فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
4 - 23
حوزههای تخصصی:
روند به اصطلاح «توسعهٔ جهانی» در زمانهٔ هم روزگار، همانا تشدید شکاف اجتماعی و ماندگاری فقرگسترده به ویژه در جهانِ جنوب است. این شکاف در افزایش سکونتگاه های فرودستان شهری با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر و قطبی شدن ثروت نزد یک درصد ثروتمندان جهان بازتاب داشته است. در ایران نیز شاهد رشد چشمگیر باشندگانِ سکونتگاه های فرودست و چندین برابر شدن آن ها در پنجاه سال اخیر (حدود ۲۵ میلیون نفر در بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی شهری) بوده ایم. رویارویی متداول با این مشکل ازسوی حکومت با فرادستی فرهنگی، برساخت اجتماعیِ منجر به سرکوب و حذف بوده است که با انگِ ننگ، انگلی بودن و جرم خیزی آن، زمینه سازی غیرقانونی بودن اسکان غیررسمی را فراهم کرده است؛ این درواقع خشونتی ساختاری است که زیست فضای برآمده از ارادهٔ خودبنیاد تهیدستان را مغشوش می کند. برنامه ریزان شهری با دانشی برخاسته از قدرت، و در سودای جهانی نوواره، با قواعد و طرح های شهرسازی به برون شدگی نیازمندترین شهروندان از فضای رسمی توسعهٔ شهر و خشونت ساختاری یاری می رسانند. ازاین رو، رهیافت مسئله مندی (پرابلماتیک)، بنیاد دانش کنونی را که خود تولید مسئله می کند به چالش می کشد و چاره جوئی ریشه نگرانه (رادیکال) برای پرداختن به علت برانگیزانندهٔ دیگر علت ها و معلول ها را برای برنامه ریزان سفارش می کند. در این نوشتار مسئله مندی غیررسمی بودگی فضائی در سطوح عام و خاص در ایران به بحث گذاشته می شود تا در پرتو این بینش، کنشِ دگرگونه ای برای رهائی هم میهن های تهیدستمان به بار نشیند. جانمایهٔ این بحث، کنارگذاشتن انگارهٔ توسعهٔ متداول در جهانِ شمال برای زدودن گسل های اجتماعی و باور به حق به شهر در جهانِ جنوب است و سپس، روی آوردن به انگارهٔ توسعه ای به گونه ای دیگر که دربرگیرندهٔ همگان و با تعادل اکولوژیک بر زمینهٔ ایران برای پایداری باشد. برای تحقق این برآیند، فرایندِ حکمروائی شایسته کلیدی است که از نتایج آن، رفع انحصارِ تولید فضا توسط فرادستان و پذیرش تولیدِ زیست فضای فرودستان به همراه توانمندسازی اجتماعات آن ها برای فرارویش به پایداری است.
بازشناسی راهکارهای پاسخ به نیاز کبوتران در معماری کبوترخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواسته ها و نیازهای کاربران، دو مؤلفه اساسی در طراحی معماری هستند. در بناهایی چون زیستگاه های مصنوعی آبزیان و کبوترخانه ها که کاربر غیر انسان است، امکان دریافت خواسته ها از طریق ارتباط های کلامی نیست؛ ازاین رو نیاز، مهم ترین مؤلفه کاربر است. هدف از تحقیق حاضر کشف روش های پاسخگویی به نیازهای کبوتران در کبوترخانه های ایران بوده است. روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی و پارادایم آن تفسیری بوده است. این تحقیق مبتنی بر روش شناسی تحلیل محتوا شکل گرفته است. برای طبقه بندی اطلاعات از دسته بندی نیازهای حیوانات استفاده شده است. این نیازها در سه دسته فیزیولوژیکی، ایمنی (امنیت) و رفتاری (روانی) جای گرفته اند. بر حسب فیش ها، نیازهای فیزیولوژیک در دسته های تغذیه (آب و غذا)، تهویه (تنفس) و آسایش حرارتی (حفظ دمای بدن) قرار داده شده اند. نیاز ایمنی در دو دسته ایمنی و امنیت جای گرفته است. در نهایت نیازهای رفتاری در دسته های عشق و قلمروپایی (و احساس تعلق) قرار داده شده اند. نتیجه آن شد که نیاز به تغذیه، توسط حفر چاه و مکان یابی (احداث در نزدیکی رودخانه ها یا مزارع کشاورزی) و همچنین به صورت غیر محیطی از طریق دانه پاشی پاسخ داده شده است. نیاز به تهویه توسط فلفلدان ها و سایر عناصر پاسخ داده شده است. آسایش حرارتی به روش بهره مندی از خشت با ضخامت مناسب در اقلیم گرم و خشک و همچنین کاهش بازشو در اقلیم سرد و روش های دیگری پاسخ داده شده است. نیاز ایمنی و امنیت به روش های متعدد کالبدی پاسخ گرفته اند که ایمنی به راهکارهای پایداری ساختمان و رفع خطرات ناشی از کالبد مربوط بوده است و امنیت به راهکارهای ممانعت از نفوذ سایر موجودات مخاطره آمیز مربوط بوده است. نیاز به عشق توسط لانه سازی و نیاز به قلمروپایی (و احساس تعلق) توسط نوارهای رنگی پاسخ داده شده اند. به عبارت بهتر، بیشتر نیازهای شناسایی شده برای کبوتران به صورت معمارانه (از طریق کالبد، سازه ، مکان یابی و...) در کبوترخانه های ایران پاسخ گرفته اند.
منظردیم یا منظر خشک؟ زری اسکیپ به کدام مفهوم نزدیک تر است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۱
70 - 81
حوزههای تخصصی:
در عرصه زبان علم، انتخاب دقیق اصطلاحات تخصصی از اهمیت بسزایی برخوردار است، چرا که ابهام یا عدم تطابق معنایی می تواند منجر به کژفهمی و عدم ترویج صحیح مفاهیم شود. «زری اسکیپ» به عنوان یک رویکرد طراحی منظر در اقلیم گرم و خشک، متکی بر اصولی هفت گانه است که هدف آن دستیابی به آبیاری بهینه در عین حفظ سرسبزی و پویایی منظر است. با این وجود، ترجمه های نادرست و تلقی های اشتباه، این رویکرد را به عنوان «منظر خشک» معرفی کرده اند که تصویری مغایر با ماهیت اصلی آن ارائه می دهد. در مقابل، مفهوم «دیم کاری» که ریشه در فرهنگ کشاورزی بومی ایران دارد، با تکیه بر سازگاری با اقلیم گرم و خشک و بهره گیری از منابع آبی متنوع، قرن ها است که در همزیستی با طبیعت استفاده شده است. در این پژوهش، با استفاده از مقایسه تطبیقی و روش تحلیل محتوا، به بررسی و واکاوی مفاهیم زری اسکیپ، منظر خشک و دیم کاری در زبان های مبدأ(انگلیسی) و مقصد(فارسی) پرداخته شده است. هدف از این پژوهش، ارائه درکی صحیح از زری اسکیپ، با مقایسه تطبیقی این مفهوم با معادل مصطلح «منظر خشک» و همچنین مفهوم «دیم کاری» است. بررسی ها نشان می دهد که اصول زری اسکیپ، هم راستایی قابل توجهی با مفهوم دیمکاری در باغ ایرانی دارد. هدف غایی این پژوهش، یافتن معادل مناسب تری برای واژه «xeriscape» در ادبیات طراحی منظر فارسی است تا از این طریق، تصویری دقیق تر و جامع تر از این رویکرد ارائه شود و تلقی رایج «منظر خشک» به «منظر دیم» یا منظر سبز پایدار تغییر یابد. این مهم، گامی اساسی در جهت ترویج رویکردهای نوین طراحی منظر منطبق با شرایط اقلیمی و فرهنگی ایران خواهد بود و به ارتقای کیفیت فضاهای باز و محیط زیست شهری کمک شایانی خواهد کرد. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تدوین دستورالعمل ها و استانداردهای طراحی منظر پایدار در اقلیم های گرم و خشک استفاده شود.
تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهر بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
1 - 15
حوزههای تخصصی:
تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهری یک فرآیند مهم است که برای شناسایی و ارزیابی تأثیرات زلزله بر سازه ها، زیرساخت ها، و جامعه در مناطقی که احتمال وقوع زلزله بالاست، انجام می شود.شهر بهبهان به علت وجود چهار گسل های فعال در پیرامون آن پتانسیل بالای در زلزله خیزی دارد. هدف مقاله حاضر بررسی میزان خطر پذیری زلزله با توجه به مولفه های شرایط محلی خاک اطلاعات ساختمان ها در بافت فرسوده شهر بهبهان می باشد. در این پژوهش از اصول روش های تحلیل ریسک زلزله مبتنی بر GIS با تمرکز بر مدل کارمانیا (KHM) و روش تحلیل احتمال خطر زلزله (PSHA) استفاده شده است. بر این اساس، کلیه پارامترهای مؤثر از جمله خصوصیات زمین شناسی، پریود غالب خاک و سرعت موج برشی، شیب ژئوئید، نوع رسوب و ضخامت آبرفت به پرونده های شکل تبدیل،طبقه بندی و در نهایت در پایگاه داده ی یکپارچه شامل توزیع و وضعیت ساختمان ها ترکیب و نقشه ریسک زلزله تهیه می گردد. نتایج نشان می دهد که در زلزله طرح حدود 45 درصد ساختمان ها به خرابی کامل و سایر ساختمان های موجود نیز به رده خرابی بسیار زیاد (تا 80 درصد) می رسند. در زلزله شدید همه ساختمان های موجود در این بخش بصورت کامل تخریب خواهند شد. با توجه به جمعیت ساکن در این بخش (12551 نفر) تلفات در زلزله طرح حدود 3765 و در زلزله شدید 9413 پیش بینی می شود. به این ترتیب برنامه ریزی قبل از زلزله برای بازسازی، مقاومسازی و بهسازی این منطقه، امداد حین زلزله و مدیریت پس از زلزله ضروری به نظر می رسد.
تحلیل شیوه های برداشت از تاریخ در معماری ایران در دوره های پهلوی اول و دوم
حوزههای تخصصی:
معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گسترده ای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبک های مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد به طوری که هم زمان تحت تأثیر سیاست های ملی گرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوه های مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکل گیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینه های اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانه ای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، داده های اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد که شیوه های برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبک های مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشت ها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکل دهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلق شده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.
تحلیل اثرات کالبدی-عملکردی برنامه های توسعۀ مرکز شهر بر بافت تاریخی اطراف آن (نمونۀ مورد مطالعه: سبزه میدان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
20-33
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهرهای ایران، به ویژه در مراکز شهری، با چالش هایی همچون فرسودگی کالبدی و تغییرات عملکردی مواجه هستند. برنامه های توسعه مرکز شهر با هدف ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و تقویت کارکردهای شهری اجرا می شوند، اما برخی موجب اختلال در ساختار تاریخی و کاهش انسجام اجتماعی محلات می شوند. این پژوهش با هدف بررسی اثرات برنامه توسعه سبزه میدان زنجان در دو بعد کالبدی و عملکردی بر ساختار مرکز تاریخی و بافت پیرامونی آن انجام شده است. روش تحقیق: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعه موردی است. جمع آوری داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد و برنامه های توسعه به همراه بازدید میدانی و مشاهده رفتار افراد انجام و اطلاعات به دست آمده با روش تحلیل محتوا و استدلال منطقی موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های بررسی پروژه سبزه میدان زنجان نشان می دهد که هرچند این طرح با افزایش حضورپذیری، تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیت فضای شهری همراه بوده، اما با ایجاد فضاهای یکپارچه به جای شبکه خرد محله ای، سلسله مراتب تاریخی، مراکز محلات و فضاهای جمعی خرد را تضعیف کرده است. کاهش تنوع کاربری های اجتماعی، تجاری و مذهبی در سطح محلات و انتقال فعالیت ها به مرکز شهر، تمرکز عملکردی و افت حیات محله ای را در پی داشته و موجب اختلال در دسترسی محلی، کاهش امنیت و افزایش کاربران غیرمحلی شده است. بااین حال، مداخلات بخش جنوبی همچون پیاده راه سازی و احیای سبزه میدان، با بهبود دسترسی شهری و تقویت ارتباط بصری، حضورپذیری و فعالیت های اجتماعی در مقیاس فرامحله ای را تقویت کرده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید دارد که موفقیت برنامه های توسعه در بافت های تاریخی مستلزم توازن میان ملاحظات کالبدی و عملکردی، حفظ پیوندهای اجتماعی محله ای و تقویت کیفیت زیست است. این مطالعه نشان می دهد که مداخلات مکان محور و توجه به مؤلفه های توسعه مکان مند، می تواند ضمن ارتقای عملکرد شهری، به حفظ انسجام بافت تاریخی کمک کند.
شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثردرفرایند تحقق پذیری پروژه های بازآفرینی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
13 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : تاکنون مدیران و دولتمردان در چارچوب رویکرد بازآفرینی شهری تلاش های بسیاری کرده اند، اما این تلاش ها نتوانسته اند مشکلات بافت های ناکارآمد را حل کنند. علت اصلی این ناکامی، نبود چارچوب و مدل مناسب برای ارزیابی تحقق پذیری این پروژه ها، به ویژه در فرآیند تهیه طرح ها بوده است. تاکنون، ارزیابی ها عمدتاً به تحقق پذیری محصول برنامه ها پرداخته اند و نه فرآیند تهیه آن ها.
اهداف : این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های مؤثر در فرآیند تهیه طرح های بازآفرینی شهری است.
روش ها : ابتدا، با استفاده از مطالعات اسنادی، چارچوب نظری تدوین شد. سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی و مرور دیدگاه های مشابه، معیارها و شاخص های اولیه مشخص شدند. برای بومی سازی و تطبیق با زمینه ایران، مصاحبه هایی با صاحب نظران انجام شد و نهایتاً اهمیت معیارها و شاخص ها از طریق پرسشنامه ای توسط بازیگران اصلی پروژه های بازآفرینی شهری در ایران تعیین و اولویت بندی شد.
یافته ها : پژوهش نشان داد که از میان ۱۴ معیار شناسایی شده، معیارهای صلاحیت کارفرما، مدیریت پروژه، قدرت اقتصادی و مالی، مشارکت عمومی و تعامل دستگاه ها بیشترین اهمیت را دارند. در مقابل، معیار تعامل قانونی و پشتیبانی علمی کمترین اهمیت را دارند.
نتیجه گیری : معیارهای مرتبط با ساختار قدرت (تمرکز) بیشترین اهمیت و معیارهای مرتبط با ساختار ارتباطی (عدم تمرکز) کمترین اهمیت را داشته اند.
مرور نظام مند سامانه های سایه انداز در اقلیم های گوناگون چارچوبی چندمعیاره برای بهینه سازی انرژی و آسایش کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
35 - 50
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در بسیاری از اقلیم های گرم، مرطوب و حتی معتدل، سازوکار کنترل تابش خورشیدی به معضلی پیچیده تبدیل شده است؛ زیرا سامانه های سایه انداز موجود اغلب صرفاً بر کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند و دیگر ابعاد مانند آسایش بصری، انسجام معماری و رفتار کاربران نادیده گرفته می شوند. در نتیجه، اجرای راهکارهای سایه اندازی فاقد نگاه چندمعیاره، گاه به خروجی هایی ناکارآمد و عدم مقبولیت در محیط های واقعی منجر می شود.هدف پژوهش: این مقاله با هدف پر کردن خلأ مذکور، به مرور نظام مند ۷۰ مطالعه منتخب می پردازد تا ضمن تبیین طبقه بندی جامع سامانه های سایه انداز برپایه اقلیم، فناوری، نوع بنا و ملاحظات کاربرمحور، چارچوبی یکپارچه برای انتخاب و طراحی بهینه این سامانه ها در شرایط متنوع اقلیمی ارائه دهد.روش پژوهش: رویکرد پژوهش برپایه دستورالعمل های مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی بنا شده است. در مرحله گردآوری، مقالات معتبر بین سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ از پایگاه های علمی گزینش و از نظر نوع سایه انداز، روش شناسی، شاخص های عملکردی و بافت اقلیمی بررسی شدند. سپس برمبنای تحلیل تطبیقی، یک چارچوب چندمعیاره تدوین شد که شبیه سازی های انرژی، بهینه سازی پارامتریک، ارزیابی کاربرمحور و کالیبراسیون میدانی را ادغام می کند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که راهکارهای موفق سایه اندازی، عموماً آنهایی هستند که میان کاهش بار حرارتی، تأمین روشنایی مطلوب، رضایت کاربران و ملاحظات زیست محیطی تعادل ایجاد می کنند. چارچوب پیشنهادی، با درنظرگرفتن چرخه های بازخوردی طراحی، اجرا و ارزیابی، پاسخی پویا به تغییرات اقلیمی و نیازهای کاربران ارائه می دهد و می تواند در ارتقای معماری پایدار و انسان محور مؤثر واقع شود.
نسبت حکمرانی خوب با توسعۀ پایدار (با تأکید بر مدیریت انرژی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۲
64 - 73
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر حکمرانی خوب بر مدیریت انرژی انجام شده است که براساس معیار هدف، یک پژوهش کاربردی و براساس معیار زمان گردآوری داده ها، در گروه پژوهش های پیمایشی و براساس معیار ماهیت داده ها و مبنای پژوهش، یک پژوهش کمّی محسوب می شود. حجم نمونه در این پژوهش با استفاده از جدول مورگان 217 نفر و جامعه آماری شامل مدیران و سرمایه گذاران گروه مدیریت انرژی ایران (IME) است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است که با نرم افزارهای آماری SPSS و AMOS تجزیه وتحلیل شده اند. معیارهای حکمرانی خوب شامل: «نتیجه گرایی، اثربخشی نقش ها و وظایف، ارتقای ارزش ها، شفاف سازی، ظرفیت سازی و پاسخ گویی»، تأثیر قابل توجهی بر مدیریت انرژی دارند. این پژوهش نشان داده است که حکمرانی خوب بر مدیریت انرژی در معیارهایی چون «نتیجه گرایی، ارتقای ارزش ها، پاسخ گویی، روابط توسعه ای، روابط دموکراتیک و روابط اجتماعی» تأثیر معنادار و مثبتی دارد. بنابراین تقویت حکمرانی خوب و توجه به این معیارها می تواند به عنوان راهکارهای مؤثری در بهبود مدیریت انرژی در کشورهای در حال توسعه مطرح شود.
ارتقای عملکرد لرزه ای ابنیه خشتی تاریخی (نمونه موردی: برج کبوتر استوانه ای امینی در روستای وِلاشان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
199 - 224
حوزههای تخصصی:
در طول سالیان متمادی، ساختارهای خشتی به عنوان الگویی رایج در تاریخ معماری ایران موردتوجه بوده اند. تا جایی که امروزه بخش قابل توجهی از این بناها به عنوان گونه ای حائز اهمیت از میراث معماری ایران شایسته حفاظت تلقی می گردند. یکی از چالش های جدی این گونه ساختمان ها حفاظت از آن ها در برابر مخاطرات طبیعی به ویژه دررابطه با زمین لرزه است. تاکنون بیشتر به ارتقای عملکرد لرزه ای بناهای خشتی مسکون انسانی در قیاس با دیگر انواع این گونه بناها پرداخته شده است. هدف این پژوهش بررسی استحکام بخشی لرزه ای کبوترخانه ها به عنوان میراث خشتی در حوزه میراث کشاورزی با تمرکز بر کبوترخانه امینی ولاشان است. مرور ادبیات موجود حاکی از فقدان پژوهش کافی در زمینه بررسی آسیب پذیری لرزه ای کبوترخانه هاست. پژوهش از حیث هدف از گونه پژوهش های کاربردی محسوب می شود. داده های موردنیاز تحقیق از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی به دست آمده و راهبرد مورد اتکای آن از نوع استقرایی است. همچنین تجزیه وتحلیل اطلاعات باتکیه بر مدل سازی رایانه ای و با روش توصیفی - تحلیلی صورت پذیرفته است. پس از مطالعه مستندات موجود درباره تاریخ و معماری برج های کبوتر و تکنیک ها و مصالح بومی به کاررفته در ساخت، آسیب شناسی انجام شده است. نتایج بیانگر عملکرد ضعیف سازه موجود در زلزله های آینده و ایجاد خسارات مشابه در صورت مرمت نمودن بدون مقاوم سازی است. نتایج تحلیل لرزه ای تحت تأثیر چهار رکورد زلزله در برج کبوتر امینی نشان داد، مدل تقویت نشده در برابر زلزله پایدار نمی ماند و پس از آن باتوجه به ضعف های موجود در سازه دچار گسیختگی کامل می شود؛ در نمونه تقویت شده با قراردادن یک عنصر افقی تقویت کننده چوبی و با کمترین مداخله ممکن، میزان تنش و جابه جایی در سازه به صورت نسبی کاهش یافت، لازم به ذکر است تنها با اعمال یک کلاف افقی چوبی سازه نسبت به مدل بدون تقویت نشده در برابر رکوردهای زلزله پایدار نماند و نیاز است تعداد بیشتری عناصر چوبی به صورت افقی و قائم به سازه اعمال شود تا در برابر زلزله های آتی پایدار بماند.
تحلیل تأثیر مدرنیزاسیون بر تغییرات کالبدی مسکن تبریز با تأکید بر تحولات سبک زندگی در دوره قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
83 - 98
حوزههای تخصصی:
تحولات شتابان مدرنیزاسیون در گذار از دوره قاجار به پهلوی، سبک زندگی ایرانیان را متحول ساخت و بازتاب کالبدی آن را در معماری مسکن بر جای گذاشت. با هدف پرکردن خلأ مطالعاتی پیرامون تأثیر تحول سبک زندگی بر کالبد مسکونی در دوره گذار قاجار/پهلوی، این پژوهش با روش ترکیبی تفسیری-تاریخی و مطالعه موردی چهار خانه شاخص (دو نمونه قاجاری و دو نمونه پهلوی) در شهر تبریز، نقش مولفه های سبک زندگی در تغییرات فضاهای مسکونی را بررسی می کند. بدین منظور داده های تاریخی همراه برداشت میدانی، نقشه ها و عکس های مستند، ویژگی های کالبدی نظیر مساحت کل و نسبت فضاهای باز/نیمه باز/بسته، تعداد و کارکرد اتاق ها، سیستم ورودی، تقسیم بندی اندرونی-بیرونی، تزئینات نما و الگوی مبلمان تحلیل شد. نتایج نشان می دهد خانه های دوره پهلوی در مقایسه با دوره قاجار با ابعادی کوچک تر، نسبت بیشتری از مساحت را به حجم ساختمان اختصاص داده و ایوان و حیاط های بزرگ را حذف کرده اند. فضاهای انعطاف پذیر چندعملکردی جای خود را به اتاق های اختصاصی و مبلمان صلب داد و سلسله مراتب ورودی ساده تر شد. افزون بر این، استفاده گسترده از مصالح نوین، سیستم های لوله کشی و روشنایی الکتریکی به تغییر تقسیم بندی داخلی خانه ها انجامید.
راهکارهای مصون سازی مخازن مایع در برابر تهدیدات انفجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
41 - 62
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تهدیدات انفجاری به عنوان یکی از چالش های مهم در حفاظت از مخازن مایع زنجیره تأمین انرژی، موردبررسی قرار گرفته است. مخازن مایع به دلیل آسیب پذیری بالا در برابر تهدیدات انفجاری، در صورت عدم حفاظت مؤثر، می توانند منشأ اثرات زنجیره ای و خسارات گسترده در زنجیره تأمین انرژی باشند. این پژوهش با رویکردی آمیخته از روش های کمی و کیفی، به ارائه نقشه راهی برای مصون سازی مخازن مایع در برابر این تهدیدات می پردازد. نتایج نشان می دهد که توجه به اصول تاب آوری نظیر جذب، آمادگی، سازگاری و بازیابی و همچنین الگوهای تاب آوری زنجیره تأمین از جمله آموزش و توانمندسازی کارکنان، افزایش ظرفیت ذخیره سازی و مراکز توزیع، سرمایه گذاری در زیرساخت های مقاوم، پراکنده سازی زنجیره تأمین و توزیع مراکز، بهره گیری از روش های متنوع حمل ونقل و تدوین برنامه های پاسخ اضطراری و دستورالعمل ها، نقشی مؤثر در کاهش آسیب ها و ارتقای عملکرد زنجیره تأمین انرژی دارد و چهارچوب علمی جامعی برای مصون سازی مخازن ارائه می کند. راهکارهای پیشنهادی در این پژوهش در سه قسمت طبقه بندی شده اند: مقاوم سازی مکان استقرار مخازن، مقاوم سازی سازه مخازن و راهبردهای مقابله و بازیابی از حوادث انفجاری. به عنوان نمونه، پراکنده سازی مخازن، مکان یابی، استفاده از سخت کننده های دیواره، دیوارهای محافظ و تدوین دستورالعمل های مدیریت بحران از جمله راهکارهای کلیدی پیشنهادی این تحقیق محسوب می شوند. در این مطالعه، روش های مدل سازی ریاضی نظیر لاگرانژی دلخواه-اویلری (ALE)، اویلری و هیدرودینامیک ذرات نرم (SPH) به عنوان ابزارهایی برای شبیه سازی انفجار و به کارگیری نقشه راه پیشنهادشده اند. نقشه راه پیشنهادی به مهندسان این امکان را می دهد تا با حرکت در مسیر آن مصون سازی مخازن مایع را به ارمغان آورند.
Rereading the 1990 Rudbar-Manjil Earthquake Recovery through Oral Historical Narratives(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
41 - 56
حوزههای تخصصی:
Iran is one of the most hazard-prone and vulnerable countries to disasters, with recurrent earthquakes causing severe human and economic losses. Yet, recovery has often been shaped by emergency-driven decisions, inadequate documentation, and weak institutional memory. The 1990 Rudbar-Manjil earthquake, the first major disaster to occur after the Islamic Revolution, marked a turning point in disaster management and reconstruction history. While significant, most existing studies have centered on official perspectives, overlooking the lived experiences of affected populations and practitioners. This study addresses that gap by revisiting the earthquake through oral history to preserve intangible heritage and extract lessons for future recovery. Using a qualitative approach, 63 semi-structured interviews were conducted with officials, decision-makers, and residents between July 2021 and February 2022. Purposive and snowball sampling were used to identify participants until data saturation was achieved. Transcriptions were systematically coded and thematically analyzed. This process produced a multi-perspective narrative of recovery, revealing both achievements and enduring challenges across institutional, social, and community dimensions. The Rudbar–Manjil case shows that durable disaster recovery depends on preparedness, effective governance, and community engagement. Preparedness requires pre-disaster frameworks and a process-oriented approach linking response and recovery. Strong governance relies on streamlined, transparent institutions, inter-agency coordination, and systematic information management. Embedding risk reduction throughout recovery ensures sustainability. Ultimately, community involvement is crucial: striking a balance between local participation and technical oversight enhances legitimacy and resilience. Addressing technical, institutional, and social dimensions together creates more effective and enduring recovery outcomes.
Study of Contextual Factors and Changes in the Physical Identity of Educational Buildings (Case Study: First Pahlavi High Schools in Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The beginning of the Pahlavi period marked the onset of rapid changes. Architects, alongside the ruling power in the new conditions, sought to create a new Iran that aligned with global thought, while simultaneously preserving identity and occasionally fostering a sense of nationalism. Both the building and the educational system changed in response to shifting times and political developments. The traditional educational system evolved into the modern educational system. The research method is historical-analytical, drawing on both field surveys and library studies. This article aims to explain the principles and components of architectural design, presenting spaces that align with the structure of contemporary life, thereby enabling continuity and connection between the past and the present. For this purpose, the present study selected valuable examples from the Pahlavi period to present the components of Tehran high schools and analyzed the data using SPSS software and the Kolmogorov-Smirnov test. Then, the sign test was used to examine the status of the research variables, and the non-parametric sign test was employed to investigate the relationship between the facade and plan characteristics of the Pahlavi and modern periods. Finally, it was concluded that a significant number of Pahlavi-era buildings were influenced by the structures of the modernist era, according to experts. These buildings, of course, possess identity and cultural value and can be introduced as valuable examples.
Investigating the Influence of Interstitial Spaces on the Architectural Identity of the Safavid Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۴ - Serial Number ۵۸, Autumn ۲۰۲۵
127 - 140
حوزههای تخصصی:
Safavid Isfahan (1501–1736) has long been celebrated for its monumental mosques, palaces, and gardens, yet scholarship has often privileged domes, façades, and ornament while neglecting the interstitial spaces that mediate between them. This study addresses that gap by examining the formative role of thresholds, corridors, galleries, gardens, and terraces in structuring experience and constructing architectural identity. A qualitative methodology was adopted, combining a systematic literature review, semi-structured interviews with eight leading scholars of Iranian and Islamic architecture, and detailed case analyses of the Imam Mosque, ʿAlī Qāpū Palace, and the Chahār-Bāgh School. Thematic coding of expert testimonies, triangulated with architectural evidence, revealed six interdependent domains of interstitial design: geometric order, spatial hierarchy, environmental intelligence, socio-cultural practice, sensory–spiritual orchestration, and political–aesthetic representation. The findings demonstrate that in Safavid architecture, interstitial spaces were not residual connectors but polyvalent instruments that simultaneously organized movement, moderated climate, encoded hierarchy, and materialized cosmological and ideological meanings. These results reframe Safavid design as a grammar of thresholds in which form, function, and symbolism are fused. Beyond historical insight, the study underscores the continuing relevance of interstitial design as a model for integrating climate, community, and cosmology in contemporary architectural practice.
تأثیر رضایت از مؤلفه های کالبدی- فضایی محله در پایداری اجتماعی و ادراک زیست پذیری (نمونه موردی: بافت مسکونی محلات قدیم اطراف بازار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
29 - 47
حوزههای تخصصی:
زیست پذیری و توجه به کیفیت های عملکردی آن از بخش های مهم و ضروری شهرنشینی در قرن معاصر است که در برابر بسیاری از مشکلات پیچیده زندگی شهری در جهان امروزی مطرح شده است. کیفیت زیست پذیری در محلات شهری و تبیین نقش واحدهای زیستی در ارتقاء پایداری اجتماعی، تاثیرپذیری فراوانی از کیفیتهای عملکردی و نقش متقابل آن دارد. اگرچه، مفهوم زیست پذیری در ابعاد مختلف فضایی و موضوعی مورد بحث قرار گرفته است، بررسی نقش آن بعنوان متغیری تاثیرپذیر از کیفیت های فضایی و متغیر میانجی پایداری اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت در جامعه بافت مسکونی اطراف بازار شهر اردبیل و با هدف توسعه کیفیت زیستی و حیات اجتماعی محله مزبور انجام یافته است. حجم نمونه 384 نفر براساس فرمول کوکران بدست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزار SPSS و Amos به روش معادلات ساختاری ( SEM) انجام شد. نتایج نشان داد که با مقایسه اثر کل هر شاخص روی زیست پذیری، عامل دسترسی بیشترین تاثیر را دارد. بعلاوه، ثابت شد که اثر غیرمستقیم پایداری اجتماعی بین ایمنی و نظم وحدت کالبدی زیست پذیری بیشتر است. این بدین معنی است که رضایتمندی بیشتر در پایداری اجتماعی بیشتر می تواند تاثیر ایمنی و آسایش اقلیمی بر روی زیست پذیری را افزایش دهد. راهکارهای پژوهش در توسعه امنیت و ایمنی بافت های شهری، کنترل نفوذپذیری شبکه ارتباطی و ارتقای کیفیت های محیطی از طریق توسعه فضاهای دلپذیر ارایه شده است.
ارزیابی تأثیر مدیریت پسماند شهری بر پایداری زیست محیطی (مطالعه موردی: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
23 - 36
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت پسماند شهری بر پایداری زیست محیطی در شهر رشت انجام شد. مدل مفهومی مطالعه بر اساس چارچوب نظری پایداری زیست محیطی طراحی شد که در آن مدیریت پسماند به عنوان متغیر مستقل و شاخص های طراحی و توسعه پایدار رودخانه های شهری و فضاهای سبز و پارک های شهری به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شدند. این مدل بر نقش مدیریت پسماند در بهبود کیفیت اکولوژیکی و خدمات اجتماعی-فرهنگی این زیرساخت ها تأکید دارد. روش پژوهش توصیفی-کمی بوده و داده ها از طریق توزیع پرسشنامه در میان شهروندان رشت جمع آوری شدند. نمونه گیری به صورت تصادفی در دسترس انجام شد و تعداد کافی پرسشنامه برای اطمینان از روایی مدل انتخاب گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS3 و مدل سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) انجام شد. یافته ها نشان داد که مدیریت پسماند تأثیر قابل توجهی بر پایداری رودخانه های شهری و سپس فضاهای سبز و پارک های شهری دارد. این تأثیرات با چارچوب نظری پژوهش همخوانی دارند، زیرا مدیریت مؤثر پسماند می تواند آلودگی های زیست محیطی را کاهش داده و کیفیت اکوسیستم های شهری و رفاه شهروندان را ارتقا دهد. با این حال، نارضایتی شهروندان از وضعیت فعلی رودخانه ها و فضاهای سبز نشان دهنده نیاز به بهبود مدیریت پسماند و طراحی زیرساخت های سبز است. این نتایج بر لزوم تقویت سیاست های مدیریت پسماند، آموزش تفکیک زباله، و طراحی مناسب فضاهای سبز و رودخانه ها برای دستیابی به پایداری زیست محیطی تأکید می کنند.
مطالعه تصویرآنلاین مقصدگردشگری شهر خلاق رشت با رویکرد متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
78 - 101
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شهر رشت یک مقصد مهم گردشگری شهری در استان گیلان و شمال ایران است. وجود جاذبه های متنوع گردشگری در همجواری این شهر، باعث شده تا شهر رشت اولویت اول گردشگران نباشد. این شهر با سایر مقاصد گردشگری روستایی و شهری هم جوار خود در رقابت برای جذب هرچه بیشتر گردشگران و حفظ آنان است. در این راستا مطالعه و به تصویر کشیدن تصویر مقصد گردشگری شهری از منظر ادراک گردشگران مورد توجه است. هدف: تصویر مقصد گردشگری مقدمه اصلی نیات رفتاری گردشگران است. یکی از جنبه های مهم مدیریت مقصد گردشگرپذیر شهر خلاق رشت، برنامه ریزی و توسعه تصویر آن است. این پژوهش با هدف گسترش و ارتقا گردشگری شهر رشت به مطالعه تصویر آنلاین شهر گردشگرپذیر و خلاق رشت، شناسایی ویژگی های برجسته و ارزیابی کیفیت، از دیدگاه کاربران در اینترنت و رسانه های اجتماعی می باشد. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش در دسته ی مطالعات کیفی قرار می گیرد. این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و از نظر هدف کاربردی است. در این پژوهش از روش متن کاوی، با استفاده از الگوریتم بدون نظارت «K-means» خوشه بندی شده است و مقدار K بهینه با استفاده از تکنیک های elbow و silhouette بدست آمده است. یافته ها : ویژگی های سازنده تصویر مقصد شهر گردشگر پذیر و خلاق رشت در سه خوشه کلی قرار گرفته است و در عنوان های غذا و خوراک، مجموعه میدان شهرداری، باغ های شهری و پارک ها و خدمات اقامتگاهی و رفاهی دسته بندی شده است. همچنین 88 درصد از محتوای ارائه شده در اینترنت از شهر رشت مثبت، 10 درصد منفی و 2 درصد دیگر خنثی تصور شده است. بنابراین تصویر مقصد گردشگری شهری رشت را مثبت تصور کرده اند. نتیجه گیری: در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده ی یک تصویر نسبتا مثبت درباره گردشگری شهر خلاق رشت است. در کنار بررسی و مطالعه ساختار تصویر مقصد گردشگری شهر خلاق رشت به عنوان نمونه مورد مطالعه، در این پژوهش یک چارچوب روش شناختی تحلیل کلان داده رسانه های اجتماعی در خصوص گردشگری شهری ارائه شده است.
سنجش ابعاد حکمروایی خوب شهری و عوامل کلیدی اثرگذار بر وضعیت آن در شهرهای قومی (مطالعه موردی: شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
18 - 41
حوزههای تخصصی:
حکمروایی شهری یکی ازالگوهای نوین مدیریت شهری است که به دنبال دستیابی به توسعه انسانی پایداروایجاد شهری پایداراست.این الگو برتعامل پویای سازمان های دولتی،نیروهای بازار و نهادهای اجتماعی تأکید دارد و شهروندان در آن نه تنها شرکت کننده فردی نیستند،بلکه به صورت سازمان یافته نقش دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی جامع ابعاد و شاخص های حکمروایی خوب شهری و عوامل موثر در وضعیت امروز این ابعاد در شهر یاسوج است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی و با توجه به هدف، از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان، متخصصین و کارشناسان آگاه به موضوع حاضر و روش های آینده پژوهی است. نمونه پژوهش نیز به ترتیب 50 نفر از خبرگان برای بررسی وضعیت ابعاد حکمروایی و 15 نفر نیز برای علت یابی وضع موجود بود که با نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش پنل دلفی انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای SPSS ،Mic Mac و Scenariowizard استفاده شد.نتایج پژوهش نشان داد،شهر یاسوج ازنظر حکمروایی خوب شهری وابعاد مورد بررسی آن وضعیت مناسبی ندارد ودر این بین ابعاد مشارکت،قانون مداری و امنیت وهمچنین گویه های میزان رضایت ازمشارکت شهروندان درتصمیم گیری های شهری،تعدد خدمات تأثیرگذاردربهبودامنیت فضایی،عدالت جنسیتی درشهر،زیباسازی شهرتوسط شهرداری،همبستگی بین مردم ومسئولان ازطریق پاسخ گویی مدیران دارای بدترین شرایط دربین ابعادوشاخص های موردبررسی بودند.همچنین نتایج تحلیل اثرات متقاطعدرنرم افزارمیک مک نشان داد،عوامل حاکمیت نگاه قومی وطایفه ای درمدیریت شهری،مدیران ناآشنا بامبانی برنامه ریزی شهری،ساختار تصمیم گیری بالا به پایین،عدم هماهنگی بین نهادهای مدیریت شهری وعدم مشارکت باساکنین درطرح های توسعه شهری دارای بیش ترین اثرگذاری بروضعیت امروزحکمروایی درشهریاسوج هستند.درآخر نیز باسناریونویسی به ارائه راهبردهای نوین اقدام شد.
کالبدشکافی یک شکست: تحلیل شکاف میان نظریات برنامه ریزان شهری و مسائل واقعی حاکم بر سکونت گاه های غیر رسمی (مطالعه موردی کمپ بی بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
56 - 63
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های غیررسمی، به عنوان یکی از چالش های پیچیده شهری در ایران، نیازمند رویکردهایی فراتر از مداخلات سنتی و کالبدی هستند. این پژوهش با تمرکز بر سکونتگاه غیررسمی کمپ B (شهرک شهید صباغان) در بندر امام خمینی، به کالبدشکافی دلایل شکست نظام مند پروژه های بازآفرینی در این منطقه می پردازد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل مبتنی بر نظریه زمینه گرا و تحلیل محتوای عمیق مصاحبه با سه گروه از کنشگران کلیدی (دولتی، متخصصان و ساکنان) و همچنین تحلیل فراوانی داده ها برای سنجش وزن موضوعی هر مقوله است. یافته های پژوهش نشان می دهد که کانون اصلی بحران، نه در مسائل اجرایی، بلکه در ریشه های عمیق مدیریتی نهفته است. بر اساس تحلیل فراوانی، مقوله حکمرانی ناکارآمد و گسست از زمینه با اختصاص ۴۱ کد باز، به عنوان مرکزی ترین بُعد شکست شناسایی شد. این مقوله که شامل آسیب شناسی در شناخت اولیه، رویکرد بالا-به-پایین و حذف مشارکت مردم است، بستر اصلی شکست را فراهم آورده. در رتبه دوم، پیامدهای چندبعدی ویرانگر با ۲۵ کد باز قرار دارد که در میان آن، «تخریب کالبدی» با ۱۱ کد، مشهودترین نتیجه این ناکارآمدی بوده است. جالب آنکه، مقوله ضرورت گذار پارادایمی ۱۰ کد باز از مقوله «فرآیندهای فرسایشی» (۹ کد باز) فراوانی بیشتری دارد که نشان دهنده تمایل شدید ذی نفعان به تغییرات بنیادین است. این مقاله نتیجه می گیرد که شکست پروژه، اساساً یک بحران پارادایمیک و مرتبط با الگوی حکمرانی است. لذا هرگونه مداخله مؤثر در آینده باید از راه حل های صرفاً تکنیکی فراتر رفته و بر اصلاح مدل حکمرانی به سوی رویکردی مشارکتی، زمینه مند و مردم محور متمرکز شود.