ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۴۰۱.

از عدالت تا مراقبت: خوانش جنسیتی مواجهه با دریا در اهل غرق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۶
داستان اهل غرق (۱۳۶۸) منیرو روانی پور یکی از برجسته ترین آثار ادبیات معاصر ایران در بازنمایی رابطه انسان و طبیعت، به ویژه دریا، در بستر فرهنگ جنوب است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکردی تفسیری، مواجهه جنسیتی با دریا را در این رمان، ذیل چارچوب نظری «اخلاق مراقبت»، «بوم فمینیسم» و «جامعه شناسی محیط زیست» بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که زنان جفره دریا را موجودی زنده، زاینده و رابطه مند می بینند و مواجهه شان مبتنی بر مراقبت، سوگ، آیین و حفظ پیوند است؛ در مقابل، مردان عمدتاً دریا را قلمرویی برای کار، خطر و سلطه می پندارند و حتی مناسک سنتی شان در خدمت کنترل و فاصله گذاری اخلاقی است. ورود مدرنیته این شکاف را به تقابل تبدیل می کند: منطق عدالت مردانه به سلطه ابزاری و کالایی سازی طبیعت می انجامد و منطق مراقبت زنانه یا به حاشیه رانده می شود یا به مقاومت سیاسی و مرگ اسطوره ای منجر می گردد. شخصیت مه جمال به عنوان تنها مرد دارای اخلاق مراقبت، استثنای تراژیکی است که به دلیل تعلیق میان دریا و خشکی، امکان پل زدن میان دو نگاه را دارد اما درنهایت قربانی گسست کامل می شود. رمان درنهایت فروپاشی آبادی و انتقام دریا را به تصویر می کشد و هشداری اخلاقی-اکولوژیکی درباره پیامدهای حذف صدای مراقبت زنانه و جاسازی اکولوژیکی در فرآیند مدرنیزاسیون صادر می کند.
۴۰۲.

بررسی ادبیات سعدی از دیدگاه توانمندسازی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۱۳
توانمندسازی اجتماعی به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار بر شانه ارزشهای فرهنگی-اجتماعی ایستاده است. ادبیات به عنوان پدیده ای زمینه مند و یکی از ستونهای نظام فرهنگی جامعه، بازتابی از شرایط فرهنگی است که مشوق یا مانع توانمندسازی جامعه و حاکمیت می باشد لذا بررسی ادبیات کلاسیک می تواند تصویری از روند تاریخی تحولات فرهنگی مرتبط را منعکس نموده، به شناخت عمیق و علّی وضع موجود یاری رساند. از این منظر ادبیات سعدی به عنوان شاعر و سخنوری برجسته و به شهادت آثارش، یک مصلح اجتماعی و معلم اخلاق، واجد اهمیت است که با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرار گرفت تا نسبت ادبیات او با مفاهیم محوری توانمندسازی بررسی گردد. به نظر می رسد گرچه ارزشهای سطح کلان توانمندساز برای حاکمان همچون برقراری عدالت کماکان مطرح است ولی در سطح فردی با توسعه فرهنگ مصرف گرایی، شاهد کم رنگ شدن مفهومی همچون قناعت هستیم که به عنوان عنصر فرهنگی بومی و منطقه ای موجب افزایش کیفیت زندگی بوده و در نظریه های پساتوسعه مورد توجه قرار گرفته است.
۴۰۳.

خوانشی تاریخی - اجتماعی از فیلم های داریوش مهرجویی با تأکید بر نمود مذهب و سفره در آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
اینکه مضامین مورد بررسی هنرمندان چطور و چگونه با زمان و فضای حاکم بر زمانه عوض می شود و سخن های حاکمچگونه بر سخن هنرمندان تأثیر می گذارند از سؤالات اصلی این نوشته است. هنرمند خودآگاه یا ناخودآگاه مضامین مورد علاقه اش را در تقابل یا در همسویی با گفتمان ها یا مضامین رایج دوران خویش مطرح می کند؛ گاهی همان مضامین را به گونه ای دیگر بازتاب می دهد و گاهی همان ها را نقد می کند و مضامینی دیگر را با چشم اندازی دیگر مطرح می کند. کارهای داریوش مهرجویی نیز خارج از این تفسیم بندی نیستند. او قبل از انقلاب در فضایی فیلم تولید کرده که نشانگر آن فضا و در عین حال منتقد آن فضاست. می توان گاو و آقای هالو و دایره مینا را نام برد که هر کدام حرف و فکر متفاوتی دارند ولی چندان اثری از مذهب و سفره در آن ها نیست. چون سخن یا سخن های حاکم بر جامعه این نوع آفرینش را تلقین می کرده اند و مهرجویی هم منتقد آن دوران بوده است. ولی بعد از انقلاب فضای فکری کشور و سخن های حاکم بر آن عوض می شود و ازآنجاکه مهرجویی کارگردانی علاقه مند به تاریخ و جامعه ایرانی است، در فیلم هایش هم فضای فکری ایران را پدیدار می کند و هم راه حل نشان می دهد. مذهب و سفره و نذری موضوعاتی هستند که هم خودآگاه، هم ناخودآگاه با اهداف و کارکردهای متفاوتی در کارهای مهرجویی ارائه داده می شوند و می توان از طریق بررسی آن ها به تحول و تغییرات روی داده در تاریخ ایران نیز پی برد.
۴۰۴.

مشروعیت و سلب مشروعیت: بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۲
این مقاله با هدف بررسی سازوکارهای تولید و سلب مشروعیت از مزدک در منابع تاریخی به بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک، مصلح اجتماعی سده پنجم میلادی، در زمینه سیاسی ایدئولوژیک دوره قباد ساسانی می پردازد. این جستار با بهره گیری از روش تحلیلی گفتمانی می کوشد نشان دهد که گفتمان رسمی ساسانی چگونه از رهگذر ابزارهای روایی، اسطوره ای و تاریخی، تصویری معین از مزدک ساخته و کنش های او را ذیل مفاهیمی چون «بدعت» و «جنبش» بازتعریف کرده است. بررسی نام و نشان مزدک چارچوب این تحلیل را تشکیل می دهد. فرضیه اصلی آن است که این روایت ها نه بازتابی مستقیم از واقعیت تاریخی، بلکه بازنمودهایی گفتمانی اند که در خدمت تثبیت هژمونی نهاد سلطنت و دین رسمی در واپسین قرون شاهنشاهی ساسانی قرار گرفته اند. بررسی روایت های تاریخی نشان می دهد که تصویر مزدک در بستر مناسبات گفتمانی شکل گرفته است؛ یعنی رویدادهایی تاریخی در عمل از طریق بازنمایی هایی گفتمانی روایت می شوند. عمل کرد این قبیل بازنمایی ها مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت و سلب اعتبار از بدیل های اجتماعی ایدئولوژیک است.
۴۰۵.

واکاوی مصادیق سه گانه ارتباطات غیرکلامی در غزلیات عرفی شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۱
ارتباط غیرکلامی یکی از راه های ایجاد ارتباط در بین انسان ها است. در این نوع ارتباط، به رغم آبکه عنصر کلام دخالتی در انتقال پیام ندارد اما بعضاً میزان و عمق اثرگذاری آن بسیار بیشتر از ارتباط کلامی است. مسأله مهم کاربرد این شیوه از انتقال پیام به ویژه درجهت انتقال ارزش های اخلاقی و تربیتی در میان ادیبان و شعراست. عرفی شیرازی، شاعر قرن دهم هجری، از جمله مشاهیر و ادبایی است که در غزلیات خود به کاربرد ارتباط غیرکلامی توجهی ویژه داشته است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی ماهیت و کنه هدف عرفی شیرازی از کاربرد ارتباط غیرکلامی در غزلیات خو می باشد. سوال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: «مهمترین مصادیق ارتباطات غیرکلامی در غزلیات عرفی شیرازی کدامند؟» فرضیه پژوهش تأکیدی است بر این موضوع که قسمت مهمی از غم موجود در غزلیات عرفی شیرازی، غم عشق است که عرفی در غزلیات خود، با استفاده از ارتباطات غیرکلامی بدان توجه نموده است. یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای نشان داد اولاً مصادیق زبان علامات در غزلیات عرفی شیرازی عبارتند از: 1 حرکات و اشارات بدن 2- ارتباط چشمی و 3- حرکات و حالات چهره و ثانیاً کاربرد آگاهانه ارتباط غیرکلامی با عمده هدف انتقال مضامین غنایی صورت پذیرفته است.
۴۰۶.

کارکرد بلاغی تقدیم و تأخیر مسندالیه و فعل در شعرهای مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۴
تقدیم و تأخیر در اجزای جمله یکی از شگردهای بلاغی است که کلام را از سطح اطلاع رسانی صرف فراتر می برد و با دلالت های ضمنی پیام را پیچیده تر کرده ، عمق می بخشد و معانی افزونتری پدید می آورد و از سوی دیگر خواننده نیز با توجه به توانش ادبی و تحلیلی خود با توجه به ساختار و معنا در هر بافت با به گفتار درآوردن متن معانی ای را به فعلیت درمی آورد، یا بر امکانات معنایی متن می فزاید. از ویژگیهای شعر اخوان ثالث تشخص نحوی است با جملاتی گاه بلند مرکب از انواع قیدها و صفتها و جابه جایی در جایگاه سازه های نحوی و تقدیم و تأخیر اجزای اصلی جمله که دلالت های ضمنی متنوعی را پدید می آورد. از سوی دیگر این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، به بررسی نقش تقدیم و تأخیر مسندالیه و فعل می پردازد. هدف از این پژوهش نشان دادن ظرفیتهای شعر اخوان ثالث در این باب و تحلیل و طبقه بندی اشعار او در این زمینه است. یافته ها نشان می دهد که با تقدیم و تأخیر مسندالیه مفاهیمی چون به تعلیق درآوردن فاعل، فضاسازی، القای حس عاطفی، ایجاد تقابل، القای ترس، تصویرسازی موقعیت، چیستان گونگی، طنز و موضوعاتی از این دست پدید آمده است و جابه جایی فعل نیز در خدمت گسترش تصویر، ایجاد تقابل، القای لحن حماسی و رجز خوانی بوده است. این شگردها در اشعار اخوان ثالث، علاوه بر افزایش غنای موسیقایی و انسجام متن، بازتاب پیچیدگی های شعر اخوان ثالث است و خواننده را به تأمل برمی انگیزد و موجب التذاذ هنری می شود.
۴۰۷.

تحلیل راهبرد بومی سازی در ترجمه محمد حزبایی زاده از رمان «خواب در باغ گیلاس»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
بومی سازی یکی از راهکارهای است که غالبا مترجمان زبردست در ترجمه متون ادبی از بهره می برد تا ترجمه خود رنگ و بوی زبان مقصد را بدهند و آن را برای خوانندگان این زبان جذاب تر کنند. در کتاب های نظری که به بومی سازی پرداخته شده این تکنیک به گونه توصیف شده که به نظر می رسد حاصل ذوق و سلیقه مترجم و دانش گسترده وی در زبان مقصد است. نگارندگان در این جستار با مقایسه ترجمه رمان «خواب در باغ گیلاس» اثر محمد حزبایی زاده با متن عربی به مسأله بومی سازی پرداخته. یافته های این پژوهش نشان می دهد بومی سازی به چهار شکل در این ترجمه نمایان می شود: بومی سازی واژگانی، بومی سازی مبتنی بر سیاق، بومی سازی اصطلاحی و لغزش در بومی سازی که علاوه بر ذوق و سیلقه مترجم عواملی مانند غلبه رنگ و بوی اصطلاحی بر عبارت مورد نظر، سیاق متن و همچنین کم دقتی یا غور بیش از حد مترجم در حال و هوای زبان مقصد به گونه ای که مسأله بومی سازی برای وی در اولویت قرار گیرد، نیز دخالت دارد.
۴۰۸.

تحلیل گفتمان انتقادی نقش و جایگاه مدرسه در داستان آن خمره مرادی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۷۹
این پژوهش بر اساس تحلیلی زبانی-معنایی با توجه به اهمیت نهاد مدرسه در ادبیات کودک و نوجوان و نقش آن در بازتولید یا به چالش کشیدن ساختارهای اجتماعی قدرت انجام شد. هدف مطالعه، تحلیل گفتمان انتقادی بازنمایی جایگاه و نقش مدرسه در داستان آن خمره اثر هوشنگ مرادی کرمانی بر اساس الگوی سه سطحی نورمن فرکلاف بود. پارادایم پژوهش کیفی، رویکردْ توصیفی تفسیری، و روشِ تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل گفتمان انتقادی است. یافته ها در سطح توصیف نشان می دهد که انتخاب های واژگانی، ساختارهای نحوی و استعاره های به کاررفته شدت محرومیت مدارس در مناطق روستایی را بازتاب می دهند و عناصر زبانی جایگاه مدرسه در روستا و نقش همیاری جمعی در حل مسائل آموزشی را آشکار می کنند. در سطح تفسیر روابط قدرت در قالب جایگاه های سوژی سیال معلم و دانش آموزان بازنمایی شده است؛ معلم میان اقتدار انضباطی، حمایتگری عاطفی، و میانجی گری اجتماعی در نوسان است و دانش آموزان افزون بر جایگاه آموزشی در قالب نقش های خدماتی، نظارتی، آیینی اجتماعی، و نیز طنزپرداز و خیال پرداز ظاهر می شوند. اهالی روستا نیز از طیفی از جایگاه های سوژی گوناگون برخوردار هستند. در این اثر، بینامتنیت و بیناگفتمانیت با باورها، آیین ها و گفتمان های بومی قابل توجه است. در سطح تبیین، ایدئولوژی عدالت آموزشی در مناطق روستایی، نسبت کم کاری دولت با تعاون و همبستگی اجتماعی روستایی، بازنمایی ایدئولوژی های جنسیتی، انضباطی و نیز پدیده شرم و مقاومت در مدرسه، همراه با درهم آمیختگی طنز و مقاومت بحث شده است. این پژوهش نشان می دهد ژانر داستان مدرسه ای در بافت ادبیات کودک ایران (دست کم در این رمان) معنایی متفاوت از این ژانر در ادبیات کودک غرب دارد؛ معنایی که از پیوند مدرسه با زیست بوم روستا سرچشمه گرفته و بر بافت محور بودن تعاریف ژانرها صحه می گذارد.
۴۰۹.

شناخت و تحلیل انواع اتوپیا در منظومه ها و رمان های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۵
مقاله حاضر به شناسایی و تحلیل انواع اتوپیا در ادب فارسی می پردازد و تلاش دارد تا این مفهوم را در قالب متون نظم و نثر فارسی تبیین کند. اتوپیا به عنوان جهانی ایده آل و بی نقص، ابتدا در متون فلسفی و سپس در متون ادبی ظهور یافت و در زبان فارسی به شکلی گسترده و در قالب های مختلف طرح و ترسیم شده است. شاعران و نویسندگان هریک با توجه به زمینه های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خاص خود، به تصویر و تبیین انواع اتوپیا پرداخته اند. این پژوهش در حیطه گونه شناسی ادبیات است و به روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به طبقه بندی و تحلیل گونه های اتوپیا در ادبیات فارسی پرداخته است. همچنین مقاله به تطبیق ویژگی های مشترک و تفاوت های این ژانر در آثار کلاسیک فارسی چون شاهنامه، اسکندرنامه و خردنامه اسکندری و نیز رمان های فارسی عصر مشروطه و پس از آن پرداخته است و در تحلیل موضوع، آثاری بررسی شده که در آن ها طرحی کلی از یک جامعه اتوپیایی ارائه می شود. مسئله اصلی پژوهش تحلیل اتوپیاهای فارسی و دسته بندی آن ها براساس ویژگی ها و هدف غایی آن آثار است و نتایج تحقیق نشان می دهد که در متون نظم و نثر فارسی، انواع مختلفی از اتوپیا (آرمان شهر) وجود دارد و نویسندگان از این مفهوم هم برای بازنمایی آرزوهای جمعی و فردی و هم برای نقد وضعیت اجتماعی و سیاسی زمانه خود، استفاده کرده اند.
۴۱۰.

بررسی بلاغت قصر و حصر در مثنوی های چهارگانه «بیدل دهلوی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
بیدل دهلوی، مهم ترین شاعر پارسی گوی هند و از مهم ترین شاعران تاریخ ادب پارسی است. از او، حجم بزرگی از مثنوی ها برجا مانده است که هرچند تحت شعاع درخشش غزلیات وی مانده اند، از بهترین نمونه های مثنوی سرایی در سبک هندی به شمار می روند. اگر از مثنوی های پراکنده و کوتاه بیدل صرف نظر کنیم، از او چهار مثنوی مستقل و بلند برجامانده که به ترتیب زمان ارائه، عبارتند از «محیط اعظم»، «طلسم حیرت»، «طور معرفت» و «عرفان». آنچه در نگاه نخست در این مثنوی ها، نظر را جلب می کند و مطابق انتظار از سبک هندی نیز هست، غنای بیانی و سرشاری تصاویر است؛ اما در نگاه دوباره، شگردهای برگرفته از دانش معانی در این مثنوی ها خودنمایی می کند. بیدل خود نیز در «طلسم حیرت»، مخاطبان را ترغیب می کند که در مطالعه مثنوی هایش، حسن لفظ و معنا را با هم ببینند و به زیبایی های هر دو لایه سخن وی توجه نمایند. در اجابت خواست بیدل و بنا به لزوم واکاوی سخن بر اساس سنجه های دانش معانی، در این مقاله به بررسی یکی از مهم ترین شگردهای علم معانی، یعنی قصر و حصر در مثنوی های چهارگانه بیدل پرداخته می شود. روش بررسی در این مقاله، توصیفی و تحلیلی است. یافته های مقاله، گویای توجه ویژه بیدل به شگردهای معانی، مطابق با وعده خودش به مخاطبانش است. در این باره، قصر و حصر، حضوری پررنگ در مثنوی های بیدل دارد. بخش چشمگیری از قصرها در مثنوی های بیدل، از نوع قصر بی ادات است که همسو با ذات معنی گرا و فشرده ساز سبک هندی است. همچنین قصر صفت بر موصوف در مثنوی های بیدل، حضور پررنگ تر از قصر موصوف بر صفت دارد که نتیجه انتزاع گرایی و توصیف گرایی شعر این شاعر است. همچنین هرچند مثنوی «عرفان»، شهرت و اهمیت اندیشه ای بیشتر دارد، مثنوی «طلسم حیرت» به لحاظ بلاغی در مرتبه بالاتر قرار دارد و پس از آن، مثنوی «عرفان» و سپس «طور معرفت» و «محیط اعظم» قرار می گیرند.
۴۱۱.

بازتاب عناصر تراژدی ساز در داستان رستم و اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
به گواه بسیاری از شاهنامه پژوهان، داستان «رستم و اسفندیار» یکی از منسجم ترین داستان های شاهنامه است؛ اما تراژدی بودن آن، برای بسیاری محل تردید است. برای رفع این ابهام؛ یکی از راه ها، رجوع به فن شعر ارسطو است. او در این رساله ، علاوه بر تقسیم بندی بخش های شش گانه تراژدی، عناصر مهمی را که در شکل گیری این نوع ادبی دخیل هستند، نیز معرفی کرده، که می توان از آنها با عنوان «عناصر سازنده ی تراژدی» نام برد. اگرچه او به طور جداگانه این عناصر را دسته بندی نکرده، اما با تدقیق در رساله ی او می توان یازده عنصر را که عبارتند از ایجاد دو حس «ترس» و «ترحم»؛ داشتن آغاز، میانه و پایانی منسجم؛ برخوردار بودن قهرمان از مجموعه ای از ویژگی ها؛ وجود یک رخداد تراژیک؛ وجود یک نقطه ضعف تراژیک در قهرمان؛ کشف؛ دگرگونی؛ پایان تراژیک؛ وحدت زمان؛ وحدت پیرنگ و وحدت مکان استخراج کرد. پژوهش حاضر می خواهد با شناخت این عناصر، معیاری مدوّن در تشخیص تراژدی بودنِ یک اثر ادبی به دست دهد. به این منظور، ابتدا این عناصر به طور جداگانه، تعریف شده اند؛ سپس وجود یا فقدان آنها در داستان رستم و اسفندیار مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که داده های این پژوهش، تراژدی بودن داستان رستم و اسفندیار را تأیید می کند.
۴۱۲.

جلوه جادوانه معشوق در گستره اشعار غنایی ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
درون مایه اصلی غزل، عشق است. به طوری که اگر این موتیف رایج از ساختار غزل حذف شود، به قالبی بی روح بدل می گردد و مخاطبی نخواهد داشت. وقتی صحبت از غزل و اشعار غنایی است، عاشق و معشوق دو عنصر تفکیک ناپذیر آن اند. در این میان، به ویژه، نقش و حضور معشوق در مقام قهرمان اصلی غزل انکارناپذیر است. هنر اصلی معشوق، حد اعلای جلوه گری و دلبری و دلربایی با بهره گیری از تمام ظرفیت های وجودی خویش است. یکی از این ظرفیت های ذاتیِ معشوق برای تأثیر در عاشق، نیروی رازآمیز جادوانه اوست. در این جایگاه، معشوق، آن جادوزنِ مرتبط با جادوی سیاه و منفور و مرگ ارزان نیست؛ بلکه حسنِ مطلق و زیباییِ محض است که سرشت اغواگری و دست یازی به افسون و جادو، بر جذابیت رازآلود او می افزاید. بدین ترتیب، معشوق با به نمایش گذاشتن زیبایی های ظاهری خود چون چشم و ابرو و خط و خال و غمزه و زلف که با افسونگری و نیروی جادویی و عناصر و اعمال جادوان چون چشم بندی و خواب بندی و زبان بندی در پیوند است، در عرصه ادبیات زنجیره معنایی جدیدی می آفریند، عنان اختیار عاشق را با قدرت بیشتری بر دست می گیرد و غنای ذاتی خود را در تسلّط بر وجود عاشق، توانمندتر به تصویر می کشد.
۴۱۳.

نقدی بر دیوان بدرالدین جاجرمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۲
دیوان مدوّنی از بدرالدین جاجرمی، شاعر قرن هفتم هجری، در دست نیست و سروده های او در جنگ ها، تذکره ها و فرهنگ ها پراکنده اند. روح اللّه خادمی اشعار پراکنده این شاعر و نیز فرزند او، محمد، را گرد آورده، تصحیح کرده و به چاپ رسانده است. این پژوهش با هدف نقد و بررسی تصحیح خادمی به پرسش های زیر پاسخ می دهد: بدخوانی ها و ضبط های نادرست این تصحیح کدام اند؟ چه مقدار از اشعار جاجرمی در این چاپ مغفول مانده است؟ چه اشعاری به اشتباه به بدرالدین جاجرمی نسبت داده شده اند؟ و اشکالات کلی و روش شناختی کار خادمی چیستند؟ در این مطالعه با رویکردی تحلیلی-انتقادی و مبتنی بر مقایسه نسخه های مختلف و بررسی قرائن متنی و فرامتنی، اشکالات کار مصحِّح در چهار دسته بررسی شده اند. در بخش «صورت های نادرست»، نمونه هایی از بدخوانی ها یا خطاهای حروف چینی ذکر شده اند. ذیل «افتاده ها»، اشعار نویافته ای از جاجرمی عرضه شده که در چاپ خادمی نیامده اند. «افزوده ها» اشعار شاعرانی همچون بدرالدین هروی، کمال الدین اسماعیل، خواجوی کرمانی و دیگران اند که با اتکا به منابع متأخر به اشتباه به جاجرمی نسبت داده شده اند. در بخش «اشکالات کلی و روش شناختی»، ایراداتی مانند ذکر مطالب مطوّل و غیرضروری در مقدمه، نقل نسخه بدل های بی اهمیت از منابع متأخر در پانوشت ها و شرح لغات و اعلام بدیهی در یادداشت ها بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که تصحیح خادمی گامی ارزشمند در احیای آثار جاجرمی است اما کاستی های آن از جمله صورت های نادرست ابیات، مغفول ماندن بعضی اشعار، انتساب نادرست برخی سروده ها به جاجرمی به دلیل اتکا به منابع متأخر و نامعتبر و اشکالات کلی و روش شناختی نیازمند اصلاح اند.
۴۱۴.

ساختی کهن از صفت حالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۴
سازه های دستوری معدودی در متون کهن فارسی به چشم می خورند که هنوز مقوله دستوری، کاربرد معنایی، و کارکرد زیبایی شناسی آن ها دقیقاً روشن نیست. یکی از این سازه ها ترکیب «چون + صفت + ی» است. در این پژوهش بنیادی که با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شد، تلاش گردید با استناد به نمونه های موجود که در آثار نظم و نثر فارسی سده های 4 تا 7 ق دیده شده اند چیستی، کاربرد، مقوله های معنایی، کارکرد زیبایی شناسی، و نقش دستوری این سازه بررسی گردد. نتایج تحقیق آشکار می کند که از این سازه صرفاً در مقام تشبیه استفاده نمی شده است. در موارد متعددی "چون" در این سازه از نوع حرف اضافه، حرف ربط و قید نیست و در حوزه معنایی تشبیه قرار ندارد، بلکه از آن بیشتر برای بیان حالت با مبالغه یا تشدید استفاده می شده است؛ ازاین رو می توان آن را "تشدیدگر" دانست. به کلامی دیگر از این الگو برای ساخت صفت حالیه با درجه ای از مبالغه و شدت استفاده می شده است. این سازه را در جایگاه های گوناگون جمله نظیر مسند، تمیز، صفت و قید به کار می برده اند. کارگرفتِ این سازه در متن، بر زیبایی و ادبیّت آن از طریق سازوکارهای مبالغه و آشنایی زدایی می افزوده است.
۴۱۵.

معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۴
زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده اند و ادبیات جلوه گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند. روش: از آن جا که زمینه گفتار و سخن، رابطه تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایه برخی از مهم ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن ها خنده به مثابه یک رفتار میان شخصیّت های انسانی و تمثیلی شکل می گیرد، به معنی شناسی خنده بپردازد.   یافته ها: بر اساس یافته های نگارندگان، آنچه را که نمی توان بر زبان آورد، با خنده به آسانی می توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خنده کسی، سخن ناگفته وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به کار می رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می بیند و جدّی بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه گر می شود.
۴۱۶.

A Comparative Cognitive Analysis of Repartee in Persian, Arabic, and English(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۳۸
 This study presents a comparative cognitive analysis of repartee—a strategic, adversarial form of verbal interaction characterized by rapid response, subversion, and parallelism—across Persian, Arabic, and English. Repartee is conceptualized as a linguistic duel wherein the responder (H) reconfigures the initiator’s (S) utterance through deliberate mirroring, thereby inverting its intended meaning. This research addresses a notable gap in the literature, as most prior studies have focused primarily on European languages, leaving the cognitive and structural underpinnings in non-European traditions underexplored. Focusing on two core mechanisms, the study examines Structural Parallelism—defined as the replication of the syntactic or logical framework of the initiating utterance to produce a counter-response with an inverted evaluative focus—and Polysemous Parallelism, which exploits inherent lexical ambiguity to reassign meaning and subvert the original communicative intent. Employing Langacker’s (2001) Current Discourse Space (CDS) model, the analysis demonstrates how hyper-understanding and figure-ground reversal operate within the CDS to reconfigure shared conceptual structures. Qualitative analysis of 150 repartee instances (50 per language) reveals universal cognitive strategies: (1) responders detect and subvert implicit assumptions via syntactic/lexical mirroring, and (2) reorient evaluative hierarchies by shifting the figure (salient focus) and ground (contextual assumptions) within the CDS.
۴۱۷.

بررسی و تحلیل اصطلاح زمین از نگاه منتقدان و تازه گویان سده های یازدهم و دوازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۳۲۴
زمین ازجمله واژه هایی است که در سده های یازدهم و دوازدهم هجری به صورت یک اصطلاح نقد ادبی در منابع تاریخ ادبی و نیز اشعار تازه گویان، فراوان به کار رفته و کاربرد خاص و ویژه ای یافته است. در مجالس شعرگویی که گزارش های بسیاری از آن ها در تذکره ها ثبت شده است، تازه گویان به شیوه تتبع و پیروی و برای طبع آزمایی موزونان، زمین شعری طرح می کردند و در آن ابیاتی بلند و اشعاری عالی و رسا می آفریدند. از آنجا که تاکنون درباره اصطلاح زمین تحقیقی جامع صورت نگرفته، این نوشتار بر آن است که این اصطلاح را در «جای» و «گاه» آن مورد بررسی قرار دهد و از طریق بازخوانی دیدگاه های شاعران و منتقدان دوره صفوی، ماهیت، قالب ها، دستاوردها و زیان های آن را در سپهر ادبی آن روزگار بازشناسد. بدین منظور با روش مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی - تحلیلی آن را مورد مطالعه و مداقه قرار می دهد. آن گونه که از نتیجه طرز تازه دریافت می شود، «زمین» اصطلاحی لازم برای نقد ادبی امروز است که به جای وزن و قافیه و ردیف (روی هم) می آید و بسیار کوتاه و جامع است. این اصطلاح نخست در رساله جلالیه محتشم کاشانی و قصاید وی به کار رفته و پس از آن، در دیوان غزالی مشهدی، دیوان عرفی شیرازی و منتخب التواریخ بداؤنی آمده وسپس به طور موازی در دیوان ها و تذکره های این دوره نمایان شده است. با توجه به اینکه اصطلاح زمین درمورد قالب غزل به کار رفته، اما نکته قابل ذکر اینکه خلق و طرح زمینِ شعر غیر از مصراع وبیت و غزل، در قالب های مثنوی و قصیده نیز دیده می شود. با آنکه بستن و آفرینش معنی های پیچیده و مضمون های رنگین و باریک و مصراع های برجسته راهی بوده که از مسیر زمین های تازه و طرح آن می گذشته است، اما گاهی زمین شعر، زمینی سنگلاخ و ناهموار بوده و گل های معنی و مضمون تازه در آن نروییده است، گاهی نیز زیان هایی در بر داشته، ازجمله زمینه ای برای سرقت معانی و مضامین دیگر شاعران شده و موجب خلق غزل های کم ارز، همسان و مشابه و مضمون های مبتذل و تکراری و و بدبسته شده است.
۴۱۸.

بررسی تطبیقی عناصر روایت در غزل روایی گذشته و معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۴۶
غزل روایی یکی از فرم های تازه غزل در دوران معاصر است و به غزلی اطلاق می شود که داستانی را بازگو کند. به عبارتی دیگر شاعر غزل را به متنی تبدیل می کند که در آن وقایعی ازپیش انگاشته شده و به طور آگاهانه در توالی یکدیگر قرار می گیرد. در این نوع غزل عناصر داستانی به شکل پررنگی حضور دارد است و پی رنگ آن از الگویی روایی پیروی می کند. سابقه غزل روایی در شعر فارسی به ادبیات کهن فارسی بازمی گردد. غزل رواییِ گذشته، علاوه بر بیان مسائل عاشقانه، در عرفان نیز حضوری پررنگ دارد و نمونه هایی از آن را در دیوان عطار و مولانا می توان دید. در شعر معاصر کسانی همچون سیمین بهبهانی و محمدسعید میرزایی به نحو مشهودی از روایت در غزل بهره برده اند. غزل روایی گذشته، در کاربست عناصر روایت به ویژه شخصیت، صحنه پردازی و پی رنگ با غزل روایی معاصر تفاوت هایی دارد. این جستار بر آن است با روشی توصیفی تحلیلی مبتنی بر خوانش و تحلیل نمونه، مشابهت ها و مغایرت های عناصر روایت در غزل روایی دیروز و امروز را به دست دهد. می توان گفت غزل روایی گذشته فضایی ذهنی و کلی دارد؛ اما غزل روایی معاصر به مسائل عینی و جزئی در جامعه نظر می افکند. موضوعات غزل های روایی گذشته موضوعاتی عاشقانه، قلندرانه و عارفانه است؛ اما موضوع غزل روایی معاصر، آیینی و اغلب اجتماعی است. شخصیت های غزل روایی گذشته در تقابلی دوگانه میان عاشق و معشوق، سالک وپیر متغیر است؛ اما در غزل روایی امروز، شخصیت هایی تنها از بطن جامعه برگزیده می شوند. زمان و مکان در غزل روایی پیشین کلی و عمومی است؛ اما غزل روایی معاصر متمایل به جزئی گرایی است. درمجموع، غزل روایی معاصر اجتماعی تر، عینی تر، نمایشی تر و جزءنگرتر از غزل روایی گذشته است؛ اما ازنظر پی رنگ و خط سیر روایت، غزل روایی گذشته کامل تر از غزل روایی معاصر است.
۴۱۹.

بررسی ساختاری سنت های ادبی در نظیره های مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری «بر پایه استعاره، تشبیه، تمثیل و کنایه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
منظومه مخزن الاسرارِ نظامی از آثار ارشمند در حوزه ادبیات تعلیمی است که مورد اقبال و تقلید شعرای بسیاری قرار گرفته است. بررسی نظیره های این مثنوی از دیدگاه های ساختاری و محتوایی، تأثیرپذیری این شاعران از نظامی گنجوی و ویژگی های سبکی این اثر را آشکار می سازد. در پژوهش حاضر 8 نظیره مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری شامل مطلع الانوار ، صفانامه ، روضه الانوار ، المشاهد ، مظهرالآثار ، نقش بدیع ، مظهرالاسرار و تحفه الاحرار مورد مطالعه قرار گرفته است. هدفِ پژوهش بررسی سنت های ادبی در اشعار نظیره گویان مخزن الاسرار و یافتن میزان تأثیرپذیری ساختاری و محتوایی (سبکی، بیانیِ) آن ها با این منظومه است. بیان میزان به کارگیری نظیره پردازان مخزن الاسرار از مهارت های کاربرد سنت های ادبی در نسبت با این مثنوی و یافتن نوآوری ساختاری و محتوایی آن ها از دیگر هدف های این پژوهش است. یافته ها نشان می دهند که ارتباط مخزن الاسرار و نظیره های آن، ماهیتی تقلیدی دارد به طوری که اثر پسین، بازسرایی و بازآفرینی معنایی از پیش گفته شده در شکل و بافتی تقلیدی از مخزن الاسرار است و این تقلید چیزی از ویژگی های فردیِ مقلّد را در خود ندارد که سبب تفاوت آن ها از اثر الگو شود. این ارتباط زمینه های تقلید، تداعی، تلفیق و وابستگی را شامل می شود. علاوه براین هیچ یک از نظیره گویان نتوانستند به هم طرازی و عمق سخن و اندیشه نظامی برسند و بیشتر به ظاهر و ساختار بیرونی مخزن الاسرار توجه داشته اند. نظامی تمام آرایه های بلاغی را بیشتر برای مضمون پردازی و آراستن لفظ و صورت به خدمت می گیرد و حتی ساده ترین معانی را چنان هنرمندانه به تصویر می کشد که نظیر آن را در هیچ یک از مقلّدان وی نمی توان یافت.
۴۲۰.

تحلیل محتوایی و ساختاری مدایح دینی حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۵
مدیحه سرایی از موضوعات غالب شعر فارسی است. در تحقیق حاضر ابتدا مدح در لغت و اصطلاح بررسی شده، سپس ضمن معرفی حسین منزوی و بیان جایگاه برجسته او در شعر معاصر، مدایح دینی وی از حیث محتوا و ساختار بررسی شده است. روش پژوهش کتابخانه ای، نوع پژوهش اسنادی- توصیفی و جامعه آماری اشعار آیینی حسین منزوی بود که نمونه هایی از اشعار وی از جمله تماشای ایزدی، آئینه تاریخ، پیله بهشت، گنج شایگان، باغ نرگس و ... مورد بررسی قرار گرفت. منزوی به عنوان شاعری شناخته می شود که در عرصه غزل به موفقیت های بزرگی دست یافته و شهرت وی بیشتر به خاطر غزل های اوست؛ اما در کنار این غزلیات بخش دیگری از اشعار خود را به مسائل مذهبی نیز اختصاص داده است. وی در مثنوی ها و قصایدی به مدح ذات مقدس باری تعالی، ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) و بیشتر ائمه، پرداخته است. شیفتگی و علاقمندی شاعر در مدح ائمه اطهار (ع) و پیامبران و توجه به مضامین الهی و انسانی، ذیل اومانیسم اسلامی حائز اهمیت است. مضامین نهفته در این مدایح دینی همان مفاهیمی است که در دوره های پیشین مشاهده می شود و جز در برخی موارد اثری از نوآوری در مضمون این قصیده ها دیده نمی شود. شاعر با بهره گیری از عاطفه صادقانه، واژه ها و ترکیب هایی ساده را برای القای این مضامین برگزیده است. از حیث ساختاری نیز مجموعه ای از تناسب ها و توازن های آوایی و واژگانی و نحوی، ساختار نظام مندی به قصیده های دینی منزوی بخشیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان