تعمّقی بر رویکردِ معناشناسانه رضی استرآبادی در مواجهه با عامل نحوی در شرح الکافیه (بررسی موردی در استنادات نهج البلاغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رضی استرآبادی، از جمله دانشمندانی است که با تألیف دو اثر مشهور خود - شرح کافیه وشرح شافیه - در آسمان صرف و نحو خوش درخشیده است . بی شک نهج البلاغه و سخنان امام علی(ع) پس از قرآن که سخن خالق زبان هاست، وبعد از حدیث پیامبر (ص) که خود پیام آور آفریدگار سخن و فصیح ترین عرب، می باشد. برترین مجموعه ای است که به جهت اصول نقل، تمام ویژگی ها و صفات یک شاهد در آن تجلی یافته است. رضی استرآبادی، بر خلاف بیشتر نحویون جهت اثبات مدّعای خود در پاره ای از موارد به این کتاب ارزشمند استناد می کند. یکی از آراء منحصر به فرد رضی استرآبادی که باعث برتری وی گردیده است، «نظریه عامل نحوی» است. به عبارتی دیگر؛ تنها دانشمندی که به طور خاص وکاملاً متمایز، به بررسی این نظریه پرداخته،«رضی استرآبادی» بوده است . مقوّمات نظریه عامل از دیدگاه محقّق استرآبادی، علاوه بر جنبه ی عارضی وظاهریّ نحو، شامل جنبه بنیوی، ترکیبی وساختمانی آن - قرینه، سبب، علّت، شرط، رکن ودلیل- نیز می باشد که متّکی بر بعد معنایی قواعد می باشد. ایشان معتقد است که عامل پیدایش إعراب در یک کلمه: مُوجد(یا همان متکلم)، عامل(ویا همان آلت) ومحل(یا همان اسم)می باشند. رضی استرآبادی معتقد است که عامل نحوی، علاوه بر جنبه عارضی وظاهری نحو، شامل جنبه بنیوی وترکیبی وساختمانی نحو نیز – که در برگیرنده ی معناست - می باشد. ایشان هنگام تجویز قواعد با استناد به کلام حضرت امیر، با تکیّه بر بعد معنایی شواهد ذکر شده، بهترین استدلال ها را ذکر می کند که در نوع خود بی نظیر است.