فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۱٬۳۲۹ مورد.
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
21 - 29
حوزههای تخصصی:
شیشه گری از جمله هنرهای ارزنده سرزمین های ایران و مصر است و از آنجاکه بین این دو سرزمین در مقاطع مختلف تاریخی تعاملاتی در زمینه های مختلف هنری اتفاق افتاده که در هنر شیشه نیز تأثیرگذار بوده است، این پژوهش با هدف مطالعه تزئینات کاسه های شیشه ای ایران و مصر در عصر تیموریان و مملوکیان به منظور افزایش دانش هنر شیشه با رویکردی تطبیقی انجام یافته است تا به این پرسش اساسی که وجوه تفاوت و تشابه کاسه های شیشه ای ایران و مصر به لحاظ فرم، نقوش و تزئینات کدام است؟ پاسخ دهد. روش تحقیق حاضر توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتایج پژوهش با مطالعه فرم بدنه، پایه، تزئینات و نقوش کاسه های شیشه ای ایران و مصر حاکی از آن است که شیشه گری در دروره تیموریان ایران کم رونق اما در دوره مملوکیان مصر دوره ای درخشان را سپری می کرده است و از این رو کاسه های شیشه ای ایران به لحاظ فرم و تزئینات نسبت به نمونه های مصر ساده تر هستند. فرم بدنه پیاله ای و دهانه گشاد فرم مشترک بین نمونه های ایران و مصر و فرم کروی و بشقابی مختص نمونه های مصر است. کاسه های شیشه ای ایران از پایه مسطح اما کاسه های شیشه ای مصر از پایه ای کوتاه و بلند نیز برخوردار هستند. تزئینات آثار مزبور ایران هندسی، غیرهندسی و گیاهی بوده در حالی که آثار مصر از تنوع تزئینات و نقوش شامل نقوش انتزاعی محض هندسی، غیرهندسی و نوشتاری و نقوش شمایلی-انتزاعی گیاهی و جانوری بهره مند بوده که با رنگ های متنوع و تکنیک های متفاوت به ویژه میناکاری اجرا شده است.
بررسی نظام مند پژوهش های علمی حوزه صنایع دستی ایران در سال ۱۴۰۱: موضوعات، رویکردها و روش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
193 - 208
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کمّی، به بررسی نظام مند مقالات علمی منتشرشده در حوزه صنایع دستی ایران در سال 1۴01 پرداخته است. سؤال اصلی پژوهش عبارت است از: وضعیت پژوهش های علمی در حوزه صنایع دستی ایران از نظر موضوعات، رویکردها و روش های به کار رفته چگونه است و چه نقاط قوت و ضعفی در این زمینه وجود دارد؟ جامعه آماری پژوهش شامل 1۶ نشریه معتبر مصوب وزارت علوم در حوزه هنر بود که از مجموع ۶۱۱ مقاله منتشرشده، 188 مقاله مرتبط با صنایع دستی شناسایی شدند. هردو نشریه «هنرهای صناعی اسلامی» و «هنرهای صناعی ایران» با 70 درصد بیش ترین سهم در تولید مقالات مرتبط در این حوزه را دارا هستند، هم چنین در این پژوهش ها 12 موضوع و 1۵ رویکرد پژوهشی عمده شناسایی شدند. موضوعات «نگارگری» و «فرش و دست بافته ها» به ترتیب با ۵۹ و 28 مقاله، بیش ترین توجه را به خود اختصاص داده اند، در حالی که موضوعاتی مانند «آبگینه» و «لاکی کاری» هر کدام با ۲ مقاله سهم اندکی از این مطالعات داشته اند. از نظر رویکرد پژوهشی، «بررسی طرح، نقش، ساختار و محتوا» با ۵۵ مقاله بیش ترین سهم را داراست و پس از آن رویکردهای «تاریخی و سیر تحول» و «معنا و مضمون شناسی» به ترتیب با 28 و 2۵ مقاله در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. علاوه بر آن یافته ها نشان دادند که استفاده از پژوهش های کیفی و روش توصیفی تحلیلی و هم چنین منابع کتابخانه ای در این مقالات غالب بوده و پژوهش های کمّی با ۱ مقاله و میدانی با ۴ مقاله حضور بسیار محدودی داشتند. این پژوهش ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود، پیشنهادهایی برای توسعه پژوهش های چندوجهی، کاربردی و نوآورانه در این حوزه ارائه می دهد.
مطالعه تطبیقی منابع مکتوب تاریخی، در باب مینای زرین فام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
21 - 38
حوزههای تخصصی:
مطالب تاریخی موجود درباره دستورالعملها وشیوههای ساخت مینای زرینفام نقش مهمی در احیای این هنر درقرن اخیر ایفا کرده است. منابع مورد بررسی شامل الدُرّه المکنونه، جواهرنامه نظامی، عَرایس الجواهر و نَفایس الاطائب و سه کتاب دربارۀ هنر سفالگران هستند که در مناطق مختلفی از جمله عراق، ایران و ایتالیا تألیف شدهاند. همچنین به منابع تاریخی نظیر رساله فی تلویح الزجاج ازکندی و التلویح تألیف یحیی بن محمد زجاج اشاره شده که نسخهای از آنها باقی نمانده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل محتوای منابع مکتوب تاریخی به منظور شناسایی اطلاعات کلیدی برای بهبود فرایند ساخت مینای زرینفام است. این پژوهش همچنین به تعیین نقاط قوت و ضعف هر منبع و تأثیر آنها بر احیای نقاشی زرینفام میپردازد. در همین راستا، پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است؛ 1. هریک از منابع مذکور چگونه به ویژگیها و فرایندهای ساخت مینای زرینفام پرداختهاند و چه اطلاعات خاصی در مورد تکنیکها و مواد اولیه ارائه میدهند؟ 2. تفاوتها و نقاط اشتراک بین این منابع تاریخی در روشها، دستورالعملها و استخراج اطلاعات مربوط به مینای زرینفام چیست؟. روش تحقیق بر اساس هدف، از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت و روش از نوع توصیفی و تطبیقی است. دادههای اولیه به صورت کتابخانهای و عمدتاً از کتب تاریخی ذکرشده جمعآوری شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد، که منابع مکتوب تاریخی، بهویژه رساله الدُرّه المکنونه، به دلیل تنوع اطلاعات و بیشترین تعداد دستورالعملها در مورد مینای زرینفام، نقش اساسی در حفظ و احیای این هنر داشته است. در بررسیها مشخص شد که جواهرنامه نظامی به دلیل ارائه توصیههایی در نقاشی زرینفام بر روی شیشه و سرامیک، اطلاعاتی مهم در تنوعبخشی به مواد و تکنیکهای بهکاررفته در این حوزه ارائه کرده است. همچنین منابع عَرایس الجواهر و هنر سفالگران، هم به لحاظ ساختاری وهم به لحاظ محتوایی تفاوتهای قابل توجهی دارند. این تفاوتها شامل روشهای پخت، نوع لعاب پایه و جزئیات اجرایی مینای زرینفام است. بالاترین دقت در توصیف و ارائه دستورالعملها، بهویژه در رساله الدُرّه المکنونه و جواهرنامه نظامی، این نکته را تأیید میکند. ارائه طرحهای کورههای پخت در اکثر منابع به جز عَرایس الجواهر نشان میدهد که جنبههای اجرایی و فنی در این متون تا چه اندازه مورد توجه بوده است. اطلاعات بهدستآمده میتواند به بهینهسازی فرایندهای اجرایی مینای زرینفام و معاصرسازی آن کمک کند.
تایپ فیس «امین الشرع»: شاخص کتاب های چاپ سربی تبریز (۱۲۴۳-۱۲۵۲ ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چاپ کتاب به زبان فارسی در جهان با طبع کتاب داستانِ مسیح و داستانِ سن پیدرو در لیدن آغاز شد (1639 م.). پس از گذشت ۳۰۰ سال از اختراع چاپ حروفی به دست گوتنبرگ (۱۴۵۵ م.) و ۲۰۰ سال بعد از طبع نخستین کتاب چاپی فارسی، نخستین کتاب چاپ حروفی در ایران در سال ۱۲۳۳ ق. (۱۸۱۸ م.) در تبریز منتشر شد. این پژوهش نشان می دهد که ده کتاب در بین سال های ۱۲۳۳ ق. (۱۸۱۸ م.) تا ۱۲۵۲ ق. (۱۸۳۷ م.) در تبریز و به شیوه چاپ حروفی منتشر شد. مطبعه علی بن الحاج محمدحسین المرحوم التبریزی، معروف به امین الشرع تبریزی، واپسین مطبعه و ناشر بیشترین منشورات (چهار کتاب) را در این دوره در تبریز است. با توجه به این موضوع که این منشورات همگی با یک تایپ فیس طبع شده اند، این پژوهش با هدف مطالعه بصری تایپ فیس «امین الشرع» در پی پاسخ به این پرسش است که این تایپ فیس به لحاظ فرمی دارای چه ویژگی های بصری بوده است؟ تحقیق حاضر از منظر هدف کاربردی و از منظر ماهیت داده ها کیفی است و برای جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. یافته های تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعه تنوع فرم و کاربرد حروف، مشابهت و افتراق آن ها با هم تحولات و گستردگی فرم ها در شرایط مختلف و در همنشینی با حروف دیگر در تایپ فیس به دست آمده است. نتایج مستخرج از این تحقیق نشانگر استفاده از فرم هایی با تنوع زیاد در برخی از خانواده های حروف، برای مثال خانواده های «ک» و «ه»، برگرفته از شیوه های مبتنی بر خوشنویسی خط نسخ است. از سوی دیگر ترفندهایی مانند همنشینی با حروف خاص، برای مثال فرم خاصی از خانواده «ب» در کنار خانواده «س»، نشانه هایی از توجه به رسانه و محدودیت های ابزار چاپ است. همچنین استفاده از خرده فرم های مشترک برای ساخت حروف دیگر، برای مثال « ن» در شکل گیری « س، س، ص، ص»، نگاه مبتنی بر طراحی تایپ را منعکس می کند که در استفاده از ابزار جدید بروز پیدا کرده و خبر از خلاقیت و نبوغ متخصصان آن دوره دارد.
تأثیر عوامل فرهنگی بر تحولات طرح و نقش قالی های صفوی و قاجار (با تأکید بر نقوش گل و بوته)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
161 - 192
حوزههای تخصصی:
قالی بافی از سنن تاریخی و اصیل ایرانی است که از شاخه ها و جوانب متعددی تشکیل شده است. طرح و نقش پردازی قالی از حوزه های اصلی آن است و آرایه های قالی شامل مجموعه متنوعی از نقوش گیاهی، جانوری، انسانی، تجریدی و انتزاعی است. گستردگی نقوش گیاهی در طرح فرش بیش از انواع دیگر است چرا که تنوع آن ها به وسعت نقوش گیاهی موجود در طبیعت، به انضمام نقوش گیاهی تجریدی و در قالب های گردان و شکسته است. انواع آرایه های گیاهی به صورت کلی شامل گونه های اسلیمی، ختایی، گل و بوته و درخت هستند. از آن جا که در رابطه با هنر فرشبافی ایران، دو دوره صفوی و قاجار از اهمیت زیادی برخوردارند و از طرفی عوامل فرهنگی در هریک از این دوره ها با تغییراتی روبه رو بوده که تبعاً بر آثار هر دوره تاثیراتی را موجب شده است، لذا این پژوهش با هدف بررسی و شناسایی انواع گل و بوته های منقوش بر قالی های صفوی و قاجار و بررسی تأثیرات عوامل فرهنگی و تحولات احتمالی آن دوران در طرح و نقش فرش و به ویژه تحلیل ورود گونه های جدید گیاهی به قالی های دوره قاجار، صورت گرفته و سوال اصلی در این پژوهش، چگونگی تأثیرگذاری عوامل فرهنگی و اجتماعی در بروز گل و بوته های منقوش در قالی های صفوی و قاجار است. این پژوهش از منظر هدف توسعه ای و روش انجام آن توصیفی- تحلیلی با رویکرد اکتشافی است. روش گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و با استفاده از کتاب ها، مقالات و پایان نامه های تخصصی و پایگاه های الکترونیکی معتبر بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل 37 نمونه قالی صفوی و ۶۲ نمونه قالی قاجاری است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نقوش گیاهی مورد استفاده در قالی های دوره صفوی شامل گونه های گردان، مشتمل بر مجموعه ای مشخص و با تنوع اندک است که در بخش های متعددی از قالی و به انحای مختلف و بعضاً نمادگرایانه با تأثیر از فرهنگ حاکم نقش شده اند اما در سده های بعد و در دور ه قاجار، نقوش گیاهی با تغییراتی در فرم، اندازه، رنگ و ساختار تکرار شده و علاوه بر آن نقوش تازه تری از جمله انواع گل های طبیعت گرایانه، گل فرنگ و عناصر تازه متاثر از فرنگی مآبی به مجموعه نقوش قالی های این دوره افزوده شده و طبیعت گرایی در این زمان بیش از دوره صفوی است. این تغییرات بیش از همه متأثر از احوال فرهنگی و اجتماعی دوران بوده که به انحای مختلف منجر به بروز و نمود گونه های مختلف گل و بوته در قالی های صفوی و قاجار شده است.
تحلیل و خوانش کاشی نگاره سر در ورودی باغ ارم شیراز با رویکرد آیکونولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
7 - 19
حوزههای تخصصی:
باغ ارم شیراز یکی از بناهای مهم دوره قاجار است. موضوع اصلی پژوهش، تجزیه و تحلیل مفاهیم و محتوای کاشی نگاره سه هلالی سردر ورودی باغ ارم با توجه به رویکرد آیکونولوژی اروین پانوفسکی است. این کاشی نگاره، شامل چهار مجلس؛ بلقیس در بارگاه حضرت سلیمان، مدهوش شدن ندیمگان از دیدن جمال حضرت یوسف، آبتنی شیرین و نظاره خسرو، و نگاره ای از ناصرالدین شاه سوار بر اسب است. این نگاره ها حاوی نقوش انسانی، اسطوره ای و روایتی رایج دوره قاجار هستند. تحلیل این نقوش از طریق شمایل شناسی پانوفسکی، می تواند معانی پنهان و ارتباط آن ها با فرهنگ و مذهب ایرانی را روشن سازد که شایسته مطالعه و بررسی هستند. لذا هدف پژوهش حاضر، تحلیل و تبیین نشانه ها و روایت کاشی نگاره ها با توجه به فرهنگ ایرانی است تا به این سوالات پاسخ دهد که 1. نقوش انسانی، اساطیری، روایتی و حیوانی در این نگاره ها، به طور اساسی نمایان گر چه مفاهیمی هستند؟ 2. این نقوش چه ارتباطی با فرهنگ و مذهب ایرانی دارند؟روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی با رویکرد شمایل شناسی پانوفسکی است که اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و میدانی گرد آوری شده است و سه مجلس کاشی نگاره با مضامین روایتی از داستان های ادبی و مذهبی به عنوان جامعه آماری، انتخاب شده و به شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. پژوهش در سه مرحله «توصیف پیشاشمایل نگارانه»، «تحلیل شمایل نگارانه» و «تفسیر شمایل شناسانه» انجام شده و تلاش دارد معانی پنهان در کاشی نگاره ها را بر اساس رویکرد پانوفسکی تفسیر کند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقوش کاشی نگاره جنبه نمادین داشته و حاوی مضامین تاریخی، اسطوره ای و مذهبی هستند. اشاره به تصویرسازی های دینی و حکومتی، نشان دهنده پیوند دین و قدرت در هنر و فرهنگ ایرانی است. زنان در این نقوش نمادهایی از قدرت، زیبایی، هوش (بلقیس و شیرین) و فتنه گری (زلیخا) هستند که بازتاب دهنده نگاه چندوجهی فرهنگ ایرانی به زنان است. دیوها و موجودات اهریمنی نماد شرارت و مبارزه با آن ها، نماد مبارزه انسان با نفس اماره و تلاش برای رسیدن به کمال است. پرندگان اساطیری چون سیمرغ نشان دهنده حکمت و راهنمایی انسان به سوی حقیقت هستند. حضور شخصیت هایی چون یوسف و زلیخا نماد اخلاق و فضیلت است. به طور کلی، این نقوش بازتاب دهنده عناصر معماری و هنر اسلامی ایرانی هستند که ترکیبی از مفاهیم دینی، عرفانی، و نمادگرایانه را به تصویر می کشند. عدد سه، نمادی از اصول اخلاقی و آفرینش در فرهنگ ایرانی و سه گانگی مقدس اسلامی است. در کاشی کاری اسلامی، هلال نماد پیوند با آسمان و معنویت است.نقوش گیاهی اطراف این هلالی نیز ارتباط بین زمین و آسمان و دنیای معنوی را نشان می دهند.
تبیین ویژگی های هنری و فنی منبت چوب قرون هفتم و هشتم هجری قمری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از حمله مغول، آبادی ممالک ایران رو به زوال نهاد، واقعه ای که پس از ایلغار دوم مغول، ایلخانان متوجه آن شدند و در نتیجه فرهنگ شهری و صحرانشینی به هم آمیخت. وزیران ایرانی تفوق قلم بر شمشیر را رقم زدند و هنرها رو به معمور نهادند. پانزده اثر چوبی در قالب صندوق، در، منبر و رحل از زنده بودن هنر منبت در بین مردمان حکایت دارند. تساهل و تسامح مذهبی ایلخانان از سویی و گرویدن غازان خان به اسلام از سوی دیگر باعث رونق امور در صنوف مختلف، ازجمله فعالیت درودگران و نقاران در ساخت اسباب و اثاثیه مذهبی گردید. نوشتار حاضر در پی آن است که به تبیین ویژگی های هنری و فنی آثار منبت قرون هفتم و هشتم هجری قمری دست یازد و در پی پاسخ بدین پرسش است که ویژگی های هنری و فنی آثار منبت قرون هفتم و هشتم هجری قمری چیست؟ روش تحقیق با هدفی بنیادی، ماهیتی توصیفی تحلیلی دارد و جمع آوری داده های آن کتابخانه ای و به ویژه میدانی است. نمونه گیری، تمام شماری شامل پانزده اثر چوبی متعلق به این بازه زمانی است. یافته ها نشان می دهد هنر منبت ایرانی در این دوره، قوام یافته است. کتیبه ها به اقلام رقاع، ثلث و نسخ بوده و گره های هندسی با عناصر گیاهی تلطیف شده اند. عناصر گیاهی عمدتاً اسلیمی های بسیار ظریف هستند که نقشی شبه دکمه را به وفور نشان داده اند. بهره گیری از سرو و چراغدان، احتمالاً در مسیر رونق تصوف بوده و در برخی نقوش، متأثر از ایران باستان است. شیوه روسازی در آثار، بیش تر محدب است، اگرچه آژده کاری های شبه گچی نیز مشاهده شدند. از اواسط قرن هشتم هجری قمری عناصر گیاهی، فراوانی قابل ملاحظه ای یافته و زمینه را برای عصر طلایی هنر منبت ایران در سده های نهم و دهم هجری قمری رقم زده اند.
هنرهای کاربردی ایران در دوره صفوی بر اساس سفرنامه شاردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره صفویه، هم زمان با رشد اقتصادی و سیاسی و نیز طولانی شدن مدت حکومت، جنبه های مذهبی و فرهنگی نیز تقویت شدند. این دوره شاهد تقویت و تحکیم تولیدات هنری بود که به دلیل علاقه حاکمان به هنر و فرهنگ، و هم چنین شکل گیری روابط داخلی و خارجی و ارتباط نزدیک تر با سیاحان اروپایی حاصل شد. این تعاملات منجر به ایجاد گنجینه ای از اطلاعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری گردیدند که دستیابی به جزئیات آن ها از طریق منابع مکمل امکان پذیر می باشد. بررسی منابع تاریخی با تأکید بر سفرنامه در راستای استخراج اطلاعات فرهنگی و طبقه بندی و معرفی تولیدات هنری به منظور استخراج اطلاعات مکمل تاریخی از اهداف این پژوهش می باشد. سؤالات پژوهش نیز عبارتند از: چگونه می توان هنرهای کاربردی دوره صفوی را بر اساس کتاب سفرنامه شاردن احصاء نمود؟ تولیدات هنرهای کاربردی دوره صفوی بر اساس کتاب سفرنامه شاردن چگونه قابل دسته بندی هستند؟ تحقیق حاضر بر مبنای هدف، پژوهشی بنیادی و نظری و از نظر روش اجرا، توصیفی تحلیلی است. هم چنین پژوهش حاضر از نظر روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، کیفی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، هم در بخش تاریخی و هم در بخش نظری، پژوهشی کتابخانه ای و اسنادی محسوب می شود. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز به روش کیفی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد از کتاب سفرنامه شاردن به سبب تنوع مشاهدات منعکس شده در قالب شرح رویدادها و وقایع، شرح فضاها و مکان های شاخص، شرح فعالیت های فرهنگی و اقتصادی، شرح چیدمان های مراسم مهم درباری و طبقات بالادست، شرح تشریفات درباری، ذکر فهرست هدایا، و ... ناگزیر می توان به اطلاعات قابل توجهی از تولیدات این دوره دست یافت. از طرفی تحلیل محتوای کمّی و کیفی منجر به ایجاد دسته بندی نُه گانه ای با عناوین پوشاک، منسوجات، زیراندازها، ظروف، تزیینات کاربردی، کتیبه نویسی، جواهرات، تزیینات وابسته به معماری و سایر تولیدات گردیده است.
زیبایی شناسی فارابی در تحلیل بصری و مفهومی نگارگری ایران ازبک در قرن دهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
31 - 40
حوزههای تخصصی:
نگارگری ایران ازبک معروف به مکتب بخارا با حضور هنرمندانی چون کمال الدین بهزاد و محمود مذهب به اوج رسیده و بر مکاتب بعد از خود تأثیرگذار بوده است. شناخت بیشتر اندیشه های فارابی، فیلسوف اسلامی، در حوزه هنر و زیبایی رویکردی جدید از مفاهیم هنر دینی را بر ما خواهد گشود که بر اساس آن بتوان با نگاهی متفاوت به هنر و خصوصاً هنر نگارگری بازنگریست. این پژوهش برآن است تا با مطالعه آراء فارابی در حیطه هنر دینی و زیبایی شناسی، به بررسی این رویکرد در نگارگری ایران ازبک بپردازد. پرسش مطروح در پژوهش حاضر عبارت است از؛ رویکرد دینی نگارگری ایران ازبک بر مبنای آراء زیبایی شناسی فارابی چه ویژگی هایی دارد؟ در راستای پاسخ به این پرسش، اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری حاوی 9 نگاره از مکتب بخارا است که به-طور هدفمند و از بین نگاره های معتبر و دسترس انتخاب شد. نتایج حاصل حاکی از آن است که مطالعه آراء وی در نگاره های منتخب از مکتب بخارا نشان می دهد که هنرمندان این مکتب، با اتکا به هر سه نوع صور خیالی فارابی، سودمندی و ایجاد لذت مفید، اقناع ذهن مخاطب، همراهی نطق و خیال در شکل گیری آثار و حفظ کمال در رنگ و شکل توانسته اند به اصول زیبایی شناسی بر اساس رویکرد دینی فارابی دست یابند.
بازخوانی نگاره های غمنامه رستم و سهراب در شاهنامه شاه تهماسبی بر اساس رویکرد هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
69 - 80
حوزههای تخصصی:
روایات شاهنامه فردوسی، همواره مورد توجه نگارگران و نقاشان بوده است. پژوهش حاضر به منظور بازخوانی نگارهای از شاهنامه شاهتهماسبی موسوم به غمنامه مرگ سهراب توسط رستم، با رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر به بررسی و خوانش دو نگاره از مجموع سه نگاره موجود از این روایت میپردازد. این پژوهش بهلحاظ ماهیت، توصیفی ـ تحلیلی ـ تاریخی است و از حیث هدف بنیادی و رویکردی کیفی داشته و اطلاعات ضروری تحقیق از منابع کتابخانهای و به شیوه اسنادی جمعآوری شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه میتوان نگارههای مذکور را توسط رویکرد هرمنوتیک گادامر خوانش و تفسیر کرد. با بررسی نگارهها توسط این رویکرد، مشاهده شد که به دلیل قرابت رویکرد با بسترهای خلق این اثر، زمینه مناسبی برای بازخوانی نگاره موجود است. همچنین میتوان اذعان داشت که نگارگر این غمنامه با گذر از افق معنایی شعر فردوسی و مکاتب نگارگری پیش از خود و با پیشداوری که از سنت حاصل شده است به مکالمه با آن پرداخته و سپس با افق معنایی روزگاری خود یعنی عصر آرامش و امنیت در فضای سیاسی و اجتماعی دوران صفویه، درآمیخته و اقدام به خلق اثر نموده است. در این میان زبان مشترک فارسی، بستر را برای این ارتباط و تعامل و ایجاد عمل فهم در مفسر ایجاد میکند.
امکان سنجی ساخت مرکب سیاه بر اساس دستورالعمل رایج در رساله های خوشنویسی فارسی و آزمون عملی نوشتار با نمونه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از مرکب باکیفیت به عنوان یکی از عناصر اصلی خوشنویسی همواره برای خوشنویسان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است به طوری که برخی اساتید خوشنویسی با بیان دستورالعملی منحصر به فرد در رساله های خوشنویسی خود به نظم یا به نثر، به بیان فنون ساخت این ماده پرداخته اند. از آن جا که امکان دارد خوشنویسان و اهالی فن پیشین، جهت موزون شدن قافیه اشعار خویش یا انحصار ساخت مرکبی منحصر به فرد، از بیان همه جزییات در دستورالعمل های ساخت مرکب اجتناب کرده باشند، در پژوهش حاضر یکی از رایج ترین دستورالعمل های ساخت مرکب (همسنگ دوده زاج است همسنگ هردو مازو/ همسنگ هر سه صمغ است آنگاه زور بازو) مدنظر قرار گرفت تا به این سوال پاسخ داده شود که دستیابی به مرکب مطلوب بر اساس دستورالعمل رایج در رساله های خوشنویسی تا چه حد امکان پذیر است؟ هدف از انجام این تحقیق که به روش تجربی آزمایشگاهی صورت گرفته، ساخت مرکبی کاربردی است که قابلیت کتابت با قلم نی را داشته باشد. از این رو دو نمونه مرکب سیاه ایرانی بر اساس دستورالعمل رایج، ساخته و با چند دانگ مختلف بر روی دو نوع کاغذ گلاسه مات و دست ساز مورد آزمون عملی نوشتار قرار گرفتند و در نهایت مشخص شد هردو نمونه از قابلیت نوشتاری مطلوبی برخوردارند و تغییر بستر نوشتار و اندازه قلم در قابلیت نوشتاری آن ها خللی وارد نمی کند. علاوه بر این، با انجام آزمون عملی نوشتار با دانگ های مختلف و قلم های متفاوت شامل نستعلیق، شکسته نستعلیق، ثلث و محقق، مشخص شد که هردو نمونه، قابلیت اجرا با دانگ ها و قلم های مختلف را دارند و تغییر دانگ و قلم اگرچه در برخی موارد بر کیفیت نوشتاری نمونه ها اثرگذار بوده است اما هردو نمونه عملکرد قابل قبولی در این زمینه داشته اند.
تأثیر نقوش و تزئینات ایرانی اسلامی بر نشانه های پیشگامان گرافیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
57 - 71
حوزههای تخصصی:
نشانه (آرم) در حوزه گرافیک یکی از ماناترین مباحث گرافیکی است و این نشان از اهمیت نشانه در کاربرد روزمره جامعه دارد. از سوی دیگر، نشانه می تواند هویت ساز باشد؛ یکی از راه کارهایی که گرافیست ها به جهت هویت از آن استفاده می کنند، بهره گیری از گنجایش نقوش سنتی است. در این میان بسیاری از آثار نشانه نسل پیشگام گرافیک ایران بر مبنای نقوش ایرانی و اسلامی شکل گرفته و این نقوش، بسان بُن مایه و پایه طرح بسیاری از طراحان گرافیک به کار رفته است. نقوش ایرانی اسلامی با محتوای غنی، هویت آثار نشانه را شکل می دهد. این مقاله با هدف شناسایی پایه طراحی این نشانه ها و چگونگی تأثیر نقوش ایرانی اسلامی بر طراحی نشانه های نسل پیشگام گرافیک ایران نوشته شده است. رویکرد پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی بوده و همچنین انتخاب نمونه های مطالعاتی به صورت آگاهانه از آثار هنرمندان پیشگام گرافیک ایران می باشد(هنرمندانی که آثار متعددی از نشانه دارند). داده های مطالعاتی از منابع کتابخانه ای یا پایگاه های اطلاعات علمی گردآوری شده است. پرسش اصلی این مقاله چنین تدوین یافته که نقوش ایرانی-اسلامی چگونه در طراحی نشانه های معاصر ایران نقش ایفا کرده و چه تأثیری بر هویت بصری این آثار داشته اند؟یافته ها مبنی بر این است که در چهار دسته نقوش هندسی، اسلیمی، نوشتاری و تلفیقی در هنر اسلامی ایران دسته مایه اولیه طراح برای رسیدن به نشانه بوده است. طراح گرافیست نسل اول ایران با الهام از نقوش ایرانی اسلامی توانسته آثاری درخور ذائقه ایرانی بیافریند و وظیفه مهم نشانه که جذب مخاطب با استفاده از سادگی است را به انجام برساند.
مطالعه تطبیقی هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فلزکاری، شیوه هنری سیاه قلم از ترکیب نقره، مس، سرب و گوگرد حاصل می شود و هنرمندان برای جلوه دهی بیش تر به نقوش حکاکی شده روی فلزات طلا و نقره از سیاه قلم استفاده می کنند. سیاه قلم در میان ارامنه تبریز و وان رواج دارد و با توجه به کمبود منابع در مورد این هنر و اهمیت آن در میان اقوام و هنرمندان کشورهای مختلف، انجام پژوهش حاضر ضرورت می یابد. شناخت هنر سیاه قلم و نقوش تزیینی آن در هنر ارامنه وان و تبریز به عنوان اهداف پژوهش انتخاب شده اند و پرسش های پژوهش عبارتند از: ۱) شیوه هنری سیاه قلم در میان ارامنه تبریز و وان چگونه اجرا می شود؟ ۲) هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و وان دارای کدام نقوش تزیینی هستند؟ 3) وجوه اشتراک و افتراق نقوش تزیینی دو منطقه چه اطلاعاتی را ارائه می نمایند؟ در پژوهش حاضر اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی و میدانی به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و به صورت کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. نمونه های پژوهش شامل پنج اثر متعلق به ارامنه تبریز، پنج اثر متعلق به ارامنه وان ترکیه و یک نمونه محصول مشترک دو منطقه است. روش نمونه گیری پژوهش، هدفمند و با استفاده از داده های میدانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد نقوش تزیینی هنر سیاه قلم ارامنه تبریز و وان شباهت زیادی به یکدیگر دارند و بدون توجه به محل تولید آثار می توان گمان کرد همه آثار به خاستگاه یکسانی تعلق دارند. هم چنین وجود نام تبریز و وان بر روی اثر مشترک این دو منطقه نشان می دهد ارامنه تبریز و وان تعاملات فرهنگی عمیقی با یکدیگر داشته اند.
گونه شناسی کوبه و پولک دَرهای بناهای تاریخی شهرستان قوچان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
27 - 42
حوزههای تخصصی:
زمودگری از هنرهای برجسته در تاریخ فلزکاری ایران محسوب میشود که الصاقات فلزی نصبشده روی دَر و پنجرههای قدیمی، مربوط به ساخت زمودگران در ایام گذشته است. شهرستان قوچان در آثار فلزی الصاقشده بر دَرهای چوبی، تنوع قابل ملاحظهای دارد. با توجه به کیفیت آثار و فقدان منابع کافی، این پژوهش کوشیده شده است تا به گونهشناسی آثار فلزی دَرهای بناها تاریخی بپردازد و به دنبال پاسخ بدین پرسش است که گونههای الصاقات فلزی دَرهای چوبی شهرستان قوچان چیست؟ و نقوش آن حاوی چه پیامی است؟ ماهیت پژوهش توصیفی_تحلیلی و کاربردی و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی و بهویژه میدانی است. نتایج نشان میدهد که از میان یراقآلاتی که روی درهای بناها قوچان نصبشدهاند، کوبه و پولک زیر کوبه، دارای تنوع بیشتری نسبت به سایر الصاقات است. مشبککاری و قلمزنی، دو شیوه تزئین این الصاقات هستند. نقوش چلیپا، گل و مرغ و بته، خطوط مواج، متقاطع و موازی بیشتر دیده شد. کنگرههای مثلثی و پیکانی تأکیدی بر نقش خورشید؛ اژدها دافع نیروهای شر؛ درختان سرو نشان درخت زندگی و جاودانگی، نعل اسب به دفع چشم زخم و خوش یمنی تأکید دارد. میتوان بیان کرد الصاقات نصبشده علاوهبر ویژگیهای کاربردی، به طلسمی در جهت تعویذ و آرزو ساخته شده است.
ساختارشناسی تطبیقی مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد با الگویی خطی از طومار توپقاپی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
129 - 144
حوزههای تخصصی:
معماری تیموری، در معماری دوره های پیشین خود ریشه دارد، لیکن این هنر تا بدان درجه پیش رفت که اعتلا و پیشرفت هنر و معماری ایرانی را رقم زد و تحول تازه ای در تزیینات بنا به وجود آمد. عظمت هنر ممتاز معماری تیموری را می توان در مسجدجامع گوهرشاد مشهد مشاهده کرد. هنر مقرنس کاری در عصر تیموری، نمایانگر خلاقیت و ابتکار معماران و صنعتگران و دارای سیر تکاملی بوده و قابلیت تغییر پلان مربع به دایره و آرایش سه کنج ها، سرستون ها، تاقچه ها، نیم دایره یا ربع گنبد ها و هم چنین پایه گلدسته مناره ها را داشته است. وجود طرح های خطی از انواع مقرنس در طومار توپقاپی که گمانه زنی ها آن را منتسب به دوره تیموری و اوایل دوره صفوی می دانند، این پژوهش را به سمت تطبیق نزدیک ترین طرح طومار با مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد سوق می دهد تا به هدف این تحقیق که شناسایی ساختار مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد و تطبیق آن با مدل خطی طومار توپقاپی است، نائل آید. پرسش های تحقیق عبارتند از: چه ارتباطی بین عناصر ساختاری مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد با طرح خطی طومار توپقاپی وجود دارد؟ وجوه تشابه و تفاوت موجود در مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد با الگوی خطی طومار توپقاپی چیست؟ این تحقیق، هدفی بنیادی دارد و روش آن توصیفی تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای، اسنادی و با مشاهده میدانی صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که فرم شمسه در هردو مقرنس در دو بخش هسته مرکزی و بدنه، به یک شکل رسم شده است. ساختار به کار رفته در هردو مقرنس، هندسه ای از نوع خوشه ای است و سوق آن به بی نهایت را نشان می دهد که از هندسه فراکتال نشأت گرفته است. در عین حال تفاوت هایی بین طرح خطی و الگوی مدل عینی وجود دارد که احتمالاً ناشی از سلیقه هنرمند در حین اجرا بوده و یا طی مرمت های مختلف مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد یا الگوی خطی ایجاد شده است.
مطالعه نقوش سوزن دوزی منطقه بجستان با رویکرد مردم نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنرهای دستی، تجلی ذوق و سلیقه مردم هر دیار و نشان دهنده توجه آنان به دنیای هزار رنگ اطرافشان هستند. سوزن دوزی از زمان قدیم تاکنون در شهرستان بجستان رایج بوده و از باورها و اعتقادات مردم منطقه تاثیر گرفته و حاصل تلاش و خلاقیت این هنرمندان است. هنرمند سوزن دوز بجستانی با طرح های خود روی بسیاری از وسایل زندگی نقش آفرینی می کند. هدف این پژوهش مطالعه نقوش، دوخت و کاربرد سوزن دوزی منطقه بجستان است. در این پژوهش نمونه گیری تصادفی از زنان سوزن دوز منطقه انجام شد و ۳۰ نمونه سوزن دوزی که از غنای هنری مناسبی برخوردار بودند، شناسایی شدند. این آثار به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد مردم نگاری مطالعه شده اند و جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. هم چنین به مبانی نظری زیبایی شناسی، سنت گرایی و کارکردگرایی نیز توجه شده و به تاثیرات فرهنگی بر این هنر و نحوه نمایش هویت محلی و فرهنگی تا حدودی پرداخته شد. نقوش سوزن دوزی بجستان در سه گروه گیاهی، جانوری و سایر نقوش (شامل نقوش انسانی، اسماء مقدس، یادگاری و اشعار) بررسی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که در بیش تر سوزن دوزی ها از تکنیک ساده تو پردوزی، ساقه دوزی و زنجیره دوزی استفاده شده است. کاربرد سوزن دوزی ها در اغلب مناطق شهرستان مشترک بوده و بیش تر برای تزیین لباس، پشتی، جاحوله ای، جالباسی، لب طاقچه ای، بقچه و جانماز استفاده شده اند. اما در مورد کاربرد رنگ تفاوت هایی در مناطق مختلف بجستان وجود دارد. از ویژگی های بصری این آثار، صراحت در فرم، تخت بودن تصاویر، استفاده از رنگ های اصلی، حاشیه گذاری، ریتم، قرینه سازی و توالی طرح را می توان برشمرد. تنوع نقوش شامل انواع گل های پنج پر، شش پر، و حیواناتی مانند شیر، گوزن، آهو، بز کوهی، شتر، قوچ و پرندگانی چون خروس، گنجشک، بلبل و کبوتر است. حاصل پژوهش شناخت کاملی از نقوش، انواع دوخت و کاربرد سوزن دوزی این منطقه ارائه می نماید. با استفاده از رویکرد مردم نگاری، نه تنها ارزش هنری سوزندوزی بجستان شناسایی گردید بلکه ارتباط آن با هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی مردم منطقه نمایان شد.
روایت شناسی اذکار نگاره معراج پیامبر اکرم ﴿ص﴾ در خمسه نظامی موزه بریتانیا، به شمارۀ Or.6810(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
43 - 59
حوزههای تخصصی:
خمسه نظامی محفوظ در موزه بریتانیا یکی از مهمترین نسخ خطی دوره تیموری است. این نسخه به دلیل وجود نگارههایی منتسب به بهزاد و یا تحت نظارت او از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و پرمایه بودن مضمون معراج از زبان نظامی گنجوی نیز مزید بر علت است. اهداف این پژوهش شناسایی ارتباط میان کتیبههای قرآنی و اذکار ملهم از آن با کلیّت داستان نگاره است، که تاکنون مغفول مانده است. پژوهش حاضر درصدد است به دو سؤال زیر پاسخهایی در حد امکان و توان دهد: اول- چه ارتباطی میان کتیبههای خوشنویسی اذکار موجود در نگاره وجود دارد؟ دوم- هنرمند بنا به چه دلایلی از نوشتن عین آیات قرآن کریم صرفنظر کرده و بیشتر از اذکار ملهم از قرآن بهره برده است؟ تحقیق حاضر به صورت کیفی بوده و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و تفسیری نگاره مورد نظر را واکاوی کرده است. جامعه هدف پژوهش حاضر به صورت غیرتصادفی از میان نگارههای نسخه مزبور انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هنرمند با ترسیم آیات و اذکار در نگاره به ذکری تصویری دست مییازد که وجه تنبّه آن تا زمانِ وجود نگاره پابرجاست. از سویی دیگر هنرمند تنها رابطۀ صرفِ اسماء الهی و مخاطب را نمیخواهد بلکه مترصد است تا خدا در کانون توجه مخاطبش قرار دهد و مخاطب خود را ترغیب کند که ذکرش جنبۀ صرفاً لفظی نداشته و با تمام وجود به خدا رو کرده و رابطهای زنده و وجودی با خداوند داشته باشد. هنرمند در آرمانگرایانهترین حالتِ ممکن در صدد است تا مخاطبش نسبت به خدا، دلشوره و اشتیاق پیداکرده و در درون خود حالت وجودی خاصی نسبت به خدا یافته و از اینرو آغازگر و ایجادکنندۀ رابطهای زنده و وجودی میان خداوند و مخاطبِ اثر باشد و این مهم کارکرد اصلی آیات و اذکار موجود در نگارگری ایرانی است.
مطالعه فرم، نقش و کاربرد تبرزین های دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
227 - 240
حوزههای تخصصی:
پیشینه استفاده از فلز در ساخت اسلحه به دوران پیش از تاریخ برمی گردد. در هر دوره تاریخی به فراخور مواد اولیه در دسترس و شیوه های ساخت، فناوری ساخت سلاح ها نیز تغییر نمود. در دوره قاجار به جهت هم زمانی با انقلاب صنعتی استفاده از سلاح های گرم متداول بود و سلاح های سرد به صورت محدود با کاربرد نمادین و تشریفاتی تولید و استفاده می گردیدند. تبرزین ها گروهی از سلاح های سرد دوره قاجار محسوب می شوند که نقش و فرم آن ها دارای تنوع و گستردگی بسیار است. این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش است که چگونه می توان تبرزین های قاجار را از نظر فرم و نقش طبقه بندی نمود و این آثار دارای چه کاربردی بوده اند؟ از این رو هدف این مقاله، مطالعه و طبقه بندی فرم، نقش و کاربرد تبرزین های دوره قاجار است. این پژوهش بر مبنای هدف از نوع کاربردی و از منظر ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی است. گردآوری اطلاعات این مقاله به شیوه کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. نتایج بررسی 1۶ نمونه از تبرزین های دوره قاجار نشان می دهد که همه آثار مورد مطالعه از جنس فولاد هستند که به شیوه ریخته گری ساخته شده اند و در تزیین آن ها اغلب از فنون قلمزنی، طلاکوبی، و حکاکی استفاده شده است. تبرزین های دوره قاجار براساس فرم به چهار گروه تبرزین با تیغه دو لبه؛ تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر چکشی؛ تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر شبیه اژدها؛ و تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر شبیه تاج تقسیم می گردند. نقوش تبرزین ها را می توان در سه گروه شامل نقوش گیاهی، هندسی (شامل گل و برگ، ترنج ها و انواع خطوط و کادرهای هندسی)؛ نقوش کتیبه ای (ازجمله عبارات عربی، شعر فارسی و یا برخی عبارات فارسی شامل نام سفارش دهنده اثر)؛ نقوش انسانی، حیوانی (شامل پیکره های انسانی و حیوانات مختلف مثل شیر، مار، و یا دو پرنده که صورت آنان رو به یکدیگر است) جای داد. تزیینات مجلل این تبرزین ها نشان می دهد که این آثار بیش تر کاربرد نمادین و تشریفاتی داشته اند.
جایگاه طراحی و نقش طراحان در کارگاه های شیشه گری سنتی تهران در دهه 1390خورشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
7 - 20
حوزههای تخصصی:
شیشه از جذابترین ترکیبات موجود در طبیعت با خصوصیاتی منحصربهفرد است، که با بهرهگیری صحیح و مناسب از خواص ماهیتی و ظاهری آن، میتوان آثاری شاخص در دنیای هنر خلق نمود. بااینهمه، دستیابی به محصولات شیشهای که به شایستگی نمایانگر خواص شیشه باشد مستلزم رسیدن به مادۀ اولیهای باکیفیت، طراحی متناسب با خواص ماده و دانش فنی جهت فرمدهی منطبق با نیاز روز است. با مشاهدۀ آثار تولیدی کارگاههای شیشهگری سنتی تهران در دهه 1390، محدودیت در طراحی و تکرار فرمها با تغییراتی جزئی، بسیار جلب نظر مینماید. به نظر میرسد یکی از حلقههای مفقوده در مراحل ساخت شیشههای سنتی ایران، بیتوجهی به جایگاه و نقش هنرمندان در چرخه تولید محصولات کاربردی و خلق آثار هنری شاخص و درخور از این مادۀ کمنظیر است. با توجه به پشتوانۀ تاریخی شیشهگری ایران در دنیای هنر، انتظار میرود این هنر-صنعت همچنان از جایگاهی شایسته برخوردار باشد و برای حفظ جایگاه دیرینه آن، رویکردی علمی در طراحی پیشبینی شود. شوربختانه به نظر میآید شیشهگری امروز ایران نهتنها در عرصه جهانی حضوری سزاوار ندارد، بلکه شواهد نشان از آن دارد که در بازار داخلی نیز از اقبال مناسبی برخوردار نیست. از آنجاکه بقای هر حرفه مستلزم استقبال مخاطب و وجود بازار فروش است، این پژوهش کاربردی با هدف حفظ و پایداری این هنر-صنعت و کمک به ارتقای سطح کیفی محصولات تولیدی کارگاههای شیشهگری از طریق شناخت نقش طراحی در تولید محصول انجام شد. پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی که از نظر چیستی و ماهیت دادهها، کیفی است. اطلاعات آن پس از مطالعات اسنادی و منابع کتابخانهای، با حضور در کارگاهها، مصاحبه با شیشهگران و مشاهدۀ آثار از منظر ارتباط طراحی و کاربرد، به دست آمده و به شیوۀ تحلیل محتوا نگارش شده است. دستاوردهای حاصل از این پژوهش چنین بود که امروز در هیچکدام از واحدهای شیشهگری، بخشی برای طراحی پیش از تولید اختصاص داده نشده، که عواملی چون ضعف آگاهی طراحان، عدم خلق روشی نو، فرهنگ سنتی حاکم بر این حرفه، تأثیرگذاری افراد نامتخصص و ناآشنا در فرایند تولید و غیره از دلایل آن است.
خودشکوفایی شخصیت کمال الدین بهزاد بر اساس نظریۀ انسان گرایی «آبراهام مزلو»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
59 - 71
حوزههای تخصصی:
نظریۀ شخصیت خودشکوفای آبراهام مزلو روانشناس آمریکایی به روش خود سعی در شناخت ویژگیهای انسان کمالیافته دارد. کمالالدین بهزاد به عنوان یکی از استادان سرآمد نقاشی دورۀ تیموری و صفوی است که قابلیت مطالعه از این منظر را دارد. هدف این پژوهش شناخت ویژگیهای خودشکوفای شخصیت کمالالدین بهزاد با رویکرد به نظریۀ انسانگرایی آبراهام مزلو است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که: بررسی ویژگیهای خودشکوفایی در شخصیت بهزاد چگونه میتواند ما را به شناخت ابعاد دیگری از این شخصیت راهنما باشد؟ این پژوهش به صورت توصیفی ـ تحلیلی و شیوۀ جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و فیشبرداری از منابع اصلی تألیف شده است. جامعۀ آماری شامل 20 نگاره از آثار بهزاد است که از میان آنها، 8 نگاره برای مطالعه به صورت هدفمند با توجه به ارتباط آثار بهزاد و نظریۀ حاضر گزینش شدهاند. تجزیهوتحلیل دادهها به روش استدلال استقرایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که بهزاد ده ویژگی از سیزده ویژگی افراد خودشکوفای مزلو را دارد که همین امر میتواند او را مصداقی از انسان خودشکوفا معرفی نماید. ویژگیهایی چون درک کامل از واقعیت در آثار خود، مسئلۀ مداری نسبت به مسائل روزمره انسانها، قدرشناسی نسبت به پدیدههای جهان با توجه به طبیعتگرایی، ادراک همدردی، قبول خود و دیگران بهطور طبیعی، خودانگیزی ساده و طبیعی، خبرگی در تصوف به علت توجه جامعۀ به عرفان، داشتن پیوندهای میان فردی با افراد مشهور دوران خود، شخصیت مردمسالارانه، توجه به افراد مختلف جامعۀ در آثار بهزاد که برخی از این ویژگیها به صورت واحد و برخی دیگر به شکل ادغام یافته در بیان تصویری به کار گرفته شدهاند.