ردپای نقش مایه های ساسانی (دوباله ها) در تزئینات قرآن چستربیتی
حوزههای تخصصی:
بررسی پیشینه آرایه های به کار رفته در نقوش اسلامی اهمیت ویژه ای دارد، چون می تواند به استمرار و پیوستاری جریان هنری در دو دوره حکومتی در یک سرزمین بیانجامد. هم چنین پیگیری و شناخت الگوهای ترسیمی در طراحی نقوش دوره پسااسلامی ایران می تواند به شناخت الگوهای اولیه و ریشه آرایه های تزئینی هنر اسلامی منجر گردد. یکی از نخستین نمونه هایی که می تواند به شناخت بُن مایه های نقوش دوران اسلامی بیانجامد، نقوش به کار رفته در قرآن ابن بواب (محفوظ در موزه چستربیتی) است. شباهت میان نقوش قرآن ابن بواب با نقوش دوباله های ساسانی بسیار زیاد است. از دریچه ریخت و ترسیم، مشابهت های ترسیمی میان نقوش دوباله های ساسانی و نقوش به کار رفته در این قرآن چنان زیاد است که می تواند این نظریه را تقویت نماید که ابن بواب با پیشینه ایرانی خود و با آشنایی با هنر و فرهنگ ایران باستان، توانسته از آن در جهت خلق نوآورانه نقوش این قرآن بهره گیرد. این شباهت ها تا جایی است که می توان نقوش ساسانی را به عنوان سرمشق قدیمی تر برای ابن بواب به حساب آورد. این مقاله با هدف ریشه یابی نقوش در قرآن ابن بواب شکل گرفته و در این مسیر داده ها بر اساس تطبیق شکلی و بیان توصیفی تدوین یافته است. بر اساس بررسی هر دو نمونه و ره گیری ریختی و شکلی داده ها، می توان احتمال داد که نقوش دوباله های ساسانی الگوی نخستین در طراحی نقوش قرآن چستربیتی هستند. در هر دو دسته، شکل قرینه اشک مانند همراه با ریزپردازهای پرمانند، حالت بال را به نقوش داده و در مرکزیت دایره مرکزی، حالتی از پرواز ایجاد کرده است. ریخت هر دو دسته، حالت تجرید شده دوبالی است که پرها جمع شده و از دو طرف به سمت بالا، با قوسی نرم در انتهای حرکت بال ختم می گردد. در نتیجه، پس از مشاهده و مقایسه دو دسته، می توان این گمان را تقویت کرد که نقوش دوباله های ساسانی حکم پیش متن هایی را داشته اند که با الهام از آن، ابن بواب توانسته نمونه های نوآورانه ای خلق کند.