فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
ادبیات معاصر آلمان به گونه ای چشمگیر با جنگ جهانی دوم و حاشیه های آن گره خورده است، جنگی که بسیاری از آلمانی ها در ابتدا شور و اشتیاق وافری به آن نشان دادند و آن را "ملی گرایی خاص آریایی" قلمداد و پس از پایان جنگ آن را یک اشتباه فاحش تاریخی نامیدند. موضوع جنگ جهانی دوم تا سالیان متمادی یکی از ارکان مهم ادبیات معاصر بوده و در این میان نویسندگان برجسته ای ظهور کردند که به عینه شاهد جنگ و خرابی های آن بودند. از جمله ی این نویسندگان، اووه تیم است که با اثر خود مثلاً برادرم، زندگی خانواده ی خود را که تحت تأثیر مستقیم جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن قرار دارد به چالش کشیده و با زبانی صریح و در عین حال نیشدار تأثیر مخرب این پدیده را بر روابط خانودگی به تصویر می کشد. در این اثر، برادر اووه تیم، محور اصلی داستان است، ولی سرگذشت پدر و مادر و خواهر وی نیز با سرنوشت او عجین شده است. اووه با آنکه هنگام فوت برادر، سه ساله بوده و تنها تصاویر مبهمی در ذهن دارد، با استفاده از عکس ها و نامه هایی که برادرش از میدان جنگ با خانواده ی خود ارتباط برقرار کرده، کمک گرفته تا این اثر را خلق نماید. جستار ذیل بر بستر تصویر بینش یک خانواده ی آلمانی به جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم در اثر مثلاً برادرم، تأثیر جنگ بر روابط خانوادگی بین اعضای خانواده ی تیم را که به تبعیض بین فرزندان از طرف والدینش منجر می شود، مورد مداقه قرار داده است.
همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی: رویکردی پیدایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
37 - 50
حوزههای تخصصی:
برخی از واج ها در زبان های مختلف در طبقات طبیعی متفاوتی قرار می گیرند و بنابراین ارزش آنها باید برای یک مشخصه ممیّز خاص از زبانی به زبان دیگر متفاوت باشد. از جمله این موارد می توان به ارزش مشخصه [±پیوسته] برای همخوان های کناری و خیشومی اشاره کرد. این واج ها در برخی زبان ها در طبقه [-پیوسته] و در برخی دیگر در طبقه [+پیوسته] قرار می گیرند و از چالش های مهم برای نظریه های مشخصه های ممیّز در واج شناسی زایشی محسوب می شوند که در آن ها ارزش مشخصه ها از پیش تعیین شده و ذاتی است. در واج شناسی پیدایشی، ارزش مشخصه ها اکتسابی و زبان ویژه است و براساس رفتار واج ها در هر زبان تعیین می شود. در مقاله حاضر تلاش شده است تا ارزش مشخصه ممیّز [±پیوسته] برای همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی براساس رفتار آنها در خوشه های همخوانی آغازین وام واژه ها و همچنین در خوشه های پایانی در مقایسه با دیگر زبان ها و گویش های ایرانی مشخص گردد. شواهد نشان می دهند که همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی در طبقه [-پیوسته] قرار می گیرند و بر این اساس بیشتر به همخوان های انسدادی شبیه اند تا به واکه ها. در مقابل، به نظر می رسد این همخوان ها در برخی دیگر از زبان ها و گویش های ایرانی و به ویژه در خوشه های پایانی [+پیوسته] و بیشتر به واکه ها شبیه باشند. همین امر باعث شده است که در زبان فارسی در خوشه های همخوانی پایانی که عضو دوم آنها کناری یا خیشومی است برای اجتناب از نقض اصل توالی رسایی از راهکار واک رفتگی و در برخی دیگر از زبان ها و گویش های ایرانی از راهکار درج واکه در این خوشه ها استفاده شود.
Former les traducteurs à la post-édition: enjeux, défis et stratégies pédagogiques à l’ère de l’intelligence artificielle(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Les avancées des technologies d’intelligence artificielle, y compris des outils de traduction automatique tels que Google Translate, DeepL et ChatGPT, ont profondément transformé le domaine de la traduction et fait de la post-édition une compétence essentielle pour les traducteurs modernes. Cet article examine les défis et opportunités liés à l’enseignement de la post-édition aux étudiants en traduction. Cette étude analyse les performances de 30 étudiants en licence et master de traduction dans le domaine de la post-édition. Ces étudiants ont travaillé sur des traductions automatiques de textes techniques, littéraires et culturels, et les résultats ont été évalués en termes de qualité linguistique, de cohérence stylistique et d’adaptation culturelle. Les résultats montrent que la post-édition a permis des améliorations significatives des traductions automatiques, avec des scores passant de 3,2 à 4,4 pour la qualité linguistique, de 2,8 à 4,0 pour la cohérence stylistique et de 2,5 à 4,1 pour l’adaptation culturelle. Cette recherche souligne l’importance d’intégrer des exercices créatifs, l’utilisation d’outils avancés de traduction et une réflexion sur les enjeux éthiques dans la formation. Face au rôle croissant de l’intelligence artificielle, il est impératif de préparer les futurs traducteurs à la post-édition afin d’optimiser la productivité tout en maintenant une qualité professionnelle élevée.
دوبیتی های باباطاهر در خلاصه الاشعار تقی الدین کاشانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خلاصه الاشعار و زبده الافکار (مورخ حدود 1007 ق) تقی الدین کاشانی پس از جنگ موزه قونیه (مورخ 848 ق) دومین منبعی است که در آن 33 دوبیتی کهن و اصیل باباطاهر آمده است. نگارنده پس از بررسی این دوبیتیها آنها را از نظر مشکلات زبانی و معنایی به 3 دسته ساده (5 دوبیتی)، متوسط (16 دوبیتی) و مشکل (12 دوبیتی) تقسیم کرده و در این مقاله به خوانش و گزارش 9 دوبیتی مشکل پرداخته است. در این خوانش و گزارش نخست تصحیح علمی انتقادی، آوانگاری و ترجمه فارسی هریک از دوبیتیها انجام شده و سپس وزن هجایی و عروضی، قافیه و ردیف و شرح واژگان و اصطلاحات، آموزه های اساطیری، مباحث مربوط به فرهنگ مردم و نکته های تطبیقی و ... شاهدها و مثالهای متنوعی از متون مختلف و گفتار مردم آمده است. پیرو بررسیهای انجام شده در این مقاله نتایج زیر به دست آمده است: 1) زیرساخت زبانی دوبیتیهای باباطاهر گورانی است که تحت تأثیر کردی، لکی، لری و فارسی قرار گرفته و در سایه اشراف بر زبانهای ایران باختری ابهامی در خوانش و فهم آنها باقی نمی ماند. 2) پیرو سنت شعری گورانی وزن دوبیتیها نیز هجایی است که در اثر دستکاریهای کاتبان و راویان به وزن عروضی نزدیک شده است.
دوگانه پنداری فرهنگ وطبیعت در رمان های خانم دالاوی و اورلاندو ویرجینیا وولف(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
201 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بیان دوگانگی فرهنگ و طبیعت در دو اثر ویرجینیا وولف (1882-1942) خانم دالاوی و اورلاندو می باشد. وی ثابت می کند که دوگانه پنداری در فرهنگ غرب و خلق جفت های دوگانه ای مانند: انسان/طبیعت، مرد/زن، و فرهنگ/طبیعت به تخریب هر چه بیشتر طبیعت، منابع طبیعی و محیط زیست می انجامد. وی معتقد است اگر فرهنگی در تعامل با طبیعت نباشد صد در صد در پی تقابل و تخریب آن است. تحقیق حاضر از خوانش میان رشته ای بوم گرایی، مبتنی بر نظرات وال پلوموود (1939-2008) در رابطه با دوگانه پنداری، در راستای تجزیه و تحلیل دو رمان ذکر شده، بهره می جوید. در رمان خانم دالاوی، وولف عصر نو و تولیدات حاصل از آن که باعث آلودگی طبیعت و تضعیف آن می شود، مانند هواپیما که حاصل پیشرفت تکنولوژی و اعتلای فرهنگ انسانی است، را زیر سئوال می برد. همچنین در رمان اورلاندو، تضاد فرهنگ و طبیعت را به نحوی نشان می دهد که اورلاندو شخصیت اصلی داستان آشکارا به توصیف لندن قرن شانزدهم می پردازد، زمانی که فرهنگ انسانی بر آن غالب نشده بود و طبیعت آن بکر و دست نخورده باقی مانده بود و در مقابل به لندن قرن نوزدهم می پردازد که با دخالت فرهنگ انسانی از حالت بکر خارج شده است. بنابراین، وولف با طرح مسأله دوگانگی و تقابل فرهنگ و طبیعت تخریب طبیعت و محیط زیست را از طریق رمان های خود خانم دالاوی و اورلاندو نشان می دهد.
سیمای یار در سروده های محلی استان کهگیلویه و بویراحمد با تکیه بر موانع وصال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
139 - 181
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین واژگان کلیدی اشعار لری، معشوق (یار) است که وصف زیبایی و ذکر صفات و ویژگی های ظاهری و اخلاقی وی از بن مایه ها و موتیف های برجسته شاعران محلی است. عشق، معشوق، عاشق، فراق معشوق، سوز و گداز، موانع وصال و رقیب، مجموعه واژگان غنایی هستند که در زیست بوم عشایری در کنار کوه های سر به فلک کشیده و دامنه های سرسبز و پهن دشت های اردیبهشت بهاری، مفهوم معنایی کامل تری می یابند. فراق که زاییده عشق است در زیست بوم عشایری، هرآنگاه که با محرومیت ها و ناکامی های اجتماعی عجین شود، سوزناک تر می شود و هر آنچه از دل برآید، بر دل بهتر نشیند و تأثیرگذارتر خواهد بود و سیمای معشوق شعر لری در غارتگری، دلیری و عیاری، همانند معشوق غزل فارسی بوده و همچنین، صدای موسیقی شعر لری که برگرفته از ناکامی ها و مشقت های عشقی و غیرعشقی است، محزون تر و غمگین تر بوده و آرزوی بازگشت به دوران شاد گذشته را دارد. در این جستار ادبی، سیمای معشوق در قالب توصیف ویژگی های ظاهری (چشم، ابرو، قد، لب، صورت) و رفتاری (اعراض و روی گردانی، بی رحمی و ستمگری، ناز و کرشمه، ایما و اشاره) به همراه عناوین استعاری یار برنو (berno)، شلال (shelal) ، شکال (shkal)، کهره شکال (karah shekal) و همچنین موانع وصال یار (موانع طبیعی و غیرطبیعی) موردبررسی قرارگرفته است. هدف نگارندگان، ضمن پرداختن به بازتاب جنبه های زیباشناسانه یار در سروده های محلی، اهمیت کمی و کیفی عشق و عاشقی را در زیست بوم فرهنگ لری مد نظر قرار داده اند و شیوه پژوهش به شکل بنیادی بر پایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است.
تحلیل رفتار متقابل شخصیت «TA» در رمان «ما تَبَقَّی لَکُم» اثر غسّان کنفانی و «شما که غریبه نیستید» اثر هوشنگ مرادی کرمانی بر اساس نظریه شخصیت اریک برن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه تحلیل رفتار متقابل شخصیت TA یکی از نظریات مطرح در عرصه روانشناختی شخصیّت می باشد. اریک برن به عنوان برجسته ترین نظریه پرداز در این حیطه شخصیت انسان ها را بر سه جنبه والد، بالغ، کودک استوار می داند که هنگام برقراری ارتباط با افراد دیگر در شخصیت وی پدیدار می گردد. این دانش با ادبیات رابطه بسیار تنگاتنگی دارد بویژه ادبیات داستانی که رفتار شخصیت های اصلی داستان را تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی به نیکوترین شکل بیان می کند. رمان ما تبقی لکم اثر غسان کنفانی بیانگر شرایط بغرنج یک خانواده جنگ زده فلسطینی است که دچار از هم پاشیدگی و بحران شده است. هوشنگ مرادی کرمانی با رمان شما که غریبه نیستید موضوع رنج ها و ضربات عاطفی دوران زندگانی خود از کودکی تا بزرگسالی را به تصویر می کشد. هدف از این تحقیق، تبیین زوایای پنهان بافت متنی هر دو رمان و آشکارسازی روابط سلطه جویانه و مستبدانه شخصیت های اصلی هر دو رمان نسبت به یکدیگر می باشد. در این جستار ادبی با روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه اریک برن شخصیت های دو رمان مذکور را بررسی و تحلیل نموده و مؤلفه های یکسان شان را تطبیق می دهیم.
تحلیل بازتاب فرهنگ عامه عشایر قشقایی در رمان ظلمت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
219 - 251
حوزههای تخصصی:
هر قومی دارای ادبیات شفاهی، فولکلور و باورهایی است که از درون فرهنگ، اندیشه ها و شیوه زندگی آن ها نشئت گرفته است. ایل قشقایی ازجمله ایلات بزرگ ایران است که بخش بزرگی از آن به صورت عشیره ای زیست و به زبان ترکی صحبت می کنند. یکی از رمان هایی که بخشی از آداب و رسوم و فرهنگ عامه عشایر قشقایی را به تصویر کشیده، رمان ظلمت نوشته داوود حسن آقایی کشکولی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیوندهای موجود میان شیوه زندگی کوچ نشینی عشایر قشقایی و فرهنگ عامه برخاسته از آن، از طریق تحلیل رمان ظلمت به نگارش درآمده است. روش ما در این پژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی است و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای به دسته بندی فرهنگ عامیانه بازتاب یافته در رمان ظلمت می پردازدیم. دستاوردهای پژوهش گویای آن است که بُعد مادی و غیرمادی فولکلور عشایر قشقایی تحت تأثیر عواملی چون، تجربه های زیستی در شیوه زندگی کوچ نشینی و دامداری است، و علاوه بر آن باورهای اساطیری و مذهبی، اعتقاد به نیروهای ماورائی، بی سوادی و سادگی مردم عشایر، باورهای مشترک در میان ترکان، و زبان و نژاد متمایز آن ها بر شکل گیری این فولکلور مدد بسیار رسانده است. این پژوهش نشان می دهد که رمان ظلمت منبعی غنی و ارزشمند برای مطالعه فرهنگ عامه عشایر قشقایی است.
از مطرودیت تا تقدس: بازنمایی بدن متفاوت در داستان «نمازخانه کوچک من» از هوشنگ گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
253-273
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به سراغ بررسی نحوه بازنمایی مؤلفه ای جسمانی، معلولیت، در داستان کوتاه «نمازخانه کوچک من» رفته ایم. هدف از انجام چنین پژوهشی تأکید بر اهمیت بازنمایی معلولیت به مثابه امری طردشده در جهان داستانی است. برای این منظور، داستان انتخابی را با رویکردی بینارشته ای بررسی کردیم: از یک سو، ملاحظات جامعه شناختی را با تمرکز بر مطالعات معلولیت در تحلیل وارد کردیم و از سوی دیگر، مؤلفه های روایت شناختی همچون شخصیت پردازی، نوع راوی و شیوه کانونی سازی را مدنظر قرار دادیم. یافته های ما نشان می دهد که نحوه پرداخت این عناصر روایی نقش بسزایی در شکل دهی به بازنمایی شخصیت معلول دارد. به طور خاص، در این داستان همزمانی راوی و شخصیت معلول (راوی خودداستان) امکان ارائه تصویری ناب و بی واسطه از تجربه زیستن با بدنی متفاوت را فراهم می آورد. به عبارتی، به کارگیری شگردهایی چون کانونی سازی شخصیت معلول و روایت کیفی ظاهر و احوال او از زبان خودش، گامی مؤثر به سوی خلق بازنمایی ای غیرکلیشه ای و تجربه محور از معلولیت به شمار می آید. راوی و شخصیت اصلی این داستان در یک تک گویی طولانی، خطاب به مخاطب گاه به طور ضمنی و گاه آشکار به نقد گفتمان های طردکننده می پردازد. از این جهت داستان «نمازخانه کوچک من» در بازنمایی معلولیت به مثابه بدنی متفاوت، ناهمسو با گفتمان های پزشکی و دیگری ساز است و معلولیت را نه همچون امری زشت و نامطلوب، بلکه همچون خصیصه ای زیبا، مطلوب و شخصی بازنمایی می کند.
اثرگذاری شگردهای روایی در تعامل با مخاطب و بهبود کیفیت القای مفاهیم آموزشی و تربیتی در داستان قلب زیبای بابور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات کودک و نوجوان، افزون بر ایجاد لذت و سرگرمی، ارتقای ذهنی و تفکر انتقادی خواننده موجب می شود. جمشید خانیان از نویسندگان برجسته ی ادبیات کودک و نوجوان در ایران با بهره گیری از شگردها و تکنیک های روز نویسندگی در آثار خود به انتقال و القای مفاهیم آموزشی و تربیتی کودک و نوجوان کمک کرده است. در این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی به شگردهای داستانی برای آموزش و تربیت مخاطبان در داستان قلب زیبای بابور از این نویسنده پرداخته شده است. بررسی ها نشان می دهد در این داستان، ابتدا با بهره گیری از عناصر گوناگون چون گفت وگو با مخاطب، بالابردن اعتمادبه نفسِ او و اظهارنظر بدون قطعیت، بستری امن، برای آموزش و تربیت مخاطب فراهم شده است. سپس راوی با شگردهای روایی همچون پرسیدن نظر مخاطب، بهره گیری از زمینه های فرهنگی مشترک، رفع ابهام، تأکید، آموزش از طریق نمادها یا مفاهیم متقارن و گاه متضاد، تعلیق و... مخاطب را در تولید و تداوم روایت با خود همراه می کند و مفاهیمی چون: اهمیتِ دانستن و کسبِ آگاهی ، شیرینیِ کنجکاوی، کسب راهکارهایی برای رسیدن به پاسخ پرسش ها، سودمندی راهنمایی گرفتن از بزرگان و مهم تر از همه شگردهای داستان نویسی و... را به مخاطب آموزش می دهد. همچنین چند راوی داشتنِ داستان و آزادی مخاطب برای پیش بینی پایان داستان، بیانگر توجه به مخاطب و شکستن قدرت راوی است. بنابراین خانیان موفق شده است در این اثر داستانیِ تکنیکال، با ایجاد رابطه ای دوسویه بین راوی و مخاطب و سهم دهی به مخاطب، مفاهیم ارزشمندی را آموزش دهد.
تحلیل و نقد عاشقانه های قوام الدین محمد صاینی یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
231 - 254
حوزههای تخصصی:
وصف حال عاشق، توصیف احوالات و سیمای معشوق و عشق را می توان سه مؤلفه اصلی و بنیادین ادبیات غنایی به حساب آورد. یکی از نسخ خطی بازمانده از دوران تیموری که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و تصحیح نشده است، کلیات قوام الدین محمد صاینی یزدی، شامل 359 غزل در وصف عشق و احوالات عاشقی است. جستار حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و برمبنای روش سندکاوی، براساس نسخه خطی تصحیح شده در رساله دکتری الهام معینیان به انجام رسیده، به این مسئله می پردازد که از منظر مؤلفه های ادبیات غنایی، نگرش قوام الدین محمد نسبت به موضوع عشق و احوالات عاشق و معشوق چگونه است؟ برآیند پژوهش، حاکی از آن است که قوام الدین محمد در سنّت غزل سرایی، به طرز قدما، ازجمله شیوه حافظ و سعدی روی آورده است. درون مایه غزلیات و مضامین مورد توجه وی نیز عمدتاً وصف ناکامی های عشق، اوصاف معشوق و مبارزه با زهد ریایی است. نکته برجسته این غزلیات، لحن تعلیمی آن و وجود یک نمونه غزل مدحی در این دیوان است که بررسی غزل شاعر را شایان توجه کرده است.
نقد و بررسی زبان تخیل حکیم نظامی گنجوی در ترسیم سیمای زنانه (بر اساس منظومه خسرو و شیرین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
96 - 116
حوزههای تخصصی:
معناهای پنهان و آشکاری که هنرمند در نحوه بیان خود در یک اثر روایی می آفریند، متأثر از تخیل اوست که در درون گفتمان وی نفوذ می کند و صورت آن، اثر هنری را به وجود می آورد. در این کنش و واکنش ذهنی، حس همدلی مخاطب، با پیروی از طبیعت، احساسات درونی و نگرش اجتماعی برانگیخته می شود. استخراج زبان تخیل در ترسیم سیمای زنانه در منظومه خسرو و شیرین حکیم نظامی گنجوی که شاعران هنرمند فراوانی از آن پیروی کرده اند، موضوع پژوهش پیشِ رو است. در این مقاله، نشانه های هنری شاعر، در بستر بیان و بدیع در معرفی ساحت معشوق، صفات و ویژگی ها و همچنین کنش های وی، به عنوان یکی از عناصر وحدت بخش ادب غنایی مورد بررسی قرار گرفته است. حاصل کار نشان می دهد با وجود روایی بودن اثر، شاعر هیچ گاه از تصویرپردازی معشوق در لایه های زبانی جدا نشده و با ارائه ای نمایشی ، مجموعه ای از تصاویر را خلق نموده که در فرم هایی متأثر از طبیعت گرایی، قوانین رمانسی، تصاویر ازپیش تعیین شده قرار داشته و زبان آن، با تزاحم تصویری و ترکیب هنری درآمیخته است. این تصاویر تابلوی بزمی رزمی از صحنه شکار آهو (شیرین) به وسیله شیر (پادشاه) است. در این پرداخت هنری، برخلاف هنجارهای پیشین ادب روایی عاشقانه، معشوق زن، در طبقه معشوقگان آرمانی و قدسی صرف قرار ندارد، بلکه به حوزه زنان واقعی وارد شده است. از این رو، با وجود قدسی بودن تصاویر، شخص محوری، (شاهدخت) واقعی است.
A Study of the Story Hazrat Khidr and Hazrat Musa and the Story Hazrat Ayyub Based on the Criticism of Structuralism and with an Approach to Roland Barthes' Theory of Five Codes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
57 - 64
حوزههای تخصصی:
One type of literary criticism that has received attention in linguistic studies in the twentieth century is structuralist criticism. Accordingly, in structuralist criticism, we can examine the meaning of each phenomenon as a set of rules and a holistic view. One of the thinkers who developed new approaches in this field with the help of Ferdinand de Saussure's views is Roland Barthes. The result of Barthes' theorizing is the five codes model, which was published in one of his works called S/Z . Barthes’ five codes model is one of the best models that semioticians use to analyze texts and find the meaning of the text. Since the theory of codes can be used to analyze any type of narrative and story, this study attempts to provide information in a library-based manner and with a narratological approach to conduct a descriptive-analytical study of two Quranic stories. In this regard, we use two interpretive works, namely Kashf al-Asrar and Tafsir al-Tabari and several other literary commentaries, to analyze these two stories. This study shows that the general structure of Quranic narratives can be deciphered only by considering the structure of the text itself and without considering external factors, with the help of Roland Barthes' narrative codes. In addition, it was concluded that Quranic interpretation and the five codes both have a common goal. By going through the primary and superficial layers of the text, one can discover the inner meanings and reach the secondary layers of the text.
بررسی تطبیقی آداب ضیافت در مقامات حمیدی و حریری
حوزههای تخصصی:
دو کتاب مقامات حمیدی و حریری که اوّلی به زبان فارسی و دومی به زبان عربی نوشته شده است، سرشار از روایات و داستان های متعددی است که به مسائل مهم اجتماعی همچون آداب مهمانی پرداخته است. مهمانی دادن و به مهمانی رفتن سبب انس و الفت میان امّت اسلامی و اتحاد و برادری شده است. در این کتب، اشاره های زیادی به آداب مهمانی شده است. بررسی مطالب این دو کتاب در مورد مهمانی نشان می دهد که حمیدی و حریری در انشاء این مطالب، متأثر از آموزه های دین اسلام می باشند. مهمان و میزبان، دو طرف این رفتار اجتماعی اند و حرکات و وظایفی در قبال یک دیگر دارند. در مقامات حمیدی و حریری، وظایف میزبان؛ اکرام و استقبال از مهمان، پذیرایی کافی و مناسب از وی، خوشرویی با مهمان و بدرقه کردن وی و وظایف مهمان در برابر میزبان؛ همراه نبردن غیر مدعو، کوتاه کردن زمان مهمانی و به رنج نیفکندن میزبان می باشد.
بررسی انواع حجاب های نورانی و ظلمانی در مرصاد العباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
371 - 404
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین موانعی که عرفا در راه رسیدن به محبوب لایزالی با آن مواجه می شوند، حجاب های عرفانی است. حجاب اسم عامی است که در متون عرفانی برای هرچیزی که سدّ راه سیر و سلوک عارف شده و او را از حق باز می دارد، گذارده می شود. نجم الدین رازی در کتاب مرصاد العباد بر این مهم تاکید دارد که انسان باید به مدد شریعت و طریقت، روح گرفتار در بند جسم را به حق بازگرداند اما ودیعه های الهی نزد انسان می تواند حجابی باشد که نه تنها مانع نیل به مقصود گردد، که انسان را از صراط مستقیم دور سازد. از اینرو سالک باید انواع حجاب، چرایی وجود آنها و راه کشف این حجب را بشناسد. نجم الدین رازی در مرصاد العباد به دو دسته کلی از حجاب های نورانی و ظلمانی نظر دارد. حجب نورانی که شامل سترهایی چون عبادات صوری و صفات جمال و جلال می شوند، بسامد کمتری نسبت به حجاب های ظلمانی دارند. در نگاه رازی حجاب های ظلمانی، به مواردی چون حجاب بشریت، نفس، تقلید، عبارت، تلوین و عقل تقسیم می شوند. رازی بر آن است که آدمی تنها به مدد ذکر حقیقی می تواند، ستر ظلمت را زدوده، به شهود و در غایت به قرب حق، قرب نوافل، نائل شود. در پژوهش پیش رو، نویسنده برآن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از چیستی، چرایی و انواع حجب ظلمانی و نورانی در مرصاد العباد و راه های زدودن آن از منظر نجم الدین رازی پرده بردارد.
کانون روایت داستان حضرت آدم و حوا (ع) بر اساس دیدگاه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت یکی از مفاهیم رایج در نقد ادبی است، و روایت شناسی یکی از رویکردهای جدید مشتق شده از زبان شناسی است که به بررسی فنون و ساختار روایت ها می پردازد و روایت شناسان بسیاری در این حوزه نظریاتی ارائه داده اند. ژرار ژنت، ساختارگرای فرانسوی، از جمله این روایت شناسان بود که نظریه کانون روایت را مطرح ساخت. در این نظریه مقوله زمان دستوری (نظم، تداوم، بسامد)؛ وجه (فاصله و کانونی شدگی) و لحن یا صدا (راوی) به عنوان مهم ترین وجوه ساختار روایی مورد توجه قرار گرفت. از میان قصص مختلف قرآن، داستان حضرت آدم (ع) قابلیت بررسی بر طبق این نظریه را دارد. در این پژوهش داستان حضرت آدم (ع) به منزله نمونه ای از داستان های قرآنی و نیز به عنوان یک متن ادبی که عناصر روایی را در بر دارد، از دیدگاه نظریه ژرار ژنت مورد بررسی قرار می گیرد. جستار حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای نظریه روایت شناسی ژنت انجام شده و نتایج نشان می دهد که در این داستان، نظم، تداوم و بسامد در زمان دستوری، فاصله و کانونی شدگی در وجه داستان و راوی در لحن همه برای پیشبرد اهداف بلند و متعالی قرآن که در واقع هدایت و تربیت انسان هاست، صورت گرفته است.
اغراض ثانویه جملات امری در ابیات تعلیمی بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه انشا در لغت به معنی به وجود آوردن و در اصطلاح ادبی، مراد سخنی است که ذاتاً راست باشد. این گونه جملات به دو نوع طلبی و غیر طلبی تقسیم می شود. جملات امری یکی از انواع انشای طلبی است. امر، به معنی دستور دادن و طلب انجام کار به طریق بزرگی و برتری است. گاهی هم از حالت حقیقی خود خارج می شود و شاعر یا نویسنده آن را برای اهداف دیگری همانند استرحام، تمنا و آرزو، ارشاد و غیره، از آن استفاده می کند. سعدی از جمله شاعران مطرح حوزه ادبیات تعلیمی از ظرفیت های زبانی، بیشترین بهره برداری کرده و از ساختار ویژه گفتار، برای بیان ظرافت های معنایی و اهداف بلاغی استفاده نموده است. این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای است، درصدد بررسی اغراض ثانوی امر ارشادی در ابیات تعلیمی بوستان می باشد تا مشخص شود که سعدی در بوستان از فعل امر برای کدام اغراض ثانویه و بیان کدام معانی استفاده کرده است. همچنین بسامد کاربرد هرکدام از اغراض ثانوی امر، مشخص گردد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سعدی به 29 غرض ثانوی جملات امر ارشادی توجه و عنایت داشته است که پربسامدترین آن ها عبارتند از امر ارشادی اقناعی 78 مورد (36/ 8%)، امر ارشادی ترغیبی 60 مورد (43/6%)، امر ارشادی تحریضی 46 مورد (93/ 4) و امر ارشادی اندرزی 39 مورد (18/4%) است.
بررسی مایه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویوپاز و شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
182 - 214
حوزههای تخصصی:
در این جستار، جلوه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویو پاز و شفیعی کدکنی بررسی و مشابهت یابی شده است در این مقاله، به سه جلوه زمان بخش پذیر و بخش ناپذیر تجلی آن در اسطوره؛ بن مایه های اسطوره بازگشت به اصل؛ و در پایان، مایه های اسطوره ای خلق مدام و استکمال و تدویر اشاره شده است و در روند بررسی و نگارش، کوشش بر آن بوده است تا مقایسه تطبیقی میان بازتاب های شعری این سه جلوه اساطیری زمان در آثار پاز و کدکنی به دست داده شود. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی بوده است و شیوه های تحقیق، تطبیقی و مقایسه ای همراه با شرح و تأویل پیچش های شعر منثور چندمعنایی موردنظر بوده است. هدف از نگارش این جستار، مقایسه و کشف دیدگاه های مشابه دو شاعر در موضوع عنصر زمان و زیر مجموعه های آن بوده است. این جستار نشان داده است که شعر و اندیشه شاعر مکزیکی با وجود برخورداری خاستگاه های دانش اساطیر مکزیک و هند؛ دلیلی روشن برای مشابهت و نزدیکی دیدگاه دو شاعر به دست داده است. اسطوره های ایرانی که خاستگاه هندوآریایی هم دارند، در شعر شفیعی کدکنی و در شعر پاز - که به واسطهحضور در هند با اساطیر شرقی آشنایی یافته بود - شباهت های بنیادین نشان داده است.
جلوه های «فرودست» اسپیواک در شخصیت های زن دو رمان جای خالی سلوچ و عرس الزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
173 - 217
حوزههای تخصصی:
نقد پسااستعماری پژوهشی است میان رشته ای که یکی از مهم ترین شاخه های نظری آن مطالعات فرودستان است. اسپیواک از پیشگامان رویکرد فرودست پسااستعماری است. وی متون ادبی را جایگزین مناسبی برای بیان تاریخ فرودستان قلمداد می کند. دولت آبادی و صالح دو رمان نویس معاصر ایرانی و سودانی در رمان های خود «جای خالی سلوچ» و « عرس الزین» به بازنمایی مشکلات فرودستان؛ ازجمله زنان می پردازند. در این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی، با تکیه بر الگوهای ادبی اسپیواک، مشخص می گردد که در دو اثر پسااستعماری جای خالی سلوچ دولت آبادی و عرس الزّین طیب صالح به مشکلات زندگی پرمشقّت جامعه روستایی، به ویژه اعمال خشونت های پنهان و نهادینه شده مردان علیه فرودستان خاص همچون، زنان، دختران، پرداخته شده است و وجوه مشترک هویت و عاملیت قهرمانان زن خودآیین دو روایت موردنظر که باخودآگاهی و گفتمان های خلاقانه و خردمندانه، می کوشند در جنبش های روزمرّه و تدریجی، نیروهای متناقض درونی و در پی آن روابط با مردان فرصت طلب و سودجوی را تعدیل و تنظیم نمایند، به تصویر کشیده شده است. به موازات این بازنمایی ناهمگونی دیدگاه تردیدآمیز و وهم آلود دولت آبادی با نگاه خوش بینانه طیب صالح به آینده جامعه روستا نشین ایران و سودان، به تفاوت های انکارناپذیر فرهنگی و طبقاتی ستمدیدگان به ویژه زنان به سیر رخدادهای اجتماعی، سیاسی، زیستی و اقتصادی انحصاری زمان وقوع داستان نسبت داده شده و نتایج حاصل از آن در تمثیل های نمادین پایان هر دو روایت انعکاس یافته است.
بررسی و تحلیل استعاره مفهومی نور در مثنوی معنوی دفتر سوم بر اساس نظریه جورج لیکاف و مارک جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانادرمثنوی از استعارهمفهومی نور به عنوان ابزار زبانی جهت گسترش معانی و مفاهیم معرفتی بهره برده است. به همین دلیل نگارندگان، دفترسوم مثنوی را برای دریافت استعاره مفهومی نور به همراه واسطه های معنایی کاویده اند.پرسش اصلی در مقاله چنین است: استعاره مفهومی نوردرمثنوی چگونه می تواند با نظریه ی معاصرزبان شناسی شناختی مطابقت معنایی هدفمند داشته باشد؟ در این راستا نتایجی چشمگیر حاصل شده است. و معانی متعددی از جمله نوربه مثابه ی حیات بخشی، به مثابه حزم و دوراندیشی، جنگجوی عالم ملکوت، رونق بخش وجود، روشنی دل و دیدگان و...به دست آمده است. به دلیل حجم بالای کار در مثنوی نمونه ها از دفتر سوم انتخاب شده اند. نگارندگان با مطالعه ژرف نگرانه در دفتر سوم 90 بیت را به صورت گزینشی برگزیدند که در میان آن ها واژه ی نور 101 مورد به کار رفته است. تحقیقات لیکاف و جانسون در زمینه استعاره ثابت کردکه کاربردهای استعاره به حوزه مطالعات ادبی محدود نیست، آن ها معتقدند که استعاره در تفکر ریشه دارد و یکی از مظاهر آن زبان است. به همین جهت استعاره مفهومی اصطلاحی است در زبان شناسی شناختی که به فهمیدن یک ایده یا یک حوزه مفهومی بر اساس ایده یا حوزه مفهومی دیگر اشاره می کند که همراه با یک الگوبرداری مبدا _ مقصد است.