ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۴۱ تا ۲۰٬۲۶۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۲۰۲۴۱.

تأثیر کاربرد هوش مصنوعی و شایستگی های دیجیتال بر تعالی سازمانی با نقش میانجی شایستگی های کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر کاربرد هوش مصنوعی و شایستگی های دیجیتال بر تعالی سازمانی با نقش میانجی شایستگی های کارکنان در استانداری یزد بود. روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری داده ها توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان رسمی استانداری یزد (۲۷۰ نفر) بود که ۱۵۹ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسش نامه های استاندارد بود و فرضیات پژوهش با تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی (262/0=β) و شایستگی های دیجیتال (233/0=β) تأثیر مستقیم و معناداری بر تعالی سازمانی دارند. همچنین، شایستگی های کارکنان به عنوان متغیر میانجی، این رابطه را تقویت کرد (098/0 و 140/0=β). نتایج این پژوهش حاکی از آن است که سرمایه گذاری در توسعه هوش مصنوعی و شایستگی های دیجیتال کارکنان می تواند به عنوان راهبردی کلیدی برای دستیابی به تعالی سازمانی در نهادهای دولتی مورد توجه قرار گیرد و در این راستا، شایستگی های کارکنان نیز به عنوان متغیر واسطه ای عمل می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی عملی، زمینه را برای سیاست گذاران، جهت تحول دیجیتال و بهبود عملکرد سازمانی فراهم می کند.
۲۰۲۴۲.

واکاوی تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای طرح شایستگی دیجیتالی و فناورانه وزارت آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
هدف این پژوهش واکاوی تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای طرح شایستگی دیجیتال و فناورانه وزارت آموزش وپرورش بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه آماری پژوهش معلمان پایه ششم استان های تهران و البرز بودند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، با 17 نفر از معلمان پایه ششم ابتدایی منطقه 2 شهر تهران و ناحیه 2 کرج مصاحبه عمیق انجام شد. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون بررسی شدند. تجربیات زیسته معلمان در اجرای طرح شایستگی دیجیتال و فناورانه وزارت آموزش وپرورش در چند حوزه کلیدی سازمان دهی شد. پس از کدگذاری متن مصاحبه ها، 14 مضمون پایه استخراج شدند. در مؤلفه تجربه زیسته، 3 مضمون پایه شامل 1) جنبه های عاطفی و روانی، 2) افزایش توانایی امنیت سایبری و 3) پیشرفت دانش آموزان در برنامه نویسی به دست آمد. همچنین، فرصت های حاصل از طرح شایستگی دیجیتال دارای 4 مضمون پایه شامل 1) تقویت مهارت سواد دیجیتالی، 2) درگیرکردن دانش آموزان، 3) کاربردی شدن درس با الگوریتم نویسی و 4) جذاب شدن کلاس با کمک برنامه نویسی بود. از دیدگاه مشارکت کنندگان، چالش های طرح شایستگی دیجیتال نیز شامل 4 مضمون پایه بود: 1) زیرساخت های فناوری، 2) مقاومت فرهنگی در برابر تغییر، 3) کمبود مهارت پیش نیاز دیجیتالی و 4) ترس فناورانه. آخرین یافته این پژوهش به حمایت های مورد نیاز برای اجرای اثربخش طرح شایستگی دیجیتال اختصاص داشت که شامل مضامینی مانند 1) نقش مدیران، 2) دوره های آموزشی و توانمندسازی و 3) سیاست های پشتیبانی آموزش وپرورش بود. یافته های این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی در راستای بهبود اجرای طرح های فناورانه در مدارس کمک کند.  
۲۰۲۴۳.

مقایسه اثربخشی روش های تدریس پنج E و پیش سازمان دهنده در درس علوم تجربی بر درک ماهیت علم دانش آموزان دختر ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روش های تدریس پنج E و پیش سازمان دهنده در درس علوم تجربی بر درک ماهیت علم دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی انجام شد. این پژوهش به شیوه شبه آزمایشی و با الگوی پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و آزمایش انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر ششم ابتدایی شهرستان بستان آباد استان آذربایجان شرقی به تعداد 380 نفر در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر کدام 20 نفر) تقسیم شدند. برای سنجش درک ماهیت علم از پرسشنامه لیانگ و همکاران (2008) استفاده شد و آموزش با استفاده از روش های تدریس پنج E و پیش سازمان دهنده اجرا شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس نشان داد روش تدریس پنج E به میزان 751/0 در مشاهده و استنباط، 513/0 در ذهنیت و عینیت در علم، 486/0 در خلاقیت و عقلانیت در علم، 558/0 در لحاظ کردن فرهنگ و اجتماع در علم، 651/0 در قوانین علمی و 349/0 در روش علمی و روش پیش سازمان دهنده به میزان 429/0 در مشاهده و استنباط، 312/0 در ذهنیت و عینیت در علم، 591/0 در خلاقیت و عقلانیت در علم، 479/0 در لحاظ کردن فرهنگ و اجتماع در علم، 368/0 در قوانین علمی و 525/0 در روش علمی تأثیری معنادار داشته است (p<0/05). با این حال، تفاوتی معنا دار بین اثربخشی این دو روش مشاهده نشد (p>0/05) و فقط در زمینه تقویت درک نقش فرهنگ و اجتماع در علم، روش پیش سازمان دهنده برتری خود را نسبت به روش پنج E نشان داد؛ بنابراین، نتیجه گرفته می شود که هر دو روش در بهبود درک ماهیت علم دانش آموزان ششم ابتدایی مؤثر هستند و استفاده از آنها در تدریس درس علوم و سایر دروس این پایه توصیه می شود.  
۲۰۲۴۴.

سفری به جهان مدیریت آموزشی: در جستجوی روایتی ورای روایت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
هدف اصلی این مطالعه، مروری نظام مند بر مطالعات مروری مدیریت و رهبری آموزشی در مناطق مختلف جهان (آسیا، اروپا، آمریکا و آفریقا) می باشد. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش اسنادی از نوع مرور نظام مند بهره گرفته شد. در نتیجه جستجو، شناسایی و پالایش مطالعات صورت گرفته در پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکالر، اسکوپوس، اریک و وب آوساینس و در ایران از پایگاه های بانک اطلاعات علمی  و علوم انسانی به دلیل پوشش گسترده و جامع اسناد، 68 پژوهش مروری به صورت هدفمند انتخاب و به روش تحلیل تفسیری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده حاکی از پراکندگی و تنوع موضوعات مورد مطالعه با تاکید بر رهبری و الگوهای آن، اثربخشی و بهبود مدرسه، آموزش عالی، منابع انسانی، رفتار سازمانی، ویژگی ها و شایستگی های مدیران مدارس، تغییر سازمانی، آموزش و توسعه رهبری می باشد. نتایج بر غلبه روش های پژوهش کمّی و اقبال پژوهشگران از الگوهای نظری غربی برای هدایت مطالعات تجربی و توجه اندک به مطالعات زیست بوم دارد. بررسی این وضعیت در مناطق جغرافیایی مختلف جهان ناظر بر گرفتاری مدیریت و رهبری آموزشی در نوعی امپرالیسم علمی است. نقشه جهانی پایگاه دانش این حوزه، نقاط خالی را نشان می دهد که بر توزیع نامتوازن دانش رسمی و  بین المللی در جوامع مختلف دلالت دارد. این نتیجه در مورد ایران نیز حاکی از سهم اندک آن در تولید دانش مدیریت و رهبری آموزشی در مقیاس جهانی است.
۲۰۲۴۵.

دلالت های تربیتی نظریه رئالیسم عاملی؛ درهم تنیدگی ماده و گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۰
این پژوهش با هدف بررسی دلالت های تربیتی نظریه رئالیسم عاملی کارن براد انجام شده است؛ نظریه ای که از دل پساانسان گرایی و ماده گرایی نوین سربرآورده و با تأکید بر درهم تنیدگی ماده و گفتمان، به بازاندیشی بنیادی در مفاهیم دانش، واقعیت، سوژه و آموزش می پردازد. این پژوهش با روش تحلیل مفهومی و تحلیلی-استنتاجی انجام شده است. ابتدا اندیشه های کارن براد و رئالیسم عاملی تبیین و تشریح شده است؛ رئالیسم عاملی با نقد بازنمایی گرایی، بر این باور است که دانش از پیش موجود و قابل انتقال نیست، بلکه در درون کنش های مادی-گفتمانی و در بستر دستگاه های خاص شکل می گیرد. بر اساس این دیدگاه همه سوژه ها در رابطه ها و از درون کنش عوامل مختلف شکل می گیرند و قبل از رابطه، معنایی ندارند. در ادامه دلالت های تربیتی این رویکرد استنتاج شده است که نشان می دهد رئالیسم عاملی، پارادایم نوینی در تربیت پیشنهاد می دهد که در آن آموزش صرفاً انتقال محتوا نیست، بلکه فرایندی اخلاقی، مشارکتی و اجرایی در ساختن جهان های ممکن است. دلالت های استخراج شده شامل این موارد می باشند: برنامه درسی به عنوان دستگاه، نگاه به تدریس به مثابه کنشی مشترک میان معلم و دانش آموز و عناصر مادی، ارزشیابی به مثابه دستگاه تولیدگر واقعیت، نفی کالایی سازی دانش، پژوهش تربیتی به مثابه سازنده واقعیت های تربیتی و  ابزار و فناوری ها به مثابه تولیدگر واقعیت آموزشی
۲۰۲۴۶.

تدوین مدل علی سبک تدریس و باورهای معرفت شناختی معلمان بر اساس تفکر انتقادی با میانجیگری سازمان شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: هدف از انجام این پژوهش تدوین مدل علی سبک تدریس و باورهای معرفت شناختی معلمان بر اساس تفکر انتقادی با میانجیگری سازمان شخصیت آنان در دوره ابتدایی شهرستان سقز بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی معلمان شاغل در آموزش و پرورش شهرستان سقز که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تدریس بودند، تشکیل دادند، که تعدادشان 500 نفر بود. بر اساس قاعده کلاین (2015) حجم نمونه 217 نفر از معلمان زن و مرد مقطع ابتدایی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های سبک تدریس ریچمن (1996)، باورهای معرفت شناختی شومر (1990)، تفکر انتقادی ریتکس (2003) و سازمان شخصیت کرنبرک (2002) بودند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوب می باشد. تفکر انتقادی معلمان بر سبک تدریس و باورهای معرفت شناختی معلمان تأثیر مستقیم دارد. سازمان شخصیت معلمان بر سبک تدریس و باورهای معرفت شناختی آنان اثر مستقیم دارد. متغیر سازمان شخصیت به عنوان میانجی تأثیر غیرمستقیم بر رابطه تفکر انتقادی معلمان با سبک تدریس و باورهای معرفت شناختی آنان دارد. معلمانی که سازمان شخصیت بهنجار دارند سبک تدریس سازگارانه تر و پویاتری دارند و واقع بینانه تر با معرفت و مضامین معرفتی مواجهه دارند.
۲۰۲۴۷.

میزان برخورداری اعضای هیات علمی از کنش های تدریس از دیدگاه دانشجویان مقطع کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: این پژوهش با هدف بررسی میزان برخورداری اعضای هیئت علمی دانشکده علوم انسانی از کنش های تدریس از دیدگاه دانشجویان مقطع کارشناسی انجام شد. روش: رویکرد پژوهش کمی و روش پژوهش پیمایشی بود.  جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان نیمسال ششم و هشتم مقطع کارشناسی دانشکده علوم انسانی  دانشگاه بوعلی سینا در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که تعداد آن ها 315 نفر بود  نمونه گیری به روش طبقه ای نسبتی انجام شد و حجم نمونه بر اساس این روش و جدول  برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان 176 نفر بود. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. برای سنجش روائی از روائی محتوائی و برای سنجش پایائی از الفای کرونباخ استفاده شد و میزان آن 81/0 محاسبه گردید. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار، آزمون بررسی نرمال بودن کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون t تک گروهی ،تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون مقایسه زوجی توکی مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که از دیدگاه دانشجویان میزان برخورداری اعضای هیئت علمی از کنش های تدریس بالاتر از حد متوسط بوده است.  هم چنین بر اساس  نتایج تحلیل واریانس یک طرفه تفاوت معناداری بین دیدگاه های دانشجویان در خصوص میزان برخورداری اعضای هیئت علمی از انواع  کنش های تدریس وجود داشت  و نتایج آزمون توکی  نشان داد  که این تفاوت ها در کنش های تدریس منطقی و روانشناختی بوده است .در نتیجه می توان گفت ترسیم تصویر واقعی میزان استفاده از کنش ها، امکان استفاده بهینه از کنش ها جهت بهبود فرایند یاددهی-یادگیری را فراهم می سازد.
۲۰۲۴۸.

مطالعه ای کیفی برای بررسی ادراک معلمان از تدریس برای توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ادراک معلمان در رابطه با تدریس برای توسعه پایدار در اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه انجام شد. روش: مطالعه پیش روی با بهره گیری از رویکرد کیفی و اتکا بر نظریه داده بنیاد استراوس و کوربین (2007) و بکارگیری اسلوب کدگذاری باز، محوری و انتخابی به واکاوی ادراک معلمان از تدریس برای توسعه پایدار در آموزش و پرورش پرداخته است. داده-های پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 4 نفر از معلمانی که دارای تجارب زیسته مرتبط با تدریس برای توسعه پایدار بودند و با بهره جویی از روش نمونه گیری هدفمند نظری، تا دستیابی به نقطه اشباع گردآوری گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از شناسایی شش محور ذیل: انگیزه ها، سبک تدریس، درک معلمان از تاثیر بر یادگیری دانش آموزان، مدل سازی، ارزش ها و چالش های تدریس در زمینه توسعه پایدار بود. همچنین درک معلمان شرکت کننده در زمینه توانمند سازی، پروژه های عملی، پاسخ دانش آموزان و نیز ارزیابی از دانش آموزان مورد بحث قرار گرفته است.
۲۰۲۴۹.

طراحی الگوی آموزش های مهارتی در دانشگاه های دولتی (مورد مطالعه: دانشگاه های ارومیه و کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: هدف اصلی در این پژوهش، طراحی الگوی آموزش های مهارتی در دانشگاه های دولتی ایران بود. روش شناسی پژوهش: رویکرد این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد بود و برای تحلیل آن از نرم افزار MAXQDA و روش استراوس و کوربین، استفاده شد. مشارکت کنندگان، اساتید دانشگاه با انتخاب هدفمند و از نوع گلوله برفی بود. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود؛ برای طبقه بندی مفاهیم و مقوله ها، داده های مصاحبه در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند و الگوی موردنظر با کدهای حاصل از 133 کد باز، 52 کد محوری و 6 کد انتخابی، محقق گردید. در مجموع با انجام مصاحبه با 35 نفر، اشباع نظری حاصل شد. یافته ها: تحلیل ها نشان داد که مقوله های اصلی برخاسته از مصاحبه ها عبارتند از: مقوله های علی (تغییرات محیطی، سیاست های مهارت محور و عرضه و تقاضا در بازار کار)، شرایط مداخله گر (سازمان های مرتبط و موثر و سایر متولیان، امکانات و بستر، سرمایه انسانی، قوانین مربوطه و بازتعریف رسالت و اهداف دانشگاه هماهنگ با تغییر در حوزه بومی و بین المللی)، راهبردها (استاندارد ملی و بین المللی آموزش عالی، سیاست گذاری متناسب با آموزش مهارتی، فرهنگ سازی، زیرساخت و بستر مناسب آموزش مهارتی، آمایش آموزش عالی و دانشگاه ها و حمایت از اقتصاد دانش بنیان) و شرایط زمینه ای (جو فرهنگی، اسناد بالادستی، رویکرد آموزش عالی، همگرایی اقدامات با مهارت محوری، مدیریت همکاری های بین المللی و کیفیت). نیازسنجی شغلی و رصد نیازهای بازار کار به عنوان پیش نیاز بازنگری برنامه های درسی، سنجش میزان مهارت آموزی دانش آموختگان، استفاده از تجربیات کشورهای موفق و جایگزینی ارزیابی مهارت محور به جای نمره محور از راهکارهای پیشنهادی می باشند.
۲۰۲۵۰.

نقش مدیریت دانش فردی(PKM) در یادگیری غیر رسمی محیط کار (IWL) با میانجیگری تیم پذیری: مطالعه موردی هنرستان های فنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۳
هدف و زمینه: برنامه درسی و یادگیری رسمی و غیر رسمی محیط نقش بسیار مهمی در زمینه توسعه معلمان و به تبع سازمان های آموزشی دارد. هدف این پژوهش مطالعه نقش مدیریت دانش فردی در یادگیری غیر رسمی محیط کار در بین هنرآموزان هنرستان های فنی بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی- معادلات ساختاری- می باشد. جامعه آماری پژوهش هنرآموزان هنرستان های فنی شهر خرم آباد به تعداد 274 نفر بود که تعداد 225 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش فردی (Çavuşoğlu & Ozonboilo, 2014) ، پرسشنامه یادگیری غیر رسمی محیط کار (Desios et al, 2019) و تیم پذیری (Niazazari, 2019) بودند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مدیریت دانش فردی اثر مثبت و معناداری (02/7= t ، 51/0beta=) بر یادگیری غیر رسمی محیط کار دارد(01/pvalue=)، تاثیر تیم پذیری بر یادگیری غیر رسمی در محیط کار (42/4= t ، 47/0beta=) مثبت و معنی دار است(01/pvalue=) و بین مدیریت دانش فردی با تیم پذیری نیز رابطه مثبت (96/9= t ، 69/0beta=) و معنی داری وجود دارد(01/pvalue=). همچنین بر اساس نتایج پژوهش تاثیر غیر مستقیم(تعدیلگرانه) مدیریت دانش فردی بر یادگیری غیر رسمی در محیط کار از طریق متغیر تیم پذیری مثبت و معنادر (92/2= t ، 33/0beta=) است(02/pvalue=). نتایج: بر اساس نتایج پژوهش تقویت توانمندی ها و قابلیت های مدیریت دانش فردی هنرآموزان می تواند موجبات توسعه یادگیری غیر رسمی محیط کار را فراهم سازد.
۲۰۲۵۱.

اثربخشی طرح آموزش همیار معلم کارورز ابتدایی بر عملکرد شناختی دانشجویان کارورزی رشته علوم تربیتی در دانشگاه پیام نور استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۵
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی طرح آموزش همیار معلم ابتدایی بر عملکردشناختی دانشجویان رشته علوم تربیتی دانشگاه پیام نور استان اصفهان می باشد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ،پس آزمون با گروه گواه بود .جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی رشته علوم تربیتی دارای واحد کارورزی در دانشگاه پیام نوراستان اصفهان در سال تحصیلی 1400 -1401 بود. حجم نمونه براساس ملاک های ورود و گمارش تصادفی 30 نفر دردو گروه آزمایش و گواه دانشجویان کارورز انتخاب شد. ابزارجمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته 40 سوالی عملکرد شناختی در 4 مقیاس آموزش اختلالات یادگیری،تدوین طرح درس و آموزش پایه اول و پایه پنجم ابتدایی با ضریب آلفای کرونباخ 89 درصد بود. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کواریانس یک راهه و چند راهه با استفاده نرم افزار spss23 انجام شد. یافته ها بیانگر این است که عملکرد شناختی دانشجویان کارورز گروه آزمایش نسبت به گروه گواه بعد از دوره آموزشی همیار معلم ابتدایی تفاوت معناداری داشته است و 64درصد از عملکرد شناختی کارورزان نتیجه دوره آموزشی همیارمعلم ابتدایی بوده است.همچنین بیشترین تغییرات حاصل در عملکرد شناختی دانشجویان در طراحی و تدوین طرح درس با مجذور اتای 0.69 و کمترین تغییر در آموزش اختلالات یادگیری با 0.54 درصد می باشد. بنابراین با توجه به اثربخشی عملکرد شناختی حاصل از آموزش همیار معلم ابتدایی بکارگیری این برنامه آموزشی در راستای هدفمندسازی واحد کارورزی دانشجویان رشته علوم تربیتی در مقطع کارشناسی قبل از ورود به مدارس ابتدایی بعنوان همیار معلم به سایر دانشگاهها پیشنهاد می گردد.
۲۰۲۵۲.

تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع تحلیل محتوا و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل محتوای کتاب درسی جدیدالتالیف فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک چاپ 1404 و حجم نمونه برابر با حجم جامعه آماری انتخاب شد. ابزار این تحقیق فرم تحلیل محتوا محقق ساخته با توجه به الگوی عوامل خلاقیت گیلفورد بود. برای تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک از یک طرح کدگذاری استفاده شده است. در مرحله اول متن کتاب، پرسش و فعالیت ها، تصاویر و همچنین جدول های کتاب مشخص می شود؛ در مرحله دوم کلیه واحدها در تمامی قسمت ها با طبقه مورد نظر، از نظر شاخص های خلاقیت گیلفورد مطابقت داده شده و در جدول های مربوطه ثبت شده؛ و در مرحله سوم کلیه واحدها که در سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد قرار داشتند شناسایی و شمارش شده اند. روایی ابزار تحقیق بر اساس نظر متخصصان تعلیم و تربیت قابل قبول بود و پایایی بر اساس فرمول هولستی مورد محاسبه قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی تأکید بیش از حد به سطح حافظه شناختی و تفکر همگرا دارد و به تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب در حد ضعیفی توجه کرده است. نتیجه گیری کلی این است که در محتوای کتاب فیزیک پایه یازدهم جدیدالتألیف، تعادل مناسبی میان سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد وجود ندارد و ضروری است تمهیدات لازم برای ایجاد این توازن در بازنگری های آینده در نظر گرفته شود.
۲۰۲۵۳.

اثربخشی آموزش به کمک خانه های الکانین بر بهبود آگاهی واج شناختی و عملکرد خواندن کودکان با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش به کمک خانه های الکانین بر بهبود آگاهی واج شناختی و عملکرد خواندن کودکان با نشانگان داون انجام شد.روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان دارای نشانگان داون شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که نمونه ای از آنها به روش در دسترس انتخاب و پس از آن، شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون آگاهی واج شناختی سلیمانی و دستجردی (۱۳۸۴) و آزمون تشخیصی خواندن شیرازی و نیلی پور (۱۳۸۳) بود. گروه آزمایش طی شش جلسه تحت آموزش به روش خانه های الکانین قرار گرفت، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون دقیق فیشر و آزمون t مستقل در نرم افزار SPSS تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد آموزش به کمک خانه های الکانین منجر به بهبود معنادار آگاهی واج شناختی کودکان با نشانگان داون گردید (۰٫۰۰۱p=)، اما در شاخص های عملکرد خواندن شامل سرعت، دقت و درک مطلب تفاوت معناداری میان دو گروه مشاهده نشد (۰٫۰۰۱p>). بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که خانه های الکانین روشی مؤثر برای ارتقای آگاهی واج شناختی کودکان با نشانگان داون است، اما به تنهایی برای بهبود مهارت های خواندن کافی نیست.
۲۰۲۵۴.

تحلیل محتوای کتابهای درسی دوره ابتدایی براساس مؤلفه های تربیت اقتصادی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۸
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتابهای درسی دوره ابتدایی مبتنی بر تربیت اقتصادی قرآنی انجام شده و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه پژوهش کتابهای دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1401-1400 است که به شیوه سرشماری محتوای آنها با استفاده از فهرست وارسی(فرم تحلیل محتوا) مبتنی بر مؤلفه های قرآنی از سوی پژوهشگر شناسایی شده است و روایی آنها را صاحب نظران بررسی، تحلیل و تأیید کرده اند. واحد تحلیل در پژوهش حاضر جمله، تصویر و مضمون است. داده های به دست آمده با استفاده از فراوانی و درصد تحلیل شده اند. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن با به کارگیری جدول لاوشی محاسبه و تأیید شده است و پایایی آن به روش فرمول پایه هولستی 0/95 محاسبه شده است. بر اساس یافته های پژوهش، در کتابهای دوره ابتدایی به طور شایسته به مؤلفه های تربیت اقتصادی قرآنی توجه نشده است. همچنین بیشتر از همه به مؤلفه شغل و درآمد توجه شده و کمترین مقدار توجه به مؤلفه های بخل و مفاسد اقتصادی است و به مؤلفه تحریم اصلاً توجه نشده است. در کتابهای حاضر بیشترین توجه به مؤلفه های تربیت اقتصادی در کتاب مطالعات اجتماعی و کمترین توجه در کتاب تفکر و پژوهش است. در کتابهای پایه ششم، بیشترین مقدار و در کتابهای پایه اول، کمترین مقدار توجه به مؤلفه های تربیت اقتصادی شده است.
۲۰۲۵۵.

مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم هیجان مبتنی بر طرحواره درمانی و زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین جوان دارای تعارض زناشویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای مدیریت هیجان مبتنی بر طرح واره درمانی و زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین جوان دارای تعارض زناشویی بود. روش : این مطالعه نیمه تجربی بر روی زوجین دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره رشت در ماه های اردیبهشت، خرداد و تیر ۱۴۰۱ انجام شد. ۳۰ زوج به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه EFT، ST و کنترل قرار گرفتند. دو گروه آزمایش هر کدام ۱۰ جلسه درمانی ۹۰ دقیقه ای با یک جلسه هفتگی به مدت ۱۰ هفته دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله درمانی دریافت نکرد. علاوه بر این، یک مرحله پیگیری نیز در طرح گنجانده شد.. برای جمع آوری داده ها از مقیاس زوجی ENRICH استفاده شد و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل کواریانس چند متغیره در نرم افزارSPSS24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله EFT و ST در مراحل پس آزمون بر افزایش رضایت زناشویی زوجین تأثیر مثبت و معنادار دارند(P<0/01). همچنین، نتایج آزمون تعقیبی، میزان اثربخشی مداخله EFTبر افزایش رضایت زناشویی زوجین را بیشتر از ST نشان داد(P<0/01). اما نتایج آزمون تعقیبی در مرحله پیگیری نشان داد که تفاوت میانگین، از نظرآماری معنی دار است (0/05 ≥ P). بنابراین می توان نتیجه گرفت که اثربخشی EFT و ST بر رضایت زناشویی زوجین، حتی در مرحله پیگیری نیز متفاوت است و EFT بیشتر از ST بر رضایت زناشویی زوجین اثر داشته است. نتیجه گیری: هر دو رویکرد بر افزایش رضایت زناشویی زوجین اثربخش است. اما اثربخشی EFT کارآمدتر از ST است.
۲۰۲۵۶.

پیش بینی درگیری شغلی معلمان بر اساس خودکارآمدی، سرمایه روانشناختی و تاب آوری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان نورآباد ممسنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۲
مقدمه و هدف: هدف از انجام این پژوهش، پیش بینی درگیری شغلی معلمان بر اساس خودکارآمدی، سرمایه روانشناختی و تاب آوری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان ممسنی بود. روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان ممسنی (750 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، 256 نفر به عنوان نمونه مورد آزمون قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد درگیری شغلی درگیری کاری معلمان هان (2020)، تاب آوری مورگان لیون (2001)، سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007) و خودکارآمدی معلم اسچانن و همکاران (2001) استفاده شد. به منظور آزمون به فرضیه های تحقیق از تحلیل رگرسیون و تی گروه های مستقل و نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها: بر اساس تحلیل های آماری:خودکارآمدی و ابعاد آن با ضریب همبستگی ۰.۷۲۵ و ضریب بتای ۰.۵۶۱، پیش بین معنی دار درگیری شغلی هستند. سرمایه روانشناختی و ابعاد آن با ضریب همبستگی ۰.۶۵۷ و ضریب بتای ۰.۵۹۵، قابلیت پیش بینی درگیری شغلی را دارند. تاب آوری با ضریب همبستگی ۰.۶۹۵ و ضریب بتای ۰.۵۴۱، پیش بین مناسبی برای درگیری شغلی است. درگیری شغلی معلمان زن (میانگین ۴.۲۳) به طور معنی داری بالاتر از معلمان مرد (میانگین ۳.۹۶) می باشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیرهای خودکارآمدی، سرمایه روان شناختی و تاب آوری، پیش بین کننده های معنادار و قوی ای برای درگیری شغلی معلمان هستند. همچنین، سطح درگیری شغلی در معلمان زن به طور قابل توجهی بالاتر از معلمان مرد است.
۲۰۲۵۷.

شناسایی مدل های توسعه حرفه ای مدیران و معلمان بر اساس مبانی نظری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه و هدف : مدارس به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شکل دهی آینده جامعه، نقشی حیاتی در تربیت نیروی انسانی آگاه، خلاق و متعهد دارند. در این میان، توسعه حرفه ای مدیران و معلمان به عنوان راهبردی اساسی برای ارتقای کیفیت آموزش، افزایش اثربخشی یادگیری و تحقق اهداف کلان نظام آموزشی مطرح است. تغییرات سریع فناوری، اجتماعی و فرهنگی، ضرورت بازنگری در دانش، مهارت و نگرش مدیران و معلمان را دوچندان کرده است. لذا هدف پژوهش حاضر، شناسایی مدل های توسعه حرفه ای مدیران و معلمان بر اساس مبانی نظری و رویکردهای نوین یادگیری است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق این مطالعه از نوع توصیفی–تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای است. برای گردآوری داده ها از فیش برداری، تحلیل محتوای نظری و مرور نظام مند پیشینه پژوهش استفاده شد. یافته ها: سیر تحول مدل های توسعه حرفه ای از تمرکز تک بعدی بر دانش، نگرش یا فرآیند، به سوی الگوهای تلفیقی و چندبعدی حرکت کرده است که ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی و اخلاقی را همزمان پوشش می دهند.رویکردهای یادگیری از پداگوژی (مربی محور) و آندراگوژی (خودراهبر) به سمت هیوتاگوژی (یادگیریِ چگونه یادگرفتن) تکامل یافته اند که پاسخگوی نیاز به انطباق پذیری در شرایط پیچیده و غیرقابل پیش بینی است. مدل های بومی مؤکداً بر زمینه گرایی، عمل محوری و توجه به موانع ساختاری و چالش های اجرایی (همانند الگوهای طاهرپور کلانتری و خروشی) تأکید دارند، که شرط لازم برای اثربخشی برنامه هاست. یک یافته کلیدی نوظهور، ضرورت گذار از توسعه انفرادی به توسعه اکوسیستم یادگیری مدرسه است، که در آن تقویت ظرفیت جمعی، شبکه های حرفه ای و فرهنگ مشارکتی، بستر تحقق همه مدل های پیشرفته فردی را فراهم می کند. نتیجه گیری: توسعه حرفه ای اثربخش باید از مدل های مکانیکی فراتر رود و بر ایجاد اکوسیستم های یادگیری پایدار تمرکز کند. در این پارادایم، یادگیری خودرهبر معلمان در بستری غنی از تعامل، حمایت سازمانی و اخلاق حرفه ای پرورش می یابد .
۲۰۲۵۸.

بازتاب وضعیت بازار کار صنعت برق در کاهش گرایش به تحصیل در رشته های فنی- مهندسی در آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۲
هدف مقاله حاضر بررسی تأثیرات بازار کار صنعت برق بر جذب و نگهداشت نیروی انسانی متخصص و روند گرایش به تحصیل در رشته های مهندسی است. رویکرد پژوهش ترکیبی است و شامل تحلیل ثانویه داده های آماریِ جمعیت دانشجویان و فارغ التحصیلان (۱۳۶۸ تا ۱۴۰۰) و نیز تحلیل کیفی مضمون مبتنی بر مصاحبه با مدیران و کارشناسان صنعت برق می شود. یافته ها نشان می دهد جمعیت دانشجویان مهندسی از 5/1 میلیون نفر در ۱۳۹۳ به کمتر از ۷۶۲ هزار نفر در ۱۳۹۹ و فارغ التحصیلان مهندسی برق از ۵۶۵۹۱ نفر در ۱۳۹۴ به ۲۰۴۳۱ نفر در ۱۴۰۰ کاهش یافته است. بخشی از علل این روند به وضعیت بازار کار صنایع کشور، ازجمله صنعت برق، بازمی گردد. در صنعت برق،  وضعیت اقتصادی نامناسب، کاهش سرمایه گذاری، محدودیت های استخدامی و چالش های مالی بنگاه های خصوصی انگیزه تحصیل مهندسی و  ماندگاری در صنعت برق را کاهش و مهاجرت متخصصان را افزایش داده است. نتیجه گیری و پیشنهادهای پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاست های جذب و نگهداشت نیروی انسانی صنعت برق، افزایش سرمایه گذاری در صنعت، ارتقای محیط نوآورانه صنعت برق و تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت تأکید دارد.
۲۰۲۵۹.

تأملی در آموزش های مبتنی بر آزمایشگاه در رشته های مهندسی: پل ارتباطی بین تئوری و عمل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
پژوهش حاضر وضعیت اجرای دروس آزمایشگاه محور را در رشته های فنی و مهندسی بررسی می کند. این پژوهش از نوع زمینه یابی است و جامعه آماری آن همه دانشجویان و دانش آموختگان دوره کارشناسی را در رشته های فنی و مهندسی تا سال 1402 در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان شامل می شود. تعداد کل آنان 5321 نفر بود که 357 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. در انتخاب حجم نمونه، از روش نمونه گیری تصادفی نظام مند استفاده کردیم. برای جمع آوری اطلاعات نیز پرسش نامه محقق ساخته را به کار گرفتیم. رواییِ صوری و محتوایی پرسش نامه به تأیید پنج کارشناس آموزش با مدرک تحصیلی دکترا رسید. برای بررسی پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده کردیم که برای کل پرسش نامه 781/0 برآورد شد. به منظور تحلیل داده ها، علاوه بر آمار توصیفی برای پاسخ به پرسش های پژوهش، از آزمون های تی تک نمونه ای و فریدمن استفاده کردیم. یافته ها حاکی بود که وضعیت اجرای دروس آزمایشگاهی در عناصر شش گانه اهداف، محتوا، مواد و امکانات، فعالیت ها و روش ها، زمان یادگیری و فضای آموزش در حد بالاتر از متوسط قرار دارد. همچنین نتایج آزمون فریدمن بُعد محتوا را با بالاترین میانگین در رتبه اول، بُعد فعالیت ها و روش ها را در رتبه دوم و مؤلفه اهداف را در رتبه آخر نشان داد.
۲۰۲۶۰.

واکاوی مؤلفه های خلاقیت در کتاب های درسی تکمیلی علوم تجربی ویژه دانش آموزان تیزهوش: رویکرد نظریه خلاقیت تحول آفرین استرنبرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش باهدف تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم تجربی تکمیلی پایه های هفتم، هشتم و نهم دوره اول متوسطه ویژه دانش آموزان تیزهوش، بر اساس چارچوب نظری خلاقیت تحول آفرین استرنبرگ و کرمی (2024) انجام شد. این چارچوب بر چهار مؤلفه اصلی شامل خلاقیت خودتحول آفرین، خلاقیت تحول آفرین دیگران، خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت شبه تحول آفرین تأکید دارد که می تواند مبنایی برای ارزیابی محتوای آموزشی باشد. روش تحقیق کمی و از نوع تحلیل محتوای توصیفی بود. در این پژوهش، کتاب های مذکور با استفاده از چک لیستی ساخت یافته که شامل چهار مؤلفه اصلی خلاقیت تحول آفرین بود، موردبررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که در کتاب علوم پایه هفتم، بیشترین تمرکز محتوایی بر مؤلفه خلاقیت خود تحول آفرین بوده است که سهم آن 40% از کل مضامین را تشکیل می داد. پس از آن، خلاقیت تحول آفرین دیگران با سهم 34% در رتبه دوم قرار گرفت. مؤلفه خلاقیت تحول آفرین حدود 16% و خلاقیت شبه تحول آفرین کمترین سهم را با حدود 10% به خود اختصاص داده بود. در کتاب علوم پایه هشتم نیز الگوی مشابهی مشاهده شد؛ خلاقیت خود تحول آفرین با سهمی معادل 42.31% بیشترین فراوانی را داشت، خلاقیت تحول آفرین دیگران 32.69%، خلاقیت تحول آفرین 15.39% و خلاقیت شبه تحول آفرین 9.61% از محتوا را شامل شده بودند. در پایه نهم نیز، هرچند خلاقیت خود تحول آفرین با 41.37% همچنان برجسته بود، سهم خلاقیت تحول آفرین افزایش یافته و به 17.24% رسید. همچنین خلاقیت تحول آفرین دیگران با 32.76% و خلاقیت شبه تحول آفرین با 8.61% در این پایه ثبت شدند. تمرکز کتاب ها بر خلاقیت فردی بوده و ابعاد اجتماعی و اخلاقی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. همچنین نوسان میان پایه ها نشان دهنده نبود انسجام در محتوای درسی است. پژوهش نشان داد تمرکز آموزش بر خلاقیت فردی است و ابعاد اجتماعی کمتر موردتوجه قرار گرفته اند؛ بنابراین بازنگری محتوای علوم تجربی برای تقویت خلاقیت چندبعدی ضروری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان