فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
261 - 274
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی مهمترین مولفه های طراحی محیط تعاملی بر ارتقا خلاقیت کودکان بود.روش پژوهش: در این پژوهش که از نوع کاربردی و ازنظر روش انجام، توصیفی - پیمایشی است و روش انجام به صورت کیفی و کمی است. جامعه آماری در این پژوهش در بخش شناسایی شاخص های طراحی محیط تعاملی موثر بر خلاقیت از نخبگان موضوعی و اساتید دانشگاهی استفاده شده است. در بخش رتبه بندی نیز جامعه آماری پژوهش مریبان مهد کودک های شهر تهران بودند. نمونه گیری در این پژوهش در دو بخش نظرخواهی از کارشناسان و میدانی انجام شد، که 15 مؤلفه و 85 شاخص از طریق پرسشنامه محقق ساخته ای که بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت تهیه شده، در سال1403 موردنظرسنجی قرارگرفته است. جامعه آماری در این پژوهش در بخش شناسایی شاخص های محیط تعاملی موثر بر خلاقیت از نخبگان موضوعی و اساتید دانشگاهی استفاده شده است. در بخش رتبه بندی نیز جامعه آماری پژوهش مربیان مهد کودک های منطقه یک شهر تهران بودند.که بر اساس فرمول کوکران نمونه آماری آن برابر با 165 نفر از مربیان مهدکودک ها می گردد. تجزیه وتحلیل داده ها پس از گرداوری اطلاعات حاصل از توزیع پرسشنامه ها و واردکردن آن ها در نرم افزار SPSS و Smart pls انجام پذیرفته است. یافته ها: بر این اساس از 85 شاخص اولیه شناسایی شده، 71 شاخص از دید نخبگان تایید و شناسایی شد که مبنای تجزیه و تحلیل در بخش کمی قرار گرفت.که پرسشنامه اصلی پژوهش بر اساس آن تدوین و در اختیار جامع آماری نمونه موردی بررسی قرار گرفت. در نهایت نتایج پژوهش نشان داد که مولفه های طراحی محیط تعاملی موثر بر ارتقا خلاقیت کودکان در 12 دسته طبقه بندی شده اند که به ترتیب اهمیت عبارت بودند از: سرزندگی و شادی، انعطاف پذیری، مشارکت، محیط بازی ، تنوع، فضا، مبلمان، آرامش بخشی، امنیت، رنگ، محیط طبیعی و پیچیدگی.بحث و نتیجه گیری: مهمترین مولفه های طراحی محیط تعاملی بر ارتقا خلاقیت کودکان می باشد که این مولفه با توجه به نتایج جامع آماری که مربیان ومدیران مهدکودک های منطقه یک شهر تهران بودند در 12 دسته طبقه بندی شده اند که به ترتیب اهمیت که به ترتیب عبارت بودند از: سرزندگی و شادی، انعطاف پذیری، مشارکت، محیط بازی ، تنوع، فضا، مبلمان، آرامش بخشی، امنیت، رنگ، محیط طبیعی و پیچیدگی
خوانایی سنجی کتاب علوم و فنون ادبی پایه دهم رشته انسانی بر اساس روش های گانینگ فوگ، فلش و پاور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب های درسی مهم ترین منابع فرایند یاددهی- یادگیری هستند و میبایست محتوای کتب برای هر گروه سنی و مقطع تحصیلی به طور مناسب طراحی و تدوین شوند تا اثر بخشی کافی را به دنبال داشته باشند. یکی از مواردی که باید در تدوین کتب درسی به آن توجه لازم را داشته باشیم، سطح خوانایی کتب است. اهداف این پژوهش بدین قرار است: 1- خوانایی سنجی کتاب علوم و فنون ادبی پایه دهم رشته انسانی بر اساس روش های گانینگ فوگ، فلش و پاور 2- آیا مطالب و محتوای کتاب مورد نظر میتواند بدون نیاز به معلم و به صورت مستقل آموزش داده شوند؟ جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه جملات و کلمات موجود در متن کتاب است و همچنین نمونه آماری پژوهش نیز شامل 3 متن یکصد کلمه ای است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. روش تحلیل متون هم بر اساس روش های گانینگ فوگ، فلش و پاور انجام شده است. نتایج حاصل از داده های بدست آمده نشان میدهند که محتوای کتاب علوم و فنون ادبی پایه دهم رشته انسانی طبق روش های فوگ، فلش و پاور از نظر سنی مناسب پایه دهم نیست. همچنین محتوای کتاب را نمیتوان به طور مستقل و بدون معلم فرا گرفت. لذا میبایست برنامه ریزان مجددا نسبت به بازبینی و تغییر محتوای کتاب اقدام فرمایند.
تبیین موتیف خردورزی در اشعار پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر، با هدف تبیین جایگاه موتیف و بن مایه خردورزی در اشعار پروین اعتصامی صورت گرفته است. رویکرد پروین به بسیاری از مناسبات اجتماعی، تعلیمی و تربیتی و بر مبنای خرد و تعقل شکل گرفته است و صدای پیرخرد در سرتاسر شعر پروین طنین انداز است. پروین در سروده هایش، معلمی دلسوز و حکیمی کمال گرا است که با چراغ عقل، دل های شکسته و خاطر افسرده را با بیانات حکیمانه و تسلیت های عارفانه به سوی سعی و عمل، امید حیات، اغتنام دم، کسب کمال و هنر، همت مضاعف و اقدام و عمل، نیک بختی و فضیلت رهنمون می کند. پرسش این تحقیق این است که پروین این تعالیم را با چگونه بیان کرده است که از گفتار پیشینیان متمایز گشته است؟ پروین در سایه خردورزی و با بهره گیری از امکانات ادبی و بیانی، بسیاری از تعالیم سازنده را که موجب سعادت انسان می شود در ذهن و زبان فاخر و پویای خود پرورانده و بازنمایی کرده است. این پژوهش با روش اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است.
بررسی نقش تعاملات و پیامدهای آن در روابط درون مدرسه ای بر من حرفه ای دانشجو معلمان کارورز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
117 - 147
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف از این پژوهش بررسی پیامدهای تعاملات درون مدرسه ای، بر من حرفه ای دانشجومعلمان کارورز دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی است. روش پژوهش این مطالعه، کیفی از نوع نظریه داده بنیاد است. مشارکت کنندگان این پژوهش، شامل کلیه دانشجومعلمان ترم های پنج تا هشت رشته آموزش ابتدایی استان های کهکیلویه وبویراحمد، خوزستان، فارس، چهارمحال وبختیاری و اصفهان بود که در حال گذارندن کارورزی های 1 تا 4 بودند. از این تعداد با 20 نفر (از هر استان، چهار داوطلب علاقه مند و شهره علمی دانشگاه، دو نفر خانم و دو نفر آقا) از دانشجویان مصاحبه شد و 120 گزارش کارورزی (از بهترین و کامل ترین گزارش ها با توجه به نظر استادان راهنمای کارورزی و معرفی ایشان) هم مورد بررسی قرار گرفت. در انتخاب دانشجویان مشارکت کننده و گزارش های کارورزی، از دو نوع نمونه گیری هدفمند و نظری استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها عبارتند از: مصاحبه های عمیق و گزارش های کارورزی یک تا چهار دانشجومعلمان. در این پژوهش برای تأیید درستی نتایج، گزارش نهایی، یعنی آنچه تولید و اصلاح شد، به شرکت کنندگان برگردانده و به آنان فرصت اظهارنظر درباره یافته ها داده شد. برای افزایش قابلیت اعتماد و اعتبار درونی، از روش کنش متقابل سه گانه استفاده شد. برای تحلیل داده ها در نظریه زمینه ای از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش به طورکلی نشان داد که نقش و پیامد تعاملات مثبت، منجر به استخراج پنج صلاحیت حرفه ای معلمی و نقش و پیامد تعاملات منفی، منجر به استخراج پنج خصیصه عدم صلاحیت من حرفه ای معلمی شد. نتیجه گیری: صلاحیت ها و شایستگی های حرفه ای معلمی عبارتند از: شایستگی های اخلاق معلمی، شایستگی های تعهد حرفه ای، مهارت و عملکرد حرفه ای، انگیزه و علاقه و شوق ذاتی معلمی و منش و سرشت معلمی. عدم صلاحیت ها در زمینه من حرفه ای معلم نیز عبارتند از: عدم صلاحیت اخلاقی، عدم صلاحیت تعهد حرفه ای، عدم مهارت و عملکردحرفه ای، عدم انگیزه و علاقه ذاتی به معلمی و عدم سرشت و منش معلمی.
چالش ها و ملاحظات تربیت دینی در گام دوم انقلاب، با نظر به تغییرات دین ورزی در نسل جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ ویژه نامه ۱۴۰۳
147 - 164
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: تغییرات پارادیمی و گذار از دوران سنت به مدرنیته منجر به تغییرات سریع و قابل توجه در باورها، نگرش ها، ارزش ها، رفتارها و سبک زندگی جوانان ازجمله در شیوه دین ورزی آن ها شده است. بی توجهی به این تغییرات جدید و اصرار بر شیوه های سنتی تربیت دینی، می تواند منجر به ناکارآمدی تربیت دینی و حتی نتیجه معکوس شود. هدف این تحقیق، شناخت دقیق تر ویژگی ها و تغییرات در شیوه دین ورزی نسل جدید و سپس بررسی استلزامات تربیت دینی مؤثر با توجه به آن ویژگی هاست. روش ها : روش تحقیق، سنتزپژوهی و سپس پیشنهاد دلالت هایی برای برنامه تربیت دینی مؤثر برای نسل جدید است. یافته ها: طبق یافته ها، نه ویژگی دین ورزی نسل جوان شامل: پررنگ شدن ابعاد ذهنی و عاطفی دین ورزی و کمرنگ شدن ابعاد عملی و مناسکی، دین ورزی خودمرجع، غیر الزام آور، کلاژگونه، تنوع گرا، لذت گرایانه، غیررسمی، کثرت گرا و گرایش به معنویت های نوظهور است. نتیجه گیری: با توجه به این ویژگی ها، ملاحظاتی به صورت زیر مطرح شد: اتخاذ رویکرد تربیت دینی به صورت فرابرنامه درسی، ترکیبی (ضمنی - مستقیم)، لذت بخش، داوطلبانه و متکی بر ارزش های مشترک، اصلاح محتوا (خودشناسی، ایجاد احساس نیاز به دین، آسیب شناسی معنویت های کاذب، تعمیق خداشناسی، توسعه و تعمیق مبانی دینی، جریان شناسی و نقد مبانی مدرنیسم و پست مدرنیسم)، محتوا (نظرخواهی در مورد سرفصل)، منابع آموزشی (تنوع بخشی و امکان انتخاب، استفاده از منابع علمی دست اول، روزآمد و در سطح جهانی)، شیوه تدریس (مشورت با متربیان راجع به شیوه تدریس، الگودهی، روش استدلالی، مسئله محوری و ارائه بحث های چالشی، بحث و گفتگوی آزاداندیشانه، تدریس مشارکتی، روش تطبیقی و انتقادی منصفانه و علمی، استفاده از فعالیت های اجتماعی داوطلبانه، مفید و نوع دوستانه، مشارکت داوطلبانه در مناسک معنوی جمعی و لذت بخش با حاشیه های سرگرم کننده، استفاده از ظرفیت هنر)، شیوه ارتباطی (احترام و توجه مثبت، تعمیق ارتباط عاطفی - تربیتی)، شیوه ارزشیابی (توافق با متربیان راجع به شیوه های ارزشیابی، افزایش سهم فعالیت های داوطلبانه، ارزشیابی مستمر، ارزیابی همتایان و خودارزیابی).
باورهای معلمان درباره دانش آموزان سرآمد و فعالیت های آموزشی مناسب برای آنها: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
49 - 75
حوزههای تخصصی:
شناسایی دانش آموزان سرآمد و تدوین و اجرای روشهای کارآمد آموزشی برای آنها از دغدغه های هر نظام آموزشی است و معلمان مهم ترین و تاثیرگذارترین عوامل دخیل در این فرآیند به شمار می روند. بنابراین، پژوهش کیفی حاضر به جستجو در باورهای معلمان در این دو موضوع می پردازد. جامعه آماری معلمان متوسطه اول در سه شهر غرب مازندران بودند که 14 نفر از ایشان (هفت مرد و هفت زن) از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. سپس، داده ها بر مبنای تحلیل محتوای مضمونی مورد کدگذاری و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها، در بخش مربوط به باورهای معلم درباره دانش آموزان سرآمد، به پیدایش چهار مضمون کلی توانمندی شناختی، توانمندی فراشناختی، مهارتهای اجتماعی، رفتار کلاسی منتهی شد. همچنین، در بخش مربوط به فعالیت های آموزشی معلمان هم سه مضمون کلی روش تدریس، تکالیف و تمرینات، نقش هدایت معلم حاصل شد. یافته ها نشان دادند که معلمان از درک عمیق و چندبعدی در تشخیص سرآمدان برخوردارند و از سطح معیارهای عملکردی و شناختی ساده فراتر می روند. آنها همچنین درباره فعالیت های آموزشی مناسب نیز دیدگاه های خلاق و نوآورانه ای دارند. در پایان پیشنهادهایی برای بهبود فرآیندهای آموزشی و پژوهشی مرتبط ارائه شده است.
اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی بر استدلال ریاضی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
107 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی بر استدلال ریاضی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان در سال تحصیلی 1402-1401 بود.روش: نوع پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جهت حذف اثر مداخله گر، با روش نمونه گیری در دسترس، دو کلاس 30 نفره، که توسط یک دبیر ریاضی آموزش می دیدند، انتخاب و به شیوه کاملا تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. طی 8 جلسه 40 دقیقه ای به گروه آزمایش محتوای درس ریاضی به روش آموزش مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی، و به گروه کنترل همان محتوا در قالب کتاب درسی و با روش تدریس معمول ارائه گردید. دانش آموزان در هر دو گروه، قبل و بعد از آموزش، به پرسش نامه استدلال ریاضی رضایی (1394) و پرسش نامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با آمارتوصیفی و استنباطی از جمله میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل کوواریانس، با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. نتیجه: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که میزان استدلال ریاضی و مولفه های عملکرد تحصیلی(خودکارآمدی، برنامه ریزی و انگیزش)، در دانش آموزانی که با روش آموزش مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی آموزش دیده اند نسبت به دانش آموزانی که با روش معمول آموزش دیده اند، بیشتر است، در حالی که میزان مولفه های تاثیرات هیجانی و فقدان کنترل در گروه آزمایش در موقعیت پس آزمون نسبت به پیش آزمون کاهش یافته است. مهم ترین نتیجه این پژوهش، مؤثر بودن روش تدریس مبتنی بر یادگیری زایشی بر استدلال ریاضی و تا حدی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان می باشد.
میزان انطباق درک دانش آموزان دختر و پسر پایه دهم از شکل های هندسی با مسائل کتاب درسی هندسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
188 - 161
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی درک دانش آموزان پایه دهم از شکل های هندسی بر اساس نظریه دووال و همچنین بررسی کتاب درسی هندسه این پایه از نظر پرداختن به هر یک از ابعاد درک شکل های هندسی به روش های پیمایشی و تحلیل محتوا انجام گردید. جامعه آماری در بخش پیمایشی، دانش آموزان پایه دهم رشته ریاضی شهرستان پاکدشت و نمونه شامل 235 نفر از آن ها بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. در بخش تحلیل محتوا، جامعه آماری، کلیه مسائل کتاب هندسه پایه دهم بود و حجم نمونه با جامعه یکسان در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری در بخش پیمایشی، آزمونی بر اساس پژوهش های مرتبط بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن به کمک معیار آلفای کرونباخ تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها، آمار توصیفی مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش بیانگر آن بود که درصد پاسخ های نادرست و بدون پاسخ دانش آموزان در حل مسائل استدلالی و عملیاتی، بیش تر از مسائل ادراکی و مرحله ای است و بین عملکرد دختران و پسران، تفاوت قابل توجهی وجود ندارد. بررسی مسائل کتاب هندسه پایه دهم نیز نشان داد که اکثر مسائل آن مرتبط با درک های استدلالی و عملیاتی هستند. در واقع، علی رغم آنکه اکثر مسائل کتاب هندسه پایه دهم به مسائل استدلالی و عملیاتی اختصاص یافته است اما عملکرد دانش آموزان در پاسخ دهی به مسائل مرتبط با این دو درک در حد انتظار نبود. پیشنهاد می گردد تا نحوه ارائه مطالب در کتاب درسی و یا شیوه های تدریس هندسه به گونه ای اصلاح شود تا زمینه تقویت هر چهار درکِ دانش آموزان فراهم گردد.
آسیب شناسی برنامه ی درسی ریاضی دوره ی ابتدایی بر اساس مولفه های برنامه ی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی برنامه ی درسی ریاضی دوره ی ابتدایی با تأکید بر مولفه های اصلی برنامه ی درسی هدف، محتوا، اجرا، ارزشیابی و مواد و منابع بود. روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش، ترکیبی؛ کمی( توصیفی پیمایشی) و کیفی (مصاحبه) است. جامعه ی آماری در هر دو بخش کمی و کیفی شامل کلیه ی آموزگاران شهرستان های چالدران، شوط و چایپاره بودند که در بخش کمی به روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی 260 نفر انتخاب شدند و در بخش کیفی نیز، به روش نمونه گیری هدفمند، با 20 نفر از آموزگاران تا اشباع نظری داده ها مصاحبه به عمل آمد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه 46 سوالی محقق ساخته، بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت و مصاحبه بود. برای برآورد روایی پرسشنامه و مصاحبه از روایی محتوایی و صوری استفاده شد. پایایی پرسش نامه نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ در حد 94/0 تعیین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS.21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین برای تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل 7 مرحله ای کلایزی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که برنامه ی درسی ملی ریاضی دوره ی ابتدایی در هر پنج مولفه ی هدف، محتوا، اجرا، ارزشیابی و مواد و منابع دارای آسیب های مختلفی است. بین دیدگاه معلمان مرد و زن در مورد آسیب های وارده از بعد هدف ها، تفاوت معنادار آماری وجود ندارد. از دیدگاه معلمان مرد، آسیب بیشتری در بعد اجرا، محتوا و ارزشیابی در برنامه ی درسی ریاضی ابتدایی وجود دارد.
اثربخشی اجرای طرح درس ریاضی با رویکرد درس پژوهی بر تفکر انتقادی (مورد مطالعه: دانش آموزان دختر و پسر پایه نهم شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
293 - 305
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی اجرای طرح درس ریاضی با رویکرد درس پژوهی بر تفکر انتقادی در دانش آموزان دختر و پسر پایه نهم شهر تهران بود.این پژوهش در زمره طرح های آمیخته می باشد که با استفاده از روش کیفی از نوع مصاحبه نیمه استاندارد، تدریس درس ریاضی با رویکرد درس پژوهی تدوین شد و سپس با بهره گیری از روش کمی از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل با نقش تعدیل کننده جنسیت دانش آموزان پرداخته شد. ابزارهای جمع آوری داده ها؛ سؤالات جمعیت شناختی و پرسشنامه تفکر انتقادی استفاده شد. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری این پژوهش در بخش کیفی؛ سرگروه های درسی و یک دبیراز عضو گروه درس ریاضی مناطق 19 گانه شهر تهران با روش نمونه گیری تمام شماری که در مجموع 38 نفر و در بخش کمی 120 نفر دانش آموز دختر و پسر پایه نهم انتخاب شدند. برای بررسی فرضیه های پژوهش از آمار استنباطی از جمله تحلیل کواریانس تک متغیره (مانوا) ، تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) و تحلیل واریانس دو راهه استفاده شد. نتایج نشان داد در تاثیر اجرای طرح درس ریاضی پایه نهم با رویکرد درس پژوهی بر تفکر انتقادی و مؤلفه های آن )تجزیه و تحلیل، ارزشیابی، استنباط، استدلال استقرایی و استدلال قیاسی) مؤثر است و مؤلفه های جنسیت دانش آموزان نقش تعدیل کننده دارد.
دانش محتوایی دانشجومعلمان دوره کارشناسی آموزش ابتدایی از احتمال: عاملی اساسی در تدریس کارآمد مفاهیم احتمالاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
170 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی درک دانشجومعلمان دوره کارشناسی آموزش ابتدایی از مفاهیم احتمال است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع زمینه یابی است. جامعه آماری، کلیه دانشجومعلمان دوره کارشناسی در رشته آموزش ابتداییِ پردیس های دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی است که درس ریاضیات پایه را گذرانده اند. نمونه آماری شامل 137 دانشجومعلم است که به روش خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، آزمونی محقق ساخته، شامل پنج مفهوم احتمالاتیِ فضای نمونه، احتمال وقوع یک پیشامد، عادلانه بودن، مقایسه احتمال ها و احتمال شرطی بود. روایی این آزمون توسط سه تن از اعضای هیأت علمی دانشگاه های شهر تهران و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل و طبقه بندی پاسخ های ارائه شده، از مدل سولو استفاده شد. این مدل پاسخ های ارائه شده به سؤالات ریاضی را در پنج سطح پیش رونده پیش ساختاری، تک ساختاری، چندساختاری، رابطه ای و انتزاع تعمیم یافته، دسته بندی می کند. نتایج این مطالعه نشان داد که در هر پنج مفهومِ احتمالاتی، کمتر از نصف دانشجومعلمان موفق به ارائه پاسخی کامل در سطح رابطه ای شدند. همچنین، تحلیل داده ها بر حسب رشته تحصیلی مشارکت کنندگان در دوره دبیرستان، حاکی از عملکرد بهتر دانش آموختگان رشته های ریاضی و فیزیک و علوم تجربی و نیز عملکرد ضعیف تر دانش آموختگان رشته علوم انسانی است.
پیش بینی دل زدگی تحصیلی فراگیران زبان انگلیسی مقطع متوسطه بر اساس کمال گرایی والدین: نقش میانجی تنظیم هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
115 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی دل زدگی تحصیلی فراگیران زبان انگلیسی مقطع متوسطه بر اساس کمال گرایی والدین با نقش میانجی تنظیم هیجانی است. روش پژوهش ( توصیفی – هم بستگی) از نوع رگرسیون (پیش بینی) است و جامعه آماری این پژوهش کلیه فراگیران زبان انگلیسی مقطع متوسطه اول مؤسسه آموزشی در شهر اهواز که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول فراگیری زبان انگلیسی بودند، تشکیل می دادند. نمونه آماری این پژوهش 130 نفر از فراگیران و والدین آنها هستند که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه کمال گرایی والدین تری شورت وهمکاران (1995)، پرسش نامه دل زدگی تحصیلی پکران وهمکاران (2002) و پرسش نامه تنظیم هیجانی گراس وجان(2003) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که دل زدگی تحصیلی فراگیران زبان انگلیسی با کمال گرایی والدین و نقش میانجی تنظیم هیجانی، قابل پیش بینی است؛ یا به عبارت دیگر کمال گرایی والدین با دل زدگی تحصیلی فراگیران زبان انگلیسی، از طریق تنظیم هیجانی رابطه غیرمستقیم دارد. همچنین نتایج نشان داد که کمال گرایی والدینی نابهنجار باعث دل زدگی تحصیلی بیشتر در فراگیران می شود. بر اساس یافته ها 36 درصد از دل زدگی تحصیلی توسط کمال گرایی والدین و تنظیم هیجانی پیش بینی می شود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که کمال گرایی منفی والدین و عدم مهارت تنظیم هیجان باعث افزایش دل زدگی تحصیلی می شود.
اثربخشی برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر هویت اخلاقی دختران در تعامل با خودتنظیمی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر هویت اخلاقی در تعامل با خودتنظیمی هیجانی بود. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بود که تعداد 76 نمونه، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. بدین ترتیب ابتدا به منظور غربالگری، پرسش نامه خودتنظیمی هیجانی برای دانش آموزان پنج مدرسه منتخب اجرا شد. از میان آن ها، 36 نفر با نمره خودتنظیمی هیجانی بالا (19 نفر گروه آزمایش و 19 نفر گروه کنترل) و 36 نفر با نمره خودتنظیمی هیجانی پایین (19 نفر گروه آزمایش و 19 نفر گروه کنترل) به صورت تصادفی انتخاب شدند. بسته آموزشی شامل تعدادی داستان ایرانی با مضامین فلسفی از کتاب های مثنوی مولانا و منطق الطیر عطار بود که گروه های آزمایش طی 15 جلسه یک ساعته در معرض آن قرار گرفتند. در این پژوهش، از پرسش نامه های خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان و پرسش نامه هویت اخلاقی آکوئینو و رید استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره (عاملی) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش فلسفه برای کودکان موجب افزایش هویت اخلاقی شد اما سطوح خودتنظیمی هیجانی (بالا و پایین) قادر به تعدیلگری آموزش فلسفه برای کودکان بر هویت اخلاقی نبود.
مدل یابی معادلات ساختاری اُمید تحصیلی براساس هویت تحصیلی و هیجان تحصیلی با میانجی گری درگیری تحصیلی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل سازی معادلات ساختاری اُمید تحصیلی براساس هویت تحصیلی و هیجان تحصیلی با نقش میانجی درگیری تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر قم انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی - همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ی دوم شهر قم تشکیل می داد. حجم نمونه شامل 400 نفر بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و براساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب شده و به پرسش نامه های منزلت های هویت تحصیلی واز و ایزاکسون (2008)، هیجان تحصیلی پکران (2005)، درگیری تحصیلی ریو (2013) و امید تحصیلی سهرابی و سامانی (2011) پاسخ دادند. کلیه ی تحلیل های آماری در سطح خطای 05/0 و با کمک نرم افزار 23 Amos انجام شد. یافته ها بیانگر تأثیر مثبت و معنادار هویت تحصیلی بر امید تحصیلی هم به صورت مستقیم و هم با میانجی گری درگیری تحصیلی بود. امّا تأثیر معناداری میان هیجان تحصیلی و امید تحصیلی به صورت مستقیم و همچنین با میانجی گری درگیری تحصیلی یافت نشد. بنابراین می توان با برنامه ریزی در راستای ارتقای اُمید به آینده ی تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی با درگیری تحصیلی و شکل گیری هویت دانش آموزان بهره برد.
بررسی تأثیرآموزش به شیوه همیاری بر رشد اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر کرمانشاه
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
169 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش به شیوه همیاری بر رشد اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر کرمانشاه بوده است، روش پژوهش شبه آزمایشی و از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه استفاده گردید. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر پ متوسطه اول شهر کرمانشاه می باشد. حجم نمونه متشکل از 60 نفر دانش آموز دختر متوسطه است که 30 نفرآن ها گروه آزمایش و 30 نفر گروه گواه بوده است و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری به کار رفته در این پژوهش شامل پرسشنامه استاندارد رشد اجتماعی وایتزمن و پرسشنامه استاندارد مهارت های ارتباطی بارتون جی ای بود. در ابتدا از هر دو گروه آزمایشی و گواه پیش آزمون رشد اجتماعی و مهارت ارتباطی به عمل آمد، سپس متغیر آزمایشی (آموزش مبتنی بر همیاری) در 10 جلسه مداخله صورت گرفت. در گروه گواه نیز همان مباحث به شیوه معمول آموزش داده شد. سپس پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) ودر بخش استنباطی از تحلیل کوواریانس(ANCOVA) استفاده گردید. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر همیاری بر رشد اجتماعی (05/0>P ،000/0=P،70/19=F) و افزایش مهارت های ارتباطی (05/0>P ،000/0=P،66/22=F) موثر است.
مطالعه ای بر تاثیر شبکه های اجتماعی و روابط عاطفی اینترنتی بر سلامت روان و کیفیت زندگی در دانش آموزان (مدل سازی معادلات ساختاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
61 - 73
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحلیل شبکه های اجتماعی به عنوان یک تکنیک کلیدی و مهم در علوم ارتباطات اجتماعی، همانند یک موضوع محبوب در زمینه تفکر و مطالعه پدیدار شده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پیش بینی کننده شبکه های اجتماعی و روابط عاطفی اینترنتی بر سلامت روان و کیفیت زندگی دانشجویان انجام شد.روش پژوهش: مطالعه مقطعی حاضر در سال 1401 بر روی 350 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی البرز که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. داده ها با استفاده از پنج پرسشنامه وضعیت اجتماعی-اقتصادی، شبکه های اجتماعی، روابط عاطفی اینترنتی، استرس، اضطراب، مقیاس افسردگی (DASS-21)، کیفیت زندگی و چک لیست مشخصات دموگرافیک جمع آوری شد. داده ها در نرم افزارهای SPSS-25، PLS-3 و Lisrel-8.8 تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: با توجه به تحلیل مسیر، امتیاز DASS-21 دارای بیشترین ارتباط علی مثبت و معنادار با روابط عاطفی اینترنتی در مسیر مستقیم (B = 0.22) و بیشترین ارتباط منفی با وضعیت اجتماعی-اقتصادی (B = - 0.09) بود. کیفیت زندگی بالاترین ارتباط علی منفی با نمره DASS-21 در مسیر مستقیم (B = - 0.26) و بالاترین ارتباط مثبت با وضعیت اجتماعی-اقتصادی در مسیر غیرمستقیم (B = 0.02) داشت. میانگین مدت زمان استفاده از شبکه های اجتماعی (B ≈ − 0.07) و روابط عاطفی اینترنتی (B≈ - 0.09) بیشترین ارتباط منفی را با کیفیت زندگی داشتند.نتیجه گیری: استفاده از اینترنت و شبکه های مجازی، روابط عاطفی اینترنتی و وضعیت نامطلوب اجتماعی-اقتصادی با نمرات بالاتر DASS-21 و کاهش کیفیت زندگی در دانش آموزان همراه بود.
اثربخشی برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی بر تسهیل یادگیری دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
251 - 266
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی تأثیر برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی بر تسهیل یادگیری دانش آموزان بود. روش این پژوهش توصیفی- پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر تهران بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 300 نفر با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند، جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مک درموت (1999) استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی بر تسهیل یادگیری دانش آموزان تأثیر معناداری دارد (05/0 p<). براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که با برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی می توان میزان یادگیری دانش آموزان را افزایش داد و پیشنهاد می شود با برگزاری نشست تخصصی با عنوان آموزش برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی برای معلمان، یادگیری دانش آموزان را بهبود بخشید.
کاربست برنامه گفت وشنودی ویژه پرورش ادراک زیباشناختی دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۹
145 - 162
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اجرا و سنجش میزان اثربخشی «برنامه آموزشی گفت و شنودی ویژه پرورش ادراک زیباشناختی دانشجو-معلمان»، به روش روایی هنرمحور انجام شد. ده تن از دانشجو - معلمان دانشگاه فرهنگیان که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، برنامه آموزشی ویژه پرورش ادراک زیباشناختی را تجربه و داده های خود را در کارپوشه های شخصی ثبت کردند. به منظور سنجش میزان اثربخشی برنامه، نخست کارپوشه دانشجو-معلمان مجموعاً توسط پنج تن از صاحب نظران موضوعی در حوزه هنر که با روش «نمونه گیری هدفمند» انتخاب شده بودند ارزیابی شدند. سپس پژوهشگر به ارزیابی کارپوشه ها پرداخت. با استناد به داده های موجود در کارپوشه هر یک از دانشجو-معلمان، نشانه های اثربخش بودن یا نبودن تکلیف های یادگیری آرتاگرافیک در ارتقای ادراک زیباشناختی، با در نظر گرفتن چهار مقیاس چهار رتبه ای (بسیار زیاد، زیاد، محسوس و ناچیز) مورد قضاوت نهایی قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند برنامه آموزشی ویژه پرورش ادراک زیباشناختی مبتنی بر تعلیم و تربیت گفت وشنودی، با تکلیف های یادگیری آرتاگرافیک، ب ه خوبی از سوی دانشجو-معلمان مورد پذیرش واقع شد و توانست ادراک زیباشناختی دانشجو-معلمان را در این ابعاد افزایش دهد: دقت به جنبه های فرمال؛ توان بازنمایی و رمزگذاری جنبه ای از تجربه های زیسته در آثار هنرهای بصری و مسئولیت پرده برداشتن یا رمزگشایی از آن با شرحی به شکل مکتوب و شفاهی؛ قدرت ابراز خویشتن و تبدیل احساسات به کلمات؛ تأمل و واکاوی خویشتن؛ تعامل و درک جهان دیگران.
تأثیر مهارت های کوانتومی مدیران بر چابکی سازمانی با میانجیگری آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پیچیدگی شرایط محیطی، پویایی و نامطمئن بودن از جمله نشانه های عصر جدید کوانتومی است. اجرای مدل کوانتومی باعث می شود که سازمان ها مدام در حال تغییر، چابک و در آنها ابتکار و معلومات آزادانه در جریان باشد.
روش شناسی پژوهش: تحقیق حاضر از نظر ماهیت کمی، از نظر هدف کاربردی و روش اجرای پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهرستان همدان به تعداد 512 نفر تشکیل دادند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد مهارت های کوانتومی مدیران میرصفیان (1395)، آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی گراهام (2006) و چابکی سازمانی شریفی و ژانک (1999) استفاده گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری توسط دو نرم افزار Spss و Lisrelتحلیل شدند.
یافته ها: یافته های فرضیات پژوهش نشان داد اثر مستقیم مهارت های مدیریت کوانتومی بر آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی 76/0 و بر چابکی سازمانی 33/0 مثبت و معنادار است. همچنین اثر مستقیم آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی بر چابکی سازمانی 52/0 مثبت و معنادار است. اثر غیر مستقیم مهارت های مدیریت کوانتومی از طریق آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی بر چابکی سازمانی 39/0 مثبت و معنادار است.
بحث و نتیجه گیری: آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی می تواند به عنوان نقش میانجی، میزان همبستگی مهارت های کوانتومی مدیران و چابکی سازمانی را افزایش دهد. قرن بیست و یکم نیازمند یک جهان بینی کوانتومی است. پیشنهاد می شود مبانی مهارت های کوانتومی مدیریت به مدیران ادارات آموزش و پرورش شهرستان همدان و حتی مدیران مدارس آموزش داده شود تا بدین طریق زمینه افزایش آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی و به تبع آن چابکی سازمانی فراهم گردد.
نقش میانجی تصمیم گیری هوشمند در رابطه بین انعطاف پذیری فناوری و تیم پذیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مطالعه نقش میانجی تصمیم گیری هوشمند در رابطه بین انعطاف پذیری فناوری و تیم پذیری انجام گرفت. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از بعد شیوه ی اجرا رویکرد مدل سازی معادله ساختاری ماتریس همبستگی- کوواریانس محور است. جامعه ی پژوهش، کلیه ی مدیران مدارس ابتدایی استان کرمانشاه بودند که از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 320 نفر انتخاب شد. ابزارها شامل پرسشنامه های انعطاف پذیری فناوری و تصمیم گیری هوشمند محقق ساخته و تیم پذیری سلطانی (2008) بود که روایی محتوایی آن ها از نظر متخصصان مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ برای انعطاف پذیری فناوری 91/0، تصمیم گیری هوشمند 95/0 و تیم پذیری 89/0 محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از تکنیک های تحلیل توصیفی و تحلیل استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. نتایج نشان داد: انعطاف پذیری فناوری تأثیر مستقیم بر تیم پذیری و تصمیم گیری هوشمند دارد، همچنین تصمیم گیری هوشمند تأثیر مستقیم بر تیم پذیری دارد و در پایان انعطاف پذیری فناوری تأثیر غیرمستقیم از طریق تصمیم گیری هوشمند بر تیم پذیری دارد.