شناسایی شاخص های مطلوب عنصر زمان آموزش در برنامه درسی رشته های علوم انسانی دانشگاهی و سنجش میزان بکارگیری این شاخص ها در نظام آموزش عالی ایران (یک مطالعه ترکیبی)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های زمان آموزشی مطلوب برای دروس رشته های علوم انسانی دانشگاه ها و میزان توجه به آن ها انجام شد. در پژوهش حاضر، از طرح ترکیبی و از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. در بخش کیفی، از روش مطالعه موردی و در بخش کمی، از روش توصیفی–پیمایشی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 20 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور، که در حوزه زمان آموزشی اهل نظر هستند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. جامعه آماری بخش کمی دانشجویان کارشناسی دانشگاه ها بودند که به روش خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش در بخش کمی از طریق پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی جمع آوری شد و برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آزمون های تی تک نمونه ای و مانوا بهره گرفته شد. یافته های کیفی پژوهش حاکی است که هشت شاخص ازجمله متناسب بودن زمان کلاس با حجم فعالیت های آموزش، تناسب زمان واحد نظری و عملی، معقول بودن زمان درنظرگرفته شده برای انجام تکالیف، تناسب زمان ارائه درس با طول ترم تحصیلی، امکان برقراری ارتباط با استاد در زمان های اعلام شده، دادن زمان کافی به دانشجویان برای تأمل درباره مباحث درس و مناسب بودن زمان تعیین شده برای رفع اشکال درس از منظر مصاحبه شوندگان مهم ترین شاخص های زمان آموزشی بودند. یافته های کمی نشان داد میانگین عمل به شاخص های زمان آموزشی برای دروس رشته های علوم انسانی دانشگاه ها نامطلوب بوده و نیاز به توجه بیش تری دارد.