ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۷۶۱ تا ۱۹٬۷۸۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۹۷۶۱.

شناسایی و ارزشیابی مولفه های کیفیت آموزش مجازی دوره دوم متوسطه شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۶
هدف این پژوهش شناسایی و ارزشیابی کیفیت مولفه های آموزش مجازی در دوره دوم متوسطه شهر تبریز بود. این پژوهش به روش ترکیبی از نوع راهبرد اکتشافی متوالی است. در مرحله کیفی از روش تحلیل محتوای عرفی و در مرحله کمی تحقیق پیمایشی-توصیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان بخش کیفی اساتید و معلمان با سابقه بیش از ده سال در حوزه تعلیم و تربیت شهر تبریز بودند که تعداد 19نفر به صورت گلوله برفی، جهت مصاحبه عمیق انتخاب شدند. همچنین نمونه آماری بخش کمی نیز شامل 385 نفر از دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی از روش های تحلیل عاملی تاییدی و آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج بخش کیفی شامل 33 مضمون فرعی و 11 مضمون اصلی بود که عبارت بودند از: بعد فناورانه آموزش مجازی، سیاست های کلان کشور، مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، محتوای دوره آموزش مجازی، سنجش متناسب با زیست بوم جدید آموزشی، طراحی آموزشی اثربخش، ابعاد فرهنگی آموزش و یادگیری مجازی، کفایت بودجه آموزش، توانمند سازی کنشگران آموزش مجازی، مدیریت کلاس برای تدریس اثربخش و یادگیری فعال و سواد رسانه ای.نتایج کمی نشان داد که کیفیت آموزش مجازی در سطح پایینی قرار دارد. کیفیت آموزش مجازی در حوزه های فناورانه آموزش مجازی، سیاست کلان کشور، مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، طراحی آموزشی اثربخش، کفایت بودجه آموزشی، توانمندسازی کنشگران، مدیریت کلاس برای تدریس از نظر دانش آموزان در سطح پایین تری قرار دارد
۱۹۷۶۲.

تاثیر مشارکت معلمان در تدوین برنامه ی درسی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دوره ی ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
صاحب نظران معلمان را مبدا هر گونه تحول آموزشی و پرورشی دانسته و بر این باورند که آنان با معلومات، مهارت ها و آمادگی هایی که در دوران تربیت خود در مراکز تربیت معلم یا دانشسراها کسب می کنند، قادرند چهره سازمان های آموزشی را به نحو چشمگیری دگرگون سازند و محیط های آموزشی را به فضاهای آکنده از محبت، صمیمیت، رشد و بالندگی مبدل ساخته و جوّ کلاس را فرحبخش و لذت آور سازند و با شیوه های مناسب انتقال عناصر و عوامل فرهنگی به دانش آموزان و با به کارگیری روش های مطلوب تربیتی، زمینه رشد شخصیت آنان را فراهم سازند. بنا بر توجه الزامی به مشارکت معلمان بخصوص در برنامه ریزی درسی در دوره ی ابتدایی بر پیشرفت تحصیلی ضروری است به صورت علمی و تخصصی به این موارد پرداخته شود. این تحقیق با بررسی تاثیر مشارکت معلمان در تدوین برنامه ریزی درسی در دوره ی ابتدایی بر پیشرفت تحصیلی به روشی کتابخانه ای پرداخته شد و به این نتیجه دست یافت که معلم دارای چنان نقش محوری در برنامه ریزی درسی است که موضوعات مفید برای دانش آموز را تشخیص می دهد و ارائه می کند. زیرا معلم یکی از حلقه های زنجیره نظام آموزشی و مؤثرترین عنصر آن است و ضعف آن می تواند موجب از هم پاشیدن این زنجیره و شکست در دستیابی به اهداف باشد.
۱۹۷۶۳.

بررسی رابطه حمایت سازمانی ادراک شده با کار عاطفی معلمان با در نظر گرفتن نقش میانجی هویت حرفه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش با هدف  بررسی رابطه حمایت سازمانی ادراک شده با کار عاطفی معلمان با در نظر گرفتن نقش میانجی هویت حرفه ای صورت گرفت  این تحقیق با توجه به موضوع و اهداف، توصیفی - زمینه یابی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر معلمان مقطع  ابتدایی شهرستان ورامین می باشند که تعداد آنها 747 نفر هستند و با  شیوه نمونه برداری تصادفی  با توجه به جدول مورگان  تعداد 256 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. برای سنجش متغیرهای مورد نظر  از  پرسشنامه  حمایت سازمانی ادراک شده ، پرسشنامه کار عاطفی  دایندورف  و پرسشنامه   هویت حرفه ای  استفاده گردید  نتایج پژوهش  نشان داد که  بین حمایت سازمانی  ادراک شده و کار عاطفی معلمان  رابطه وجود دارد  و  همچنین بین حمایت سازمانی ادراک شده و کار عاطفی در میان معلمان با در نظرگرفتن نقش میانجی هویت حرفه ای رابطه وجود دارد.
۱۹۷۶۴.

تحلیل هرمنوتیک؛ روش شناسی مبنایی ارتقاءاعتبار و ارزش علوم انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
هرمنوتیک به عنوان یکی از روش های تحقیق کیفی و تفسیر متون، یا همان علم تأویل، شیوه ای است که به دنبال کشف رمزها و معنای نهفته در متون است به عبارتی دیگر، خوانش و نظریه ی مهم گفتمان ها در ارتباط با تفسیر متن است یعنی هنر گفتمان هایی همچون زبان، متون و توضیح معنای این گفتمان هاست. هدف این روش باز نمایی و باز تجربه ای از فرایند خلاق قصد نویسنده، از طریق قاعده مند کردن روش ها و تکنیک های تفسیری؛ جلوگیری از بد فهمی و سوء فهم؛ و دست یافتن به درجه ای از فهم که درست تر از بقیه و نزدیک تر به خواسته ی آفریننده اثراست که کاربرد زیادی در پژوهش های علوم انسانی، بویژه علوم رفتاری دارد. در این مقاله با استفاده از رویکرد فرا تحلیل که نوعی پژوهش درباره ی پژوهش های نشر یافته است و با ترکیب مقالات منتشره، ابتدا واژه شناسی پژوهش هرمنوتیک و سپس مبانی فلسفی، تاریخچه ی پیدایش، تعاریف آن بیان شده، در ادامه به مقایسه ی آن با سایر روش ها، وجوه تمایز و انتقادات وارده به آن پرداخته شده است
۱۹۷۶۵.

بازتاب مؤلفه های تفکر دوبونو در بخش تاریخ کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۵
پیشینه و هدف : در دهه های اخیر، توجه پژوهشگران تعلیم و تربیت به پرورش تفکر خلاق، در دانش آموزان افزایش یافته است. یکی از رویکردهای مؤثر در این زمینه، الگوی شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو است که با هدف سامان دهی و هدایت فرایند اندیشیدن طراحی شده است. این الگو شش شیوه متمایز تفکر را در قالب شش «کلاه» رنگی معرفی می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل محتوای بخش تاریخ کتاب های درسی مطالعات اجتماعی متوسطه اول بر اساس مؤلفه های تفکر ادوارد دوبونو اجرا شد. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا و رویکرد پژوهش کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش، بخش تاریخ کتاب های درسی مطالعات اجتماعی متوسطه اول در سال تحصیلی 1405- 1404 بود که، کل جامعه آماری به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بود و نتایج پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی در فرایند تحلیلی «آنتروپی شانون» مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش: در بخش تاریخ کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول، 376 مرتبه به مؤلفه های تفکر اشاره شده است. همچنین فراوانی مؤلفه های تفکر کلاه های سفید، قرمز، سیاه، زرد، سبز و آبی به ترتیب 143، 35، 53، 60، 35 و 50 بوده است. نتیجه گیری: عمده ترین نتایج پژوهش بیان کننده آن است که در بین پایه های تحصیلی متوسطه اول، پایه هفتم با میزان بار اطلاعاتی 1.515 و ضریب اهمیت 0.360 بیشترین توجه و پایه هشتم با میزان بار اطلاعاتی 1.454 و ضریب اهمیت 0.317 کمترین توجه را به مؤلفه های تفکر به خود اختصاص داده بودند.
۱۹۷۶۶.

تحلیل محتوا فصل دوم (حواس) از کتاب زیست شناسی پایه یازدهم بر اساس الگوی خلاقیت گیلفورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای فصل دوم (حواس) از کتاب زیست شناسی پایه یازدهم بر اساس مدل خلاقیت گیلفورد انجام شد. این مدل شامل چهار مؤلفه اصلی حافظه شناختی، تفکر همگرا، تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب است که ابعاد مختلف تفکر و خلاقیت دانش آموزان را مورد ارزیابی قرار می دهد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی-کاربردی و با رویکرد تحلیل محتوای کمی طراحی شد. جامعه پژوهش شامل کل محتوای فصل «حواس» کتاب زیست شناسی پایه یازدهم دوره دوم متوسطه (چاپ 1404-1403) بود و ابزار گردآوری داده ها، فرم محقق ساخته بر اساس مؤلفه های خلاقیت گیلفورد بود که روایی آن توسط پنج نفر از کارشناسان تعلیم و تربیت و اساتید زیست شناسی تأیید شد. برای بررسی پایایی، دو کدگذار مستقل ۲۰٪ از داده ها را به طور جداگانه کدگذاری کردند و میزان توافق آن ها با استفاده از روش توافق بین کدگذاران ارزیابی شد. برای تحلیل داده ها، محتوای فصل به سه بخش متن، تصاویر و فعالیت ها تقسیم شد و هر واحد محتوا به صورت جمله به جمله با مؤلفه های خلاقیت کدگذاری گردید. نتایج نشان داد از مجموع 220 واحد کدگذاری شده، 106 واحد (48%) مربوط به حافظه شناختی، 68 واحد (31%) به تفکر همگرا، 25 واحد (11.5%) به تفکر واگرا و 21 واحد (9.5%) به تفکر ارزشیاب اختصاص یافته است. این یافته ها نشان می دهد که کتاب مورد بررسی تأکید بیشتری بر حافظه شناختی دارد و سایر ابعاد خلاقیت، به ویژه تفکر واگرا و ارزشیاب، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. این نتایج می توانند به طراحان محتوای آموزشی، معلمان و برنامه ریزان درسی در جهت تقویت فعالیت های خلاقانه و توسعه تفکر واگرا و ارزشیاب در کتاب های درسی کمک کنند.
۱۹۷۶۷.

واکاوی لایه های اثربخشی اعضای هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: هدف این پژوهش واکاوی لایه های اثربخشی اعضای هیئت علمی بوده است. چرا که اعضای هیئت علمی به واسطه ارتباط با دانشجویان به عنوان سرمایه های انسانی-اجتماعی و همکاران ارزش آفرین می توانند علاوه بر دانش، بر ادراک، احساس و شیوه زیست دانشجویان اثر بگذارند. منظور از لایه های اثربخشی در این پژوهش، نگرش، ارزش ، دانش، منش و کنش اعضای هیئت علمی در امور حرفه ای خویش و در نسبت با دانشجویان است. روش: برای انجام پژوهش روش کیفی و راهبرد تحلیل مضمون انتخاب شد. برای جمع آوری داده با 17 نفر از اعضای هیئت علمی که توسط همکاران و دانشجویان استاد اثربخش معرفی شدند، به عنوان مشارکت کننده مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تا حد اشباع صورت گرفت. سپس داده های حاصل از مصاحبه های پیاده شده با نرم افزار Atlas Ti کدگذاری و در سطوح مفاهیم، زیرمقولات و مقولات دسته بندی و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد اثربخشی اعضای هیئت علمی در دانشگاه بر اساس 1- نگرش استاد نسبت به خود، دانشجو، جامعه و تعهد اخلاقی، 2- ارزش های اعتقادی و حرفه ای، 3- دانش تخصصی، اخلاق حرفه ای و علوم تربیتی، 4- منش استاد یعنی ویژگیهای اخلاقی، رفتاری و روانشناختی او و 5- کنش استاد در نسبت با پرورش دانشجو، برقراری ارتباط مؤثر، مهارت های تدریس، کلامی و شناختی قابل لایه بندی است. بر اساس فراوانی و تأکید مشارکت کنندگان چنین به نظر می رسد که نگرش نسبت به دانشجو، ارزش های اعتقادی و حرفه ای، داشتن دانش تخصصی، ویژگی های رفتاری، توجه به پرورش دانشجو و مهارت برقراری ارتباط مؤثر از اهمیت بیشتری برخوردار است. همچنین نگرش می تواند جهت دهنده سایر مقوله ها باشد و باور توحیدی ارزش افزوده ای در مسیر حرکت استاد باشد که پایبندی به تعهد اخلاقی را تضمین کند و افقی بلند و عمقی متفاوت به ارزش های او ببخشد.
۱۹۷۶۸.

سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی: ارائه نظام نشانگرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
پرورش خلاقیت نگارشی به مثابه فعالیتی با انگیزه زیبایی شناختی، که از طریق درک متقابل و برقراری تجارب مشترک بین نویسنده و خواننده برقرار می شود، به آموزشی متناسب و بدون ساختارهای قالبی نیاز دارد تا زمینه بروز استعدادها و قابلیت های مرتبط را فراهم کند. بررسی های پژوهشگران نشان می دهد که تاکنون ملاک ها و نشانگرهای مناسب برای سنجش کیفیت خلاقیت نگارشی ارائه نشده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه نظام نشانگرهای سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان انجام شده است. بدین منظور از طرح سازاگرای روش نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با 18 نفر از معلمان موفق در آموزش انشا، که مبتنی بر نمونه گیری ملاکی انتخاب شدند، گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از شیوه کُدگذاری آغازین و متمرکز به شناسایی 80 نشانگر انجامید و در قالب 11 ملاک دسته بندی شد که عبارت اند از: خیال پردازی، فضاسازی، شخصیت پردازی، سیالیت، انعطاف پذیری، بسط، اصالت نوشتاری، به کارگیری آرایه ادبی، طرح نوشتاری، سازمان نوشتاری و جذابیت نگارشی. برای رواسازی داده ها ضمن استفاده از راهبرد مرور اعضا از نظرات سه کارشناس حوزه خلاقیت و نویسندگی استفاده شد. با توجه به جامعیت نظام نشانگرهای تدوین شده می توان از آن ها برای سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان استفاده کرد.
۱۹۷۶۹.

آزمون ساختار عاملی و سنجش همسانی درونی مقیاس معلم رهبری در بین معلمان عراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۴
هدف مطالعه حاضر آزمون ساختار عاملی و سنجش همسانی درونی مقیاس معلم رهبری در بین معلمان عراقی بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها توصیفی-همبستگی (تحلیل عاملی) بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان متوسطه اول استان صلاح الدین کشور عراق در سال 2025 بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 416 معلم از 10 مدرسه به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در مطالعه حاضر، مقیاس معلم رهبری هویدا و همکاران بود. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس نشان داد مقیاس معلم رهبری دارای 8 عامل دانش و توانایی، چشم انداز توسعه ای، اخلاق، تقویت مسئولیت پذیری دانش آموزان، نفوذ، همکاری، ایجاد محیط مثبت و قدردانی است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان داد بار عاملی تمامی 43 گویه در حد مطلوبی قرار داشته و همچنین تمامی زیرمقیاس ها دارای همبستگی معنادار با یکدیگر هستند؛ از این رو درستی ساختار عاملی مورد تایید بود. همچنین تمامی شاخص های برازندگی (بزرگتر از 90/0)، نشانگر برازش مناسب مدل با داده ها بودند. همچنین شاخص های مربوط به روایی و پایایی شامل ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (بزرگتر از 87/0)، میانگین واریانس استخراجی (بزرگتر از 67/0) و شاخص روایی یگانه-دوگانه (کوچک تر از 68/0) نیز نشانگر همسانی درونی، روایی واگرا و روایی همگرای مطلوب مقیاس بودند. مطابق نتایج، مقیاس معلم رهبری ابزاری روا و پایا برای سنجش معلم رهبری در معلمان متوسطه اول در کشور عراق بوده و می تواند برای بسط نظری این حوزه در بستر فرهنگی کشور عراق و مطالعات بررسی روابط با متغیرهای هدف در زمینه کاربردی، برای پژوهشگران، تصمیم گیرندگان و معلمان مفید باشد.
۱۹۷۷۰.

تبیین پدیدارشناختی بازدیدهای علمی بر یادگیری اثربخش (مورد پژوهش: دانشجویان جغرافیای دانشگاه فرهنگیان استان البرز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۲
هدف اصلی بازدید علمی، افزایش دانش و درک بهتر از جهان در برگیرنده دانشجویان می باشد. بنابراین افزایش بینش و تغییر تفکر را در پی خواهد داشت ازاین رو پژوهش رویکردی کیفی(پدیدارشناختی) داشته، و در چارچوب تحقیقات کاربردی قرار دارد.. جامعه آماری پژوهش، گزارش بازدیدهای علمی(30 مورد) ارائه شده از سوی دانشجویان این دانشگاه بوده.است. یافته های پژوهش نشان میدهد در بین 30 گزارش ارائه شده، بیشترین فراوانی در بین گزارشات، مربوط به جنوب(27 درصد) و شمال(23 درصد) کشور بوده. فراوانی و درصد فرمولبندی معانی در قالب موضوعات شرکت کنندگان در بازدیدهای علمی حاکی از فرمول بندی بازتابی موضوعات است. توصیف جامع بازدیدهای علمی از دید شرکت کنندگان کسب و به خاطر سپردن دانش را نشان داده. فراوانی و درصد تشریح ساختار بنیادی بازدیدهای علمی شرکت کنندگان در بازدیدهای علمی تمرکز بر مفاهیم بوده. نهایتاً در رصد نتایج بازگشت به شرکت کنندگان در بازدیدهای علمی پژوهش، آمارها نشان از تأیید اعتبار یافته های پژوهش با تأکید بر طی مراحل پدیدارشناختی کولایزی داشته است. به این صورت که 64 درصد از شرکت کنندگان در بازدیدها، یافتههای به دست آمده از پژوهش را تأیید کرده اند.در نتیجه بازدیدهای علمی صورت گرفته، مشخص شده که به میزان بسیار کمی فرایند یادگیری اثربخش بروز پیدا کرده. به نحوی که یادگیری اثربخش، در یک الی سه مورد از کل گزارشات(30 مورد) ارائه شده از سوی دانشجویان دیده شده. به این معنی که تأکید بر استفاده از دانش قبلی یعنی بازیابی و تطبیق آموخته ها بوده. بازدید علمی برای دانشجو بیشتر جنبه ی تفریحی داشته است..
۱۹۷۷۱.

واکاوی دیدگاه دانشجومعلمان در خصوص مدل توانمندسازی آن ها از مجرای جشنواره های فرهنگی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی دیدگاه دانشجویان در خصوص الگوی توانمندسازی آن ها از مجرای جشنواره های فرهنگی-اجتماعی صورت گرفت. روش: رویکرد این پژوهش کیفی و روش نظریه برخاسته از داده ها بود. جامعه پژوهش شامل دانشجومعلمان پردیس الزهرا (س) زنجان در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که با روش هدفمند و براساس اصل اشباع نظری با 14 نفر از آنان مصاحبه شد. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. صحت داده های کیفی با استفاده از ملاک قابل قبول بودن، انتقال پذیری و قابلیت اطمینان به دست آمد. اعتبارپذیری داده ها از طریق ضبط نوار با کیفیت و مستندسازی، ثبت، نوشتن و تفسیر آنها، دست نویس کردن آن، کدگذاری کور و توافق میان کدگذاران متخصص در زمینه پژوهش های کیفی انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از رهیافت نظام مند کوربین و اشتراوس (2008) استفاده شد. یافته ها: عوامل اثرگذار بر توانمندسازی دانشجومعلمان برای شرکت در جشنواره های فرهنگی- اجتماعی مختلف در 4 مقوله (مهارت شغلی، مهارت شناخی، انگیزش و منابع) و 8 مفهوم (توسعه حرفه ای، توسعه فناوری، سرمایه روانشناختی، کنش شناختی، آمادگی سازمانی، فرایندها و اقدامات انگیزشی، بهره گیری از منابع انسانی و مدبریتی و ارتباط با منابع) شناسایی شد. نتیجه گیری: توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنواره های فرهنگی- اجتماعی می تواند به تقویت هویت حرفه ای و اجتماعی آنان کمک کند و از آنان معلمانی با مهارت های لازم به وجود بیاورد.
۱۹۷۷۲.

طراحی الگوی برنامه درسی تربیت هنری دوره پیش دبستانی با رویکرد ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۶
هدف پژوهش، طراحی الگوی برنامه درسی تربیت هنری دوره پیش دبستانی با رویکرد ساختاری تفسیری بود. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است و داده ها به صورت میدانی و به شیوه آمیخته (کیفی و کمی) جمع آوری شد. جامعه آماری در بخش کیفی 18 نفر از خبرگان و در بخش کمی اساتید دانشگاهی و دانشجویان دکتری رشته برنامه ریزی درسی و کارشناسان و مربیان دوره پیش دبستانی بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته و فرم خودتعاملی ساختاری بود. یافته ها نشان داد که در الگوی برنامه درسی تربیت هنری دوره پیش دبستانی 9 مؤلفه و 44 زیر مؤلفه وجود دارد و مؤلفه ها در شش سطح قرار گرفتند و مؤلفه های محتوای آموزشی و مواد، منابع و ابزار یادگیری در سطح زیربنایی مدل قرار گرفتند. می توان گفت که تمرکز مدیران بر مؤلفه های محتوای مناسب آموزشی و ایزار و مواد آموزشی بیشترین تأثیر را در کیفیت بخشی برنامه درسی تربیت هنری دوره پیش دبستانی دارد و باید در اولویت های اقدام قرار گیرد.
۱۹۷۷۳.

نشانگرهای عنصر ارزشیابی در برنامه درسی توانمندساز در راستای اشتغال زایی دانش آموختگان و میزان توجه به آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۴
پژوهش حاضر با هدف شناسایی نشانگرهای عنصر ارزشیابی در برنامه درسی توانمندساز در راستای اشتغال زایی دانش آموختگان و میزان توجه به نشانگرها انجام شد. این پژوهش با هدف کاربردی، ماهیت عمل گرایی، رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی صورت پذیرفت. در بخش کیفی پژوهش از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی - پیمایشی استفاده شد. مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل خبرگان و متخصصان آموزش عالی بودند که با بهره گیری از رویکرد نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب و گلوله برفی و معیار کفایت نظری، 23 نفر انتخاب شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی 275 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسش نامه مستخرج از بخش کیفی پژوهش بود. اطلاعات به دست آمده در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با استفاده از روش های تحلیل آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (آزمون t تک نمونه ای و آزمون مانوا) تجزیه و تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی پژوهش نشان داد مهم ترین نشانگرها شامل موقعیتی بودن ارزشیابی، توجه به آزمون های عملکردی به جای آزمون های کتبی، تأکید بر فعالیت های عملی و تیمی، تناسب نوع ارزشیابی با اهداف و محتوای دروس، ارائه بازخورد مستمر و دوره ای به دانشجویان برای تقویت عملکرد آنها، ارزشیابی یادگیری دانشجویان بر اساس مسئولیت آنها در گروه های یادگیری، شفافیت و عدالت در معیارها و طراحی ارزشیابی ها، تأکید بر یادگیری از ارزشیابی ها، توجه به تفاوت های فردی دانشجویان و ارزشیابی بر مبنای توانمندی های شغلی بود. یافته های بخش کمی نشان داد میزان توجه به نشانگرها در رشته های علوم تربیتی و روان شناسی مطلوب نیست و نیاز به توجه بیشتری دارد. در نهایت می توان گفت تحقق برنامه درسی توانمندساز مستلزم عبور از ارزشیابی های سنتی و توجه به روش های متنوع، عادلانه و یادگیری محور است تا زمینه ارتقای کیفیت آموزش و افزایش قابلیت اشتغال دانش آموختگان فراهم شود.
۱۹۷۷۴.

ارزشیابی اقدام پژوهی معلمان مبتنی بر الگوی پروواس (مورد: خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۵
پیشینه و اهداف: اقدام پژوهی و برنامه معلم پژوهنده، موضوعی مورد توجه در نظام های آموزش و پرورش جهان است که در ایران به طور محدودتری به آن پرداخته شده است. این پژوهش با هدف ارزیابی برنامه کشوری معلم پژوهنده انجام شد. روش: روش این مطالعه ارزشیابی بر اساس الگوی پروواس بود که در چهارمرحله از پنج مرحله الگو، به بررسی عملکرد واقعی با معیارهای برنامه و در قالب مقایسه وضع موجود با مطلوب پرداخت. مراحل مورد بررسی شامل طراحی، استقرار، فرایند، و برون داد برنامه بود. وضعیت مطلوب از طریق معیارهای مصرّح در اسناد فرادست نظام آموزش و پرورش، سیاست ها و راهبردهای آموزشی در کشورهای پیشرو، و مرور مقاله ها و کتاب های مرتبط استخراج شد و وضعیت موجود، از طریق استفاده از پرسشنامه، مصاحبه با ذی نفعان، کارگزاران و ارزیابان برنامه تعیین شد. یافته ها: در کلیت مطالعه، در فرایندهای هریک از چهار مرحله، همسویی ها و ناهمسویی هایی میان وضعیت موجود و مطلوب مشاهده شد. نتیجه گیری: در معیارهایی چون دسترسی به منابع علمی، گواهی و تقدیر، ارزشیابی سالانه، حمایت مدیران، و پوشش معلمان تحت برنامه؛ میان دو وضع موجود و مطلوب برنامه همسانی وجود دارد و در مولفه های تخصیص فضای مناسب پژوهشی، هماهنگی درون سازمانی، و انتخاب محتوای مناسب؛ ناهمسویی وجود دارد. تغییر در برنامه آموزشی دانشگاه فرهنگیان، تقویت برنامه های اجرایی برای حمایت حداکثری از معلمان پژوهنده، تهیه امکانات آموزشی لازم، تغییر محتوا و فرایند ارزشیابی کلاسی، و نظارت بر عملکرد مدیران؛ از جمله پیشنهادهای این مطالعه بود.
۱۹۷۷۵.

مفهوم پردازی شوق یادگرفتن دانش آموزان: مطالعه مروری نظام دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
شوق یادگرفتن به عنوان یک مفهوم کلیدی در روان شناسی آموزشی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف 1) مرور مفهومی پیشینه پژوهشی در باره مفاهیم انگیزش، میل، تمایل، علاقه، شور، شوق، شور و شوق، عشق و مشارکت؛ 2) نشان دادن تمایز و شباهت بین شوق یاد گرفتن با مفاهیم مطرح شده؛ 3) مشخص کردن نشانگرها، ملاک ها و مؤلفه های مرتبط با مفهوم شوق یاد-گرفتن؛ و 4) ارائه تعریف مناسبی از مفهوم شوق یاد گرفتن با جست وجو در پایگاه داده ها Semantic Scholar ,Google Scholar, Springer, SAGE و Science Direct در دوره زمانی 2023-2000 با استفاده از کلید واژه های مرتبط با مفاهیم مذکور به طور جداگانه انجام شده است. جست وجوی اولیه به بازیابی 21609 مقاله منجر شد که بعد از اعمال ملاک های انتخاب و خارج کردن مقالات از جست وجو؛ 125 مقاله در زمینه موضوع مورد بررسی به دست آمد. اسناد منتخب با استفاده از راهبرد تحلیل محتوای کیفی اولزاید، تحلیل شد. در نهایت، می توان شوق را به عنوان یک سازه انگیزشی وابسته به فرهنگ که مترادف با شور و شوق است را به داشتن و نشان دادنِ میل، تمایل یا علاقه شدید کودک نسبت به یادگرفتن چیزی که برایش لذت بخش و بسیار هیجان انگیز یا جالب است، تعریف کرد. افزون بر این، تفاوت ها و شباهت های موجود بین مفاهیم شوق با انگیزه، میل، تمایل، علاقه، شور، شور و شوق، عشق و مشارکت نشان می دهد که از نظر شدت منبع انگیزشی و میزان تجلّی هیجانی با یکدیگر فرق دارند و می-توان آن ها را بر روی یک پیوستار از انگیزش درونی به تجلّی هیجانی و رفتار قابل مشاهده نمایش داد.
۱۹۷۷۶.

چگونگی نمود نشانه های نگارشی در کتاب های درسی (مطالعه موردی: پایه یازدهم رشته ادبیات و علوم انسانی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۸
نشانه های نگارشی در نوشتار خلأ عدم حضور گوینده و نویسنده را در یک مکان و زمان مشخص پر می کنند و کتب درسی از جمله متونی هستند که در آن ها استفاده از نشانه های نگارشی بسیار ضرروی است و باتوجه به تنوع محتوایی کتاب ها، چگونگی کاربرد و نیز فراوانی گونه های نشانه های نگارشی در آن ها به عنوان یک مسئله مهم مطرح می شود؛ بنابراین در این پژوهش که با روش تحلیلی- آماری و برپایه مطالعه موردی است، کوشش شده است با بررسی کتاب های درسی پایه یازدهم علوم انسانی، نمود گونه های نشانه های نگارشی و فراوانی آن ها در این کتاب ها واکاوی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد سیزده گونه علائم نگارشی در این کتاب ها به شکل متفاوت استفاده شده است که در این بین نشانه ویرگول و ستاره به ترتیب بیشترین فراوانی را داشته اند؛ هم چنین کتاب دین وزندگی و کتاب های فلسفه و روان شناسی به ترتیب بیشترین و کمترین میزان تنوع و کتاب های دین وزندگی و نگارش به ترتیب بیشترین و کمترین میزان نمود نشانه ها را در خود داشته اند؛ در نهایت اینکه نشانه های نگارشی در همه این کتاب ها به شکل درست و بجا کاربرد نداشته اند.
۱۹۷۷۷.

روایت پژوهی در تجارب زیسته معلمان تازه کار: گره های تأملی در پارادوکس های حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
فراهم کردن زمینه توسعه حرفه ای معلمان تازه کار به دلیل شکل گیری هویت آنها در سال های نخستین خدمت مورد توافق بسیاری از محققان است. پژوهش حاضر به شناسایی پارادوکس های حرفه ای در تجارب زیسته معلمان تازه کار و تحلیل نحوه عمل تأملی آنان در این موقعیت ها می پردازد. در چارچوب رویکرد کیفی-تفسیری با راهبرد روایت پژوهی بر رویدادهای بحرانی و تحلیل مضمون-محور، ۳۶ روایت تأملی از ۳۲ معلم بررسی شد. یافته ها منجر به شناسایی 6 موقعیت پارادوکس حرفه ای (شامل؛ قطعیت- ابهام موقعیتی؛ عاملیت- محدودیت نهادی؛ نظریه- تجربه؛ تحول- تداوم هویتی؛ خود- دیگری؛ وظیفه- عاطفه انسانی) در چهار سطح تنش "شناختی"، "هویتی"، "عاملیتی" و "ارزشی-هنجاری" شد. بررسی دقیق تر نشان داد: مواجهه عمل تأمل معلمان در چرخه ای غیرخطی و بازگشت پذیر از گره های تأملی شامل: "پذیرش-مقاومت"، "بازاندیشی چندوجهی-تاییدی"، "تعلیق-تثبیت معنا"، و "اقدام متوازن-کلیشه" ، صورت می پذیرد. این فرایند دوگانه مسیرهای گشودگی یا انسداد تأمل معلمان را مشخص می کنند. یافته ها به درک عمیق تری از ماهیت پیچیده تأمل در سال های آغازین خدمت کمک می کند و می تواند در طراحی برنامه های آموزشی و هدایت تأملی مؤثر باشد.
۱۹۷۷۸.

واکاوی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت یاددهی - یادگیری معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۳
پیشینه و اهداف: کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی، سنگ بنای نظام آموزشی است؛ اما مطالعات موجود در حوزه ارزشیابی این فرایند، اغلب تک بعدی و فاقد نگاه جامع به تمامی ابعاد مؤثر هستند. هدف اصلی، تدوین یک چارچوب جامع از عوامل، ملاک ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی است. روش : این مطالعه با رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی اجرا شد. جامعه پژوهش معلمان این دوره بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاکی انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از معلمان انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اعتباربخشی یافته ها، از راهبردهای بازبینی نتایج توسط شرکت کنندگان و پژوهشگران همکار استفاده شد. ارزیابی روایی محتوایی با تأیید شاخص نسبت روایی محتوایی (0.98) انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی ۵ عامل اصلی (آموزشی، ارتباطی (چندسویه)، فردی مربوط به معلم، محیطی-ساختاری و فردی مربوط به دانش آموز)، ۲۲ ملاک و 97 نشانگر انجامید. یافته ها نشان داد که «عامل آموزشی»، به عنوان محوری ترین بُعد شناخته می شود که شامل ملاک هایی نظیر «مهارت های اجرایی یاددهی - یادگیری»، «مهارت ارزیابی» و «تکلیف» است. پس از آن، «عامل ارتباطی (چندسویه)» است که بر اهمیت تعاملات چندسویه تأکید می کند. نتیجه گیری: یاددهی - یادگیری یک پدیده آموزشی است که در بستری از تعاملات چندسویه به اثربخشی می رسد. این پژوهش، مبنایی علمی برای طراحی ابزار ارزشیابی فراهم می آورد.
۱۹۷۷۹.

بررسی چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان از دیدگاه معلمان و مدیران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
این پژوهش با هدف بررسی چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان به واکاوی دیدگاه معلمان و مدیران دوره ابتدایی پرداخت. بدین منظور از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون سبک آتراید استرلینگ (2001) استفاده شد. گردآوری داده ها به کمک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفت. با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش مورد استفاده آگاهی دهندگان کلیدی، پس از انجام یازده مصاحبه با معلمان و مدیران دارای تحصیلات دکتری، اشباع نظری داده ها حاصل شد. با توجه به چارچوب نظری مسئله پژوهش، پرسش های مصاحبه طراحی شدند. تحلیل عمیق داده های کیفی موجب کشف و دسته بندی چهار مقوله اصلی شامل استراتژی استخدام حرفه ای، استراتژی رویکرد سیستماتیک، جامع و چندوجهی، استراتژی های فنی و استراتژی های سیاست گذاری شده است. از لحاظ میزان اهمیت و تکرار، توجه به استراتژی رویکرد سیستماتیک، جامع و چندوجهی، بالاترین ارجاع را نشان داد. یافته های این پژوهش، ضمن قابلیت افزایش زمینه های آگاهی بخشی جهت ایجاد تغییر مطلوب، می توانند با توسعه و تکامل پژوهشی، الگویی برای چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان باشد. ازاین رو، جهت تدارک چرخشی تحول آفرین لازم است برای بهبود و ارتقای کیفیت توسعه حرفه ای معلمان، زمینه های تغییر نگاهِ ایستا، گسسته، یک سویه از بالا به پایین و کم اثر موجود را به سوی رویکردی پویا، جامع، متمرکز، مشارکتی، مداوم و اثربخش فراهم نمود.
۱۹۷۸۰.

الزامات استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۴
این مطالعه به بررسی ابعاد کلیدی، مؤلفه های محرک و الزامات اساسی برای ادغام فناوری های مدرن هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن کریم می پردازد. با استفاده از رویکرد کیفی پدیدارشناسی، داده ها از طریق مدل کلایزی (1978) و تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه های علوم قرآن و حدیث و مدرسان قرآن در استان کرمانشاه بود که از بین آنها ده نفر از طریق نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر معیار تا اشباع نظری انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن، حول سه مقوله اصلی شامل هشت زیرمقوله، چهل و پنج مفهوم فرعی و شصت مفهوم کلی ساختار یافته است. مقوله اول، «مقدمات و زیرساخت ها»، شامل پیش نیازهای ضروری، خلاقیت و نوآوری و چشم انداز آینده نگر است. مقوله دوم، «الزامات اصلی و اساسی»، شامل عوامل مبتنی بر دانش و بینش به همراه اقدامات محتاطانه و ارزشی است. دسته سوم، «الزامات فنی و اجرایی»، شامل رعایت اصول روش شناختی، پشتیبانی و نظارت مناسب و همکاری سازنده است. در مجموع، این عناصر چارچوبی منسجم را تشکیل می دهند که تضمین می کند سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی از نظر فنی کارآمد باقی بمانند و در عین حال اصالت و دقت علمی مورد نیاز در علوم قرآنی را حفظ کنند. این مطالعه نتیجه می گیرد که توجه مداوم به این الزامات اساسی، قابلیت اطمینان و ارزش آموزشی روش های مبتنی بر هوش مصنوعی برای آموزش و تفسیر قرآن کریم را تقویت می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان