فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
34 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و درک عمیق تجربه زیسته دختران بزرگسال از برش هیجانی با خانواده انجام شد. روش: روش پژوهش، کیفی، از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 15 نفر از دختران بزرگسال در سنین 18-25 سالی بودند که تجربه برش هیجانی از خانواده داشتند. میانگین سنی شرکت کنندگان 5/21 سال بود. نمونه گیری به شکل هدفمند و گلوله برفی انجام شد. ابتدا با استفاده از خرده مقیاس برش هیجانی موجود در پرسشنامه تجدیدنظر شده تمایزیافتگی خود (اسکورون و فریدلندر، 1988)، افراد دارای تجربه برش هیجانی انتخاب شدند و سپس در گام دوم، با آنان مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. سپس کلمه به کلمه پیاده سازی شده و به روش هفت مرحله ای کلایزی (1969) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در این مطالعه 5 مضمون اصلی شامل: 1) عوامل مؤثر در تصمیم به برش هیجانی ؛ 2) دشواری های اجرای تصمیم به برش هیجانی؛ 3) آسیب های ایجاد شده به دنبال برش هیجانی؛ 4) سازگاری با برش هیجانی و 5) جنبه های رشدگونه برش هیجانی، شناسایی شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت دختران بزرگسالی که برش هیجانی از خانواده را تجربه می کنند با چالش های جدی روبرو هستند و آسیب های قابل توجهی می بینند، که لازم است تناسب شرایط شان، برای آنان و خانواده هایشان سیستم های حمایتی فراهم شود.
A Comprehensive Review of the Impact of Family Cohesion, Religious Values, and Spiritual Intelligence on Youth Susceptibility to Addiction(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aims to explore the impact of spiritual intelligence and family cohesion on youth addiction prevention. Methods: A comprehensive review of the literature was conducted using peer-reviewed journal articles, books, and authoritative reports published between 2000 and 2024. Databases such as PubMed, PsycINFO, Scopus, and Google Scholar were searched using keywords related to spiritual intelligence, family cohesion, and youth addiction. Inclusion criteria focused on studies examining the relationship between these variables and their role in substance abuse prevention among adolescents and young adults. Findings: The review identified several protective mechanisms through which spiritual intelligence contributes to resilience, such as self-awareness, moral integrity, and emotional regulation. Similarly, family cohesion, characterized by effective communication, emotional support, and strong parental bonds, was found to significantly reduce the risk of substance abuse in youth. An interactive effect was observed, where spiritual intelligence and family dynamics together enhanced adolescents’ ability to cope with stress and peer pressure, minimizing the likelihood of engaging in addictive behaviors. Conclusion: Spiritual intelligence and family cohesion are crucial protective factors in preventing youth addiction. Early interventions that focus on fostering spiritual intelligence and strengthening family relationships can effectively reduce addiction risk. The article emphasizes the need for educational programs and community-based initiatives to promote these protective factors from adolescence.
طراحی و بررسی ویژگی های روانسنجی ابزار سنجش هوش ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (فروردین) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
۲۵۹-۲۳۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: هوش ورزشی به عنوان توانایی پردازش و واکنش مؤثر به محرک های محیطی، به ویژه در ورزش های سطح بالا، نقش کلیدی ایفا می کند و شامل مؤلفه هایی چون زمان واکنش، توجه، دقت، مهارت های همزمان و انعطاف پذیری ذهنی است. بسیاری از مطالعات به اهمیت این مؤلفه ها در موفقیت ورزشی پرداخته اند، اما ابزارهای موجود تنها به ارزیابی جنبه های محدودی از هوش ورزشی پرداخته و به طور جامع توانایی های چندگانه ورزشکاران را در شرایط پویا نمی سنجند. این شکاف پژوهشی نیاز به طراحی ابزاری جامع و روان سنجی شده را برجسته می سازد که بتواند با ارزیابی چندبعدی، درک دقیق تری از توانمندی های شناختی و عملکردی ورزشکاران ارائه دهد. بنابراین، طراحی و بررسی ویژگی های روان سنجی این ابزار می تواند به شکل گیری معیارهای معتبر در ارزیابی هوش ورزشی و بهبود عملکرد ورزشی منجر شود. هدف: این پژوهش باهدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی ابزار هوش ورزشی در میان ورزشکاران و غیرورزشکاران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع ساخت ابزار بود. جامعه آماری آن شامل تمامی ورزشکاران و غیرورزشکاران 16 تا 55 ساله استان البرز در سال 1401 بود. با استفاده از نمونه گیری در دسترس، 624 نفر انتخاب شدند. علاوه بر ابزار هوش ورزشی، از آزمون هوش کتل (1961) نیز استفاده شد. داده ها با نرم افزارهای SPSS نسخه 27 و R نسخه 4.0.2 و از طریق تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب همبستگی پیرسون، آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد و ضریب همبستگی درون طبقه ای تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که ابزار هوش ورزشی شامل پنج عامل است. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری بین ابعاد هوش ورزشی و آزمون هوش کتل مشاهده شد (05/0 >P) که نشان دهنده روایی ملاکی مناسب ابزار است. اعتبار ابزار از طریق آلفای کرونباخ برای هر پنج عامل بالاتر از 7 /0 محاسبه شد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که ابزار هوش ورزشی از روایی و اعتبار کافی برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای ارزیابی هوش ورزشی در افراد 16 تا 55 سال مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه مدل ساختاری روابط انعطاف پذیری تصویر بدن با خودکارآمدی وزن و نقش واسطه ای تاب آوری در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: سندرم تخمدان پلی کیستیک یکی از شایع ترین اختلالات هورمونی در زنان است که می تواند پیامدهای جسمانی، روانی و اجتماعی گسترده ای داشته باشد. تصویر بدن، به عنوان ادراک فرد از ظاهر جسمی خود، و خودکارآمدی وزن، به معنای اعتماد به توانایی فرد در مدیریت وزن، از جنبه های مهم روانشناختی در این افراد هستند. با این حال، نقش انعطاف پذیری تصویر بدن بر خودکارآمدی وزن و تأثیر تاب آوری به عنوان متغیر واسطه ای، به طور کامل بررسی نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدل ساختاری روابط انعطاف پذیری تصویر بدن با خودکارآمدی وزن و نقش واسطه ای تاب آوری در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک بود. روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان و دختران مبتلا به سندرم تخمدان پل یکیستیک مراجعه کننده به بیمارستان کمالی شهرکرج در سال 1403- 1402 تشکیل داد و از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 600 نفر انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری (کانر دیویدسون، 2003)، خودکارآمدی وزنی (کلارک و همکاران، 1991) و انعطاف پذیری تصویر بدن (ماگالانز، 2015) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS نسخه 26 و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS نسخه 4 انجام شد. یافته ها: بررسی مسیرهای معنادار شده نشان داد که انعطاف پذیری تصویر بدن بر تاب آوری و نیز تاب آوری بر سبک زندگی مبتنی بر خودکارآمدی وزنی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک تأثیری مثبت و معنادار دارد (05/0 >P) و بالعکس، انعطاف ناپذیری تصویر بدنی بصورت غیر مستقیم بر خودکارآمدی وزنی زنان تأثیری منفی خواهد گذاشت (05/0 >P). از این یافته ها چنین استنتاج می شود که داشتن انعطاف پذیری در تصویر بدن قادر است بر تاب آوری تأثیر بگذارد و در نتیجه، تاب آوری به عنوان یک عامل واسطه ای به بهبود خو
چگونه توانستم مشکل کاهش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان کلاس پنجم دبستان شهید نواب صفوی را بهبود ببخشم؟
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
160 - 171
حوزههای تخصصی:
با وجود تلاش های مستمر برای بهبود روش های تدریس در مدارس ابتدایی، کاهش اشتیاق تحصیلی درمیان دانش آموزان، به ویژه در پایه های بالاتر دوره ی ابتدایی، هم چنان یکی از چالش های اصلی نظام آموزشی ایران به شمار می رود. شواهد نشان می دهد که روش های تدریس یکنواخت، کمبود فعالیت های چالش بر انگیز و نبود ابزار های نوین آموزشی از جوله عوامل موثر در افت انگیزه ی یادگیری هستند. از این رو این اقدام پژوهی با هدف افزایش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان پایه ی پنجم ابتدایی طراحی و اجرا شد و برای تحقق این هدف مجموعه ای از راهبردهای متنوع به کار گرفته شد. نتایج حاصل نشان داد که با ایجاد تنوع در روش های تدریس و فعال سازی کلاس اشتیاق و درگیری دانش آموزان به طور محسوسی افزایش می یابد.
اثربخشی توانبخشی روانی دوساهو و فلورتایم بر نظریه ذهن و تصویرسازی حرکتی دانش آموزان 10-6 سال مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی دو روش توانبخشی روانی- حرکتی (دوسا -هو) و فلور تایم بر نظریه ذهن دانش آموزان اتیسم با عملکرد بالا انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات از نوع مطالعات مداخله ای و تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون تک گروهی با گروه کنترل و پیگیری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان مبتلا به اتیسم پسر 6 تا 10 ساله با عملکرد بالا در شهر تهران بودند که در سال 1402-1403 در مدارس استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر، نمونه گیری تصادفی به صورت خوشه ای چند مرحله ای بود که از بین کودکان اوتیستیک که بر اساس تشخیص سازمان آموزش و پرورش استثنایی و بعد از اجرای پرسشنامه غربالگری اختلالات طیف اتیسم (ASSQ) مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا شناخته شده و در مدارس استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند. این 45 نفر در سه گروه 15 نفری به صورت تصادفی قرار گرفتند. جهت گروه اول روش دوسا - هو، جهت گروه دوم مداخله فلورتایم انجام و برای گروه سوم که گروه کنترل بودند، هیچ مداخله ای انجام نشد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و ترسیم دیداری یا تحلیل نموداری گرافیکی استفاده شد. یافته ها: روش درمانی دوسا- هو بر خرده مقیاس های نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم تاثیر دارد. همچنین اندازه اثر نشان می دهد که روش درمانی دوسا- هو بیشتر بر نظریه ذهن مقدماتی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم موثر بوده و بیشتر می تواند نظریه ذهن مقدماتی را افزایش دهد (0.01>p). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که توان بخشی روانی دوسا-هو و فلورتایم بر بهبود نظریه ذهن و تصویرسازی حرکتی کودکان مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا تأثیر مثبت دارد و موجب بهبود مهارت های شناختی و حرکتی آن ها می شود.
تبیین قلدری نوجوانان بر اساس بدرفتاری والدین و پیوند با والدین: نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
77 - 94
حوزههای تخصصی:
زمینه: شواهد پژوهشی حاکی از آن است که قلدری در بین نوجوانان به امری شایع و فراگیر تبدیل شده است و عوامل متعددی را به عنوان پیش بینی کننده های این امر عنوان می کنند. به نظر می رسد پیوند با والدین، بدرفتاری والدین و حمایت هایی که نوجوانان می توانند اخذ کنند، نقش مهمی در این پدیده دارد. ازاین رو پرداختن به این متغیرها در قالب یک مدل بر روی نوجوانان نیاز به بررسی بیشتر دارد. هدف از پژوهش حاضر تبیین قُلدری در نوجوانان بر اساس پیوند با والدین و بدرفتاری والدین با نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه نوجوانان 14 تا 17 ساله شهر گناباد در سال 1403-1404 بود که از بین آن ها تعداد 287 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های قلدری ایلی نویز اسپلاگه و هولت (2001)، حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1988)، پیوند با والدین پارکر و همکاران (1979) و بدرفتاری والدین فیدل (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSS V24 و AMOS V24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای بدرفتاری والدین (0/240 =b)، پیوند با والدین (0/240- =b) و حمایت اجتماعی ادراک شده (0/428- =b) اثر مستقیم و معنی داری بر قلدری در نوجوانان دارند (0/01 >P). همچنین نتایج نشان داد بدرفتاری والدین (0/216=b) و پیوند با والدین (0/159- =b) با میانجی گری حمایت اجتماعی اثر غیرمستقیم، منفی و معنی داری (0/01>P) بر قلدری در نوجوانان دارند. نتیجه گیری: در نهایت می توان گفت مدل ساختاری تبیین قُلدری در نوجوانان بر اساس پیوند با والدین و بدرفتاری والدین با نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار بود و ازاین رو استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران، روانشناسان، مشاوران خانواده و متخصصان تعلیم و تربیت در ارتقای پیوند با والدین و حمایت اجتماعی و کاهش بدرفتاری والدین و قلدری در نوجوانان کمک نماید.
اثربخشی آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی بر رفتارهای پرخطر جنسی و خودکارآمدی عمومی زنان آسیب دیده اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش رفتارهای ناسالم و پرخطر در میان زنان آسیب دیده اجتماعی و کمبود آموزش های لازم در این زمینه، موضوعی نگران کننده است که نیاز به توجه فوری دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی بر رفتارهای پرخطر جنسی و خودکارآمدی عمومی زنان آسیب دیده اجتماعی بود.
روش: طرح کلی پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری آن کلیه زنان خدمت گیرنده در مرکز حمایت و توانمندسازی زنان آسیب دیده اجتماعی (راه نوین) شهرستان آمل در سال 1401 درنظر گرفته شد که از بین جامعه آماری 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسش نامه رفتارهای پرخطر جنسی زارعی و همکاران (1389) و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) به عنوان پیش آزمون اجرا و مداخله آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی به مدت 8 جلسه 120 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش قرار گرفت و پس از اتمام برنامه آموزش، پس آزمون اجرا شد. داده ها با نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، مداخله آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی در کاهش رفتارهای پر خطر جنسی و افزایش خودکارآمدی عمومی در زنان آسیب دیده مؤثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغیر خودکارآمدی عمومی بود (01/0>p).
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی منجر به کاهش رفتارهای پرخطر جنسی و افزایش خودکارآمدی زنان آسیب دیده اجتماعی می شود. این مداخله می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر و کاربردی در بهبود سلامت روانی و جسمانی این گروه مورد توجه قرار گیرد.
بررسی نقش خودکنترلی و شفقت به خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : یکی از اثرات غیرمستقیم پاندمی کرونا بر روی سلامت روان، استرس ادراک شده است. ناگویی هیجانی می تواند رابطه بین استرس ادراک شده و سلامت روان را تعدیل کند. این مطالعه با هدف تعیین نقش میانجیگری خودکنترلی و شفقت خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران انجام شد. روش کار : مطالعه به صورت مقطعی و از نوع همبستگی، بر روی 246 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های پاستور و بوعلی استان قزوین در سال 1400، اجرا شد. افراد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استرس ادراک شده، ناگویی هیجانی، خودکنترلی- فرم کوتاه، شفقت به خود و مقیاس تاب آوری انجام شد. یافته ها: ضریب مسیر کل بین استرس ادراک شده و تاب آوری (01/0> P ، 456/0- =β)، ناگویی هیجانی و تاب آوری (01/0> P ، 302/0- =β)، منفی و معنادار و بین شفقت به خود و تاب آوری (01/0> P ، 268/0=β)، خودکنترلی و تاب آوری (01/0> P ، 447/0=β)، مثبت و معنادار بود. همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق شفقت به خود (01/0> P، 100/0- =β)، استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 144/0- =β) و بین ناگویی هیجانی و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 167/-0=β) منفی و معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد میزان شفقت به خود و خودکنترلی می تواند به طور مثبت و معناداری تاب آوری را در پرستاران پیش بینی کند. یعنی پرستاران با نمره بالاتر شفقت به خود و خودکنترلی میزان تاب آوری بیشتری داشتند. عوامل روانشناختی از جمله خودکنترلی و شفقت به خود می توانند در عملکرد کادر بهداشتی درمانی، دقت و مهارت آن ها در ارائه خدمات مراقبتی مؤثر و همچنین حفاظت از خودشان در مقابل بیماری را تحت تاثیر قرار دهد.
اثر یک دوره تمرینات پلایومتریک به همراه تمرینات ذهن آگاهی بر استحکام روانی و شاخص های توان بی هوازی در نو آموزان مدارس فوتبال عراق(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرینات پلایومتریک به همراه تمرینات ذهن آگاهی بر استحکام روانی و شاخص های توان بی هوازی (اوج، میانگین، حداقل) نوآموزان مدارس فوتبال عراق بود. مواد و روش ها: شرکت کننده های تعداد 60 نفر از پسران فوتبالیست با دامنه سنی 14 تا 16 سال شهر بغداد در سال 2023- 2024 بودند که بر اساس فراخوان انتخاب شدند و به صورت تصادفی در چهار گروه تمرینات پلایومتریک، تمرینات ذهن آگاهی، تمرینات پلایومتریک به همراه تمرینات ذهن آگاهی و گروه کنترل تقسیم شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه استحکام روانی شیرد و همکاران (2009) انجام شد. از آزمون شاپیرو ویلک برای بررسی توزیع طبیعی بودن داده ها، آزمون لوین برای آزمون همگنی واریانس ها استفاده شد. برای تحلیل یافته ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد نمره استحکام روانی در هر سه گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت و مقایسه بین گروه ها نشان داد که این افزایش در گروه پلایومتریک به همراه ذهن آگاهی بیشتر از سایر گروه ها بود. همچنین یافته ها نشان داد تمرینات پلایومتریک و نیز تمرینات پلایومتریک به همراه ذهن آگاهی تأثیر مثبت و معنی داری بر شاخص های توان بی هوازی نوآموزان مدارس فوتبال عراق داشت و تفاوتی بین این دو گروه نبود؛ اما در گروه تمرینات ذهن آگاهی تأثیر معنی داری در شاخص های توان بی هوازی دیده نشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که تمرینات پلایومتریک و تمرینات همراه ذهن آگاهی نقش مؤثری را در بهبود استحکام روانی نوآموزان مدارس فوتبال عراق دارد. با توجه به نتایج توصیه می شود که مربیان برای بهبود عملکرد و افزایش سطح استحکام روانی از تمرینات ذهن آگاهی در کنار تمرینات پلایومتریک استفاده کنند.
رابطه بین توانایی های شناختی و غفلت هیجانی با رفتارهای پر خطر زندانیان: نقش میانجی راهبردهای نظم جویی هیجان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
133 - 151
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: غفلت هیجانی با مشکلات سلامت روانی مانند اختلال افسردگی، اقدام به خودکشی، مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر جنسی مرتبط است. از سوی دیگر تجارب اولیه آسیب زا بر توانمندی شناختی و هیجانی تأثیر می گذارند. بنابراین بررسی رفتارهای پرخطر در زندانیان با توجه به تجربه رویدادهای ناخوشایند اولیه و رابطه آن با نظم جویی هیجانی یک ضرورت پژوهشی است. این مطالعه با هدف بررسی رایطه بین توانایی های شناختی و غفلت هیجانی با رفتارهای پرخطر زندانیان با توجه به نقش میانجی راهبردهای نظم جویی هیجان انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زندانیان شهر شیراز تشکیل در سال 1403 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش 409 نفر از زندانیان شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه آسیب دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 2003)، توانایی های شناختی (نجاتی، 1392)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی (گارنفسکی و همکاران، 2001)، مقیاس رفتارهای پرخطر جوانان (اسنو و همکاران، 2019) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از AMOS.24 و SPSS.27 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین غفلت هیجانی و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). بین توانایی های شناختی و راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجانی با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). همچنین بین راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی با رفتارهای پر خطر رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0≥P). یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی از جمله شاخص های 91/0=CFI، 91/0=IFI، 90/0=NFI و 06/0=RMSEA با داده هاست. نتایج حاصل از الگوی ساختاری نشان داد که 29 درصد از واریانس راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجانی و 31 درصد از واریانس راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی توسط توانایی های شناختی و غفلت هیجانی و 60 درصد از واریانس رفتارهای پرخطر توسط توانایی های شناختی، غفلت هیجانی و راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش مداخله زودهنگام و اقدامات پیشگیرانه در کاهش رفتارهای پرخطر به عنوان بعد قابل مشاهده رفتار و به طور خاص با تمرکز بر روی مداخلات مبتنی بر بازسازی شناختی و نظم جویی هیجانی می توان بخش مهمی از مشکلات هیجانی، شناختی و ارتباطی ناشی از تجربیات نامطلوب اولیه زندگی را بهبود ببخشد.
Confirmatory Factor Analysis of the Components of Psychological Well-Being in the Persian Version of the Ryff Scale Across Different Ethnic Groups of Afghan Families(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to evaluate the validity and reliability of the short form of the Ryff Psychological Well-Being Scale (1989), consisting of 18 items, within the population of Afghan families across four provinces in Afghanistan. Methods: The present research was descriptive and correlational in nature. A total of 320 families, including fathers, mothers, and one child from each family (960 participants in total), participated in this study using convenience sampling. Data were analyzed through confirmatory factor analysis (CFA) using the Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) approach with the statistical packages SmartPLS 4 and SPSS 27. Findings: After obtaining feedback from Afghan university professors and participants, the face validity of the scale was confirmed. The reliability of the scale was assessed using Cronbach's alpha and composite reliability (CR). The reliability coefficients were calculated as 0.79 for fathers, 0.78 for mothers, and 0.78 for children, with CR values at satisfactory levels. Convergent validity was evaluated using the average variance extracted (AVE), and discriminant validity was assessed and confirmed using the Heterotrait-Monotrait (HTMT) ratio. To improve the model and enhance discriminant validity, two items related to the dimensions of Environmental Mastery and Personal Growth were removed. The findings demonstrated that the reliability and validity evaluations of the scales used in this study were statistically sound and reliable. Conclusion: The study concluded that the 18-item version of the Ryff Psychological Well-Being Scale is a valid and reliable instrument for use within the Afghan family population. Therapists in Iran working with Afghan migrants, as well as Afghan therapists residing in Afghanistan, can utilize this tool in their clinical and research settings.
رابطه فابینگ و سلامت روان دانشجویان: نقش واسطه ای خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده نوظهور فابینگ و ارتباط آن با سلامت روان اخیرا نگرانی هایی را ایجاد نموده که به دلیل عدم غنای مطالعاتی درباره نوع این ارتباط، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خودکنترلی در رابطه بین فابینگ و سلامت روان در بین دانشجویان بود. این پژوهش از نوع مطالعه بنیادی و از نوع روش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی ۱۴۰۰۰ دانشجوی دانشگاه خوارزمی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که از بین جامعه مذکور ۲۵۵ نفر (۱۵۱ زن و ۱۰۴ مرد) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه عمومی فابینگ (چوتپیتایاسونوند و داگلاس، ۲۰۱۸)، پرسش نامه خودکنترلی (تانجی، بون و بامیستر، ۲۰۰۴) و پرسش نامه سلامت عمومی (گلدبرگ، ۱۹۷۲) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و شیوه مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SPSS 27 و JASP 0.18.3.0 تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از رابطه منفی و معنادار بین فابینگ و خودکنترلی بود.همچنین بین خودکنترلی و سلامت روان نیز رابطه مثبت و معناداری وجود داشت . به علاوه، بین فابینگ و سلامت روان نیز رابطه منفی و معناداری یافت شد. در پژوهش حاضر رابطه غیرمستقیم فابینگ و سلامت روان ازطریق خودکنترلی معنادار بود. براساس نتایج، تمرکز بر افزایش آگاهی دانشجویان درباره تأثیرات منفی و زیان بخش این پدیده نوظهور و کوشش روان درمانگران و مشاوران در این حیطه بسیار حائز اهمیت است.
نقش واسطه ای تاب آوری در پیش بینی بهزیستی روان شناختی براساس سبک زندگی توحید محور در معلمان مدارس استثنائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
161 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تاب آوری در پیش بینی بهزیستی روان شناختی براساس سبک زندگی توحید محور در معلمان مدارس استثنائی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش را تمامی معلمان مدارس استثنائی شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. با استفاده از نمونه گیری در دسترس تعداد 264 نفر بصورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در پژوهش پرسشنامه سبک زندگی اسلامی (ILTS، کاویانی، 1388)، پرسشنامه تاب آوری (CD-RISC، کانر و دیویدسون، 2003) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (RSPWB، ریف، 1989) بود. داده های به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد بین سبک زندگی توحیدمحور و تاب آوری با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0P<). همچنین مشخص شد تاب آوری در ارتباط بین سبک زندگی توحیدمحور و بهزیستی روان شناختی نقش واسطه ای ایفا می کند (01/0P<). براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که گرایش به سبک زندگی توحیدمحور با افزایش تاب آوری نقش مهمی در بهبود بهزیستی روان شناختی دارد.
انطباق فرهنگی در روان درمانی و مشاوره: مروری بر مدل ها و روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: درمانگران متوجه شده اند که درمان باید با شخصیت بیمار و زمینه منحصر به فرد او متناسب باشد. رویکردهای روان درمانی و مشاوره ای که زمینه های فرهنگی را در نظر نگیرند، ممکن است حتی مراجعان را در معرض آسیب قرار دهند. لذا انطباق فرهنگی که یک روند سیستماتیک است، برای متناسب کردن درمان با زمینه فرهنگی مراجعان ضرورتی است که باید طبق مدل های علمی انجام شود. هدف: مطالعه حاضر با هدف مروری روایتی بر مدل ها و الگوهای انطابق فرهنگی در روش های روان درمانی و مشاوره انجام شد. روش: این پژوهش به روش مرور روایتی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتاب ها و مقالات منتشر شده انگلیسی در پایگاه های اطلاعاتی شامل APAPsycNet, Google Scholar, PubMed با کلیدواژه های انطباق فرهنگی، مداخلات روان درمانی، مدل ها و روش ها در بازه زمانی (1990-2023) بود که براساس معیارهای ورود و خروج مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: این مقاله ادبیات مربوط به مسائل فرهنگی مداخلات روان درمانی و همچنین تعریف و انواع تطابق فرهنگی، مؤلفه های اساسی آن و در پایان 8 مدل انطباق فرهنگی را مرور می کند شامل: 1) مدل اعتبار اکولوژیکی، 2) مدل چند بعدی برای درک روان درمانی های پاسخگوی فرهنگی، 3) مدل تأثیر فرهنگ بر درمان، 4) مدل فرآیندی انطباق فرهنگی، 5) مدل برنامه پیشگیری ترکیبی، 6) مدل اقامت فرهنگی لئونگ، 7) چارچوب انطباقی درمان انتخابی و هدایت شده و 8) چارچوب اکتشافی. نتیجه گیری: انطباق فرهنگی یک فرآیند سیستماتیک است که باید طبق اصول و پروتکل های تدوین شده در متون علمی انجام شود و اکثر صاحب نظران خواستار یک فرآیند سیستماتیک و دقیق هستند. مدل های انطباق فرهنگی به اصلاح فرآیند و محتوای درمان ها برای افزایش تعامل، قابلیت پذیرش و همخوانی درمان با فرهنگ درمانجو می پردازند. در این مقاله تلاش شد ضرورت پرداختن به انطباق فرهنگی برجسته گردد و مروری بر تلاش ها و مدل های ارائه شده فعلی صورت گیرد تا زمینه ساز آگاهی اولیه در این حوزه باشد و متخصصان و پژوهشگران ایرانی با استفاده از مدل های ارائه شده، در جهت انطباق مداخلات روان درمانی و مشاوره جهت افزایش اثربخشی این خدمات در حد امکان گام بردارند.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان در بیماران مبتلا به ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: پیروی از درمان پایین در بیماران مبتلا به ام اس، پیامدهای درمانی ضعیف و هزینه های مراقبتی بیشتر را در پی دارد. پژوهش ها نشان داده اند که هر دو شیوه طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان موثراست، اما در زمینه کاربرد این درمان ها و مقایسه آن ها در پیروی از درمان در جامعه مورد پژوهش، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر پیروی از درمان در بیماران مبتلا به ام اس انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به ام اس بود که در نیمه دوم سال 1399 جهت دریافت خدمات به انجمن ام اس ایران در شهر تهران مراجعه کردند. روش نمونه گیری از نوع هدفمند و شامل 60 نفر (شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) بود. ابزارهای پژوهش شامل؛ آزمون پیروی از درمان در بیماری های مزمن (سیدفاطمی و همکاران، 1397)، خلاصه جلسات طرحواره درمانی (یانگ و همکاران، 2006) و خلاصه جلسات درمان درمان هیجان مدار (گرینبرگ و گلدمن، (2019) بود. هر دو درمان به مدت 60 دقیقه در هر جلسه ارایه شد و داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته و نسخه 26 برنامه SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر نمرات پیروی از درمان، در پس آزمون اثر معنی دار داشتند. پیگیری سه ماهه هم پایداری این اثر را نشان داد. مداخله آزمایشی منجر به تغییر در گروه آزمایش شده است و نمرات پیروی از درمان اقزایش یافته است (01/0 p<). همچنین میانگین پیروی از درمان در گروه طرحواره درمانی از گروه درمان هیجان مدار بیشتر بود. نتیجه گیری: با دو شیوه طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار، می توان پیروی از درمان را در در بیماران مبتلا به ام اس بهبود داد. یافته های مذکور می تواند در انتخاب نوع درمان در این بیماران، یاریگر درمانگران باشد.
Designing and Validating a Family based Mental Empowerment Program for Improvement of Cognitive Processes, Psychological Hardiness and Academic Performance of slow learners’ students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The study reported in this paper aimed at developing and validating a family-based mental empowerment program to enhance cognitive processes, psychological hardiness, and academic performance of slow learners. The present study was fundamental in nature. The statistical population included psychologists and exceptional children's education specialists, family education instructors, and parents of slow learners in Tehran. The sample population consisted of three professors in psychology and exceptional children's education from the University of Tehran, three family education instructors, and three mothers of slow learners, selected through purposive sampling. The validation process of the studied program was carried out in five steps (reviewing theoretical foundations, reviewing previous research and existing programs, developing program content, validating the content, and explaining the program validation). The Delphi method was used for program content development, triangulation and Lawshe's content validity index were employed for content validity determination, and the expert agreement percentage method was used for determining the program’s reliability. The overall content validity coefficient of the sessions stood at 85%, and the program’s reliability coefficient was 86%. The family-based mental empowerment program aimed at enhancing cognitive processes, psychological hardiness, and academic performance of slow learners demonstrated high validity and reliability. Therefore, this program can be used to improve the cognitive and academic status of slow learners.
تدوین برنامه آموزشی چند وجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (شهریور) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۰
۱۴۴-۱۲۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: ناتوانی ویژه یادگیری نوعی مشکل مزمن با پایه عصب شناختی و تحولی است. با توجه به شیوع قابل توجه ناتوانی ویژه یادگیری در کودکان سنین مدرسه و پیامدهای ناشی از این اختلال در وضعیت تحصیلی و آینده این کودکان، خلا یک برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور برای دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و بررسی اثربخشی آن بر تقویت حافظه فعال و استدلال کمی این دسته از دانش آموزان مشهود است. هدف: هدف این پژوهش، تدوین برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و سنجش اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، آمیخته بود. در بخش کیفی، روش پژوهش تحلیل مضمون و جامعه مورد پژوهش شامل تمامی اساتید روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و متخصصان حوزه روانشناسی کودکان استثنایی بود و نمونه بر اساس اشباع نظری داده ها 10 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. روش بخش کمی نیز شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری بخش کمی شامل تمامی دانش آموزان با اختلال ریاضی گروه سنی 8 تا 10 سال در آموزش و پرورش منطقه 11 شهر تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و ابزار بخش کمی نیز آزمون هوش آزمای تهران- استانفورد بینه بود. اعضای گروه آزمایش، برنامه آموزشی محقق ساخته را در 15 جلسه دریافت کردند. در بخش کیفی از روش کدگذاری در سه مرحله کدگذاری مضامین اصلی، مضامین فرعی و کدهای باز استخراج شده و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی نیز از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش در بخش کیفی، مضامین اصلی برنامه آموزش چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور را در سه مورد: تقویت توجه و تمرکز، تقویت حافظه فعال و تقویت استدلال کمی نشان داد. هم چنین نتایج بخش کمی نشان داد که برنامه آموزشی محقق ساخته، تأثیر معنادار و پایداری بر حافظه فعال و استدلال کمی دارد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود روانشناسان کودکان استثنایی برای بهبود حافظه فعال و استدلال کمی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری، از برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور محقق ساخته استفاده کنند.
تدوین بسته پیشگیرانه دلزدگی زناشویی زوجین بر اساس تجارب زیسته زوجین دلزده از زندگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۲۶۱-۲۴۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: یکی از آشفتگی های روان شناختی در روابط زوجین، دلزدگی زناشویی است که به تدریج عشق بین زوجین را کم سو و گاهی کاملاً از بین می برد و بستر اختلالات روانی، سردی رابطه، طلاق عاطفی و در نهایت طلاق رسمی را فراهم می نماید. انباشته شدن احساس فرسودگی، آرمان زدایی و تنش های زندگی می تواند باعث فرسودگی روانی افراد شود و در پایان دلزدگی را ایجاد نماید. هدف: هدف از انجام این پژوهش تدوین و اعتبارسنجی بسته پیشگیرانه دلزدگی زناشویی زوجین بر اساس تجارب زیسته زوجین دلزده از زندگی زناشویی بود. روش: پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت کنندگان این پژوهش شامل زوجین دلزده از زندگی زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره خانواده بهسا واقع در شهر اصفهان در سال 1402 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و طبق ملاک های ورود انتخاب شدند. تجارب زیسته افراد با ابزار مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته مورد بررسی قرار گرفت و داده ها با 23 مصاحبه به اشباع رسید. تحلیل داده های کیفی، به وسیله نرم افزار MAXQDA(2020.1) انجام گرفت. به منظور اعتبار یابی بسته نیز از گروه خبرگان، شامل متخصصان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمجموع تعداد 1114 مضمون پایه، 23 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی شامل: عوامل هیجانی و عاطفی، عوامل شناختی، عوامل روان شناختی، عوامل رفتاری، عوامل سیستمی، روابط جنسی، عوامل اقتصادی به عنوان شاخص های پیش بینی کننده دلزدگی زناشویی شناسایی شدند. شاخص روایی محتوایی 92/0 و شاخص روایی محتوایی 96/0 محاسبه شد که ازنظر متخصصان دارای روایی و پایایی کافی می باشد. نتیجه گیری: با توجه به مقادیر به دست آمده از شاخص ها، بسته آموزشی دلزدگی زناشویی دارای اعتبار بوده است، ازاین رو این بسته آموزشی می تواند در مراکز مشاوره خانواده و زوج درمانی برای پیشگیری از دلزدگی زناشویی زوجین و همچنین کاهش دلزدگی زناشویی زوجین دلزده از زندگی زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.
پیش بینی وفاداری به برند و سبکهای تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطالعه با هدف پیش بینی وفاداری به برند و سبک های تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل خریداران مراجعه کننده به فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش شهر تهران در نیمه اول سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه های وفاداری به برند و شبکه های مجازی هر دو محقق ساخته صفاری نیا و همکاران (1403) و پرسشنامه سبک های تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان اسپرولز و کندان (1986) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. در تحقیق حاضر برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و به منظور تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های تحقیق از آمار استنباطی و روش رگرسیون استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده Smartpls بود. یافته ها: نتایج نشان داد، وفاداری به برند از طریق شبکه های اجتماعی مجازی و همچنین سبک های تصمیم گیری برای خرید از طریق شبکه های مجازی قابل پیش بینی هستند (P<0/05). نتیجه گیری: یافته ها به میزان قدرت شبکه های مجازی در پیش بینی وفاداری به برند و سبک های خرید اذعان دارد. این یافته اهمیت ارتباطات را در صنعت بازاریابی و تجارت نشان می دهد. این نتایج نه تنها با بدنه رو به رشد ادبیات تحقیقاتی در مورد تأثیر شبکه های مجازی بر رفتار مصرف کنندگان هم راستا است، بلکه نقش منحصر به فرد این پلتفرم ها را در بازاریابی مدرن نشان می دهند.