ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۲۸۱ تا ۵۴٬۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۴۲۸۱.

معناشناسی واژه «قضا» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۱
قرآن گنجینه ای از واژگانی است که شناخت جایگاه معنایی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. معناشناسی واژگان قرآن دانشی است که به بررسی این امر در جریانِ بافت جمله می پردازد و در کشف مقصود قرآن نیز کمک می کند. راه یابی به عمقِ معنای واژگان قرآن، یکی از مطمئن ترین روش ها در شرح آیات به شمار می رود. یکی از واژگانی که در قرآن کریم در شبکه های معنایی متفاوتی به کار رفته، واژه «قضی» است. بررسی معنای واژه قضا در قرآن، مورد تأکید این پژوهش است؛ چرا که معناشناسی واژگان قرآن از منظر معناشناختی آن، از جمله مباحثی بوده که کمتر بدان توجه شده است. باید گفت که این واژه با حفظ معنای لغوی و اصطلاحی با بسیاری از مفاهیم دینی ارتباط معنایی پیدا می کند. در این جستار برآنیم با توجّه به ساختار معنایی آیات قرآن، به بررسی معانی این واژه پرداخته و شبکه های معنایی متعدد آن را از دیدگاه معناشناسی مورد واکاوی قرار دهیم. بررسی و تحلیل معناشناسانه واژه «قضا» نشان می دهد که سیر معنایی این واژه با توجه به بافت معنایی آیات قرآن، معانی متعددی چون سفارش کردن، خبر دادن، انجام دادن، به پایان رساندن، جدا کردن و... است که هر یک از این موارد در اصل به همان هسته معنای لغوی این واژه بر می گردند که فیصله دادن و تمام کردن است.
۵۴۲۸۲.

واکاوی چالش ها و معضلات برخی اتباع عثمانی در مشهد از دوره مشروطه تا پایان عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
سفر به شهر مشهد و سکونت در آن برای اتباع کشورهای دیگر از جمله اتباع عثمانی به رغم مهیا بودن جاذبه های معنوی و سیاحتی، به ویژه از دوره مشروطه تا اواخر عصر قاجار، در مواردی با معضلاتی همراه بود. این مشکلات به سبب تشدید نوسان مناسبات سیاسی مذهبی دو کشور، و وجود برخی عوامل واگرایی فرهنگی، اقتصادی و حقوقی بود. در این مقاله تلاش شده است، براساس منابع و اسناد تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی، نوع مشکلات و معضلات برخی از اتباع عثمانی مهاجر به شهر مشهد در دوره قاجار و شیوه های رویارویی آن ها برای برون رفت از این معضلات شناسایی و بررسی شود. بیشترین یافته های این پژوهش مبیّن آن است که سیاست مالیاتی برخی امرای محلی خراسان در عصر قاجار، درراه ماندگی و موانع صدور تذکره برخی از اتباع عثمانی در مسیر مشهد، دعاوی حقوقی و ملکی، موانع تجاری اتباع عثمانی و عدم تعیین تکلیف برخی از اتباع عثمانی محبوس در این شهر از جمله چالش ها و معضلاتی بوده که بخشی از اتباع عثمانی از آن مصون نبوده اند. برخی از این معضلات با تلاش های حمایتی متولّیان محلی با مساعدت ادارات مربوطه در مرکز مرتفع شده و بخشی دیگر، به سبب زیرساخت های نامناسب اقتصادیِ اواخر عصر قاجار و عدم همکاری سریع و به موقع ادارات مربوطه، ناشی از نابسامانی های دیوانی این دوره، لاینحل باقی مانده و به شکل های دیگری به دوره بعد انتقال یافته است.
۵۴۲۸۳.

بازنمایی هویت زنان در روایت عامیانه «میمون چوپان» بر اساس نظریات فمنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی مناسبات قدرت و هویت جنسیتی در ادبیات فولکلور ایران، به بررسی روایت زن محور «میمون چوپان» برگرفته از حافظه جمعی مردم سنقر در استان کرمانشاه می پردازد. چارچوب نظری تحقیق بر پایه نظریه های فمینیستی گیلبرت و گوبار، الین شووالتر و ژولیا کریستوا بنا شده است. این روایت با مضامین قتل مادر، تبعید، بقا، و مواجهه با قدرت مردانه، بازتابی چندلایه از خشونت ساختاری و امکان بازآفرینی هویت زنانه ارائه می دهد. شخصیت زن همسایه در قالب «زن دیوانه» گیلبرت و گوبار، عامل فروپاشی نظم مادری است؛ در حالی که تجربه دختران در بیابان و پیوند آن با بدن، طبیعت و زمین، در چارچوب نظریه شووالتر به مثابه بستری برای بازآفرینی سوژه زنانه بازخوانی می شود. کریستوا نیز با مفاهیمی چون «نیمه زبان»، «بدن ابژکت» و «بازگشت امر طردشده»، امکان خوانشی عمیق تر از دگرگونی تدریجی هویت زنانه را فراهم می آورد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های زن داستان، از جایگاه قربانیان مطیع، به سوژه هایی کنش گر بدل می شوند که با گذار از طرد و رنج، ساختارهای پدرسالار را به چالش می کشند و درنهایت، از طریق تصاحب منابع قدرت و بازتعریف رابطه با بدن، به بازسازی هویت زنانه در بستری فرهنگی و بومی دست می یابند. پاسخ به سه پرسش کلیدی مقاله نیز در این مسیر روشن می شود: فرایند بازسازی هویت زنانه چگونه روایت می شود؟ تجربه بدن زنانه چه نقشی در بقا و معنا دارد؟ و حذف شخصیت میمون چه تأثیری در قدرت یابی زنان دارد؟ این داستان نه تنها بازتاب رنج زنان، بلکه روایتی از مقاومت، بازنویسی و شکل گیری خویشتن زنانه است.
۵۴۲۸۴.

تحلیل روایت شناسانه مواجهه غیبی در حکایت های تذکرةالاولیا از منظر جهان های ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۷
مقاله حاضر به تحلیل روایت شناسانه مواجهه های غیبی در حکایت های تذکره الاولیا از منظر نظریه جهان های ممکن می پردازد. با استفاده از چارچوب نظری مک هیل و رایان، نشان داده می شود که روایت های عرفانی با خلق جهان های ممکن، مرزهای واقعیت و خیال را درمی نوردد. انواع مختلف جهان های ممکن در تذکره الاولیا ازجمله جهان های متکثر، حلقوی و ذهنی ناشی از رؤیاها، فرضیه ها، پیش بینی ها، فانتزی ها، آرزوها، اهداف و باورها هستند. این جهان ها چگونگی بازنمایی مواجهه های غیبی و تأثیر آن بر سلوک عرفانی را نشان می دهد. مواجهه های غیبی از طریق تکنیک هایی مانند تلفیق واقعیت و فراواقعیت، ساختارهای حلقوی تکرارشونده و ذهنیت گرایی، جهان های ممکن سیال را بازنمایی می کند. جهان های ممکن ذهنی در تذکره الاولیا نه صرفاً ابزارهایی روایی، بلکه بنیانی معرفتی برای درک تجربه عرفانی اند. در این روایت ها، مواجهه با امر غیبی از طریق زبان و تصویر به جهانی ممکن تبدیل می شود. جهانی که در آن، سلوک عرفانی با ساختارهای چرخشی، نمادین و چندسطحی روایت می شود. تکرار هدفمند الگوها در این ساختار نیز امکان های نامحدودی برای تکامل معنوی فراهم می آورد. این ساختار روایی، سیر و سلوک عرفانی را به شکلی چندلایه بازنمایی می کند. روایت ها از مسیر خطی فاصله می گیرند و به خواننده امکان می دهند تا از زوایای گوناگون با حقیقت روبه رو شود.
۵۴۲۸۵.

بازتجربه گری مخاطب مثنوی به میانجی گری روایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۶
با اهمیت یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تأثیر جریان هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطه کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبَعِ آن ها انواع «تجربه های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه های تجربه دینی (جیمز، دی ویس و… ) و عرفانی (اُتّو، اِستیس، کَتز و… ) طرح شد. درمقابلِ کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه های دینی و عرفانی، پافشاری می کردند، عده ای بر وجود «میانجی»ها تأکید کردند (کَتز و… ). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبى روى می دهد که آن تجربه را ممکن می سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی ها و واسطه هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده ها و نظریه ها را صورت بندی و منتقل می کنند. روایت به مثابه یک میانجی، صرفاً محتوا را منعکس نمی کند بلکه از محتوا جدایی ناپذیراست؛ یعنی نمی توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوه روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت های آشنا آغاز می کند و به تدریج به طرح دقایق وجودی و بن بست ها و شکست ها و برون رَفت ها و مَخلص ها می پردازد سبب می شود که قصه ها و استطرادهای مثنوی هم زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می خورَد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تأویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه گری (تجربه کردن تجربه اولیه) فراهم می شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته ایم و سپس شیوه های خاص مولوی در روایتگری و زمینه سازی برای بازتجربه گری مخاطب را نشان داده ایم.
۵۴۲۸۶.

تعمّقی بر رویکردِ معناشناسانه رضی استرآبادی در مواجهه با عامل نحوی در شرح الکافیه (بررسی موردی در استنادات نهج البلاغه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۴
رضی استرآبادی، از جمله دانشمندانی است که با تألیف دو اثر مشهور خود - شرح کافیه وشرح شافیه - در آسمان صرف و نحو خوش درخشیده است . بی شک نهج البلاغه و سخنان امام علی(ع) پس از قرآن که سخن خالق زبان هاست، وبعد از حدیث پیامبر (ص) که خود پیام آور آفریدگار سخن و فصیح ترین عرب، می باشد. برترین مجموعه ای است که به جهت اصول نقل، تمام ویژگی ها و صفات یک شاهد در آن تجلی یافته است. رضی استرآبادی، بر خلاف بیشتر نحویون جهت اثبات مدّعای خود در پاره ای از موارد به این کتاب ارزشمند استناد می کند. یکی از آراء منحصر به فرد رضی استرآبادی که باعث برتری وی گردیده است، «نظریه عامل نحوی» است. به عبارتی دیگر؛ تنها دانشمندی که به طور خاص وکاملاً متمایز، به بررسی این نظریه پرداخته،«رضی استرآبادی» بوده است . مقوّمات نظریه عامل از دیدگاه محقّق استرآبادی، علاوه بر جنبه ی عارضی وظاهریّ نحو، شامل جنبه بنیوی، ترکیبی وساختمانی آن - قرینه، سبب، علّت، شرط، رکن ودلیل- نیز می باشد که متّکی بر بعد معنایی قواعد می باشد. ایشان معتقد است که عامل پیدایش إعراب در یک کلمه: مُوجد(یا همان متکلم)، عامل(ویا همان آلت) ومحل(یا همان اسم)می باشند. رضی استرآبادی معتقد است که عامل نحوی، علاوه بر جنبه عارضی وظاهری نحو، شامل جنبه بنیوی وترکیبی وساختمانی نحو نیز – که در برگیرنده ی معناست - می باشد. ایشان هنگام تجویز قواعد با استناد به کلام حضرت امیر، با تکیّه بر بعد معنایی شواهد ذکر شده، بهترین استدلال ها را ذکر می کند که در نوع خود بی نظیر است.
۵۴۲۸۷.

معناشناسی واژه «ضنک» با تکیه بر روابط هم نشینی و جانشینی و بازتاب آن در ترجمه های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۲
واژه "ضنک" از واژگان تک کاربرد قرآن است که در آیه 124 طه به عنوان صفتی برای معیشه آمده است. مترجمان در انتخاب معادلِ این واژه، گونه های مختلفی از ترجمه به کار گرفته اند که به علّت بی توجهی به تنوع معنایی آن در تفاسیر، با آنها فاصله دارد. پژوهش حاضر که بر روش توصیف و تحلیل استوار است با هدف بررسی برخی از ترجمه های فارسی و انگلیسی و نحوه انتخاب معادل در این آیه، به بررسی معناشناسانه از این واژه می پردازد تا به پاسخ این سؤال برسد که تکامدِ اسمی "ضنک" با تأکید بر علم معناشناسی توصیفی، چه مفهومی را تداعی می کند و مترجمان(فارسی و انگلیسی) قرآن کریم تا چه اندازه ترجمه درستی از واژه "ضنک" ارائه داده اند؟ نتیجه پژوهش حاضر چنین است که مترجمان فارسی از روش ترجمه تحت اللفظی و تفسیری توأمان استفاده کرده اند و مترجمان انگلیسی صرفاً ترجمه تحت اللفظی را مناسب دیده اند. با این وجود هیچکدام از این دو گروه در انتقال معنای آن که از معناشناسی واژه حاصل می شود موفق عمل نکرده اند.
۵۴۲۸۸.

بررسی هنجارگریزی معنایی در اشعار سنان انطون بر اساس نظریه فرزان سجودی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۹
هنجارگریزی معنایی یکی از ابزارها و شیوه های هنری و ادبی است که شاعر با استفاده صحیح از آن در سبک بیان و زبان شعری خود نوآوری ایجاد می کند. فرزان سجودی یکی از پژوهشگران معروف در زمینه هنجارگریزی معنایی است که با تلفیق دیدگاه های خود با دیدگاه های دیگر نظریه پردازان هنجارگریزی به ویژه لیچ به این شگرد ادبی شکل و هویتی بومی بخشیده است و انواع هنجارگریزی معنایی را در دو بخش تجسم و تجرید بخش بندی کرده است و الگوی منظمی را در اختیار پژوهشگران ادبیات قرار داده تا با آن متون شعری را تحلیل کنند. سنان انطون شاعر و نویسنده معروف عراقی از شاعران نوگرایی است که برای پدید آوردن زبان شعری خاص خود از انواع هنجارگریزی معنایی بهره برده است. پژوهش حاضر می کوشد تا بر اساس نظریه فرزان سجودی انواع هنجارگریزی معنایی در اشعار سنان انطون را بررسی کند و نقش نشانه ها و تعامل میان آن ها در شکل گیری هنجارگریزی معنایی در اشعار این شاعر را بیان می کند. بر اساس یافته های پژوهش، انطون به کمک ظرفیت های هنری موجود در حیوان پنداری، انسان پنداری، گیاه پنداری، جسم پنداری و سیال پنداری، مجموعه ای از نشانه ها را در متن شعرش پدید می آورد و به کمک بازی نشانه از قواعد زبان هنجار عدول می کند و در اشعارش هنجارگریزی معنایی ایجاد می کند و جنبه های نوآوری شعرش از حیث معنا را تقویت می کند و به مفاهیم انتزاعی همچون جنگ، مرگ، دشمنی، زندگی، عشق، صلح و نوع دوستی تجسمی حسی و بُعدی فیزیکی می بخشد.
۵۴۲۸۹.

شعر نو به مثابه «رخداد» با تأملی در دیدگاه های شعری مراد فرهادپور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
پژوهش حاضر با شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی نظرگاه فرهادپور درباره ماهیت و چیستی شعر نو می پردازد. وی تحت تأثیر آلن بدیو، شعر نو را به مثابه «رخداد»ی در تاریخ معاصر ایران قلمداد می کند؛ یعنی، ترجمان عینی و انضمامی جمله معروف رمبو در تاریخ ادبیات معاصر ایران: «مطلقاً مدرن بودن»؛ و نیما پدیدآورنده چنین رخدادی است. مشخصه اصلی «رخداد» غیرقابل پیش بینی بودن آن است . اما این امر به معنای از عدم برآمدن آن نیست، بلکه در مواجهه ای دیالکتیکی با سنت  است. در معرفت عادی ما از وضعیت موجود (شعر کلاسیک) گسستی پدید می آید، اما این در صورتی است که هستی و ظهور آن، عمیقاً از طرف «وضعیت» انکار شده است. بر این اساس، نیما و پیروانش (شاملو، فروغ، رؤیایی و ...) سوژه های این «رخداد» محسوب می شوند که به نوعی منطق آن شکاف را دنبال کرده اند. به این معنا که سوژه های «رخداد»، منطق درونی نفی اولیه «رخداد» را به نحو ایجابی ادامه داده و به خاطر وفاداری شان به آن منطق سوژه شده اند و جریان های تازه ای ساختند. با وجود این، فرهادپور بر این عقیده ا ست که بعد از نیما و شاملو شاهد اتفاق تازه ای در عرصه شعر معاصر نیستیم و غالب مجموعه های شعری به من شخصی و در جست وجوی حقیقت اگزیستانسیال درونی تقلیل پیدا کرده و پژواک آن شکاف و گسست های اولیه در «رخدادی» به نام شعر نو کمتر به گوش می رسد. وی در تبارشناسی بحران شعر، ریشه چنین فقدان و بحرانی را در عرصه سیاست و ادبیات جست وجو می کند: هم فاصله گرفتن انقلاب 1357 از سیاست رهایی بخشی خود و هم عدم آشنایی شاعران و منتقدان ما با تجربه تاریخی شعر مدرن و علاوه بر آن جنبه تزیینی و تئاتری پیدا کردن نقد ادبی.
۵۴۲۹۰.

تحلیل معناشناختی تقدیم و تأخیر بلاغی در ساختارهای زبانی سوره یس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
این پژوهش به بررسی نقش معناشناختی تقدیم و تأخیر عناصر زبانی در ساختارهای بلاغی قرآن، با تمرکز بر چهل آیه ابتدایی سوره «یس» می پردازد. هدف، کشف انگیزه های بلاغی این پدیده و تحلیل تأثیر آن در لایه های معنایی آیات است. مطالعه حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با مراجعه به منابع تفسیری و ادبی مرتبط انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که تقدیم و تأخیر در آیات مورد بررسی، پدیده ای کاملاً هدفمند است که علاوه بر ایجاد دلالت های صریحی چون تأکید، حصر و انسجام موسیقایی، حامل معانی ضمنی گسترده ای مانند تأکید هنرمندانه، افزایش جنبه های هشداردهنده، اقناع مخاطب و ... است. این اسلوب به صورت نظام مند در خدمت تقویت مفاهیم محوری سوره یس، شامل توحید، معاد، رسالت و نفی شرک قرار گرفته و در ایجاد انسجام معنایی کلی سوره نقشی اساسی ایفا می کند. نتایج نهایی، گویای آن است که به کارگیری هوشمندانه این صنعت بلاغی، در عین حفظ سادگی ظاهری، از پیچیدگی معنایی عمیقی برخوردار بوده و وجهی از اعجاز بلاغی قرآن به شمار می آید؛ به طوری که کوچک ترین جابه جایی در ترتیب کلمات می تواند شبکه معنایی متفاوتی پدید آورد.
۵۴۲۹۱.

بررسی دلالت های معنایی ایقاع توازی در شعر نو عربی مطالعه موردی اشعار «أمل دنقل»، «محمود درویش» و «عبدالوهاب البیاتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
توازی از جمله مفاهیم زبان شناسی نوین است که در ساختار آوایی و موسیقایی شعر معاصر نقش برجسته و مهمی دارد. در ایقاع توازی بسامد و فراوانی بافت های صرفی و نحوی مشابه در متن شعری بدون در نظر گرفتن ظرفیت های آوایی و یا تکرار آنها مد نظر است. در حقیقت این نوع ایقاع در ساختار کلام رخ می دهد و یکی از انواع ایقاع های درونی است که ناظر به آن دسته از ساخت های زبانی مشتمل بر اجزای متساوی کلام است و عامل سازنده موسیقی شعر نو بوده و مجموعه عناصر آوایی، ترکیبی و معنایی را شامل می شود که در انسجام کلام و ایجاد موسیقی نهانی متون شعری تأثیرگذار است. در مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی ایقاع توازی در  شعر سه تن از شاعران نوپرداز عرب پرداخته خواهد شد و کارکرد سطوح سه گانه ایقاع توازی در ایجای فضای موسیقایی شعر آنان بررسی خواهد شد. در شعر «بیاتی»، «درویش» و «دنقل» ایقاع توازی نقش پر رنگی در خلق موسیقی درونی شعر این شاعران دارد و به عنوان ابزاری جهت ایجاد نظم و توازن در اختیار شاعران قرار گرفته است. هر سه شاعر از قالب ساخت های دستوری مشابه نحوی، ترادف، تضاد، ساختارهای شرطی یکسان و تساوی تفعیله ها در شعر خود بهره برده که این امر علاوه بر تأثیرگذاری در نغماهنگ کلام در ترسیم تجربه شعری شاعران نقش بارزی دارد؛ چرا که بسیاری از اندیشه های شخصی شاعران در قالب چنین ساخت هایی در شعر نمود یافته و در القای پیام مورد نظر شاعران به مخاطب اثرگذار است.
۵۴۲۹۲.

معناشناسی و تحلیل مفهوم «عشق» به مثابه «آزادی» در اشعار حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
یکی از مهم ترین مولفه های ادبیات پایداری، مولفه ی آزادی است. در این پژوهش سعی شده است یکی از نمادهای پایداری، که به این مولفه دلالت دارد را در اشعار حسین منزوی از منظر معناشناسی شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. حسین منزوی مجموعا 106 بار از نماد «عشق» در مفهوم «آزادی» بهره یافته است. در اشعار او قلمرو مفهوم انتزاعی «عشق» در 27 نگاشت استعاری به قلمرو مبداهای عینی گوناگونی چون: «انسان، حیوان، آتش، خورشید، نور، ستاره، چتر، کتاب، درس، داستان، رمز، صلح، قاصد، رهبر، تکیه گاه، مکان، میخانه، برکه، گل، میوه، بهار، نسیم، مرگ، خون، شمشیر، تیشه و زنجیر» مرتبط می شود. منزوی همچنین از این رویکرد استعاری، در راستای تحقق رویکرد نمادین خود به واژه «عشق» به مثابه «آزادی» بهره می یابد و ویژگی های مشترک عشق و آزادی را از جمله: «گرمابخشی، نوربخشی، راهنمایی و هدایتگری، سوزندگی و سازندگی، لازمه رشد بودن، گستردگی و مراقبت، قابل انتقال و آموزش بودن، طولانی بودن، نجات بخشی و کشندگی، پیام آوری، امنیت، آگاهی بخشی و هشیار کردن، زیبایی و جذبه و دور از دست بودن، زود از دست رفتن، خون ستانی و صیقل دادن، و... و...» ضمن نگاشت های استعاری خود به واژه «عشق» تبیین می کند.
۵۴۲۹۳.

بررسی شبکه معنایی حرف «باء» در سوره مائده و اهمیت آن در ترجمه قرآن از منظر معنا شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
معناشناسیِ شناختی، معنا را با تکیه بر پردازش اطلاعات ذهنِ انسان، بررسی و مفاهیم زبانی را مقوله بندی می کند. در این روش، واژگان و به ویژه حروف، دارای معنای اصلی و سرنمونی هستند. این معنا با معانی فرعی مرتبط می گردد و شبکه ی شعاعی ایجاد می کند. لذا حروف در متون به ویژه در قرآن با توجه به موقعیت، معنا پیدا می کند. معنای سرنمونی حرف"باء" در قرآن کریم، الصاق است و سایر معانی سببیت، استعانت، تاکید، مقابله، تعدیه و قسم از آن منشعب می گردد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، کاربردها و معانی حرف "باء" در سوره مائده را در ترجمه های فارسی آقایان : مکارم شیرازی، فولادوند و الهی قمشه ای ارزیابی می کند. طبق یافته های پژوهش، همان معنای اصلی حرف "باء" یعنی الصاق و برتری در ترجمه ها منتقل شده است.
۵۴۲۹۴.

آراء المعری فی المرأة والدّنیا والموت، دلالاتها ومصادرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۷
عاش المعرِّی فی العصر العباسی الثانی، و کان عصر ازدهار عقلی، وفی ضوئه تأثرت عقلیه المعرِّی ببعض الفلاسفه، لکنَّنا مهما اجتهدنا فی إثبات أنَّ الحیاه العقلیه للعباسیین قد کانت راقیه، فعلینا أن نعترف بفساد الحیاه الاجتماعیه والخلقیه وانحطاطهما فی ذلک العصر، فلیس المعرِّی بمعزل عن البیئه وتأثیرها علیه، فقد ترک فساد الحیاه الاجتماعیه والخلقیه فی نفسه آثاراً فی الجوانب الفکریه والاجتماعیه والنفسیه، فَنَشأ مِن هذه المؤثرات زهده فی الدنیا ورفضه المرأهَ کجزء من أجزائها وإیثاره الموت کحلٍّ شامل لهذه المعاناه وبما أنه کان سائماً عن عشره حکمتْها الذِّله وسیطرَ علیها الظلم، واستبدَّ بحقوقها الأمراء یظلمونها أشد الظلم، ویکیدون شرَّ الکید، فطبیعی أن ینصرف عن الدنیا وأن یزهد فیها؛ لأنَّ الإنسان فی رأیه شریر بطبعه، وأنَّ الفساد غریزه فیه، ولذلک لم ینتظر منه إصلاحاً ولم یرج لأدوائه شفاءً و زد علی هذا أن المعری فی ضوء الازدهار العقلی تأثر ببعض الفلاسفه ومنهم أبیقور الذی ینتمی إلی النفعیین و رأی فی الدنیا والمرأه اللَّذه والألم معاً ولکنه أراد أن یحصِّلهما دون الألم ولم یستطع إلی ذلک سبیلاً، ولعلَّ إیثاره الموت یعود إلی قاعده اللَّذه؛ لأنَّه رأی أنَّ الألم أکثر من الموت فآثر الموت وبما أن النفعیین یرونَ أنَّ کلَّ نافع جمیل مهما یکن شکله، فأبوالعلاء وجد إیثار نفسه علی الدنیا والمرأه وإیثار الموت علی الحیاه نافعاً، فرأی الجمال فی انصراف عن کل هؤلاء وإن خالف القیاس والشرع. تهدف هذه الدراسه فی ضوء المنهج التوصیفی و التحلیلی إلی إزاحه الستار عن الحیاه الغامضه للمعری فخلص البحث إلی أنّه عرف اللذائذ بطبعه، وترکها بتطبعه ناسیاً إقراره واعترافه فی لزومیاته أنَّ الطبع أصیلٌ والتطبع دخیل.
۵۴۲۹۵.

تحلیل گزارش های تاریخی رویداد فتنه ی غز با رویکرد روایت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
میان تاریخ و روایت پیوندی ناگسستنی ست که فیلسوفان تحلیلی تاریخ بر آن تأکید دارند. روایت باعث متن شدن اثر تاریخی می شود. در این جستار درصددیم با روش تحلیلی توصیفی و رویکرد روایت شناسی، روایت مندی سه متن تاریخی مهم دوره سلجوقی: سلجوق نامه ظهیرالدین نیشابوری، راحه الصدور و آیه السرور راوندی و مسامره الاخبار و مسایرهالاخیار آقسرایی را از رهگذر خوانش گزارش های تاریخی این مورخان از رخداد تاریخی «فتنه ی غز، اسارت و سرانجام سنجر سلجوقی» تبیین کنیم و نشان دهیم کدام نویسنده-مورخ توانسته تاریخ حادثه ای و پُرماجرا را به روایت تاریخی ماندگاری تبدیل کند. برای تبیین میزان روایت مندی روایات سه گانه، از عناصر: 1.توصیف (مکان، زمان و شخصیت ها)، کشمکش و گذار از یک وضعیت به وضعیتی دیگر، تمامیت و دارا بودن ویژگی غایت شناختی در جهت روایات بهره جستیم و نتیجه گرفتیم تاریخ نویسی در این دوره بنا به دلایلی ازجمله عدم تمایل مورخان به ثبت گزارش تاریخی هم زمان، عدم حمایت حاکمان سلجوقی از مورخین و گذار از عصر خرد به عصر عاطفه و حاکمیت ایدئولوژی در دوران افول تاریخ نگاری سلجوقی ضعیف تر از ادوار دیگراست. روایت راوندی به دلیل حضور عنصر تعلیق فراگیر، مفصل تر از بقیه بوده و در عین نگاه دقیق به سلجوق نامه از آن فراتر رفته و با استخدام های فراوان، از رویداد، آفرینش ادبی مفصلی ترتیب داده است. روایت سلجوق نامه در مرتبه بعدی قرار می گیرد و نمایان گر سیالیّت راوی میان دو سویه ی گزارش و آفرینش، با میل بیشتر به آفرینش ادبی، و روایت آقسرایی در کم ترین حد روایت مندی است. 
۵۴۲۹۶.

دسته بندی سه گانه اقتباس جفری واگنر و انتساب نادرست آن به دبورا کارتمل

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۱
جفری واگنر (۲۰۰۶-۱۹۳۵) کتاب مهمی در حوزه مطالعات اقتباس دارد با نام رمان و سینما (۱۹۷۵)، که در آن دسته بندی سه گانه انتقال، تفسیر و جابه جایی را برای تحلیل و بررسی انواع اقتباس مطرح کرده است. اکثر پژوهشگران ایرانی آن را منسوب به دبورا کارتمل می دانند. در مقاله حاضر در پی آنیم تا ضمن معرفی جفری واگنر و کتاب مهم وی و هم چنین دسته بندی مذکور، با روش تحلیلی-اسنادی و از طریق بازخوانی منابع اولیه و ثانویه، خاستگاه این انتساب نادرست و خطای رایج را ردیابی کنیم. از این رو، دسته بندی مذکور را در کتاب واگنر تشریح و تبیین کرده ایم، سپس به اهمیت آن در مطالعات اقتباس پرداخته ایم. در نهایت نیز با مرور سیر ارجاعاتی که به این دسته بندی شده و ردگیری جزءبه جزء آن، با توجه به اصل انتساب، علت انتساب نادرست آن به دبورا کارتمل را به بحث و بررسی گذاشته ایم. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که اولین بار جولی سندرز در کتاب خود با نام اقتباس و تصاحب (2006) به اشتباه این دسته بندی را به دبورا کارتمل نسبت داده و این انتساب نادرست، به دلیل مرجعیت گسترده اثر سندرز، در فضای دانشگاهی ایران تکرار و تثبیت شده است. پژوهشگران ایرانی، با استناد به این انتساب نادرست، دسته بندی مذکور را از آنِ کارتمل دانسته و با نام وی در پژوهش های خود از آن بهره برده اند. یافته های پژوهش حاضر بر ضرورت رجوع مستقیم به منابع اولیه، دقت در زنجیره استنادها، و پرهیز از بازتولید برداشت های ثانویه تأکید دارد.
۵۴۲۹۷.

کنایات رنگ و مفاهیم آن ها در ادبیات کنایی (نمونه های موردی: کنایات مندرج در برخی فرهنگ های لغت فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۲
رنگ به عنوان یک عنصر بصری در حوزه هنرهای تجسمی، از دیرباز در ادبیات نیز کاربردهای فراوان داشته است. پژوهش ها نشان می دهند که ادیبان فارسی، در استفاده از رنگ ها در اشعارشان، دو رویکرد متفاوت از خود نشان داده اند. برخی از آنان در کاربست رنگ در اشعارشان، دقت بیشتری نشان داده ولی برخی دیگر، نوعی کور رنگی در تشخیص و استفاده از رنگ ها در شعرشان داشته و رنگ های محدودی را به کار می برند. به نحوی که هنگام ارائه ی تصویر و در صور خیال، از همین رنگ های اندک نیز بهره ی کافی برده نشده و معمولا رنگ در شعر ایشان، کلماتی ناتوان و ضعیف است و فقط برای پر کردن وزن می آید. هدف مقاله حاضر، بررسی مفهوم کنایی رنگ ها در ادبیات کنایی فارسی است. پرسشی که مطرح می شود این است که مفاهیم رنگ ها در ادبیات کنایی، چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی، از طریق جمع آوری کنایات موجود در سه دایرهالمعارف توصیف پدیده طبیعی (گیاه، حیوان، طبیعت)، توصیف وضعیت جسمانی انسان، توصیف رنگ معجزه و توصیف پدیده های ایده ی توصیف پدیده طبیعی سبز شدن گیاهان و حیات و زندگی و توصیف پدیده های ایده آل در بهشت یعنی لباس بهشتیان و رنگ کبود برای توصیف وضعیت معنوی انسان که این رنگ را به چشم نسبت داده و بر بدحالی و سیه روزی و غم و اندوه دلالت دارد. همچنین رنگ سیاه در توصیف وضعیت معنوی انسان هم در دنیا و هم در قیامت استفاده شده مانند دیوان سیاه کردن، سیاه کار، سیاه نامه و روسیاه به کار رفته اند.
۵۴۲۹۸.

مؤلفه های معنایی واژه جدال در قرآن کریم بر پایه محور جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
گفت وگو و مناظره، لازمه زندگی بشری است که با انگیزه ها و اهداف گوناگون در عرصه های مختلف اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، تربیتی، علمی و... صورت می پذیرد. از آن جا که قرآن کریم کتاب همه جانبه و دربردارنده همه شئون و نیازهای زندگی بشر است، بر این اساس بخشی از آیات آن به گفت وگو و مناظره اختصاص یافته است. واژه «جدال» یکی از واژگان کلیدی قرآن کریم است که آیات متعددی را به خود اختصاص داده است. برخی واژگان مانند: محاجه، مخاصمه، نزاع و مراء، مماحله، اختلاف و جحد، به دلیل تشابه معنایی و برخورداری از بافت نسبتا یکسان و هم نشین های مشابه، می توانند در نقش جانشین واژه «جدال» ظاهر شوند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در صدد است با استفاده از رویکرد معناشناسی هم زمانی از طریق بررسی محورهای جانشینی و بافت درون زبانی، به تبیین روابط معنایی مفهوم «جدال» پرداخته و جایگاه آن را در نظام معنایی قرآن کریم ترسیم کند. طبق کاربردهای قرآنی واژه «جدال» و نظایر آن، سه واژه «جدال»، «احتجاج» و «اختصام»، در دنیا و آخرت اتفاق می افتد که در دنیا، با هدف دشمنی با آیات حق و در آخرت، جنبه بهانه تراشی و تقصیر را به گردن دیگران انداختن، پیدا می کند؛ درحالی که دو واژه «مراء» و «تنازع» در عرصه دنیا به کار رفته است. در خصوص واژه «محاجه» و «مخاصمه» نیز هرچند مانند واژه جدال، به دو قسم پسندیده و ناپسند تقسیم می شوند؛ اما دایره شمول و کلمات هم نشین آن ها نسبت به «جدال» تنگ تر است.
۵۴۲۹۹.

رساله ای در دفاع از شعر از قرن نهم هجری آذری اسفراینی (830 ق/ 1426 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۶
نقد دینی و اخلاقی شعر و ارتباط بین شعر و شرع یکی از مسائل مهمی است که شعرا و حکمای مختلف در تاریخ نقد ادبی به آن پرداخته اند. یکی از این شاعران حکیم آذری اسفراینی است که در سال 830 ق رساله ای در دفاع از شعر نوشت، که در آن برای دفاع از ارزش، جایگاه و کارکرد شعر نکات قابل توجهی مطرح کرده است که از دیدگاه تاریخ نقد ادبی در ایران ارزشمند است. او در این رساله می خواهد برای مشروعیت بخشیدن به شعر جایگاهی در کنار وحی و احادیث بیابد و درباره آیات و احادیثی که در ذم و نکوهش طایفه شعرا آمده است، روشنگری کند. او برای دفاع از شعر دلایلی می آورد که مبتنی بر قداست شعر است، همچون شاعر بودن انبیا و اولیا، عطیه دادن پیامبر و ائمه به شعرا، ایمان آوردن ارواح شعرا به اسلام و داستان های غیبی مبتنی بر کمال مرتبه روحانی شعرا. در کنار این دلایل به دلایل دیگری همچون استشهاد به شعر در متون، وابستگی موسیقی به شعر، استقبال مخاطبان و جایگاه رفیع شاعران نزد ملوک گذشته استناد می کند. علاوه بر این ها آذری با همان نگاه مذهبی دو ویژگی برای شاعران این اشعار ذکر می کند که عبارت است از داشتن تحقیق و توفیق درکنار هم و دسترسی داشتن به کمال و جمال و جلال الهی.
۵۴۳۰۰.

بدنِ «داش آکل»: یک خوانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۶۹
داش آکل، قهرمان ماندگار داستان کوتاه صادق هدایت، نه فقط یک شخصیت ادبی، که عرصه ای برای نبرد ایدئولوژیک بر سر هویت، قهرمانی و حافظه سیاسی در ایران معاصر است. این مقاله با بهره گیری از رویکردهای نظریِ مطالعات بدن، قدرت انضباطی و زیست سیاستِ میشل فوکو به تحلیل تطبیقی دو روایت متضاد از داش آکل می پردازد: روایت غالب و مسلطِ هدایت و روایت های شفاهی در میان مردم شیراز، جایی که داش آکلِ تاریخی در آن می زیسته است. فرض اصلی مقاله این است که دگردیسی داش آکل از یک یاغیِ ناقص عضو در روایات عامه به قهرمانی بی نقص در روایت هدایت، تصرفی ایدئولوژیک بود که در بستر گفتمانیِ مدرنیته و ملت سازیِ دوران پهلویِ اول معنادار می شود. این فرایند مستلزم سیاسی زداییِ نظام مند از بدن قهرمان، از زخم ها و تمایلات جنسیِ غیرهنجاری تا مرگ سیاسی او بود تا به نمادی «محترم» و سازگار با آرمان های هویت ملیِ نوظهور بدل شود. این مقاله نشان می دهد که چگونه بدن داش آکل همچون بایگانیِ زنده تاریخ و متنی فرهنگی عمل می کند که قدرت های اجتماعی، هنجارهای ملی گرایانه و امیال سرکوب شده جنسی بر آن حک شده اند و درک کامل این شخصیت، مستلزم توجه به هر دو روایتِ غالب و جایگزین است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان