فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
187 - 198
حوزههای تخصصی:
based on the peculiarities of developing AI technology, learning English among EFL learners has become easier and the significance of studying the way English skills interact with AI technology such as Chat-GPT, and EFL learners’ internal and social factors have become highly important. Social factors include may greatly affect the problem-solving skills of the students. It might also lead to a decline in students' writing skills as they rely on the model to generate content rather than developing their own communication abilities. Social factors might include issues related to job or individual growth. Adopting a transformative learning ground, the present study attempted to use a qualitative-method approach to investigate how EFL learners experience AI, on one hand, and how they perceive Chat-GPT in this process through understanding changes in their job, attitudes toward themselves and etc, on the other hand. This study is based on a detailed investigation of the learning experiences of 46 Iranian EFL learners (intermediate and upper intermediate level) from Qom and Tehran provinces; selected based on convenience sampling procedure. Semi-structured interviews were used as the primary data collection method. Thematic analysis was used to analyze the recorded and transcribed data and theme extraction, which combined with an abductive approach helped derive broader meaning. The results indicated an overall positive perception of Chat-GPT among the participants
Designing and validating a model of reflective skills for Iranian EFL teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۱ , ۲۰۲۵
105 - 139
حوزههای تخصصی:
This study aimed to develop and validate a model of reflective skills for Iranian EFL teachers to help them acquire reflective skills. Accordingly, an exploratory sequential mixed-methods design was used in two phases. In the qualitative phase, 50 EFL teachers were recruited based on available sampling method from different private language institutes of Fars Province, Iran to participate in semi-structured interviews. The interview data were analyzed following open, axial, and selective coding procedures and the results were used to develop a reflective skills questionnaire. The quantitative phase involved 300 EFL teachers who were selected through available sampling to complete the researcher-made questionnaire. The process of quantitative data analysis was conducted through Cronbach’s Alpha test, exploratory factor analysis (EFA) and confirmatory factor analysis (CFA). According to the results, a model of reflective skills for Iranian EFL teachers was designed consisting of three main components including social skills, pedagogical skills, and transformative skills, with twelve sub-components. The findings offer some implications for policymakers, teacher trainers, and other stakeholders in charge of training and recruiting EFL teachers.
مدل سازی تاثیر آموزش فعالیت بدنی بر مهارت های اجتماعی با نقش میانجی سلامت اجتماعی دانش آموزان ورزشکار
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
120 - 101
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، توسعه سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی با تاکید بر کاربرد آموزش فعالیت بدنی در مدارس به عنوان مهمترین مولفه های اجتماعی، نقش اساسی در کیفیت تعاملات، رشد شخصیتی و موفقیت دانش آموزان ایفا می کند. هدف از مطالعه حاضر مدل سازی تاثیر آموزش فعالیت بدنی بر مهارت های اجتماعی با نقش میانجی سلامت اجتماعی دانش آموزان ورزشکار شهر زاهدان بود. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود و جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 1404-1403 شهر زاهدان بود. با توجه به جدول مورگان و همچنین از روش نمونه گیری تصادفی ساده 256 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه سلامت اجتماعی کییز (2004)، پرسشنامه آموزش فعالیت بدنی محقق ساخته و پرسشنامه مهارت های اجتماعی کوانگ (2023) بود. برای بررسی روایی پرسشنامه ها از روایی صوری و محتوایی استفاده شد. داده ها از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شد.تحلیل-های مدل سازی معادلات ساختاری، برازندگی الگوی پیشنهادی را تایید کرد. نتایج نشان داد که آموزش فعالیت بدنی بر سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی اثر مثبت و معنی دار و مستقیم دارد، سلامت اجتماعی بر مهارت های اجتماعی اثر مثبت و معنی دار و مستقیم دارد، همچنین اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی دار آموزش فعالیت بدنی از طریق سلامت اجتماعی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان نشان داده شد. بنابراین آموزش ورزش و فعالیت بدنی زمانی که در محیطی سالم و هدفمند انجام شود، می تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای ارتقای سلامت اجتماعی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان عمل کند. به همین دلیل، برنامه ریزان و مسئولین آموزشی باید با اتخاذ سیاست های مناسب، این پتانسیل را به حداکثر برسانند تا نسل آینده ای با مهارت های اجتماعی قوی تر و سلامت اجتماعی بالاتر پرورش یابند.
رابطه سواد رسانه ای با نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و عملکرد تحصیلی، در دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۲۱۶-۱۹۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان سواد رسانه ای با نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان، انجام شده است. نوع پژوهش، توصیفی و روش آن رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان دختر پایه هشتم منطقه 6 آموزش وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. نمونه پژوهش 150 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه سواد رسانه ای تامن (1995) و پرسشنامه میزان و نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی رسول آبادی (1394) بود. معدل دروس دانش آموزان نیز به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی درنظر گرفته شد. نتایج نشان داد که هر چه میزان سواد رسانه ای دانش آموزان بیشتر باشد، مدیریت آنها بر میزان و نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بیشتر است. مدیریت زمان و جلوگیری از هدر رفتن آن و همچنین استفاده مطلوب از امکانات این فضا، در نهایت منجر به عملکرد تحصیلی بهتر می شود. راهکار علمی حاصل از این پژوهش، مبتنی بر این است که یادگیری مهارتهای سواد رسانه ای در نوجوانان سبب می شود آنان به مرحله خودمختاری ذهنی دست یابند و از مصرف کننده منفعل فضای مجازی به مخاطبانی هوشمند تغییر نقش بدهند. دستیابی به این مرحله از دانش و مهارت، سبب افزایش کیفیت زندگی دانش آموزان در همه عرصه ها، به ویژه عملکرد تحصیلی آنان می شود.
ارزشیابی تصاویر کتاب درسی فارسی اوّل دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان مناسب بودن تصاویر کتاب فارسی پایه اوّل دبستان و شناسایی نقاط قوت و ضعف تصویرگری این کتاب انجام شده است. روش پژوهش، کیفی با رویکرد ارزشیابی، و جامعه مورد مطالعه کلیّه معلّمان پایه اوّل ابتدایی کشور و نیز تصویرگران کتاب کودک و متخصصان روا ن شناسی تربیتی بوده است. 720 معلّم اوّل ابتدایی استان های تهران، خوزستان، زنجان، کرمانشاه و یزد به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. هم چنین از نظرات تصویرگران کتاب کودک و متخصصان روان شناسی تربیتی در ارزشیابی تصاویر استفاده شد. گردآوری داده ها ازطریق پرسشنامه محقق ساخته به تفکیک معلّمان، متخصصان روان شناسی تربیتی و تصویرگران کتاب کودک انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش هولستی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد با این که کتاب فارسی، نوآوری هایی نسبت به کتاب قبل دارد، اما اشکالاتی فنی و آموزشی بر آن وارد است و می توان گفت مسأله دارترین مقوله یا عنصر کتاب، تصاویر آن است.
کاربرد سبک شناسی لایه ای در پرورش تفکّر انتقادی و بهبود مهارت سواد خواندن (بر پایه تدریس درس کاوه دادخواه کتاب فارسی پایه یازدهم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه سواد خواندن یکی از مهمترین مهارت های مورد نیاز برای هر انسانی در هر جامعه ای است زیرا که این مهارت، ابزار تفکّر و حلّ مسئله و یادگیری در همه زمینه هاست. بهبود مهارت سواد خواندن با کاربست سبک شناسی لایه ای در تحلیل متون ادبی، موضوع اصلی این پژوهش است. روش ها: روش مورد استفاده در این مقاله، توصیفی - تحلیلی و بر مبنای مطالعه و کاربست نظریه ها در کلاس های درس دوره متوسطه است. یافته ها: تحلیل متون ادبی بر پایه سبک شناسی لایه ای، آن هم در فرایند تدریجی آموزش در چهارچوب مدل سازنده گرایی، می تواند ابتدا به تقویت «درک مطلب» به عنوان مهمترین شاخص سواد خواندن و سپس به بهبود کل مهارت در انواع متون(اعم از ادبی، علمی، اطّلاعاتی و ...) بینجامد. علاوه بر این، نتایج و دستاوردهای تحلیل سبک شناسانه متون ادبی، می-تواند خود، پشتوانه ای گردد برای نقد روشمند ادبی، آفرینش سازه های نوین ادبی و بهبود هر چه بهتر مهارت سواد خواندن. نتیجه: هدف از سبک شناسی لایه ای، تحلیل، واکاوی و درک و فهم تمامی لایه های برونی و درونی متن ، برای دست یابی به نوعی سبک شخصی و نیّت مؤلّف است و این اقدامات در مواقعی با مراحل پنجگانه مهارت«دقیق خوانی» و همچنین با سطوح عالی یادگیری «بلوم» مناظر می شود و در این صورت است که ابزاری بسیار سودمند می گردد برای پرورش تفکّر نقّاد، یادگیری و بهبود مهارت سواد خواندن. تحلیل پیکره متن ادبی کاوه دادخواه، بر پایه سبک شناسی لایه ای، یکی از نمونه های کار است. پس از تحلیل تمامی لایه های متن، درمی یابیم که سبک شخصی مؤلّف در لایه «ایدئولوژیک» نمایان می شود.
پدیدارشناسی دیدگاه دانش آموزان دوره متوسطه اول در ارتباط با معلم خوب: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
115 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل تجربه و ادراک دانش آموزان متوسطه در رابطه با خصوصیات و ویژگی های معلم خوب است. این پژوهش در رده پژوهش های کیفی است که با روش پدیدارشناسی و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شد. جامعه ی مشارکت کنندگان دانش آموزان یک دبیرستان دولتی پسرانه دوره اول متوسطه بودند که از بین آن ها 33 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند استخراج و به روش تحلیل محتوا کیفی هدایت شده گرانهیم و لاندمن با رویکرد استقرایی تحلیل شد. برای تأمین روایی و پایایی پژوهش از روش ارزیابی لینکلن و گوبا (1985) استفاده گردید. یافته ها در قالب دو مقوله اصلی (ویژگی های دانشی و مهارتی، ویژگی های منش) و پنج مقوله فرعی (تدریس اثربخش، مدیریت مؤثر کلاس درس، مربی گری مهارت های زندگی، خصوصیات رفتاری، خصوصیات اخلاقی) و 77 مفهوم ارائه شدند. در نهایت، نتایج پژوهش معلم خوب را فردی مدیر، باسواد، قابل اعتماد، مسئولیت پذیر، اجتماعی، صمیمی، همدل و فهمیده می داند که نقش وی با خروج دانش آموزان از مدرسه به پایان نمی رسد، بلکه فراتر از مدرسه، این نقش در زندگی روزمره معلم جهت تقویت و توسعه این ویژگی ها همواره باید با او همراه باشد. نتایج پژوهش همچنین، در راستای ارتقای کیفیت معلمان و پیشرفت دانش آموزان، بر ضرورت توجه به مقوله های استخراجی تأکید می کند و این مقولات را به عنوان راهنمایی جهت طراحی برنامه های درسی آموزش معلمان در دانشگاه های مربوطه و مخصوصا در بحث آموزش ضمن خدمت آن ها، در نظر می گیرد.
تدوین پروتکل مدیریت کلاس مجازی برای دوره اول دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
205 - 229
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی پروتکل مدیریت کلاس مجازی جامع برای دانش آموزان دوره اول دبستان در ایران است. با توجه به اهمیت روزافزون آموزش مجازی، به ویژه پس از همه گیری کووید-19، این مطالعه به دنبال ارائه دستورالعمل هایی ساختاریافته است که کیفیت، دسترسی و اثربخشی را در محیط های یادگیری آنلاین تضمین کند. روش: در این پژوهش، ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون، پروتکل های مدیریت کلاس مجازی در سطح جهان، قوانین و اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی مرتبط با آموزش و پرورش، قوانین مرتبط با شرایط اضطراری و ویژگی ها و امکانات سکوهای رایج برگزاری کلاس مجازی در ایران و جهان بررسی شد. سپس، با استفاده از روش دلفی، نظرات کارشناسان جمع آوری و محتوای پروتکل اعتبارسنجی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اجماع نظر قابل قبولی در بین شرکت کنندگان در مورد مؤلفه ها و شاخص های کلیدی پروتکل وجود دارد. پروتکل نهایی شامل مجموعه ای از دستورالعمل ها و راهنمایی ها برای مدیریت کلاس های مجازی دوره اول دبستان است که بر اساس چهار مؤلفه اصلی (آماده سازی و برنامه ریزی، مدیریت تعاملات، ارزیابی و بازخورد، ملاحظات فنی و پشتیبانی) تدوین شده است. نتیجه گیری: اجرای موفق این پروتکل می تواند با هدف بهبود تجربه آموزشی برای فراگیران در سن پایین و حمایت از پیشرفت تحصیلی آن ها در یک بستر مجازی، عمل کند. این یافته ها به عنوان منبعی برای مدیران آموزشی، معلمان و سیاست گذاران برای افزایش کارایی آموزش مجازی و کاهش چالش های بالقوه ای که دانش آموزان در محیط های یادگیری آنلاین با آن مواجه هستند، عمل خواهد کرد. پیشنهاد می شود که در پژوهش های آتی، اثربخشی پروتکل در شرایط واقعی کلاس درس بررسی شده و بازخوردهای معلمان و دانش آموزان در طراحی نسخه های بعدی پروتکل مد نظر قرار گیرد. همچنین، پیشنهاد می شود که این پروتکل برای سایر مقاطع تحصیلی نیز بومی سازی و اعتبارسنجی شود. علاوه بر این، پژوهش های آتی می توانند به بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش و اجرای پروتکل توسط معلمان و مدیران مدارس بپردازند.
مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان از درک مفهوم شادی در برنامه درسی مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
239 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه شناخت تجارب زیسته دانش آموزان از درک مفهوم شادی در برنامه درسی با روش پدیدارشناسی است.مشارکت کنندگان شامل 10 نفر از دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرتهران هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند و روش موارد عادی انتخاب شده اند. تعداد مصاحبه ها بر اساس اشباع اطلاعاتی پژوهشگران مشخص شده است. داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با تحلیل تماتیک تفسیر گردید. یافته ها نشان می دهداز دیدگاه دانش-آموزان، ماهیت شادی شامل: شادی به عنوان یک احساس خوب و لذت بخش، احساس آرامش و دوری از استرس، انرژی سازنده و مثبت و خوش بینی نسبت به خود و زندگی است. ابعاد شادی شامل: معلم، ابزارهای یادگیری معنادار ، بعد فردی یادگیرنده، امکانات و تجهیزات مدرسه، خانواده وکارکنان مدرسه است. عواملی چون تدوین برنامه های درسی مبتنی بر علائق دانش آموزان، توجه به فعالیت های فوق برنامه، برگزاری مسابقات، تحول در شیوه های آموزش، جلب مشارکت دانش آموزان، برقراری ارتباط دوستانه با دانش آموزان ، توجه به خلاقیت و پیش بینی فرصت هایی برای فعالیت های اجتماعی موجب افزایش شادی دانش آموزان از طریق برنامه های درسی می شود.
تحلیل محتوای کتاب درسی ریاضی پایه نهم بر اساس استانداردهای محتوایی و فرایندی و زمینه مداربودن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
105 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتاب ریاضی پایه نهم، بر اساس تکالیف ارائه شده در آن، بود. این تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی است که برای انجام آن، از روش تحلیل محتوای کمّی استفاده شد. در این مطالعه، تکالیف کتاب ریاضی پایه نهم، چاپ سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲، بر اساس سه محور استانداردهای محتوایی، استانداردهای فرایندی و زمینه مداربودن بررسی شد. نتایج تحلیل بر اساس دو محور استانداردهای محتوایی و فرایندی، نشان داد که در تکالیف ارائه شده در این کتاب، به همه استانداردهای محتوایی و فرایندی توجه شده است؛ البته میزان پرداختن به هریک از استانداردها در مقایسه با هم متفاوت بود. در بین استانداردهای محتوایی، بیشتر از همه به اعداد و عملیات و پس از آن، به ترتیب به جبر، هندسه، اندازه گیری و آمار و احتمال، و در بین استانداردهای فرایندی نیز بیشتر از همه، به استاندارد ارتباط و اتصال و پس از آن، به ترتیب به استدلال و اثبات، بازنمایی ها، گفتمان و حل مسئله توجه شده بود. تحلیل تکالیف بر اساس زمینه مداربودن یا نبودن مشخص کرد که حدود ۱۱ درصد از تکالیف، به زندگی واقعی مرتبط بوده که از این مقدار، حل مسائل عملی درصد بیشتری را به نسبت مسائل موقعیت عملی به خود اختصاص داده بود. پیشنهاد این تحقیق، پرداختن متوازن به استانداردهای محتوایی و فرایندی و افزایش تعداد تکالیف زمینه مدار است.
The Impact of Teacher Training Courses (in-service training) on ELT Teachers’ Perceptions and Practices of Learner Autonomy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
96 - 108
حوزههای تخصصی:
The autonomy of learners (AL) is a concept that is increasingly becoming popular in English Language Teaching (ELT). This study sought to explore the effects of in-service training on the perceptions and practices of Iranian EFL teachers in terms of learner autonomy. The use of mixed methods enabled the collection of both quantitative and qualitative data from the Learner Autonomy Questionnaire (LAQ) (Borg & Al-Busaidi, 2012) as well as classroom observations and semi-structured interviews. Twenty teachers from an Iranian EFL context enrolled in a 30-hour in-service training focusing on autonomy-supportive practices for EFL. The results of quantitative data analyzed through descriptive statistics and repeated-measures ANOVA showed significant differences on teachers’ perceptions (F = 93.57, p = .00, η2= .83) and practices (F = 237.52, p = .00, η2= .92). Thematic qualitative analysis of interviews showed that teachers’ beliefs with regard to learner autonomy became comprehensive and multi-faceted resulting in greater use of reflective practices, goal-setting, and collaborative problem solving. These findings corroborate existing literature, , while also emphasizing the need to incorporate practical training as a component in teacher development programs (TDP) in a bid to transform knowledge into practice within the classroom. These findings are relevant to curriculum development, teacher training, and future learner autonomy research in EFL contexts.
پرورش تفکر خلاق از طریق باز طراحی کتب درسی دوره ابتدایی: تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
144 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با بهره گیری از رویکردی نوین در تحلیل محتوای کتاب های درسی، با هدف شناسایی عناصر تفکر خلاق در کتاب «مطالعات اجتماعی» پایه سوم ابتدایی انجام شد. بدین منظور، ابتدا بر اساس ادبیات نظری، مؤلفه ها و عناصر تفکر خلاق تبیین گردید و سپس محتوای کتاب یادشده بر اساس این مؤلفه ها تحلیل شد. روش پژوهش : روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل محتوای کیفی و کمی است. در ابتدا برای شناسایی و استخراج مولفه های تفکر خلاق ، تحلیل محتوای استقرایی به کار گرفته شد. برای جمع آوری منابع معتبر از مرور نظام مند استفاده شد. معیار های ورود و خروج و چگونگی ارزیابی و انتخاب منابع معتبر تعیین و از 36 منبع جمع آوری شده 14 منبع انتخاب شد، که کلیه منابع انگلیسی و سال انتشار مقالات از 2020 تا 2024 است. بعد از کدگذاری و تبیین مقوله های اولیه و ثانویه، شش مولفه به عنوان معیارهای تفکر خلاق در کتاب درسی مشخص شدند. سپس از چک لیست محقق ساخته که ضریب توافق کاپا و الفای کرونباخ آن تعیین شد، ابزاری برای تحلیل محتوای کمی کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم ایتدایی مبتنی بر مولفه های تفکر خلاق تدوین شد. داده های کمی با استفاده ازآمار توصیفی، آزمون خی دو و آزمون مونتکارلو R کد در نرم افزار 18-Stata تحلیل شد. یافته ها : نتایج پژوهش تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی سوم ابتدایی نشان می دهد هرچند شش مؤلفه تفکر خلاق (ذهن باز، حل مسئله خلاق، محتوای مبتنی بر استیم، کار تیمی، فناوری های تعاملی و هوش موفق) در طراحی کتاب حضور دارند، اما توزیع آنها نامتوازن است. بررسی آماری تفاوت معناداری (05/0p> ) در پراکندگی مؤلفه ها بین بخش های کتاب نشان نداد، اما تحلیل کیفی، بیانگر غلبه هوش تحلیلی و محتواهای استیم در مقایسه با مؤلفه های ذهن باز و فناوری های تعاملی است که در تصاویر و پرسش ها کمرنگ ترهستند. فعالیت های گروهی و پروژه محور نیز کمتر به چالش های واقعی و چندمرحله ای می پردازند. این ناهماهنگی ممکن است مانع پرورش هوش موفق (ترکیب توانمندی های تحلیلی، عملی و خلاق) شود. پیشنهاد می شود در بازنگری کتاب، با افزودن تصاویر پرسش برانگیز، مسائل بازپاسخ و سناریوهای فناورانه، زمینه تقویت خلاقیت و کاربرد عملی مفاهیم فراهم شود. نتیجه گیری : مولفه های تفکر خلاق مانند پرورش ذهن باز، حل مساله خلاق، محتوای کتاب مبتنی بر استیم، تشویق کار تیمی و ارایه فعالیت های پروژه محور ، کاربرد تکنولوژی های تعاملی و هوشمند، تقویت هوش تحلیلی و موفق، لازم است به صورت متوازن در بخش های مختلف کتاب درسی از جمله نوشتار، تصاویر، فعالیت ها و پرسش ها لحاظ شوند.
تدوین مدل ساختاری تجربه غرقگی بر اساس هوش معنوی و سبک شناختی با میانجی گری کنترل شناختی و جهت گیری هدف در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
187 - 203
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف تجربه غرقگی، که با غوطه ور شدن عمیق و درگیری کامل در یک کار مشخص می شود، به دلیل تأثیرات روانی مثبت آن بسیار شناخته شده است. هدف پژوهش حاضر، شناخت رابطه بین تجربه غرقگی باهوش معنوی و سبک شناختی با نقش میانجی کنترل شناختی و جهت گیری هدف بود. روش ها : روش پژوهش توصیفی - همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه فرهنگیان گیلان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد 450 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تجربه غرقگی جکسون و مارشال (1996)، پرسشنامه کنترل شناختی گبریز (2018)، پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)، پرسشنامه هوش معنوی خدایاری فرد (1397) و پرسشنامه سبک یادگیری کلب (1985) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. تجزیه و تحلیل داد ها نشان داد که هوش معنوی و سبک شناختی اثر مستقیم بر غرقگی دارند (01/0>P). هوش معنوی و سبک شناختی به واسطه کنترل شناختی و جهت گیری هدف اثر غیرمستقیم بر غرقگی دارند (01/0>P).. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کنترل شناختی و جهت گیری هدف باتوجه به نقش هوش معنوی و سبک شناختی می توانند تبیین کننده تجربه غرقگی باشند.
بررسی تاثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای نارسایی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
97 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی دارای اختلال یادگیری خاص ناحیه 1 شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402. از میان جامعه آماری تعداد 26 دانش آموز دارای اختلال یادگیری خاص به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب، و به شیوه نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (13نفر) و کنترل (13 کنترل) گمارش شدند. گروه آزمایش طی 12 جلسه 50 دقیقه ای تحت آموزش فلسفه برای کودکان قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه انگیزش تحصیلی AMS والراند (1992) و پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2013) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد .یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص موثر است (۰1 /۰>P). به بیان دیگر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در نتیجه رویکرد آموزشی مربوطه بهبود معناداری داشته است. نتیجه گیری: نظر به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر می توان گفت که آموزگاران، مشاوران و والدین دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص می توانند از برنامه آموزشی فلسفه برای کودکان برای افزایش انگیزش و درگیری تحصیلی استفاده کنند.
اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر یادگیری خودراهبر، تفکر سطح بالا و مهارت های حل مسئله دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 38
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سواد اطلاعاتی اینترنتی نقش مهمی در افزایش خودکفایی دانش آموزان در دسترسی به منابع معتبر علمی دارد و آنها را برای یادگیری مادام العمر آماده می کند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان ابتدایی بوده است. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم ناحیه ۲ شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. بدین منظور 30 دانش آموز دختر پایه سوم ابتدایی ناحیه ۲ یزد با بهره گیری از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها پرسش نامه های یادگیری خودراهبر فیشر، کینگ و تاج (2001)؛ تفکر سطح بالای عبدی و دیگران (1393) و مهارت حل مسئله هپنر و پترسن (1982) بود. آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی، طی 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره (سطح معناداری 05/0) نشان داد که آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی تأثیر دارد و آن را بهبود می بخشد. نتیجه گیری: بنابراین معلمان و مسئولان آموزشی می توانند با آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی به دانش آموزان، به بهبود عملکرد تحصیلی و موفقیت تحصیلی آنان کمک نمایند.
بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان دورۀ ابتدایی از آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان دوره ابتدایی از آموزش مجازی صورت گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. گروه هدف پژوهش تمامی مادران دارای دانش آموز دوره دوم ابتدایی در ناحیه یک شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودندکه تعداد 14 نفر از این مادران از طریق روش نمونه گیری «هدفمند» انتخاب شد. اینکه مادران حداقل دو سال تجربه آموزش مجازی در خانه در دوران کرونا را داشته باشند، جزو ملاکهای ورود و خروج بود. پس از رسیدن به اشباع نظری جمع آوری داده ها به اتمام رسید. ابزار پژوهش «مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته» بود و از روش تحلیل داده اسمیت استفاده شد. برای تعیین اعتبار داده ها از بررسی و تطبیق نظر برخی پژوهشگران کیفی و مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده شد. با بررسی تجارب زیسته مادران دانش آموزان از آموزش مجازی، از دل این مفاهیم، 9 مضمون اصلی و 25 زیرمضمون فرعی استخراج شد. مضامین مشارکت و نظارت موثر والدین، کارآمدی آموزشی و جنبه موثر اقتصادی، در پاسخ به سوال جنبه مثبت آموزش مجازی؛ مضامین مسائل آموزشی و مسائل فنی، در پاسخ به سوال جنبه منفی آموزش مجازی و مضامین حمایت مردمی، نظارت و ارزشیابی، حل مشکلات زیرساختی و آموزشی و ادغام آموزش مجازی و حضوری، در پاسخ به ارائه راهکار برای بهبود آموزش های حضوری و مجازی حاصل شد . به طور کلی می توان گفت که آموزش مجازی مزایا و معایب خاص خودش را دارد و ادغام آموزش مجازی و حضوری در کنار هم در مدارس می تواند جهت بهبود کیفیت آموزشی موثر واقع شود.
Conceptions of Pedagogical Content Knowledge: Insights from CLIL Teachers in an Iranian International School
حوزههای تخصصی:
The rise of international education and Content and Language Integrated Learning (CLIL) has created new demands for teacher education and the development of pedagogical content knowledge. This exploratory qualitative study investigated teachers’ conceptualizations of pedagogical content knowledge in an English-medium, international, Content-and-Language Integrated Learning context, addressing instructional challenges, contextual influences on teaching practices, and the role of English proficiency in Pedagogical content knowledge development. Using a case-study approach, data were collected through classroom observations and in-depth interviews with eight participants selected via convenience sampling from an international school in Mashhad, Iran. The interview transcripts were analyzed using MAXQDA 12 and conducting open, axial, and selective coding procedures. Findings revealed six core pedagogical content knowledge domains, with knowledge of technology, culture, context, and language emerging as critical additions to traditional pedagogical content knowledge frameworks. The study highlights how technological advancements necessitate digital competence; internationalization of education demands intercultural competence; and English-medium instruction requires linguistic awareness or advanced language proficiency in the context. The results underscore the evolving nature of pedagogical content knowledge in a Content-and-Language Integrated Learning environment, emphasizing the role of Englishization and multiculturalism in shaping pedagogy. This study may serve as an effort in teacher education, advocating for more investigations in search of a more comprehensive model of pedagogical content knowledge within the context of international education.
Implementing the Communicative Approach in Tenth-Grade Iranian High School English Language Textbooks: An Analysis of Vision 1
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to examine the Iranian high school teachers’ perceptions towards the new English textbook named Vision 1 and tried to find the level of these textbooks' communicative aspects based on the teachers' perceptions. To do so, one hundred participants were selected based on convenience random sampling, including 65 male and 35 female Iranian EFL teachers. To collect teachers' perspectives on Vision 1 , a questionnaire, adapted from a similar previous study (Razmjoo, 2010), was used. To gain more valid data and to triangulate the data, a semi-structured interview was also conducted with 25 teachers. The results indicated that Vision 1 was considered poor in terms of vocabulary, writing, and critical discourse analysis components by most teachers, but they rated it appropriate in terms of structure, reading, listening, and speaking tasks. The general methodological considerations of Vision 1 were perceived to be good, but some believed that they were poor. The findings of the interview revealed that the participants agreed that Vision 1 is based on the approach of CLT. Notwithstanding, they argued that this method has not been properly operationalized in the content of the book. The teachers pointed out that Vision 1 has some features like conversations and pronunciation practices, which are beneficial for developing the communicative competence of the students. The results have implications for teachers and materials writers as well as the policy makers.
الگوی بهره گیری از هوش مصنوعی در ارزشیابی فرآیند طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی: رویکرد نظریه برپایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی بهره گیری از هوش مصنوعی در ارزشیابی برنامه های درسی طراحی و تدوین شده در نظام آموزش عالی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان درزمینهبرنامه ریزی درسی، تکنولوژی آموزشی و مهندسی کامپیوتر که تجربه تألیف و پژوهش علمی در زمینه هوش مصنوعی داشتند، بود، که با شیوه نمونه گیری هدفمند و از نوع ملاک محور، 19 نفر برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. به منظور اعتبارسنجی و تأمین روایی و پایایی یافته های پژوهشی از معیارهای چهارگانه لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده بیست مفهوم محوری بود، که با توجه به مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین (2008) در قالب، پدیده محوری پژوهش (تحلیل داده محور مبتنی بر هوش مصنوعی در طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی)، شرایط علی (ضعف استاندارد، ارزشیابی سنتی، پیچیدگی و حجم داده ارزشیابی و لزوم بین المللی سازی طراحی و تدوین برنامه های درسی)، راهبردها، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر و پیامدها سازمان دهی شد. در انتها بر مبنای نتایج پژوهش پیشنهاد می شود، با استفاده از فراهم سازی بسترسازی در ابعاد مذکور، جهت کاربرد هوش مصنوعی در فرآیندهای برنامه ریزی درسی در آموزش عالی توجه شود.
آموزش کارآفرینی یا کارآفرینی آموزش: بررسی الگوی اجرایی آن در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
1 - 34
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف ضرورت کارآفرین نمودن آموزش در مدارس انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و با روش کیفی سنتزپژوهی و مصاحبه با افراد صاحب نظر انجام شده است و جامعه آماری کلیه مطالعات در بازه زمانی (2003-2021) و انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. ازاین رو، 600 پژوهش در زمینه موضوع مورد نظر ارزیابی و درنهایت 125 پژوهش به صورت هدفمند انتخاب گردید و در گام دوم با 30 نفر از افراد صاحب نظر تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه انجام شد. با تحلیل محتوا و پیاده سازی مصاحبه های انجام شده، درمجموع 90 کد اصلی، 18 کد محوری و 7 کد باز مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل در دو بخش وضعیت موجود آموزش کارآفرینی و کارآفرینی آموزش قرار گرفت. نتایج این پژوهش این طور نشان داد که در وضعیت موجود مدارس با ضعف در سیاست گذاری و اهداف کلان، هدف گذاری خرد و در سطح کوچک، نیروی انسانی، محتوای آموزشی، فضا و امکانات آموزشی و ارزیابی و پیگیری مواجه است که در همین زمینه نیاز است تا به منظور پیش بایست های کارآفرینی آموزش به زیرساخت مبنایی کارآفرینی آموزش، ایجاد مدارس ارزش آفرین، راه اندازی سیستم به روزرسانی مربیان و ایجاد یک سیستم کوچینگ و پیگیری توجه ویژه ای داشته باشند.