ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
۴۰۱.

گسترش تشیع در دوره امام جواد (ع) تأثیر متغیرهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۶
تحلیل ها نشان می دهد که فضای حاکم بر خلافت عباسی در این دوره، به ویژه در زمان مأمون و معتصم، بستری مناسب برای پذیرش آموزه های شیعی فراهم ساخت. از منظر سیاسی، تضادهای درونی دستگاه حاکم و نیز برگزاری مناظرات علمی که به تثبیت مشروعیت علمی امام انجامید، اهمیت یافت. در بُعد اجتماعی، مهاجرت گسترده شیعیان و شکل گیری مراکز مقاومت فکری، پایه توزیع اندیشه را تقویت کرد. مهم تر از همه، وضعیت اقتصادی حاکمیت، با شکاف طبقاتی شدید میان اشراف عیّاش و در مقابل، گروه ضعیف جامعه، بی اعتمادی عمومی را به اوج رساند. آموزه های عدالتمحور تشیع که بر سادگی و رفع ظلم تأکید داشت، در تقابل آشکار با فساد بیتالمال و سبک زندگی حاکمان قرار گرفت؛ این تضاد اقتصادی‑اخلاقی سبب شد تا آموزه های شیعی برای قشر محروم، به مثابه یک راه حل هویتی‑مذهبی برای رهایی از بی عدالتی، جاذبه ای مضاعف پیدا کند. در نهایت، عوامل محیطی یادشده، موتور محرکه گسترش تشیع در آن دوران شدند. پژوهش حاضر با روش توصیفی‑تحلیلی به بررسی میزان تأثیر عوامل محیطی (سیاسی، اجتماعی و اقتصادی) بر روند گسترش مذهب تشیع در دوره امامت امام جواد (ع) می پردازد.
۴۰۲.

تحلیل مبانی قرآنی «حقِّ بر فراموشی» در عصر دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۶
هدف این مقاله تبیین و تحلیل مبانی نظریِ برآمده از قرآن کریم برای مفهوم حقوقی مدرن «حقّ ِ بر فراموشی» است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که آیا آموزه های قرآنی ظرفیت لازم برای پشتیبانی از حق افراد مبنی بر کنترل و حذف اطلاعات شخصی گذشته خود در فضای دیجیتال را دارا هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با رویکردی بین رشته ای (فقه، حقوق و مطالعات قرآنی) سامان یافته است. منابع اصلی پژوهش، آیات قرآن کریم و تفاسیر معتبر هستند و برای تحلیل ابعاد حقوقی موضوع، از اسناد و مقالات حقوقی مرتبط، قواعد فقهی و منابع روایی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که مفاهیم قرآنیِ محوری مانند «ستر» (حفظ حریم و پوشاندن خطا)، «توبه» (فرصت بازگشت و محو آثار گذشته)، «عفو» (گذشت و نادیده گرفتن لغزش)، «اصلاح» (بازسازی عملی رفتار) و «صفح الجمیل» (گذشت زیبا و کریمانه)، یک چارچوب منسجم اخلاقی - حقوقی را شکل می دهند. بر اساس این چارچوب، افراد حق دارند از برچسب زنی دائمی ناشی از خطاهای گذشته خود در امان باشند و کرامت انسانی ایشان با فراهم آوردن فرصت شروع دوباره، حفظ گردد. نتیجه گیری مقاله حاکی از آن است که آموزه های قرآن کریم و سنت اسلامی ظرفیت بالایی برای پشتیبانی نظری و استنباط اصول لازم جهت قانون گذاری در حوزه «حقّ ِ بر فراموشی» در عصر دیجیتال را داراست. این مبانی می توانند به عنوان یک پشتوانه فقهی - اخلاقیِ قوی برای نظام حقوقی ایران در مواجهه با این چالش جدید به کار گرفته شوند و الگویی جایگزین، مبتنی بر کرامت انسانی، در برابر رویکردهای غربی ارائه دهند.
۴۰۳.

سیر تحول تاریخی مفهوم «عین ﷲ» در آرای مفسران متقدم و معاصر؛ مطالعه ای آماری-تحلیلی بر داده های تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۶
یکی از مسائل چالش برانگیز در تفسیر قرآن کریم نحوه درک آیات صفات الهی است، به ویژه تعابیری که ظاهر آن ها با ویژگی های جسمانی انسان سازگار می نماید. مفهوم «عین» از جمله این موارد است که در آیات متعددی مطرح شده و امکان برداشت جسمانی از آن را به وجود آورده است. این پژوهش با هدف تحلیل دیدگاه های تفسیری درباره «عین الله»، بررسی سیر تحول این تفاسیر و تبیین نقش گرایش های کلامی در شکل گیری آن ها صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی با رویکرد تطبیقی بوده و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، دیدگاه های مفسران شیعه و اهل سنت در سه طبقه ظاهرگرایی، تأویلی و مصداقی طبقه بندی و تحلیل گردیده است. همچنین از جداول و نمودارها برای ترسیم روند تحولات بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد که گرایش های تفسیری، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری برداشت های مفسران از این آیات داشته اند. در دوره متقدم، تنوع معانی به ویژه در قالب تأویل هایی چون «بمرأیً منّا»، «بحفظنا» و «بعلمنا» قابل توجه است و در هر دو جریانِ شیعه و سنی، تلاش برای پرهیز از تثبیت معنای جسمانی مشهود است. مفسران این دوره، بسته به گرایش روایی، کلامی، ادبی یا عرفانی خود، معانی متفاوت و گاه متکثر را ارائه داده اند. در مقابل، دوره معاصر با کاهش تنوع معنایی و تمرکز بر معنای «بحفظنا» شناخته می شود که بیشتر در تفاسیرِ با گرایش های اجتماعی، اجتهادی، ادبی و تربیتی دیده می شود. این هم گرایی تفسیری، نشان دهنده تلاش مفسران برای تبیین مفاهیم قرآنی در چارچوب مبانی اندیشه دینی نوین و نیازهای فکری دوران معاصر است.
۴۰۴.

بازخوانی تفسیری آیه «فأراه الآیهَ الکبری» بر پایه نشانه شناسی رولان بارت و گفتمان قدرت فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۰
آیه «فَأَرَاهُ الْآیَهَ الْکُبْرَى» از آیات نمادین قرآن در سوره نازعات و بیانگر بخشی از ماجرای تقابل موسی و فرعون است که در طول تاریخ اسلام، طیف گسترده ای از تفاسیر و برداشت های گوناگون را به خود اختصاص داده است. این پژوهش با روش تحلیلی تفسیری و با بهره گیری از چارچوب نظری نشانه شناسی رولان بارت و گفتمان شناسی فوکو، به بازخوانی چندلایه معنایی و گفتمانی این آیه پرداخته است. بررسی حدود یکصد تفسیر نشان می دهد که آرای مفسران درباره مفهوم و مصداق آیه در نُه دسته مجزا، از جمله عصا و ید بیضا، قابل طبقه بندی است. تحلیل نشانه شناختی، با تفکیک سه سطح دلالت صریح، ضمنی و اسطوره ای، آشکار می سازد که برداشت های مفسران چگونه به تثبیت و بازتولید معانی فرهنگی، اعتقادی و ایدئولوژیک متفاوت انجامیده است. همچنین در رویکرد گفتمان قدرت، رابطه تفسیر آیه با ساختارها و نهادهای قدرت دینی، سیاسی و فرهنگی در بستر تاریخی خود بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که «الآیهَ الکُبرى» نه تنها یک معجزه جسمانی، بلکه میدان مبارزه ای گفتمانی است که بازتاب دهنده تعامل پیچیده دین، قدرت و فرهنگ در جوامع الهی است. این مطالعه بر اهمیت فهم چندلایه معنایی آیات قرآن با رویکردهای میان رشته ای تأکید دارد و ضرورت توجه به بستر تاریخی و گفتمانی در تحلیل متون مقدس را برجسته می سازد.
۴۰۵.

بررسی ساخت های گفتمان مدار در سوره ابراهیم بر اساس الگوی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
هدف این پژوهش بررسی ساخت های گفتمان مدار در سوره ابراهیم (ع) و کشف جهان بینی نهفته آن است که با استفاده از الگوی ون لیوون و با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. علت انتخاب این سوره به این دلیل است که مجموعه ای از اعتقادات، اندرزها، موعظه ها و سرگذشت های عبرت انگیز اقوام پیشین بیانگر اهداف رسالت پیامبران و نزول کتاب های آسمانی است. ضمن آنکه در این سوره، دعاهای هدفمند حضرت ابراهیم (ع) به تفصیل بیان شده است که در سوره های دیگر به تفصیل نیامده است. به دیگر بیان، این سوره با تمرکز بر داستان حضرت ابراهیم (ع)، توحید، نعمت های الهی، سرنوشت اقوام و ... دارای ویژگی های خاصی است که آن را از دیگر سوره های قرآن متمایز می کند. در این رهگذر، این پژوهش ساخت های گفتمان مدار این سوره را با هدف کشف نظام فکری پنهان و درک مفاهیم گفتمانی آیات آن بررسی کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در سوره ابراهیم (ع) از ساخت های گفتمان مدار متنوعی برای اثبات حقانیت قرآن و تبیین اهداف رسالت پیامبران استفاده شده است. برخی از این ساخت ها عبارت اند از: بیان صریح و آشکار حقایق، استفاده از شواهد و قرائن برای اثبات صحت ادعاها و استفاده از منطق و استدلال برای اقناع مخاطب. همچنین، دلالت های شناختی مؤلفه های گفتمان مدار در این سوره قدرت و عظمت خداوند را به طور برجسته تر نشان می دهند و مخاطب را درباره چگونگی وقوع کنش ها و افعال خداوند به تدبر و تفکر وامی دارند و فضای گفتمانی وسیعی نسبت به موضوعاتی همچون پرستش غیرخدا و عذاب الهی به وجود می آید.
۴۰۶.

بررسی فقهی تعمیم سال قحطی به شرایط توسعه نیافتگی اقتصادی اقامتگاه سارق برای دفع حد سرقت با تأکید بر فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
اجرای حدود الهی با نظر به تأثیر آن در پیشگیری از ناهنجاری ها و شیوع جرم، ضروری و مهم است اما اگر بدون توجه به شروط رافع حد و بستر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اجرا شود، سبب ورود خسارات مادی و معنوی غیرقابل جبرانی بر اشخاص شده و موجبات وهن شریعت را فراهم می آورد. این پژوهش بنیادین که با روش تحلیلی توصیفی و با استفاده از ابزار تفسیر اجتماعی نصوص دینی، قاعده اصولی تنقیح مناط و قاعده درء انجام شده، در پِی آن است که در خصوص قطعِ ید سارق به این پرسش پاسخ دهد که آیا سال قحطی که دفع کننده حد سرقت است قابل تعمیم به زمان توسعه نیافتگی اقتصادی اقامتگاه سارق است؟ و اگر چنین است ملاک تشخیص سال قحطی و توسعه نیافتگی اقتصادی مناطق چیست؟ و کیفیت تعمیم چگونه است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که قابلیت تعمیم سال قحطی به شرایط توسعه نیافتگی اقتصادی اقامتگاه سارق وجود دارد و ملاک تشخیص آن نظر اهل خبره است.
۴۰۷.

امکان سنجی اِعمال واکنش جزایی در قبال رفتارهای غیرعمدی در فقه جزایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهش حاضر به مثابه درآمدی بر ملاکِ توصیف مجرمانه رفتارها، در مقام توجیه شرعی وصف گذاری کیفری رفتارهای غیرعمدی برآمده و درصددِ پاسخ به این سؤال است که آیا در فقه اسلامی می توان رفتارهای غیرعمدی را مشمول واکنش جزایی دانست؟ یافته های پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی صورت گرفته بیانگر آن است که در فقه جزایی رفتاری که پدیدارشدن مفسده و ضرر در آن محتمل است به دلیل عدوان مورد نهی واقع شده است؛ زیرا مجازات به معنای اخص و واکنش جزایی متوقف بر احراز قبح فاعلی است و تقصیر در رفتارهای غیرعمدی، وصف رفتار محتمل الضرر است که غالباً آگاهانه صورت می گیرد و می تواند در زمینه قبح فاعلی قلمداد شود. همچنین به دلیل محوریت داشتن رفتار در اِعمال واکنش جزایی، از برخی آیات و روایات، اقتضائات کلان و تخصیص ناپذیر قاعده عقلی، وجوب دفع ضرر محتمل استفاده می شود که ارتکاب رفتارهای عدوانی نیز معصیت است و میزان احتمال قطعی آثار زیان بارِ رفتار، عاملی برای ممنوعیت این دسته از رفتارها به جهت احتیاط و پیشگیری است، چنان که طبق برخی آیات قرآن کریم هرچند خطا از جهت غیرعمدی بودن، مؤاخذه بردار نیست، اما اگر منشأ ارادی داشته باشد و عمداً ترک تحفّظ شود، زمینه برای مؤاخذه وجود دارد، همچنان که از دیدگاه مفسران طلب مغفرت در رفتارهای خطایی فرع بر قابلیت مؤاخذه در آن هاست.
۴۰۸.

طراحی الگوی برنامه درسی خودباورانه برای دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی خودباورانه برای دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. تعاریف برآمده از مفهوم خودباوری، تاکید نظام های آموزش و پرورش دنیا و تاکید اسناد بالادستی نظام آموزش و پرورش کشور از جمله سند تحول بنیادین، بر خودباوری که از آن به عنوان یکی از ویژگی های مدرسه در افق 1404 یاد شده است، نشان از ضرورت توجه به این مفهوم در نظام آموزش و پرورش ایران می باشد. رویکرد حاکم بر پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. جامعه اطلاعاتی پژوهش شامل، متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی و روانشناسی تربیتی بودند. هجده نفر نمونه به شیوه هدفمند انتخاب و با آنان مصاحبه درحد اشباع انجام شد. ابزار گردآوری داده، فرم مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده های حاصل از مصاحبه به منظور دریافت معانی نهفته بر حسب رهیافت گلیزری کد گذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد. جهت تامین اعتبار یافته ها از روش بازبینی اعضا و برای افزایش پایایی از روش های اجرای فرایند نظام مند ثبت، ضبط و نوشتن داده ها، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد الگوی برنامه درسی خودباورانه دانش آموزان دوره ابتدایی از شش مولفه خودشناسی، چالش پذیری، خودانگیختگی، عزت نفس، انعطاف پذیری و الگوپذیری تشکیل شده است.
۴۰۹.

چالش های فقهی- حقوقی سقط درمانی درپرتو قانون حمایت از خانواده و جوانیِ جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۳
سقط جنین درطول تاریخ به علت داشتن ابعاد اخلاقی، فقهی و حقوقی، همواره موردبحث بوده است. یکی از معضلات ناشی از سقط جنین، کاهش یافتن جمعیت جوان در کشورهای دارای هرم سنّیِ میان سال مانند ایران است که برای پیشگیری از آن، در سال 1400، قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» تصویب شد؛ ولی اجرای این قانون خصوصاً در مسئله سقط درمانی با چالش های متعددی مواجه شد و به دنبال اِعمال محدودیت های فراوان درحوزه سلامت جنین و سقط آن، درزمینه افزایش جمعیت سالم و مولّد نقض غرض کرد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی چالش های فقهی و حقوقی سقط درمانی درپرتو قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، و تلاش برای به دست دادن راهکارهای مفید به منظور رفع چالش های این حوزه بوده است. مطالب با استفاده از روش اسنادی- کتابخانه ای گردآوری شده اند و تحقیق ازنوع توصیفی- تحلیلی است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد اِعمال محدودیت های شدید درحوزه سلامت جنین و سقط درمانی، نتیجه ای جز به خطرانداختن جان مادران و افزایش آمار سقط جنین جنایی ندارد و زمینه را برای سوء استفاده متخلفان از قانون و سودجویی آنان فراهم می کند؛ همچنین با توجه به مبانی و نظرات مختلف فقها و حقوق دانان درباره سقط جنین و زمان ولوج روح و تعیین نشدن زمان واحد و مشخص برای ولوج روح در علوم مختلف فقه، حقوق و طب، امکان واگذاری اختیار صدور جواز یا جایزندانستن سقط درمانی به قضات وجود ندارد و باید با همکاری توأمان فقها، حقوق دانان و اطبا درخصوص تعیین ملاک های ولوج روح، تصمیم های صحیح اتخاذ شود.
۴۱۰.

وضعیت حکمی ازدواج با بستگان نسبی نامحرم از منظر فقه و حقوق تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۶
حق بر ازدواج در عموم و اطلاق خود، به معنای حق انتخاب هر فردی از جنس مخالف برای ازدواج و تشکیل خانواده است. این حق، با قیود مختلفی حسب انگاره های ارزشی وعرف جامعه بستر ازدواج، محدود شده است. در این میان، مسئله این نوشتار، بررسی موردی یکی از مسائل و مصادیق این حق، یعنی ازدواج با بستگان نسبی است. مشهور فقهای عامه، ازدواج با بستگان نسبی را مرجوح قلمداد کرده، و فتوا به کراهت آن داده اند. این رویکرد برخلاف نظریه شهرت یافته در فقه امامیه است که براساس آن، بر ازدواج با بستگان نسبی تأکید شده است. فقیهان عامه و نیز علامه حلی با استناد به روایاتی که ظاهراً مستند به پیامبر 2 است، استدلال خود را بنا نهاده اند. این نوشته مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، با بررسی سندی و دلالی این روایات، به این نتیجه دست یافته است که این عبارات، روایت گونه (و نه روایت معتبر) و تنها عباراتی از خلیفه دوم و عوام هستند که در بستر زمان به پیامبر 2 نسبت داده شده اند و فاقد حجیت هستند. در حقوق تطبیقی نیز با وجود برخی اختلاف رویه ها، براساس تحقیقات پزشکی و مستظهر به برخی باورهای عامیانه همین جواز یا عدم جواز (در سطح غیرقانونی بودن و عدم شناسایی حقوقی رابطه ازدواج و جرم انگاری این ازدواج در قالب رابطه جنسی نامشروع) مشاهده می شود.
۴۱۱.

واکاوی مؤلفه های فهم دین در اندیشه محمد تقی مصباح یزدی و مصطفی ملکیان - یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
دین همواره به عنوان یکی از ارکان اصلی مشروعیت و حاکمیت در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی مطرح بوده است. از همین رو، تلاش های نظری و گفتمانی گوناگونی برای فهم، تبیین و بازخوانی دین شکل گرفته اند که در میان آنها دو جریان «اسلام سنتی» و «روشنفکری دینی» جایگاهی برجسته تر دارند. پژوهش حاضر با تمرکز بر آرای دو متفکر برجسته، یعنی آیت الله محمدتقی مصباح یزدی و استاد مصطفی ملکیان، به عنوان نمایندگان شاخص این دو جریان، در پی پاسخ به این پرسش است که آنها بر اساس کدام مؤلفه ها اقدام به فهم دین کرده اند. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون سه مرحله ای استرلینگ بوده و با بهره گیری از پاره گفتارها و آثار مکتوب این دو اندیشمند، مضامین بنیادین استنباط شده اند. یافته ها نشان می دهد در نگاه آیت الله مصباح، سه مؤلفه «ضرورت تبیین باورهای اعتقادی»، «جامعیت نگری در دین» و «تکلیف گرایی ایمان مدار» نقش محوری دارند. در حالی که در اندیشه استاد ملکیان سه مضمون فراگیر «تغییرپذیری در معرفت دینی»، «عقلانی سازی باورهای دینی» و «اخلاق و معنویت به عنوان بنیان دینداری» برجسته هستند؛ این تمایز نشان دهنده تفاوتی بنیادین در مبانی معرفت شناختی، روش شناختی و غایت گرایانه هر کدام از آنها نسبت به فهم دین است.
۴۱۲.

تحلیل فرایند ارتقای منتظران از سطحِ مهدی باوری به مرتبه مهدی یاوری بر اساس الگوی رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۰
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی به دنبال تحقق اهداف خود بوده است. هسته ی اصلی تحقیق، تحلیل محتوای کیفی آموزه های منسوب به امام رضاj در حوزه های تربیت، مهدویت و فرهنگ انتظار است. داده ها به صورت نظام مند از منابع اولیه حدیثی و متون معتبر تاریخی که به ثبت گفتار و سیره ی امام رضاj پرداخته اند، نظیر «عیون اخبار الرضا»، «مسند الامام الرضا» و دیگر منابع مرتبط شیعی، گردآوری شده است. فرایند تحلیل در چند مرحله انجام شد. نخست، تمام روایات و گزارش های مرتبط شناسایی و جمع آوری گردید. دوم، این متون به دقت مطالعه شدند تا مفاهیم، اصول و راهکارهای عملی مرتبط با تربیت منتظران استخراج شوند. سپس داده های استخراج شده تحت فرایند کدگذاری موضوعی قرار گرفتند و مضامین و دسته های تکرارشونده شناسایی و طبقه بندی شدند. این طبقه بندی به شناسایی مؤلفه های بنیادین چارچوب تربیتی منجر شد که شامل مبانی نظری، ابعاد شناختی-عاطفی (مهدی باوری) و شاخصه های عملی-رفتاری (مهدی یاوری) است. در نهایت، این مؤلفه ها در یک الگوی منسجم و نظام مند با عنوان «چارچوب رضوی برای تربیت تحولی منتظران» ترکیب شدند. این رویکرد کیفی، امکان درکی عمیق و دقیق از موضوع را فراهم آورد و به یک چارچوب ساختاریافته منتهی شد که هم از نظر نظری معتبر و هم برای نهادهای تربیتی، خانواده ها و سیاست گذاران فرهنگی، کاربردی است. یافته ها: تحلیل آموزه های رضوی به یک چارچوب جامع و سه بعدی برای تربیت تحولی منتظران منجر شد. این چارچوب به طور نظام مند، فرایند ارتقا از باور به یاری فعال را ترسیم می کند. بُعد اول شامل مبانی نظری است که عبارتند از: الف) تمایز مفهومی میان تربیت، تعلیم و اخلاق؛ ب) ماهیت تربیت دینی تحول آفرین با هدف ایجاد دگرگونی های عمیق در جهان بینی و شخصیت؛ و ج) تعریف «انتظار پویا» به عنوان یک حالت فعال و آماده باش، نه یک وضعیت منفعل. بُعد دوم، مؤلفه های اصلی مهدی باوری را به عنوان بنیان شناختی و عاطفی تشریح می کند. این مؤلفه ها عبارتند از: معرفت امام، به معنای کسب درکی عمیق و صحیح از جایگاه، ویژگی ها و رسالت جهانی امام مهدیf؛ ایمان به آینده روشن، یعنی پرورش باوری تزلزل ناپذیر به حتمیت فرج و استقرار جهانی عادلانه؛ و افق دید جهانی که به توسعه نگاهی فرامرزی و درک رسالت جهانی امامj برای تمام بشریت اشاره دارد. بُعد سوم، شاخصه های عملی مهدی یاوری را به عنوان تبلور رفتاری یک منتظر حقیقی مشخص می سازد. این شاخصه ها که هدف نهایی فرایند تربیتی هستند، شامل موارد زیر می باشند: آمادگی و خودسازی از طریق تلاش فعالانه برای کسب مهارت و دانش؛ خدامحوری با تطبیق زندگی با اراده الهی؛ عدالت خواهی و حساسیت نسبت به بی عدالتی؛ تخلق به فضائل امامj مانند تقوا و حکمت؛ زیستن با یاد امام از طریق حفظ ارتباط معنوی؛ و تعقل و بصیرت برای عبور از فتنه های دوران غیبت. علاوه بر این، پژوهش سازوکارهای عملی برای پیاده سازی این چارچوب را در دو سطح خانواده (مانند انتخاب همسر، تربیت معنوی) و جامعه (مانند ترویج معرفت، الگوسازی رسانه ای مؤثر) شناسایی کرد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با موفقیت یک الگوی تربیتی نظام مند را از آموزه های رضوی برای پاسخ به چالش ارتقای منتظران از مهدی باوری به مهدی یاوری تدوین کرد. یافته اصلی آن است که این گذار، خودبه خودی نیست، بلکه نیازمند یک فرایند تربیتی هدفمند و چندوجهی است که بر یک چارچوب منسجم استوار باشد. نوآوری این تحقیق در حرکت از مجموعه ای پراکنده از روایات به سوی یک مدل ساختاریافته و کاربردی است که ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری را یکپارچه می سازد. این چارچوب نشان می دهد که بُعد عاطفی (محبت و ارادت) به عنوان یک کاتالیزور حیاتی عمل کرده و باور شناختی را به کنش عملی و یاری رسان تبدیل می کند. دلالت های نظری این الگو قابل توجه است، زیرا یک لنز تحلیلی برای درک عمیق تر میراث تربیتی اهل بیتb در حوزه مهدویت فراهم می کند. از نظر عملی، این چارچوب می تواند به عنوان یک ابزار تشخیصی و راهنمای عمل برای نهادهای تربیتی، سیاست گذاران و خانواده ها به کار رود و به آنها امکان می دهد تا ارزیابی کنند که آیا برنامه هایشان صرفاً در سطح باور باقی مانده یا توانسته اند زمینه یاری فعال را نیز فراهم آورند. این پژوهش افق های جدیدی را برای تحقیقات آتی می گشاید. در حالی که این مطالعه کیفی و مبتنی بر تحلیل متن بود، پژوهش های میدانی آینده می تواند میزان تحقق ابعاد این الگو را در جامعه کنونی ارزیابی کند. علاوه بر این، طراحی و آزمون بسته های آموزشی مبتنی بر این چارچوب می تواند به درک اثربخشی آن کمک کند. در نهایت، مطالعات تطبیقی میان سیره ی امام رضاj و سایر ائمهb در این زمینه، به غنای بیشتر این حوزه خواهد افزود. در نتیجه، چارچوب رضوی، یک نقشه راه استوار و اصیل برای پرورش نسلی از یاران شایسته و متعهد برای عصر ظهور ارائه می دهد.
۴۱۳.

بررسی چالش تدریج در ترک معصیت با رویکرد تربیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۱
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: اصول تربیتی، گزاره های تجویزی هستند که از مبانی تربیتی نشئت می گیرند و به مربی کمک می کنند تا فعالیت های لازم برای دستیابی به اهداف تربیتی را شناسایی کند (مصباح یزدی و دیگران، 1390، ص297). بنابراین، تسلط مربی بر این اصول و به کارگیری آنها ضروری است. یکی از اصول کلیدی در فرایند تربیت انسان، اصل تدریج است. در حوزه تربیت اخلاقی و دینی، اصل تدریج به عنوان روشی مؤثر در تغییر رفتار و ترک معاصی مطرح می شود. این اصل به ویژه زمانی که افراد در سطوح مختلفی از گناه و معصیت قرار دارند، به کار گرفته می شود و ادعا می شود که ترک تدریجی گناهان می تواند راهی مؤثر برای اصلاح فرد باشد. با این حال، یک چالش اساسی وجود دارد: آیا به کارگیری تدریج در ترک معاصی می تواند به معنای مجاز بودن ارتکاب معصیت در مراحل اولیه این فرایند تلقی شود؟ به عنوان مثال، فردی که به شرب خمر مبتلا است، اگر بخواهد به صورت تدریجی این عادت را ترک کند، در مراحل ابتدایی هنوز به ارتکاب این گناه ادامه می دهد. این وضعیت نه تنها با ظاهر آموزه های دینی و فقهی در تضاد است، بلکه می تواند به توجیه رفتارهای نادرست و کاهش اهمیت عمل صالح منجر شود. همچنین، در مورد ترک واجبات نیز، مانند ترک نماز، تدریج می تواند به معنای جواز ترک واجب در مراحل اولیه تلقی گردد. بنابراین، این سؤال مطرح می شود که آیا می توان با استناد به اصل تدریج، از انجام گناه و معصیت در مراحل اولیه چشم پوشی کرد، یا اینکه باید به ترک معصیت و انجام واجبات به طور دفعی و بدون تسامح نگریست؟ این مقاله به بررسی این چالش و تأثیرات آن بر فرایند تربیت اخلاقی می پردازد. روش تحقیق: روش تحقیق در این مقاله به صورت اسنادی پیاده سازی می شود. برای بررسی مسئله تدریج در ترک معصیت، ابتدا مروری اجمالی بر ادله شرعیِ مشروعیت بخش به این رویکرد ضروری است. پس از این مرحله، لازم است معیارتدریج در انجام تکالیف شرعیِ الزامی شامل وجود ضرورت عدم توان تعیین گردد تا امکان انطباق آن با فرایند تدریجیِ ترک گناه فراهم شود. سپس معیارهای تشخیص عدم تواناییِ واقعی در ترک فوریِ گناه تحلیل می گردد. درنهایت با تکیه بر این مقدمات، حکم شرعیِ تدریج مبتنی بر ادله فقهی و نیز طراحی الگوی اجراییِ شامل راهکارهای پیش از ضرورت تدریج در ترک معصیت و پس از آن تبیین می شود که این امر امکان پاسخگویی منظم و جامع به مسئله را فراهم می آورد. هدف تحقیق: هدف از این تحقیق، ارائه راه حل های کاربردی به مربیان در حوزه تربیت اخلاقی در مواجهه با مسئله تدریج در ترک معصیت بوده است. این تحقیق به دنبال فراهم کردن ابزارها و راهنمایی هایی برای کمک به مربیان بوده تا با استفاده از اصل تدریج، در فرایند تربیت اخلاقی، به بهبود وضعیت متربیان بپردازند و چالش ها را به نحو مؤثری مدیریت کنند. یافته های تحقیق : یافته های پژوهش نشان می دهند که اصل تدریج به صورت کلی با استناد به نزول تدریجی قرآن، تشریع مرحله ای احکام (مانند تحریم شراب)، مفهوم تزکیه در آیه ۲۱ سوره نور به عنوان فرایندی تدریجی، و سنت عملی پیامبرn در اصلاح عادات جاهلی، قابل اثبات است. البته تدریج در ترک معصیت به علت مخالفت آن با احکام اولیه، تنها تحت «عنوان ضروری» جایز است؛ یعنی زمانی که ترک دفعی برای متربی غیرممکن باشد. در حقیقت این ضرورت مربوط به احکام ثانویه است که محدود به شرایط ویژه ای مانند عسر و حرج، اضطرار یا عدم توانایی عملی مکلف خواهد بود. در تشخیص معیار عسر و حرج، ملاک اصلی «عموم مردم در شرایط مشابه» است نه تمایلات فردی، و نوع فعل و درجه اهمیت آن (مانند مسائل مرتبط با جان، مال یا ناموس) نقش تعیین کننده دارد به گونه ای که افعالی مانند قتل، زنا یا دزدی حتی در سخت ترین شرایط نیز مشمول عذر عسر و حرج نمی شوند. سوءاختیار در ایجاد شرایط حرج آور (مانند عادت عمدی به گناه) اگرچه به دلیل ناتوانی در ترک فعل حرام، مانع تنجز تکلیف می شود، اما استحقاق عقاب همچنان برای فرد باقی است. از آنجا که تدریج در ترک معصیت به عنوان آخرین راهکار تربیتی برای مربی مجاز است، مربی پیش از کاربست تدریج به سراغ راهکارهای ترک یکباره گناه توسط متربی می رود. راهکارهای پیش از کاربست تدریج در ترک معصیت شامل افزایش حد توان متربی برای ترک یکباره معصیت می شوند که در بعد انگیزشی آن می توان به مواردی همچون شناسایی علاقه های متربی و استفاده از آن، استفاده از الگوهای مثبت و انگیزه بخشی مادی و معنوی اشاره کرد. اگر متربی در ترک یکباره گناه موفق نشود، مربی به عنوان آخرین راه به توصیه های تدریجی برای ترک معصیت روی می آورد. یافته های پژوهش در بخش شیوه کاربست تدریج در ترک معصیت نشان می دهند که رویکرد تدریجی در ترک معصیت به عنوان راهکاری جایگزین در شرایط ضروری، با طراحی گام های عملی متناسب با ظرفیت های فردی متربی، ضمن حفظ قاطعیت در حرام بودنِ اصل گناه، از شیوه «نهی محور» به جای «اجازه محور» استفاده می کند تا همسو با احکام الهی، از تقلیل گرایی در مواجهه با معصیت جلوگیری نماید. این روش با محدودسازیِ کاربست تدریج به موارد اضطراری و پرهیز از هرگونه القای شبهه همراهی با گناه، این دو اصل بنیادین را در اجرای خود لحاظ می کند و در نهایت با تکیه بر محرکِ توبه به عنوان موتور محرکه تداوم فرایند ترک، انگیزه درونی متربی را در مسیر اصلاح رفتاری تقویت می نماید. پیشنهادها: پژوهش حاضر با شناسایی محورهای کلیدی توسعه پذیر، افق های جدیدی را برای مطالعات آتی ترسیم می کند. تحلیل رابطه گناهان با الگوهای تدریجی ترک معصیت و بررسی تفاوت های ماهوی میان انواع معاصی و تأثیر آنها بر کیفیت فرایند تدریجی، به عنوان گام نخست در این مسیر مطرح می شود. سنجش تأثیر شاخصه های روانشناختی متربیان از جمله تاب آوری و سبک های یادگیری بر پذیرش مراحل تدریجی، به عنوان محور مکمل این پژوهش، امکان طراحی مداخلات تربیتی شخصی سازی شده را فراهم می آورد. در حوزه فناوری، طراحی سیستم های دیجیتال همسو با آموزه های دینی مانند پیاده سازی سامانه های هوشمند یادآور توبه و پلتفرم های ثبت پیشرفت روزانه، امکان رصد دقیق فرایند اصلاح رفتاری را مهیا می سازد. در پایان، صمیمانه از زحمات و همکاری های ارزشمند استاد هادی حسینخانی در حوزه های تربیتی و نیز استاد سید مصطفی حسینی نسب در بخش های اجتهادی و فقهی این پژوهش تشکر و قدردانی می نمایم. راهنمایی های دقیق و دانش عمیق این اساتید گرانقدر، نقش بسزایی در تکمیل و ارتقای کیفی مقاله حاضر ایفا نمود.
۴۱۴.

Interpretive Analysis of the Term "Sabīl" in Verse 141 of Surah al-Nisāʾ: A Critique of Common Views and the Presentation of a Novel Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
The present study examines the interpretation of the term " Sabīl " in verse 141 of Surah al-Nisāʾ (And Allah will never grant the disbelievers a way over the believers) and, through a descriptive-analytical approach grounded in principles of Ijtihād , evaluates the implication of this term within the linguistic structure and contextual setting of the verse. A review of previous scholarship shows that exegetes and jurists have interpreted " Sabīl " in various senses, including: authority in the Hereafter, doctrinal and legislative authority, psychological domination, or absolute domination in general. However, a critical analysis of these interpretations reveals that some of them are inconsistent with the apparent meaning of the verse and involve conflating divine ordainment with social and historical realities. Focusing on the relationship between the lexical meaning of " Sabīl " and the role of syntactic and contextual elements of the verse, especially the construction " Lil Kāfirīna ʿalā al-Muʾminīna ," (for the disbelievers over the believers) this study argues that the central implication of the verse is the negation of God’s establishment of paths and mechanisms that produce domination, rather than the negation of all means and instruments that exist in the world. The findings indicate that this reinterpretation, while preserving consistency with the apparent meaning of the verse, provides a more precise analytical framework for understanding divine intent and reduces previous exegetical tensions.
۴۱۵.

چگونگی مطالعات میان رشته ای در قرآن؛ چالش ها و بایسته ها (مطالعه موردی تحلیل کارکردی فرهنگ سازی حمایت اجتماعی در قرآن)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
مطالعات میان رشته ای در قرآن به عنوان یک رویکرد تحقیقی جدید به بررسی ابعاد مختلف متون مقدس می پردازد و معانی و مفاهیمی عمیق تر را از آیات قرآن استخراج می کند تا به درکی عمیق تر از مسائل پیچیده و چندوجهی دست یابد. این نوع مطالعات به طور خاص در پاسخ به چالش های جامعه مدرن و مسائل جهانی، حوزه فرهنگ و نابرابری های اجتماعی و غیره صورت می گیرد. مقاله پیش رو به چگونگی مطالعات چندرشته ای در قرآن، چالش ها، فرصت ها، بایسته ها و تأثیر آن بر فهم بهتر متون قرآنی می پردازد و در عین حال، چگونگی ترکیب علوم مختلف مانند تفسیر، تاریخ، جامعه شناسی، روان شناسی و زبان شناسی را بررسی می کند تا به درکی عمیق تر از مفاهیم دست یابد و به این پرسش ها پاسخ دهد: مطالعات میان رشته ای چگونه به فهم بهتر قرآن یاری می رساند؟الزامات و بایسته های چنین مطالعه ای چیست؟چالش های احتمالی در این مسیر چیست و چگونه می تواند مرتفع شود؟ نتیجه چنین مطالعاتی چه فرصت هایی را در حوزه دانش فراهم می سازد؟ در پایان نیز مطالعه موردی قرآن و جامعه شناسی با استفاده از این روش شناسی ارائه شده است.
۴۱۶.

نادرستی اخلاقی پوشش محرّک جنسی در مکان عمومی بر اساس فایده گراییِ جرمی بنتام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
این مقاله سعی می کند بر اساس چارچوب نظری فایده گراییِ لذت گرایانه جرمی بنتام، بر نادرستی اخلاقی استفاده از پوششِ محرکِ جنسی در مکان عمومی استدلال کند. بنتام که یکی از برجسته ترین فایده گرایانِ کلاسیک به شمار می رود، فعلی را از نظر اخلاقی درست می داند که نتیجه آن بیشینه کردن لذات و کمینه کردن رنج ها باشد. مقاله حاضر با بهره گیری از هفت معیاری که بنتام برای اندازه گیری میزان لذت و رنجِ افعال ذکر می کند، به سنجش میزان لذت و رنجی که از پوشش محرک جنسی در مکان عمومی ناشی می شود، می پردازد. این معیارهای هفتگانه عبارت اند از: شدت، دوام، قطعیت، نزدیکی، باروری، خلوص و گستره. روشن است که این مقاله دفاع از دیدگاه بنتام را هدف نگرفته است؛ ادعا تنها این است که بر بنیاد این دیدگاه، استفاده از پوشش محرک جنسی در مکان عمومی اخلاقاً نادرست است. در مورد پیامدهای لذت بخش و رنج آوری که پوشش محرک جنسی در مکان عمومی ایجاد می کند، سعی شد به پیامدهایی استناد شود که تحقیقات علمی و بین المللی آن ها را تأیید می کنند. نتایج نشان می دهد میزان کلی درد و رنجِ ناشی از پوشش محرک در مکان عمومی، به مراتب بیشتر از میزان لذت آن است. بنابراین، بر اساس فایده گراییِ لذت گرایانه بنتام، استفاده از پوشش محرک جنسی در مکان عمومی اخلاقاً نادرست است.
۴۱۷.

تفسیر آیه «لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»: از نفی راهبری شبان - رمه ای تا بازتعریف الگوی رهبری الهی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
آیه ۱۰۴ سوره بقره، مؤمنان را از به کاربردن کلمه «راعنا» در خطاب به پیامبر اسلام9 نهی کرده و کلمه «اُنظُرنا» را به عنوان جایگزین قرار می دهد. درباره این نهی در میان مفسران آرای مختلفی وجود دارد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی - انتقادی و استناد به متن آیه، قراین متصل و منفصل متن، اقوال مطرح در مورد این نهی را نقد و در 3 لایه اصلی و مرتبط دسته بندی کرده است. لایه نخست، به مقابله با فتنه رسانه ای یهود و خنثی سازی تحریف های معنایی آنان می پردازد. لایه دوم، به بُعد تربیتی در درون جامعه اسلامی توجه دارد و هدف آن، تصحیح تلقی و انتظار مسلمانان از ماهیت رسالت و نوع رابطه با پیامبر اکرم9 است. لایه سوم، چرخشی بنیادین و تمدنی در الگوی حکمرانی و رابطه امام و امت را پایه ریزی می کند. در این آیه، الگوی تاریخی و رایج «شبان - رمه ای» که مبتنی بر کنترل عملی و عدم بلوغ رعیّت است، به طورکامل نفی شده و جای خود را به یک الگوی نوین مبتنی بر «رعایت و نظارت معرفتی» و بصیرت بخش می دهد. در این الگوی جدید، هدف، تربیت امتی بالغ، آگاه و مسئولیت پذیر است که براساس درک عمیق از حقایق، مسیر خود را انتخاب می کنند.
۴۱۸.

نقد و بررسی نظریه علامه طباطبایی در نمادین دانستن برخی قصص قرآنی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۱
تلقیِ نمادین از زبان وحی، نزد اندیشمندان مسلمان و مسیحی، به ویژه عرفای آنان، از تفاسیر مهم نظریه غیرشناختی، با سابقه طولانی است. بر اساس این نظریه، قصه های قرآنی حکایت از واقعیتی با زبان مخاطب کرده است؛ ازاین رو ضروری نیست که آنچه نقل شده دارای واقعیتی عینی در خارج بوده باشد. علامه طباطبایی از اندیشمندانی است که برخی آیات چون آفرینش آدم، تخاطب، الست و رجم شیاطین را نمادین دانسته است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی   توصیفی و بر پایه یافته های کتابخانه ای، در پی واکاوی این مسئله و تحلیل دیدگاه علامه بر اساس آیات قرآن و روایات است و نشان می دهد که نمادین دانستن این آیات الزاماتی منافی روح قرآن دارد و قرآن را از شاخصه اصلی آن یعنی ایجاد اطمینان برای مخاطب از طریق احسن الحدیث و احسن القصص است تنزل می دهد. به نظر می رسد باید پذیرفت هرگاه قرآن از حقیقتی سخن می گوید که برای مخاطب امری نامحسوس یا فراتر از فهم مستقیم اوست، ناگزیر آن را به شیوه ای بیان می کند که دست کم فهمی اجمالی برای مخاطب فراهم شود؛ و این امر نه نشانه نمادین بودن آن بیان و نه دلالت بر غیرواقعی بودن حکایت نقل شده دارد، بلکه تنها ناشی از عدم امکان تبیین کامل آن واقعه برای مخاطب است.
۴۱۹.

عوامل تغییر ارزش های متعالی در سبک زندگی اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب از منظر نهج البلاغه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
گام نخست انقلاب اسلامی، ایجاد و تثبیت حکومت اسلامی بود و گام دوم آن، ایجاد و تثبیت تمدن نوین اسلامی است. از اهداف مهم گام دوم، «تمدن سازی» است که در آن، توجه به سبک زندگی اسلامی از اهمیت بسیاری برخودار است. این پژوهش در پی آن است با روش توصیفی تحلیلی به این پرسش اساسی پاسخ دهد که عوامل تغییر ارزش های متعالی در سبک زندگی اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب از منظر نهج البلاغه چیست. گرچه در سبک زندگی، مباحث و حوزه های مختلفی مطرح است، نویسندگان کوشیده اند با توجه به شاخصه های فردی و اجتماعی سبک زندگی، عوامل تغییر ارزش ها در سبک زندگی اسلامی را مورد واکاوی قرار دهند. در متون اسلامی، نهج البلاغه درباره ارزش های متعالی در سبک زندگی اسلامی بسیار سخن گفته است و در آن، به آسیب شناسی در حوزه «سبک زندگی اسلامی» پرداخته است. یافته ها و مطالعه نهج البلاغه و نظام ارزشی امام علی(ع) نشان می دهد، دین نقش بزرگی در ترویج سبک زندگی اسلامی دارد. اگر آموزه های دینی مانند قرآن و واجبات دین همانند امر به معروف و نهی از منکر تضعیف شود، اثر مخربی بر سبک زندگی اسلامی می گذارد. البته نباید از آثار منفی تجمل گرایی و اشرافی گری مردم و مسئولان، و گرایش به رذایل اخلاقی همچون آرزوهای طولانی، هواپرستی و شهوترانی، و آسیب راحت طلبی و دنیاطلبی غافل شد. در نوشتار پیشِ رو به برخی عوامل خارجی مانند نفوذ دشمن در تغییر سبک زندگی اسلامی نیز توجه شده است.
۴۲۰.

کاربست داده های مبحث مطلق و مقید علم اصول در مقاله «بررسی دلالت آیه "اطیعوا" بر عصمت»، در سنجه اعتبار(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
پژوهش حاضر به ارزیابی عملکرد روشی و نوع کاربست مبحث مطلق و مقید از علم اصول در مقاله «بررسی دلالت آیه "اطیعوا" بر عصمت» می پردازد. هدف این پژوهش آن است که میزان استحکام نتایج به دست آمده در مقاله بر اساس کاربست های ذکرشده نمایان گردد. برای رسیدن به این هدف، از روش تحلیلی - انتقادی استفاده شده است. مهم ترین دستاوردهای پژوهش حاضر عبارت است از: غفلت مؤلف از این نکته که در احکام ارشادی، جای مراجعه به مقدمات حکمت و تمسک به اطلاق نیست، بلکه باید بررسی کرد که قبل از حکم شارع، عقل در چه محدوده ای اطاعت از خدا و رسول را ثابت کرده و آیا رسول را معصوم دانسته است یا خیر. حتی اگر وجوب در آیه «اطیعوا» مولوی باشد، به دلیل اطلاق لفظی، در صورت شک در مقام بیان بودن متکلم، باید اصل را بر این بگذاریم که در مقام بیان است. افزون بر این، اطلاق ذکرشده در آیه را می توان به قاعده حذف متعلق مشعر به عموم ارجاع داد و نیازی به احراز در مقام بیان بودن متکلم نیست. همچنین مقاله «بررسی دلالت آیه "اطیعوا" بر عصمت» با ناسازگاری درونی مواجه است. قرینه عقلی یا نقلی ارائه شده در مقاله، ناتوان از ایفای نقش قرینه بودن برای تقیید اطلاق آیه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان