مطالب مرتبط با کلیدواژه

غریبه


۱.

تحلیلی بر حضور و فعالیت پزشکان اروپایی در ایران عصر قاجار بر اساس مفهوم غریبه زیمل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حکیم پزشک غریبه بیمار زیمل دوره قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۱ تعداد دانلود : ۴۲۶
یکی از مسائل مهمی که در دوره قاجار اتفاق افتاد، ورود تعداد زیادی از پزشکان اروپایی به فضای جغرافیایی ایران و پرداختن به فعالیت های درمانی بود. این پزشکان به سبب غریبه بودن، آشنایی چندانی با شرایط و مناسبات اجتماعی حاکم بر این فضا نداشتند و نمی توانستند با جامعه میزبان پیوند مناسبی برقرار سازند. در این پژوهش براساس منابع اصلی تاریخ دوره قاجار و به روش مقایسه ای مبتنی بر جامعه شناسی تاریخی، کنش های فرهنگی اجتماعی پزشکان اروپایی با جامعه میزبان براساس مفهوم «غریبه» ابداعی گئورک زیمل موردبررسی و تحلیل قرار می گیرد. سؤال اصلی تحقیق این است که برهم کنش های پزشکان اروپایی به منزله غریبه و جامعه میزبان چه اثراتی بر عملکرد حرف ه ای این پزشکان در فرایند سلامتی و درمان جامعه ایران داشته است؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که پزشکان اروپایی به سبب کنش های ناشی از غریبه بودن شان نسبت به فضای اجتماعی میزبان همچون بی رفی، داشتن صراحت لهجه و شفافیت؛ آزادی از هرگونه قیود، تعصبات، ارزش گذاری ها و پیش داوری ها؛ قائل نبودن به دسته بندی های اجتماعی، سیاسی و... که غالباً در عینیت نگری آن ها نهفته بود، نتوانستند همگرایی لازم را با بخشی ازکنش گران جامعه میزبان (گروه حکیمان سنتی) برقرار کنند. حکیمان نیز درعوض این پزشکان را به چشم غریبه نگریسته و در کوتاه مدت آنان را در درون گروه خود پذیرا نشدند. اما بخشی دیگر از جامعه میزبان یعنی بیماران، پزشکان اروپایی را پذیرفتند و درنتیجه تأثیری که این پزشکان بر روی فرایند درمان بیماران ایرانی داشته اند، از روندی مثبت برخوردار بوده است.
۲.

از مطرودیت تا تقدس: بازنمایی بدن متفاوت در داستان «نمازخانه کوچک من» از هوشنگ گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مطالعات معلولیت دیگری راوی خودداستان بدن متفاوت غریبه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
در این مقاله به سراغ بررسی نحوه بازنمایی مؤلفه ای جسمانی، معلولیت، در داستان کوتاه «نمازخانه کوچک من» رفته ایم. هدف از انجام چنین پژوهشی تأکید بر اهمیت بازنمایی معلولیت به مثابه امری طردشده در جهان داستانی است. برای این منظور، داستان انتخابی را با رویکردی بینارشته ای بررسی کردیم: از یک سو، ملاحظات جامعه شناختی را با تمرکز بر مطالعات معلولیت در تحلیل وارد کردیم و از سوی دیگر، مؤلفه های روایت شناختی همچون شخصیت پردازی، نوع راوی و شیوه کانونی سازی را مدنظر قرار دادیم. یافته های ما نشان می دهد که نحوه پرداخت این عناصر روایی نقش بسزایی در شکل دهی به بازنمایی شخصیت معلول دارد. به طور خاص، در این داستان همزمانی راوی و شخصیت معلول (راوی خودداستان) امکان ارائه تصویری ناب و بی واسطه از تجربه زیستن با بدنی متفاوت را فراهم می آورد. به عبارتی، به کارگیری شگردهایی چون کانونی سازی شخصیت معلول و روایت کیفی ظاهر و احوال او از زبان خودش، گامی مؤثر به سوی خلق بازنمایی ای غیرکلیشه ای و تجربه محور از معلولیت به شمار می آید. راوی و شخصیت اصلی این داستان در یک تک گویی طولانی، خطاب به مخاطب گاه به طور ضمنی و گاه آشکار به نقد گفتمان های طردکننده می پردازد. از این جهت داستان «نمازخانه کوچک من» در بازنمایی معلولیت به مثابه بدنی متفاوت، ناهمسو با گفتمان های پزشکی و دیگری ساز است و معلولیت را نه همچون امری زشت و نامطلوب، بلکه همچون خصیصه ای زیبا، مطلوب و شخصی بازنمایی می کند.