ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۰۱ تا ۲٬۶۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۶۰۱.

شاهکارهای ادبیات روسیه در آینه سینما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۲۴۴
سینما در آغاز به عنوان یک صنعت حیات یافت، توانست با بهره گیری از برخی ویژگی های ادبیات، به سرعت خود را به ادبیات نزدیک کند و موقعیت خود را به جایگاه هنری ارتقاء دهد. هدف از این همبستگی و پیوستگی، دستیابی به این مهم بود که یک اثر سینمایی در صورتی موفق خواهد بود که بتواند تأثیری جاودان بر مخاطب بگذارد. لذا اقتباس، هنر مهم و تثبیت شده ای در فیلمسازی است. تاریخ سینما شاهد اقتباس های متعدد از یک منبع بوده است و برخی آثار از نویسندگان مناسبت بیشتری برای تبدیل شدن به فیلم یافته اند. ادبیات روسیه نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و به دلیل گستردگی و غنای ادبی آن بواسطه حضور آثار نویسندگان و ادیبان بزرگ در طول تاریخ ادبی خویش، همواره منبع الهام و اقتباس سینماگران بوده است. این مقاله به بررسی چهار اثر ادبی که در سینما مورد اقتباس واقع شده و از روی آن فیلم ساخته شده است، می پردازد که می توان آنها را یکی از بهترین های ادبیات روسی قرن ۱۹ و۲۰ نامید. هدف اصلی این مقاله تعیین جایگاه آثار فوق در تاریخ سینما و پی بردن به تاثیر کیفیت و اصالت بالای این آثار شده است و در نهایت اینکه چه چیزی آنها را به زبان سینما ترجمه کرده است.
۲۶۰۲.

شیوۀ هنری مولانا در کاربرد انواع حروف در مثنوی با تکیه بر نشانه هایی از مختصّات سبک خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
در بیشتر تحقیقات انجام شده بر روی مثنوی، ویژگی های سبک زبانی مولوی کمتر مورد نقد و بررسی دستوری قرار گرفته است. در این مقاله به بررسی کاربرد انواع حروف در مثنوی با تکیه بر مختصّات سبک خراسانی از منظر زبانی پرداخته شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که مهم ترین ویژگی های سبکی مولانا در خصوص کاربرد انواع حروف در مثنوی چیست؟ روش گردآوری اطلاعات در این مقاله بر اساس مطالعات کتابخانه ای بوده و تحقیق به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که مثنوی معنوی از لحاظ ویژگی های دستوری، اثری بسیار غنی با تنّوع واژگانی فوق العاده است؛ به طوری که در این پژوهش سعی شده، سبک و ساختار انواع حروف در مثنوی مورد واکاوی قرار گیرد. حاصل پژوهش نشان می دهد که مولوی با کاربردهای نامتعارف حروف در سطوح مختلف صرفی و نحوی، موجبات برجستگی زبان و در نتیجه تأثیرگذاری مضاعف مثنوی بر مخاطب را فراهم آورده است.
۲۶۰۳.

منظومه حماسی «رونقِ انجمن» و تأثیرپذیری آن از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۷۰
«رونقِ انجمن» منظومه ای حماسی دینی به بحر متقارب در 2044 بیت است که شاعری با تخلّص صحبتِ لاری در دوره قاجار آن را سروده است. لاری در این منظومه، به اقتفای فردوسی رفته و در سرودن آن، علاوه بر پیروی از سنّت مختارنامه سرایی، سبک و سیاق شاهنامه را نیز سرمشق اصلی خود قرار داده است. این پژوهش در صدد آن است تا به روش تحلیلی و سندکاوی تأثیرپذیری این منظومه از شاهنامه را نشان بدهد. پژوهش حاضر، همچنین برآن است تا تأثیر شاهنامه را به لحاظ سبک شناختی، بر این مثنوی حماسی دینی، در چند بخش از قبیل زبان، ساختار، بیان و محتوا با ذکر و تحلیل شواهد بررسی کند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد لاری یکی از مختارنامه سرایان ادب فارسی است که منظومه حماسی خویش را تحت تأثیر شاهنامه سروده و در این راه –به زعم خویش- کاری برتر از فردوسی در سرودن شاهنامه انجام داده است.
۲۶۰۴.

ردپای دانته در رمان ماه و آتش به قلم چزاره پاوزه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۲
نام دانته آلیگیری تقریباً در آثار زیادی از ادبیات جهان، به خصوص  غرب، به چشم می خورد. نویسندگان و ادبای معاصر  زیادی از زبان و فرهنگی متفاوت در برخی آثار و یا مطالعات خویش به سفر درونی دانته گونه انسان اشاره داشته اند. در شبه جزیره ایتالیا، نام و سنت و اندیشه و ذهنیت دانته بارها مورد خطاب و اشاره ی متفکرین و نویسندگان از قرن شانزدهم میلادی تا دوره ی معاصر قرار گرفته است. در مطالعات تطبیقی ملی و درون مرزی، امروزه محققین در ایتالیا و خارج از ایتالیا به وام گیری های موضوعی و ریخت شناسانه در آثار برخی داستان سرایان و نویسندگان قرن بیستم ایتالیا پرداخته اند، و در این بین شاید مطالعه ای از تریستان کی (۲۰۱۰) تحت عنوان «دانته به عنوان یک ضدمدل در ماه و آتشِ چزاره پاوزه» در خور اهمیت شایانی باشد چراکه با یک نگاه نقدی کلیت گرا به قیاس ساختاری و موضوعی بین افکار نویسنده ی ماه و آتش و نویسنده ی  کمدی الهی پرداخته است.  مطالعه ی حاضر با الهام گیری از مطالعه ی تریستان کی و با اتخاذ نگاهی لزوماً درون متنی، ضمن آنکه سعی دارد از عمق ماه و آتش  به سمت برخی زوایای محتوایی و تصویریِ کمدی الهی حرکت کند، به دنبال یافتن رد پای دانته در قسمت های مختلف این رمان است. سوالی که در نهایت این جستار به دنبال پاسخی بر آن است این است که آیا به جز دوزخ و برزخ، ردپایی از بهشت نیز در ماه و آتش وجود دارد؟
۲۶۰۵.

«ما را به یاد آرید! » بررسی تطبیقی شعر «یاد آر» دهخدا با «به آیندگان» برشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۸۶
دهخدا و برشت که با یکدیگر همعصر بودند، با وجود زندگی در دو سرزمین متفاوت، فراز و نشیب های مشابهی را پشت سر نهادند و هر دو دوران ظلم و استبداد خودکامگان، جنگ، فقر و قحطی و تلخی تبعید را چشیدند. این مشابهت در تجربه ی زیسته ی آنان و همچنین مبارزه ی همیشگی برای آزادیخواهی که در شعرشان نیز نمود یافته، موجب شده تا درونمایه ی دو شعر مشهور آنان یعنی «یاد آر ز شمع مرده یار آر» و «به آیندگان» با یکدیگر شبیه باشد. آنها نخست به توصیف دوران تاریک خود می پردازند و از ناآگاهی و عدم مسئولیت پذیری مردم شکوه می کنند، سپس برای تنویر افکار عمومی مبارزات خود با حاکمان ظالم را برمی شمرند. دهخدا بر آن است که با وجود جو خفقان، او و همقطارانش دین خود را ادا نموده اند و در این راه حتی از جان خویش گذشته اند، حال آنکه برشت اذعان می کند تلاشش با وجود توان اندکی که داشته، کافی نبوده است. هر دو شاعر با اطمینان از اینکه این روزگار سیاه سر می آید، از آیندگان می خواهند که آنان را یاد کنند.
۲۶۰۶.

تحلیل ساختار روایی رمان های فریبا وفی بر مبنای رویکرد سارا میلز در سه سطح گفتمان، جملات و واژگان با تکیه بر پرنده من و رؤیای تبّت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۶۰
تجارب زنان و تفاوت آن با تجارب مردان، زمینه ساز شکل گیری رویکردهای مختلفی در زمینه پیوند زبان و جنسیت شده است. زنان و مردان در کارگرفتِ برخی ویژگی های زبانی گرایش های متفاوتی دارند و همین امر سبب تفاوت زبان آنان با یکدیگر می شود. در این پژوهش سعی می شود به شیوه توصیفی – تحلیلی به این پرسش اصلی پاسخ داد که در ساختار روایی رمان های فریبا وفی تفاوت میان زبان زنان و مردان در قالب شاخص های مدّنظر سارا میلز در سطح واژگان، جملات و گفتمان، چگونه نمود یافته اند؟ یافته ها حاکی از آن است که در بافت متنی این رمان ها، زبان زنان در هر سه سطح، مطابق با پیش بینی های مدّنظر سارا میلز است. ازآنجاکه نویسنده، زنی است که درباره زنان می نویسد، بسامد استفاده از واژگان مخصوص زنان در نوشتار وی فراوان است، هم چنین استفاده از تصویرگری دقیق، جزئی نگری، بهره گیری از واژگان جنسیتی، رنگ واژه ها، سوگندواژه ها، واژگان عاطفی و مانند این ها. زن های این رمان ها از تردیدنماها، تشدیدکننده ها و تقریب نماهای بیشتری استفاده کرده اند و با پرهیز از به کارگیری دُشواژه ها و استفاده از درخواست های غیرمستقیم، زبانی مؤدبانه را برای گفت وگوهای خویش برگزیده اند. بسامد قابل توجه جملات کوتاه، استفاده از نشانه های فرازبانی سه نقطه، توصیفی، ناتمام، محافظه کارانه و مشارکت گرا با مؤلفه های مدّنظر سارا میلز همخوانی دارد. در سطح گفتمان نیز تعدد شخصیت های زن، زاویه دید سوم شخص، متن روایی و راویگری نویسنده، اشاره به پیشینه خانوادگی، جایگاه اجتماعی زنان، اشاره به بحران های عاطفی و هویتی در زندگی زنان دیده شد. بسامد قابل توجه حضور شخصیت های زن در جریان پیشبرد روایات، نوستالژی، آداب و رسوم و خرافات، امید و انتظار از نمودهای مؤلفه های مورد بحث به شمار می روند.
۲۶۰۷.

تحلیل مهارت ها، نگرش ها و دانش فنّاورانه مدرسان زبان فارسی بر پایه چارچوب TPACK(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
 با گسترش فنّاوری های دیجیتال و ورود هوش مصنوعی در آموزش زبان، این مطالعه به بررسی میزان استفاده، نگرش و مهارت مدرسان زبان فارسی در به کارگیری فنّاوری های آموزشی می پردازد. پژوهش حاضر با روش توصیفی پیمایشی و از طریق توزیع پرسشنامه محقق ساخته میان مدرسان زبان فارسی به غیرفارسی زبانان (آزفا) در داخل و خارج از کشور انجام شده است. برای تحلیل داده های حاصل از پاسخ های شرکت کنندگان از نرم افزار  SPSSاستفاده شد. تحلیل نتایج نشان می دهد که هرچند مدرسان نگرش مثبتی نسبت به استفاده از فنّاوری در آموزش دارند، اما به دلایل فراوانی همچون «محدودیت دسترسی به سخت افزارها و نرم افزارهای آموزشی، نبود سیاست های شفاف مؤسسات در زمینه فنّاوری آموزشی، هزینه های بالای تجهیز مراکز آموزشی و کمبود دوره های آموزش فنّاوری برای مدرسان» استفاده آنان از این ابزارها در کلاس های درس محدود است و اغلب با اهداف آموزشی همسو نیست. نتایج مقایسه ای بین مدرسان داخل و خارج از کشور تفاوت معناداری در این زمینه نشان نداد. این مطالعه درنهایت راهکارهای عملیاتی برای بهبود وضعیت موجود ارائه می دهد که می تواند به سیاستگذاران آموزشی و مدیران مراکز آموزش زبان فارسی در بهینه سازی استفاده از فنّاوری های آموزشی کمک کند.
۲۶۰۸.

از قافله مقلدان نظامی: پژو هشی در احوال و آثار رشحه اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
نظامی گنجه ای خالق منظومه های پنجگانه موسوم به خمسه، شاعر قرن ششم هجری و استاد فن مثنوی سرایی بزمی است. تقلید از نظامی گنجه ای در تاریخ ادبیات ایران و نظیره سازی از مثنویهای او بعد از قرن ششم رواج جدی یافت. نزدیک یک صد تن از شاعران فارسی زبان در طول هشت صد سال تاریخ ادبیات پس از نظامی موفق شدند در تقلید از وی مثنویهای داستانی با درونمایه حکمی، اخلاقی، عرفانی و تاریخی خلق کنند. یکی از مقلدان نظامی، رشحه اصفهانی شاعر سده سیزدهم بوده است. رشحه اصفهانی در مثنوی نوروز و جمشید، که به تقلید از لیلی و مجنون سرود، تلاش کرد که داستانی جذاب بیافریند و در خلال این داستان تذکره ای از شاعران هم عصر خود درج کند. تذکره منظوم رشحه در تعارض با فن مثنوی سرایی و به عنوان وصله ای نامناسب در میانه داستان عاشقانه توجه احمد گلچین معانی را برانگیخت. گلچین معانی این تذکره را از دل مثنوی بیرون کشید و مستقلاً منتشر کرد. در این پژوهش، که به شیوه توصیفی- تحلیلی نوشته شده است، منظومه نوروز و جمشید نقد و بررسی، و بر اساس نظریه های علمی، دلایل عدم توفیق مقلدان نظامی به طور عام و رشحه اصفهانی به طور خاص مشخص می شود. در خلال این پژوهش با احوال و آثار رشحه به عنوان شاعری توانا در سده سیزدهم آشنا می شویم.
۲۶۰۹.

بررسی حقیقت محمدیه، پیشینه و بازتاب بارزترین ویژگی های آن در متون عرفانی قرن ششم و هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۶
انگارهاول ما خلق الله یا همان نخستین آفریده حق، انسان کاملی است که بر وجود حضرت ختمی مرتبت( ص) به عنوان مصداق اتم انسان کامل در نظام هستی منطبق است؛ این انگاره که در عرفان اسلامی از آن به نام حقیقت محمدیه یاد می شود در اندیشه شعرا و عرفا جایگاه ویژه ای دارد؛ این حقیقت، اولین تجلی و ظهور مطلق و محض خداوند به صورت عین ثابت است که در متون عرفانی و فلسفی با اسامی دیگری همچون عقل اول، صادر اول، نور محمدی و مشیّت باری از آن یاد می شود. حقیقتی غیر مادی و ازلی، منشأ خلقت، مظهر تجلی ذات حق، واسطه فیض و خلیفه حق که بسیاری از عرفای نامدار در شرح و بسط آن مسائل مهمی مطرح کرده اند. این نوشتار با روش توصیفی– تحلیلی به بازتاب مفهوم حقیقت محمدیه و بارزترین ویژگی های آن در برجسته ترین متون عرفانی قرن ششم و هفتم اختصاص دارد. بدین منظور ابتدا منابعی در زمینه پیشینه مفهوم انسان کامل و نخستین مخلوق به عنوان یکی از بارزترین مصادیق حقیقت محمدیه در آیین ها و مکاتب بازخوانی و پاره ای مؤلفه های آن را بر آثار تعیین شده عرفانی و ادبی( آواز پر جبرئیل، تمهیدات، مرصاد العباد، منطق الطیر، مصیبت نامه، مثنوی معنوی و لمعات) انطباق داده، سپس مؤلفه های مشترک و نزدیک به هم استخراج شد. یافته های پژوهش نشان می دهد صفاتی چون مظهر اسم الله، علت پیدایش عالم هستی، قدمت نورمحمدی بر کائنات و واسطه فیض از مهم ترین بن مایه های مربوط به حقیقت محمدیه در متون عرفانی قرن ششم و هفتم است.
۲۶۱۰.

نقدی بر تصحیح های تاریخنامه هرات و تصحیح و توضیح چند کلمه دشوار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه: تاریخ های محلّی افزون بر ارزش های تاریخی و جغرافیایی، از منظر زبانی نیز حائز اهمّیّت هستند، به ویژه آن تاریخ هایی که در گذرگاه های تاریخی و جغرافیایی نوشته شده اند. تاریخنامه هرات تألیف سیفی هروی، از متون کهن تاریخ محلّی خراسان و گزارش وقایع روزگار ملوک آل کرت در قرن های 7 و 8ق است که مؤلّف شاهد عینی برخی از وقایع آن بوده است. مصحّح متونی چون تاریخنامه باید گذشته از شناختی از متون فارسی کهن، با زبان های دیگری نیز که مؤلّف با آنها آشنا بوده است، مأنوس باشد.روش: در مقاله حاضر، با نگاهی انتقادی و با تأکید بر گستره زبانی مؤلّف و با توجّه به عناصر درون متنی و منابع بینامتنی و نسخه ای تازه از این اثر به تصحیح و توضیح برخی از دشواری های زبانی متن پرداخته ایم.یافته ها: از تاریخنامه هرات دو تصحیح موجود است. تصحیح نخست در سال 1322ش توسّط محمّد زبیر صدیقی در کلکته به انجام رسیده است؛ و بار دیگر، در سال 1383 در ایران، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد تصحیح دیگری از این متن فراهم آمده است. هر دو تصحیح خطاها و سهوهای متعدّد و متنوّعی دارند؛ اشکالاتی که برآمده از عدم شناخت وزن، مأنوس نبودن با سبک مؤلّف، نشناختن کلمات ترکی و عربی گاه نادر متن، آشنا نبودن با متون مرتبط با متن مورد تحقیق است.
۲۶۱۱.

ترس در داستان «شاخه های شکسته» اثر جمال میرصادقی: تحلیلی شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف از این پژوهش توصیفی- تحلیلی، بررسی سازوکارهای شناختی استعاره و مجاز در مفهوم سازی احساس ترس در داستان کوتاه «شاخه های شکسته» اثر جمال میرصادقی (1354) است. برای این هدف، همه شواهد استعاری و مجازی بیانگر مفهوم ترس از اثر یادشده استخراج و در چارچوب نظریه استعاره های مفهومی بررسی شدند. یافته ها نشان داد که در شاخه های شکسته، از 12حوزه مبدأ استعاری (دیدن فرد غریبه، شی ء بُرنده، تاریکی، موجود فراطبیعی، شنیدن صدا، تنها ماندن، ماده درون ظرف، مرگ، دیدن سایه، خون، حریف و دیدن چهره نامتعارف) و 16 واکنش بدنمند و رفتاری مجازبنیاد (بازماندن دهان، درخشندگی چشم ها، ناتوانی در حرکت، شنیدن صدای تنفس، تکان های جسمانی، ناتوانی در فکر کردن، گشاد شدن چشم ها، غش کردن، عرق کردن کف دست، قرمزی چشم ها، فرار، نگاه کردن به پشت سر، حفظ سکوت، خواندن دعا، مخفی شدن و رفتار حیوانی) برای صورت بندی مفهوم ترس استفاده شده است. نتیجه نهایی حاصل از بحث این است که استعاره های مفهومی و به ویژه استعاره های ساختاری برای بیان علت پیدایش ترس به کار رفته اند و واکنش های بدنمند و رفتاری مجازبنیاد، بر بازنمایی تأثیر ترس بر شخصیت ها تأکید داشته اند تا دلهره بیشتری عینی سازی شود. نوآوری این پژوهش، تأکید بر جداسازی نقش استعاره های مفهومی و مجاز در بازنمایی ترس است و از این نگاه، نتایج به دست آمده با سایر پژوهش ها متفاوت است.
۲۶۱۲.

گزاره های منطق گریز و حقیقت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۰۳
این پژوهش به بررسی مفهوم گزاره های منطق گریز و نقش آنها در زبان و تجربه های شهودی می پردازد. این گزاره ها که از قواعد منطقی پیروی نمی کنند، در حالت هایی خارج از آگاهی معمولی به کار می روند و معنایی متفاوت از معنای قراردادی کلمات دارند. براین اساس، استدلال می شود که این گزاره ها نه برای متکلم و نه برای مخاطب اعتباری ندارند؛ زیرا در حالت آگاهی پدید نیامده اند و بر معنی معینی دلالت نمی کنند که اهل زبان از آن برداشتی یکسان داشته باشند. در این پژوهش همچنین به تفاوت های بین دیدگاه های پیشامدرن و پست مدرن اشاره می شود. در نگاه اول، معنی یگانه ای برای متن های مرکب از این گزاره ها وجود دارد که تنها برای خواص دست یافتنی است؛ درحالی که پست مدرن ها هیچ حقیقت یگانه ای را قبول ندارند و معتقدند که هر فرد می تواند حقیقت خود را از متن استخراج کند. به لحاظ روش شناختی، پژوهش حاضر با اتکا بر نظریه هلیدی، به نقش های کاربردی زبان و تقسیم بندی آنها می پردازد که شامل نقش اندیشگانی، بیناشخصی و متنی است. این نقش ها، کلمات را به عنوان نشانه هایی سمبلیک معرفی می کنند که بر معنای قراردادی دلالت دارند و برای ساماندهی زندگی اجتماعی ضروری هستند. درنهایت، به تجربه های شهودی ای پرداخته می شود که در آنها زبان برای بیان تجربه هایی به کار می رود که نه به عالم عین مربوط است و نه در آگاهی و هشیاری صورت می گیرد. این تجربه ها شامل شعر غنایی، رؤیاها و تجربه های روحانی هستند که همگی در تعطیل عقل و حس تجربه می شوند.
۲۶۱۳.

تحلیل دگردیسیِ حکایتِ (آبگیر و سه ماهی) در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
مولانا برای بیان نکات عرفانی حکایتِ «آبگیر و سه ماهیِ» کلیله و دمنه را در مثنوی بازآفرینی می کند. تحلیل دگردیسی معناییِ این حکایت، شگرد مولانا برای تبدیل مضامین محدود آن به مفاهیم گسترده عرفانی و چگونگی آفرینش ساختاری نو، هدف اصلی پژوهش حاضر است. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی به نقد دلایلی می پردازد که مولانا بر آن اساس، حکایتِ کلیله را «قشر قصه» و داستان خویش را «مغز جان» می خواند. یافته ها نشان می دهد که مولانا با استفاده از مضامین قرآنی، احادیث نبوی، سخنان صوفیه و امثال و حِکم، مفاهیم مُلهم از تجارب عرفانیِ خود را در فضای کلی قصه القاء می کند و با توسل به نوعی شیوه سخن پردازی در تفسیر افکار و اعمال سه شخصیت اصلیِ حکایت، بر درک نکته ها و رمزها تأکید می ورزد و در اشاره به ماجراهای داستانی از طریق کارکرد ترغیبی اقناعیِ پیام های خود، مباحث عرفانی را می گسترد و به هنگام نقل ماجرا های میانی در قالب تمثیل های گوناگون و با استفاده از قابلیت های ویژه زبان عرفان، درون مایه قصه را برای تصویر عوالم معنوی بسط می دهد و در بیان محتوا بر اساس دو مقوله حکمت و هدف، نمادهای عالیِ متن خود را می آفریند تا قصه مثنوی را ضمن حفظ مشابهت ظاهریِ روایت، در بافتاری متمایز از حکایتِ کلیله عرضه کند.
۲۶۱۴.

روایت هایکوها در رمان جاده ی باریک به اعماق شمال ریچارد فلانگان: سطحی از روایت یا کنه آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۸۹
این مقاله تلاشی است برای بررسی ابزارهای روایت در امتداد هایکوها در رمان جاده ی باریک به اعماق شمال ریچارد فلانگان تا جنبه های هنری روایت را روشن نماید. سبکی از سفرنامه نویسی برای بازگویی خاطرات پدری از جنگ مورد تقلید قرار می گیرد. این بازگویی تحت عنوان جاده ی باریک به اعماق شمال نوشته می شود تا هم تقلیدی از شیوه ی نوشتن و هم تلمیحی به اثر ادبیات کلاسیک ژاپن به قلم باشو باشد که ویژگی اصلی آن بهره گیری از هایکوها می باشد. این هایکو ها همچون عکس نوشته هایی بازنمایی می شوند که امکان بازگو شدن را دارند. استفاده از هایکوها و دیگر فنون روایت بستری را برای نویسنده فراهم می کنند تا بازنمایی ای شخصی خود، که به آسانی دیده نمی شود، را نیز ارائه دهد. دگربودگی به شیوه ای که باختین آن را تعریف می کند این ادعا را قوت می بخشد چرا فضا برای چند صدایی مهیا می شود. این طبیعت هایکو است که راه برای بررسی فراتر از سطح اولیه را فراهم می کند.
۲۶۱۵.

بازخوانی و تحلیل نشانه های نمادین در روایت «نبرد بودا با مارا» در متون بودایی با تأکید بر مکتب تراوادا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۲۲
سویه های استعاری و نمادین روایت «رویایی بودا با مارا»، در متون بودایی و انباشتگی این روایت از سمبل ها و استعاره های عرفانی اسطوره ای، توان مایگی تفسیری و وجه پویایی این روایت را برای مخاطبان در سطوح مختلف فراهم ساخته است. در این روایت، نبرد نمادین بودا با مارا به مثابه یک پارادایم سلوکی، رهیافت ها و راه کارهای الهام بخش و مفیدی را فرا روی سالک بودایی در وصول به نقطه بودهی (روشن شدگی و بیداری روحانی) قرار می دهد. این مقاله به روش تحلیلی توصیفی، و با تبیین نمادشناسانه این روایت، ضمن توصیف ویژگی های مارا به عنوان سد راه سلوک انسان بودایی، به واکاوی ابعاد قطب خیر و شرّ در وجود انسان در سنّت تراوادا پرداخته و برخی از نشانه های نمادین مهم را در این روایت اساطیری تجزیه و تحلیل کرده است. بررسی ها نشان می دهد که روایت نبرد بودا با مارا در متون بودایی با بهره گیری از زبان استعاره، چالش های بنیادین معنوی انسان بودایی را در ساحتی فراتر از زندگی شخصی بودا نشان داده و با بسط یک گفتمان اخلاقی سلوکی اسطوره محور، جدال پیوسته آدمی با اهریمن نفس، و روند دیالکتیکی این ستیز را در غلبه انسان بودایی بر تمامی وسوسه های قطب شرّ و وصول به غایت قصوای «نیروانا» بازنمایی می-کند.
۲۶۱۶.

شاخصه های پایداری و چگونگی بازتاب آن ها در سروده های احمد شاملو و بشاره الخوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
جستار پیش رو در نظر دارد تا با روش تحلیلی توصیفی، شاخصه های پایداری و چگونگی بازتاب آن ها را در شعر احمد شاملو (شاعر ایرانی) و بشاره الخوری (شاعر لبنانی) مورد بررسی قرار داده و به این طریق وجوه مشترک و متمایز این دو ادیب را به خواننده بنمایاند. یافته ها نشان می دهد: شاملو و الخوره اگر چه با یکدیگر بیش از نیم قرن فاصله زمانی داشته و از دو قوم و نژاد متفاوت اند، اما تحت تأثیر نفوذ استعمار (در لبنان نفوذ ترکان عثمانی و در ایران کشورهای متفق) در جریان جنگ جهانی اول و دوم و نیز سیطره حاکمان خودکامه در هر دو بلاد، بسیاری از شاخصه های پایداری را در شعر فراخوانی می کند، جز آنکه خطاب و عتاب الخوره در تشویق و تهییج مردم ملت لبنان و نیز همه ملت های عرب بوده، حال آن که مورد خطاب شاملو کل ملت های ستمدیده جهان است. دیگر آن که چالش شاملو در مبارزه با استبدادِ داخلی کشورش سهمناک تر از چالش بشاره در این خصوص به چشم آمده است. در نهایت: احمد شاملو و بشاره الخوری به عنوان ادیب و روشنفکر طلایه دار مبارزه ادبی با استعمار و استبداد بوده و به اصطلاح آوانگارد هستند. اگر چه بنا به شرایط جغرافیایی و تاریخی، مفاهیم مبارزه در میان این دو مشترک، لیکن مصادیق تا حدودی با یکدیگر متفاوت بوده. بالاخره، زاویه نگاه شاملو برخلاف بشاره در ایجاد یک جامعه آرمانی فراملی تر (= مدرن تر) می نماید.
۲۶۱۷.

بررسی تطبیقی فرم و محتوا در رمان «هم نوایی شبانۀ ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی و رمان «بیگانه» اثر آلبر کامو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۹۱
پیرنگ و اجزای آن، زاویه دید، شخصیّت پردازی و صحنه پردازی، مهم ترین عناصر داستان هستند. در این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است، دو رمان بیگانه اثر آلبرکامو و هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها اثر رضا قاسمی، از منظر فرم و محتوا مورد مقایسه قرار گرفته اند. پیرنگ، کانون روایت و زاویه دید، شخصیّت و شخصیّت پردازی، صحنه (زمان و مکان)، مؤلّفه هایی هستند که از منظر فرم داستانی در دو اثر مورد اشاره، تحلیل و تبیین شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که دو اثر مورد تحلیل، در مؤلفه های فرمی، دارای تفاوت هایی هستند. در رمان بیگانه، زمان به صورت خطّی سپری می شود و پیرنگ را شکل می دهد؛ در حالی که در رمان هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها، زمان به صورت سیّال بوده و با پیشرفت داستان، مدام تغیییر می کند. همچنین مضامین محتوایی در این دو رمان شبیه بوده؛ و پوچی، مرگ اندیشی، نوستالژی و بی هویتی از جمله مهم ترین مضامین مشترک در این دو رمان هستند.
۲۶۱۸.

نمادهای اجتماعی در شعر محمدرضا شفیعی کدکنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
نماد یا سمبل یکی از جذاب ترین حوزه های خلاقیت در ادبیات است. در برهه های خاصی از زمان که هنرمندان قادر به بیان آشکار مفاهیم مورد نظر خود نبودند، به بیان غیرمستقیم یا نمادین متوسل می شدند. نمادهای اجتماعی عموماً یکی از پرطرفدارترین زمینه های ارائه مضامینی است که با رویکرد انتقادی و گاه سیاسی خلق می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی نمادهای اجتماعی در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک) است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد که برخی از نمادهای شعر م. سرشک، ساخته و پرداخته تصورات و تخیلات شاعرانه اوست و برخی دیگر به ساختار شعر معاصر که در برگیرنده خرده نماد، کلان نماد و نمادهای ارگانیک است، برمی گردد. زبان شعری این شاعر با توجه به اوضاع نابسامان دهه های چهل و پنجاه جامعه ایران که در فقر و فساد و ظلم به سر می برد، زبانی سمبلیک و نمادین است، اما در به کارگیری نمادها افراط و تفریط نمی کند. استفاده کاربردی از صورخیالی چون نماد در کنار جنبه زیباشناختی آن، یکی از ابزارهای او برای بیداری و آگاهی مردم است. از این رو، عمده ترین نماد شعری شفیعی کدکنی، نمادهای اجتماعی است. علاوه بر رویدادهای اجتماعی، وی از طبیعت و پدیده های طبیعی به شکلی نمادین برای بیان اغراض خود بهره جسته است. لذا پس از نمادهای اجتماعی، طبیعت و عناصر آن از پربسامدترین نماد شعری وی به شمار می آیند. افزون بر موارد ذکر شده، پاره ای از نمادهای بروز یافته در شعر شفیعی کدکنی به تأسی از شاعران همشهری، هم عصر یا ماقبل خود بوده است. البته این تأثیرپذیری بیشتر مربوط به دفترهای نخست شعری شفیعی است.
۲۶۱۹.

بررسی سبک زبان زنانه و مردانه در دو خاطره نگاشت برجسته دفاع مقدس«پایی که جا ماند» و «من زنده ام»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
موضوع زبان و جنسیت یکی از مسائل مطرح در زبان شناسی امروز است که نخستین بار از سوی فمینیست های موج دوم مطرح شد و پس از آن بیشتر از همه مورد توجه زبان شناسان اجتماعی قرار گرفت. رابطه زبان و جنسیت یکی از ویژگی های مهم و قابل توجه در بررسی نوشتار زنان و مردان است. آنچه در این پژوهش بدان پرداخته می شود، بررسی تفاوت سبک زبان زنانه و مردانه به  شیوه سبک شناسی لایه ای در دو خاطره نگاشت برجسته دفاع مقدس «پایی که جا ماند» اثر سید ناصر حسینی پور و «من زنده ام» اثر معصومه آباد، در تطابق با آرا و نظریات زبان شناسان حیطه جنسیت به ویژه لیکاف است. از این رو نوع خاطره موضوع پژوهش قرار گرفت که زبان آن به زبان طبیعی و سبک جنسیتی نویسنده نزدیک تر است. هر دو اثر در چهار سطح واژگانی، نحوی، بلاغی و کاربردی و در ۲۰ مؤلفه زبانی به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد مقایسه قرار گرفتند. در بررسی این مؤلفه ها مشخص شد در 9 مؤلفه کاربرد واژگان زنانه، رنگ واژه ها، دشواژه ها، تشدید کننده ها، قطع جملات، جمله های امری تعدیلی و استفاده از آرایه های تشبیه و استعاره، نتایج با آرای زبان شناسان حوزه زبان و جنسیت به ویژه لیکاف مطابقت داشته و زنانه نویسی در کتاب «من زنده ام» رعایت شده است و در ۱۱ مؤلفه دیگر عدم تطابق یافت شد. نتایج به دست آمده، نشان دهنده این موضوع است که عوامل مختلفی همچون سن، جنسیت، شرایط فرهنگی، اجتماعی و به ویژه قالب نوشته، تاثیر بسزایی در تفاوت سبک زبان زنانه و مردانه در این دو اثر دارد.
۲۶۲۰.

مناجات نامه ها در بوته تحلیل هماهنگی وزن و محتوا (مطالعه موردی مناجات نامه های منظوم فارسی تا قرن هشتم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
جستار حاضر تلاشی است برای بررسی همراستایی وزن و محتوای اوزان مناجات نامه های فارسی تا قرن هشتم هجری. در این پژوهش که با شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده است، ابتدا مسأله اصالت وزن و محتوا در شعر فارسی مطرح و اوزان رایج شعر فارسی و کاربست آن ها تشریح شده است. سپس تعریفی از مناجات نامه و پیشینه آن ارائه گردیده و اوزان به کاررفته در مناجات نامه ها به تفکیک قالب (مثنوی، قصیده، غزل، رباعی) تشریح شده است. در نهایت، همراستایی وزن با محتوای مناجات نامه طبق مؤلفه های استخراجی معیّن، تحلیل شده که عبارت اند از: کمیت هجاهای کشیده یا کوتاه (خطاب های کششی در مناجات)، ترتیب قرارگرفتن هجاها، یکسان بودن یا نبودن مقطع کلام با مقطع رکن، تکرار ارکان (دوری بودن و یا توازن درون مصرعی) و طول مصرع ها، همچنین هماهنگی محتوا با وزن. طبق بررسی انجام شده، شاعران در سرایش مناجات نامه ها -فارغ از دو قالب مثنوی و رباعی- بیش از همه به بحر رمل مثمن محذوف و سپس به بحر هزج اقبال داشته اند. به طور کلّی، اوزان سنگین به دلیل کشیدگی هجا با مناجات نامه سرایی همسویی بیشتری دارند و در مقابل، اوزان مطنطن با این گونه همسو نیستند، البته باید منظومه فکری شاعران را نیز پیش چشم داشت؛ مثلاً شوریدگی عارفان به مناجات ایشان نیز تسرّی یافته و سبب تمایلشان به اوزان ضربی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان