باتوجه به سرعت تغییرات در جهان پرتلاطم امروز، تولیدکنندگان باید قادر باشند تا به سرعت مشتری مداری را توسعه دهند. با ظهور مدیریت دانش تحول شگرفی در تولید کلاس جهانی به وقوع پیوست. تولیدکنندگان در کلاس جهانی از اطلاعات و مدیریت دانش به عنوان ابزاری استراتژیک در جهت رسیدن و باقی ماندن در بهترین سطح استفاده می کنند. در مقاله پیش رو با انجام تحقیقی در کارخانجات تولید کننده قطعات خودرو وابسته به گروه سایپا بعنوان جامعه آماری به بررسی نقش مدیریت دانش بر سیستمهای تولیدی در کلاس جهانی پرداخته ایم. در این پژوهش یک فرضیه اصلی با عنوان ""مدیریت دانش و تولید در کلاس جهانی رابطه مستقیم دارند."" و چهار فرضیه فرعی با توجه به فاکتورهای تولید در کلاس جهانی، با عناوین ""مدیریت دانش باعث ایجاد ضایعات صفر در کارخانه میشود.""،""مدیریت دانش باعث کاهش قیمت محصول میگردد."" ، ""مدیریت دانش باعث افزایش سرعت پاسخگویی به نیاز مشتری میشود"" و ""مدیریت دانش باعث افزایش انعطاف پذیری، و نوآوری میشود."" طراحی گردیده است. فرضیات فرعی بصورت کامل در راستای اهداف فرضیه اصلی بوده و با اثبات و یا رد فرضیات فرعی به صحت فرضیه اصلی میتوان دست یافت. برای محک زدن این فرضیات پرسشنامه ای طراحی گردید که پس از تعیین ضریب الفای کرومباخ آن به میزان 842/0 روایی و پایایی آن تائید گردید. در انتها و با توجه به نتایج میتوان اذعان داشت که تولید در کلاس جهانی با مدیریت دانش رابطه مستقیم داشته و مدیریت دانش و اطلاعات به تولید هرچه بهتر محصولات و خدمات سرعت بخشیده و باعث بالا رفتن کیفیت و کاهش ضایعات محصول میگردد.
اکنون نظام برنامه ریزی منابع سازمان1 یا (ERP)، عامل اصلی مدیریت موفق اطلاعات در سازمان ها است. اما استقرار بسیاری از نظام های (ERP) با شکست مواجه شده است. زیرا مدیران سازمان ها فکر می کنند که صرفاً خرید نظام (ERP)، کافی است. نظام های برنامه ریزی منابع سازمان، نظام های اطلاعاتی بسیار پیچیده ای هستند و عوامل بسیاری بر استقرار موفق آنها تأثیر می گذارند. سازمان ها باید از مهمترین عوامل مؤثر در استقرار موفق (ERP) آگاه باشند و آنها را فراهم کنند. در پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مهم موفقیت2 (CSF) یا رتبه بندی عوامل مؤثر در موفقیت طرح های استقرار (ERP)، مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا با توجه به مبانی نظری، 23 عامل مؤثر در استقرار موفق برنامه ریزی منابع سازمان شناسایی گردید. بر اساس عوامل مهم موفقیت، پرسشنامه ای با 84 پرسش تهیه شد و در بین افراد جامعه آماری توزیع گردید. با استفاده از فن تحلیل عاملی، با روش چرخش واریماکس، عوامل مؤثر در استقرار موفق برنامه ریزی منابع سازمان عبارت اند از: 1) عامل راهبردی، 2) عامل سازماندهی، 3) انتخاب مناسب، و 4) کنترل و نظارت. عوامل مذکور، در مجموع 434/75 از تغییرات را تبیین می کنند.
با شتاب روز افزون علم و آگاهی در دنیای کنونی، شرکت ها به منظور تطابق با شرایط متغیر محیطی، مجبور به استفاده از فناوری ارتباطات هستند و سرمایه گذاری در فناوری مذکور، به سرعت در حال افزایش است. در پژوهش حاضر، به منظور ارزیابی عملکرد مالی شرکت های مخابرات استانی، از مدل تحلیل پوششی داده ها استفاده شده است. تحلیل پوششی داده ها، فن برنامه ریزی خطی ناپارامتریک است که برای اندازه گیری میزان کارایی نسبی واحد های سازمانی مورد استفاده قرار می گیرد. در پژوهش حاضر، کارایی نسبی شرکت های مخابرات استانی ایران، بر اساس روابط بین داده ها و ستاده های شرکت های مخابراتی بررسی و ارزیابی شده است. بدین منظور، در مرحله اول از مدل جمعی تحلیل پوششی داده استفاده گردید و سپس در مرحله بعد با استفاده از فن کارایی متقاطع، رتبه بندی نهایی شرکت های مخابرات استانی در سراسر ایران، در سال مالی منتهی به 1388 به دست آمد. نتایج نشان داد که شرکت های مخابرات استان های اصفهان، تهران و آذربایجان شرقی بیشترین کارایی را دارند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه هوش هیجانی، خویشتن داری و تعهد سازمانی مدیران آموزشی مدارس متوسطه است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بوده است. گروه نمونه، پنجاه و نه نفر از مدیران بودند که با روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شدند. مدیران زن، 27 نفر و مدیران مرد، 32 نفر بودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های هوش هیجانی عزیزی (1387)، خویشتن داری نیک منش (1386) و تعهد سازمانی مودی، استیرز و پورتر1 جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، به طور همزمان از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و خویشتن داری و نیز بین هوش هیجانی و تعهد سازمانی مدیران آموزشی، همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. بین خویشتن داری و تعهد سازمانی مدیران آموزشی نیز رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش هیجانی و خویشتن داری، پیش بینی کننده تعهد سازمانی مدیران آموزشی است. دو متغیر مذکور توانسته است 18/0 از تغییرات تعهد سازمانی را برای مدیران مرد پیش بینی کند.
بنگاه های تجاری نیز مانند سایر موجودات زنده از منحنی عمر پیروی می کنند. بر اساس نظریه های اقتصادی، شرکت ها نیز متولد می شوند، رشد می کنند و بعد از مدتی به سمت پیری و زوال می روند. شواهد حاکی از آن است که سود عملیاتی و اجزای آن (حاشیه سود عملیاتی و گردش دارایی ها) در مسیر عمر هر شرکت، الگویی غیرخطی از خود نشان می دهد. در این مقاله، سعی شده است با تمرکز بر موضوع چرخه عمر و سودآوری، به چگونگی تأثیر این متغیر اقتصادی بر تجزیه و تحلیل های مربوط به رشد و سودآوری بنگاه های تجاری پرداخته شود. برای بررسی موضوع، با استفاده از روش بررسی میدانی و اسنادکاوی، اطلاعات واقعی 149 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی 1379- 1388 استخراج شده و با استفاده از روش های آماری توصیفی، الگوی داده های تابلویی و آزمون آماری ویلکوکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان دهنده مؤثر بودن چرخه عمر در رشد وسودآوری بنگاه های تجاری است. به این ترتیب، با درنظر گرفتن متغیر چرخه عمر به مدل های پیش بینی سودآوری، توان تخمین این مدل ها نسبت به مدل اولیه، بیش از 40% افزایش می یابد.
سود حسابداری به منزله برجسته ترین متغیّر اطلاعاتی، نقش بسزایی در بازارهای مالی ایفا می کند و استفاده کنندگان اطلاعات مالی تصمیم های خود را بر پایه آن شکل می دهند. در این میان، ترکیب اجزای سود و نحوه محاسبه آن، از نظر انتخاب رویه های اختیاری حسابداری (توسط مدیران)، محتوای اطلاعاتی آن را که همان سودمندی اطلاعات برای تصمیم گیری است، به چالش کشیده است. در این تحقیق، نقش اقلام تعهّدی و جریان های نقد عملیاتی در تبیین رفتار بازدهی سهام شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. برای دستیابی به هدف تحقیق، محتوای اطلاعاتی افزاینده سود و جریان های نقد عملیاتی شرکت ها، به تنهایی و به صورت ترکیبی، در حضور متغیّر های سودهای گذرا (سود های غیرعملیاتی)، اندازه، اهرم مالی و فرصت های رشد با انتخاب نمونه ای متشکّل از 111 شرکت در دوره زمانی سال های 1383-1388 مقایسه شده است. یافته های تحقیق حاکی از برتری نسبی محتوای اطلاعاتی سود در مقایسه با جریان های نقد عملیاتی است. بر این اساس، ملاک گزینش شرکت ها سود عملیاتی گزارش شده است و سرمایه گذاران در مقایسه میان سود و جریان های نقد عملیاتی نسبت به سود، حساسیّت بیشتری نشان می دهند. بنابراین، با توجه به اهمیت موضوع، برقراری الزامات هدفمند، برای افزایش کیفیت گزارشگری و شفّافیت روزافزون جریان اطلاعاتی در بازار سرمایه ایران، هدفی ضروری به نظر می آید.
شرایط در دنیای پر تغییرکنونی به گونه ای شده است که همگان دریافته اند تنها مزیت رقابتی یک سازمان در آینده این است که مدیران آنها بیاموزند چگونه باید زودتر از رقبایشان یاد بگیرند و این همان مفهوم چابکی است. چابکی سازمان در دنیای پر تغییر امروزی اهمیتی فزاینده دارد. بسیاری از خبرگان چنین ادعا می کنند که موفق ترین سازمان های آینده، آنهایی هستند که چابک ترند. به همین دلیل در پژوهش پیش رو سعی می شود میزان چابکی سازمانی سه سازمان انفورماتیک با استفاده از متدولوژی پرسشنامه اندازه گیری شده، نقاط تفاوت آنها معین گشته و مشخص گردد که آیا در رتبه بندی شورای عالی انفورماتیک به موضوع چابکی توجه می شود یا خیر. البته یافته اصلی این پژوهش را نیز می توان حول این موضوع قرار داد که با بهبود رتبه سازمان از نظر شورای عالی انفورماتیک، سطح چابکی سازمانی بالا نمی رود و چنین به نظر می رسد که این دو موضوع مستقل از یکدیگر هستند. به علاوه، چنین معین شد که یکسری از عوامل مانند توانایی پیاده سازی آسان تغییرات اساسی و نیز تغییرات کوچک در سازمان و سایر عواملی که در اصل مقاله به آنها پرداخته شده است، می توانند زمینه ساز تفاوت در موقعیت سازمانی باشند. به این ترتیب، سازمان های انفورماتیک با افزایش قابلیت های خود در اینگونه عوامل می توانند باعث ارتقاء موقعیت رقابتی خود در صنعت مذکور گردند.
هدف اصلی این تحقیق، بررسی رابطه علی ویژگیهای شخصیتی و تعهد سازمانی کارکنان و تبیین نقش سبک های رهبری در این رابطه است. در همین راستا، شعب منطقه 2 بانک ملت تهران، که تعداد آنها 850 نفر گزارش گردیده به عنوان جامعه آماری انتخاب و230 کارمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه بوده و از آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه مداری مولفه های تحقیق و از مدل معادلات ساختاری برای تایید یا عدم تایید رابطه علی بین متغیرها استفاده شده است. علاوه بر این، برای بررسی اثر تعدیلی متغیر تعدیلگر از آزمون رگرسیون استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین تمامی متغیرهای مستقل مدل(عصبانیت، باز بودن به تجربه، توافق پذیری، برون گرایی، با وجدان بودن) با سه متغیر وابسته تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد هنجاری در تمامی موارد به جز رابطه متغیر باز بودن به تجربه با متغیر تعهد هنجاری رابطه وجود دارد که در خصوص متغیر عصبانیت این رابطه منفی بوده و در سایر موارد مثبت و مستقیم بوده است (لازم به ذکر است که تمامی متغیر ها دارای روابط غیر مستقیم نیز بوده اند). همچنین از بررسی اثر تعدیل کنندگی دو متغیر سبک رهبری تعاملگرا و تحولگرا نتایج تحقیق بیانگر آن است که متغیر سبک رهبری تعاملگرا در ارتباط با سه متغیر عصبانیت ، توافق پذیری و با وجدان بودن دارای اثر تعدیل کنندگی است و متغیر سبک رهبری تحولگرا این اثر را در ارتباط با سه متغیر برونگرایی و باز بودن به تجربه و با وجدان بودن دارا می باشد.
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی رابطه رهبری خدمتگزار با تعهد سازمانی کارکنان و مولفه های آن می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان رسمی و قراردادی سازمان بهزیستی استان اصفهان در پاییز 1389 است. روش نمونه گیری، تصادفی ساده با استفاده از جدول اعداد تصادفی و بر مبنای فهرست اسامی کارکنان انتخاب شده است. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات مربوط به آزمون فرضیه های پژوهش از دو پرسشنامه تعهد سازمانی سه مولفه ای آلن و همکاران (1993) که شامل 24 سوال است و سه جزء تعهد، یعنی تعهد سازمانی مستمر، هنجاری و عاطفی را می سنجد، استفاده شده است. برای سنجش رهبری خدمتگزار با استفاده از پرسشنامه قلی پور و همکاران (1388) که دارای 28 سوال می باشد و دارای چهار مولفه خدمت رسانی، تواضع و فروتنی، قابلیت اعتماد و مهرورزی است، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج مربوط به همبستگی ساده بین متغیرهای پژوهش نشان داد که : بین رهبری خدمتگزار و تعهد سازمانی کارکنان در سازمان بهزیستی استان اصفهان، رابطه معنادار است. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که متغیر تواضع و فروتنی به طور معناداری می تواند تعهد سازمانی را تبیین کند.
این پژوهش در صدد تعیین جایگاه انواع منابع تامین مالی بانک می باشد. برای تحقق این هدف به وسیله استخراج اطلاعات مورد نیاز از صورت های مالی بانک پارسیان، ساختار سرمایه آن در یک دوره هفت ساله (1382 - 1388) مورد ارزیابی قرار گرفته است.
فرضیه اول تا سوم این پژوهش به بهینه بودن ساختار سرمایه واقعی و هزینه تامین منابع مالی (هزینه سرمایه) و هم چنین خطرپذیری نسبت سرمایه بانک دلالت دارد که این سه فرضیه از طریق چارچوب رسیدن به ساختار سرمایه بهینه (از نظر نسبت سرمایه به دارایی های دارای خطرپذیری، نسبت سپرده ها به بدهی ها، نسبت سپرده های بلند مدت به کل سپردها و هزینه سرمایه) مورد ارزیابی قرار گرفت و بهینه تشخیص داده شد.
فرضیه چهارم این پژوهش دلالت بر عدم وجود ارتباط بین ساختار سرمایه و هزینه تامین منابع مالی (هزینه سرمایه) بانک دلالت داشت که با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، این فرضیه آزمون و مورد تایید قرار گرفت. در پایان نیز پیشنهاداتی در خصوص بهینه کردن ساختار سرمایه بانک پارسیان و هم چنین تحقیقات آتی ارائه شد.
تحقیقات نشان داده است که سفارشی سازی انبوه ارزش بیشتری را به مشتری ارائه می نماید. در این راستا ،این مقاله به دنبال پاسخگویی به این سوال است که چگونه ارزش تمایز فردی بر ارزش کلی درک شده و قصد خرید محصولات سفارشی سازی شده انبوه اثر می گذارد در این تحقیق تمایزات فردی موثر در غالب سه بعد :نیاز به بهینه سازی،تمرکز بر زیبایی محصول و نیاز به منحصر به فرد بودن منعکس می شود. در این ارتباط مدل مفهومی بر اساس تئوری مشارکت ، تئوری وظیفه ای نگرشها و تئوریهای مطلوبیت منحصر به فرد بودن ارائه و آزمون شده است. این تحقیق توسعه ای –پیمایشی بوده و در آن دانشجویان مدیریت بازرگانی دانشگاههای تهران و تربیت مدرس مورد سوال قرار گرفتند.به طور کلی اطلاعات بدست آمده از پاسخها در غالب مدل مفهومی رابطه میان سه بعد تفاوتهای فردی مصرف کننده و ارزش کلی درک شده و قصد خرید محصولات سفارشی سازی شده انبوه را تایید می نمایند.
هدف اصلی این تحقیق بررسی تاثیر فرصتهای رشد بر رابطهی بین ساختار سرمایه، سود تقسیمی و ساختار مالکیت با ارزش شرکت، در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دورهی زمانی 1387 - 1383 است. قبل از تجزیه و تحلیل دادهها آزمون های پایایی متغیرها، آزمون چاو و هاسمن به منظور تعیین مدل مناسب برای برآورد پارامترها و تاثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته استفاده شد. سپس، از طریق دادههای ترکیبی و مدل اثرات ثابت فرضیههای تحقیق مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان میدهد بین ساختار سرمایه (اهرم) و سود تقسیمی با ارزش شرکت رابطهی معنیداری وجود دارد و در حالت وجود فرصتهای رشد، این رابطهی منفی و معنیدار است اما، بدون فرصتهای رشد، رابطه مثبت و معنیدار خواهد بود. همچنین، نتایج نشان داد که رابطهی غیرخطی و معنیداری بین ساختار مالکیت و ارزش شرکت وجود داشته و فرصتهای رشد تاثیر معنیداری بر این رابطه دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان تدابیر سیاسی و سبک های حل مساله افراد انجام شده است. به این منظور 220 نفر از کارمندان دانشگاه شهید بهشتی به صورت تصادفی از میان 1000کارمند دانشگاه انتخاب گردید. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه استاندارد سنجش سبک حل مساله هلریگل، اسلوکوم و وودمن و پرسشنامه رفتارسیاسی ای.جی.دوبرین استفاده شد. طی نتایج به دست آمده، ارتباط مثبتی میان قضاوت عاطفی با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی، معاشرت با افراد ذی نفوذ و ایجاد پایگاه حمایتی وجود دارد. همچنین ارتباط معکوسی میان قضاوت منطقی با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی، معاشرت با افراد ذی نفوذ و ایجاد پایگاه حمایتی وجود دارد. میان ادراک شهودی با استفاده سیاسی از اطلاعات، و ایجاد الزام اخلاقی، ارتباط و همسویی وجود دارد. ادراک حسی نیز با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات و ایجاد الزام اخلاقی رابطه معکوس داشت
امروزه، اهمیت توجه به کیفیت خدمات ارائه شده به اندازه¬ای افزایش یافته که توجه بسیاری از اندیشمندان مراکز تحقیقاتی و مدیران سازمان¬ها را به خود معطوف داشته است؛ از این رو، دو مکتب فکری متمایز برای ارتقای کیفیت خدمات مطرح شده است: مکتب اول به نقش سازمان در بهبود کیفیت خدمات و مکتب دوم به نقش مشتریان در ارتقای کیفیت خدمات توجه دارد. این تحقیق، موضوع بهبود کیفیت خدمات را از منظر مکتب دوم مورد بررسی قرار داده است. بدین منظور با استفاده از ابعاد معرفی شده از سوی رودیه و کلین (ذهنی، فیزیکی و احساسی) و بعد چهارمی با عنوان تعامل ارباب¬رجوع با ارباب¬رجوع، که مولفین مقاله حاضر، به آن اضافه کرده اند، مدل مفهومی تحقیق، طراحی و بر اساس آن، پرسشنامه¬ای تنظیم گردید. دو گروه به عنوان جامعه¬های مورد مطالعه مد نظر قرار گرفت. از جامعه اول (کارکنان)، با استفاده از شمارش کامل تعداد 53 پرسشنامه و از جامعه دوم (ارباب¬رجوع گمرکات)، با استفاده از نمونه¬گیری تصادفی سیستماتیک تعداد 154 پرسشنامه جمع¬آوری شد. ضرایب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای هر یک از دو جامعه مورد مطالعه به ترتیب برابر 54/91% ، و 39/91% است. نتایج حاصل نشان داد، از دیدگاه هر دو گروه، ارباب¬رجوع با ارائه منابع سه¬گانه و تعامل مثبت با یکدیگر، در ارتقای کیفیت خدمات نقش دارند. همچنین یافته¬ها نشان داد، در هرچهار بعد، شکاف معنی¬داری بین انتظارات سازمان و عملکرد واقعی ارباب¬رجوع وجود دارد.