پارالویید B72 فرم تجاری کوپلیمری از متیل اکریلات و اتیل متا اکریلات است که به طور گستردهای در مرمت آثار تاریخی از آن استفاده شده است. با توجه به استفاده وسیع آن در مرمت آثار چوبی در ایران تاثیرات این ماده در چوب مورد بررسی قرار گرفت. تحقیقات نشان دهنده تاثیرات متنوع این ترکیب در آثار مدفون و ساختارهای چوبی معماری می باشد. البته تغییرات متفاوت ساختارهای تشکیل دهنده چوب تاثیر زیادی بر نتایج استفاده از پارالویید خواهد داشت. ایجاد جمع شدگی در ساختار سلولی، تخریب ساختار پلیمر در طول زمان و ایجاد تغییرات در خصوصیات ماده چوب از موارد محدود کننده استفاده و تاثیرات استحکامی مطلوب و کیفیات چسبندگی مناسب از جمله تاثیرات مثبت این ترکیب به شمار رفته ند. بر اساس بررسی ها و مقایسه های انجام شده، استفاده از پارالوییدB72 در آثار کوچک نسبتا مطلوب قلمداد شده و در آثار حجیم و در ساختارهای معماری نامناسب تلقی گردیده است و در صورت استفاده، اصلاح ویژگی های رزین با افزودنی ها و استفاده از حلال های مخلوط پیشنهاد می شود.
با توجه به اینکه در میان اهالی میراث فرهنگی تعاریف مشخص و ثابتی از برخی از واژگان وجود ندارد، در این مقاله تعاریف بنیادین در خصوص این کلمات ارائه گردیده است؛ اگرچه ارزش یابی و ارزش گذاری میراث فرهنگی باید به طور اصولی و با توجه به فاکتورهای مختلف مورد بررسی قرار گیرد، اما در ایران کمتر شاهد بوده ایم که نهادی، چه دولتی و چه مردمی، به طور علمی و منصفانه، تأثیر مقررات حفاظت از میراث فرهنگی را نقد و بررسی کند.
برای « کسانی که فرهنگ را نه یک میراث و نه ابزاری برای سلطه یا تمایز، بلکه همچون راهی آزادیبخش قلمداد میکنند». بوردیو در سال های اخیر، به تبع اهمیتی که فرهنگ در جوامع پسا-صنعتی جدید یافته است، جامعه شناسی هنر نیز از صورت یک گرایش حاشیه ای به یکی از گرایشات مهم جامعه شناسی بدل گردیده است. آموزش جامعه شناسی هنر اما با موانع جدی روبروست که از آن جمله میتوان به بیگانگی دانشجویان با دنیای هنرها اشاره نمود. موضوع این مطلب اشاره به موانع آشکار و پنهان آموزش جامعه شناسی هنر در ایران با استفاده از چارچوب نظری پییر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی ست. در سال های اخیر، به تبع اهمیتی که فرهنگ در جوامع پسا-صنعتی جدید یافته است، جامعه شناسی هنر نیز از صورت یک گرایش حاشیه ای به یکی از گرایشات مهم جامعه شناسی بدل گردیده است. آموزش جامعه شناسی هنر اما با موانع جدی روبروست که از آن جمله میتوان به بیگانگی دانشجویان با دنیای هنرها اشاره نمود. موضوع این مطلب اشاره به موانع آشکار و پنهان آموزش جامعه شناسی هنر در ایران با استفاده از چارچوب نظری پییر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی ست.