منظور با استفاده از اطلاعات ده ماهه ی بازده ی 50 شرکت برتر بورس، پرتفوی بهینه با توجه به هدف حداکثر سازی سود و حداقل سازی ریسک به وسیله ی الگوریتم های مذکور برآورد و با یکدیگر مقایسه گردیده است. نتایج به دست آمده از اجرای الگوریتم ها حاکی از آن است که علیرغم توانایی بالای الگوریتم های مورد بررسی در بهینه سازی سبد سهام، الگوریتم SOS در مقایسه با سایر الگوریتم های مورد بررسی توانایی بالاتری در بهینه سازی سبد سهام دارد
از آنجایی که اغلب شرکت ها مبالغ زیادی را صرف امور بازاریابی می کنند، اطمینان از اثرگذاری مخارج بازاریابی بر ارزش شرکت برای مدیران اهمیت زیادی دارد. عرضه اولیه عمومی می تواند بستر مناسبی برای سنجش کارایی این هزینه ها فراهم نماید. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه مخارج بازاریابی با بازدهی کوتاه مدت و بلند مدت سهام در فرایند عرضه اولیه عمومی است. به این منظور اطلاعات مربوط به 119 شرکت که بین سال های 1382 تا 1393 در بورس اوراق بهادار تهران برای اولین بار به عموم عرضه شده اند، با استفاده از تکنیک های اقتصاد سنجی رگرسیون چند متغیره، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش از بعد هدف از نوع توصیفی و از بعد نتیجه، پژوهشی کاربردی است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مخارج بازاریابی با قیمت گذاری کمتراز واقع در عرضه اولیه رابطه ندارد، اما بر بازدهی بلند مدت سهام پس از عرضه اولیه اثر گذار است. زیرا مخارج بازاریابی، به عنوان یکی از اقلام دارایی های مبتنی بر بازار، می تواند موجب افزایش ارزش شرکت در بلند مدت شود. همچنین نتایج تحقیق نشان دهنده این است که افزایش هزینه های بازاریابی صورت گرفته قبل از عرضه اولیه عمومی و افشای اطلاعات مربوط به آن، در نهایت مزایایی برای شرکت به دنبال خواهد داشت.
انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان به دلیل هزینه سنگین خرید و اجرای آن و همچنین پیچیدگی های تطبیق فرآیندهای سازمان با سیستم جدید، از تصمیمات خطیر مدیریتی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تبیین و انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان و رتبه بندی عوامل مؤثر بر استقرار آن با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چندشاخصه فازی انجام گرفت. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت مسأله و هدف، تحقیق کاربردی محسوب می شود. از نظر روش گردآوری داده ها، تحقیق میدانی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر مدیران و کارشناسان صنایع مربوط می باشد. طبق جدول استاندارد مورگان نمونه آماری پژوهش به صورت تصادفی ساده 226 نفر انتخاب گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی انجام گرفت. عوامل مؤثر بر انتخاب و استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان(زیرساخت، رشد اقتصادی، قدرت تولیدی، موفقیت منطقه ای و مقررات منطقه ای، فرهنگ رایانه ای، اندازه سازمانی، تعهد مدیران و مهندسی مجدد فرایند)شناسایی شدند. همچنین پس از بررسی نرم افزارها و سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان(7 نوع سیستم) که موجود و دارای عملکرد بهتر هستند ، انتخاب گردید، که براین اساس و با توجه به تجزیه و تحلیل های که انجام گرفت نتایج به دست آمده حاکی است که، سه سیستم اولویت دار برنامه ریزی منابع سازمان که دارای وزنهای نزدیک به هم نیز هستند، عبارتند از: سیستم Oracleبا بیشترین وزن(6960/0)، سیستم QAD (6101/0) و سیستم PeopleSoft(5978/0) سه نوع سیستم برنامه ریزی منابع سازمان می باشند که از نظر گروه کارشناسان پژوهش در اولویت قرار دارند، سیستم Lawson، سیستم J.D.Edwards، سیستم SAP، سیستم Bann در رتبه های بعدی قرار گرفته اند.
اطلاعات کمی به تنهایی و به خودی خود تصویر ناقصی از شرایط اقتصادی یک شرکت ارائه می کند. بنابراین شرکت ها علاوه بر افشاهای کمی، افشا هایی به صورت کیفی و متنی نیز منتشر می کنند که علاوه بر ویژگی کلی اطلاعات یعنی سودمندی در امر تصمیم گیری استفاده کنندگان، ویژگی های دیگری نیز همچون احساس زبانی و خوانایی دارند که می توانند بر قضاوت و تصمیم گیری استفاده کنندگان تاثیر گذار باشند. هدف از انجام این پژوهش بررسی این موضوع است که آیا مدیران می توانند با دست کاری احساس زبانی و خوانایی اطلاعیه اعلان سود بر قضاوت و تصمیم گیری سرمایه گذاران تاثیر بگذارند یا خیر و اینکه آیا میزان این تاثیر توسط سبک پردازش اطلاعات سرمایه گذاران (خبرگی) تعدیل خواهد شد یا خیر. بدین منظور از یک آزمایش 2*2*2 بین گروهی با دانشجویان حسابداری به عنوان آزمودنی استفاده شد. تجزیه و تحلیل آنوا نشان داد احساس زبانی مثبت و خوانایی ضعیف اطلاعیه اعلان سود بر قضاوت سرمایه گذاران تاثیر مثبت دارد. همچنین احساس زبانی مثبت و خوانایی ضعیف اطلاعیه اعلان سود بر قضاوت سرمایه گذارانی که از خبرگی کمتری برخوردارند و از سبک شهودی برای پردازش اطلاعات استفاده می کنند، تاثیر مثبت و بر قضاوت سرمایه گذارانی که از خبرگی بیشتری برخوردارند و از سبک تحلیلی برای پردازش اطلاعات استفاده می کنند، تاثیر منفی دارد. در مجموع نتایج این تحقیق موید آن است که لزوم حمایت از سرمایه گذاران کمتر خبره به وسیله ارائه دستورالعمل هایی برای افزایش خوانایی و همچنین استفاده از احساس زبانی متناسب با عملکرد کلی شرکت توسط نهادهای قانون گذار امری ضروری به نظر می رسد.
هدف: در دهه های اخیر، پژوهش های مختلفی در حوزه معنویت سازمانی انجام گرفته است و طی این پژوهش ها مشخص شده که ابعاد و خصوصیات آن، وابسته به دیدگاه مورد استفاده است. معنویت سازمانی از سه دیدگاه مورد بررسی قرار می گیرد: معنویت فردی، معنویت در محل کار و معنویت سازمانی. همچنین، می توان معنویت را از دیدگاه مذهبی نیز در نظر گرفت. پژوهش حاضر، به شناسایی مفهومی فراگیر از معنویت سازمانی در زمینه مدیریت بر اساس اصطلاحات و مفاهیم استفاده شده در ادبیات این حوزه می پردازد. روش شناسی: یک مرور نظام مند از ادبیات با استفاده از مقالاتی که اصطلاحات مرتبط با معنویت سازمانی در عنوان، چکیده یا کلمات کلیدی آن ها به کار رفته است، در پایگاه های Scopus و Web of Science انجام گرفت و به ترتیب 285 و 168 مقاله در آن ها یافت شد. مقالات مستخرج، با استفاده از نرم افزار VOSviewer تحلیل شدند. یافته های پژوهش: نتایج حاصله شامل دو خوشه بودند: معنویت سازمانی و معنویت در محل کار. تحلیل خوشه ها نشان می دهد که فضایی برای پژوهش در زمینه معنویت در محل کار و شکافی در مطالعات معنویت سازمانی در حوزه مدیریت وجود دارد. مفهوم پیشنهادی برای معنویت سازمانی، یک هویت سازمانی است که از ارزش ها، شیوه ها و گفتمان حاکم بر آن نشئت می گیرد که از معنویت فردی و معنویت در محل کار تشکیل می شود، توسط رهبر و سایر اعضاء هدایت می شود و تحت تأثیر محیط، فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش است. محدودیت ها: محدودیت اصلی مربوط به روش مورد استفاده و خصوصاً نرم افزارهای و گزینه های جستجو و اسکن در پایگاه ها و مقالات است. پیامدهای عملی: تعریف معنویت به این صورت سبب تولید ارزش و منفعت اجتماعی می شود که در وجهه، مأموریت، رسالت و ارزش های سازمان قابل رؤیت است. ابتکار یا ارزش مقاله: این پژوهش، ادبیات موجود در زمینه معنویت سازمانی را با روشی که تاکنون در مقالات این حوزه به کار نرفته است طبقه بندی می کند و مفهومی کامل تر از معنویت سازمانی ارائه می دهد.
رفتار کارآفرینانه در بخش دولتی به دلیل نقش برجسته آن در کسب مزیت رقابتی، مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته و مدیریت استعدادهای سازمانی به طور مستقیم و با نقش میانجی رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان از جمله متغیرهای اثرگذار بر رفتار کارآفرینانه هستند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان در رابطه بین مدیریت استعداد و رفتار کارآفرینانه در بخش دولتی است. این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی و همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل آن دسته از کارکنان سازمان های دولتی شهر کرمان است که دارای مدرک تحصیلی دانشگاهی و پست سازمانی کارشناسی و بالاتر بوده و تعداد 286 نفر با استفاده از فرمول کوکران، به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. به منظور جمع آوری داده از 4 پرسشنامه استفاده شده که روایی و پایایی آن ها به تأیید رسید و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) استفاده شده است. یافته های پژوهش ضمن تأیید مدل مفهومی، نشان داد که مدیریت استعداد علاوه بر تأثیر مستقیم به صورت غیرمستقیم و از طریق رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان نیز بر رفتار کارآفرینانه تأثیر می گذارد که میزان تأثیر غیرمستقیم از میزان تأثیر مستقیم بیشتر است. هم چنین نقش میانجی رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان در رابطه بین مدیریت استعداد و رفتار کارآفرینانه تأیید شد.
محققان به تازگی بررسی ترکیب مدل های انگیزش و تعهد را آغاز کرده و مدل های مشترکی ارائه داده اند که می تواند رابطه این دو را بهتر از گذشته تبیین کند. در همین راستا، این تحقیق برای اولین بار مدلی ترکیبی از دو متغیر انگیزش با استفاده از نظریه خودتعیین گری و متغیر تعهد با بهره گیری از مدل مه یر و آلن و از زاویه فرد محور ارائه می کند و این مدل را در جامعه آماری برخی از کارکنان دانش محور ایرانی بررسی می کند. این بررسی به روش تحلیل خوشه ای دو مرحله ای شامل روش سلسله مراتبی و بهینه سازی فاصله نیمرخ ها روی 306 نفر از کارکنان دانش محور چهار سازمان ایرانی انجام می شود. نتایج وجود چهار نیمرخ را در این این افراد نشان می دهد که بر اساس ویژگی های آنها، «افراد با انگیزه های متنوع و ملایم»، «افراد با انگیزه و دارای انگیزه های ذاتی ملایم»، «افراد با انگیزه و دارای انگیزه های بیرونی ملایم» و «افراد با انگیزه های درونی» نامگذاری می شوند. ویژگی های این نیمرخ ها از بعد انگیزش و تعهد در تحقیق بررسی می شود. نتایج این تحقیق از زاویه کمک به گسترش ادبیات موضوع مشترک تعهد و انگیزش و از نظر شناخت ویژگی های کارکنان دانش محور سازمان ها و دسته بندی آنان از نظر ویژگی های انگیزشی و تعهدی و شخصیتی می تواند مفید باشد.
This research try to deal with Review the performance measurement in supply chain management (Case Study: IKCO, Iran) and the main question of the research has raised as following: what are the affective factors on performance measurement in supply chain management and how will their prioritization be based on Friedman's Test? The methodology of this research is a kind of applicable descriptive – survey. Statistical population of this research is 63 related managers, top experts and experts of IKCO. After choosing the sample size, validity of questionnaire was appraised by using Cronbach's alpha coefficient that it was efficient and useful. For examining the normality of data distribution of statistical group, Kolmogorov – Smirnoff test was used. Obtained results from examination of conceptual model of research and testing of its hypotheses showed that the distribution of data in statistical group is abnormal. Ranking of examined main factors in conceptual model was conducted on Friedman test. Then for examination of level of main effective factors t-test was used.
هوشمندی کسب وکار به عنوان یک فلسفه مدیریتی و اب زاری جه ت کمک به سازمان ها برای مدیریت و تصفیه اطلاعات، یکی از نوآوری های مهم در عرصه فناوری اطلاعات است که سازمان ها برای کسب منافع حاصل از آن نیازمند انطباق با آن هستند. بر این اساس ارائه مدلی برای انطباق سازمان های آموزشی با پدیده هوشمندی کسب وکار، انگیزه و هدف انجام این پژوهش است. برای نیل به این هدف، در این مقاله از روش توصیفی-پیمایشی و مطالعه موردی شهرستان اسدآباد استفاده شده است. با توجه به تمرکز این پژوهش روی سازمان های آموزشی، جامعه آماری پژوهش شامل 145 نفر اعضا هیئت علمی و کارکنان 5 دانشگاه شهرستان اسدآباد در نظر گرفته شده اند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران شامل 106 نفر بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استفاده شده است. با مطالعه پیشینه پژوهش، 42 شاخص متمایز برای انطباق سازمانی با هوشمندی کسب وکار تعیین شد که در قالب یک مدل مفهومی سه سطحی ارائه شده است. برای بررسی مدل از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. طی تحلیل عاملی مرتبه اول 27 شاخص مؤثر، تأیید شدند. سپس با استفاده از این 27 شاخص و تعیین متغیرهای پنهان، تحلیل عاملی مرتبه دوم انجام شد و شش عامل مورد شناسایی قرار گرفتند.
امروزه ظهور خدمات مبتنی بر وب مانند تجارت الکترونیکی، بانک داری الکترونیکی و موارد مشابه موجب ایجاد تغییرات اساسی در روش زندگی انسان ها شده است. وب یک رسانه ارتباط مستقیم با هزینه کم را برای ارائه خدمات کسب و کارها به مشتریانشان فراهم می کند. کسب و کارها برای فعالیت های ترویجی و بازاریابی هدفمند نیاز به ثبت، بررسی و تحلیل رفتار کاربران و کشف دانش نهفته در آن را دارند تا بتوانند محتوا و ظاهر وب سایت خود را با علایق و نیازهای کاربران سازگار و شخصی سازی کنند. در این راستا برای تحلیل رفتار کاربران و ارائه پیشنهادات پویا و متناسب با الگوهای رفتاری آن ها می توان از تکنیک های وب کاوی استفاده کرد. در این پژوهش مدلی ارائه شده است که به کمک آن می توان رفتار کاربران الکترونیکی را تحلیل و پیش بینی کرد. در این مدل ابتدا کاربران به کمک الگوریتم انتشار کشش خوشه بندی شده اند و سپس به وسیله الگوریتم کاوش الگوهای ترتیبی سی. ام. اسپید رفتارشان تحلیل شده است. در گام بعد برای هر خوشه پروفایل کاربری مختص آن خوشه تشکیل می شود. سپس به کمک این پروفایل ها می توان توصیه هایی را به کاربران جدید ارائه کرد. نتایج به دست آمده حاکی از این است که مدل ارائه شده کارایی قابل قبولی دارد.