فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش سؤال های باز-پاسخ در ایجاد پیوند بین دانش ریاضی و زندگی واقعیِ دانش آموزان پایه هشتم انجام گرفت. زمان اجرای این پژوهش، سال تحصیلی 1401-1400 بود و شرکت کنندگان، 10 دانش آموز پایه هشتمِ در یکی از شهرهای شمالی ایران بودند و نویسنده اول، معلم ریاضی شان بود. داده های پژوهش شامل حل مسئله انفرادی و گروهی دانش آموزان، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مشاهده ها و یادداشت های بازتابی معلم/نویسنده اول بود. جمع آوری داده ها ازطریق برگه های حل مسئله های باز-پاسخ به صورت فردی و گروهی، یادداشت های نویسنده اول و مصاحبه های فردی انجام شد. در حل مسئله انفرادی، شرکت کنندگان به 10 سؤال پاسخ دادند و برای حل مسئله گروهی، دانش آموزان چهارمسئله از بین آن 10 مسئله، به همراه یک مسئله زمینه مدار جدید را حل کردند که دراین مقاله، نتایج تجزیه وتحلیل پاسخ ها به سه مسئله، ارائه می گردد. مصاحبه ها بارضایت دانش آموزان، ضبط شنیداری شد. برای تحلیل داده ها، از پاسخ های دانش آموزان، متن پیاده شده مصاحبه ها و یادداشت های بازتابیِ پژوهشگران، استفاده شد. یافته ها نشان دادند که «زمینه»های زندگی واقعی، نقش با اهمیتی در مسئله های باز-پاسخ دارند و علاقه مندی دانش آموزان را برای حل آن ها، بیشتر می کند. همچنین تنوع راه حل ها و پاسخ ها، فرصتی برای درگیرکردن دانش آموزان با مسئله به وجود می آورد که کمک می کند تا میان دانش ریاضی و زندگی واقعیِ دانش آموزان، پیوند برقرار شود.
واژگان کلیدی کتب ریاضی دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری واژگان ریاضی برای رشد زبان و همچنین ارتقای دانش ریاضی دانش آموزان، امری ضروری است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی، هدف آن کاربردی و رویکرد آن کیفی است. ابتدا به روش سنتزپژوهی، تحقیقات انجام شده در زمینه آموزش واژگان ریاضی بررسی گردیده و انواع واژگانی که نیاز به آموزش دارند، دسته بندی شد. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوا، واژگان کلیدی کتب ریاضی استخراج گردید. نمونه پژوهش به صورت تمام شماری، کتب ریاضی پایه اول تا سوم ابتدایی ایران است. در بخش سنتزپژوهی، جامعه پژوهش کلیه مقالات مرتبط با آموزش واژگان ریاضی و نمونه پژوهش، ۳۶ مقاله در دسترس است که از طریق جستجو در پایگاه های داخلی و خارجی منتخب، انتخاب شدند. نتایج سنتزپژوهی نشان می دهد می توان کلماتی را که نیاز به آموزش دارند، به یازده دسته تقسیم نمود. کلمات استخراج شده از کتب ریاضی پایه اول تا سوم ابتدایی، در این یازده دسته قرار گرفتند.
بررسی برنامه های درسی آموزش تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان از منظر تأکید بر آموزش مهارت های معلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه برنامه های درسی رشته آموزش تربیت بدنی در دانشگاه فرهنگیان به مهارت های معلمی انجام گرفته است. روش پژوهش : این مطالعه از نوع توصیفی-پیمایشی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته آموزش تربیت بدنی در پردیس های دانشگاه های فرهنگیان تبریز بود که بخش عمده ای از واحدهای درسی خود را گذرانده و در آستانه فارغ التحصیلی قرار داشتند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۱۰۳ نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای استفاده شد که سه مؤلفه مهارت های حرفه ای، ارتباطی و شناختی معلمی را موردسنجش قرار می داد. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط متخصصان علوم تربیتی تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0/92 برآورد گردید. داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی و با استفاده از آزمون t تک نمونه ای تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه درسی آموزش تربیت بدنی تا حد زیادی به مهارت های سه گانه معلمی (حرفه ای، ارتباطی و شناختی) توجه داشته و این مهارت ها در فرایند آموزش به دانشجو-معلمان انتقال یافته اند. نتیجه گیری : با توجه به یافته ها، می توان اذعان داشت که وضعیت طراحی و اجرای برنامه درسی رشته آموزش تربیت بدنی در دانشگاه فرهنگیان نسبتاً مطلوب است و اهداف مرتبط با تربیت معلم از منظر مهارتی تا حد زیادی تحقق یافته اند.
سنتزپژوهی مولفه های دانش فرهنگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، استخراج مولفه های دانش فرهنگی معلمان است. روش تحقیق، سنتز آثار پژوهشی مرتبط در بازه زمانی 200 تا 2020 برگرفته از پایگاه های اطلاعاتی داخلی و بین المللی است. تعداد 533 پژوهش علمی شناسایی و پس از بررسی های لازم، 34 پژوهش به مرحله نخست سنتز وارد شدند که با استفاده از روش سنتزپژوهی ساسکویس، هان و رودلا ترکیبی بهینه از نتایج آن ها ارائه گردید. استفاده از ارزیاب برای کدگذاری مجدد یافته ها، بیان شفاف آنچه انجام شده است و وجود شاخص های معین و قابل دفاع برای انتخاب مطالعات ورودی، جهت ارتقاء اعتبار پژوهش استفاده گردید. طبق یافته های حاصل، در حوزه دانش فرهنگی معلمان مولفه های 11 گانه شناسایی گردید؛ مولفه مسائل بین فرهنگی؛ فرهنگ دانش آموزان؛ فرهنگ عمومی؛ فرهنگ بومی؛ فرهنگ و مسائل اجتماعی؛ چند فرهنگی؛ فرهنگ و تعلیم و تربیت؛ ارزش های فرهنگی؛ هویت فرهنگی؛ فرهنگ سازمانی و فرهنگ و تربیت معلم.
تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی از نظر توجه به سواد فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
101 - 125
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی از نظر توجه به حوزه های سواد فناورانه انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوای کمی بود و جامعه آماری شامل کلیه کتاب های درسی دوره متوسطه دوم رشته علوم انسانی بوده است که با توجه به محدودیت جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشده و همه کتاب های درسی این دوره بررسی شده است. ابزار اندازه گیری، چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بوده که روایی آن مورد تأیید کارشناسان و صاحبنظران بوده و پایایی آن با روش اندازه گیری مجدد 93 درصد محاسبه شده است. شیوه پردازش داده ها بر اساس روش آنتروپی شانون بوده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که در کتاب های درسی دوره دوم متوسط رشته علوم انسانی، در مجموع 152 مرتبه به حوزه های سواد فناورانه توجه شده است. در این دوره تحصیلی به ترتیب به حوزه های «سواد فرهنگی فناوری» با 48 فراوانی(6/31درصد)، «تاریخ فناوری» با 41 فراوانی (27درصد)، توجه بیشتر و به حوزه های «سواد انتقادی فناوری» با 26 فراوانی(1/17درصد)، «اخلاق فناوری» با 21 فراوانی(8/13درصد)، «آینده شناسی فناوری» با 16 فراوانی(5/10درصد) توجه کمتری مبذول شده است. از نظر شاخص ضریب اهمیت حوزه های «اخلاق فناوری» و «آینده شناسی فناوری» دارای ضریب اهمیت پایینی بوده و پراکندگی مناسبی در کتاب های درسی نداشته اند.
شایستگی های مورد نیاز معلمان دوره دوم ابتدایی برای تلفیق فناوری های یادگیری در ارزشیابی مستمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
161 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی شایستگی های مورد نیاز معلمان دوره دوم ابتدایی برای اجرای ارزشیابی مستمر در بستر فناوری های یادگیری بود. روش پژوهش: رویکرد این پژوهش کیفی و از نوع شیوه پدیدارشناسی تفسیری بود. میدان پژوهش مدارس دوره دوم ابتدایی شهر همدان بود. مشارکت کنندگان در پژوهش بیست نفر از معلمان با تجربه مدارس دوره دوم ابتدایی شهر همدان بود که بر مبنای منطق نمونه گیری هدفمند و با استفاده روش ملاک محور انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه-ساختارمند استفاده شد و داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون سلسله مراتبی تحلیل گردید. برای اطمینان از روایی و پایایی داده های این پژوهش از چهارمرحله اعتبار، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری گوبا و لینکلن (1985) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد معلمان برای اجرای اثربخش ارزشیابی مستمر در بستر فناوری های یادگیری به سواد ارزشیابی مستمر، مهارت های شناخت و برقراری تعامل با یادگیرندگان، درک عمیق اجتماعی و فرهنگی، سواد فناورانه، مهارت های تدریس فرآیندی و تسلط بر موضوع درسی نیاز دارند. نتیجه گیری: معلمان برای اجرای ارزشیابی مستمر به شایستگی های فنی، فرهنگی، اجتماعی، موضوعی و فناورانه نیاز دارند که کسب این شایستگی ها در تربیت معلم و بعد از آن نیازمند داشتن برنامه های مدون برای توسعه حرفه ای معلمان است.
واکاوی وضعیت موجود توجه به استم در برنامه درسی آمار پایه یازدهم دوره متوسطه(رویکرد تحلیل زمینه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
163 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی توجه به استم در برنامه درسی آمار پایه یازدهم دوره متوسطه است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه معلمان، مدیران و دانش آموزان دوره متوسطه دوم بود، که با شیوه نمونه گیری هدفمند و از نوع ملاک محور، 31 نفر برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. به منظور اعتبارسنجی و تأمین روایی و پایایی یافته های پژوهشی از معیارهای چهار گانه لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده بیست مفهوم محوری بود، که با توجه به مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین (2008) در قالب، پدیده محوری پژوهش (بی توجهی به بنیان های کل گرایانه دانش آمار و کاربست آن)، شرایط علی (دانش محوری و عدم توجه به یادگیری تلفیقی دانش آموزان دوره متوسطه دوم، چالش های دانشی دبیران و مجریان برنامه درسی، ضعف در طرح ریزی های آموزش مبتنی بر استم)، راهبردها، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر و سازمان دهی شد. در انتها بر مبنای نتایج پژوهش پیشنهاد می شود، با استفاده از فراهم سازی بسترسازی در ابعاد مذکور، به فراهم سازی آموزش استم محور در درس آمار با توجه به جنبه کاربردی آن، توجه ویژه صورت گیرد.
بررسی و مقایسه سند برنامه درسی ملی تدوین شده جمهوری اسلامی ایران با زیر نظام برنامه درسی در مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی.
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۲ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
107 - 141
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقادانه برنامه درسی ملی تدوین شده جمهوری اسلامی ایران باتوجه به ملاکهای برگرفته از زیرنظام برنامه درسی در مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی بوده است. رویکرد پژوهش عمدتا کیفی و از نوع استنتاج قیاسی مبتنی بر تحلیل اسنادی در قالب پژوهش ارزشیابی است. مقایسه های انجام شده در مورد برنامه درسی ملی تدوین شده باتوجه به ملاک های مورد نظر در قالب شش مولفه تشکیل دهنده 1- هدفها و دیگر عناصر اصلی برنامه درسی، 2- برداشتها و مفهوم سازی ها از برنامه درسی ملی، 3- الزاماتِ قبلی، زمینه سازی ها، شرایط پذیرش، 4- ویژگی های ساختاری و اجرایی، 5- توجه به برنامه ریزی درسی مبتنی بر مدرسه و روند های نوآورانه، و 6- توجه به حوزه دیدگاه های برنامه درسی، به قصدِ مقایسه و ارزیابی برنامه درسی ملی تدوین شده جمهوری اسلامی انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهد در سند برنامه درسی ملی تدوین شده برداشتی تا حدود زیادی آرمان گرایانه تر با ویژگی های گسترده تجویزی با حضور قوی یک استیلای عقیدتی( مذهبی شیعی)، و نظام آموزشی با تاکید بر سازوکار نظم دهنده دینی، بخصوص در بخش«چشم انداز» دیده می شود. ایجاد بستر مناسب برای پژوهشگری معلم و مدرسه، پرهیز از رویکرد های خطی و تجویزی، و بازآفرینی فرهنگ مدرسه در سند برنامه درسی ملی چندان مورد توجه نیست و این سند نقش مستقلی برای مدرسه در برنامه ریزی درسی، نوآوری در روند های آموزشی باتوجه به مقتضیات مدرسه و محیط آموزشی چندان قائل نمی شود.
طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش ترکیبی در مدارس سمپاد مهارتی: مطالعه ای آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدارس سمپاد مهارتی با مأموریت پرورش استعدادهای برتر در حوزه های فنی-حرفه ای، نیازمند الگوهای آموزشی نوین جهت بهره گیری از مزایای آموزش ترکیبی هستند. این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش ترکیبی ویژه دروس مهارتی این مدارس انجام شد. پژوهش حاضر از نوع آمیخته اکتشافی متوالی بود. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 نفر از متخصصان آموزش از دور، هنرآموزان و کارشناسان فنی-حرفه ای سمپاد (تا حد اشباع نظری)، مؤلفه های الگو شناسایی شد. داده های کیفی با کدگذاری نظری (اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۸) تحلیل گردید. در مرحله کمّی، پرسشنامه ای مبتنی بر یافته های کیفی طراحی و بین ۲۰۰ نفر از جامعه هدف (هنرآموزان و کارشناسان) توزیع شد. داده های کمّی با تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار Smart-PLS تحلیل شدند. الگوی نهایی شامل ۵ مؤلفه اصلی و ۱۶ زیرمؤلفه است: ۱. پداگوژیک (۴ زیرمؤلفه: طراحی مبتنی بر شایستگی، یادگیری فعال، انعطاف پذیری مسیر یادگیری، تلفیق نظریه های یادگیری). ۲. فناوری (۳ زیرمؤلفه: زیرساخت های پایدار، پلتفرم های تعاملی، دسترسی پذیری). ۳. طراحی رابط و محتوا (۴ زیرمؤلفه: سازماندهی بصری، چندرسانه ای بودن، تطابق با نیاز کارگاهی، استانداردهای تولید محتوا). ۴. ارزشیابی (۳ زیرمؤلفه: تکوینی مستمر، ترکیبی ، معتبرسازی مهارت های عملی). ۵. پشتیبانی و مدیریت (۲ زیرمؤلفه: پشتیبانی فنی-آموزشی، مدیریت منابع و زمان). الگو از برازش مطلوب (SRMR=0.048, NFI=0.92) و پایایی عالی (α>0.8 برای همه سازه ها) برخوردار بود. درنتیجه الگوی طراحی شده، چارچوبی علمی و عملیاتی برای استقرار اثربخش آموزش ترکیبی در مدارس سمپاد مهارتی فراهم می کند. توجه همزمان به ابعاد فنی، پداگوژیک و پشتیبانی، کلید موفقیت این الگو است.
تجارب معلمان ابتدایی از درس پژوهشی: دلالت هایی برای رهبری برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
157 - 183
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، تجارب زیسته معلمان از انجام درس پژوهی و پیامدهای آن برای مدیریت برنامه درسی مورد واکاوی قرار گرفت. رویکرد پژوهش، کیفی و مبتنی بر پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه پژوهش شامل معلمان مقطع ابتدایی شهرستان کرمانشاه در سال تحصیلی 403-402 بود که تجربه عملی درس پژوهی داشتند. شرکت کنندگان بر اساس نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند و جمع آوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت که پس از انجام مصاحبه پانزدهم محقق شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود و تحلیل داده ها بر اساس روش پیشنهادی اسمیت انجام گرفت که شامل سه مرحله: تولید داده ها، تحلیل داده ها و تلفیق موردها بود. یافته ها نشان داد که تجربه معلمان از درس پژوهی در چهار مقوله اصلی قابل تفکیک است: 1) درس پژوهی به مثابه فرایند تولید دانش حرفه ای در آموزش و تدریس، 2) درس پژوهی به مثابه رویکرد مشارکتی برای تولید دانش عملی، 3) درس پژوهی به مثابه خلق رویکرد نوین برای بهبود آموزش و تدریس و 4) درس پژوهی به مثابه توسعه مهارت های حرفه ای معلمان. علاوه بر این، درس پژوهی بر ابعاد و عناصر برنامه درسی نیز اثرگذار بود و مضامینی چون: تأثیر بر مبانی برنامه درسی، تعیین مواد و منابع یادگیری، ارتقاء کیفیت برنامه درسی و توسعه راهبردهای یادگیری و آموزش استخراج شد. همچنین، تحلیل داده ها نشان داد که تجارب متفاوت معلمان از درس پژوهی شامل تقویت همکاری مسالمت آمیز و فعالیت های شبکه ای، پژوهنده بار آوردن معلمان، توسعه دانش و مهارت های نرم حرفه ای، ایجاد حس تعلق به جامعه حرفه ای و تقویت تفکر نقادانه و خودبازتابی می باشد.
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی بود. روش پژوهش : طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه یازدهم تجربی دوره متوسطه دوم شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که برای نمونه گیری در این پژوهش از بین مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان یک مدرسه (دبیرستان دانا و توانا) به صورت تصادفی انتخاب شد که پس از اعمال ملاک های خروج، 30 نفر شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده و به عنوان نمونه آماری با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001)، مقیاس سودمندی ادراک شده تکالیف تحصیلی میلر و همکاران (2005) و پرسشنامه هپنر و پترسون(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی تأثیر دارد (01/0≥p). در واقع روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث افزایش حل مسئله و مؤلفه های اعتماد به حل مسئله، اعتماد به خود و کنترل شخصی، جهت گیری هدف تسلط- گرایش و عملکرد- گرایش و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی در دانش آموزان می شود. همچنین تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث کاهش اهداف تسلط- اجتناب و عملکرد- اجتناب در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری : با توجه به تأثیر روش تدریس بایبی بر میزان متغیرهای اهداف پیشرفت، حل مسئله و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی درس شیمی، به کارگیری این روش تدریس به معلمان در مدارس توصیه می شود.
واکاوی الگوهای نیازسنجی در نظام آموزش عالی علمی کاربردی از نظریه تا عمل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
139 - 162
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و اعتبارسنجی الگوهای نیازسنجی و بررسی فاصله وضعیت موجود و مطلوب در برنامه ریزی درسی آموزش عالی علمی کاربردی انجام شده است. با توجه به تغییرات شتابان در بازارکار، ظهور فناوری های نوین و ضرورت همسوسازی نظام آموزشی با نیازهای واقعی آن، ضرورت شناسایی الگوهای کارآمد نیازسنجی بیش از پیش احساس می شود. در این راستا، الگوهای مختلف با ادغام و انطباق با استانداردهای ملی و روندهای نوظهور بازار کار، مدلی بومی و عملیاتی برای نظام آموزش عالی علمی–کاربردی ارائه گردید. روش پژوهش ترکیبی اکتشافی (کیفی–کمی) بود. در بخش کیفی با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰نفر از متخصصان برنامه ریزی درسی، نشانگرهای نیازسنجی در نظام آموزش عالی علمی کاربردی شناسایی و طبقه بندی شدند. در بخش کمی، این نشانگرها با پرسشنامه محقق ساخته میان ۶۱متخصص اعتبارسنجی شد و روایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (α =0.70) تأیید گردید. سپس، وضعیت موجود نشانگرها با پرسشنامه ای جداگانه توسط ۲۴کارشناس ارزیابی و داده ها با روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج نشان داد چهار الگوی اصلی شامل مدل های CEBT، DACUM، استانداردهای شغلی و مرور نظام مند تجربیات، در وضعیت مطلوب اثربخشی بالاتری نسبت به وضعیت موجود دارند. یافته ها حاکی از آن است که ادغام مؤلفه های DACUM و CEBT، احصای استانداردهای شغلی و آموزشی، و مرور تجربیات، می تواند نیازهای نظام آموزش عالی علمی–کاربردی را به شکلی مؤثرتر پاسخ دهد. در پایان، پیشنهاداتی برای سیاست گذاران و پژوهشگران ارائه شد که شامل به روزرسانی مداوم مدل ها و گسترش همکاری صنعت و دانشگاه برای ارتقای اثربخشی آموزش می باشد.
بررسی ادراک معلمان از فرصت ها و چالش های برنامه ویژه مدرسه: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی ادراک معلمان در خصوص فرصت ها و چالش های برنامه ویژه مدرسه بود. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسانه صورت گرفت. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، پس از انجام 2۴ مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته با معلمان اشباع داده ها حاصل شد. تحلیل دیدگاه های معلمان موجب شناسایی هشت فرصت شامل: آشنایی عملی دانش آموزان با انواع مهارت ها، افزایش انگیزه در دانش آموزان به یادگیری، افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان، فراهم شدن زمینه ای برای شناخت توانمندی های دانش آموزان، ایجاد زمینه ای برای اصلاح سبک زندگی، افزایش تفکر خلاق در دانش آموزان، افزایش انگیزه شغلی معلمان، ترغیب معلمان به کسب اطلاعات در خصوص مهارت های حرفه ای متناسب با شرایط محلی و هم چنین شش چالش شامل: محدودیت در زمان اجرا، نبود امکانات اجرایی در مناطق حاشیه شهر و روستاها، محدودیت اجرا برنامه در کلاس های چندپایه، بی رغبتی برخی معلمان به اجرا، ناهماهنگی در فرآیند اجرای برنامه و مشکلات مرتبط به ارزیابی دستاوردهای طرح گردید. یافته های این پژوهش می تواند در گسترش و تقویت برنامه ریزی درسی مبتنی بر مدرسه به عنوان راهبردی برای تمرکززدایی نظام برنامه ریزی درسی کشور به مسئولین امر یاری رساند.
تبیین برنامه درسی چند فرهنگی با تاکید بر شناسایی مولفه های هویت بین المللی، ملی و بومی برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
41 - 55
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به برداشته شدن مرزها، و پیدایش فرهنگ های متفاوت در کنار یکدیگر، ضرورت تدوین یک برنامه درسی منسجم مستلزم توجه به فرهنگی های متنوع و متکثر موجود در جامعه می باشد. در این میان بدیهی است که نظام تعلیم و تربیت هر جامعه ای برای زنده نگه داشتن خرده فرهنگ ها و همچنین زیست مسالمت آمیز آنها در کنار یکدیگر باید بر یک برنامه درسی چند فرهنگی تاکید کند، اما این گستردگی فرهنگی علاوه بر در نظر گرفتن خرده فرهنگ های بومی لزوم توجه به فرهنگ های ملی و فرا ملی را نیز بیش از پیش ضروری می سازد. براین اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین برنامه درسی چند فرهنگی با تاکید بر شناسایی مولفه های هویت بین المللی برنامه درسی، هویت ملی برنامه درسی و هویت بومی برنامه درسی است. پژوهش حاضر از نوع کیفی به شمار می رود، که با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که ساختار برنامه درسی چند فرهنگی به سه لایه هویتی برنامه درسی وابسته است، که در بالاترین سطح این لایه هویت بین المللی برنامه درسی قرار دارد، که ضمن در بر گرفتن لایه هویت ملی برنامه درسی، لایه هویت بومی برنامه درسی نیز در هسته مرکزی آن جای گرفته است.
تحلیل تأثیر کیفیت معلم و کیفیت مدرسه بر عملکرد سواد خواندن دانش آموزان ایرانی در آزمون پرلز ۲۰۲۱: نقش میانجی نگرش خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
201 - 238
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه تأثیر کیفیت معلم ،کیفیت مدرسه با نقش میانجی نگرش به خواندن در عملکرد سواد خواندن دانش آموزان ایرانی در آزمون پرلز ۲۰۲۱ بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم (1341065نفر)، مدیران و معلمان آن ها بود. با بهره گیری از روش نمونه گیری سه مرحله ای خوشه ای طبقه ای تعداد 5962 دانش آموز در 218 کلاس درس، همراه یا 218 معلم و 218 مدیرمدرسه انتخاب شد. داده های مربوط به ایران، از میان داده های موجود در پایگاه انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در آزمون پرلز2021 براساس روش تحلیل ثانویه مورد استفاده قرارگرفت. داده ها از پرسشنامه های مربوط به عملکرد خواندن دانش آموزان، کیفیت معلم، کیفیت مدرسه و نگرش به خواندن، استخراج و با کمک آزمون های مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها پژوهش بیانگر تأثیرمستقیم، مثبت و معنی دار کیفیت معلم، کیفیت مدرسه بر نگرش خواندن و عملکرد سواد خواندن دانش آموزان و تأثیر غیر مستقیم، مثبت و معنی دار متغیرهای کیفیت معلم و کیفیت مدرسه از طریق نگرش خواندن بر عملکرد خواندن بود. براساس یافته های پژوهش، پیشنهادهای لازم ارائه شد.
تبیین تحول و بازنگری برنامه های درسی آموزش عالی افغانستان از 1381-1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
487 - 516
حوزههای تخصصی:
منظور از انجام این پژوهش، تبیین تحول و بازنگری برنامه های درسی آموزش عالی افغانستان بعد از سال 1381-1400 در افغانستان است. روش پژوهش کیفی از نوع تاریخی است و پژوهشگران تلاش نموده سیر بازنگری برنامه های درسی را در این دوره که به عنوان دوره تحول[1] یاد می شود، با دیدگاه تحلیلی نشان دهد. نتایج نشان می دهد که بازنگری برنامه های درسی بعد از سال 1381 از نخستین اولویت ها در جهت تحول آموزش عالی شمرده می شد. اگرچه وزارت تحصیلات عالی از سال 1381 برنامه بازسازی آموزش عالی و بازنگری برنامه های درسی را در دستور کار گرفت، اما طرح راهبردی آن بعد از سال 1384 منتشر شد و در سال 1394 توسعه یافت. تجربه ای که بعد از سال 1381 از برنامه ریزی درسی آموزش عالی حاصل می شود، گذار از یک نظام برنامه ریزی درسی نسبتاً غیرمنظم[2] به سمت نظام برنامه ریزی درسی متمرکز و سرانجام به سمت نظرخواهی و واگذاری اختیارات نسبی برای برنامه ریزی درسی به دانشگاه ها بود. درنتیجه ۱۶۵ رش ته تحصیلی شناس ایی شد که باید بازنگری می شد؛ ازجمله آن برنامه درسی71 رشته تحصیلی تا سال1400 بازنگری گردید. [1] - در این دوره آموزش عالی ظرفیت محدودش شکسته شد و رسالت خود را از سر گرفت. 150 مؤسسه آموزش عالی دولتی و خصوصی تآسیس گردید. رشته های تحصیلی جدید ایجاد شد و برنامه های درسی بازنگرری گردید. دسترسی به آموزش عالی افزایش یافت. [2] - در اثر جنگ های داخلی و حاکمیت احزاب سیاسی در مناطق مختلف، نظام برنامه ریزی درسی واحد نبود. برنامه های درسی دانشگاه ها متفاوت از هم بودند.
بهبود عملکرد و نگرش ریاضی دانش آموزان پایه دهم تجربی در مبحث تعیین علامت عبارات جبری در فرآیند ارزشیابی پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
265 - 288
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ارزشیابی پویا مبتنی بر وب بر بهبود عملکرد و نگرش ریاضی دانش آموزان پایه دهم تجربی انجام شد. روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه دهم رشته تجربی مدارس دولتی شهرستان قروه در سال تحصیلی 1400-1399 بود که از میان آنها 40 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش از سیستم ارزشیابی پویا مبتنی بر وب با رویکرد ترغیبی تدریجی (GPA) استفاده کردند، در حالی که گروه کنترل با روش سنتی آموزش دیدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه نگرش ارزشیابی مبتنی بر وب و آزمون عملکرد ریاضی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آنها تأیید شد. یافته های پژوهش نشان داد که ارزشیابی پویا مبتنی بر وب تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود نگرش و عملکرد ریاضی دانش آموزان دارد. نتایج تحلیل های آماری حاکی از آن بود که میانگین نمرات نگرش و عملکرد ریاضی در گروه آزمایش به طور قابل توجهی افزایش یافته است. به طور خاص، میانگین نمرات نگرش در گروه آزمایش از 108.25 در پیش آزمون به 144.45 در پس آزمون و میانگین نمرات عملکرد ریاضی از 13.35 به 17.45 افزایش یافت. اندازه اثر (Cohen’s d) برای نگرش 1.32 و برای عملکرد ریاضی 1.18 محاسبه شد که نشان دهنده تأثیر قوی و معنادار مداخله است.این پژوهش نشان داد که استفاده از فناوری های نوین در فرآیند ارزشیابی می تواند به عنوان یک استراتژی آموزشی مؤثر در بهبود کیفیت آموزش ریاضیات مورد استفاده قرار گیرد. ارزشیابی پویا مبتنی بر وب نه تنها به معلمان کمک می کند تا نقاط ضعف و قوت دانش آموزان را شناسایی کنند، بلکه به دانش آموزان نیز امکان می دهد تا در فرآیند یادگیری خود نقش فعال تری داشته باشند
تأثیر یادگیری مبتنی بر استیم بر درک مفهومی دانش آموزان دوره ابتدایی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
121 - 138
حوزههای تخصصی:
در مطالعه حاضر، اثربخشی آموزش مبتنی بر استیم بر درک مفهومی دانش آموزان ابتدایی یکی از مدارس روستایی شهرستان بابل از مبحث گیاهان مورد بررسی قرار گرفت. طرح پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش و گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر پایه پنجم در سال تحصیلی 1404-1403 می باشد. نمونه مورد بررسی شامل 24 دانش آموز دختر پایه پنجم که با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس دانش قبلی خود در درس علوم به دو گروه دوازده نفره آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 5 هفته در معرض آموزش مبتنی بر استیم قرار گرفته و گروه گواه در همان مدت، آموزش معمول و سنتی را دریافت نمودند. همسانی درونی پیش آزمون و پس آزمون به ترتیب با ضریب آلفای کرونباخ 793/0 و 762/0 تأیید و نرمال بودن داده های حاصل از آن ها به روش شاپیرو-ویلک محاسبه شد. بر اساس یافته ها، یادگیری استیم-محور در بهبود درک مفهومی دانش آموزان اثرگذار است.
واکاوی تجارب زیسته دانش آموختگان آموزش عالی ایران درباره ی ویژگی های استادان الهام بخش: یک مطالعه ی پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به واکاوی تجارب دانشآموختگان آموزش عالی ایران درباره ویژگیهای استادان الهامبخش پرداخته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهکارگیری راهبرد پدیدارشناسی انجام شده است. مشارکتکنندگان در این پژوهش، دانشآموختگان مقطع دکتری دانشگاههای ایران هستند که هماکنون عضو هیئت علمی بوده و تجربه کلاس درس استادان الهامبخش را داشتهاند. در مرحله اول، از مشارکتکنندگان خواسته شد استادانی را که در دوره تحصیل خود الهامبخش میدانستند، معرفی کنند. این فرآیند منجر به شناسایی فهرستی از استادان الهامبخش شد. در مرحله دوم، برای درک عمیقتر تجارب دانشآموختگان، مصاحبههای عمیق با آنها انجام گرفت. معیار ورود به مصاحبه، داشتن تجربه و تعامل طولانیمدت با استاد، عضویت در هیأت علمی و همچنین رضایت از شرکت در مصاحبه بود. دادهها با 16 نفر از مشارکتکنندگان به اشباع رسید. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. روایی پژوهش از طریق بازبینی همکاران و مشارکتکنندگان و پایایی آن با کدگذاری دو مصاحبه توسط افراد خارج از پژوهش تأمین گردید. در نهایت، یافتهها در 125 مضمون پایه، 13 مضمون سازماندهنده و 4 مضمون فراگیر شامل پرورش ویژگیهای روانشناختی مثبتگرا در آموزش، اخلاق حرفهای، تدریس حرفهای و عاملیت استادی دستهبندی شدند. نتایج نشان داد که الهامبخشی استادان، پدیدهای انسانی و تحولآفرین است که مسیر رشد چندجانبه دانشجویان را دگرگون میکند. بازنگری در هویت حرفهای استادان، بازطراحی برنامههای توانمندسازی و اصلاح شاخصهای جذب و ارتقاء هیئت علمی تحقق این مهم را تسهیل مینماید.
طراحی چارچوب برنامه درسی کارآفرینی مبتنی بر رویکرد تلفیقی استیم: مطالعه کیفی در دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 204
حوزههای تخصصی:
آموزش استیم دانش آموزان را به کارکنان ماهرتر تبدیل می کند که در بازار کار بسیار مورد توجه هستند. زیرا به آنها کمک می کند دانش های متنوعی را به دست آورند و مهارت های قرن بیست و یکم را برای دنیای تجارت توسعه دهند. لذا پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب برنامه درسی کارآفرینی مبتنی بر رویکرد تلفیقی استیم در دوره دوم ابتدایی انجام شد. روش پژوهش کیفی است. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل 10 نفر از متخصصین و صاحب نظران حوزه کارآفرینی دانشگاهی و معلمان با تجربه و آشنا به برنامه درسی کارآفرینی مبتنی بر رویکرد تلفیقی استیم بودند. ابزار گرد آوری اطلاعات و داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. داده های کیفی حاصل از مصاحبه های پژوهش به کمک تحلیل محتوای استقرایی بررسی گردید که در نتیجه آن، 16 تم سازمان دهنده شامل: 1- منطق و چرایی 2-پرورش روحیه 3-پرورش مهارتهای نرم؛ 4-هنر پروری؛ 5-آگاهی و شناخت نسبت به مشاغل؛ 6-تدریس آزمایشی؛ 7-آفرینش؛ 8-کاوشگری؛ 9-مهارت های تخصصی؛ 10-مهارت های عمومی؛ 11-ارزشیابی مهارت محور؛ 12-ارزشیابی شبیه ساز؛ 13-محیط یادگیری؛ 14-ابزار و امکانات آموزشی؛ 15-فرهنگ سازی در سطح خرد؛ 16-فرهنگ سازی در سطح کلان استخراج گردید که در نه تم فراگیر منطق، هدف، محتوا، عنصر آموزشگر، عنصر روش تدریس، ابزار و امکانات، روش های ارزشیابی. با تلفیق موارد گفته شده در برنامه درسی استیم، دانش آموزان می توانند به روحیه کارآفرینی خود پی ببرند، طرح های خلاقانه خود را بسازند و همچنین مهارت های ضروری برای رشد به عنوان کارآفرین را به دست آورند و ایده های خود را به تجربه های عملی تبدیل کنند.