فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۰
73 - 104
حوزههای تخصصی:
ابهام یکی از عناصر مهم در ادبیّت متون به حساب می آید و نقش مهمی در ارزیابی آثار ادبی مختلف ایفاء می کند. با توجّه به همین موضوع و اهمّیتی که ابهام در ادبیّات دارد، در این جستار تلاش شده تا به بررسی سیر ابهام در بلاغت اسلامی و همچنین تحلیل انواع آن و مصادیق و عوامل جمال شناسانه آن ها پرداخته شود. این پژوهش بر آن است تا با ارائه آراء و نظرات اهل بلاغت راجع به ابهام، به نحوه نگاه و تعریف آن ها از ابهام هنری و تمایزی که بین آن و ابهام غیرهنری قائل شده اند، دست پیدا کند و همچنین به شناسایی مصادیق انواع ابهام هنری و جنبه های زیبایی شناسانه آن ها اقدام نماید. نتایج این تحقیق نشان می دهد که علمای بلاغت هرچند با تعقید، پیچیدگی و اغلاق مخالفت داشته و آن را مورد نکوهش قرار می داده اند، امّا برخی از آنان همچون عبدالقاهر جرجانی با پیش کشیدن بحث هایی در مورد نقش ابهام در انگیزش مخاطب در خوانش متن ادبی و حظّ و لذّت مخاطب از آن، به درک و دریافت دقیقی از ابهام هنری و ابهام غیرهنری رسیده بودند که بعدها کمتر مورد توجّه بلاغیون متأخّر واقع گشته است. بررسی وجوه ابهام و مصادیق آن در شعر حافظ نیز نشان می دهد که وجه موسیقیایی، زبانی و وجه تصویری ابهام، تأثیر بسیاری در جلب مخاطب و همچنین افزایش زیبایی شناختی اثر ادبی دارد و شاعر بزرگی چون حافظ توانسته است با استفاده از نبوغ و خلاقیّتی که دارد، با کاربرد انواع ابهام هنری، شعر خود را در متعالی ترین شکل، به مخاطبان عرضه کند.
خویش کاری های پیامبرگونه قهرمانان در منظومه های پهلوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
11 - 47
حوزههای تخصصی:
در بررسی منظومه های پهلوانی با موضوعی ویژه و مهم مواجه هستیم و آن هم انعکاس نبردهای دینی در این آثار است. پهلوانانی هم چون رستم، فرامرز، جهانگیر، سام و حتی گرشاسب در بسیاری از موارد وظیفه اصلی خود را گسترش دین یزدانی می دانند؛ نکته دیگر این است که دینی هم که اینان قصد گسترش آن را دارند، بیشتر با عقاید اسلامی سازگار است و این موضوع از این نظر مهم است که شخصیت های این داستان ها از نظر زمانی مربوط به قبل از اسلام هستند. دلیل این موضوع این است که راویان و سرایندگان این آثار در دوره اسلامی می زیسته اند و نگاه اسلامی هم که به جنگ های دینی و غزوات وجود داشته، بر این آثار حاکم شده است. این موضوع بیشتر در منظومه های پهلونی پس از شاهنامه صدق می کند؛ چرا که در شاهنامه اگر چه نبردهای دینی گشتاسب و اسفندیار نیز مطرح است؛ اما انگیزه و نگرش های اعتقادی این دو شخصیت در گسترش یکتاپرستی با مبانی اعتقادی ایران باستان سازگارتر است. در این مقاله تعدادی از منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه (کوش نامه، گرشاسب نامه، فرامرزنامه، سام نامه و جهانگیرنامه) از این منظر بررسی شده و دلایل این نگرش نیز تحلیل شده است.
ادب بلاغی و ادب روایی؛ نقش حوزه های دوگانه زیبایی در معیارشناسی نثر ادبی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
99 - 124
حوزههای تخصصی:
نثر ادبی فارسی جریانی مستقل از حوزه شعر فارسی است که علاوه بر رسالت هنری و اجتماعی روشن، نظام زیبایی شناختی مستقلی نیز داشته؛ و در ادبیات کلاسیک ایران عموماً تحتِ شعاع اقتدار هنری و فرهنگی شعر قرار گرفته؛ و در بلاغت گذشته ظرافت ها و موازین زیبایی شناسانه آن کمتر بررسی شده است. این کم توجهی تا حدی بوده که حتی تعریفی روشن و مورد قبول عموم جامعه ادبی از نثر ادبی فارسی و آثار منثور ادبی در دست نیست. این شیوه بیان از سویی مهم ترین حامل اندیشه و عامل اصلی انتقال مفاهیم دینی، فلسفی، سیاسی، تاریخی و جز این ها بوده است و از سوی دیگر، رسالت مهم روایت گری و قصه گویی را بیش از شعر بر عهده داشته و دارد. بنابراین تعریف چارچوب ها و شناخت توانایی های خاص آن در ایجاد ادبیّت و در نتیجه تأثیرگذاری بر مخاطب، اهمیت فراوانی دارد. به نظر می رسد "معانی نحو" به عنوان کامل ترین ابزار بلاغی در کنار کاربرد متعادل هنرسازه های بیانی و بدیعی و نیز شناخت بوطیقای روایت که مستقل از بلاغت مرسوم است، می تواند رمزگشای کشف زیبایی متون کهن ادبیات فارسی باشد؛ متونی که هنوز وجه ممیز ادبیّت آن ها در مقابل شعر و زیبایی داستان معاصر شناخته نشده است. فرض ما این است که از رهگذر ترکیب «ادب بلاغی و ادب روایی» می توان به معیاری قابل اعتنا برای سنجش ادبیّت نثر کهن رسید. در این پژوهش بنیادی کوشیده ایم به روش کتابخانه ای با تحلیل سه نمونه از متون نثر فارسی با استفاده از ابزار بلاغت و روایت، به سنجه قابل اتکایی برای تشخیص متن منثور ادبی از متن منثور غیرادبی دست یابیم. بر اساس یافته ها، نثر سیرالملوک از هر دو منظر بلاغت و روایت ادبی است؛ تاریخ سیستان (هم در بخش نخست و هم در بخش پایانی) روایتی ادبی دارد اما بلاغت غلبه چندانی ندارد و نمی توان آن را ادبی بلاغی نامید. نثر زبان و تفکر نیز نه از منظر بلاغت و نه از منظر روایت ادبی شمرده نمی شود.
مؤلفه های خُلقی ایرانیان در شش قرن نخست هجری در آیینه حکایت های تعلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
63 - 76
حوزههای تخصصی:
متن ها در خلأ پدید نمی آیند؛ متون واقع گرا - به ویژه در ژانر تعلیمی- خواه ناخواه چکیده و افشره فرهنگ زمانه را در خود دارند. در این پژوهش در نظر است با بررسی حکایت های چهار متن از مهم ترین متون تعلیمیِ پنج- شش قرن نخست هجری ( مخزن الاسرار نظامی گنجوی و حدیقه الحقیقه سنایی در شعر، و سیاست نامه خواجه نظام الملک و قابوس نامه عنصرالمعالی در نثر) برجسته ترین مؤلفه های خُلقی و فرهنگی ایرانیان، جمع آوری و صورت بندی گردد. سبب انتخاب حکایت های متون تعلیمی این بوده است که این متون، اساساً برای هنجارگذاری و مبتنی بر بایدها و نبایدها تولید می شوند و مروّج فرهنگ اخلاقی مورد تاییدِ جامعه و نهی کننده ناهنجاری های فرهنگیِ موجود هستند. نتایج این پژوهش که به لحاظ تاریخ سیاسی، دوره دیلمیان، آل بویه و غزنویان را دربر می گیرد، نشان می دهد که در غیاب تواریخ اجتماعی و فرهنگی، حکایت های متون تعلیمی، آیینه ای حقیقت نما و قابل اعتماد در انعکاس مسائل زیستی، فرهنگی و خُلقی مردمان است. در بُعد فردی «واقع بینی» پربسامدترین خُلق مورد تأیید و تشویق است. در بُعد جمعی، «پرسشگری و حق طلبی» و در بخش خلقیات حکومتی، تشویق به «تدبیر و هوشمندی حاکمان» بیشترین بسامد را دارد و آیینه ای از شیوه حکومتداری رایج مبتنی بر بی خردی و تعصب آن دوران است.
Les traces du bonheur Schopenhauerien dans l’œuvre de Michel Houellebecq(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۸, No ۳۳, Printemps & été ۲۰۲۴
107 - 125
حوزههای تخصصی:
Michel Houellebecq describes an intense and visible reflection on contemporary society and the human condition. In his novels he uses the technique of literary paradox and expressing his opinions without any consideration or limitation, he is often considered a pessimistic writer. He describes his contemporaries carefully and frankly, and allows himself to formulate a strong and unequivocal critique of the state of the world. As a sociologist, Houellebecq strives to understand and depict modern society. His novels focus on contemporary society, a society in which it seems difficult to objectify human relationships, and where the person has become asocial and isolated, and is no longer able to communicate with others. The aim of his novels is to reveal the considerable problems of 21st century society through novels that show the insensitivity and alienation of people and which depict contemporary man as if he were imprisoned in his own mind. The objective of the present article is to analyze the influence of Schopenhauer's philosophy on the work of Michel Houellebecq following the method of intertextual analysis with emphasis on the idea of human suffering in Schopenhauer and Houellebecq.
بررسی سبکی و محتوایی منظومه حماسی بهمن نامه سروده ایرانشاه بن ابی الخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهمن نامه حماسه ای رزمی و پهلوانی، اثر ایرانشاه بن ابی الخیر، شاعر سده پنجم و ششم هجری، در ذکر پهلوانی های بهمنِ اسفندیار و اهتمام او به انتقام جویی از خاندان زال پس از مرگ رستم است. در این منظومه حماسی، ایرانشاه بن ابی الخیر به توصیف چهل سال از زندگی بهمن و نبرد او با خاندان رستم پرداخته است. در این پژوهش بر اساس روش توصیفی – تحلیلی، ضمن معرّفی مختصری از شاعر و معرّفی بهمن نامه به بررسی مختصّات سبک شناسانه این اثر پرداخته شده است. ابی الخیر در این منظومه حماسی درصدد آن است تا در قالب کلامی موزون و منظوم و با بهره گیری از صناعات شعری و آرایه های ادبی به معرّفی بهمن نامه بپردازد. شاعر برای غنی کردن سروده ها و اندیشه های خود از تصویرسازی بهره جسته است. نکته قابل توجّه این است که در تصویرسازی و تصویرآفرینی در منظومه حماسی بهمن نامه، ایرانشاه بن ابی الخیر، متأثر از شاهنامه فردوسی بوده است. اهمیّت بهمن نامه، بیشتر از نظر زبان فارسی و زنده نگه داشتن یکی از داستان های ایران باستان و به کار بردن واژه های فارسی در آن است که منبع آن غیر از شاهنامه فردوسی و دیگر کتب تاریخی است. بررسی سطوح ادبی، زبانی و فکری این اثر، بی شک، مسیر شناخت تفکّر و رویّه علمی و ادبی این شاعر را برای علاقه مندان و پژوهشگران هموارتر می سازد.
بررسی مشکلات نگارشی- ویرایشی در کتاب Fors Tili (کتاب آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان)
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۹
74 - 97
حوزههای تخصصی:
از جمله مشکلاتی که در زمینه آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان وجود دارد؛ نبود منابع آموزشی مناسب به ویژه کتاب های آموزشی و درسی است. ازاین رو، بررسی، بازنگری، بازخوانی و اصلاح متون تألیف شده می تواند به متصدیان و نویسندگان کتاب های درسی کمک کند تا بهتر به اهداف آموزشی خود برسند و با شیوه ها یا متن های کاربردی تر موفقیت در آموزش را افزایش دهند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که آیا در کتاب Fors Tili که از جمله کتاب های آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان است، اشکالاتی از نظرگاه نگارشی، دستوری و انتخاب واژگان وجود دارد. در این پژوهش تمام صفحات و نیز طرح روی جلد کتاب به صورت جزءبه جزء با روش تحلیل محتوا که از جمله روش های کیفی است ازلحاظ میزان رعایت و پایبندی به قواعد نگارشی، دستوری و انتخاب واژگان بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد کتاب دارای اشکالات نگارشی و ویرایشی متعدد از جمله عدم رعایت نشانه گذاری، ایرادهایی در پیوسته و جدانویسی، عدم رعایت قواعد فاصله گذاری، غلط های املایی، خطاهای دستوری و عدم رعایت اصول آوانگاری و شیوه های کتاب آرایی است. همچنین شاهد خطاهای واژگانی فراوانی از جمله تعابیر عامیانه، نارسا و متناقض، گرته برداری نادرست، تکرار زائد کلمات، استفاده از واژگان بیگانه و جمع عربی نیز هستیم. برطرف کردن ایرادات کتاب و رعایت اصول علمی می تواند این کتاب را به یکی از منابع خوب آموزشی زبان فارسی، دست کم برای مخاطبان ازبکی زبان تبدیل کند.
مؤلفه های تراژدی ارسطویی در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
1 - 24
حوزههای تخصصی:
تراژدی به عنوان شاخه ای از ژانر ادب نمایشی، یکی از مهم ترین اجزای اندیشه ارسطو در فلسفه هنر و در کتاب «فن شعر» اوست. از نظر ارسطو تراژدی دارای مؤلفه های متعددی است که به فهم هرچه بهتر پدیده ادبی- هنری کمک می کند و دارای ویژگی هایی است که با ایجاد تعادل و توازن روحی در بیننده، آن را در جایگاهی برتر از حماسه قرار می دهد. شاهنامه فردوسی دارای داستان هایی است که ویژگی های تراژدی ارسطویی را در آن می توان دید و می توان گفت همسویی هایی با تراژدی های یونان باستان دارد که به ریشه و خاستگاه اسطوره ای مشترک برآمده از فرهنگ باستانی مشترک ملت ها بازمی گردد. این پژوهش با هدف تبیین مؤلفه های تراژدی ارسطویی در شاهنامه و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و نشان داده است که بسیاری از این اجزا در شاهنامه وجود دارد. این نتیجه همسو با نظرهای ارسطو در بوطیقاست و نوعی اشتراک با ادب یونانی را تأیید می نماید؛ هرچند برخی تفاوت های جزئی دیده می شود که ریشه در اختلافات اساسی همچون تفاوت در نوع ادبی و تفاوت های اقلیمی، مذهبی و... دارد.
مطالعه تطبیقی خویشاوندی روایات «اسکندر مقدونی» و «کوش پیل دندان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
25 - 56
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی، رویکردی پژوهشی در دوره معاصر است که به مقایسه، بررسی و تحلیل آثار ادبی و در مفهوم توسع یافته آن، آثار هنریِ ملل و فرهنگ های مختلف پرداخته و تشابهات و تفاوت های این آثار، همچنین تأثیرات و تبادلات ادبی و فرهنگی ملل را می کاود. این علم یا رشته بر آن است که «خودی» را در آینه «دیگری» ببیند و بشناسد. این مسئله، ناقدان ادبی را بر آن داشت تا با بررسی آثار ادبی در ارتباط با یکدیگر، به فهم تکاملی و تطبیقی از نشانه های متن دست یابند. از سوی دیگر «کوش نامه»، روایت «کوش پیل دندان»، قهرمانی شوم و اهریمنی در حماسه های ایرانی است که در بررسی تطبیقی آن، بسامد تشابهات و همسانی های روایت کوش با اسکندر مقدونی در روایات اساطیری- تاریخی با تباری غیر ایرانی، ذهن ناقدان را بر آن وامی دارد که به بررسی لایه ها و شاخص های خویشاوندی این دو روایت و سرفصل های اصلی و مبنایی آن بپردازد. از این رو این پژوهش تلاش کرده است تا با روش توصیفی- تحلیلی و بررسی تطبیقی آنها، به کشف نظام دلالت های دو متن بپردازد. از نتایج این پژوهش برمی آید که این دو داستان به سبب هم سویی و هم پوشانی در ساحت هایی چون شخصیت پردازی، کنشگری، تبیین حالات و ورود به روایت های یکدیگر، بی شک در یک نظام تأثیر و تأثری واقع شده اند و این تأثیرپذیری از روایت اسکندر به کوش، بیشتر موضوعیت دارد و می توان در بخش های متعددی، شخصیت کوش به عنوان قهرمانی ایرانی را بازتابی استحاله شده از شخصیت اسکندر غیر ایرانی دانست و روایت آن را دگردیسی گزینشی از مجموعه ای از داده های منتشر در ادب عامه و روایات مکتوب اسکندر تلقی کرد.
دگرگونی صورت و معنا در گونه ادبی خمریه و ساقی نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
69 - 91
حوزههای تخصصی:
ساقی نامه، یکی از انواع شعری است که در دامان شعر غنایی زاده شد. این گونه ادبی با دگرگونی و تنوع در ساختار شکلی و محتوایی، در ادوار مختلف بسط یافته، درون مایه های تازه ای از قبیل موضوعات عرفانی، مسائل سیاسی، انتقادی و اعتراضی مورد توجه شاعران قرار گرفت. مطالعه ساقی نامه ها نشان می دهد که این گونه ادبی باید حاصل دگرگونی در صورت و محتوای خمریه باشد. پس از آن، دستگاه های مختلف زبانی، بلاغی و فکری ساقی نامه نیز در بستر تحولات تاریخی تغییر کرده و عنصر غالب آن در فرم و محتوى دیگرگون شده است. از این رو در پژوهش حاضر، ابتدا به بررسی ریشه و زایش ساقی نامه از دل خمریه به عنوان یک گونه ادبی پرداخته ایم. پس از آن با مقایسه نشانه های پرکاربرد خمریه و ساقی نامه در دستگاه های زبانی و بلاغی و فکری، تحول گونه ساقی نامه، با روش توصیفی- تحلیلی از طریق استقرار از ابتدا تاکنون بررسی شده است. حاصل پژوهش نشان می دهد که ساقی نامه های اولیه با تأسی از خمریه و نشانه های زبانیِ اغتنام فرصت و الفاظ باده گساری آغاز شده، با تحولات اجتماعی و فرهنگی و دینی به تدریج لایه های معنایی متفاوتی (تمثیلی، عرفانی، رمزی، سیاسی) یافته و در نتیجه ساختار نوع ادبی خمریه در روند تاریخی خود به ساقی نامه منتهی شده است.
تحلیل تأثیر تصاویرشعری شاعران کهن پارسی در تصویر سازی شاملوبا رویکرد تحلیلی بینامتنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۱۱
227 - 269
حوزههای تخصصی:
احمد شاملو از چهره های نامبردار شعر نو محسوب می شود، قضاوت های متفاوتی درباره ی شعرش صورت گرفته است، برخی وی را بسیار متأثر از شاعران فرنگی دانسته اند. از آنجا که تصویرغالباً از ارکان مهم شعر است و با توجه به نظریه بینامتنیت که هر متنی را متأثر از متون پیشین یا معاصر خود می داند با بررسی تصاویر شعری می توان به میزان ارتباط یا عدم ارتباط شعر شاملو با میراث شعری کهن پی برد.برای این منظور تصویرهایی که در قالب تشبیه ، استعاره ، تشخیص ،کنایه و صفت هنری در شعر وی بیان شده اند، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با نگاهی به نظریه بینامتنیت و رویکرد سنت گرایی ادبی انجام شده است. بررسیوتحلیل داده های تحقیق نشان داده برغم نظر مخالفین شاملو، تصاویرشعری شاعران کهن پارسی در شعر وی به صورت صریح (عین تصویر در بافت نو) و ضمنی( قسمتی از تصویر ، تصویر با مفهومی تازه در بافت نو) بازتاب یافته است. در این میان بیشترین بازتاب مستقیم یا صریح به ترتیب در تصاویر شعری کنایه و تشبیه و بازتاب غیرمستقیم یا ضمنی در تصاویرشعری تشخیص ، استعاره و صفت هنری صورت گرفته است.
تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
49 - 72
حوزههای تخصصی:
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
بررسی دو داستان «ته ته ته چاه» و «سایه ای که سر نداشت، دم نداشت، تن هم نداشت» سوسن طاقدیس از منظر استعاره ی مفهومی جهتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره ی مفهومی نخستین بار از سوی لیکاف و جانسون مطرح شد. سوسن طاقدیس از نویسندگان مطرح معاصر ادبیات کودک و نوجوان است که برای القای بسیاری از مفاهیم در داستان های خود از استعاره های مفهومی جهتی استفاده کرده است. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی نوشته شده است، به طور ویژه استعاره های مفهومی جهتی را در دو داستان تهِ تهِ ته چاه و سایه ای که سر نداشت، دم نداشت، تن هم نداشت بررسی می کند. بر این اساس ابتدا استعاره های مفهومی دربردارنده ی جهت، مشخص و سپس تحلیل شده است. طاقدیس بدین واسطه مفاهیم متقابل خیر و شر را که در اساطیر، فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران دیده می شود، از طریق استعاره ی مفهومی به طور غیرمستقیم به مخاطب خود القا می کند. وی از روش قطبی شدگی استعاره های مفهومی در داستان هایش استفاده کرده است که می توان عنوان «استعاره های مفهومی دوگانی» را برای این شیوه پیشنهاد داد.
سبک شناسی جزوه مترجَم شماره 2574: ترجمه ای کهن از قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
93 - 114
حوزههای تخصصی:
ترجمه های کهن فارسی از آیات شریف قرآن کریم در زمره ذخایر ارزشمند ادب فارسی است. این ترجمه ها، تشخّص و جایگاه ویژه و کم مانندی دارند. قرارگرفتن واژه های فارسی دربرابر مفردات قرآنی و عربی در بیشتر این آثار، دریافت معنی درست و دقیق آنها را ساده و ملموس ساخته است. از سوی دیگر، به سبب گستردگی و تنوّع کاربردی لغات حوزه ها و دوره های گوناگونِ زبانی در این متون، بررسی و شناخت ساختار لغات زبان فارسی از دیدگاه تاریخی بدون مراجعه به آنها ممکن نیست. یکی از ترجمه های کهن قرآن، جزوه مترجم شماره 2574 است که در کتابخانه آستان قدس نگهداری می شود. این ترجمه، زبانی استوار دارد و دربردارنده واژگانی سره و اصیل است. نسخه یادشده از نظر تاریخ ترجمه، تاریخ زبان و سیر تحوّل آن همچون دیگر ترجمه های کهن قرآن کریم، بسیار ارزنده و با اهمّیت است. در این جستار، جزوه مترجم 2574 معرّفی و روش مترجم آن در ترجمه، در کنار ویژگی های نسخه شناختی، زبانی، دستوری و رسم الخطی آن بررسی و تبیین خواهد شد. نام و نشان دقیق مترجم و کاتب و تاریخ قطعی و محل کتابت نسخه مشخّص نیست؛ امّا نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که نسخه مورد بررسی متعلّق به دوره نخست فارسی دری یعنی قرن پنجم هجری است و برابرنهاده های فارسی، دگرگونی های واجی، شاخصه های دستوری و رسم الخط آن، کهنگی زبان ترجمه را در این ترجمه از قرآن کریم نشان می دهند. دقّت فراوان در معادل یابی و برابرگزینی، تأثیرپذیری متعادل از ساختار زبان عربی، وام گیری اندک واژگان از زبان عربی، کاربرد حروف در معنای دیگر، جدانوشتن نشانه نفی از فعل، اتّصال ضمیر «او» به «که» ربط، استعمال فعل ماضی پیاپی و به کارگیری وجه تحذیری برخی از شاخصه های نسخه یادشده است.
کاربرد روش ایتوس در ترجمه رمان عربی به فارسی (مطالعه موردی: ترجمه نصیحتنا إلی الجزّار از علاء الأسوانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت مقاصد گوینده در ادبیات سیاسی، ساز وکارهای به کار رفته از سوی نویسندگان را مهم می سازد. با توجه به ارتباط تنگاتنگ ابزارهای اقناعی با مجموعه ای از عوامل از قبیل شهرت نویسنده یا راوی و نقش وی در ایده پردازی و تصویرسازی در ذهن مخاطب جهت نیل به اهداف معین، روش ترجمه حائز اهمیت است. ایتوس یک استراتژی زبانی است که به فهم متن و امکان ترجمه دقیق آن یاری می رساند. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی بر سه محور اصلی پدیدآورنده متن و گیرنده و تأثیر چند سویه ایتوس در تولید متن و بازتولید آن تأکید دارد. بر این اساس، مهم این است که در بازتولید متن، شیوه درستی اتخاذ شود و پیام اصلی متن، روان و شیوا منتقل شود، چراکه ایتوس بر موقعیت و جایگاه نویسنده، برگردان هویت فرهنگی او، راهبردهای مترجم و برآورده شدن انتظارات خوانندگان از پیام انتقال یافته تأکید زیادی دارد. در این زمینه به بررسی متنی از علاء الأسوانی، نویسنده معاصر مصری تحت عنوان نصیحتنا إلی الجزّار می پردازیم. نتیجه اینکه دقت در ظرایف و تیزبینی های نویسنده در انتخاب کلمات و حتی حروف پیونددهنده عبارات و نیز معادل یابی واژگان و ساختارهای دستوری و متقاعدسازی عاطفی خواننده و استفاده از زبان روشن و مؤثر در فرآیند ترجمه کارگشاست.
خوانش جامعه شناسانه راحة الصدور و آیة السرور راوندی با تکیه بر بعد تشریحی نظریه ساخت گرایی تکوینی لوسین گلدمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
9 - 40
حوزههای تخصصی:
ساخت گرایی تکوینی شاخه ای از جامعه شناسی ادبیات است که لوسین گلدمن آن را بر اساس نظریات گئورک لوکاچ، مارکس، هگل و ژان پیاژه بنا نهاد. وی در این روش به بررسی ساختارهای معنادار متون و آثار و چگونگی پدید آمدن این ساختارها بر اساس پس زمینه های تاریخی آن ها می پردازد و به وحدت میان صورت و محتوا تأکید دارد. بر پایه دیدگاه ایشان چون انسجام هر اثر ادبی مربوط به جهان نگری طبقات است؛ از این رو، باید همواره کوشید تا رابطه ساخت درونی اثر را با ساخت فکریِ طبقه اجتماعی نویسنده دریافت. علاوه بر این، می توان گفت که ساخت گرایی تکوینی اصولاً به بررسی منش تاریخی و اجتماعی و دلالت های عینی متأثر از گروه اجتماعی در زندگی عاطفی و عقلانیِ آفریننده اثر می پردازد. پس در این شیوه به جای توصیف، تشریح محتوای اثر ادبی مورد مداقه قرار می گیرد. به هر روی، پژوهش حاضر بر این مسئله متمرکز است: آگاهی های ذهنی و طبقاتی برآمده مقتضیات تاریخی و اجتماعی حاکم در دوره راوندی در چه سطحی و با چه کیفیتی در معناداری ساختار و تکوین راحه الصدور مؤثر بوده است؟ به طورکلی، یافته های این پژوهش نشان می دهد که راوندی به طور ناآگاهانه تحت تأثیر گفتمان های عصر سلجوقی بوده است و شاخص های جامعه شناسی گلدمن در تکوین و انسجام فکری راحه الصدور و معنادار کردن ساختار آن مؤثر بوده اند و راوندی نیز توانسته است جهان بینی، ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دوره سلجوقی را به درستی براساس شرایط تاریخی و اجتماعی آن دوره بیان کند.
پیوند پادشاهی زاب طهماسب و اسطوره آرش کمانگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۱
323 - 346
حوزههای تخصصی:
در شماری از متون ایرانی میانه می خوانیم که زاب، افرسیاب را «سپوخت» و آب و مرز را بازآورد و همین تیر انداختن به افراسیاب و سپوختن او (نه تیر انداختن به سمتی از زمین) در برخی متون ایرانی نو به آرش منسوب می شود. آیا این احتمال وجود دارد که داستان آرش و داستان پادشاهی زاب، دو اجرا از یک اسطوره باشند که با انتقال انتساب در سلسله طولی علل و اسباب، گاه به آرش و گاه به زاب منسوب شده باشد؟ شاهنامه پژوهان دلایلی چند برای توجیه غیاب داستان آرش در شاهنامه فردوسی اندیشیده اند که در دو گروه قابل دسته بندی است: داستان آرش در متن اساس فردوسی نبوده است و دیگر، داستان آرش در متن اساس فردوسی بوده است و او در سرایش شاهنامه حذفش کرده است. آنچه در این مقاله بحث می شود این پرسش و پیشنهاد است که آیا ممکن است داستان آرش کمانگیر با چهره گرداندن و مطابق فرآیند «گشت اسطوره» در لایه زیرین و در قالب روایتی دیگر در شاهنامه حضور یافته و نقل شده باشد؟ پاسخ بدین پرسش، موقوف به این است که نشان دهیم اسطوره زاب و اسطوره آرش، بیانگر یک مضمون هستند و دیگر آنکه تبدیل و تبادل میان زاب و آرش در دیگر متون هم دارای نمونه باشد. به تعبیر دیگر، چنان که در نقد اسطوره شناختی و نیز در روایت شناسی مرسوم است به جای جست وجوی نام آرش، پی رنگ اسطوره وی در بخشی از شاهنامه که باید جایگاه زمانی حضورش باشد، کاویده شود. با این تغییر نگاه می توان این نظریه را مطرح ساخت که با تغییر انتساب خویش کاری از قهرمان به پادشاه در سلسله طولی علل و اسباب، پی رنگِ اسطوره آرش کمانگیر که تلفیقی از سه خویش کاری آب فزایی، مرزنمایی و روشنایی است از آرش به زاب منتقل شده است. به تعبیر دیگر، پادشاهی زاب طهماسب و داستان آرش، هر دو، روایت یک اسطوره کهن تر هند و اروپایی اند که به موجب آن، ایزد روشنایی، باران می بارد و مرز می پاید. این انتقال و «گشتِ اسطوره» میان آرش و زاب به صورت آشکار در شماری از منابع ایرانی میانه و ایرانی نو رخ داده است و دارای پیشینه و مشابه است.
بررسی ویژگی های محتوایی مکتب رمانتیسم فردی در سروده های لایق شیرعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
97 - 126
حوزههای تخصصی:
مکتب ادبی رمانتیسم، یکی از اولین مکتب های ادبی تأثیرگذار اروپایی بر هنر و ادبیّات معاصر فارسی اس ت. متناسب بودن این مکتب ادبی با روح و روان شاعران و نویسندگان ایرانی، می ل نوگرایی و نوخ واهی و وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران بعد از انقلاب مشروطیت از عوام ل م ؤثر و مهم در گسترش نگرش رمانتیک در ادبیّات فارسی معاصر است. به خاطر گسترش روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرق و غرب، در پایان قرن نوزدهم میلادی، ابتدا زبان و ادبیّات عرب را تحت تأثیر خود قرار داد و سپس پس از انقلاب مشروطیّت، در قرن بیستم در شاخه ای از ادبیّات فارسی ایران، تاجیکستان و افغانستان، تأثیرات فراوانی از خود برجای گذاشت و اشعاری با ویژگی های سبک رمانتیسم اروپایی به وجود آورد.لایق شیرعلی از شاعران فارسی زبان تاجیکستان در طول دوره شاعری خود به نوعی تحت تأثیر این مکتب قرار گرفت و شعر فارسى تاجیکستان را به رمانتیسم اروپایى در دوره رواج آن نزدیک کرد. نگارنده در این پژوهش درصدد آن است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی و بر اساس مؤلفه های رمانتیسمی، انواع رمانتیسم فردی را در اشعار این شاعر تاجیکی بررسی نماید. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در سروده های لایق شیرعلی ، مؤلفه های مکتب رمانتیسم فردی به چشم می خورد و لایق با سرایش اشعار میهنی، در ایجاد روحیه میهن دوستی و اتّحاد ملی و آرمان خواهی، به انسانیّت و نوع دوستی توجّه بسیاری داشته و موضوعاتی مانند طبیعت گرایی، درون گرایی و تنهایی، اندوه و حسرت، نوستالژی و امید و ناامیدی را در شعر خود به کاربرده است.
بررسی تصویرسازی کلیله و دمنه در دوره ایلخانی با تصویرسازی دوره معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۷
29 - 50
حوزههای تخصصی:
کتاب کلیله و دمنه به سبب پندآموزبودن برای کودکان، نوجوانان و حتی بزرگ سالان همیشه دارای جذابیت بوده و از زمان قدیم مورد توجه تصویرسازان قرار گرفته است و چون در دوره معاصر تأثیرپذیری از آثار نگارگری در بسیاری از کارهای تصویرسازی دیده می شود، این پژوهش به دنبال پاسخ به سؤالی بوده که در اینجا طرح می شود: آیا تصویرگران معاصر در مصورکردن موضوعات کلیله و دمنه از نمونه های آثار نگارگری قدیم بهره گرفته اند؟ این تحقیق به روش کتابخانه ای و باتکیه بر آثار موجود و دردسترس انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد در عصر حاضر با توجه به اینکه در جامعه مخاطبان، کودکان در گروه های سنی مختلف هستند و باوجود پیشرفت و تنوع در ابزارهای نقاشی و تصویرسازی و تکنیک های اجرایی و سبک های متفاوت، امروزه شاهد تصویرسازی های متنوعی برای کتب کودکان هستیم که به طبع، داستان های ادبی ایرانی ازجمله کلیله و دمنه از این قاعده مستثنی نبوده و این داستان ها در سبک ها و با تکنیک های مختلف به تصویر درآمده اند. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد مطالعه نمونه های انتخابی معاصر، بیانگر این است که آثار موجود تأثیرپذیری خاصی را از نگاره های دوره ایلخانی نداشته اند.
بررسی تطبیقی سبک نویسندگی محمدعلی جمال زاده در داستان «کباب غاز» و محمود تیمور در داستان «فی القطار»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۳۰
221 - 247
حوزههای تخصصی:
سبک در نویسندگی، به معنای شیوه نوشتن است و آن در واژگان به کاربرده شده، جملات، ساختمان دستوری و لحن نویسنده نمود پیدا میکند. سبک را می توان از جنبه های مختلف معنایی، زبانی و روانشناسی بررسی کرد. دو عامل معنایی و زبانی(شکل) در این دو داستان مورد توجه قرار گرفته است. پژوهشگران با روش تطبیقی مبتنی بر مکتب آمریکایی به بررسی شباهت ها و تفاوت های سبکی دو نویسنده می پردازند. محمدعلی جمال زاده در داستان «کباب غاز» با قلمی طنزگونه که سرشار از تشبیهات و ضرب المثل های گوناگون است به مسائل فرهنگی و اخلاقی جامعه پرداخته و کوشیده است از این ضرب المثل ها و کنایات در جای جای داستان بهره ببرد. محمود تیمور نیز در داستان «فی القطار» با لحنی جدی به مسائل اجتماعی تاثیرگذار می پردازد و از آن رو که موضوع این داستان «عمومی کردن آموزش» است، ایجاب می کند که لحن داستان جدی، خشک و عاری از طنز باشد. او همچون جمال زاده ضرب المثل ها و کنایات را دست مایه متن خود قرار داده و از آن ها در موقعیت های مختلف داستانی بهره است. هر دو نویسنده زبانی ساده، روان و عامه پسند دارند و همین سادگی در نثر به ماندگاری این دو داستان در اذهان مردم کمک شایانی کرده است و نیز کاربرد تلمیحات و تضمینات دینی، متناسب با سیاق جملات، به چشم می خورد. از دیگر تفاوت های سبکی در داستان دو نویسنده، می توان استعمال کلمات عامیانه توسط جمال زاده و اجتناب تیمور از این نوع کلمات اشاره کرد.