الگوی نقد ارزیابانه ی برون نگر درآثار نقاشی، بر مبنای حرکت جوهریه، مستخرج از حکمت متعالیه ی صدرالدین شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تفکیک نقد هنری و تاریخ هنر از یکدیگر، نقد هنری در دوران معاصر در سایه ی رویکردها در پارادایم های مختلف رشد نموده و با نظریه ها و روش ها در علوم انسانی پیوند یافته است. عدم وجود دستگاه نظری در نقد هنری، بر ضرورت تقاضا برای بهره گیری از رویکرد ها در منابع فلسفی بومی تأکید می نماید. کتب فلسفی صدرا که تحت الگویی پژوهشی، آغاز و انجام نفس را در حرکت ذاتیه ی جوهریه در چهار سفر توضیح می دهد، پیوندی است میان روش عقلانی و سلوک عرفانی، در معرفت شناسی صدرا و نمونه ی مناسبی جهت رفع این نیاز می باشد. هدف پژوهش حاضر نیز ارائه ی یک مدل علمی از نقد هنری (نقاشی) است که در آن اثر هنری (نقاشی) حرکت در جوهر را از محسوس به معقول و از کثرت به وحدت در بستر نقد آغاز نموده و در نهایت مورد ارزیابی در فرم و محتوا قرار می گیرد. پژوهش حاضر به چگونگی استخراج الگوی نقد ارزیابانه ی برون نگر از آراء صدرا در اسفار اربعه، خواهد پرداخت. پژوهش کیفی حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای به انجام رسیده است. الگوی نقد نقاشی (ارزیابانه ی برون نگر) بر مبنای الگوی پژوهشی صدرا، در مرحله ی اول (امور عامه) به تشریح ماهیت کلی ذاتی و عرضی و نیز علل ناقصه و در مرحله ی دوم مطابق با سفر دوم (علم طبیعی)، به مقولات کَم، کیف، وَضع، اَین، مَتی، ملک، اَن یفعل، اَن ینفعل در اثر نقاشی پرداخته و در مرحله ی سوم به تحلیل دستاورد های مراحل پیشین و حصول علم و ایجاد و انشاء ماهیت به نحو قیام صدوری با حصول به «فرضیه ی وحدت بخش» و کشف «غایت» در اثر می پردازد. در مرحله ی چهارم به ارزیابی اثر در ارتباط با فرضیه ی وحدت بخش و غایت پرداخته و هر آنچه در اثر دارای ارزش است آشکار شده و به این ترتیب، ارزش دریافتی مخاطب با ارزش دستاوردی اثر، برابر یا نزدیک خواهد شد.