ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۷۴۱ تا ۱۹٬۷۶۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۹۷۴۱.

شناسایی شایستگی های دیجیتالی دانشجومعلمان؛ یکپارچه سازی نظریه و عمل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۶
جامعه مدرن و در حال توسعه برای تربیت شهروندان مولد و شایسته ، به مدارس دیجیتال نیاز دارد. در این راستا، دانشجومعلمان برای آمادگی با این شرایط، باید شایستگی هایی را در دانشگاه فرهنگیان کسب کنند. شناسایی شایستگی های دیجیتالی دانشجومعلمان هدف اصلی پژوهش حاضر بود. برای این منظور، از دیدگاه روش شناسی از رویکرد کیفی از نوع روش داده بنیاد استفاده شد. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر، خبرگان و اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان بودند. نمونه پژوهش از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و گلوله برفی انتخاب شد و با توجه به اشباع نظری، سیزده نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و الگوی پارادایمی پژوهش به دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد که از مهم ترین شایستگی های دیجیتالی دانشجومعلمان می توان به نگرش مثبت به فناوری و افزایش آگاهی معلمان از فناوری، تعیین چهارچوب و اجرای اصلاحات آموزشی، ارائه محتوای چندرسانه ای و نگاه آینده پژوهانه معلمان به شایستگی های دیجیتال اشاره کرد. ازجمله راهبردهای مؤثر در این زمینه، می توان به تعامل حرفه ای با همکاران، اشتراک گذاری منابع دیجیتالی، ترویج رویکرد آموزش دیجیتال محور، توجه به مهارت ورزی و توجه به طراحی برنامه درسی دیجیتال اشاره کرد. برای اجرای این راهبردها، نباید از نقش تلفیق فناوری در آموزش، ترویج نوآوری و خلاقیت دیجیتال در آموزش معلمان و کاربست ابزارهای فناوری غافل شد. در نهایت، با وجود این کنش ها و واکنش ها و با دستیابی به شایستگی های دیجیتالی دانشجومعلمان باید شاهد پیامدهایی از قبیل آموزشی، اجتماعی و فناوری بود.
۱۹۷۴۲.

نقش هوش مصنوعی در بازتعریف دانش های مدرسان (TPACK): یافته هایی از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های تدریس اثربخش مبتنی بر هوش مصنوعی در چارچوب مدل دانش محتوایی، پداگوژیکی و فناورانه (TPACK) و بر اساس تجارب اساتید و متخصصان آموزشی انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس روش نظریه داده بنیاد با الگوی اشتراس و کوربین انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۹ نفر از اساتید دانشگاه، متخصصان و معلمان باتجربه در حوزه آموزش و یادگیری با فناوری های نوین بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. نتایج نشان داد که ادغام هوش مصنوعی در تدریس، ابعاد مختلف دانش معلم شامل دانش فناورانه (TK)، دانش پداگوژیکی (PK)، دانش محتوایی (CK) و همچنین تعاملات میان بعدی مانند TPK، PCK و TCK را بازتعریف می کند. مؤلفه هایی چون شخصی سازی یادگیری، تسهیل تعامل آموزشی، بازنمایی مفاهیم دشوار و طراحی فعالیت های خلاقانه با مشارکت انسان و ماشین به عنوان عناصر اصلی تدریس اثربخش شناسایی شدند. علاوه بر این، چالش ها و نگرش های اخلاقی نظیر وابستگی بیش ازحد به فناوری، صحت محتوای تولیدی  و ضرورت حفظ تعامل انسانی نیز برجسته شد. تحلیل داده ها نشان داد که تحقق تدریس اثربخش با بهره گیری از هوش مصنوعی منوط به سه شرط بنیادین است: توانمندسازی حرفه ای معلمان، هم افزایی فناوری با رویکردهای فعال یادگیری  و طراحی چارچوب های اخلاقی و سیاست گذاری شفاف. این پژوهش با توسعه چارچوب TPACK در بافت هوش مصنوعی، ضمن ارائه بینش های نظری، راهبردهای عملی نیز برای ارتقای برنامه های تربیت معلم و سیاست گذاری آموزشی در زیست بوم های هوشمند فراهم می آورد.
۱۹۷۴۳.

بازشناسی مولفه های سواد هوش مصنوعی در دانش آموزان نسل Z با رویکرد فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر با هدف بازشناسی مولفه های سواد هوش مصنوعی در دانش آموزان نسل Z با رویکرد فرهنگی و در چارچوب پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی بر اساس مدل براون و کلارک (2006) انجام شد. بر مبنای اصل اشباع نظری از تعداد 10 نفر از صاحب نظران مطلع حوزه موردمطالعه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. برای سنجش اعتبار یابی داده ها از دو روش بازبینی دو کدگذار و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش، بازگشت به مصاحبه شوندگان استفاده شد. داده ها طی چند مرحله کدگذاری باز و محوری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده های کیفی پژوهش از فرم تحلیل محتوا از از طریق نرم افزار مکس کیودا 2022 استفاده شد. نتایج نشان داد مولفه های سواد هوش مصنوعی در دانش آموزان نسل Z با رویکرد فرهنگی مشتمل بر 6 دسته مولفه آگاهی از جهت گیری فرهنگی، حساسیت به تفاوت های فرهنگی، سواد مراقبتی، مسئولیت پذیری فرهنگی، آینده سازی فرهنگی با هوش مصنوعی و انعطاف پذیری فرهنگی است. یافته ها نشان می دهد که سواد هوش مصنوعی برای نسل Z نباید به مهارت های فنی محدود شود بلکه باید رویکردی فرهنگی-اجتماعی نیز داشته باشد.
۱۹۷۴۴.

اثربخشی آموزش فیزیک با رویکرد ماهیت علم بر پیشرفت تحصیلی و باورهای انگیزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فیزیک، با رویکرد ماهیت علم، بر پیشرفت تحصیلی و باورهای انگیزشی یادگیری دانش آموزان و با روش کمی شبه آزمایشی، از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون با دو گروه کنترل و آزمایش، انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه دهم دوره دوم متوسطه شهر کلاله در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 40 دانش آموز انتخاب و در دو گروه بیست نفره به طور تصادفی تقسیم شدند. برای گردآوری داده ها، از آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته استفاده شد که شامل بیست سؤال چهارگزینه ای با ضریب پایایی 73/0 بود. همچنین برای سنجش راهبردهای انگیزشی دانش آموزان، پرسش نامه استاندارد راهبردهای انگیزشی یادگیری پینتریچ و دی گروث استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، پس از محاسبه شاخص های آماری هریک از متغیرها در بخش آمار استنباطی، از آزمون تحلیل کوواریانس برای بررسی فرضیه های پژوهش استفاده شد. نتایج نشان داد، آموزش فیزیک با رویکرد ماهیت علم به نسبت رویکرد متداول، بر پیشرفت تحصیلی و باورهای انگیزشی دانش آموزان اثربخش تر است؛ بنابراین با توجه به ضعف باورهای انگیزشی دانش آموزان و سطح پایین عملکرد آنان در یادگیری مفاهیم فیزیک، توصیه می شود از رویکرد ماهیت علم به منزله راهکاری مؤثر در آموزش علوم بهره گرفته شود.
۱۹۷۴۵.

اثربخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون بر آشفتگی شناختی و رفتارهای فرانقشی در معلمان دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۱
این مطالعه با هدف اثربخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون بر آشفتگی شناختی و رفتارهای فرانقشی در معلمان دوره اول ابتدایی شهرستان میبد انجام شده است. رویکرد این مطالعه کمّی و به روش نیمه آزمایشی و با به کارگیری طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه معلمان دوره اول ابتدایی شهرستان میبد و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس بود. 30 نفر به منزله نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری (آزمایش و کنترل) جایگزین شدند. شرکت کنندگان به پرسش نامه های استاندارد رفتارهای فرانقشی ارگان و آشفتگی شناختی ماسون پاسخ دادند. پس از انتخاب گروه ها، برنامه آموزشی روزنتال و جاکوبسن در هشت جلسه یک ساعته به گروه آزمایش آموزش داده شد؛ درحالی که اعضای گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را در طول مدت آزمایش دریافت نکردند. در پایان نیز، پرسش نامه های فوق روی هر دو گروه اجرا شد و داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 26 و آزمون تحلیل کوواریانس، در سطح معنا داری 0/95 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون هم بر آشفتگی شناختی و هم بر رفتارهای فرانقشی معلمان دوره اول ابتدایی شهرستان میبد تأثیر معناداری داشته است (0/001>P). بر اساس یافته های به دست آمده، نتیجه گیری می شود که با آموزش اثر پیگمالیون به معلمان، از رفتارهای ناکارآمد و آشفتگی شناختی آن ها کاسته شده و همچنین آن ها را در محیط کار و کلاس درس کارآمدتر کرده تا رفتارهای فرانقشی بیشتری از خود بروز دهند.
۱۹۷۴۶.

ترک تحصیل دانش آموزان در مقطع ابتدایی: علل، پیامدها و راهکارها از منظر برنامه ریزی آموزشی (مطالعه ی موردی: شهر بیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی علل ریشه ای ترک تحصیل در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر بیجار، از منظر برنامه ریزی آموزشی و تحلیل پیامدهای ناشی از این پدیده و ارائه راهکارهایی برای پیشگیری و کاهش آن از منظر معلمان این مقطع بود. روش شناسی: برای دستیابی به هدف و پاسخ سؤالات پژوهش، از پارادایم انتقادی، رویکرد کیفی و استراتژی موردپژوهی از نوع چند موردی، بهره برده شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ی عمیق نیمه ساخت یافته بود. میدان پژوهش شامل معلمان مقطع ابتدایی شهر بیجار در سال تحصیلی 1403-1402 بود که با معیار اشباع یافتگی داده ها با 8 نفر مصاحبه شد. برای تحلیل داده ها، از تاکتیک قیاسی – استقرائی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش در سه بخش: علل و ریشه یابی، پیامد و راهکارهای کاهش ترک تحصیل ارائه گردید که حاکی از آن است که ترک تحصیل پدیده ای چندوجهی است و شامل عوامل فردی، اجتماعی و اقتصادی است. پیامدهای آن نیز جنبه فردی، اجتماعی و اقتصادی دارد راهکارهای پیشنهادی نیز در حوزه های مختلفی مانند خانواده، دولت و نظام آموزشی متمرکز هستند. نتیجه گیری : نتایج حاکی از آن است که دلایل ترک تحصیل دانش آموزان متعدد و پیچده است و شامل عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی مانند فقدان امکانات آموزشی و شرایط نابرابر است. راهکارهای پیشنهادی شامل تغییر در نگرش و مدیریت خانواده، سیاست های دولت و بهبود محیط آموزشی و تغییر رویکردهای معلمان و مشاوران مدزسه است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با هدف شناسایی علل و پیامدهای ترک تحصیل دانش آموزان و ارائه ی راهکارهایی برای کاهش آن بود. پژوهش حاضر با تبیین پدیده ترک تحصیل از زاویه دید معلمان و با جمع آوری داده های کیفی از طریق مصاحبه با آموزگاران مجرب به درک جامعی از ابعاد این مسئله و چالش های مواجهه با آن دست یافته است و با ارائه راهکارهای عملی و اثربخش، تلاشی برای تجهیز سیستم آموزشی به ابزارهای مؤثر جهت مقابله با این چالش و تضمین آینده ای روشن تر برای دانش آموزان محسوب می شود. 
۱۹۷۴۷.

بررسی رابطه کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه مادران با خودپنداره تحصیلی بر اساس نقش میانجی باور و جهت گیری انگیزشی دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: هدف پژوهش، بررسی رابطه کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه مادران با خودپنداره تحصیلی بر اساس نقش میانجی باور و جهت گیری انگیزشی دانش آموزان متوسطه است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع طرح های همبستگی با روش مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر نظرآباد است. از جامعه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 267 دانش آموز از دو مدرسه الزهرا و شهید خرمن بیز به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرها از 4 پرسشنامه کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه (هیل، 2004)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، باورهای انگیزشی پنتریچ و دی گروت (1990)، جهت گیری انگیزشی آموس و همکاران (1984) استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل رگرسیون  استفاده شد. یافته ها با نرم افزار SPSS 20 و SmartPLS3 تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: ضرایب به دست آمده حاکی از تأثیر مستقیم (0/218) و غیرمستقیم باورهای انگیزشی (0/160) و جهت گیری انگیزشی (0/025) در رابطه کمال گرایی مادران با خودپنداره تحصیلی دانش آموزان دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون متغیرهای کمال گرایی ناسازگارانه 43 درصد از واریانس باورهای انگیزشی، 61 درصد از واریانس جهت گیری انگیزشی و 80 درصد از واریانس خودپنداره تحصیلی را تبیین کرد. از بین متغیرهای خودپنداره تحصیلی 81 درصد توسط متغیرهای باور انگیزشی شامل اضطراب (0/235-)، خودکارآمدی (0/422)، ارزش درونی (1/207) و 40 درصد از واریانس توسط متغیرهای جهت گیری انگیزشی شامل تعهد (0/986)، ملاحظه (1/733) و مهارت (1/577) تبیین شد. نتیجه گیری: باور و جهت گیری انگیزشی می تواند اثرات کمال گرایی ناسازگارانه بر خودپنداره تحصیلی را میانجی گری کند. باورهای انگیزشی اثر قوی تری در مقایسه با جهت گیری انگیزشی، در این رابطه دارد.
۱۹۷۴۸.

ساحت های چهارگانه حکمرانیِ هوش مصنوعی در آموزش: مطالعه ای فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۶
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی حکمرانیِ هوش مصنوعی در آموزش انجام شده است. این پژوهش ازنظر نحوه گردآوری داده ها از نوع کیفی بوده که با استفاده از شیوه فراترکیب و تکنیک هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو(2007) انجام شده است. از پایگاه های اطلاعات علمی داخلی و خارجی در خلال سال های2000 (1383) تا 2024(1403)، در مجموع از 209 منبع بدست آمد و تعداد 58 منبع پس از حذف منابع غیرمرتبط برای انجام فراترکیب نهایی انتخاب شد. یافته ها نشان داد حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش در 4 بعد خرد؛ میانی؛ کلان و فراکلان قابل تبیین است. در بعد خرد مولفه های: مشارکت و ارتباطات، اخلاق، مسئولیت پذیری و پاسخگویی، آموزش و یادگیری، در بعد عوامل میانی مولفه های: مدیریت دانش، مدیریت منابع انسانی، مدیریت و تعالی منابع، در بعد کلان مولفه های: انسجام و یکپارچگی، تمرکززدایی، انعطاف پذیری، کارایی و اثربخشی، عدالت آموزشی، شفافیّت و در بعد فراکلان مولفه های: قوانین و مقررات، ثبات، وفاق و همدلی، مهارت های زندگی و توجه به رفاهیات در حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش موثر تلقّی می شود بر این اساس می توان نتیجه گرفت؛ برای حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش می بایست به همه ساحت های 4 گانه توجه لازم را مبذول داشت تا منجر به استقرار حکمرانی هوش مصنوعی جامعی در حوزه آموزش شود.
۱۹۷۴۹.

توانمند سازی کارکنان سازمان جهاد کشاورزی فارس با تاکید بر نیازسنجی آموزش فردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۲
نیازسنجی آموزشی کارکنان فرآیندی است که از طریق آن نیازهای آموزشی کارکنان برای انجام هرچه بهتر وظایف اداری، گردآوری و تحلیل می شود. در بسیاری از برنامه های آموزشی کارکنان توجه اندکی به نیازهای آموزشی از دیدگاه خود کارکنان می گردد که به دنبال آن اثربخشی فعالیت های ترویجی تحت شعاع قرار می گیرد. هدف اصلی از انجام این بررسی، تعیین نیازهای آموزشی کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان فارس از دیدگاه خود کارکنان می باشد. این مطالعه توصیف ی نیازس نجی، با اس تفاده از تکنی ک دلفی توسط اداره آموزش کارکنان مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی فارس در سال 1402 انجام شده است. جامعه هدف کلیه کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان فارس به تعداد2050 نفر می باشند که بر اساس روش تمام شماری همگی در نیازسنجی دلفی مشارکت داده شدند و نهایتاً 781 نفر پرسشنامه را تکمیل نمودند. در مرحل ه اول پرسشنامه در اختی ار کارشناسان و مروجین پهنه ق رار گرف ت ت ا نظ رات خ ود را در مورد عناوین دوره های مطرح شده بی ان نماین د. در مرحل ه دوم اولویت های تکمیلی ب ا عنوان نیازه ای تخصصی کارشناس ان و مروجان پهنه، مج دد در اختی ار اف راد ق رار گرف ت و اهمی ت موضوعات مطرح ش ده از دیدگاه آنها بررس ی ش د. در نهای ت مهمتری ن موضوع ات توس ط مدیران و کارشناسان تخصصی مرکز استان اولویت بن دی گردی د. تعداد کل نیازه ای آموزش ی ک ه از مرحل ه اول دلف ی اس تخراج ش دند، 363 مورد ب ود. در مراح ل دوم و س وم درج ه اهمی ت این موارد توس ط گروه ه ای هدف با امتیازده ی تعیی ن گردی د و در انتها 329 اولویت برای اجرا مش خص ش د. نتای ج حاص ل از اجرای ای ن برنامه می توان د علاوه بر تمرکززدایی در نیازسنجی آموزش کارکنان و کاهش هزینه های آموزش، موجب افزایش توانمندی کارکنان سازمان جهاد کشاورزی از طریق آموزش های ضمن خدمت شده و گامی مهم ب رای برنامه ری زی آموزش ی اثر بخش محس وب ش ود.
۱۹۷۵۰.

بررسی تاثیر رهبری تحول گرا بر خلاقیت و نقش واسطه ای توانمندسازی روانشناختی در معلمان مقطع ابتدایی شهرستان میامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۰
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر رهبری تحول گرا بر خلاقیت معلمان با نقش واسطه ای توانمندسازی روانشناختی بود. جامعه آماری این تحقیق را تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان میامی در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل داده اند که تعداد آ ن ها حدود 300 نفر تخمین زده شد. جهت انتخاب نمونه پژوهش از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد که از تعداد 165 پرسشنامه توزیع شده پس از کنار گذاشتن پرسشنامه های بی اعتبار و ناقص، تعداد 148 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه رهبری تحول گرا رافرتی و گریفین (2004)، پرسشنامه خلاقیت کوالهو (2011) و پرسشنامه توانمندسازی اسپریتزر و میشرا (1997) استفاده شد. برای بررسی فرضیات تحقیق از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در پژوهش حاضر از نرم افزارهای SPSS23 و Smart-PLS 3.2.8 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که رهبری تحول گرا بر خلاقیت و توانمندسازی روانشناختی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان میامی تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت معلمان تاثیر مثبت و معناداری دارد و نقش واسطه ای توانمندسازی روانشناختی در ارتباط بین رهبری تحول گرا و خلاقیت مورد تایید قرار گرفت.
۱۹۷۵۱.

چالش ها و فرصت های رویکرد مدیریت منطقه ای در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگزاری برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصت ها و چالش های مهم رویکرد مدیریت منطقه ای در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگذاری برنامه درسی به اتخاذ رویکرد کیفی و انتخاب نمونه هدفمند مطلوبی از مدیران ارشد و متخصصان دارای تجربه زیسته مدیریتی در سطوح عالی مدیریت دانشگاه ها و وزارت عتف انجام شده است. به منظور گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده؛ و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی نسبت به استخراج کدهای فرعی و دسته بندی مؤلفه ها و مقولات اصلی اقدام شد و در قالب 13 مؤلفه و 7 مقوله اصلی گزارش شده اند. مقولات اصلی شامل فرصت های مدیریت، فرصت های عملیاتی فرصت های اجتماعی و نیز چالش های ساختاری، چالش های عملیاتی، چالش های فرهنگی و چالش های اجتماعی شناسایی شدند. در نتایج به دست آمده بر مفاهیمی مانند استقلال دانشگاه، مسئولیت اجتماعی دانشگاه، ایدئولوژیک نبودن دانش، نگاه جهانی به دانش و اقدام محلی در راستای توسعه منطقه ای و متناسب با تنوع فرهنگی و اجتماعی، کاستن از تمرکزگرایی وزارت عتف، باورمندی به تخصص و شایسته سالاری و داشتن دانش و دغدغه برنامه درسی تأکید شده است. بر اساس یافته ها، سه مفهوم نخست را می توان مفاهیم محوری و تعیین کننده در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگزاری برنامه درسی تلقی کرد.
۱۹۷۵۲.

تحلیل و شناسایی ابعاد سواد هوش مصنوعی معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های سواد هوش مصنوعی معلمان دوره ابتدایی انجام شد. امروزه فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، با سرعت وارد نظام های آموزشی شده اند و توانایی معلمان در بهره گیری مؤثر از این فناوری ها بیش از پیش اهمیت یافته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی انجام شد. در این روش، مضامین از دل داده های گردآوری شده استخراج و به صورت تدریجی از سطح کدهای اولیه به مضامین فرعی و سپس مضامین اصلی ارتقا یافتند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۱ نفر از خبرگان حوزه هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی جمع آوری شدند و فرایند تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در مرحله تحلیل، از الگوی شش مرحله ای برون و کلارک(2006) برای تحلیل مضمون بهره گرفته شد. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، از راهبردهای چندگانه ای همچون بازبینی مشارکت کنندگان، مثلث سازی داده ها و منابع، و مرور همتایان استفاده شد. یافته های پژوهش پنج حوزه اصلی را نشان داد: دانش پایه هوش مصنوعی، مهارت های فنی و کاربردی، رویکردهای نوین آموزشی، اخلاق و قوانین، و پیامدهای اجتماعی-فرهنگی. این حوزه ها در دو قلمرو کلان سازمان دهی شدند: کنش فکورانه و تحول آفرین در حرفه و پایبندی عامدانه به اصول حرفه ای. نتایج اذعان دارد که تعامل و رابطه دوسویه میان این دو قلمرو برای اثرگذاری واقعی و کاربردی سواد هوش مصنوعی معلمان ضروری است. توسعه موفق سواد هوش مصنوعی تنها زمانی ممکن است که مهارت و شایستگی حرفه ای معلمان در این حوزه همزمان، منعطف و تحول آفرین باشد. این دو قلمرو مسیر نوآوری و تحول آفرینی همراه با تفکر حرفه ای و همچنین اخلاق مندی و التزام آگاهانه به اصول حرفه ای را برای استفاده مسئولانه و مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی روشن می کنند
۱۹۷۵۳.

فرآیند تلفیق برنامه درسی بر پایه هیوتاگوژی در بستر آموزش الکترونیک برای معلمان ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۰
پیشینه و اهداف: با توجه به توسعه فنّاوری و تغییرات اجتماعی-اقتصادی، آموزش و پرورش نیازمند توانمندسازی معلمان برای خودتوسعه و خودرهبری است تا به نیازهای جامعه پاسخ دهد و این پژوهش دنبال پاسخگویی به این سوال است که: " فرآیند تلفیق برنامه درسی با رویکرد هیوتاگوژی برای توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی در بستر آموزش الکترونیکی چگونه است؟" روش ها: این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و رویکرد نظریه برخاسته از داده ها انجام شده است. نمونه گیری نظری با در نظر گرفتن ملاک های مشخص از میان سرگروه های آموزشی ابتدایی صورت گرفته است. یافته ها: داده های کیفی از طریق مصاحبه های عمیق و مستقیم با ۱۴ سرگروه آموزشی، تجربیات پژوهشگر و منابع مرتبط جمع آوری شده اند. این داده ها در سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی با نرم افزار تحلیلی MAXQDA تحلیل شدند. نتیجه این تحلیل، ارائه یک نظریه میانی بود که مقوله اصلی آن "هیوتاگوژی" و "آموزش الکترونیکی" به عنوان محرک های رهبری یادگیری معرفی شدند. نتیجه گیری: این فرآیند تحت تأثیر شرایط علی ویژه ای در میان معلمان شکل می گیرد. در صورتی که یادگیرندگان تحت تأثیر شرایط واسطه ای و محیطی خاص نیز قرار گیرند، راهبردهای ویژه ای را اتخاذ می کنند که پیامد آن، رهبری یادگیری در معلمان خواهد بود. بر اساس این یافته ها، مدلی برای فرآیند تلفیق برنامه درسی هیوتاگوژی جهت توسعه حرفه ای معلمان در بستر آموزش الکترونیکی ارائه شد. این مدل بر خودرهبری، انطباق پذیری با فنّاوری و ایجاد محیطی پویا برای یادگیری مستمر تأکید دارد. نتایج نشان می دهد که تلفیق هیوتاگوژی با آموزش الکترونیکی می تواند ابزاری مؤثر برای آماده سازی معلمان در مواجهه با چالش های قرن۲۱ باشد. 
۱۹۷۵۴.

نقش میانجی احساس ارزشمندی در رابطه بین سوژی روانشناختی و نگرش به کمک طلبی حرفه ای روانشناختی با انگیزش ریاضی دانش آموزان نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۸
انگیزش ریاضی دانش آموزان نوجوان نقش کلیدی در یادگیری مؤثر و توسعه مهارت های حل مسئله دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی احساس ارزشمندی در رابطه بین سوژی روانشناختی و نگرش به کمک طلبی حرفه ای روانشناختی با انگیزش ریاضی دانش آموزان نوجوان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۳ با تعداد ۳۹۰۰ نفر بود. نمونه گیری به شیوه خوشه ای انجام شد. حجم نمونه بر اساس پژوهش های مدلسازی معادلات ساختاری ۲۰۰ نفر تعیین شد اما به منظور کفایت حجم نمونه در مجموع ۳۰۰ داده جمع آوری شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های علاقه به ریاضی نعمتی و نوری (۱۳۸۸)، سوژی روانشناسی هو و همکاران (۲۰۱۷)، نگرش به کمک طلبی روانشناختی حرفه ای فیشر و فارینا (1995) و احساس ارزشمندی روزنبرگ (۱۹۶۵) بود. در نهایت پس از حذف داده های مخدوش، ۲۷۶ پرسشنامه به روش همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری و با بهره گیری از نرم افزار SPSS_26 و Amos_24 تحلیل شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم سوژی روانشناختی به انگیزش ریاضی مثبت معنی دار (۰۵/۰>p)؛ اثر مستقیم کمک طلبی روانشناختی به انگیزش ریاضی مثبت معنی دار(۰۵/۰>p)؛ اثر مستقیم احساس ارزشمندی به انگیزش ریاضی مثبت معنی دار(۰۵/۰>p) است. همچنین نتایج نشان داد احساس ارزشمندی در رابطه بین سوژی روانشناختی و انگیزش ریاضی اثرغیر مستقیم معنی دار دارد (۰۵/۰>p) اما نقش میانجی احساس ارزشمندی در رابطه بین کمک طلبی روانشناختی و انگیزش ریاضی تائید نشد (۰۵/<p). این نتایج بر نقش عوامل روانشناختی در انگیزش ریاضی دانش آموزان تأکید دارد.
۱۹۷۵۵.

آسیب شناسی اثربخشی کیفیت فرایند تدریس و یادگیری در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی آسیب های فرایندهای یاددهی-یادگیری در دانشگاه ها انجام شد. برای این منظور، از مرور نظام-مند، برای شناسایی آسیب ها و واکاوی فرایند یاددهی ویادگیری در دانشگاه ها وارائه راهکارهایی پرداخته است. با جستجو در پایگاه های داخلی شامل:«, Civilica, SID, Ensani Portal IranDoc Noormags, »، بین سال های 1395 تا 1401 تعداد 165سند بازیابی سپس با استفاده از نشانگرهای فهرست وارسی ارزیابی پریزما(PRISMA)، 30مقاله برای مطالعه و تحلیل انتخاب شدند. همچنین با جستجو در پایگاه داده های بین المللی همچون «ERIC ،Google Scholar،Springer، ELSEVIER،science Direct ,Scopus » در بازده زمانی 2015 تا 2022 تعداد 85 سند بازیابی و مجددا با استفاده از نشانگرهای فهرست وارسی ارزیابی پریزما(PRISMA)، 6 مقاله برای مطالعه و تحلیل انتخاب شدند.در نهایت پنج عامل شامل: ویژگی های شناختی–رفتاری اساتید،آمادگی و توانمندسازی دانشجویان، اثربخشی تدریس شامل:(کیفیت طراحی تدریس،کیفیت اجرای تدریس)، محیط آموزشی و فناوری و پژوهش از عمده ترین موضوعات هستند که در دانشگاه ها آسیب هایی به دنبال دارند. از یافته های بدست آمده می توان در خلق موقعیت های یادگیری-یاددهی کارآمد و پویا ، ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و تدریس،اصلاح یا تغییر و نوآوری در نظام آموزش عالی، چابکسازی دانشگاه،توسعه تعاملات و مشارکت دانشگاه ها در سطح ملی استفاده کرد.
۱۹۷۵۶.

تحلیلی بر معرفی مفهوم مشتق در کتاب های درسی ریاضی دوره دوم متوسطه با تکیه بر نظریه نشانه شناسی پیرس در طی 45 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: هدف از این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب های درسی ریاضی ایران جهت بررسی چگونگی ارائه مفهوم مشتق در طول یک دوره 45 ساله(1402-1358) می باشد. روش: روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی است. واحد تحلیل تمام محتوای مربوط به فصل مشتق کتاب های درسی دوره دوم متوسطه نظری در دو رشته ریاضی و تجربی (پایه های یازدهم و دوازدهم یا پیش دانشگاهی) می باشد. برای این منظور از چارچوب نشانه شناسی پیرس استفاده شده، و به طور خاص به طبقه بندی او از ابزار علامت ها پرداخته می شود. ابزار علامت ها در ارتباط با مفهوم مشتق ممکن است شمایلی، نمایه ای یا نمادین باشند. مفهوم مشتق در یک نقطه در 8 کتاب رشته ریاضی و 6 کتاب رشته تجربی که در چرخه تدریس قرار داشته اند، تحلیل شده است. نویسندگان دسته بندی خاصی از شمایل و نمایه چارچوب پیرس به کار برده اند. روایی ابزار اندازه گیری توسط سه متخصص آموزش ریاضی تأیید شده و پایایی آن با بررسی دو ارزیاب و توافق 100% صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از 14 کتاب مورد بررسی فقط 3 کتاب هر دو شمایل نموداری یا تصویری و استعاره ای را با هم داشتند؛ همچنین فقط 4 کتاب هر سه نمایه های عددی، ضابطه ای و نموداری را توأمان داشتند. کتاب حسابان 2 و ریاضی 3 در مفهوم سازی مشتق در یک نقطه با چارچوب نظری نشانه شناسی پیرس در ارائه مشتق در یک نقطه نسبت به سایر کتاب ها سازگارتر شناخته شده است. کتاب های درسی جدید در مبحث مشتق در یک نقطه فرصت های یاددهی و یادگیری مناسبی را برای شاگردان جهت یادگیری معنادار به کمک بسته نشانه شناسی فراهم کرده اند.  
۱۹۷۵۷.

تأثیر آموزش تربیت مخچه بر تنظیم هیجان و حفظ توجه در کودکان دارای نقص توجه-بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش تربیت مخچه بر تنظیم هیجان و حفظ توجه در کودکان دارای نقص توجه-بیش فعالی بود. پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان 9 تا 12 سال شهر تهران بود که از بین آن ها، تعداد 40 نفر که دارای نشانه های اختلال نقص توجه-بیش فعالی بودند، به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای مورداستفاده شامل پرسشنامه تنظیم هیجان توسط شیلدز و سیچتی (1997)، آزمون نگهداری توجه/عملکرد پیوسته رازولد و همکاران (1956) و رویکرد آموزش تربیت مخچه آیرس (1974) بود. گروه آزمایش طی 20 جلسه تحت آموزش تربیت مخچه قرار گرفت و سپس از آن ها پس آزمون گرفته شد. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد تفاوت میانگین نمرات تنظیم هیجان و حفظ توجه بعد از آموزش تربیت مخچه در مقایسه با گروه کنترل معنادار است (01/0P<)؛ به طوری که آموزش تربیت مخچه موجب بهبود تنظیم هیجان و حفظ در کودکان دارای نقص توجه-بیش فعالی توجه شد. بر این اساس می توان گفت برنامه آموزش تربیت مخچه به دلیل تکیه بر تجربیات مستقیم حسی، بدنی و حرکتی، بر مخچه تأثیر گذاشته و باعث بهبود عملکرد آن و در ادامه بهبود عملکرد سیستم های حسی، هیجانی و توجه می شود.
۱۹۷۵۸.

تجربه زیسته معلمان ابتدایی از بازیگوشی در فرایند تدریس: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت خلاقیت و تعامل انسانی در فرآیند یاددهی-یادگیری، بازیگوشی به عنوان یک ویژگی مثبت و سازنده در رفتار حرفه ای معلمان مورد توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، تبیین تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی استان البرز از مفهوم «بازیگوشی» در محیط آموزشی در سال تحصیلی 1404-1403 بود. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 15 معلم ابتدایی از استان البرز بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش کلایزی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بازیگوشی معلمان در قالب (11 مقوله اصلی، 53 مقوله فرعی، 241 کدباز) قابل تحلیل است؛ مقوله های اصلی عبارتنداز: 1)انعطاف پذیری در فرایند آموزش 2)خلق موقعیت های غیررسمی3)استفاده خلاقانه از ابزارها4 )مدیریت کلاس با رویکرد طنز و شاد 5)جلب اعتماد ذی نفعان با نتایج اثربخش 6)بازآفرینی رابطه معلم و شاگرد 7)چالش با هنجارهای رسمی نظام آموزشی 8)برقراری ارتباط صمیمی و غیررسمی با دانش آموزان9)تأثیر عوامل شخصی؛ سازمانی 10)تأثیر بازیگوشی بر شخصیت و جسم روان معلم 11)پویایی محیط یادگیری. این مضامین نشان می دهند که بازیگوشی نه تنها به منزله ی بی نظمی یا عدم جدیت نیست، بلکه نوعی راهبرد خلاقانه برای افزایش انگیزش، مشارکت و یادگیری مؤثرتر در کلاس درس محسوب می شود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند در طراحی دوره های توانمندسازی معلمان و بازنگری در سیاست های آموزشی با تأکید بر اهمیت مهارت های نرم و خلاقانه مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۷۵۹.

واکاوی تأثیرگذاری نظریه یکپارچه پذیرش و بکارگیری فناوری بر استفاده از ابزارهای نوین فناورانه در میان معلمان رشته تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۳
هدف این پژوهش بررسی تأثیر نظریه یکپارچه پذیرش و بکارگیری فناوری (UTAUT) بر استفاده از ابزارهای نوین فناورانه در میان معلمان رشته تربیت بدنی بود. این تحقیق از رویکرد کمی و تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SmartPLS بهره گرفت. نمونه ای متشکل از 100 معلم تربیت بدنی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد سازه های UTAUT جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که چهار عامل اصلی انتظار عملکرد، انتظار تلاش، تأثیر اجتماعی و شرایط تسهیل کننده، تأثیر مثبت و معناداری بر قصد رفتاری معلمان برای استفاده از فناوری دارند. به طور خاص، انتظار تلاش ضعیف ترین پیش بینی کننده قصد استفاده بود، در حالی که شرایط تسهیل کننده بیشترین تأثیر را داشت. این نتایج ضرورت اتخاذ رویکردی چندجانبه را تأیید می کند که شامل ارائه شواهد مزایای فناوری، طراحی رابط کاربری ساده، ایجاد فرهنگ حمایتی و تأمین زیرساخت ها برای افزایش پذیرش این ابزارها در میان معلمان تربیت بدنی است. این یافته ها می تواند به تصمیم گیرندگان آموزش و پرورش در طراحی استراتژی های مؤثر برای پیاده سازی فناوری های جدید در محیط های آموزشی کمک کند.
۱۹۷۶۰.

تدوین مدل معادلات ساختاری دانش محتوایی معلمان دوره ابتدایی بر اساس دانش عملی و سواد رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۰
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر باهدف تدوین رابطه بین دانش عملی و محتوایی معلمان با توجه به نقش میانجی سواد رسانه ای در مدارس ابتدایی شهر علی آباد کتول انجام گرفت. روش ها: روش پژوهش، توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان مدارس مقطع ابتدایی شهر علی آباد کتول به تعداد 734 نفر تشکیل داده اند. از جامعه آماری یادشده، بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 190 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های دانش عملی و دانش محتوایی ساهین (2011) و پرسشنامه سواد رسانه ای فلسفی و همکاران (2014) به کار گرفته شد. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش، مدل معادلات ساختاری اجرا شد. یافته ها: یافته ها نشان داد دانش عملی معلمان با ضریب همبستگی (671/0) و سواد رسانه ای با ضریب همبستگی (661/0) ارتباط مستقیم و معناداری دارد و سواد رسانه ای معلمان دوره ابتدایی با دانش محتوایی ضریب همبستگی (722/0) رابطه مستقیم و معناداری دارند. هم چنین دانش عملی معلمان از طریق سواد رسانه ای با د انش محتوایی آنان رابطه معناداری دارد. نتیجه گیری: در نتیجه مدل مفهومی ارائه شده از برازش آماری مناسبی برخوردار است؛ بدین معناکه مدل دانش محتوایی معلمان دوره ابتدایی بر اساس دانش عملی و سواد رسانه ای، با داده های تجربی برازش دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان